لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
م
۳۹ عضو

ملاقات

مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲ دی ۱۴۰۴
#ختم_سوره_واقعه
undefinedشروع از دوشنبه ای که اول ماه باشد
undefinedروز دوشنبه اول ماه رجب
برای افزایش رزق و برآورده‌شدن حاجات مهمundefined
آیت‌الله بهجت رحمه‌الله برای افزایش روزی و برآورده شدن حاجات مهم، ختم سورۀ «واقعه» را به اطرافیان خود توصیه می‌کردند. دستور این ختم بدین شرح است:
چون اول ماه قمری دوشنبه باشد، شروع کند به خواندن این سورۀ مبارکه، با طهارت و رو به قبله. روز اول یک مرتبه، روز دوم دو مرتبه و روز سوم سه مرتبه و همچنین تا چهاردهم، چهارده مرتبه بخواند و بعد از تلاوت سورۀ مبارکه، هر روز این دعا را بخواند :
يا مُسَبِّبَ الاَسْبابِ وَ يا مُفَتِّحَ الاَبْوابِ اِفْتَحْ لَنا الْاَبْوابَ وَ يَسِّرْ عَلَيْنَا الْحِسابَ وَ سَهِّلْ عَلَيْنَا الْعِقابَ [الصِّعابَ]، اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ رِزْقِي و رِزْقُ عِیالي فِی السَّمَاءِ فَأَنْزِلْهُ وَ إِنْ كَانَ فِي الْأَرْضِ فَأَخْرِجْهُ وَ إِنْ كَانَ فِي الْأَرْضِ بَعِيداً فَقَرِّبْهُ وَ إِنْ كَانَ قَرِيباً فَيَسِّرْهُ وَ اِنْ كانَ يَسِيراً فَكَثِّرْهُ وَ اِنْ كانَ كَثِيراً فَخَلِّدْهُ وَ اِنْ كانَ مُخَلَّداً فَطَيِّبْهُ وَ اِنْ كانَ طَيِّباً فَبارِكْ لي فيهِ وَ اِنْ لَمْ يَكُنْ يا رَبِّ فَكَوِّنْهُ بِكَيْنُونِيَّتِكَ وَ وَحْدانِيَّتِكَ اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ وَ اِنْ كانَ عَلي اَيْدِي شِرارِ خَلْقِکَ فَانْزِعْهُ وَانْقُلْهُ اِلَيَّ حَيْثُ اَكونُ وَ لا تَنْقُلْنِي اِلَيهِ حَيْثُ يَكُونُ.
undefined@javedan_irundefined www.new.javedan.ir
undefined۱

۵۸

۱۶:۵۸

هنوز هم نمی‌دانم تاثیر کدام کار، اجابت کدام دعا، سفارش کدام شهید، نتیجه ی کدام ختم و سوره و... بود که این سفر بی نظیر قسمتم شد.که در تمام روزهای منتهی به حج، در تمام آن روزهای مخالفت صد در صدی خانواده ها و خیلی قبل تر از اینکه حتی فیش حج بخرم دعا و طلبش را داشتم.اما ته دلم حس میکنم آن برات نهایی را شب بیست و سوم ماه مبارک، حضرت رضا به دستان مبارک امام زمان دادند که امضا شود. یک جور خاصی سفرم را مدیون امام رضا می دانم. برای همين اینکه بعد از این همه سال درست در ایام حج ما حال دنیا این طور به هم بریزد که جنگ شودراه های هوایی بسته شودجنگ تمام شود و به دلیل بسته بودن فرودگاه مهرآباد سر از فرودگاه مشهد درآوریم برایم خیلی معنادار و شیرین است.شاید بچه گانه باشد اما دلم می‌خواهد فکر کنم یکی از آن هزاااران دلیلی که همه ی این اتفاقات را رقم زده شاید این بوده که پایان سفر من هم مثل آغازش با امام رضا گره بخورد. تا قبل از خانواده ام او را در آغوش بگیرم و به خاطر همه چیز تشکر کنم. #برات_حج#مدیون_امام_رضا#از_مدینه_به_مشهد
undefined۲

۶۰

۱۶:۵۹

حتی اگر مقصد پروازمان مشهد هم نبوداز اینکه به ایران میرفتم احساس رفتن به حرم داشتم. این مدت که دور از وطن بودم و جنگ بود یک جور دیگری دلم برای ایران می تپید و به ایرانی بودنم افتخار می کردم. دلم میخواست وقتی به ایران رسیدم بر خاک‌ پاکش سجده کنم و بر جای زخم هایش بوسه بزنم. این دوری و جنگ باعث شد که یک جور دیگری ایران را و جمهوری اسلامی را دوست داشته باشم. با وجود همه ی ضعف ها و نقدهایی که بهش وارد است از اینکه در نوک پیکان مبارزه با استکبار و طاغوت ایستاده بهش افتخار میکنم. چه حق گفت حاج قاسم که جمهوری اسلامی ایران حرم است. از حرم به حرم می آیم.خدا همان قدر که آن جا بود این جا هست.باید کمر همت ببندم به عبادت.#جمهوری_اسلامی_ایران_حرم_است#از_حرم_به_حرم
undefined۱

۷۴

۱۶:۵۹

۱ اسفند ۱۴۰۴
بسم الله الرحمن الرحیم از همان روزی که دیگر اسمم رفت تو کاروان و رفتنی حساب شدم (بماند که تا لحظه ی آخر و پریدن هواپیما همچنان در خوف و رجا بودم که یعنی واقعا میروم ؟) یک لیست بلندبالا از کارهایی که میتوانم در فرصت یک ماهه حج انجام دهم تو ذهنم نوشتم از کتابهایی که میشد خواند ، ختم قرآن های عقب افتاده ای که داشتم، برنامه ریزی هایی که باید برای همه چیز انجام دهم، توجهاتی که داشته باشم،انواع مراقبه ها و محاسبه هایک ماه فرصت داشتمیک ماه در جغرافیای بی نظیر حج در محل نزول قرآن یک ماه بدون حضور همیشگی بچه هابدون دغدغه ی امور منزل و آشپزی و ...یک ماه خالص خالص برای خودم بیشتر از لباس، شاید دفتر و کتاب دنبال خودم بار کرده بودم.رفتیم و رسیدیم و اوضاع با فانتزی های ذهنی من خیلی فرق داشت.وقتی که در مسیرهای رفت و آمد هدر می شد، در صف های طولانی آسانسور بعد از هر وعده غذا، در اختلاط با هم اتاقی ها، در گیر و دار مریضی و دکتر رفتن ها، شستن و پهن کردن لباس‌ها و .. توی برنامه ریزی های من به حساب نیامده بود خبری از یک اوقات فراغت وسیع نبود و آن وقت های باقی مانده گاهی واقعا گیج می شدم کدام یک از آن همه برنامه و کتابی را که تدارک دیده ام انجام دهم. شروع کردم به کوتاه آمدن و هی برنامه را کوچک تر و واقعی تر کردم تا بالاخره به آرامش رسیدم و توانستم در آن وقت‌های محدود کاری بکنم.بعضی از کتابها که اصلا باز هم نشد، بعضی هم در حد چند صفحه ماند.حالا حکایت من است و ماه مبارک این بار هم مثل حج در آستانه یک مهمانی باشکوه به میزبانی خدای رحماندر یک زمان خاص و مقدس آدم طمع می‌کند هزار جور چله برای ترک انواع گناهان و صفات بد و کسب صفات خوب بردارد.به جز ختم روزانه قران، هوس انواع ختم های مفهومی به سرش می زند، مدل های مختلف قرآن خواندن، انواع دعاها و اعمال مستحب ،...البته شاید همه هم اینطوری نیستند.این متن را برای خودم و امثال خودم نوشتم که لطفا زیادی هیجان زده و جوگیر نشوید تا بعداً سیلی واقعیت تو صورتتان نخورد یک یا چند کار متمرکز داشته باشید و همه ی زمان و توجه تان را خرج همان کنید.و همه اخلاص تان! فقط برای خود خودش#برنامه-ریزی#مهمانیـ-حج#مهمانی -ـرمضان
undefined۳
undefined۲

۱۴۲

۴:۰۷

۹ اسفند ۱۴۰۴
سال پیش درست همین روز بود .روز وفات حضرت خدیجه که بهشان متوسل شدم برای حج و چه زود جوابم را دادند.این بانوی گمنام سراسر مهر
undefined۴

۷۱

۵:۵۰

۲۷ اردیبهشت
شب اول ماه ذی الحجه است.نماز دهه ی ذی حجه از امشب شروع میشود امسال یک جور دیگری خودم را محتاج این نماز می بینم. برای ما که از بودن در جغرافیای حج محرومیم اینکه در زمان حج بتوانیم یک جوری خودمان را به این منسک باشکوه وصل کنیم خیلی مغتنم است.نمی دانم چطور میشود شکر این فرصت دست و دلبازانه و کریمانه را به جا آورد.
#نماز_دهه_ذیالحجه
undefined۲

۵۱

۱۷:۰۸

۱۱ خرداد
بسم الله الرحمن الرحیم یکی از کارهای خوبی که میشود در ایام حج و در جوار خانه ی خدا انجام داد ختم قرآن با توجه به ثواب قرائت سوره هاست.در ساده ترین شکلش به این صورت که قبل از قرائت هر سوره، ثواب قرائتش را بخوانی و در سرزمین اجابت از خدا بخواهی آن ثواب را برایت محقق کند.پارسال در همین خواندن ها بود که برای اولین بار دیدم در ثواب قرائت سوره کهف آمده هر کس آیه ی آخر آن را هنگام رفتن به بستر بخواند از بستر او نوری به سوی کعبه می درخشد که در کنار آن فرشتگانی از درگاه خدا برایش طلب رحمت می‌کنند تا از خواب بیدار شود اگر در مکه باشد و این آیه را بخواند، نوری از بسترش به بیت المعمور می تابد که در کنار آن فرشتگان برایش طلب رحمت می‌کنند تا از خواب برخیزد.
قرائت این آیه شریفه قبل از خواب فرصت مغتنمی است هم برای آن ها که دلتنگ بودن در مکه هستند و هم برای آن ها که در مکه اند و هوای بیت المعمور در سر دارند.
#ختم_قرآن#ثواب_قرائت_سوره_کهف#دلتنگی#بیت_المعمور
undefined۴

۲۵۱

۹:۳۳

۲۲ خرداد
وضعیت صفر انسان
قرار گرفتن در جغرافیای حج انسان را در بسیط ترین وضعیت خودش قرار می دهد.‌از همان لحظه ای که عزم سفر حج می کند، باید از تعلقاتی مثل شغل و فرزند و خانواده و خانه و شهر و کشورش جدا شود. با احرام، ساده ترین لباس ممکن را می پوشد تا هیچ نشانی از طبقه ی اجتماعی و اقتصادیش در بر نداشته باشد.و با تقصیر حتی موهایش را از ته می تراشد تا اندک تعین باقی مانده هم از بین برود.در دایره ی طواف آدمها از هر قوم و نژاد و رنگ و زبان و با هر شغل و طبقه ی اجتماعی و میزان تحصیلات که باشند همه شبیه همند.شاید بشود گفت آدمی که به حج می آید در شبیه ترین وضعیت به حضرت آدم و حواست‌ وقتی به زمین هبوط کردند. در نقطه ی صفر انسان جایی که فقط خودش هست و خداو البته شیطانی که تلاش می کند بین او و خدا فاصله بیندازد.
از همین جاست که اختیار انسان شروع می‌شود.در هر لحظه و هر عرصه ای باید انتخاب کند عبد خدا باشد یا بنده یک شیطان.أَلَمۡ أَعۡهدۡ إِلَيۡكُمۡ يَٰبَنِيٓ ءَادَمَ أَن لَّا تَعۡبُدُواْ ٱلشَّيۡطَٰنَۖ إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوࣱّ مُّبِينࣱ٦٠‮ وَأَنِ ٱعۡبُدُونِيۚ هَٰذَا صِرَٰطࣱ مُّسۡتَقِيمࣱ٦١‮
شیطانی که به عنوان دشمن قسم خورده بیکار ننشسته و با تمام قدرت دشمنی می کند‌.گاه با القای ناامیدی، گاه با ایجاد مشاجره و جدل، گاه با ایجاد وسواس و به شک انداختن از درستی اعمال، گاه با جلوه دادن به زینت های دنیا و بازار و غافل کردن از عبادت،گاه با فدا کردن مهم ترها به پای مهم ها مثلا خواندن چند رکعت نماز اضافی در حرم به جای همراهی با همسفر سالخورده ای که نیاز به کمک دارد و ...این دشمنی آن قدر پررنگ و واقعی است که یکی از بخش های مهم و نفس گیر مناسک حج رمی جمرات یا همان سنگ زدن به شیطان است. یک مبارزه ی واقعی با دشمن قسم خورده. با این حال حتی بعد از پایان رمی جمرات شیطان همچنان هست. و با همان جدیت مشغول دشمنی پس مبارزه هم باید ادامه داشته باشد. این بار نه با سنگ. با چیزی که همچون سنگ محکم و با ثبات باشد. از آن جا که ابزار اصلی شیطان برای فریب انسان وسوسه و القای شک و تردید با گزاره های وهمی است، بهترین سنگ برای دور کردن او، گزاره های یقینی محکم و ثابت است.این جاست که نیاز حقیقی انسان به قرآن به عنوان منبع اصلی گزاره های حق آشکار می شود .قرآن برای انسان نه یک انتخاب اضافه که اگر دلش خواست خوب است از آن استفاده کند، بلکه ضرورتی است که بقایش در نبرد دائمی با شیطان منوط به آن است.
undefined۱

۳۸

۱۷:۲۳

۵ تیر
بسم‌الله الرحمن الرحیم به بهانه ی پیام دوستی که تازه از حج برگشته بود و تازه یادداشتم راجع به ترک منا را خوانده بود، خودم هم دوباره خواندمش.و در این دوباره خواندن حقیقتی برایم مکشوف شد که هم ترسناک بود و هم شاید امیدبخشمنا سرزمین ذکر کثیر است، قرار نیست فقط به یاد خدا باشی، قرار است بسسسیاررر به یادش باشی.(۱)در عین حال اوج سختی ها و چالش های سفر حج در همین سرزمین است‌قرار گرفتن در این موقعیت باعث میشود خیلی ها همین که دچار جدال و درگیری نمی‌شوند راضی باشند در حالیکه این حداقل نمره است و اصل رسیدن به ذکر کثیر بودهحالا حکایت خیلی از موقعیت‌هایی که در دنیا با آن مواجه ایم هم همین است.در زندگی دنیا ، موقف های زیادی هست که مثل نسیمی زندگی بخش بر آدم می وزد(۲)ولی در همه ی آن ها خطر درگیر شدن به حواشی و غافل شدن از اصل وجود دارد.اصلا کار شیطان همین است که با هر ترفندی شده آدمها را از اصل غافل کند.مثلا همین محرم و صفر، یک پنجره ی گشوده است به سوی امام حسین علیه السلام. برای هر چه شبیه تر شدن به یاران امام و دور شدن از صفات دشمنانشو در نهایت تقرب به خدا ولی گاه آن قدر درگیر اینکه کدام هیئت بروم و کدام مداح بهتر است و ... می‌شویم که از صاحب اصلی روضه غافل میشویم.یا در ماه رمضان درگیری زیاد برای افطار و سحر و مهمانی یا حتی چانه زدن با جسم مان که همراهی نمیکند از خاطرمان میبرد مهمان که هستیمدر سفر اربعین، در زیارت، یا حتی در رخدادهای خاص زندگی مثل دوران بارداری، یا تولد هر فرزند، ...بحث بر سر این نیست که این امور مهم نیستند یا باید رها شوند قضیه این است که حواسمان باشد در هیاهوی همین درگیری های اجتناب ناپذیر از اصل کار غافل نشویم.اصلا همین مسائل پیش پا افتاده و گاه اعصاب خردکن بهانه هایی است برای بیشتر متصل شدن به خودشاز بالاتر که نگاه کنی اصلا حکایت کل دنیا حکایت منا است. ملغمه ای از ابتلائات و فتنه ها و غم‌ها و شادی های زودگذر که آن قدر درگیرت می‌کند فراموش می کنی برای چه هبوط کرده ایقرار بوده در پس هر رخدادی تجلی اسمی از اسمای الهی را ببینی اما آه از لحظه ی برچیده شدن سفره ی عمر که تازه یادت می افتد‌ برای چه آمده بودی و خوش به حال آنها که در همه ی سختی ها و چالش ها به جای غرق شدن در آن حواسشان هست قرار است برگردند.(۳)
پی نوشت ۱: سوره بقرهفَإِذَا قَضَيْتُم مَّنَٰسِكَكُمْ فَٱذْكُرُواْ ٱللَّهَ كَذِكْرِكُمْ ءَابَآءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرࣰاۗفَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَقُولُ رَبَّنَآ ءَاتِنَا فِي ٱلدُّنْيَا وَمَا لَهُۥ فِي ٱلْأٓخِرَةِ مِنْ خَلَٰقࣲ(٢٠٠)
پی نوشت ۲: إنّ لِرَبِّكُم في أيّامِ دَهرِكُم نَفَحاتٍ، فَتَعَرَّضُوا لَهُ لَعَلَّهُ أن يُصِيبَكُم نَفحَةٌ مِنها فلا تَشقَونَ بَعدَها أبداپيامبر خدا صلى الله عليه و آله : همانا از سوى پروردگار شما در طول عمرتان نسيم هايى مى وزد ، پس خود را در معرض آنها قرار دهيد، باشد كه نسيمى از آن نفحات به شما بوزد و زان پس هرگز به شقاوت نيفتيد
پی نوشت ۳: وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءࣲ مِّنَ ٱلْخَوْفِ وَٱلْجُوعِ وَنَقْصࣲ مِّنَ ٱلْأَمْوَٰلِ وَٱلْأَنفُسِ وَٱلثَّمَرَٰتِۗ وَبَشِّرِ ٱلصَّـٰبِرِينَ(١٥٥)ٱلَّذِينَ إِذَآ أَصَٰبَتْهُم مُّصِيبَةࣱ قَالُوٓاْ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَيْهِ رَٰجِعُونَ(١٥۶) بقره و بى ترديد شما را به چيزى اندك از ترس و گرسنگى و كاهش بخشى از اموال و كسان و محصولات آزمايش مى كنيم و صبركنندگان را بشارت ده.همان كسانى كه چون بلا و آسيبى به آنان رسد گويند: ما مملوك خداييم و يقيناً به سوى او بازمى گرديم.
#منا#ذکر_کثیر#همه_ی_دنیا_منا_است.
undefined۱
undefined۱

۲۰

۱۲:۱۳

ملاقات
قبل از آمدن به سفر حج، تو جلسات کاروان و تو صحبت های حاجی های قبلی همه از سختی منا گفته بودند. اینکه چقدر جدل پیش می آید. چه راحت حاجی ها اعمالشان را هدر می دهند و لوح سفیدی را که رزق ویژه ی عرفات است آلوده می کنند. برای همين حواسم بود سخت نگیرم. جا واقعا تنگ بود. مخصوصا قسمتی که ما خوابیده بودیم تعداد خیلی زیاد بود. کافی بود یک لحظه از جایت بلند شوی بروی، بغل دستی هایت بدون اینکه قصد بدی داشته باشند تو خواب قل می خوردند و می ماندی دوباره چه طوری خودت را بین‌شان جا بدهی. قرار بود همه خیاری بخوابیم ولی بعضی ها موز بودند. و دیگر هم نمیشد کسی را جا به جا کرد. خواهر کوچکه همان شب اول جلوی باد کولر سخت مریض شد. جای درستی هم نداشت. یک شب را کامل بیرون مانده بود و نخوابیده بود. تو صف دستشویی ها هم که دعوا بین آنها که می‌خواستند بروند حمام و آن ها که فقط دستشویی داشتند همیشه به راه بود. یا میان آنها که می‌خواستند وضو بگیرند و آن ها که روشویی را اشغال کرده بودند که لباس بشورند. حواسم بود غر نزنم، اگر پیرزنی تنگش گرفته بود جایم را بهش بدهم. با کسی بحث نکنم. ولی ذهنم را نمیتوانستم ساکت کنم که مشغول عیوب خودش باشد. شیطان سخت در کار است. برای هر کس و هر سن و سال و هر صنفی به شکلی. بعضی ها را با دعوا بعضی ها را با نگاه سرزنش آمیز به آن هایی که دعوا میکنند. بعضی ها هم مثل من با درگیر شدن به اینکه بالاخره حق با چه کسی است حواسشان پرت می شود که اینجا مناست. سرزمین ذکر به نظرم انقدر از شرایط جدال آمیز منا گفته اند همین که با کسی دعوا نداریم و با کم و زیاد و سخت و راحتش می سازیم و شاکر هستیم حس میکنیم تمام شد و امتحان منا را پاس کردیم. در حالی‌که این تازه اول کار است. حداقل نمره. اصل منا ذکر کثیر است. دائم به یاد خدا بودن. زیاد به یاد خدا بودن. فشردگی جا، خستگی های زیاد، دعواهایی که میکنی یا می کنند، این را از یادت می‌برد. آنقدر که درگیر جا پیدا کردن و اینکه کجا بخوابم و گرمم نشود و سردم نشود هستی اصلا نمیفهمی چطور این سه روز وقوف در منا تمام شد. کوله بارت را جمع میکنی و دلت را در منا جا می‌گذاری و دوباره به سمت حرم کوچ می کنی. #منا #ناس #ذکر_کثیر
یادداشتی که بهانه ی نوشتن اینundefined یادداشت شد

۲۰

۱۲:۱۴