#بیانات
۳.۳K
۱۱:۳۱
زمانه حاضر، زمانه جداسازی طیب و خبیث، خیر و شر، حسن و سوء و ایمان و کفر است، ولایت الهی در وسط معرکه با طاغوت و ایادی آن در نبرد است و فراتر از تمامی ظاهرسازیها و دنیاپردازیها، باطن و حقیقت است که در انسانها، حرکتها و جوامع آشکار شده و جبهه بندی ها را شکل میدهد. در چنین شرایطی باید از هرگونه کفر و شرک و طاغوت، در هر حالت و لباسی برائت داشته و آن را ابراز کرد، حتی اگر قرائت خوش قرآن باشد از حنجره ای که در جبهه باطل میخواند.
سالهای زیادی با قرائت قرآن مشاری العفاسی زندگی کردیم، نه فقط برای آهنگین خواندن که به نظرمان در برخی موارد بالا و پایین خواندنش خوب و درست بود، البته که این حقیقت را نمیتوان انکار کرد، بسان گلی که در مزبله ای روییده باشد!اما زمانه حاضر، بعد از شهادت آقای عزیزمان و در پی سرور و مولای کل عالم که عطر حضورش بیش از هر زمان دیگر به استشمام میرسد، دیگر زمانه مطلق گرایی است! ما حق را تمام و کمال میخواهیم، بی هیچ عیب و نقصی!ما قرآن را برای عمل میخواهیم!ما دین را برای اقامه و پیادهسازی میخواهیم!ما شریعت را برای ساختن زندگی میخواهیم!ما خودمان، خانوادهمان و حتی کشورمان را برای اقامه توحید خالصانه میخواهیم!
من امروز تمام صوتهای قرآنی را که داشتم حذف کردم، هر سورهای را که پاک میکردم با خدای خودم میگفتم که خدایا شاهد باش! من نه فقط این صوت که تمام آن ظواهر فریبنده ای را که من را دلخوش کرده بود، پاک میکنم. من از تمام آن فکرها و گفتهها و رفتارهای ظاهرا قرآنی که من را از حقیقت قرآن دور میکرد، برائت میجویم. من از سورهها تنها به دنبال آن امام حی میگردم، صوت خوش قرآن برای من، صوتی است که قرائت و تلاوت او باشد، من تنها عمل و ظاهری را میخواهم که رضایت تو و ولی تو در آن باشد.
خدایا این برائت را از ما بپذیر و ما را با ولی خودت، وجود سرشار و جوشان علم و حیات پیوند بده و یک به یک سورههای قرآن را در وجود ما و زندگی ما و جامعه ما آنچنان که مورد رضایت خودت باشد، جاری کن.
#مسائل_نظامسازی#سوره_مبارکه_توبه
۴.۳K
۱:۰۱
#مسائل_نظامسازی#تحلیل_جنگ_رمضان#سوره_مبارکه_آل_عمران
۸.۹K
۳:۵۱
بسم الله الرحمن الرحیماللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم
استمرار بر ذکر و معنویت، راهبرد جلوگیری از انحراف در جامعه اسلامی
سوره مبارکه اعراف
حالا که جامعهٔ اسلامی شکل گرفته است باید شکر آن را به جا آورد و شکر آن، ذکر و معنویت بیشتر در جامعه است، در غیر این صورت جامعه اسلامی با تمام شکوهی که دارد از همین موضع آسیب دیده و دچار انحراف و سقوط میشود؛ چنانکه بنی اسرائیل در همان زمانی که موسی علیهالسلام برای دریافت دستورات کاملتر خداوند به کوه طور رفته بود، گوساله پرست شدند و حقیقتا جانشینان بدی برای رسول خود بودند، و یا مانند پدر و مادری که دائما انتظار تولد فرزندی سالم و صالح را دارند تا شاکر نعمت خدا باشند، لیکن بعد از تولد فرزند به تدریج به شرک دچار میشوند.به بیان دیگر میتوان گفت انسانها به واسطه حضور در جامعه اسلامی در همان بهشتی هستند که حضرت آدم و حوا علیهما السلام در آن بودند، پس باید مراقبت کنند که به واسطه نزدیک شدن به محرمات الهی از آن بهشت خارج نشوند، چه اینکه شیطان دائماً به دور این جامعه میگردد تا راه نفوذی پیدا کرده و زمینه این انحراف و سقوط را فراهم کند، پس به محض آنکه نشانههای اقدام و دستدرازی شیطان آشکار شد، باید با پناه بردن به ذکر و معنویت فرصت اثرگذاری آن را از بین برد.تحقق این امر در جامعه بواسطه حضور گروهی رقم میخورد که دائماً جامعه را نهی از منکر میکنند، مومنان در جامعه اسلامی وارثان کتاب هستند، ساکنان در قریه که باید بر ذکر و سجده مداومت داشته باشند که اگر بر ایمان و تقوا اجماع کنند، برکات آسمان و زمین بر آنها گشوده خواهد شد، آنها باید بر پوشیدن لباس تقوا و عبادت خدا از روی خوف و طمع مراقبت و مداومت نموده و هرگز خود را از مکر الهی ایمن ندانند، نصایح رسول را به جان خریده و بر بزرگداشت و یاری رسول و تبعیت از نوری که همراه او نازل میشود، اجماع کنند، اینچنین است که بلد طیب جامعه اسلامی ثمرات فراوان خود را به اذن پروردگار بروز خواهد داد.
#نظامسازی_قرآنی#سوره_مبارکه_اعراف
ما را در کانال «امّت واحده» دنبال کنید.
حالا که جامعهٔ اسلامی شکل گرفته است باید شکر آن را به جا آورد و شکر آن، ذکر و معنویت بیشتر در جامعه است، در غیر این صورت جامعه اسلامی با تمام شکوهی که دارد از همین موضع آسیب دیده و دچار انحراف و سقوط میشود؛ چنانکه بنی اسرائیل در همان زمانی که موسی علیهالسلام برای دریافت دستورات کاملتر خداوند به کوه طور رفته بود، گوساله پرست شدند و حقیقتا جانشینان بدی برای رسول خود بودند، و یا مانند پدر و مادری که دائما انتظار تولد فرزندی سالم و صالح را دارند تا شاکر نعمت خدا باشند، لیکن بعد از تولد فرزند به تدریج به شرک دچار میشوند.به بیان دیگر میتوان گفت انسانها به واسطه حضور در جامعه اسلامی در همان بهشتی هستند که حضرت آدم و حوا علیهما السلام در آن بودند، پس باید مراقبت کنند که به واسطه نزدیک شدن به محرمات الهی از آن بهشت خارج نشوند، چه اینکه شیطان دائماً به دور این جامعه میگردد تا راه نفوذی پیدا کرده و زمینه این انحراف و سقوط را فراهم کند، پس به محض آنکه نشانههای اقدام و دستدرازی شیطان آشکار شد، باید با پناه بردن به ذکر و معنویت فرصت اثرگذاری آن را از بین برد.تحقق این امر در جامعه بواسطه حضور گروهی رقم میخورد که دائماً جامعه را نهی از منکر میکنند، مومنان در جامعه اسلامی وارثان کتاب هستند، ساکنان در قریه که باید بر ذکر و سجده مداومت داشته باشند که اگر بر ایمان و تقوا اجماع کنند، برکات آسمان و زمین بر آنها گشوده خواهد شد، آنها باید بر پوشیدن لباس تقوا و عبادت خدا از روی خوف و طمع مراقبت و مداومت نموده و هرگز خود را از مکر الهی ایمن ندانند، نصایح رسول را به جان خریده و بر بزرگداشت و یاری رسول و تبعیت از نوری که همراه او نازل میشود، اجماع کنند، اینچنین است که بلد طیب جامعه اسلامی ثمرات فراوان خود را به اذن پروردگار بروز خواهد داد.
#نظامسازی_قرآنی#سوره_مبارکه_اعراف
۲.۲K
۷:۴۹
#مسائل_نظامسازی#تحلیل_جنگ_رمضان#سوره_مبارکه_آل_عمران
۸.۸K
۶:۱۳
بسم الله الرحمن الرحیماللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم
آنچه باید در مذاکره محقق بشود!
با نگاهی به سوره مبارکه فتح
جنگ احزاب در سال پنجم هجری نقش مهم و تأثیرگذاری در تغییر شرایط منطقه و شیوه عملکرد نظام اسلامی داشت، جنگی که در آن کفر و شرک تمام قدرت خود را به میدان آوردند تا کار اسلام را یکسره کنند، اما دفاع جانانه مومنان موجب شد تا آنها بدون هیچ دستاوردی و در حقیقت با تحمل شکستی تلخ عقبنشیی کنند، بیان رسول خدا پس از پایان جنگ گویایی تغییری بود که در معادلات منطقه ایجاد شده بود: «اکنون ما با آنها میجنگیم و آنها دیگر به جنگ ما نخواهند آمد.»
یک سال پس از پیروزی سرنوشتساز جنگ خندق، مسلمانان به دستور الهی خود را برای انجام عمره در ماه ذیالقعده آماده کرده و بدون آنکه سلاح جنگی همراه خود داشته باشند، راهی مکه شدند، علیرغم تصور بیشتر مسلمانان که انتظار انجام اعمال عمره یا نهایتا تحقق جنگی نمایان را داشتند و البته که خود را هم برای این جانفشانی آماده کرده بودند، اما این ماجرا به مذاکره رسول خدا با مشرکان مکه ختم شد و در نهایت «معاهده حدیبیه» میان طرفین نوشته شد. برخی از مفاد معاهده عبارت بود از:
توقف جنگ به مدت ۱۰ سال
آزادی هر یک از قبایل برای پیوستن به مسلمانان
اجازه برگزاری اعمال عمره در سال آینده
معاهده البته بندهایی هم داشت که طبیعتا برای جمع قابل توجهی از مسلمان جان بر کف که بعد از آن پیروزی شگفتانگیز در احزاب، انتظار قلع و قمع دشمن را میکشیدند، چندان خوشایند نبود، اما خداوند در سوره مبارکه فتح، از معاهده حدیبیه و آنچه در پیرامون آن رخ داد به «فتح مبین» تعبیر مینماید. برخی از آنچه این واقعه را به پیروزی آشکار برای مسلمانان تبدیل کرد عبارتست از:
ایمان راستین مسلمانان به خداوند و بزرگداشت خدا (واهمه نداشتن از دشمن و آنچه ممکن بود در صورت جنگیدن بر سر آنها بیاید.)
حضور جانانه و بیعت صادقانه مردم با ولی خدا
رعایت چارچوبهای ولی خدا و نقض نکردن آن
پیمان بر سر تثبیت جایگاه نظام اسلامی و نه به دست آوردن غنائم و رفع مشکلات اقتصادی (اگرچه چنین دستاوردهایی را هم داشت.)
پذیرش حقوق مسلم و قطعی نظام اسلامی و مسلمانان توسط دشمن
عدم ایجاد مانع در روابط میان نظام اسلامی با کشورهای دیگر
۲۲ ماه بعد از این معاهده، فشار اجتماعی و سیاسی اسلام آنقدر بر مشرکان و ایادی ایشان زیاد شد که لاجرم خودشان معاهده را نقض کرده و بدین ترتیب زمینه فتح تاریخساز مکه و گسترش حاکمیت اسلام در جهان فراهم شد.
اگرچه وقایع تاریخی قرار نیست دقیقا به صورت نظیر به نظیر تکرار بشوند، اما شاخصهای معاهده رسول خدا که تثبیتکننده پیروزیهای جنگ احزاب و زمینهساز فتح بزرگ مکه بود، همچنان میتواند الهامبخش وضعیت کنونی ما در پیشبرد مذاکرهای باشد که بی هیچ کم و کاستی باید دستاوردهای دفاع مقدس دوم و سوم را تثبیت کرده و زمینه تعاملات سازنده آینده را برای پیشبرد اهداف نظام اسلامی و حاکمیت دین خدا در سراسر عالم فراهم نماید.
#نظامسازی_قرآنی#سوره_مبارکه_فتح#تاریخ_امت#مذاکره
ما را در کانال «امّت واحده» دنبال کنید.
جنگ احزاب در سال پنجم هجری نقش مهم و تأثیرگذاری در تغییر شرایط منطقه و شیوه عملکرد نظام اسلامی داشت، جنگی که در آن کفر و شرک تمام قدرت خود را به میدان آوردند تا کار اسلام را یکسره کنند، اما دفاع جانانه مومنان موجب شد تا آنها بدون هیچ دستاوردی و در حقیقت با تحمل شکستی تلخ عقبنشیی کنند، بیان رسول خدا پس از پایان جنگ گویایی تغییری بود که در معادلات منطقه ایجاد شده بود: «اکنون ما با آنها میجنگیم و آنها دیگر به جنگ ما نخواهند آمد.»
یک سال پس از پیروزی سرنوشتساز جنگ خندق، مسلمانان به دستور الهی خود را برای انجام عمره در ماه ذیالقعده آماده کرده و بدون آنکه سلاح جنگی همراه خود داشته باشند، راهی مکه شدند، علیرغم تصور بیشتر مسلمانان که انتظار انجام اعمال عمره یا نهایتا تحقق جنگی نمایان را داشتند و البته که خود را هم برای این جانفشانی آماده کرده بودند، اما این ماجرا به مذاکره رسول خدا با مشرکان مکه ختم شد و در نهایت «معاهده حدیبیه» میان طرفین نوشته شد. برخی از مفاد معاهده عبارت بود از:
معاهده البته بندهایی هم داشت که طبیعتا برای جمع قابل توجهی از مسلمان جان بر کف که بعد از آن پیروزی شگفتانگیز در احزاب، انتظار قلع و قمع دشمن را میکشیدند، چندان خوشایند نبود، اما خداوند در سوره مبارکه فتح، از معاهده حدیبیه و آنچه در پیرامون آن رخ داد به «فتح مبین» تعبیر مینماید. برخی از آنچه این واقعه را به پیروزی آشکار برای مسلمانان تبدیل کرد عبارتست از:
۲۲ ماه بعد از این معاهده، فشار اجتماعی و سیاسی اسلام آنقدر بر مشرکان و ایادی ایشان زیاد شد که لاجرم خودشان معاهده را نقض کرده و بدین ترتیب زمینه فتح تاریخساز مکه و گسترش حاکمیت اسلام در جهان فراهم شد.
اگرچه وقایع تاریخی قرار نیست دقیقا به صورت نظیر به نظیر تکرار بشوند، اما شاخصهای معاهده رسول خدا که تثبیتکننده پیروزیهای جنگ احزاب و زمینهساز فتح بزرگ مکه بود، همچنان میتواند الهامبخش وضعیت کنونی ما در پیشبرد مذاکرهای باشد که بی هیچ کم و کاستی باید دستاوردهای دفاع مقدس دوم و سوم را تثبیت کرده و زمینه تعاملات سازنده آینده را برای پیشبرد اهداف نظام اسلامی و حاکمیت دین خدا در سراسر عالم فراهم نماید.
#نظامسازی_قرآنی#سوره_مبارکه_فتح#تاریخ_امت#مذاکره
۵.۳K
۳:۴۴
#مسائل_نظامسازی#تحلیل_جنگ_رمضان#سوره_مبارکه_فتح
۲.۲K
۷:۲۸
چند دهه پیش بود که بحث اختیارات ولی فقیه حسابی داغ شده بود و برخی در مجلس و مطبوعات و هر جایی که از دستشان برمیآید فریاد میزنند که اصلا چه معنی دارد که ولی فقیه بخواهد اینقدر اختیارات داشته باشد که رئیس جمهور را که منتخب مردم است در برخی امور محدود کند!حالا چند دهه بعدتر وقتی ولی فقیه دست مسئولین امر را باز گذاشته است و اعلام میکند که علیرغم نظر او، رئیس جمهور به تشخیص خود عمل میکند، باز هم فریادها بلند است که چرا ولی فقیه شانه خالی میکند و مسئولیت کار را بر عهده نمیگیرد!ظاهرا برخی دوست دارند که اختیارات ولی فقیه را محدود کرده در عوض همه مسئولیتها را به او بدهند؟!
واقعیت اما این است که ما اساسا جایگاه ولایت را در زندگی به درستی نشناختهایم و هنوز در نوعی بلاتکلیفی در نسبت با آن هستیم، و این فقط شامل موضوع «ولایت فقیه» نیست، بلکه نسبت به ولایت پدر از یکسو و ولایت امام و حتی خدا هم اینچنین هستیم.
بخوانید ...
لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ (سوره مبارکه بقره، آیات 256 و 257)
خداوند چنین مقدر نکرده است که دین از روی کراهت پذیرفته شود، خداوند انسان را تکریم کرده و گوهر بینظیر اختیار را برای او برگزیده است، پس خواسته است که دینش از روی آگاهی و میل انتخاب شود، از این رو آنقدر رشد را تبیین کرده و آن را از غیّ متمایز ساخته است، تا انسانها از روی شناخت و شوق مسیر دینداری را برگزیده و به مبارزه با طاغوت برخیزند، اینچنین است که به ریسمان محکم الهی چنگ میزنند.1
بدین ترتیب «ولایت» خداوند بر مومنان جاری میشود و آنها را از تاریکیها به سوی نور سوق میدهد، در مقابل «ولایت» طاغوت است که انسانها را به سوی ظلمت و تاریکی میبرد، نمونه بارز ولایت طاغوت را میتوان در ماجرای فرعون مشاهده کرده که چگونه قوم خود را به استضعاف کشانده و حتی ساحران را به دلیل آنکه بدون اجازه او به موسی علیهالسلام ایمان میآورند، سخت مجازات میکند.
«ولی» در حقیقت رشددهنده است، کسی که تلاش میکند تا زمینه را برای شکوفایی انتخابهای آگاهانه فراهم کند و البته که انتخاب در عین قبول کردن مسئولیت آن است که انسان را رشد میدهد، بنابراین «ولی» تلاش میکند با دادن آگاهیهای لازم، زمینه را برای انتخابهای فرد فراهم کند و البته که مسئولیت این انتخابها باید با خود فرد باشد. با این حال از «ولی» انتظار میرود که به دلیل آشنایی و تسلطی که به راه دارد، چنانچه انتخابهای فرد میتواند زمینه هلاکت او را فراهم کند، مانع این انتخابها بشود. این شیوه در «ولایت»، همان چیزی است که در رفتار هر پدر عالم و دلسوزی هم مشاهده میشود، که در عین فراهم کردن شرایط انتخاب، البته این اختیار را دارد که در شرایط خاص، مانع انتخابهای فرزند بشود.
اساسا هر یک از ما پشتمان به داشتن پدر یا ولیای گرم است که زمینه را برای رشد ما فراهم کرده و از سوی دیگر به او اطمینان داشته باشیم که در صورتی که مسیر ما بخواهد خطرناک و هلاک کننده باشد، او بیتفاوت نبوده و مانع ما خواهد شد.
بنابراین سلب اختیارات ولی فقیه به معنای از دست دادن پناهی است که میتواند ما را از افتادن به ورطههای هلاکت نجات بدهد، و از سوی دیگر انتظار اینکه مسئولیت هر تصمیمی بر عهده ولی فقیه باشد، به معنای آن است که قصدی برای رشد خودمان نداریم و بیشتر به دنبال کسی میگردیم تا هزینه خواستههای ما را بپردازد.
نعمت «ولایت» نعمت بیبدیلی است که باید قدردان و شاکر آن باشیم.*
پانوشت1: توجه داشته باشید که عدم اکراه در دینداری به معنای آن است که هیچکسی در انتخاب دین مجبور نیست و این مسئلهای میان هر انسانی با خدای خودش است، ولی این موضوع ارتباطی با اجبار در امور اجتماعی ندارد، چنانکه در هر جامعهای وقتی قانونی وضع میشود، همه افراد نسبت به رعایت آن قانون خود را ملزم میدانند، طبیعتا در جامعهای که احکام الهی به عنوان قانون تصویب میشوند، همه باید خود را ملزم به رعایت این بدانند و این یک امر اجتماعی است که عقل هم آن را تصدیق میکند، و ارتباطی با آزادی افراد در انتخاب دین ندارد.
#مسائل_نظامسازی#آیة_الکرسی
۳.۱K
۴:۲۰
خداوند در قرآن کریم قصاص کردن را بر تمامی مومنان واجب دانسته است.يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ فِي الْقَتْلى (سوره مبارکه بقره، آیه ۱۷۸)در ادامه نیز بیان میکند که قصاص کردن، موجب حیات جامعه است.وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (سوره مبارکه بقره، آیه ۱۷۹)عفو هر چند تخفيفى و رحمتى است نسبت به قاتل و لكن مصلحت عموم تنها با قصاص تأمين میشود، قصاص است كه حيات را ضمانت میكند نه عفو كردن و ديه گرفتن و نه هيچ چيز ديگر، و اين حكم هر انسان داراى عقل است. (ترجمه تفسير الميزان، ج۱، ص۶۵۷)
ترامپ و نتانیاهو صراحتا به قتل قائد شهیدمان و پیشتر به قتل سید حسن نصرالله عزیز، سردار قاسم سلیمانی و چند تن دیگر از فرماندهان اعتراف کردهاند و آن را با افتخار و به صورت رسمی اعلام کردهاند، نتیجه اینکه قصاص این قاتلان بیپروا و دریده و تمامی دستاندرکاران در این جنایت بر تمامی مسلمانان جهان واجب است، چه اینکه فتوای قاطع مراجع تقلید، تأکیدات رهبر شهیدمان و حتی قوانین حقوق بینالملل هم بر این امر تصریح دارد.بر این اساس ضروری است که قصاص عاملان جنایت به عنوان یک اصل مهم در نبرد با جبهه آمریکایی و صهیونیستی مورد توجه باشد و هم توسط نیروهای نظامی برای آن برنامهریزی لازم انجام بشود و هم توسط دستگاه دیپلماسی با بیان صریح و بدون لکنت در مجامع بینالمللی و در گفتگوهای با روسای کشورهای دیگر بیان بشود.کوتاهی از این اصل بسیار مهم علاوه بر آنکه حیات اجتماعی را نه فقط برای کشور ما که برای تمامی جهان دچار اختلال مینماید، ضمنا دشمنان را نسبت به تکرار این قبیل جنایتهای بیشرمانه جسورتر کرده و یک ناامنی فراگیر را برای تمامی رهبران و اندیشمندان در سراسر جهان ایجاد میکند.طبیعتا قصاص جنایتکاران صرفا در قتل افراد موثر آنها خلاصه نمیشود، بلکه تمامی عوامل موثر در جنایت و از آن جمله حضور نظامی آمریکا در منطقه باید مورد توجه باشد، لکن عینیت خود قصاص به همان معنای کشتن عاملان جنایت امری است که هیچ جایگزینی ندارد و باید با قدرت توسط نیروهای نظامی، فعالان رسانهای و دستگاه دیپلماسی و البته آحاد مردم و مسلمانان جهان پیگیری بشود.
#نظامسازی_قرآنی#علی_الاصول#سوره_مبارکه_بقره
۴.۵K
۱۰:۱۰
امت واحده
علی الاصول به روایت قرآن
اصل اول: قصاص واجب است و موجب حیات اجتماعی است و هیچ چیزی نمیتواند جایگزین آن باشد.
نگاهی به آیات قصاص در سوره مبارکه بقره خداوند در قرآن کریم قصاص کردن را بر تمامی مومنان واجب دانسته است. يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ فِي الْقَتْلى (سوره مبارکه بقره، آیه ۱۷۸) در ادامه نیز بیان میکند که قصاص کردن، موجب حیات جامعه است. وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (سوره مبارکه بقره، آیه ۱۷۹) عفو هر چند تخفيفى و رحمتى است نسبت به قاتل و لكن مصلحت عموم تنها با قصاص تأمين میشود، قصاص است كه حيات را ضمانت میكند نه عفو كردن و ديه گرفتن و نه هيچ چيز ديگر، و اين حكم هر انسان داراى عقل است. (ترجمه تفسير الميزان، ج۱، ص۶۵۷) ترامپ و نتانیاهو صراحتا به قتل قائد شهیدمان و پیشتر به قتل سید حسن نصرالله عزیز، سردار قاسم سلیمانی و چند تن دیگر از فرماندهان اعتراف کردهاند و آن را با افتخار و به صورت رسمی اعلام کردهاند، نتیجه اینکه قصاص این قاتلان بیپروا و دریده و تمامی دستاندرکاران در این جنایت بر تمامی مسلمانان جهان واجب است، چه اینکه فتوای قاطع مراجع تقلید، تأکیدات رهبر شهیدمان و حتی قوانین حقوق بینالملل هم بر این امر تصریح دارد. بر این اساس ضروری است که قصاص عاملان جنایت به عنوان یک اصل مهم در نبرد با جبهه آمریکایی و صهیونیستی مورد توجه باشد و هم توسط نیروهای نظامی برای آن برنامهریزی لازم انجام بشود و هم توسط دستگاه دیپلماسی با بیان صریح و بدون لکنت در مجامع بینالمللی و در گفتگوهای با روسای کشورهای دیگر بیان بشود. کوتاهی از این اصل بسیار مهم علاوه بر آنکه حیات اجتماعی را نه فقط برای کشور ما که برای تمامی جهان دچار اختلال مینماید، ضمنا دشمنان را نسبت به تکرار این قبیل جنایتهای بیشرمانه جسورتر کرده و یک ناامنی فراگیر را برای تمامی رهبران و اندیشمندان در سراسر جهان ایجاد میکند. طبیعتا قصاص جنایتکاران صرفا در قتل افراد موثر آنها خلاصه نمیشود، بلکه تمامی عوامل موثر در جنایت و از آن جمله حضور نظامی آمریکا در منطقه باید مورد توجه باشد، لکن عینیت خود قصاص به همان معنای کشتن عاملان جنایت امری است که هیچ جایگزینی ندارد و باید با قدرت توسط نیروهای نظامی، فعالان رسانهای و دستگاه دیپلماسی و البته آحاد مردم و مسلمانان جهان پیگیری بشود. #نظامسازی_قرآنی #علی_الاصول #سوره_مبارکه_بقره
ما را در کانال «امّت واحده» دنبال کنید.
جنگها با هم فرق میکنند، برخی بر سر منافع است، برخی برای قدرتنمایی است، برخی هم صرفا ریشه در سوء تفاهم دارد، و اینها حکایت بسیاری از جنگهایی است که انسانهای زیادی را در طول تاریخ به کام مرگ و فلاکت کشانده است.اما نوع دیگری از جنگ، جنگ میان ایمان و کفر است، حساب این جنگ با تمامی جنگهای دیگر فرق میکند، این جنگ ریشه در اصل حق و باطل دارد، گروهی برای حق قیام کرده و گروهی به دنبال باطل هستند، حق تأکید بر خوبیها و زیباییها دارد و باطل بر سبیل بدیها و زشتیها حرکت میکند، این دو از اساس با هم در تناقض هستند، پس هیچگاه و در هیچ لحظه و مکانی نمیتوان این دو را در کنار هم یافت، بدین ترتیب نبرد میان جبهه حق با اهل باطل امری گزیرناپذیر است.ذلِكَ بِأَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا الْباطِلَ وَ أَنَّ الَّذينَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِنْ رَبِّهِمْ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ لِلنَّاسِ أَمْثالَهُمْ (سوره مبارکه محمّد، آیه ۳)
پس بر مومنان است که در هنگام مواجهه با کافران، وارد میدان کارزار شده و از جنگیدن با آنها ابایی نداشته باشند. جنگی که باید آنقدر ادامه پیدا کند، تا دشمن سلاح خود را بر روی زمین گذاشته و دست از جنگیدن بردارد.فَإِذا لَقيتُمُ الَّذينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزارَها ذلِكَ وَ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ لاَنْتَصَرَ مِنْهُمْ وَ لكِنْ لِيَبْلُوَا بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ وَ الَّذينَ قُتِلُوا في سَبيلِ اللَّهِ فَلَنْ يُضِلَّ أَعْمالَهُمْ (سوره مبارکه محمّد، آیه ۴)«مؤمنين بايد در هنگام برخورد با صف كفار با ايشان قتال كنند و اسير بگيرند تا حق كه هدف مؤمنين است زنده شود و زمين از لوث باطلى كه مسير كفار است پاک گردد. [لذا خداوند فرموده است] آنقدر با كفار قتال بكنيد تا قتل در آنان زياد شود، آن وقت مشغول به اسير گرفتن و بستن دست و پاى اسرا بشويد. بعد از آنكه اسيرشان كرديد يا بر آنان منت نهاده آزادشان میكنيد يا فديه میگيريد [و این امر ادامه دارد] تا تمام شدن جنگ!» (ترجمه تفسير الميزان، ج۱۸، ص۳۴۰)
جنگ با ما با آمریکا و صهیونیسم، یک جنگ وجودی است، جنگی که ریشه در حق ما و باطل آنها دارد، این جنگی است که شاید مدتی به تدبیر ولی جامعه و فرماندهان سکوت کند، لکن هرگز تمام نشده یا حتی متوقف هم نمیشود، این جنگ تا آنجا باید ادامه داشته و برای دشمن هزینه ایجاد کند، که او را وادار به کنار گذاشتن جنگ بکند.خداوند عامل پایان این جنگ را در هزینه ایجاد کردن برای دشمنان دانسته است، هزینهای که با قتل یا اسیر گرفتن محقق میشود و طبیعتا چنانچه مذاکرهای هم در این میان انجام بشود، باید برای تحمیل بیشتر این هزینهها و تثبیت آن باشد.
#نظامسازی_قرآنی#علی_الاصول#سوره_مبارکه_محمّد
۱.۱K
۴:۵۲