بازارسال شده از پادکست راویان نور✨
حسینیه نور - قسمت بیست و ششم.mp3
۰۳:۵۲-۴.۳۴ مگابایت
«بُرَیر»، همان که کوفه با صدایِ قرآنش انس گرفته بود، در کربلا با آزمونی سخت روبرو شد؛ شاگردانی که راه را بر معلمِ حقیقت بسته بودند. او باید آخرین درسِ عمرش را نه با کلمات، که با خونش تفسیر میکرد.
گاهی بزرگترین امتحانهای زندگی، درست در جایی رخ میدهند که انتظارش را نداریم: وقتی حقیقت، رودررویِ باورهای ما میایستد، چقدر حاضریم برای حفظِ اصالتمان بهایِ جان بپردازیم؟
۱
۵:۰۸
تو آشنای همیشگی ما هستی؛ همهٔ ما ایرانیها. همهٔ مایی که پزِ این را میدهیمْ تو در آغوشِ خاکِ ما آرمیدهای. تو در پوشهٔ خاطراتِ همهٔ ما، یک عالمه لحظههای اشکیِ خوشمزهٔ شیرینی. تو از همه مهربانتری، بزرگترین نعمتِ خدا؛ امام رضا(ع).«مَا عرفناكَ حقّ معرفتِك...»#آشنای_من@mohajer128
۱۱۱
۱۹:۵۱
در این غروب پایانی ماهِ صفر، برای جدِ بزرگوارم، که سالها خادم افتخاریِ حرم حضرت شاهچراغ بود، فاتحهای محبت کنید. این نهمین سال است که او را ندارم و عمیق از نبودنش غمگینم. میدانم که در عالم دیگر مرا میبیند و جویای احوال من است. امّیدوارم از من راضی باشد. بیشترین چیزی که از او به یاد دارم، بستنیهایی بود که همیشه برایمان میخرید، اینکه نماز صبحها هم به مسجد میرفت و خیلی خندهرو بود. بهش میگفتم؛ #باباجونْ_زارعی.
@mohajer128
@mohajer128
۱۴۱
۱۵:۴۶
بازارسال شده از پادکست راویان نور✨
Revaiat Natamam 5.mp3
۰۳:۲۶-۴.۰۲ مگابایت
محمد، تکپسرِ مادر و کوچکترین عضوِ ناو دنا بود؛ جوانی که از کودکی رؤیای پوشیدن لباسِ نیروی دریایی را داشت. 
️ برای یک مأموریت آموزشی راهی اقیانوس هند شد؛ با چند مشت خاک از سرزمینش در دل و هزاران رؤیای ناتمام… 
قسمت پنجم #روایت_ناتمام ، روایتِ محمد و جوانانی که قرار بود به خانه برگردند، اما سهمشان از دریا، سفری ابدی شد…
این قسمت رو از دست ندید.
" />
نویسنده: مطهره زارعی
گوینده: سارا قاری
تنظیمگر: محمدصادق حیدرنژاد
مدیر تولید: فاطمه علیزادهآدرس ما: تلگرام | اینستاگرامبله | ایتا | سروش | آپارات 
قسمت پنجم #روایت_ناتمام ، روایتِ محمد و جوانانی که قرار بود به خانه برگردند، اما سهمشان از دریا، سفری ابدی شد…
۱
۲۲:۰۳
آبنباتِ سالروز به امامت رسیدن شماست آقای من. یعنی آن روزی که شیرینی ظهورتان را پخش میکنند، ما زندهایم؟
#کی_شود_روی_تو_بینم#دل_تنگ_آنکه_ندیدمش
@mohajer128
#کی_شود_روی_تو_بینم#دل_تنگ_آنکه_ندیدمش
@mohajer128
۱۴۳
۰:۰۲
tavashi_mix_mastering_115309.mp3
۰۵:۲۴-۱۲.۳۷ مگابایت
دو سه سال پیش، این اولین کاری بود که برای ضبطش، با جمعی از دوستانم رفتیم استودیو؛ قطعه رو ضبط کردیم و «یامُحمّدﷺ» شد اولین اثرِ رسمیِ گروه تواشیحمون. بعد از مدتها مجدد گوشش دادم، رفتم به خاطراتِ روزهای تولید این کار. و درنهایت قلبم دوباره پر از ذوق شد از اینکه برای کسی خوندم که تمام دین، آیین و بهتره بگم تمامِ زندگیم رو مدیونش هستم.تقدیم به رسولِ خاتم؛مهربانترین پیامبَر عالم.🤍اگر دوستش داشتید، با دوستانتون به اشتراک بذارید. و به نیابت از اعضای کانال #مُهـٰاجر صلواتی هدیه کنید محضرِ یگانه نَبیمون.
@mohajer128
@mohajer128
۱۱۰
۰:۳۶
از کسانی که تابهحال شهر تو و مزار تو و محلِ قدمهای تو را زیارت کردهاند، چیزهای عجیبی شنیدهام؛ همه با اشتراکِ نظر از احساساتی میگویند که هیچجا جز کنار تو تجربه نکردهاند. تو صاحب قلبی به وسعت خدای آسمانهایی! تو همهٔ مهری هستی که خدا از ازل و تا ابد آفرید؛ برای همین هم خدا به تو دختر داد. چون تو با قلب دخترها از همه آشناتر بودی. من امروز آرزو میکنم یک روز در شهرِ زیبای تو و در نزدیکترین نقطه به محلِ روحانی پیکرتْ نفس بکشم. من تا آن روز هر جا بروم، آنجا را مدینه تصور میکنم؛ مدینهٔ محمد ﷺ.@mohajer128
۹۱
۲۲:۰۱
هنوز به تو فکر میکنم؛ به تلخیِ زهرماریِ روز از دست دادنَت. هر چقدر با خودم حرف میزنم تا ذهنم قبول کند دیگر نیستی، بیفایده است. هنوز با خیالِ زنده بودنت زندگی میکنم. هر بار میبینمت، هزارباره میمیرم و هزارباره زنده میشوم. کاش دلتنگیات به من رحم کند. عزیزِ شهیدم.
@mohajer128
@mohajer128
۱۱۶
۱۷:۳۵
حکایتِ دستها؛ اینبار به میزبانیِ بانوی کریمه. در سالروز ورود پر برکتشان به شهر نورانیِ قــم. بیست و سومِ ربیــعالأول. به نیابت از شما اهالیِ خوب #مُهـٰاجر.

@mohajer128
@mohajer128
۵۹
۱۹:۳۰