مهارت شفقت، سه مؤلفه دارد:
#آموزشی#کانونـهمیارانـسلامت#مرکزمشاوره_سلامت_دانشگاه_بزرگمهر_قائنات
۱۸۷
۷:۴۲
شکستها و تجربههای سخت، نقطه پایان مسیر نیستند؛ بلکه ایستگاههایی برای آگاهی، بلوغ فکری و بازسازی توانمندیهای درونی ما هستند. به خودت فرصت تجربه، یادگیری و دوباره برخاستن بده.
«گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد و برای رشد کردن باید سختی کشید.»
#تابآوری #رشد_فردی #کانونـهمیارانـسلامت#مرکزمشاوره_سلامت_دانشگاه_بزرگمهر_قائنات
۱۳۰
۴:۴۰
#پیشنهادی #معرفی_کتاب#کانونـهمیارانـسلامت#مرکزمشاوره_سلامت_دانشگاه_بزرگمهر_قائنات
۲۲۷
۴:۴۵
از نظر علمی، این وضعیت مانند ابری سنگین بر «مدارهای پاداش و انگیزه» در مغز سایه میافکند و باعث میشود حتی سادهترین فعالیتهای روزمره، نیازمندِ انرژیِ روانیِ مضاعفی باشند.
با این حال، افسردگی یک «بنبست» نیست؛ بلکه یک «وضعیتِ گذرا» است. همانطور که سیستم عصبی ما قابلیت تغییر (نوروپلاستیسیته) دارد، با رویکردهای درمانیِ صحیح—چه از طریقِ رواندرمانی و چه مداخلات دارویی—میتوان مسیرهای عصبیِ درگیر را ترمیم کرد و دوباره طعمِ رنگها و آرامشِ درونی را به زندگی بازگرداند.
یادت باشد: این حالت، هویتِ تو نیست؛ بلکه فقط فصلی از زندگی است که میگذرد و عبور از آن، نه تنها ممکن، بلکه بخشی از مسیرِ بازگشتِ تو به روشنایی است.
#مدیریت_افسردگی#کانونـهمیارانـسلامت#مرکزمشاوره_سلامت_دانشگاه_بزرگمهر_قائنات
۱۲۶
۶:۱۲
در دعواهای زناشویی، معمولاً برندهای وجود ندارد؛ فقط دو بازندهاند که یکدیگر را از دست دادهاند. پژوهشها نشان میدهد حدود ۶۹ درصد از تعارضات زوجها «حلنشدنی» هستند، چون ریشه در تفاوتهای شخصیتی و ارزشی دارند. راز موفقیت در حل این تعارضات نیست، بلکه در «مدیریت» آنهاست — یعنی یادگیری زندگی مسالمتآمیز با تفاوتها.گفتوگوی مؤثر نیازمند سه مؤلفه است: گوش دادن فعال (بدون آمادهکردن جواب هنگام شنیدن)، همدلی (درک دنیای درونِ دیگری)، و پرهیز از تعمیمهای مطلق مثل «همیشه» و «هرگز».
در نهایت، عمیقترین حقیقت روانشناسی رابطه این است که ما با دیگری همانگونه رفتار میکنیم که با خودمان رفتار میکنیم. کسی که با خودش مهربان نیست، مهربانی را به همسرش نیز هدیه نمیکند. رشد فردی و سلامت رابطه، دو روی یک سکهاند.
#مهارت_خود_آگاهی#کانونـهمیارانـسلامت#مرکزمشاوره_سلامت_دانشگاه_بزرگمهر_قائنات
۲۱۰
۶:۱۷
اگر یکی از دوستانت اشتباهی کند، احتمالاً با او مهربانتر رفتار میکنی تا اینکه خودش را سرزنش کنی؛
اما وقتی خودت اشتباه میکنی، با خودت چگونه حرف میزنی؟
این کتاب دربارهی این است که چگونه در زمان شکست، اشتباه، ناکافی بودن یا تجربههای سخت، به جای سرزنش و تحقیر خود با خودمان با مهربانی و درک بیشتری رفتار کنیم.
به جای اینکه برای اشتباهاتمان خودمان را تحقیر کنیم، با خودمان همانطور صحبت کنیم که با یک دوست صمیمی صحبت میکنیم.
یادمان باشد شکست، اشتباه و رنج بخشی از تجربه انسانی است و فقط برای ما اتفاق نمیافتد.
احساس ناخوشایند را ببینیم و بپذیریم، بدون اینکه آن را بزرگتر کنیم یا از آن فرار کنیم.
#کانونـهمیارانـسلامت#مرکزمشاوره_سلامت_دانشگاه_بزرگمهر_قائنات
۱۱۳
۱۲:۱۸
فکر می کنید، بدون شواهد کافی می دانید که دیگران به چه چیزی فکر می کنند. مثل : جواب سلامم را نداد، پس حتما از دست من ناراحت است.
پیش بینی می کنید که حوادث آینده، بد از آب در می آیند یا این که خطرات زیادی شما را تهدید می کند. مثل : در امتحان شکست می خورم یا کاری گیر من نخواهد آمد.
معتقدید هر چه اتفاق افتاده یا خواهد افتاد به شدت افتضاح، ناخوشایند و غیر قابل تحمل است. مثل : افتضاح می شود اگر در دانشگاه قبول نشوم.
به خودتان یا دیگران، صفات کلی و منفی نسبت می دهید. مثل : من آدم بدبختی هستم یا من آدم بی ارزشی هستم.
مدعی هستید که کار های مثبت خودتان یا دیگران پیش پا افتاده و ناچیز هستند. مثل: این کار از عهده همه بر می آید یا قبول شدن در کنکور که کار مهمی نیست.
تقریبا همیشه جنبه های منفی را می بینید و به جنبه های مثبت توجه نمی کنید. مثل: هیچ کس مرا دوست ندارد.
بر پایه یک حادثه، الگو های کلی منفی را استنباط می کنید. مثل: این اتفاق همیشه برای من اتفاق می افتد یا در همه کار ها شکست می خورم.
به وقایع پیرامون و انسان های اطراف با دید همه یا هیچ نگاه می کنید. مثل : همه مرا طرد می کنند یا همه وقتم تلف شد.
به جای این که حوادث را بر پایه چیزی که هستند ارزیابی کنید. بیشتر آن ها بر اساس چیزی که باید باشند، تفسیر می کنید. مثل : باید کارم را خوب انجام بدهم. یا باید در کنکور قبول شوم.
علت بروز حوادث منفی را به خودتان نسبت می دهید و سهم دیگران را در بروز مشکل نادیده می گیرید. مثل : ازدواجم بهم خورد، چون من مقصر بودم.
دیگران را علت مشکلات و احساسات منفی خود می دانید و از طرفی مسئولیت تغییر رفتارتان را نیز فراموش می کنید. مثل : دیگران باعث عصبانیت من می شوند یا والدینم باعث و بانی همه مشکلات من هستند.
حوادث را طبق معیار های ناعادلانه تفسیر می کنید. خودتان را با کسانی مقایسه می کنید که از شما برترند و به این نتیجه می رسید که آدم حقیری هستید. مثل : او خیلی موفق تر از من است یا شاگرد اول کلاس در امتحان خیلی بهتر از من عمل کرد.
به جای این که در حال حاضر به کاری فکر کنید که از دستتان بر می آید، بیشتر به این مسئله می اندیشید که ای کاش در گذشته بهتر عمل می کردید. مثل : اگر تلاش کرده بودم ، شغل بهتری پیدا می کردم یا ای کاش این حرف را نمی زدم.
دائم از خودتان سوال می کنید چی می شود اگر چنین اتفاقی بیفتد و با هیچ جوابی راضی نمی شوید . مثل : حرف شما درست است، اما چی می شود اگر مضطرب شوم؟ یا چی می شود اگر نفسم در سینه حبس شود؟
از احساسات خود برای تفسیر واقعیت استفاده می کنید. مثل : چون دلم شور میزند، پس اتفاق ناگواری می افتد.
#آموزشی#کانونـهمیارانـسلامت#مرکزمشاوره_سلامت_دانشگاه_بزرگمهر_قائنات
۱۲۴
۱۲:۱۸
باید قبول کرد همیشه راه حلی هست
#انگیزشی#کانونـهمیارانـسلامت#مرکزمشاوره_سلامت_دانشگاه_بزرگمهر_قائنات
۹۲
۴:۵۵
🪞 خودِ واقعی در برابر خودِ ایدهآل
تا حالا به این فکر کردی که بین کسی که الان هستی و کسی که فکر میکنی باید باشی چقدر فاصله وجود داره؟
خودِ واقعی یعنی تصویری که از خودت در زمان حال داری؛
با تواناییها، محدودیتها، ویژگیها، اشتباهها و نقاط قوتت.
خودِ ایدهآل یعنی تصویری که از فردی داری که دوست داری باشی؛
مثلاً موفقتر، آرامتر، اجتماعیتر، بااعتمادبهنفستر یا منظمتر.
این فاصله همیشه بد نیست.
گاهی همین فاصله به ما انگیزه میدهد که رشد کنیم.
اما اگر مدام با خودمان بگوییم:
«من هنوز به اندازه کافی خوب نیستم.»
«باید خیلی بهتر از این باشم.»
«تا وقتی به آن آدم ایدهآل تبدیل نشدم، ارزشمند نیستم.»
ممکن است این فاصله به احساس ناکافی بودن و نارضایتی از خودمان منجر شود.
پس چه کار کنیم؟
به جای جنگیدن با خودِ واقعی، آن را بشناسیم؛
و به جای اینکه خودِ ایدهآل را یک شرط برای ارزشمند بودن قرار دهیم، از آن به عنوان جهتی برای رشد استفاده کنیم.
مثلاً:
«من آدم منظمی نیستم و باید کاملاً تغییر کنم.»
«الان در نظم دادن به کارها مشکل دارم؛ میتوانم کمکم بهترش کنم.»
رشد یعنی از خودِ واقعیمان شروع کنیم، نه اینکه ارزش خودمان را به رسیدن به یک نسخه ایدهآل وابسته کنیم.
تو لازم نیست اول به بهترین نسخه خودت تبدیل شوی تا ارزشمند باشی.
#کانونـهمیارانـسلامت#مرکزمشاوره_سلامت_دانشگاه_بزرگمهر_قائنات
در فضای مجازی با ما همراه باشید..
بله: @moshavereh_buqaen
اینستاگرام: @moshavereh_buqaen
تا حالا به این فکر کردی که بین کسی که الان هستی و کسی که فکر میکنی باید باشی چقدر فاصله وجود داره؟
با تواناییها، محدودیتها، ویژگیها، اشتباهها و نقاط قوتت.
مثلاً موفقتر، آرامتر، اجتماعیتر، بااعتمادبهنفستر یا منظمتر.
این فاصله همیشه بد نیست.
گاهی همین فاصله به ما انگیزه میدهد که رشد کنیم.
اما اگر مدام با خودمان بگوییم:
ممکن است این فاصله به احساس ناکافی بودن و نارضایتی از خودمان منجر شود.
به جای جنگیدن با خودِ واقعی، آن را بشناسیم؛
و به جای اینکه خودِ ایدهآل را یک شرط برای ارزشمند بودن قرار دهیم، از آن به عنوان جهتی برای رشد استفاده کنیم.
مثلاً:
#کانونـهمیارانـسلامت#مرکزمشاوره_سلامت_دانشگاه_بزرگمهر_قائنات
۹۱
۵:۱۵
بازارسال شده از دفتر مشاوره؛ سلامت و سبک زندگی دانشگاه بزرگمهر قائنات
#مرکزمشاوره_سلامت_دانشگاه_بزرگمهر_قائنات
۱
۵:۱۶