#تأملات_تاسوعا
چرا به او میگوییم «قمر»؟در نظام هندسه آسمان، ماه از خودش هیچ نوری ندارد. تمامِ هستی و درخششِ ماه، در «انعکاسِ نور خورشید» خلاصه میشود.ماه اگر ادعای استقلال کند، تاریک مطلق است.
عباس (ع) در منظومه کربلا، قمر است چون «من» خودش را منهدم کرده است.او در شریعه فرات، وقتی به آب نگاه کرد، تصویر خودش را ندید؛ چون اصلاً «خودی» برایش باقی نمانده بود.
او آنقدر در خورشیدِ ولایت (حسین) ذوب شده بود که هرچه میدید، حسین (ع) بود و بس.
تاسوعا، روز انسانی است که به مقام «بیخویشتنی مطلق» رسید...
@nafahat_hamgaman
چرا به او میگوییم «قمر»؟در نظام هندسه آسمان، ماه از خودش هیچ نوری ندارد. تمامِ هستی و درخششِ ماه، در «انعکاسِ نور خورشید» خلاصه میشود.ماه اگر ادعای استقلال کند، تاریک مطلق است.
عباس (ع) در منظومه کربلا، قمر است چون «من» خودش را منهدم کرده است.او در شریعه فرات، وقتی به آب نگاه کرد، تصویر خودش را ندید؛ چون اصلاً «خودی» برایش باقی نمانده بود.
او آنقدر در خورشیدِ ولایت (حسین) ذوب شده بود که هرچه میدید، حسین (ع) بود و بس.
تاسوعا، روز انسانی است که به مقام «بیخویشتنی مطلق» رسید...
۲۳۴
۱۰:۴۰
#تأملات_تاسوعا
تاسوعا یک روز در تقویم نیست؛یک «مکانیسمِ توقف» در تاریخ است.
عصر تاسوعا، وقتی لشکر عمر سعد حمله را آغاز کرد، این عباس (ع) بود که زمان را نگه داشت. او از دشمن یک شب مهلت گرفت؛ نه برای استراحت، بلکه برای «نماز و مناجات».
عباس (ع) لنگر کربلا بود. او ایستاد تا تاریخ، یک شب دیگر در مدار توحید حسین (ع) نفس بکشد.
تاسوعا به ما نشان میدهد که گاهی اراده یک انسان متصل به بینهایت، میتواند حرکت شتابان باطل را متوقف کند و به زمان، بُعد الهی ببخشد.
@nafahat_hamgaman
تاسوعا یک روز در تقویم نیست؛یک «مکانیسمِ توقف» در تاریخ است.
عصر تاسوعا، وقتی لشکر عمر سعد حمله را آغاز کرد، این عباس (ع) بود که زمان را نگه داشت. او از دشمن یک شب مهلت گرفت؛ نه برای استراحت، بلکه برای «نماز و مناجات».
عباس (ع) لنگر کربلا بود. او ایستاد تا تاریخ، یک شب دیگر در مدار توحید حسین (ع) نفس بکشد.
تاسوعا به ما نشان میدهد که گاهی اراده یک انسان متصل به بینهایت، میتواند حرکت شتابان باطل را متوقف کند و به زمان، بُعد الهی ببخشد.
۱۳۷
۱۳:۲۲
#تأملات_تاسوعا
امروز به تو خیلی بیشتر از همیشه فکر میکنم...
در خیالم با تو همراه شدم و از عاشورا به عقب برگشتم؛ به روزهای زندگیات، به سالهای پیش از کربلا.هرچه بیشتر در زمان به عقب میرفتم، بیشتر متحیر میشدم. به نظاره نشستم و دیدم حماسه تو، یکشبه در کربلا رقم نخورده است؛ تو از خیلی قبلتر «کربلایی» شده بودی و «فانیِ در امام»...
اما در یک نقطه از تاریخ ایستادم؛دیدم تمام این معرفتها، ریشه در یک «حرکت» و یک «نگاه» دارد... ریشه در قنداقهای که دُور بچههای فاطمه (س) گشت؛
و ریشه در نگاه مادری که فرزندانش را از همان روز اول، فداییِ حسین (ع) و نذرِ اولاد فاطمه کرده بود.
آری، همه این فدا شدنها ریشه در مادرت داشت؛
«امالبنین»...که چه خوب حق ولایت را برای تو و برادرانت ادا کرد و چه زیبا شما را برای فدایی شدن و فانی شدن پرورش داد.
امروز، تمام بشریت مدیونِ مادرِ توست؛
اگر تو «بابالحوائجی»...

" />
#سمانه_تقیزاده
@nafahat_hamgaman
امروز به تو خیلی بیشتر از همیشه فکر میکنم...
در خیالم با تو همراه شدم و از عاشورا به عقب برگشتم؛ به روزهای زندگیات، به سالهای پیش از کربلا.هرچه بیشتر در زمان به عقب میرفتم، بیشتر متحیر میشدم. به نظاره نشستم و دیدم حماسه تو، یکشبه در کربلا رقم نخورده است؛ تو از خیلی قبلتر «کربلایی» شده بودی و «فانیِ در امام»...
اما در یک نقطه از تاریخ ایستادم؛دیدم تمام این معرفتها، ریشه در یک «حرکت» و یک «نگاه» دارد... ریشه در قنداقهای که دُور بچههای فاطمه (س) گشت؛
و ریشه در نگاه مادری که فرزندانش را از همان روز اول، فداییِ حسین (ع) و نذرِ اولاد فاطمه کرده بود.
«امالبنین»...که چه خوب حق ولایت را برای تو و برادرانت ادا کرد و چه زیبا شما را برای فدایی شدن و فانی شدن پرورش داد.
امروز، تمام بشریت مدیونِ مادرِ توست؛
اگر تو «بابالحوائجی»...
۱۳۶
۱۳:۴۵
۱۱۰
۱۶:۰۰
#تأملات_تاسوعا
در خوانش سطحی کربلا، عباس تشنه آب است.اما در خوانش عرفانی، این فرات است که تشنه عباس است. در نگاه توحیدی، تمامِ کائنات، مُحتاج و «فقیر» انسان کاملاند.
آب در شریعه، التماس میکرد که با لمس لبهای ولیِّ خدا، به حیات ابدی برسد و آبرو بگیرد.
اینکه عباس (ع) آب نخورد، یک فداکاری احساسیصرف نبود؛یک مانور قدرت توحیدی بود.او به تمام لذتها و نیازهای مادی جهان کائنات اعلام کرد:«شما به من محتاجید، من از سرچشمه "غنی مطلق" سیرابم.»
@nafahat_hamgaman
در خوانش سطحی کربلا، عباس تشنه آب است.اما در خوانش عرفانی، این فرات است که تشنه عباس است. در نگاه توحیدی، تمامِ کائنات، مُحتاج و «فقیر» انسان کاملاند.
آب در شریعه، التماس میکرد که با لمس لبهای ولیِّ خدا، به حیات ابدی برسد و آبرو بگیرد.
اینکه عباس (ع) آب نخورد، یک فداکاری احساسیصرف نبود؛یک مانور قدرت توحیدی بود.او به تمام لذتها و نیازهای مادی جهان کائنات اعلام کرد:«شما به من محتاجید، من از سرچشمه "غنی مطلق" سیرابم.»
۱۴۵
۱۶:۰۲
#تأملات_تاسوعا
در هیچ کتاب لغتی ننوشتهاند واژه «وفا» چند حرف دارد...حق هم دارند...وفا را که نمیشود با «واو» و «فا» و «الف» نوشت...
وفا، قد و قامت مردیست که تا کنار آب رفت، اما تشنگی خودش را از یاد برد...وفا، صدای مَشکیست که هنوز هم از دوش تاریخ نیفتاده است...
وفا، همان لحظهایست که دستها از تن جدا میشوند، اما عهد، از دل جدا نمیشود...
و من فکر میکنم...از روز تاسوعا به بعد، هر وقت کسی پای قولش ایستاد، هر وقت کسی خودش را فراموش کرد تا دیگری زمین نمانَد، هر وقت کسی دنیا را رها کرد تا راه خدا بماند...
مردم گفتند:این آدم، کمی شبیه عباس است...
" />
#مریم_علمی
@nafahat_hamgaman
در هیچ کتاب لغتی ننوشتهاند واژه «وفا» چند حرف دارد...حق هم دارند...وفا را که نمیشود با «واو» و «فا» و «الف» نوشت...
وفا، قد و قامت مردیست که تا کنار آب رفت، اما تشنگی خودش را از یاد برد...وفا، صدای مَشکیست که هنوز هم از دوش تاریخ نیفتاده است...
وفا، همان لحظهایست که دستها از تن جدا میشوند، اما عهد، از دل جدا نمیشود...
و من فکر میکنم...از روز تاسوعا به بعد، هر وقت کسی پای قولش ایستاد، هر وقت کسی خودش را فراموش کرد تا دیگری زمین نمانَد، هر وقت کسی دنیا را رها کرد تا راه خدا بماند...
مردم گفتند:این آدم، کمی شبیه عباس است...
۱۱۸
۱۶:۱۴
#تأملات_عاشورا
امشب شب عاشوراست؛ شبی که عاشقانهترین محفلِ تاریخ، از آدم تا قیامت، در کربلا برپا شده است.
یاران اباعبدالله گردِ امامشان حلقه زدهاند و هر کدام به شیوهای عشقبازی میکنند...یکی میگوید: «اگر هزار بار بمیرم و زنده شوم، باز هم پای رکابت هستم.»دیگری میگوید: «زندگیِ بعد از تو، ارزشِ ماندن ندارد.»نوجوانی هم از طعمِ مرگ میگوید که در رکابِ تو، «أحلیٰ مِنَ العَسَل» است.هر کدام با کلامی، دلِ اهل حرم را قرص میکنند...
حالا نوبتِ ولیّخداست تا پرده از رازها بردارد؛ جایگاهشان را در بهشت نشان میدهد و میفرماید: «من یارانی باوفاتر از شما ندیدم...»
آه حسین جان! امشب به حق یاران باوفایت، ما را هم مخاطبِ نگاهت قرار بده.به ما هم بگو: «برخیز؛ حتی اگر صد بار توبه شکستی.»به ما هم بگو: «من حُرّ تربیت میکنم، پس از اسارتِ نفس نترس...»
حسین جان!این شما... و این دلِ پر از نیازِ ما.
" />
#سمانه_تقیزاده
@nafahat_hamgaman
امشب شب عاشوراست؛ شبی که عاشقانهترین محفلِ تاریخ، از آدم تا قیامت، در کربلا برپا شده است.
یاران اباعبدالله گردِ امامشان حلقه زدهاند و هر کدام به شیوهای عشقبازی میکنند...یکی میگوید: «اگر هزار بار بمیرم و زنده شوم، باز هم پای رکابت هستم.»دیگری میگوید: «زندگیِ بعد از تو، ارزشِ ماندن ندارد.»نوجوانی هم از طعمِ مرگ میگوید که در رکابِ تو، «أحلیٰ مِنَ العَسَل» است.هر کدام با کلامی، دلِ اهل حرم را قرص میکنند...
حالا نوبتِ ولیّخداست تا پرده از رازها بردارد؛ جایگاهشان را در بهشت نشان میدهد و میفرماید: «من یارانی باوفاتر از شما ندیدم...»
آه حسین جان! امشب به حق یاران باوفایت، ما را هم مخاطبِ نگاهت قرار بده.به ما هم بگو: «برخیز؛ حتی اگر صد بار توبه شکستی.»به ما هم بگو: «من حُرّ تربیت میکنم، پس از اسارتِ نفس نترس...»
حسین جان!این شما... و این دلِ پر از نیازِ ما.
۷۱
۱۸:۵۹
#تأملات_عاشورا
شب عاشورا، شب «سقوط تکالیف عاریتی» است. وقتی سیدالشهدا (ع) چراغها را خاموش کرد، در واقع تاریکی را بهانهای نکرد تا رفتن کسی را نبیند؛ بلکه تاریکی را خیمه کرد تا «نور خالص» از «سایهها» جدا شود.
در آن خاموشی مطلق، هر کس که ماند، نه از روی رودربایستی و شرم حضور، که از شدت «وحدت» و یگانگی با ولیّخدا بود.
شب عاشورا به ما میگوید:عیار دینداری واقعی در تاریکی و خلوت آدمها خودش را نشان میدهد. آنجا که هیچ چشمی جز خدا تو را نمیبیند و هیچ منفعتی در میان نیست؛
آیا پای حق میمانی یا در سیاهی شب و وسوسههای نفس گم میشوی؟این خاموشی، هنوز هم در زندگی هر کدام از ما تکرار میشود...
@nafahat_hamgaman
شب عاشورا، شب «سقوط تکالیف عاریتی» است. وقتی سیدالشهدا (ع) چراغها را خاموش کرد، در واقع تاریکی را بهانهای نکرد تا رفتن کسی را نبیند؛ بلکه تاریکی را خیمه کرد تا «نور خالص» از «سایهها» جدا شود.
در آن خاموشی مطلق، هر کس که ماند، نه از روی رودربایستی و شرم حضور، که از شدت «وحدت» و یگانگی با ولیّخدا بود.
شب عاشورا به ما میگوید:عیار دینداری واقعی در تاریکی و خلوت آدمها خودش را نشان میدهد. آنجا که هیچ چشمی جز خدا تو را نمیبیند و هیچ منفعتی در میان نیست؛
آیا پای حق میمانی یا در سیاهی شب و وسوسههای نفس گم میشوی؟این خاموشی، هنوز هم در زندگی هر کدام از ما تکرار میشود...
۲۷
۱۹:۵۴