لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
ن
۵۶ عضو

نانوشته های من

نوشتن همیشه پناه هست برای همه ی آدمهاو برای آدمهای معمولی بیشتر!اگر باور کنیم معجزه ای به نام کلمه را ....
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۷ تیر ۱۴۰۴
thumbnail
تشییع امروز، به لطف خدا برگزار شد ناباورانه عرض کمتر از دو هفته، چقدر عزیزوطن از دست دادیم ...چقدر این سالها داغ دیدیم پشت داغ.اولینشان که مال #حاج_قاسم بود هنوز سرد نشده و حالا رسیده‌ایم به اینجا....چقدر دنیا به ما روزهای خوش بدهکار است ....
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج #وعده_صادق#مرگ_بر_اسرائیل #شهید


@naneveshtehayemanble.ir/join/FDjwnnaNXb
undefined۶
undefined۱

۲۳۴

۱۱:۴۰

thumbnail
ما که برای شما نتوانستیم کاری کنیم،اما می‌شود شما مثل وقتی که اینجا بودید، مرام بگذارید و آنجا نیز هوایمان را داشته باشید و ریش برایمان گرو بگذارید؟!مثلا اینکه امشب نزد ارباب ما را هم در جمعتان یاد کنید ...
#شهید_سرلشکر_امیرعلی_حاجی_زاده#شهدای_اقتدار#مرگ_بر_اسرائیل
@naneveshtehayemanble.ir/join/FDjwnnaNXb
undefined۴

۲۵۶

۲۱:۲۱

۱۳ تیر ۱۴۰۴
thumbnail
شکر که زنده‌ایم و امسال هم نفس تازه می‌کنیم با روضه‌هایت ....ای امام حسین جان
#هیئت#روضه#حاج_آقای_میرباقری

@naneveshtehayemanble.ir/join/FDjwnnaNXb
undefined۵

۱۵۰

۱۹:۵۲

۲۳ تیر ۱۴۰۴
thumbnail
انتخاب
انتخاب است دیگر !آقای داور کاش انتخاب می‌کردی که در مقابل این شیطان بزرگ سر خم نکنی و دست ندهیکه حالا به جای فحش و بد و بیراه شنیدن و بی‌وطن خوانده شدن توسط هم وطن‌هایت ، یک قهرمان ملی باشی.حیف این فرصت طلایی که سوت قهرمانی را نزدی و از دستش دادی!
#فغانی_بی‌وطن#مرگ_بر_آمریکا

@naneveshtehayemanble.ir/join/FDjwnnaNXb
undefined۷
undefined۱

۱۷۶

۱۴:۱۶

۲۳ مرداد ۱۴۰۴
thumbnail
چند سال بود که صبح اربعین یا در مسیر کربلا و رسیدن به پناه امن عالم بودم و یا می‌رفتم روضه خونه ی مامان. حالا امسال مامان کربلاست و من اینجا.من اینجا هستم و در به در دنبال یک روضه که دلتنگیم را تسکین بدهد ....هوا گرم است و از بردن نوزاد در طول روز کمی احتیاط می‌کنم وگرنه حرم خانوم جان بهترین پناه است برای این دلتنگی.حتی دلم می‌خواست خودم روضه بگیرم و همه ی دوستانی که مثل خودم امسال راهی نشدند را دعوت کنم که یک دل سیر همدلی کنیم اما چند نفری را که می‌شناختم برای سخنرانی و مداحی یا خودشان هم کربلا هستن و یا وقتشان پر بود .حالا نشسته‌ام و منتظرم ارباب خودش رزق دلم را امروز بفرستد، یک حال خوب از جنس هوای حرمش، از جنس یک چای عراقی در مسیر پیاده‌روی ...
پ.ن: عکس مال اربعین پارسال است.

#زیارت_اربعین#چای_عراقی#حرم


@naneveshtehayemanble.ir/join/FDjwnnaNXb
undefined۲

۱۳۶

۲:۱۰

۲۸ مرداد ۱۴۰۴
بعضی از ما یک مدل خاصی زندگی می‌کنیممثلا دلمون فیلم دیدن میخواد ولی وجدانمون میگه وقتت رو تلف نکن بشین بجاش پای یه کار مفید، مثلا کابینت و کمد به هم ریخته رو مرتب کن.میخوایم قهوه بخوریم، وجدانمون میگه بجاش شربت بیدمشک و گلاب و اینجور چیزا بخور به بدنت و بچه شیرخواره‌ت ضرر نزنی.دلمون آهنگ گوش کردن میخواد، وجدانمون میگه بجاش مداحی و سخنرانی گوش کن.میخوایم به گوشی ور بریم، وجدانمون میگه بجاش چندتا آیه قرآن بخون.نمی‌دونم اسم این گونه‌ی انسانی رو چی باید بذارمولی ما خیلی وقتها خیلی وقتها از اینجا مانده و از آنجا رانده‌ایمنه لذت کار دلمون رو می‌بریم نه حوصله ی کار پیشنهادی وجدانمون رو داریماین میشه که درجه‌ی اتلاف وقتمون و عدم لذت‌بریمون میره بالا
خلاصه که اگه از گونه‌ی انسانی مثل من هستین، اسمی اگه دارید پیشنهاد بدید.
@naneveshtehayemanble.ir/join/FDjwnnaNXb
undefined۴

۱۳۸

۱۷:۳۶

۲ شهریور ۱۴۰۴
دو کلام حرف دارم با شما آقای ارباب جان ...
بی اغراق بگم که تا جایی که که تونستم این دو ماه روضه‌هایی که دعوت می‌شدم رو شرکت کردم.گاهی می‌شد سه تا روضه در یک روز و به ندرت هم بود روزهایی که جایی دعوت نبودم و نمی‌رفتم و دلم می‌سوخت که جایی دعوت نیستم بروم روضه.
حالا روی کلامم با آقای امام حسین (ع) جان هست.ارباب جان!شما شاهدی که من با اشتیاق دلم پر می‌کشید برای روضه‌هایتانمی‌شود جواب این آمدن‌های من را بدهید با زیارتتان؟می‌شود جواب این آمدن‌ها را شب اول قبرم بدهید با شفاعتتان؟می‌شود خیالم راحت کنید که مرا و فرزندانم را پذیرفته‌اید به نوکریتان؟
دو ماه آمدم و تا جایی که راه داشت بچه‌ها رو هم همراه کردم با خودم به روضه‌ها.تا جایی که شد از غذا و چای و شربت و حلوا و خوراکی‌های روضه ‌ها خوردیم این دوماه که بسیار هم پر رزق بودیم به لطف روضه‌ها.امشب آخرین چای روضه را خوردم و آمدم به خانه؛دلم گرفته.از حالا دلم تنگ شده برای همه‌ی چای روضه‌ها .......

پ.ن: جا داشت امشب آخر هیئت که چای رو گرفتم یه عکس از لیوان چایم می‌گرفتم و ضمیمه ی این متن می‌کردماما چه کنم که حواسم نبود.
#حسین_جان#روضه
@naneveshtehayemanble.ir/join/FDjwnnaNXb
undefined۷

۱۲۶

۲۲:۱۸

۱۸ اسفند ۱۴۰۴
نیمه شب قدر است ، از حدود ساعت ۱۲ که از راهپیمایی‌های شبانه آمده‌ایم خانه منتظرم خواب پسرک عمیق شود که مشغول دعا شوم اما سه ساعت گذشته و هنوز جوشن را شروع هم نکرده‌ام، هوس نوشتن کردم و دیدم شدنی‌تر است از مفاتیح دست گرفتن .چند شب قبل به دخترجان می‌گفتم این خیلی جای شکر دارد که در جایی زندگی می‌کنیم که وطن اینقدر برایمان عزیز است .یک هفته ست رهبرعزیزمان را ناجوانمردانه شهید کردند و شهرهایمان زیر بمب است اما دلمان برای وطن می‌تپد و هر شب سفره افطار را جمع نکرده تند تند خانوادگی آماده می‌شویم که خودمان را به جمعیت در خیابان‌ها برسانیم که نکند جا بمانیم از لیست حضور غیاب ، که می‌دانیم هر کسی فقط جای خودش می‌تواند حاضر شود و فرستادن نماینده معنا ندارد.امشب هم رفتیم به مسیر همیشگی. بنظر خیلی خلوت تر از هر شب بود. دلم گرفت و شاید هم کمی نگران شدم که چه شد ان شور و حرارت مردم. و بعد یادم آمد که احتمالا بابت احیا ، دیرتر از خانه می‌زنند بیرون که تجمعشان به مراسم احیا ختم شود و همین هم شد. در مسیر برگشت بجای اینکه جمعیت کم شود ، بیشتر می‌شد و صدای جوشن‌خوانان در چند موکب پخش می‌شد و مردم هم به آنان ملحق می‌شدند.آمدیم خانه و در غصه‌ی اینکه باید در خانه مراسم را به جا بیاوریم رفتم پسرک را بخوابانم و خودم هم چرت کوچکی بزنم که همزمانی صدای بلند همسر و شبکه‌ی خبر، مرا از جا کند و در دلم ولوله افتاد.پیام حماسی چندبار خوانده شد و رهبر جدید اعلام شد.انگار که بعد از مدتها غم ، حالا شادی آمده در خانه‌مان که بگوید راه باز کن ، من آمدم.ته دلمان غبار غم آنقدر خانه کرده این چند سال بعد از حاج قاسم و داغ دیده‌ایم که به این سادگی نمی‌شود به قول ادبیاتیون زنگار از دل زدود، اما با این خبر بالاخره نور در دلمان دوید و توانستیم لبخندی از عمق جانمان بزنیم.شبکه قم برنامه احیا حرم را پخش می‌کرد و بعد از آن ، مردم با مدیریت مداحان حاضر بیعت کردند با رهبر جدیدمان. شور و هیجان تنیده شده در دل را نمی‌شد پنهان کرد . ناگهان به خودم آمدم که در چه نسلی زیسته‌ام.در جنگ متولد شده‌ام که امام خمینی رهبر بوده و با آنکه که هیچ چیز از آن دوران به یاد ندارم اما جوری ما را بزرگ کردند که او را خیلی دوست داشتیم.از سه سالگی رهبرم شد آن رهبر عزیزی که آرام قلبمان بود در همه‌ی هیاهوهای دنیای سیاسی و معنوی و ‌‌‌... .در هر رویدادی منتظر بودیم که ، اگر غمی بود آراممان کند و اگر حادثه ی عادی زندگی بود برایمان حرف بزند و بگوید چه‌کنیم و مسیر را بهمان نشان دهد.وقتی که او را از ما گرفتند، دنیایمان سیاه شد و سعی کردیم غممان را با حماسه حضورمان داد بزنیم و برایش دسته جمعی عزاداری حماسی کنیم.و حالا از امشب رهبر دیگری دارم که هنوز نیامده مهرش در دلمان جاری شده و مثل #رهبر_شهید مان دوستش داریم.فکر می‌کنم هیچ کجای دنیا ، این نعمت حب وطن به این اندازه در قلب مردم جاری نیست .خدایا شکرت بابت #مادر_وطنشکرت بابت نعمت #رهبرشکرت بابت مردم خوب #کشورم_ایران

@naneveshtehayemanble.ir/join/FDjwnnaNXb

۶۵

۰:۳۴

thumbnail
خدایا شکرت ....
undefined۱

۷۲

۰:۳۵

thumbnail
کی باورمان می‌شود که دیگر نیستی؟
#داغ_سرد_نشدنی_وطن#رهبر_شهید
undefined۱

۵۵

۲۳:۵۱