لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل مدرسه علوم انسانی تزکیهم
۲.۲ هزار عضو

مدرسه علوم انسانی تزکیه

مدرسه علوم انسانی تزکیهدر دو گرایش هنر و پژوهشجایی برای دوست داران ادبیات، فلسفه، تاریخ، روان‌شناسی و هنر!
مشاوره رایگان انتخاب گرایش:@oloomensani_tazkie
مشاهده در وب بله
۱۳ آبان
thumbnail
عهدی برای ساختن...
وارد خیابان که شدم، دل من هم مانند همان ساختمان‌های خراب و زخم‌خورده، پاره‌پاره شد. باران گرفت؛ انگار آسمان هم دلش به حال نزار ما سوخته بود و می‌خواست با اشک‌هایش، مرهمی بر زخم‌های زمین بگذارد. حال کسی را داشتم که پدرش را از دست داده و حالا به قتلگاه پدر آمده است؛ کسی که هنوز باورش نمی‌شود تکیه‌گاهش دیگر نیست و باید با جای خالی او زندگی کند.هر لحظه که از مراسم می‌گذشت، اشک‌هایم با باران هماهنگ‌تر می‌شدند. نگاهم به ساختمان‌های ویران بود و ذهنم درگیر هزاران پرسش بی‌پاسخ. با خودم فکر می‌کردم این سنگ‌ها و پولادها با تن ظریف زهرای چهارده‌ماهه چه کردند؟ آن کودک معصوم چه می‌دانست از کینه و ظلم؟ چه گناهی داشت جز اینکه در دنیایی چشم گشوده بود که گاهی حتی به کوچک‌ترین و بی‌دفاع‌ترین آدم‌هایش هم رحم نمی‌کند؟روضه‌هایم را در دلم خواندم و اشک‌هایم را بی‌صدا ریختم. دلم می‌خواست زمان برای لحظه‌ای بایستد تا بتوانم تمام بغضی را که در گلویم جمع شده بود، فریاد بزنم؛ اما سکوت کردم. بعضی دردها آن‌قدر بزرگ‌اند که هیچ فریادی توان بیانشان را ندارد، موقع بیرون رفتن، آخرین نگاهم را به آن ویرانی انداختم. با خودم عهد بستم که حالا که پدر نیست، من سرباز پسرم؛ سرباز راهی که باید ادامه پیدا کند. فهمیدم که سوگواری، پایان مسئولیت من نیست؛ تازه آغاز آن است. من دانش‌آموزم و سلاح من، کتاب و قلم من است. شاید دست‌هایم توان ساختن آن ساختمان‌های ویران را نداشته باشند، اما می‌توانم با علم و تلاش، در ساختن آینده‌ای آبادتر سهمی داشته باشم، از همان‌جا تصمیم گرفتم که درس خواندنم دیگر فقط برای گرفتن نمره‌های خوب یا رسیدن به آرزوهای شخصی‌ام نباشد. می‌خواستم هر صفحه‌ای که می‌خوانم، قدمی باشد برای ساختن ایرانی قوی‌تر؛ ایرانی که هیچ دشمنی نتواند امید را از دل فرزندانش بیرون بکشد، دشمن شاید تصور می‌کرد با ویرانی ساختمان‌ها، خاموش کردن صداها و گرفتن جان عزیزانمان، می‌تواند ما را از پا درآورد؛ اما اشتباه بزرگی کرده بود. او هنوز نفهمیده است که بعضی داغ‌ها، به‌جای خاموش کردن انسان، چراغی در وجودش روشن می‌کنند؛ چراغی که هرچه تاریکی بیشتر شود، پرنورتر می‌تابد، من انتقام این داغ را با نفرت‌پراکنی نمی‌گیرم؛ با ساختن، آموختن و پیشرفت کردن می‌گیرم. با روزهایی که خسته‌ام، اما کتابم را کنار نمی‌گذارم؛ با شب‌هایی که دلم می‌گیرد، اما آینده را فراموش نمی‌کنم. من و تمام دانش‌آموزانی که امروز با چشمانی اشک‌بار به فردا نگاه می‌کنیم، می‌توانیم ثابت کنیم که این ملت، حتی از میان خاکستر و ویرانی، دوباره جوانه می‌زند، آن روز، وقتی از خیابان بیرون آمدم، باران هنوز می‌بارید؛ اما دیگر فقط غم را در قطره‌هایش نمی‌دیدم. در هر قطره، عهدی را می‌دیدم که با خود بسته بودم: اینکه نگذارم داغ امروز، امید فردایم را از من بگیرد، پدر نیست، اما راهش می‌تواند ادامه داشته باشد؛ و من، با تمام توانم، برای ساختن فردایی روشن‌تر تلاش خواهم کرد.
یادداشت را در خبرگزاری فارس بخوانید:
https://farsnews.ir/Nojavan/1793769294704388131/روز-دانش-آموز--سلاح-من-کتاب-و-قلم-من-است

undefined#زهرا_ملکی(یازدهم انسانی_پژوهش)undefined #فاطمه_عطارسیاح (دهم انسانی_هنر)#رهبر_شهید #دانش_آموز
@oloomensani_tazkieh
undefined۲۱
undefined۲

۴۸۶

۴:۰۵

thumbnail
قرارمان پابرجاست
پاییز به نیمه رسیده بود؛حوالی ۱۳ آبانو ما به رسم هر سال در روزِ دانش آموز، منتظر دیدار با شما.اینکه امسال، آخرین سال تحصیلی ماست و توفیقِ دیدارِ روی ماهتان را نداریم اذیت کننده بود و هست.خوشا آن روز‌ها که بودید میان‌مان...ولی با این حال؛ما در این مدت دیگر یاد گرفته بودیم حسِ حضورِ بدونِ جسمتان را در کنار و همراهمان... راستش شما بودید و ما نبودیم؛اصلا شما هستید و ما نیستیم.مدرسه برای دل‌های دلتنگمان چاره‌ای اندیشید؛آمده بودیم همان حوالی خیابانِ کشوردوست و سر قرار همیشگیمان... همان نقطه از زمین که برای خودش یک ایران بود و یک کشور و یک خیابان به نامِ کشوردوست، که دوستش داشتیم.
آن روز، شبیه روز‌هایِ پس از نهم اسفند شده بود و همه دلدارِ هم چشم‌ها، به ساختمان‌هایِ خراب شده بودکه انگار، نه روی زمین که درست وسطِ قلبمان ویران شده بودند...گویا چیزی از خاکِ این خانه، در گِلِ روح و جانمان بود که آرامشی به ما می‌داد. دانش آموزان، آمده بودند و مشتاقِ دیدارت با همان شعارِ معروف و همیشگی:«ای پسرِ فاطمه منتظر تو هستیم»ولی شماکجایِ این خانه بودی..؟ ای عزیزِ ایران!روی دیوار، یکی از ملتِ مبعوث شده‌یِ دلتنگنوشته بود:«اهلِ بهشت...میشه گوشی رو بدین حضرت آقا؟..»حالمان، خراب بود و خراب‌تر شد.
امسال، فرق داشت... روز دانش آموز با دهه فاطمیه مطابق شده بود که تسکینی بود برای قلب‌هایمان.مداح می‌خواند؛ روضه‌ی در و کوچه را می‌شنیدیم... و با دیدگان ما، ابرها هم می‌باریدند.هوای سرد را، گرمایِ اشک جبران کرده بود.چشم‌های همه موج برداشته بود؛و بغض با گلویمان گلاویز.با روضه‌ی مادر باریدیم...با یاد روزهای فاطمیه و رزقِ مادرانه‌اش ...
دعایمان شده بود، دعایِ فرج و آمدنِ آقایی که قصه‌یِ دنیا؛با او تمام می‌شود...
و اما باز جمله‌های رویِ دیوار که نوشته بودند خواندنی بود؛کسی که برای بستنِ عهدی محکم‌تر از قبل آمده بود... «آقا، قول میدم درس بخونم...برای ایران»یا خانمی که کنارم بود، فی الحال نوشت:«با نبودنت دق میکنیم عزیزدلم، دوستت داشتم، دارم و خواهم داشت...»
اواسط برنامه، علیرضا بخشی، یکی از فرزندان همین ایران و دوستِ عزیزِ آقازاده‌ی شما و خواندنِ نامه‌ی خوانایش و جوابِ محبت آمیز رهبری، ما را هم مثل خودش به ذوق آورده بود.
سخت دل کنیدیم و رفتیم...حالا، در آغوشِ انیس النفوس و در ایامِ عزایِ حضرتِ صدیقهبرای گرفتنِ رزقِ فاطمیه‌مان؛محتاجیم به دعایِ پدرانه‌تان...و به امیدِ پدری تام و تمام‌تان...
یادداشت را در خبرگزاری فارس بخوانید. https://farsnews.ir/Nojavan/1793771614897285206/روز-دانش-آموز--قرارمان-با-شما-هنوز-پابرجاست
undefined #ثنا_رضایی(دوازدهم انسانی_پژوهش)#رهبر_شهید #روز_دانش_آموز
@oloomensani_tazkieh
undefined۲۲
undefined۲

۵۱۷

۶:۰۵

thumbnail
اینجا تهران است
راهپیمایی ضداستکباری
روز دانش آموزundefined
@oloomensani_tazkieh
undefined۱۶
🫶۳
undefined۱

۴۵۲

۶:۴۹

thumbnail
از شوق دیدار تا بغض در کشوردوستقلب‌هایمان از شدت شور و شوق در سینه می‌تپید. استرسی شیرین وجودمان را قلقلک می داد. البته حق هم داشتیم؛ عده‌ای پس از مدت‌ها و عده‌ای برای اولین بار قرار بود به دیدار دانش آموزی برویم؛ دیدار عزیزی که...سوار اتوبوس شدیم. صلوات صلوات، نذر رهبر شهیدمان و مادرمان حضرت زهرا (س) کردیم تا ترافیک روان شود و به‌موقع به دیدار برسیم. خیابان‌ها را یکی یکی پشت سر گذاشتیم تا سرانجام به محل دیدار رسیدیم. اتوبوس ایستاد.ضربان قلب‌هایمان سر به جنون گذاشته بود. دل در دل نداشتیم. همگی با ذوق پیاده شدیم و پشت سر مربیان قدم برداشتیم؛ قدم‌هایی محکم و استوار. اما همین که بعد از چک کردن کارت های ورودی وارد محوطه شدیم، ایستادیم.همه‌چیز تغییر کرد.لبخند بر لب‌ها خشکید و قلب‌هامان از درد مچاله شد. بغضی بی‌رحمانه به گلویمان چنگ انداخت. وجودمان سوخت؛ انگار بر زخمی تازه، نمک پاشیده باشند. مبهوت و وامانده، در کشوردوست ایستادیم و به خانه‌های نیمه‌ویران خیره شدیم. باورمان نمی‌شد. برخلاف لحظاتی پیش، قدم‌هایمان سست شده بود و زانوهایمان دیگر توان ایستادن نداشتند.از گیت‌ها گذشتیم. سربندهای قرمزی به ما دادند که روی آن‌ها عبارت «تازه‌نفس» حک شده بود. بطری آب را برداشتیم تا شاید با هر جرعه، بغض‌هایمان را فرو بخوریم. مبهوت به اطراف نگاه می‌کردیم. ساکت و آرام گوشه‌ای نشستیم. همه منتظر تلنگری بودیم تا بغض‌هایمان، که گویی با هزار زحمت چینی‌بند خورده بودند، بالاخره بشکنند.مداح شروع به خواندن کرد: «فی امان الله یا شهید الله».باران رحمت شروع به باریدن گرفت. گویی آسمان هم با ما هم‌درد شده بود و اشک می‌ریخت. نم‌نم باران و نسیم سوزناک هوا، گونه‌های یخ‌زده‌مان را نوازش می‌کرد. حوضچه‌ی چشمانمان از اشک لبریز شده بود و جگرمان می‌سوخت.علیرضای کوچک، پسر ده‌ساله را آوردند. با شنیدن صحبت‌هایش، دختران چادر بر رخسار کشیدند و هق‌هق گریستند و پسرها سر در گریبان فرو بردند. همه به حال علیرضا غبطه خوردیم؛ که در این سن‌وسال، رهبر و یادگار عزیز از دست رفته مان، جواب نامه اش را داده.آن روز، با دلی پر از حرف و چشمانی بارانی به دیدار رفته بودیم. شاید پیش از آن تصور می‌کردیم قرار است تنها یاد عزیزی را زنده کنیم، اما آنچه دیدیم و شنیدیم، چیزی فراتر از یک دیدار بود. با خودمان تکه‌ای از آن روز را به خانه بردیم؛ تکه‌ای از اندوه، دلتنگی و خاطره‌ای که قرار نبود به این زودی‌ها از یادمان برود.بعضی دیدارها به پایان می‌رسند، اما اثرشان نه؛ در گوشه‌ای از قلب آدم می‌مانند و هر بار با یادآوری‌شان، دوباره زنده می‌شوند.
یادداشت را در خبرگزاری فارس بخوانید:
https://farsnews.ir/Nojavan/1793768257813484936/روز-دانش-آموز--از-شوق-دیدار-تا-بغض-در-کشوردوست

undefined#مطهره_رحیمی (دهم انسانی_هنر)undefined #فاطمه_عطارسیاح(دهم انسانی_هنر)#رهبر_شهید #دانش_آموز
@oloomensani_tazkieh
undefined۱۶
🥹۳
undefined۲

۵۰۸

۷:۰۸

thumbnail
سال دیگه همین جمع ایشالا روز دانشجو با کارت دانشجویی دانشگاه تهران
@oloomensani_tazkieh
undefined۳۶
🧿۵
🫶۲
🥹۱

۴۹۹

۸:۳۵

thumbnail
آخرین روز دانش آموز دوازدهمیامون
@oloomensani_tazkieh
🥹۳۹
undefined۱۴
undefined۵
🫶۳

۷۱۱

۱۲:۱۸

۱۴ آبان
thumbnail
روز دانش آموز امسال با راهپیمایی مقابل لانه جاسوسی شروع شد،البته نه یه راهپیمایی عادی.بچه های رسانه در چالش یک روز تولید با موضوع استکبارستیزی مشغول ضبط گزارش بودن و باید کارشونو تموم می کردن و به سرعت خودشونو به بقیه بچه ها تو میدون انقلاب می رسوندن.دهم یازدهما با اتوبوس واحد و دوازدهمیا پیاده خودشونو به میدون انقلاب رسوندنو یه عکس دسته جمعی جلوی دانشگاه تهران انداختن.بعد از نمازظهر و ناهار، همگی فیلم سینمایی جانشین رو تماشا کردیم.بعدم راهی مدرسه شدیم و دخترا یه تبریک خاص به مناسبت روز دانش آموز از دبیراشون شنیدن.بخش آخر برنامه، فوت کردن کیک آخرین روز دانش آموز دوازدهمیا بود. همه با هم براشون موفقیت در کنکور و بقیه آزمون های زندگی رو آرزو کردیم و دهنمونو با این دعاها شیرین تر کردیم.
این گزارش ادامه داره...
@oloomensani_tazkieh
undefined۲۹
undefined۳

۴۵۳

۱۴:۳۳

thumbnail
یکی از گزارش ها دیشب از برنامه زمانه پخش شدundefined
@oloomensani_tazkieh
undefined۱۵
undefined۶
undefined۱
undefined۱

۴۵۳

۱۷:۰۳

۱۵ آبان
thumbnail
دومین آزمون جامع گزینه ۲ هر سه پایه در حال برگزاریهundefined
@oloomensani_tazkieh
undefined۱۴
undefined۳
undefined۱

۳۹۷

۵:۱۲

مدرسه علوم انسانی تزکیه
undefined روز دانش آموز امسال با راهپیمایی مقابل لانه جاسوسی شروع شد، البته نه یه راهپیمایی عادی. بچه های رسانه در چالش یک روز تولید با موضوع استکبارستیزی مشغول ضبط گزارش بودن و باید کارشونو تموم می کردن و به سرعت خودشونو به بقیه بچه ها تو میدون انقلاب می رسوندن. دهم یازدهما با اتوبوس واحد و دوازدهمیا پیاده خودشونو به میدون انقلاب رسوندن و یه عکس دسته جمعی جلوی دانشگاه تهران انداختن. بعد از نمازظهر و ناهار، همگی فیلم سینمایی جانشین رو تماشا کردیم. بعدم راهی مدرسه شدیم و دخترا یه تبریک خاص به مناسبت روز دانش آموز از دبیراشون شنیدن. بخش آخر برنامه، فوت کردن کیک آخرین روز دانش آموز دوازدهمیا بود. همه با هم براشون موفقیت در کنکور و بقیه آزمون های زندگی رو آرزو کردیم و دهنمونو با این دعاها شیرین تر کردیم. این گزارش ادامه داره... @oloomensani_tazkieh
thumbnail
تبریک معلمای مهربون دخترا به مناسبت روز دانش آموز
@oloomensani_tazkieh
undefined۲۳
🥹۱۰
🫶۲
undefined۱

۳۳۱

۱۶:۴۸