۳۷۱
۲۰:۰۷
بازارسال شده از مرکز گام
در یک کلام، تسلط بر هرمز «پیروزی باشکوهی» است که اقتدار و ثروت هنگفتی به همراه میآورد و بازدارندگی واقعی ایجاد میکند.
۱
۱۳:۰۵
بسم الله الرحمن الرحیم
تفکیک «تصمیم» از «نظر» ولی امر مسلمین؛ رهنمودهای این بحث برای پایان جنگ (فهم ولی فقیه ۲)
این نوشته به یک بحث رایج در میان همسنگران عزیزم، خواهد پرداخت. برای دقت بیشتر ابتدا سه دیدگاه موجود، سپس مثالهایی در سیره عملی رهبر شهیدمان و در انتها، رهنمود این بحث برای وضعیت کنونی مطرح خواهد شد.
دیدگاه های موجود در نسبت با تصمیمات امام شهیدمان را میتوان در سه دسته عنوان کرد:
۱. دیدگاه اول؛ بدبینانه
«آقا مظلوم و غریب هستند. دست ایشان بسته هست و مجبور میشوند. برخی نمیگذارند و...» این دیدگاه هنگام کنش معمولاً به وحدت شکنی منجر میشود.
۲. دیدگاه دوم؛ خوشبینانه
« آقا فرمانده کل قوا و رهبر نظام هستند. تصمیمات شعام و سران قوا و... هم باید ایشان تأیید کنند پس هیچ مشکلی نیست و خیال مان راحت است که همه تصمیمات مورد تایید ایشان است. و...»این دیدگاه معمولاً به این نظر میرسد که همه چیز عالی است و هیچ اختلافی وجود ندارد بنابراین هنگام کنش به انفعال منجر میشود.
۳. دیدگاه سوم؛ واقعبینانه
امام شهیدمان با حفظ چارچوبها، جهت گیری کلی نظام و خطوط قرمز و نیز در نظرگرفتن شرایط مخصوصاً نظر مسئولین و نهادهای حاکمیتی مرتبط و احترام واقعی و عملی به تشکیلات و ساختار نظام، همچنین فهم و آمادگی مردم و نخبگان، تصمیمگیری میکردند. اساساً در مردم سالاری دینی سبک تصمیم گیری رهبری این چنین است.پس ممکن است میان نظر و تصمیم انطباق کامل یا شکاف البته داخل چهارچوب باشد.
چند مثال
ابتدا یک مثال بسیار ساده؛ تنفیذ ریاست جمهوری که یک تصمیم است و به معنای تأیید و امضای ریاست جمهوری فردی است که مردم به ایشان رأی داده اند الزاماً به این معنا نیست که ولی امر مسلمین به آن فرد رأی داده باشند.
مثال دوم برجام است که امام شهیدمان با سردمداران آن، اختلاف اصولی و راهبردی داشتند. یعنی نگاه به درون کشور و نیز بدبینی و عدم اعتماد به دشمن. اما پس از تبیین و تذکرات مکرر به مسئولین و مردم، برای مذاکره اجازه دادند در حالی که فرمودند «تجربه ای خواهدشد». پس از آن هم از برجام به عنوان «خسارت محض» و از دولت مربوطه به عنوان «مایه عبرت» یاد کردند. اما به هر حال تصمیمی گرفتند در حالی که نظرشان چیز دیگری بود. این نظر مخالف در پاسخ به طرح بحثی در دیدار دانشجویی هم تصریح شد.
مثال دیگر، حمایت قاطع ایشان از تصمیم سران قوا مبنی بر افزایش قیمت بنزین در آبان ۹۸ است در حالیکه صریحاً فرموند نظری ندارم.
به عنوان نمونه آخر، مذاکرات دور اخیر ایران با آمریکا که امام شهیدمان در دیدار ۲۹بهمن ۱۴۰۴ با مردم تبریز صراحتاً فرمودند «...واقعاً جای مذاکره نیست حالا اگر بناست مذاکره کنند...» همچنین در یک مهر همان سال یعنی میان دو جنگ هم بیانی مطلق داشته و فرموده بودند که مذاکره با آمریکا «بن بست محض» و «ضرر محض» است و «هیچ فایده ای برای ما ندارد». اما به هر حال اجازه مذاکره را یکبار دیگر نیز دادند.
رهنمود بحث برای پایان جنگ و وظیفه ما:بنابراین لازم است شرایط موجود اعم از ادراک مردم، نخبگان و مسئولین را تا حد ممکن به سمت و سویی سوق دهیم که به آنچه مدنظر رهبر معظم انقلاب است نزدیک تر باشد. یعنی بهترین تصمیمی که ممکن است اتخاذ شود نه اینکه نظاره گر آن باشیم تا شرایط مختلف، موجبات تصمیمی در سطح پایین تر و دورتر نسبت به آرمان را ایجاد کند.همچنین باید در تحلیل بسیار دقیق و زیرک باشیم. یعنی موافقت، تأیید، اجازه، حمایت یا همان تصمیم رهبری برای انجام کاری را لزوماً با آنچه مدنظر خودشان است؛ مساوی نپنداریم.و نیز آن زمان که احتمال عقلایی بروز چنین شکافی در تصمیم گیری آتی رهبری را دادیم یا حتی پس از تصمیم؛ آگاه باشیم که جایگاه جهاد تبیین بسیار مهمتر خواهدبود. در واقع به میزانی که این شکاف بیشتر باشد تبیین مهمتر است. چرا که این شکاف نشانگر آن است که ولی امر مسلمین به دلیل زمینه های موجود از تصمیم سطح بالاتر و نزدیکتر به آرمان به تصمیمی در سطح پایینتر بسنده کرده اند که مدنظرشان نبوده است. ما با کنش های مؤثر خود حتی المقدور نباید اجازه دهیم که تصمیمات دورتر با آرمان، به بهترین تصمیم ممکن در شرایط موجود تبدیل شود بنابراین زمینه سازی ما به انحاء مختلف، در اخذ تصمیم بهتر برای پایان یافتن جنگ و تثبیت امتیازات بلندمدت برای کشور بسیار مؤثر است.
️لازم به تذکر است که این جهاد تبیین و کنش لازم، نه منافاتی با اطاعت بی چون و چرا از امر رهبری داشته و نه منافاتی با وحدتبلکه باید تحلیل و تلاشی تمیز و حساب شده و به دور از تفرقه افکنی باشد برای سوق دادن جامعه و آمادگی شرایط به منظور نزدیک شدن به تصمیم بهتر و آنچه مدنظر ولی امر مسلمین است. و بازهم در نهایت: «لطف آنچه تو اندیشی و حکم آنچه تو فرمایی»
مصطفی عباسی@newandishe
تفکیک «تصمیم» از «نظر» ولی امر مسلمین؛ رهنمودهای این بحث برای پایان جنگ (فهم ولی فقیه ۲)
این نوشته به یک بحث رایج در میان همسنگران عزیزم، خواهد پرداخت. برای دقت بیشتر ابتدا سه دیدگاه موجود، سپس مثالهایی در سیره عملی رهبر شهیدمان و در انتها، رهنمود این بحث برای وضعیت کنونی مطرح خواهد شد.
۱. دیدگاه اول؛ بدبینانه
«آقا مظلوم و غریب هستند. دست ایشان بسته هست و مجبور میشوند. برخی نمیگذارند و...» این دیدگاه هنگام کنش معمولاً به وحدت شکنی منجر میشود.
۲. دیدگاه دوم؛ خوشبینانه
« آقا فرمانده کل قوا و رهبر نظام هستند. تصمیمات شعام و سران قوا و... هم باید ایشان تأیید کنند پس هیچ مشکلی نیست و خیال مان راحت است که همه تصمیمات مورد تایید ایشان است. و...»این دیدگاه معمولاً به این نظر میرسد که همه چیز عالی است و هیچ اختلافی وجود ندارد بنابراین هنگام کنش به انفعال منجر میشود.
۳. دیدگاه سوم؛ واقعبینانه
امام شهیدمان با حفظ چارچوبها، جهت گیری کلی نظام و خطوط قرمز و نیز در نظرگرفتن شرایط مخصوصاً نظر مسئولین و نهادهای حاکمیتی مرتبط و احترام واقعی و عملی به تشکیلات و ساختار نظام، همچنین فهم و آمادگی مردم و نخبگان، تصمیمگیری میکردند. اساساً در مردم سالاری دینی سبک تصمیم گیری رهبری این چنین است.پس ممکن است میان نظر و تصمیم انطباق کامل یا شکاف البته داخل چهارچوب باشد.
۹۵۰
۱۷:۲۹
«صرفاً مبنای مذاکره» پس؛ اندکی صبر باید ...
نفسِ قرارگرفتن شروط ایران به عنوان مبنای مذاکره آن هم بعد از دست برتر ما در میدان و نیز چندین بار عقب نشینیِ صریح دشمن آمریکایی، حتماً اتفاق مثبتی است. همچنین در درجه بعدی محتوای این شروط که بسیار خوب و تقریباً حداکثری است.
اما؛ باید توجه داشته باشیم که برای قضاوت نهایی واقعاً زود است و نباید شتابزده و هیجانی به صورت بسیار مثبت یا بسیار منفی قضاوت کنیم. چرا که شروط ایران، هنوز محقق و تثبیت نشده است بلکه صرفاً مبنای مذاکره قرار گرفته است.
روزهای آینده و همچنین نتیجه دقیق مذاکرات مشخص خواهد کرد که در عمل و روی زمین چه اتفاقی خواهد افتاد و چه مواردی تثبیت قطعی خواهد شد. برای این مدت دو هفته ای شاید راستی آزمایی همین شروط از جمله مهمترین آنها یعنی مدیریت تنگه و کسب درآمد واقعی از آن و نیز عدم تجاوز رژیم صهیونیستی به حزب الله نشانگرهایی بسیار مهم هستند که تا حد قابل توجهی ادامه مسیر تثبیت واقعی شروط ایران را نمایان میکند. این امر، نیازمند رصد و تحلیل دقیق ماست. به عنوان مثال یکی از اتفاقات سریع و مهم روی زمین تا همین الآن، واکنش جدی بازار انرژی است که قیمت نفت را به نفع امریکا کرده است. واقعیات دیگری برای دوطرف در روزهای آینده رخ خواهد داد. البته باید توجه شود که برخی از واقعیات نظامی دو طرف هم از ما پوشیده است.
بنابراین در شرایطی که هنوز جنگ در جریان است و به عبارتی اتفاقات پایدار و تعیین کننده ای رخ نداده است؛ حفظ وحدت و نیز حضور در میدان و همه کارهایی که در این ۴۰ روز گذشته انجام دادیم نه تنها لازم است بلکه شدت و وسعت آنها تا تحقق و تثبیت حق جمهوری اسلامی ایران باید به صورت جدی دستور کار همه ما باشد.
مصطفی عباسی@newandishe
۱.۶K
۱۰:۱۹
لزوم گفتگوی صریح با مردم
در پاسخ به این شبهه، سوای دلایل دیگر حداقل دو پاسخ از منظر اقتصادی میتوان بیان کرد:
۲.۴K
۱۳:۳۹
کاربرد و اهمیت یکی از اصول مذاکرات از منظر رهبر شهید انقلاب برای مذاکرات آینده (فهم ولی فقیه ۳)
#یادداشت
یکی از مهمترین شروطی که قبل از مذاکرات میتواند از سوی ایران برای مذاکره ای بهتر مطرح شود و سهل الوصول تر از بقیه شروط هم به نظر میرسد این است که رئیس جمهور امریکا و مسئولین ارشد آن، ابتدا از هرگونه تهدید از جمله مشخص کردن ضرب الاجل برای بمباران ایران، دست بردارند.
چرا این شرط، قبل از شروع مذاکرات مهم است؟پذیرش انجام مذاکره بین هر دوطرفی (چه ایران و امریکا و چه کشورهای دیگر)؛ زمانی که یک طرف مستمراً در حال تهدید و حتی توهین کردن است این پیام را به او مخابره میکند که گویی تهدیدهای او اثر واقعی داشته است و موجب ترس طرف دیگر شده تا جایی که گمان خواهد کرد اساساً همین تهدیدها موجب آمدن طرفِ مقابل، پای میز مذاکره شده است. هرچند که در عمل ممکن است این گونه نباشد؛ اما صرفِ پای میز مذاکره آمدن در زمان اولتیماتومِ مشخص شده، و به عبارتی زیر شَبَحِ تهدید ؛ به مثابه ی پالسِ ضعفی است که به طرف مقابل مخابره میشود. نتیجه مخابره این پیام در عمل چیست؟ اولاً طرف تهدیدکننده دچار خطای محاسباتی شده بنابراین گمان میبرد که در همان ابتدا دستی بالاتر دارد. ثانیاً تهدید را برای دستیابی به نتیجه بهتر حتماً ادامه خواهد داد. چرا که احساس میکند این تکنیک جواب داده و تهدیدهای او موثر واقع شده است. چه تهدید، بمباران زیرساختها باشد چه محاصره دریایی و....
البته شواهد نشان میدهد طرف ایرانی حداقل دوبار به زمان ضرب الاجل امریکا هیچ اهمیتی نداده است اما قطعی شدن ناگهانی انجام مذاکرات اخیر در ساعات نزدیک به اولتیماتومِ آخر ترامپ، چه از جهت داخلی در کشور و چه از جهت خارجی تبعاتی منفی داشت. ولو اینکه به تعبیر برخی عزیزان به صورت سهوی همزمان شد.
پیشنهاد: مسئول تیم مذاکره کننده ایرانی، خیلی شفاف، صریح و به صورت عمومی اعلام کند تازمانی که امریکا تهدید، توهین و ضرب الاجل برای بمباران ایران مشخص میکند، ایران هیچ گونه مذاکره ای نخواهدکرد و هرزمان که تهدیدها، توهین ها و ضرب الاجل تمام شد؛ آن وقت ایران تصمیم میگیرد که چه زمانی مذاکره برقرار شود. این راهکار کمک میکند که همان اول بسم الله در مذاکره، ایران دست بالاتر را داشته و دشمن گمان نکند با تهدید و ارعاب میتواند از ما امتیازات بیشتری بگیرد و به نظر میرسد در نتیجه مذاکرات و امتیازات هم موثر خواهد بود. ضمناً تکنیک تمدید ضرب الاجل برای بمباران توسط ترامپ هم از بین خواهد رفت.
حسن ختام: چه خوش فرمودند امام شهیدمان که «بنده با مذاکراتی که در زیر شَبَحِ تهدید انجام بگیرد موافق نیستم.» (۱۶ اردیبشهت ۱۳۹۴) این جمله که گویی یک اصلِ مذاکراتی در اندیشه رهبر شهید قدّس الله نفسه الزّکیه بود طبیعتاً همچنان در زمان رهبر معظم انقلاب هم پابرجا است و همان گونه که مطرح شد، رهنمودی بسیار مهم و کاربردی برای انجام مذاکره ای بهتر دارد.
مصطفی عباسی@newandishe
۱.۸K
۱۰:۳۸
بازارسال شده از اندیشکده نوآوری نهادی
لازم به ذکر است معمولاً به ثمر رساندن راهحلهای سیاستی در سطح عمیقتری از مسئلهشناسی، همت بیشتری میطلبد؛ اما از آنجایی که این راهحلها اولاً ثبات بیشتری دارند و ثانیاً به دلیل عمق و کلاننگری، به صورت نظاممند موجب حل یا رفع بسیاری از مسائل خرد و جزئیتر میشوند، بنابراین به نظر میرسد برای بسیاری موارد پرداختن به آنها در مجموع صرفه واقعی دارد.
اول؛ تغییر و اصلاح نهادهای موجود با هدف کارآمدسازی آنهادوم؛ ایجاد و توسعه نهادهای جدیدِ مورد نیاز، متناسب با اقتضائات امروز
ب. گروه اصلاح نظام مدیریتی
این نهادهای جدید میتوانند شامل انواع شرکتهای خصوصی، نهادهای دولتی و نیمهدولتی شود؛ اما سوای نوع آنها، نکته اساسی انگیزه پایدار آن نهاد برای حل مسئله است. به عبارتی سازوکارهای نهادی باید بهگونهای طراحی شود که به دور از بروکراسیهای مرسوم، بلکه از طریق ایجاد و استمرار انگیزههای جدی، حل مسئله تحقق یافته و در وضعیت تعادل جدید باقی بماند. این راهبرد در دو گروه اندیشکده در حال پیگیری است:الف. گروه نهادسازی و تنظیمگری
ب. گروه سازمانهای توسعهای
بنابراین، فعالیت محورهای اندیشکده و به تبع آن مطالب آتی، ذیل این دو راهبرد کلی و گروه های چهارگانه مطرح خواهند شد.
#اندیشکده_نوآوری_نهادی#حل_پایدار_مسئله
۴
۱۵:۵۳
ان شاءالله ساعت ۱۹ امروز، در رادیو اقتصاد چند دقیقهای عرایضی خواهم داشت در مورد شعار سال
۱۷۷
۷:۴۶
چند کلام در مورد تفاهمنامه احتمالی
#یادداشت
مصطفی عباسی
هرچند هنوز متن یادداشت تفاهم بین ایران و امریکا نهایی نشده است اما نظرات بسیار متفاوتی در مورد آن وجود دارد.در مقدمه پیشنهادم این است که سوای نظرات کلی یا هیجانی یا نظراتی که بیشتر رنگ و بوی سیاسی میدهد از دو طرف، نظرات فنی و دقیق کارشناسی موافق یا مخالف را برای قضاوت هرچه دقیقتر گوش کنیم.
توضیحات آقای عراقچی و آقای مهدی محمدی و آقای نبویان را تقریباً به صورت کامل گوش دادم. سوای برخی نقدها یا توضیحات درست دوطرف و سایر امتیازاتی که میدهیم و میگیریم؛ ما دو امتیاز بسیار مهم به امریکا خواهیم داد که شاید همین دوتا برای ترامپ کافی باشد، هم برای جنگ بعدی و هم برای بیرون آمدن از فشار
آن دو امتیاز مهم چیست؟
۱. تنگه هرمز در این مدت موقت و بلافاصله بعد از امضای تفاهم نامه، گویا به صورت کامل و بدون اعمال مدیریت ایران باز خواهد شد.
۲. رقیق سازی اورانیوم با غنای بالا در خاک خودمان
از کجا این را میگوییم؟
۱. در مورد تنگه؛ توضیحات آقای عراقچی و آقای محمدی در مورد تنگه این بود که در نهایت با اعمال مدیریت ایران خواهد بود. این درست است. اما آنجا که در مورد وضعیت بلافاصله بعد از تفاهمنامه و این مدت ۳۰ یا ۶۰ روزه (که ممکن است تمدید هم شود) صحبت میکنند کاملاً کلی و مبهم و هر دو تقریبا عبارت مشابهی را مطرح میکنند «حالا ممکن است برای این مدت موقت، شرایط متفاوت باشد!» طبیعتاً اگر قرار بود به همراه اعمال مدیریت ما باشد این تفاوت را بیان نمیکردند یا اگر شرایط سخت گیرانه تری از جانب ما بود میگفتند.
۲. در مورد اورانیوم ۶۰ درصد؛ هم در توضیح آقای عراقچی هم توضیح آقای محمدی بحث رقیق سازی اورانیوم با غنای بالا کاملاً تصریح شد. با این تفاوت که در مذاکرات بعد از تفاهمنامه صورت خواهد گرفت اما وقتی خیلی دقیق اشاره کردند گویی صحبت هایی شده یا در متن تفاهم احتمالی اشاراتی خواهدشد.
حال باتوجه به اهمیت بسیار بالای تنگه و نیز رقیق سازی برای امریکا که از قضا تنگه که مهمترین ابزار ماست به صورت نقد و نه نسیه در همین تفاهم نامه و نه مذاکرات دور دوم مطرح شده است که علاوه بر دستاورد بزرگ برای ترامپ موجب میشود از فشار افزایش قیمت نفت و تورم در امریکا نیز خلاصی پیدا کند. این تفاهم میتواند؛با این امتیاز بزرگ، خوب و موفقیت آمیز باشد؟ یا مانع تجاوز مجدد به خاک ما در چند ماه آینده بشود؟سوالات بعدی در مورد واکنش ما؛آیا توهین به مسئولین و وحدت شکنی در این شرایط فایده ای دارد؟از طرفی دیگر؛ آیا سکوت به بهانه انسجام و عدم وحدت شکنی در صورتی که بعضی اشکالات به تفاهم احتمالی وارد است، درست است؟ در صورتی که تجربیات منفی چندباره در مذاکرات مختلف از برجام تا اسلام آباد نگرانی به حقی در مردم مبعوث شده ایجاد کرده است.
پیشنهاد: رصد دقیق، مطالبه تمیز، منطقی و معقول حول شروط رهبر معظم انقلاب و منافع ملی، همچنین جهاد تبیین، و نیز حفظ انسجام و عدم وحدت شکنی هم در تجمعات و هم در فضای مجازی
@newandishe
۱. تنگه هرمز در این مدت موقت و بلافاصله بعد از امضای تفاهم نامه، گویا به صورت کامل و بدون اعمال مدیریت ایران باز خواهد شد.
۲. رقیق سازی اورانیوم با غنای بالا در خاک خودمان
۱. در مورد تنگه؛ توضیحات آقای عراقچی و آقای محمدی در مورد تنگه این بود که در نهایت با اعمال مدیریت ایران خواهد بود. این درست است. اما آنجا که در مورد وضعیت بلافاصله بعد از تفاهمنامه و این مدت ۳۰ یا ۶۰ روزه (که ممکن است تمدید هم شود) صحبت میکنند کاملاً کلی و مبهم و هر دو تقریبا عبارت مشابهی را مطرح میکنند «حالا ممکن است برای این مدت موقت، شرایط متفاوت باشد!» طبیعتاً اگر قرار بود به همراه اعمال مدیریت ما باشد این تفاوت را بیان نمیکردند یا اگر شرایط سخت گیرانه تری از جانب ما بود میگفتند.
۲. در مورد اورانیوم ۶۰ درصد؛ هم در توضیح آقای عراقچی هم توضیح آقای محمدی بحث رقیق سازی اورانیوم با غنای بالا کاملاً تصریح شد. با این تفاوت که در مذاکرات بعد از تفاهمنامه صورت خواهد گرفت اما وقتی خیلی دقیق اشاره کردند گویی صحبت هایی شده یا در متن تفاهم احتمالی اشاراتی خواهدشد.
@newandishe
۲.۷K
۷:۳۸
اندیشه نو | مصطفی عباسی
چند کلام در مورد تفاهمنامه احتمالی
#یادداشت
مصطفی عباسی
هرچند هنوز متن یادداشت تفاهم بین ایران و امریکا نهایی نشده است اما نظرات بسیار متفاوتی در مورد آن وجود دارد. در مقدمه پیشنهادم این است که سوای نظرات کلی یا هیجانی یا نظراتی که بیشتر رنگ و بوی سیاسی میدهد از دو طرف، نظرات فنی و دقیق کارشناسی موافق یا مخالف را برای قضاوت هرچه دقیقتر گوش کنیم.
توضیحات آقای عراقچی و آقای مهدی محمدی و آقای نبویان را تقریباً به صورت کامل گوش دادم. سوای برخی نقدها یا توضیحات درست دوطرف و سایر امتیازاتی که میدهیم و میگیریم؛ ما دو امتیاز بسیار مهم به امریکا خواهیم داد که شاید همین دوتا برای ترامپ کافی باشد، هم برای جنگ بعدی و هم برای بیرون آمدن از فشار
آن دو امتیاز مهم چیست؟ ۱. تنگه هرمز در این مدت موقت و بلافاصله بعد از امضای تفاهم نامه، گویا به صورت کامل و بدون اعمال مدیریت ایران باز خواهد شد. ۲. رقیق سازی اورانیوم با غنای بالا در خاک خودمان
از کجا این را میگوییم؟ ۱. در مورد تنگه؛ توضیحات آقای عراقچی و آقای محمدی در مورد تنگه این بود که در نهایت با اعمال مدیریت ایران خواهد بود. این درست است. اما آنجا که در مورد وضعیت بلافاصله بعد از تفاهمنامه و این مدت ۳۰ یا ۶۰ روزه (که ممکن است تمدید هم شود) صحبت میکنند کاملاً کلی و مبهم و هر دو تقریبا عبارت مشابهی را مطرح میکنند «حالا ممکن است برای این مدت موقت، شرایط متفاوت باشد!» طبیعتاً اگر قرار بود به همراه اعمال مدیریت ما باشد این تفاوت را بیان نمیکردند یا اگر شرایط سخت گیرانه تری از جانب ما بود میگفتند. ۲. در مورد اورانیوم ۶۰ درصد؛ هم در توضیح آقای عراقچی هم توضیح آقای محمدی بحث رقیق سازی اورانیوم با غنای بالا کاملاً تصریح شد. با این تفاوت که در مذاکرات بعد از تفاهمنامه صورت خواهد گرفت اما وقتی خیلی دقیق اشاره کردند گویی صحبت هایی شده یا در متن تفاهم احتمالی اشاراتی خواهدشد.
حال باتوجه به اهمیت بسیار بالای تنگه و نیز رقیق سازی برای امریکا که از قضا تنگه که مهمترین ابزار ماست به صورت نقد و نه نسیه در همین تفاهم نامه و نه مذاکرات دور دوم مطرح شده است که علاوه بر دستاورد بزرگ برای ترامپ موجب میشود از فشار افزایش قیمت نفت و تورم در امریکا نیز خلاصی پیدا کند. این تفاهم میتواند؛ با این امتیاز بزرگ، خوب و موفقیت آمیز باشد؟ یا مانع تجاوز مجدد به خاک ما در چند ماه آینده بشود؟ سوالات بعدی در مورد واکنش ما؛ آیا توهین به مسئولین و وحدت شکنی در این شرایط فایده ای دارد؟ از طرفی دیگر؛ آیا سکوت به بهانه انسجام و عدم وحدت شکنی در صورتی که بعضی اشکالات به تفاهم احتمالی وارد است، درست است؟ در صورتی که تجربیات منفی چندباره در مذاکرات مختلف از برجام تا اسلام آباد نگرانی به حقی در مردم مبعوث شده ایجاد کرده است.
پیشنهاد: رصد دقیق، مطالبه تمیز، منطقی و معقول حول شروط رهبر معظم انقلاب و منافع ملی، همچنین جهاد تبیین، و نیز حفظ انسجام و عدم وحدت شکنی هم در تجمعات و هم در فضای مجازی @newandishe
مخاطبین عزیز کانالدر مورد اورانیوم با غنای بالا یکی از عزیزان توجهی دادند که وارد و درست بود، بنابراین اصلاح و ویرایش کردم.باتشکر از بازخورد به موقع و توجه و دلسوزی شما عزیزان
۶۷۲
۱۷:۴۵