لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل نقطه پرگارن
۳۷۹ عضو

نقطه پرگار

مشاهده در وب بله
۳۰ مهر
undefined تحولات ساعات گذشته یمن | ۳۰ مهر۱۴۰۵ ساعت ۶:۵۰‌undefined پیشروی نیروهای یمنی در شهر تعز‌بر اساس گزارش‌های منتشرشده، شب گذشته نیروهای مسلح یمن محله المربعة و وادی العرین در شهر تعز را آزاد کرده و به سمت خیابان الثلاثین و منطقه الملیحاء پیشروی کرده‌اند.‌‌undefined حملات هوایی عربستان به هفت استان یمن؛ ۶۲ حمله طی ۲۴ ساعت‌سرتیپ یحیی سریع شب گذشته در بیانیه‌ای اعلام کردند: جنگنده‌های سعودی طی ۲۴ ساعت گذشته با استفاده از جنگنده‌های F-15 برخاسته از پایگاه خمیس مشیط، ۶۲ حمله هوایی علیه اهداف غیرنظامی در صنعا و استان‌های مأرب، صعده، لحج و تعز انجام دادند. در این حملات، شماری از غیرنظامیان، از جمله زنان و کودکان، شهید یا مجروح شدند.‌مجموع حملات هوایی و موشکی عربستان از آغاز دور اخیر تشدید تنش‌ها در ۱۳ ژوئیه، طی ۱۰۰ روز، به ۲۸۵۵ حمله رسیده است.‌‌undefined حمله موشکی نیروهای یمنی به پایگاه هوایی الریان‌نیروهای مسلح یمن در روز گذشته دوبار مواضع مزدوران سعودی‌ در پایگاه هوایی الریان در المکلا استان حضرموت، با چند فروند موشک بالستیک هدف قرار دادند.‌‌undefined حمله به میدان نفتی الشیبه در شرق عربستان‌گزارش‌هایی از هدف قرار گرفتن میدان نفتی الشیبه در شرق عربستان، در نزدیکی مرز امارات منتشر شده است. در برخی گزارش‌ها، از وقوع آتش‌سوزی در این میدان نفتی بر اساس تصاویر ماهواره‌ای خبر داده شده است. همچنین منابعی مدعی شدند که در این حمله چهار نفر از نیروهای حکومت سعودی کشته یا زخمی شده‌اند.‌این انفجار در الشیبه زنگ خطری برای هر دو طرف ابوظبی و ریاض بود. میدان نفتی الشیبه در شرق عربستان و در فاصله ۱۰ کیلومتری امارات قرار دارد.‌undefined حمله به فرودگاه ملک فهد در دمام‌سازمان دفاع مدنی عربستان اعلام کرد که در حمله موشکی روز چهارشنبه به فرودگاه بین‌المللی ملک فهد در دمام، یک نفر کشته و هشت نفر دیگر مجروح شده‌اند.‌‌undefined آمریکا دستور خروج بخشی از کارکنان خود از عربستان را صادر کرد‌وزارت خارجه آمریکا دستور خروج کارکنان دولتی این کشور و خانواده‌های آنان را از عربستان صادر کرد؛ این دستور شامل افرادی می‌شود که مأموریتشان در دسته وظایف اضطراری قرار ندارد. هم‌زمان، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا گزارش خبرگزاری فرانسه درباره وضعیت کارکنان آمریکایی را رد کرد و گفت واشنگتن صرفاً دستور تخلیه کارکنان خود از عربستان را به دلیل افزایش حملات یمن صادر کرده است.

‌#خواهران‌https://ble.ir/noghtepargarhttps://eitaa.com/noghtepargar1

۱۷

۱۰:۱۲

thumbnail
undefinedتصاویری از برخاستن دود از تأسیسات نفتی آرامکو در عربستان در پی حملات اخیر انصارالله

‌#خواهران‌https://ble.ir/noghtepargarhttps://eitaa.com/noghtepargar1

۱۷

۱۰:۱۲

بازارسال شده از مرجع تحلیل
بحران‌های اجتماعی پیامد محتوم توسعه سیاسی (۳)

بحران مشارکت، نفوذ، یکپارچگی و توزیع

در قسمت‌های پیشین، بحران هویت و مشروعیت را به عنوان پیامدهای ساختاری نوسازی بررسی کردیم.اکنون چهار بحران دیگر را تحلیل می‌کنیم که همگی از تلاقی سه مؤلفه سندرم/نشانگان توسعه یعنی برابری، ظرفیت و تفکیک‌پذیری پدید می‌آیند:
بحران مشارکت
تعریف آن عدم قطعیت در مورد نرخ مناسب گسترش مشارکت و فشار ناشی از هجوم مشارکت‌کنندگان جدید بر نهادهای موجود است.سازوکار آن چنین است که شهروندان عادی تحت تعلیم آموزه‌های تجدد قرار می‌گیرند و در فرآیند توسعه سیاسی به شهروندان کنشگر تغییرخواه بدل می‌شوند که مجهز به آموزه‌های معرفت‌شناختی لیبرال‌دموکراسی‌اند و انسان مدرن محسوب می‌شوند. این کنشگران مطالبه مشارکت در تصمیم‌گیری‌های خرد و کلان را در چارچوب گفتمان تجدد پی می‌گیرند. مطالبات تجددی این شهروندان با مقاومت ساختارهای فرهنگی سیاسی بومی و دینی مواجه می‌شود و لذا جامعه با تعارضات و چندپارگی گفتمانی مواجه می‌گردد. وانگهی ظرفیت جذب مطالبات نیز فراهم نیست.بنابراین پیامد محتوم آن این است که فرآیند جدی توسعه، ناگزیر با این بحران روبرو می‌شود. واینر در فصل مشارکت از کتاب بحران‌ها و توالی‌ها (۱۹۷۱) تأکید می‌کند که نظام‌های در حال توسعه باید از این بحران عبور کنند تا توسعه سیاسی تحقق یابد. از نگاه او، این مسیر مستلزم طی کردن مرحله گذار، سکولار شدن و تحقق غربی‌سازی است. اما چه بسا توسعه‌گرایان از عهده حل بحران بر نیایند و یا خود بحران را تشدید و تعمیق کنند.
بحران نفوذ
هرگاه مشکل حکمرانی/فرمان‌روایی دولت رخ دهد و شهروندان از قوانین و احکام دولت اطاعت نکنند تعبیر به بحران نفوذ می‌شود. یعنی اجرای سیاست‌های اساسی ناممکن یا دشوار می‌گردد.سازوکار آن چنین است که رشد تقاضا برای خدمات عمومی، زیرساخت‌ها و سیاست‌های رفاهی، ظرفیت نفوذ دولت را به آزمون می‌گذارد. پیامد محتوم آن این است که هرچه نظام سیاسی توسعه‌یافته‌تر شود، بحران نفوذ شدیدتر می‌شود.لاپالومبارا در فصل نفوذ از کتاب بحران‌ها و توالی‌ها (۱۹۷۱) این بحران را پیامد مستقیم رشد ظرفیت و همزمان محدودیت‌های آن می‌داند.
بحران یکپارچگی
تعریف آن میزان سازمان‌یافتگی کل نظام/نظم سیاسی به عنوان یک نظام روابط متقابل است. سازوکار آن چنین است که تفکیک‌پذیری/تمایزپذیری بدون یکپارچگی به تجزیه، برابری بدون یکپارچگی به چندپارگی، و ظرفیت بدون یکپارچگی به اقتدارگرایی بوروکراتیک منجر می‌شود. پیامد محتوم آن این است که ترکیب سه مؤلفه سندرم/نشانگان توسعه، همواره این بحران را تولید می‌کند. بایندر و همکاران در کتاب بحران‌ها و توالی‌ها (۱۹۷۱)، بحران یکپارچگی را به عنوان یکی از بحران‌های بنیادین توسعه سیاسی معرفی کرده‌اند.
بحران توزیع
این بحران با سنجش نحوه استفاده از قدرت‌های حکومتی برای تأثیرگذاری بر توزیع کالاها، خدمات و ارزش‌ها در سراسر جامعه تعریف می‌شود.سازوکار آن چنین است که رشد اقتصادی مبتنی بر نسخه اقتصاد لیبرال سرمایه‌داری به نابرابری‌ها دامن می‌زند و همزمان انتظارات را افزایش می‌دهد و گروه‌های محروم را به مطالبه سهم عادلانه‌تر تحریک می‌کند.بنابراین هر نظام سیاسی که فرآیند توسعه را می‌پیماید ناگزیر با این بحران روبرو می‌شود. لاپالومبارا در فصل توزیع از کتاب بحران‌ها و توالی‌ها (۱۹۷۱) آن را بحران مدیریت منابع می‌نامد.
نتیجه
چهار بحران مشارکت، نفوذ، یکپارچگی و توزیع نیز همانند هویت و مشروعیت، پیامدهای محتوم و ساختاری فرآیند توسعه سیاسی‌اند. هیچ جامعه‌ای که وارد مسیر نوسازی جدی شود، از این بحران‌ها مصون نیست. تفاوت جوامع توسعه‌یافته و در حال توسعه نه در وقوع بحران‌ها، بلکه در توانایی مدیریت آن‌هاست.رضایی۲۴ مهر ۱۴۰۵
🟢پیام رسان بلهundefinedhttps://ble.ir/marjatahlil 🟠پیام رسان ایتاundefinedhttps://eitaa.com/marjatahlil🟡پیام رسان روبیکاhttps://rubika.ir/marjaetahlil1undefinedپیام رسان در تلگرامundefinedhttps://t.me/marjatahlilundefinedمرجع تحلیل در ایکسhttps://x.com/marjatahlil

۱

۱۱:۲۸

بازارسال شده از مرجع تحلیل
بحران‌های اجتماعی پیامد محتوم توسعه سیاسی

شواهد تجربی (۴)

اکنون به شواهد تجربی جوامع مختلف می‌پردازیم تا نشان دهیم آیا این بحران‌ها در عمل نیز در جوامعی که فرآیند توسعه را طی کرده‌اند، ظهور یافته‌اند یا خیر.
شواهد از جوامع غربی:کتاب بحران‌های توسعه سیاسی در اروپا و ایالات متحده
لوسین پای و همکارانش در کتاب بحران‌های توسعه سیاسی در اروپا و ایالات متحده (۱۹۷۹) به سرپرستی ریموند گرو، همان الگوی بحران‌های پنج‌گانه را بر تجربه تاریخی سیزده کشور غربی اعمال کردند. این کشورها عبارت بودند از ایالات متحده، بریتانیا، بلژیک، کشورهای اسکاندیناوی، اسپانیا و پرتغال، فرانسه، ایتالیا، آلمان، روسیه و لهستان . بازه زمانی مورد بررسی، مرحله شکل‌گیری دولت-ملت مدرن در هر یک از این کشورها بود.
هدف اصلی این پروژه، آزمون این فرضیه بود که فرآیند شکل‌گیری دولت-ملت مدرن نه به صورت پیوسته و تدریجی، بلکه در قالب زنجیره‌ای از بحران‌ها به وقوع پیوسته است . محققان هر کشور موظف بودند تاریخ آن کشور را با نگاه به پنج بحران هویت، مشروعیت، مشارکت، نفوذ و توزیع بررسی کنند و توالی، شکل ظهور و پیامدهای آن‌ها را مشخص سازند .
یافته‌های این پروژه حاکی از آن است که در تمامی کشورهای مورد بررسی، بحران‌های پنج‌گانه به نحوی ظهور کرده‌اند.
در فرانسه، بحران‌ها دو بار ظاهر شدند و حل شدند: یک بار در دوره رژیم کهن و بار دیگر پس از انقلاب ۱۷۸۹ . در بریتانیا، پنج بحران در بازه زمانی ۱۶۴۰ تا ۱۶۶۰ ظاهر شدند . در اسپانیا، فروپاشی جمهوری دوم به خوشه‌ای از بحران‌های همزمان نسبت داده شده است. در آلمان، دوره‌های بحران عمده شامل سال‌های ۱۸۰۶ تا ۱۸۱۹، ۱۸۴۸ تا ۱۸۷۱ و ۱۹۱۸ تا ۱۹۳۳ بوده است .
نکته قابل توجه در این مطالعات، پدیده خوشه‌های بحرانی است. محققان بارها با موقعیت‌هایی روبرو شدند که در آن چند بحران به طور همزمان ظاهر شده‌اند.پین در تحلیل فروپاشی جمهوری دوم اسپانیا، این فروپاشی را به خوشه‌ای از بحران‌های همزمان نسبت می‌دهد و نتیجه می‌گیرد که نظام‌های سیاسی نمی‌توانند با چندین بحران همزمان بارگذاری شوند و همچنان کار کنند .
شواهد از جهان سوم: موردپژوهی هند
رابرت ویگند (۱۹۷۲) در مونوگرافی خود با عنوان توسعه اداری در هند: کاربرد مدل پای در توسعه سیاسی، مدل بحران های پای را برای بررسی ملت‌سازی در هند به آزمون گذاشت. نتیجه‌ی این مطالعه آن بود که مدل پای روایی دارد و می‌تواند ابزاری ارزشمند برای شناسایی و تحلیل اثرات تغییرات اجتماعی و سیاسی در هر ملتی، بدون توجه به مرحله توسعه آن، باشد.
این یافته با تأکید پای بر بازگشت‌پذیری بحران‌ها همخوانی دارد. بحران‌ها رویدادهایی یک‌بار برای همیشه نیستند که یک جامعه آن‌ها را پشت سر بگذارد، بلکه تهدیدهایی دائمی هستند که هر نظام سیاسی، در هر مرحله از توسعه، ممکن است دوباره با آن‌ها روبرو شود. بر اساس نظریه بحران، جامعه توسعه‌یافته از لحاظ سیاسی لزوماً این بحران‌ها را پشت سر گذاشته است، ولی احتمال باز رخداد آن‌ها در همین جامعه نیز منتفی نیست. بنابراین جوامع توسعه‌یافته و در حال توسعه همواره در معرض تهدید بحران‌های توسعه قرار دارند .
نتیجه‌
شواهد تجربی از سه حوزه، جهان‌شمولی وقوع بحران‌ها را تأیید می‌کنند:
نخست، جوامع غربی جوامع غربی بحران‌ها را در گذشته تجربه کرده‌اند. کتاب بحران‌های توسعه سیاسی در اروپا و ایالات متحده نشان می‌دهد که تمامی سیزده کشور مورد بررسی، بحران‌های پنج‌گانه را در مسیر شکل‌گیری دولت-ملت مدرن تجربه کرده‌اند .
دوم، جوامع غیرغربی. مطالعات نشان داد که مدل پای در هر مرحله از توسعه کاربرد دارد. موردپژوهی هند گویاست که بحران‌ها در این کشور نیز ظهور یافته‌اند.رضایی۲۴ مهر ۱۴۰۵
🟢پیام رسان بلهundefinedhttps://ble.ir/marjatahlil 🟠پیام رسان ایتاundefinedhttps://eitaa.com/marjatahlil🟡پیام رسان روبیکاhttps://rubika.ir/marjaetahlil1undefinedپیام رسان در تلگرامundefinedhttps://t.me/marjatahlilundefinedمرجع تحلیل در ایکسhttps://x.com/marjatahlil

۱

۱۱:۲۸

بازارسال شده از مرجع تحلیل
بحران‌های اجتماعی، پیامد محتوم توسعه (۵)
پس از لوسین پای و ساموئل هانتینگتون، اندیشمندان متعددی به تقابل میان «توسعه» و «سنت/ارزش‌های بومی» پرداخته‌اند.این افراد را می‌توان در چند دسته کلی قرار داد. تقریباً همه آن‌ها توسعه را پدیده‌ای بحران‌زا می‌دانند، اما با تقریرهای متفاوت: برخی آن را بحرانی مرحله‌ای و گذرا، برخی بحرانی ساختاری و ویرانگر برای فرهنگ‌های بومی، و برخی دیگر بحرانی چندلایه در سطح ساختار، معنا و زیست‌بوم می‌بینند.
منتقدان مکتب نوسازی و دوگانه سنت/مدرنیته
برخی از صاحب‌نظران که در چارچوب خود مکتب نوسازی یا در نقد آن نوشته‌اند، به تقابل سنت و مدرنیته و بحران‌زایی آن پرداخته‌اند. برتران بدیع معتقد است اندیشه‌های مکتب نوسازی «سنت» را تمام و کمال نفی می‌کنند و به نوعی «جزمیت نمادین» دچارند.در این چارچوب، آشیس ناندی با طرح مفهوم «استعمارزدگی ذهن» نشان می‌دهد که بحران توسعه پیش از آنکه اقتصادی باشد، فرهنگی و روانی است؛ استعمار فقط اشغال سرزمین نیست، بلکه از بین بردن «خودِ بومی» و جایگزینی آن با هویتی تحمیلی است.برینگتون مور نیز با نشان دادن مسیرهای جایگزین نوسازی ثابت کرد که «دموکراسی غربی» پیامد محتوم نوسازی نیست و این فرآیند می‌تواند به فاشیسم یا کمونیسم نیز بینجامد. این نقدها ادعای «محتوم بودن» یک مسیر واحد توسعه را فرو می‌ریزند.
نظریه‌ وابستگی و ساختارگرا
نظریه‌پردازان وابستگی و ساختارگرا بر این باورند که «توسعه» به سبک غربی، برای جوامع حاشیه‌ای نه تنها توسعه نیست، بلکه عامل عقب‌ماندگی، وابستگی و بحران‌های ساختاری است. سلستینو فورتادو استدلال می‌کند که هزینه توسعه به سبک کشورهای غربی/مرکز، چه از نظر تخریب محیط زیست و چه از نظر سبک زندگی، آنقدر بالاست که تعمیم آن به همه جهان به فروپاشی تمدن می‌انجامد. فرانسوا پارتن در کتاب «پایان توسعه» از «افسانه‌زدایی» نسبت به توسعه سخن می‌گوید و معتقد است توسعه پروژه‌ای است که تنها برای بخش کوچکی از بشریت (غرب) محقق شده و تعمیم آن به کل جهان ناممکن است.
در تکمیل این نقد، پل باران نشان می‌دهد که مازاد اقتصادی کشورهای حاشیه، به جای سرمایه‌گذاری در توسعه داخلی، به کشورهای غربی/ مرکز منتقل می‌شود و این مکانیسم، بحران مزمن کمبود سرمایه را در پیرامون بازتولید می‌کند. آندره گوندر فرانک نیز با مفهوم «توسعه توسعه‌نیافتگی» تصریح می‌کند که عقب‌ماندگی یک وضعیت اولیه یا سنتیِ باقی‌مانده نیست، بلکه محصول فعال و مستمرِ ادغام کشورهای حاشیه در نظام سرمایه‌داری جهانی است. بنابراین بحران در این رویکرد، نه مرحله‌ای، بلکه ساختاری است.رضایی۲۵ مهر ۱۴۰۵
🟢پیام رسان بلهundefinedhttps://ble.ir/marjatahlil 🟠پیام رسان ایتاundefinedhttps://eitaa.com/marjatahlil🟡پیام رسان روبیکاhttps://rubika.ir/marjaetahlil1undefinedپیام رسان در تلگرامundefinedhttps://t.me/marjatahlilundefinedمرجع تحلیل در ایکسhttps://x.com/marjatahlil

۱

۱۱:۲۸

بازارسال شده از مرجع تحلیل
بحران‌های اجتماعی، پیامد محتوم توسعه (۶)
رادیکال‌های پساتوسعه
این گروه تقریباً به طور کامل «توسعه» را به عنوان یک پروژه غربی و مخرب رد می‌کنند. آن‌ها معتقدند توسعه بحران‌زاست چون خود یک گفتمان استعماری و نابودکننده فرهنگ‌های بومی است. آرتورو اسکوبار معتقد است «توسعه» یک گفتمان غربی است که «جهان سوم» را به عنوان «متفاوت و پست‌تر» بازتولید می‌کند. به باور او، توسعه نه تنها مولد نبوده، بلکه برای بسیاری از جوامع «مخرب» و بحران‌آفرین بوده است. ولفگانگ ساکس نیز ایده توسعه به سبک غربی را «ویرانه‌ای در چشم‌انداز فکری» می‌داند و معتقد است این ایده همراه همیشگی «هذیان، ناامیدی، ناکامی‌ها و جنایات» بوده است.
در تکمیل این دسته، سرژ لاتوش به جای توقف در نقد گفتمان، بر «توسعه‌زدایی» تأکید می‌کند؛ یعنی خروج از اقتصاد رشدطلب و بازسازی جامعه بر اساس همیاری، محلی‌گرایی و تنوع فرهنگی.او توسعه غربی را «غربی‌سازی جهان» و همگن‌سازی فرهنگی توصیف می‌کند. واندانا شیوا بُعد مادی بحران را برجسته می‌سازد و نشان می‌دهد که توسعه به سبک غربی، با تکیه بر کشاورزی صنعتی و مالکیت خصوصی بر دانش، به تخریب تنوع زیستی و حذف دانش بومی (به ویژه دانش زنان) انجامیده و بحران‌های زیست‌محیطی و اجتماعی را تعمیق کرده است.ایوان ایلیچ نیز نقد خود را بر نهادهای مدرن (آموزش، پزشکی، حمل‌ونقل) متمرکز می‌کند و معتقد است این نهادها به جای توانمندسازی انسان، او را وابسته و ناتوان می‌سازند؛ توسعه غربی با گسترش این نهادها نوعی «فقر مدرن» و بحران معنایی ایجاد می‌کند.
نظریه پیچیدگی
ادگار موران از زاویه دیگری به بحران‌زایی توسعه نگاه می‌کند. او معتقد است «توسعه» به عنوان یک ایده مبتنی بر پیشرفت خطی و صرفاً کمی (رشد اقتصادی)، بشریت را به سمت بحران سوق داده است. او از «بحران توسعه» سخن می‌گوید و بر این باور است که توسعه، انسان را به موجودی تبدیل کرده که با تکیه بر علم و تکنولوژی، توانایی نابودی خود را به دست آورده است.
جمع‌بندی
متفکران متعددی پس از لوسین پای و ساموئل هانتینگتون، به تقابل میان «توسعه» و «سنت/ارزش‌های بومی» پرداخته‌اند. تقریباً همه آن‌ها توسعه را پدیده‌ای بحران‌زا می‌دانند، منتها با تقریرهای متفاوت: برخی آن را بحرانی مرحله‌ای و برخی دیگر آن را بحرانی ساختاری و ویرانگر برای فرهنگ‌های بومی می‌بینند. با افزودن دیدگاه‌های همسو، می‌توان این نقد را در چهار سطح صورت‌بندی کرد: ۱_سطح فرهنگی-روانی (ناندی)،۲_سطح ساختاری-اقتصادی (باران و فرانک)،۳_سطح بوم‌شناختی-گفتمانی (شیوا، لاتوش، اسکوبار و ساکس) ۴_ سطح نهادی-معنایی (ایلیچ).این تنوع نشان می‌دهد که بحران توسعه نه یک عارضه جانبی، بلکه در سطوح مختلف ساختار، معنا و زیست‌بوم بازتولید می‌شود.رضایی۲۵ مهر ۱۴۰۵
🟢پیام رسان بلهundefinedhttps://ble.ir/marjatahlil 🟠پیام رسان ایتاundefinedhttps://eitaa.com/marjatahlil🟡پیام رسان روبیکاhttps://rubika.ir/marjaetahlil1undefinedپیام رسان در تلگرامundefinedhttps://t.me/marjatahlilundefinedمرجع تحلیل در ایکسhttps://x.com/marjatahlil

۱

۱۱:۲۸

بازارسال شده از مرجع تحلیل
جنگ تحمیلی چگونه "فرا منطقه ای" شد؟
رهبر شهید انقلاب ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ هشدار داد "آمریکایی‌ها بدانند اگر این بار جنگی راه بیاندازند، جنگ منطقه‌ای خواهد بود".
مقامات احمق آمریکایی، عمق و شدت این تهدید را باور نکردند. دولت های اروپایی هم که میزبان جنایتکاران آمریکایی در انجام پنج هزار پرواز و بمباران علیه ایران بودند، نفهمیدند.
اما آیت الله خامنه ای (ره) و سرداران و رزمندگان تحت امر او، مهندسی خارق العاده ای برای روز واقعه کرده بودند. طراحی به غایت حکیمانه ای که موجب شد نه تنها ایران فلج نشود و از پا درنیاید، بلکه دشمنان را به زانو درآورد.
طراحی دشمن، این بود که با شوک ضربات فلج کننده، ایران را در درون خود خفه کند. در محاسبات آنها مبتنی بر توهم "گشت و گذار دو سه روزه"(!)، بنا نبود جنگ از مرزهای ایران فراتر رود.
اما ایران قدرتمند، تنگه هرمز را بست و بر گلوی جنگ افروزان فشار آورد. این الگو، سپس تا تنگه باب المندب و دریای سرخ گسترش پیدا کرد. همزمان، پایگاه ها و ناوهای آمریکا از اردن تا بیرون دریای عمان زیر ضرب رفتند.
برخی تحلیلگران -متاثر از عملیات روانی دشمن- خیال می کردند تنگه هرمز با ترفند های آمریکا از ارزش و اعتبار می افتد. اما حاصل ضرب تنگه در تنگه، به شکل فرسایشی، رمق را از دشمن گرفته و دارد کار می کند.
نفت آتی 38 دلار، و در معاملات نقد 80 دلار (فاصله 70 دلار تا 150 دلار) گران تر خرید و فروش می شود و به قدر نیاز هم در دسترس نیست. گازوئیل، بنزین، گاز، کود شیمایی و آلومینیوم و...، رویه های دیگر بحران ترکیبی هستند.
جنگ فقط منطقه ای نشد، بلکه اکنون فرامنطقه ای و جهانی شده است. ایران در جنگ بعدی، دشمنان را هزار کیلومتر دور تر زیر ضرب خواهد برد.
اما فراتر از ابعاد نظامی، دومینوی جنگ و پیامدهای تازه شونده آن، از پمپ های بنزین و گازوئیل و فروشگاه ها و سپس خیابان های آمریکا، و فرانسه و بلژیک و ایتالیا و آلبانی و یونان و پرتغال و آلمان و آرژانتین و... بیرون زده است.
اغلب این کشورها هم مقصر را ترامپ و جنگ افروزی احمقانه او می دانند؛ چنان که امانوئل ماکرون اذعان کرد گرانی سوخت، نتیجه جنگ آمریکا علیه ایران است.
آمریکا سعی کرد با ترفندهای گوناگون، بازارها را فریب دهد و مقاومت آنها در برابر "شوک تنگه- انرژی" را حفظ کند. اما اکنون همه فهمیده اند که او دروغ گفته و درمانده و شکست خورده است.
مقاومت سازه ها، محدود است. به عنوان مثال، اگر حداکثر مقاومت یک سازه و لبه شکنندگی آن، صد کیلوگرم باشد، تا این میزان را تاب می آورد، اما حتی با یک کیوگرم وزنه اضافه تر، ناگهان درهم می شکند.
مقاومت بانیان و حامیان جنگ و جنایت علیه ملت ایران، از این مرز گذشته بود که ناگهان گرفتار آشوب شدند. سویه دیگر این اعتراضات اقتصادی، اعتراض و انزجار از جنگ افروزی آمریکا و اسرائیل است.
این پدافند دشمن شکن را رزمندگان دلاور ما به عنوان یک شاهکار دفاعی پدید آورند. هنر دیپلماسی و یگان های رسانه ای ما این است که آمریکا و اسرائیل را به عنوان کانون محور شرارت در دنیا قاب بندی کنند.
این تکاپوی موثر، بخش مهمی از بازدارندگی است.
محمد ایمانی
🟢پیام رسان بلهundefinedhttps://ble.ir/marjatahlil 🟠پیام رسان ایتاundefinedhttps://eitaa.com/marjatahlil🟡پیام رسان روبیکاhttps://rubika.ir/marjaetahlil1undefinedپیام رسان در تلگرامundefinedhttps://t.me/marjatahlilundefinedمرجع تحلیل در ایکسhttps://x.com/marjatahlil

۱

۱۱:۲۸

بازارسال شده از مرجع تحلیل
سرگیجه تنهایی
اظهارات دونالد ترامپ که خبرگزاری رویترز منتشر کرده، از درماندگی فزاینده وی حکایت می کند؛ اینکه مردم (در آمریکا و جهان) از جنگ او ناراضی هستند و هیچ کشوری هم حاضر نیست هزینه همراهی با او را بپردازد.
گزارش بی‌بی‌سی به نقل از رویترز را ببینید:
ـ ترامپ می‌گوید برای پیروزی بر ایران به هیچ کمکی نیاز ندارد: «همان‌طور که می‌دانید، وضعیت ما در قبال ایران بسیار خوب است.»
ـ او افزود: «به هر حال اوضاعمان بسیار خوب است و به هیچ کمکی نیاز نداریم.»
ـ ترامپ با اشاره به افزایش قیمت سوخت در پی محدودیت در تنگه هرمز گفت: «مردم از وضعیت بنزین ناراضی هستند و می‌گویند این بهای سنگینی است. من نمی‌خواهم حرفم پیش‌پاافتاده به نظر برسد اما این در واقع بهای ناچیزی است برای اینکه اجازه ندهیم ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد.»
ـ ترامپ همچنین گفت با سران چندین کشور تماس گرفته تا ببیند کدامشان حاضر به کمک به آمریکا هستند. او گفت پاسخ منفی از سران این کشورها گرفته؛ «داشتم آنها را محک می‌زدم. با رؤسای جمهور و نخست‌وزیران مختلف تماس گرفتم تا بپرسم آیا مایلند به ما کمک کنند یا نه، که پاسخ دادند: نه.»
محمد ایمانی
🟢پیام رسان بلهundefinedhttps://ble.ir/marjatahlil 🟠پیام رسان ایتاundefinedhttps://eitaa.com/marjatahlil🟡پیام رسان روبیکاhttps://rubika.ir/marjaetahlil1undefinedپیام رسان در تلگرامundefinedhttps://t.me/marjatahlilundefinedمرجع تحلیل در ایکسhttps://x.com/marjatahlil

۱

۱۱:۲۸

بازارسال شده از مرجع تحلیل
undefined وقتی نقاب از چهره اروپا افتاد(۱)undefined #مسعود_اکبری
undefinedسال‌هاست که در روایت‌های رسانه‌ای دشمن و دنباله‌های داخلی آن درباره ایران، تصویری آشنا تکرار می‌شود و آن، اینکه مردم ایران درگیر مشکلات اقتصادی‌اند، هزینه‌های زندگی کمرشکن شده و آینده مبهم است؛ اما در آن‌سوی مرزها، به‌ویژه در اروپا و آمریکا، شهروندان در رفاه زندگی می‌کنند و دغدغه‌ای جدی درباره معیشت، مسکن و هزینه‌های روزمره ندارند. در این روایت، گویی مشکلات معیشتی پدیده‌ای مختص ایران است و جهان غرب از بحران‌هایی که زندگی مردم را تحت تأثیر قرار می‌دهد، مصون مانده است. اما، آیا واقعیت همین است؟! نگاهی به تحولات اقتصادی و اجتماعی اروپا نشان می‌دهد که چنین تصویری دست‌کم با بخش اعظمی از واقعیت‌های موجود فاصله دارد.
undefinedمسئله، انکار مشکلات اقتصادی ایران یا نادیده گرفتن دشواری‌های زندگی مردم نیست. مسئله این است که چرا گاهی مشکلات یک جامعه با بزرگ‌نمایی بازتاب داده می‌شود، اما مشکلات جوامع دیگر به حاشیه می‌رود؛ چرا از یک کشور تصویری سراسر بحران و از کشور دیگر تصویری نزدیک به بهشت ساخته می‌شود؟ برای پاسخ، باید از کلیشه‌ها فاصله گرفت و به داده‌ها، رویدادها و رفتار دولت‌ها نگاه کرد. رهبر شهید انقلاب در ۲۲ بهمن ۱۳۹۷ و در بخشی از بیانیه گام دوم انقلاب، درباره نقش رسانه‌ها در شکل‌دهی به برداشت عمومی از واقعیت هشدار داده بودند. در این بیانیه آمده است: «در طول این چهل سال- و اکنون مانند همیشه- سیاست تبلیغی و رسانه‌ای دشمن و فعال‌ترین برنامه‌های آن، مأیوس‌سازی مردم و حتی مسئولان و مدیران ما از آینده است.»
undefinedدر ادامه، از خبرهای دروغ، تحلیل‌های مغرضانه، وارونه نشان دادن واقعیت‌ها، پنهان کردن جلوه‌های امیدبخش و بزرگ‌نمایی عیوب کوچک در کنار کم‌رنگ کردن محاسن بزرگ، به‌عنوان بخشی از روش‌های تبلیغاتی رسانه‌های مخالف ایران یاد شده است. این نگاه همچنین بر نقش جریان‌های همسو در داخل کشور تأکید می‌کند.
undefinedو اما یک اصل در تحلیل رسانه‌ای اهمیت دارد و آن اینکه، تصویری که از یک جامعه ارائه می‌شود، لزوماً تمام واقعیت آن جامعه نیست. انتخاب گزینشی خبرها، تکرار مداوم برخی تصاویر و نادیده گرفتن بخش‌های دیگر زندگی اجتماعی می‌تواند برداشت مخاطب را شکل دهد؛ به‌خصوص هنگامی که مخاطب امکان مقایسه مستمر داده‌ها و منابع مختلف را نداشته باشد.
undefinedوقتی از مشکلات اقتصادی ایران سخن گفته می‌شود، باید این مشکلات را جدی گرفت و برای آنها راه‌حل پیدا کرد. اما همین معیار باید درباره کشورهای اروپایی و آمریکا نیز به کار گرفته شود. اگر افزایش هزینه زندگی در ایران نشانه یک مسئله اقتصادی است، افزایش هزینه زندگی در فرانسه یا ایتالیا را هم نمی‌توان صرفاً اتفاقی حاشیه‌ای دانست.
undefinedگزارش‌های مربوط به تحولات هفته‌های اخیر از اعتراضات معیشتی در هفت کشور اروپایی، شامل فرانسه، آلبانی، ایتالیا، پرتغال، اسپانیا، بلژیک و یونان، حکایت دارند؛ اعتراضاتی که در مواردی به اعتصاب‌های صنفی، درگیری و غارت فروشگاه‌ها کشیده شده‌اند.مطالبات معترضان در این کشورها یکسان نیست. افزایش هزینه مسکن، کاهش قدرت خرید، مشکلات خدمات عمومی، نارضایتی از وضعیت نظام آموزشی و اعتراض به فساد، از جمله موضوعاتی هستند که در گزارش‌های مربوط به این ناآرامی‌ها مطرح شده‌اند. با وجود این تفاوت‌ها، یک نگرانی مشترک به چشم می‌خورد و آن، دشوارتر شدن تأمین هزینه‌های زندگی است. براساس گزارشی که یورونیوز بیزنس به آن استناد کرده، قیمت موادغذایی در اتحادیه اروپا از اوت ۲۰۲۱ تا اوت ۲۰۲۶ حدود ۳۴ درصد افزایش یافته است. همچنین در اطلاعات مورد اشاره، از افزایش حدود ۱۴۰ درصدی قیمت گاز در بازارهای مربوط و دوبرابر شدن قیمت گازوئیل در اروپا سخن گفته شده است.
undefinedاین ارقام، در صورت تطبیق با داده‌های اصلی و روش محاسبه آنها، نشان‌دهنده فشار قابل‌توجه افزایش قیمت‌ها بر اقتصاد خانوارها هستند. موادغذایی و انرژی از جمله نیازهایی‌اند که نمی‌توان به‌آسانی آنها را از سبد مصرف حذف کرد. وقتی هزینه این اقلام افزایش پیدا می‌کند، خانواده‌ها ناچار می‌شوند میان مخارج ضروری خود اولویت‌بندی کنند؛ از کاهش هزینه‌های غیرضروری گرفته تا تغییر الگوی خرید و مصرف.
undefinedبحران اقتصادی زمانی پیچیده‌تر می‌شود که افزایش هزینه‌ها به اختلال در فعالیت کسب‌وکارها و توزیع کالاها منجر شود. انرژی فقط برای روشن‌کردن خانه‌ها یا گرم‌کردن ساختمان‌ها مصرف نمی‌شود؛ حمل‌ونقل، تولید، کشاورزی و فعالیت فروشگاه‌ها نیز به آن وابسته‌اند. افزایش قیمت سوخت می‌تواند هزینه انتقال کالا را بالا ببرد و از این مسیر، بر قیمت نهایی محصولات اثر بگذارد. در فرانسه، الکساندر بومبارد، رئیس فدراسیون تجارت خرده‌فروشی، اعلام کرده است که جبران خسارت ناشی از ناآرامی‌ها صدها میلیون یورو هزینه خواهد داشت.
undefinedادامه undefinedundefinedundefined

۱

۱۱:۲۸

بازارسال شده از مرجع تحلیل
undefined وقتی نقاب از چهره اروپا افتاد(۲)undefined #مسعود_اکبری
undefinedبه گفته او، حدود ۱۵۰۰ مغازه‌دار آسیب دیده‌اند و نزدیک به ۲۰ فروشگاه متعلق به شرکت او نیز غارت شده‌اند.
undefinedاین ارقام، افزون بر خسارت مستقیم به صاحبان کسب‌وکارها، یادآور پیامدهای اقتصادی ناآرامی‌های اجتماعی است. تعطیلی فروشگاه‌ها، آسیب به اموال و اختلال در فعالیت اقتصادی می‌تواند هزینه‌های بیشتری به جامعه تحمیل کند. در عین حال، برای درک ریشه‌های اعتراضات نیز نمی‌توان صرفاً به تصاویر درگیری و تخریب بسنده کرد؛ مطالبات اقتصادی و اجتماعی معترضان بخشی از واقعیتی است که باید جداگانه بررسی شود.
undefinedدر گزارش‌های مربوط به پیامدهای جنگ با ایران نیز به اختلال در بازار انرژی و تجارت اروپا اشاره شده است. رویترز با استناد به برآورد کمیسیون اروپا، هزینه این اختلال‌ها را حدود ۱۰۰ میلیارد یورو اعلام کرده است. ماریو نوفال، مجری و تحلیلگر، نیز در مطلبی از افزایش قیمت گازوئیل، اختلال در توزیع کالا، خالی‌شدن قفسه برخی فروشگاه‌ها در جنوب ایتالیا و تشدید فشار معیشتی در فرانسه سخن گفته است.
undefinedبا وجود تمام این بحث‌ها، هدف از اشاره به مشکلات اقتصادی اروپا این نیست که گفته شود همه‌چیز در ایران مطلوب است یا مردم ایران با دشواری‌های جدی روبه‌رو نیستند. چنین برداشتی نه با واقعیت زندگی شهروندان سازگار است و نه کمکی به فهم دقیق مسائل اقتصادی می‌کند. مشکلات معیشتی مردم ایران واقعی‌اند و باید برای کاهش فشار بر خانوارها، بهبود قدرت خرید و افزایش ثبات اقتصادی راه‌حل‌های مؤثر ارائه شود.
undefinedاما در کنار این واقعیت، باید به تفاوت شرایط تاریخی و سیاسی ایران با بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکا نیز توجه کرد. ایران طی بیش از چهار دهه گذشته با مجموعه‌ای از فشارهای خارجی و بحران‌های امنیتی دست‌ساز بیگانه روبه‌رو بوده است؛ شرایطی که نمی‌توان آنها را از بررسی وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشور جدا کرد.
undefinedمردم در آمریکا و اروپا تحت تحریم‌های ناجوانمردانه قرار ندارند؛ مردم در آمریکا و اروپا در 47 سال اخیر جنگ تحمیلی ۸ساله و جنگ 12روزه و جنگ 40روزه را تجربه نکرده‌اند؛ مقامات عالی، فرماندهان نظامی، دانشمندان و نخبگان اروپایی و آمریکایی وسط خیابان ترور نشدند؛ مردم آمریکا و اروپای غربی پروژه مخرب «انقلاب مخملی» را تجربه نکرده‌اند؛ دارایی‌های مردم آمریکا و اروپا توسط یک دولت متخاصم خارجی بلوکه نشده است.
undefinedو همچنین دولت‌های خارجی برای تکه‌تکه‌کردن دولت‌های اروپای غربی و آمریکا دست‌به‌دست هم ندادند. مردم در اروپا و آمریکا با ده‌ها شبکه تلویزیونی معاند و صدها سایت خبری وابسته به دولت‌های متخاصم و هزاران اکانت تلگرامی و اینستاگرامی و توئیتری که ذهن آنان را بمباران کرده و آنان را تحقیر کرده و اختلاف‌افکنی کنند، مواجه نیستند. اما ما مردم ایران در بیش از ۴دهه اخیر، هم جنگ‌های تحمیلی را از سر گذرانده‌اند، هم کودتای مخملی را، هم فتنه و شبه‌کودتا را، هم ترور مقامات ارشد و نخبگان و دانشمندان را و هم غارت و بلوکه‌کردن اموال‌مان توسط دولت‌های متخاصم. با وجود همه این فشارها، ملت ایران استقامت به خرج داده و دشمنان خود را عقب رانده و به شکست کشانده است.

🟢پیام رسان بلهundefinedhttps://ble.ir/marjatahlil 🟠پیام رسان ایتاundefinedhttps://eitaa.com/marjatahlil🟡پیام رسان روبیکاhttps://rubika.ir/marjaetahlil1undefinedپیام رسان در تلگرامundefinedhttps://t.me/marjatahlilundefinedمرجع تحلیل در ایکسhttps://x.com/marjatahlil

۱

۱۱:۲۸