ماجرای درگیری پوریا رادمنش، جوان هندزفری به گوش با پلیس!
┄┅┅❅
۲.۷K
۴:۰۳
مدیر یک مجموعه ای به من گفت:
از کارمندانم تقدیر نمی کنم که پررو نشوند.
بهش گفتم:
شک نکن اون ها صرفا در حد رفع تکلیف برات کار می کنند که پررو نشوی!
#محمد_جواد_علی_اکبریانسه شنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ارتباط با من ble.ir/Mjavad_Aliakbarian نشانی کانال من : ble.ir/mohamad_javad_aliakbarian
۱.۵K
۳:۳۶
اشتباهی که دوباره تکرار شود، اشتباه نیست!
تصمیم است!
┄┅┅❅
۱.۳K
۲:۴۷
در اکثر موارد اقدام بعدی تو از اشتباه قبلی ات تعیین کننده تر است!
┄┅┅❅
۱.۲K
۵:۳۴
هنر یک معلم خوب تدریس کردن نیست.
بلکه
هنرش در ایجاد موقعیت های ناب یادگیری برای متربی اش است
┄┅┅❅
۱.۲K
۱:۴۹
#اسکان_رایگان#قم_المقدسة
اسکان رایگان در ایام شهادت حضرت معصومه (سلام الله علیها)به نیت سلامتی و تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
در ایام شهادت کریمه اهل بیت(سلاماللهعلیها)، اسکان رایگان در قم برای زائرین عزیز به مدت سه روز از یکشنبه تا سهشنبه، ۸ الی ۱۰ ربیع الثانی (۲۹ الی ۳۱ شهریور ماه) فراهم شده است.
شما میتوانید با استفاده از منازل، مساجد و حسینیهها، به همراه شامل صبحانه، ناهار و شام، اقامت داشته باشید.
برای هماهنگی، لطفاً به آیدی زیر در پیامرسان ایتا پیام بدهید:@Seyyed_Abdolreza_Tabasiبه نام: سید عبدالرضا طبسی حائری
جهت سهیم شدن در مخارج و کمک به این طرح، مبلغ مورد نظر را به شماره کارت زیر واریز نمایید:
شماره کارت:6037998800401910
شماره شبا:IR820170000000369781453006به نام: هیئت عباسیه صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
با نشر حداکثری این پوستر، خود را در خدمترسانی به زائرین شریک کنید.
هیئت عباسیه صاحب الزمان
(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
https://t.me/AbbasiehSahebalZaman
۱.۷K
۱۵:۴۶
پروردگارتان دوست نمی دارد که ناله و شکایت از روزگار را نزد سایر بندگانش ببرید.
┄┅┅❅
۷۱۲
۱۸:۴۵
بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا صاحب الزمان
از انباشت داده تا زایش خرد؛ آنچه در کلاس ما جریان دارد
" />
محمدجواد علیاکبریان
مدتی است که در ذهنم پرسشی رها نمیشود:
آنچه در کلاس ما به دانشآموز منتقل میشود، واقعاً چیست؟ آیا او «میفهمد» یا فقط «میداند»؟ و تفاوت این دو، کجای زندگیاش آشکار میشود؟
برای پاسخ به این پرسش، شاید لازم باشد سری به ادبیات مدیریت دانش بزنیم؛ جایی که زنجیرهای را ترسیم میکنند به نام «هرم دانش»: داده → اطلاعات → دانش → خرد. این زنجیره، اگرچه در ظاهر متعلق به دنیای سازمانها و فناوری است، اما بهشدت با بحث ما در تعلیم و تربیت گره خورده است. چراکه بخش عمدهی آنچه در روشهای سوالمحور نصیب دانشآموز میشود، در همان پلهی اول، یعنی «داده»، متوقف میماند.
اجازه بفرمایید که این تفاوت را کمی باز کنم.
داده؛ مادهٔ خام و بیبافت «داده» مادهای خام و بیبافت است. بهتنهایی نه معنا دارد، نه جهت، نه کاربرد. «۳۸» یک داده است. «پاریس» یک داده است. «۲+۲=۴» هم یک داده است. دادهها منفصلاند، فاقد زمینهاند و بهخودیخود تصمیمساز نیستند. میتوان آنها را انبوه کرد، ذخیره کرد، حفظ کرد؛ اما این انبوهشدن، لزوماً به فهم یا بینش منتهی نمیشود.
داده، ورودی است؛ نه خروجی. داده، پتانسیل است؛ نه فعلیت.
و اینجاست که حساسیت بحث روشن میشود: در روش سوالمحور، وقتی معلم پاسخهای آماده را در اختیار دانشآموز میگذارد، او این پاسخها را دریافت میکند، اما غالباً آنها را در شبکهای از معنا و ارتباط قرار نمیدهد. نتیجه، انبوهی از دادههای منفصل است: «پایتخت فرانسه پاریس است»، «آب در ۱۰۰ درجه میجوشد»، «نماز صبح دو رکعت است». دانشآموز ممکن است در امتحان همه را درست پاسخ دهد، اما از بهکارگیریشان در موقعیت واقعی ناتوان بماند.
چون داده، بهخودیخود، قدرت تحلیل و تصمیمسازی نمیآورد.
اطلاعات؛ دادهای که معنا یافته است اما «اطلاعات» دادهای است که پردازش شده، سازمان یافته، در بافت قرار گرفته و معنا پیدا کرده است. اطلاعات، داده را از حالت خام و بیربط خارج میکند و به آن نسبت و رابطه میبخشد.
«دمای بدن ۳۸ درجه است» یک اطلاعات است؛ چون زمینه دارد و معنا یافته. «پاریس به دلیل موقعیت جغرافیایی، اقتصادی و تاریخی خود پایتخت فرانسه شد» نیز یک اطلاعات است؛ چون دادههای پراکنده را به هم وصل کرده و توضیح میدهد.
اطلاعات، عدمقطعیت را کاهش میدهد و زمینهٔ تصمیمگیری را فراهم میکند. داده پاسخ به «چه» است؛ اطلاعات پاسخ به «چه، چرا، چگونه و به چه کار میآید». داده، مادهٔ خام است؛ اطلاعات، محصول پردازش. داده، فاقد زمینه است؛ اطلاعات، وابسته به زمینه. داده، کمهزینه و انبوه است؛ اطلاعات، ارزشمند و گزینشی.
مسئلهمحوری؛ کارگاهی برای تبدیل داده به اطلاعات حالا ببینیم این تبدیل، کجا اتفاق میافتد. در روش مسئلهمحور، دانشآموز با موقعیتی مبهم و چالشبرانگیز روبهرو میشود. برای مواجهه با آن، ناچار است دادهها را جمعآوری کند، غربال کند، دستهبندی کند، ارتباطشان را کشف کند و در نهایت به یک جمعبندی معنادار برسد.
اینجاست که داده، به اطلاعات تبدیل میشود.
مثال عینیاش: فرض کنید مسئله این باشد که «چگونه برای سفر به فرانسه برنامهریزی کنیم؟» دانشآموز باید دادههایی دربارهٔ هزینهها، آبوهوا، فاصلهها، روادید و جاذبهها جمع کند. سپس این دادهها را با هم مقایسه و تحلیل کند تا به این اطلاعات برسد که «بهترین زمان سفر اردیبهشت است، چون هزینهها کمتر و هوا معتدلتر است». این دیگر داده نیست؛ اطلاعات است. اطلاعات، معنادار، بافتدار و قابلاستفاده است.
در چنین فضایی، دانشآموز صرفاً مصرفکنندهٔ اطلاعات آماده نیست؛ خودش «تولیدکنندهٔ اطلاعات» است. و همینجاست که یادگیری، از سطحِ انباشت به سطحِ پردازش ارتقا مییابد.
از داده تا خرد؛ مسیری که باید پیموده شود اگر این مسیر ادامه یابد، دانشآموز میتواند از اطلاعات به «دانش» و از دانش به «خرد» برسد. هدف نهایی تربیت هم همین است: عبور از انباشت داده به فهم اطلاعات، و از آن به بینش و خرد.
و این، دقیقاً همان چیزی است که در گفتمان تربیت فطرتگرا دنبالش هستیم. تربیت، انبار کردن داده در ذهن نیست؛ فراهم آوردن فضایی است که متربی خودش دادهها را پردازش کند و به فهم برسد. آنجاست که معنا زاده میشود، نه آنجاکه پاسخها از پیش آماده تحویل داده میشوند.
پس شاید بهتر باشد، پیش از هر چیز، از خود بپرسیم: در کلاس من، داده جریان دارد یا اطلاعات؟ انباشت رخ میدهد یا پردازش؟ و دانشآموز، مصرفکننده است یا تولیدکنندهٔ معنا؟
از انباشت داده تا زایش خرد؛ آنچه در کلاس ما جریان دارد
مدتی است که در ذهنم پرسشی رها نمیشود:
آنچه در کلاس ما به دانشآموز منتقل میشود، واقعاً چیست؟ آیا او «میفهمد» یا فقط «میداند»؟ و تفاوت این دو، کجای زندگیاش آشکار میشود؟
برای پاسخ به این پرسش، شاید لازم باشد سری به ادبیات مدیریت دانش بزنیم؛ جایی که زنجیرهای را ترسیم میکنند به نام «هرم دانش»: داده → اطلاعات → دانش → خرد. این زنجیره، اگرچه در ظاهر متعلق به دنیای سازمانها و فناوری است، اما بهشدت با بحث ما در تعلیم و تربیت گره خورده است. چراکه بخش عمدهی آنچه در روشهای سوالمحور نصیب دانشآموز میشود، در همان پلهی اول، یعنی «داده»، متوقف میماند.
اجازه بفرمایید که این تفاوت را کمی باز کنم.
داده؛ مادهٔ خام و بیبافت «داده» مادهای خام و بیبافت است. بهتنهایی نه معنا دارد، نه جهت، نه کاربرد. «۳۸» یک داده است. «پاریس» یک داده است. «۲+۲=۴» هم یک داده است. دادهها منفصلاند، فاقد زمینهاند و بهخودیخود تصمیمساز نیستند. میتوان آنها را انبوه کرد، ذخیره کرد، حفظ کرد؛ اما این انبوهشدن، لزوماً به فهم یا بینش منتهی نمیشود.
داده، ورودی است؛ نه خروجی. داده، پتانسیل است؛ نه فعلیت.
و اینجاست که حساسیت بحث روشن میشود: در روش سوالمحور، وقتی معلم پاسخهای آماده را در اختیار دانشآموز میگذارد، او این پاسخها را دریافت میکند، اما غالباً آنها را در شبکهای از معنا و ارتباط قرار نمیدهد. نتیجه، انبوهی از دادههای منفصل است: «پایتخت فرانسه پاریس است»، «آب در ۱۰۰ درجه میجوشد»، «نماز صبح دو رکعت است». دانشآموز ممکن است در امتحان همه را درست پاسخ دهد، اما از بهکارگیریشان در موقعیت واقعی ناتوان بماند.
چون داده، بهخودیخود، قدرت تحلیل و تصمیمسازی نمیآورد.
اطلاعات؛ دادهای که معنا یافته است اما «اطلاعات» دادهای است که پردازش شده، سازمان یافته، در بافت قرار گرفته و معنا پیدا کرده است. اطلاعات، داده را از حالت خام و بیربط خارج میکند و به آن نسبت و رابطه میبخشد.
«دمای بدن ۳۸ درجه است» یک اطلاعات است؛ چون زمینه دارد و معنا یافته. «پاریس به دلیل موقعیت جغرافیایی، اقتصادی و تاریخی خود پایتخت فرانسه شد» نیز یک اطلاعات است؛ چون دادههای پراکنده را به هم وصل کرده و توضیح میدهد.
اطلاعات، عدمقطعیت را کاهش میدهد و زمینهٔ تصمیمگیری را فراهم میکند. داده پاسخ به «چه» است؛ اطلاعات پاسخ به «چه، چرا، چگونه و به چه کار میآید». داده، مادهٔ خام است؛ اطلاعات، محصول پردازش. داده، فاقد زمینه است؛ اطلاعات، وابسته به زمینه. داده، کمهزینه و انبوه است؛ اطلاعات، ارزشمند و گزینشی.
مسئلهمحوری؛ کارگاهی برای تبدیل داده به اطلاعات حالا ببینیم این تبدیل، کجا اتفاق میافتد. در روش مسئلهمحور، دانشآموز با موقعیتی مبهم و چالشبرانگیز روبهرو میشود. برای مواجهه با آن، ناچار است دادهها را جمعآوری کند، غربال کند، دستهبندی کند، ارتباطشان را کشف کند و در نهایت به یک جمعبندی معنادار برسد.
اینجاست که داده، به اطلاعات تبدیل میشود.
مثال عینیاش: فرض کنید مسئله این باشد که «چگونه برای سفر به فرانسه برنامهریزی کنیم؟» دانشآموز باید دادههایی دربارهٔ هزینهها، آبوهوا، فاصلهها، روادید و جاذبهها جمع کند. سپس این دادهها را با هم مقایسه و تحلیل کند تا به این اطلاعات برسد که «بهترین زمان سفر اردیبهشت است، چون هزینهها کمتر و هوا معتدلتر است». این دیگر داده نیست؛ اطلاعات است. اطلاعات، معنادار، بافتدار و قابلاستفاده است.
در چنین فضایی، دانشآموز صرفاً مصرفکنندهٔ اطلاعات آماده نیست؛ خودش «تولیدکنندهٔ اطلاعات» است. و همینجاست که یادگیری، از سطحِ انباشت به سطحِ پردازش ارتقا مییابد.
از داده تا خرد؛ مسیری که باید پیموده شود اگر این مسیر ادامه یابد، دانشآموز میتواند از اطلاعات به «دانش» و از دانش به «خرد» برسد. هدف نهایی تربیت هم همین است: عبور از انباشت داده به فهم اطلاعات، و از آن به بینش و خرد.
و این، دقیقاً همان چیزی است که در گفتمان تربیت فطرتگرا دنبالش هستیم. تربیت، انبار کردن داده در ذهن نیست؛ فراهم آوردن فضایی است که متربی خودش دادهها را پردازش کند و به فهم برسد. آنجاست که معنا زاده میشود، نه آنجاکه پاسخها از پیش آماده تحویل داده میشوند.
پس شاید بهتر باشد، پیش از هر چیز، از خود بپرسیم: در کلاس من، داده جریان دارد یا اطلاعات؟ انباشت رخ میدهد یا پردازش؟ و دانشآموز، مصرفکننده است یا تولیدکنندهٔ معنا؟
۱.۸K
۴:۲۵
دریا در استکان کسی ریختن خطاست.
نیکی که از حد بگذرد اصلا ثواب نیست!
┄┅┅❅
۶۲۰
۴:۰۶
مدیریت زمان آن کسی خوب است،
که
تعلل را با صبر
و
صبر را با تعلل
اشتباه نمی گیرد!
┄┅┅❅
۴۲۲
۱۹:۲۹