#کتاب
سایه سرخ
فعالیتهای مخفی و پنهان حزب توده در سالهای پس از انقلاب، موضع مجهولی بود که به خاطر در دسترس و آشکار نبودن اطلاعاتش، دربارهاش حرف و مشهورات زیاد است. از شبکه نفوذ در نهادهای انقلابی گرفته تا نقش تودهای ها در ماجراهایی مثل تسخیر لانه، کودتای نوژه، مبارزه با ضد انقلاب سلطنتطلب و کودتای قطبزاده. برخلاف موضوع سازمان مجاهدینخلق که کتاب و اثر تاریخی رویش زیاد تولید شده، در موضوع حزب توده با فقر کتاب و مأخذ جدی و مستند روبرو هستیم.کتاب «سایۀ سرخ» برای اولین بار بر اساس اسناد قبل و بعد از انقلاب نهادهای اطلاعاتی، این سوژه را بررسی کرده است.
برای خواندن بخشی از متن کتاب اینجا را ببینید و برای خرید با تخفیف آن از اینجا بخرید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
برای خواندن بخشی از متن کتاب اینجا را ببینید و برای خرید با تخفیف آن از اینجا بخرید.
۹۴۳
۱۷:۵۲
#کتاب
«شرح اسم» همچنان در صدر
«شرح اسم»، زندگینامۀ مبارزاتی امام شهید، آیتالله سید علی حسینی خامنهای، در «هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران» همچنان با اقبال مواجه است.
بهار ۱۳۹۱، پرفروشترین کتاب روز اول نمایشگاه کتاب تهران «شرح اسم» بود؛ کتابی که روزهای بعد به خبرسازترین کتاب آن دوره از نمایشگاه تبدیل شد. فارغ از حواشی آن سال، سؤال پرتکرار این بود که چرا بعد از چند دهه، هنوز کتابی درباره رهبر انقلاب اسلامی نوشته نشده بود؟ با این خلأ، طبیعی بود حضور چنین کتابی، آن هم بعد از خطاهای روایتی مغرضان در فتنۀ ۸۸، مورد اقبال گسترده قرار گیرد.
«شرح اسم» یک کتاب تاریخی است، اما نه از آن کتابهای خشک و متشکل از بریدۀ اسناد و مطبوعات. این کتاب در عین پایبندی به اسناد تاریخی، زبانی روایی و روان دارد. نویسنده در مقدمه نوشته است: «جوشش ذهن نویسنده صرف وفاداری به اسناد و خاطرات شده و گاه بر خلاف تمایل خودش، از تفسیر و تحلیل خودداری کرده است.» کتاب از تبار و تولد تا سالهای کودکی و نوجوانی، و کارنامۀ مختصری از آغازین کنشهای سیاسی اجتماعی او تا پیروزی انقلاب اسلامی را پوشش میدهد و پا فراتر از بهمن ۱۳۵۷ نمیگذارد.
نویسندۀ «شرح اسم» هدایتالله بهبودی است؛ یکی از چهرههای شناختهشده در تاریخنگاری شفاهی انقلاب و دفاع مقدس. سبک کتاب «روایت مستند» است. راوی داستان اصلی را میگوید و هرجا لازم باشد، اصل سند را میآورد. روایت ادبی، زیبا و گیراست، اما کاملاً به اسناد متکی است. سخنان خود رهبری پررنگ چاپ شده و اسناد ساواک و نقل قول دیگران درون گیومه آمده است. راوی و اسناد چنان در هم تنیده شدهاند که اگر نشانهها را برداریم، با متنی یکدست روبرو میشویم.
منابع این کتاب سه دسته هستند: اسناد ساواک (که گزارشهای شهربانی و ارتش را هم شامل میشود)، خاطرات خود مقام معظم رهبری، و آنچه دیگران درباره ایشان گفته یا نوشتهاند. جالب اینکه در نسخۀ پس از عرضۀ اولیه، خود رهبر شهید چند خاطرۀ تازه در اختیار نویسنده قرار میدهند که به متن اضافه شده است.
برای خواندن بخشی از متن کتاب درباره ماجرای حضور امام خامنهای در جمع مؤسسین نظام اسلامی اینجا را ببینید و برای خریدِ با تخفیف آن، از اینجا اقدام کنید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
۲.۳K
۵:۰۳
#کتاب
چاپ دوازدهم «ایستگاه خیابان روزولت» در نمایشگاه مجازی کتاب تهران
تا پیش از چاپ کتاب «ایستگاه خیابان روزولت»، روایت ماجرای تسخیر لانۀ جاسوسی عمدتاً بر پایۀ خاطرات گروگانها و مقامات آمریکایی بود و همین نقطه قوت بود که موجب تحسین امام شهید انقلاب شد.
در تقریظ رهبر شهید انقلاب اسلامی بر کتاب «ایستگاه خیابان روزولت» آمده بود: «این کتاب پُرکنندۀ یکی از خلأهای رسانهای و تبلیغاتی ما است. ما به جنگ روایتها در پیکارهای جهانی توجه لازم را نکردهایم و دشمنان و بدخواهان ما از غفلت ما بهره برده و بسیاری از حوادث را وارونه نشان دادهاند.»
کتاب روایتی مستند از اتفاقی است که در سیزدهم آبان ۱۳۵۸ رخ داد. روایت کتاب از ساختار اطلاعاتپایۀ سفارت آمریکا در دورۀ پهلوی آغاز میشود و نحوۀ تحول این ساختار پیچیده در دورۀ انقلاب اسلامی را بیان میکند. همین ساختار منجر به فعالیتهای مداخلۀجویانۀ سفارت آمریکا در برابر انقلاب ایران در سال ۱۳۵۸ شد. سپس با تکیه بر اسناد دیدهنشده، به بررسی واقعۀ تسخیر و پیامدهای آن تا زمان آزادی گروگانها پرداخته میشود.
محمد محبوبی در توضیح عنوان این کتاب خود نوشته است: «نام کتاب، ایستگاه خیابان روزولت، گویای آن است که نمایندگی سیاسی آمریکا در تهران که در امتداد خیابان شهید مفتح (روزولت سابق) قرار داشت، بیش از آن که یک سفارتخانه با مأموریتهای دیپلماتیک باشد، ایستگاه سازمان سیآیای با مأموریتهای اطلاعاتی و عملیاتی بود. دیگر آن که واقعۀ ۱۳ آبان ۱۳۵۸ یک مقطع حیاتی در سپهر سیاست ایران است و بازیگران و ناظران سیاسی لاجرم باید در این ایستگاه توقف کنند و موضع خود در برابر این رویداد را روشن سازند.»
برای خواندن متن کامل تقریظ رهبر شهید انقلاب اسلامی اینجا را ببینید و برای خریدِ با تخفیف آن، از اینجا اقدام کنید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
برای خواندن متن کامل تقریظ رهبر شهید انقلاب اسلامی اینجا را ببینید و برای خریدِ با تخفیف آن، از اینجا اقدام کنید.
۲.۲K
۷:۲۱
اگر هنوز فرصت نکردهاید کتابهای مورد علاقهتان را تهیه کنید یا قصد دارید سبد خریدتان را تکمیل کنید، ساعتهای پایانی هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب را از دست ندهید.
برای ورود مستقیم به غرفه مجازی موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی از اینجا اقدام کنید. همچنین میتوانید تا فردا مستقیما به درگاه فروش مجازی خود موسسه در اینجا مراجعه کنید.
پیشنهاد میکنیم برای افزایش شناخت عمیق از شرایط امروز، مطالعه این کتابها را از دست ندهید:
۸۱۷
۱۱:۵۵
#روایت
فهم غلط سفارت آمریکا از شعارهای عید قربان
دهم آبان ۱۳۵۸، نخستین نماز عید قربان تهران در ترمینال خزانه برگزار شد. مطبوعات جمعیت حاضر را دو میلیون نفر تخمین زدند. آیتالله منتظری، امام جمعه وقت تهران، در خطبههای خود سخنان تندی علیه پناه دادن آمریکا به شاه ایراد کرد. پس از نماز، جمعیت عظیمی راهپیمایی کردند و علیه آمریکا شعار دادند. قرائت بیانیه در میدان شوش، مراسم را به پایان برد.
بوریس لینگن، کاردار سفارت آمریکا در تهران، در گزارشی به واشنگتن نوشت: «امروز هم یکی از آن روزهای مخصوص در ایران بود... روزی که همه را نگران کرد ولی بالاخره معلوم شد که زیاد هم بد نبود.» او در ادامه، عید قربان را در فرهنگ اسلامی توضیح داد و سپس اضافه کرد: «ولی امروز همزمان بود با موج عظیم انتقادات دولتی و مذهبی علیه آمریکا برای پذیرفتن شاه. و بنابراین جشن عید تبدیل به یک هیجان عمومی عظیم علیه ما شد.»
لینگن از آمادهباش سفارت برای رویارویی با یک میلیون تظاهرکننده خبر داد: «تمام اعضای غیرلازم سفارت را بیرون بردیم، تفنگداران دریایی همگی برای حفاظت در داخل متمرکز شدند... ولی خوشبختانه بالاخره معلوم شد که هیچ یک از این کارها لازم نبود.» او توضیح داد که تجمع اصلی در فاصله دو کیلومتری سفارت برگزار شد و گروهی که به سفارت آمدند، حدود ۴۰۰۰ نفر بودند. «تا ساعت چهار بعد از ظهر با ما بودند و دور بر سفارت میرفتند و میآمدند و در همه حال مشتهایشان را گره میکردند و علیه ما شعار میدادند.» او نتیجه گرفت: «اگر شاه برای معالجات بیشتر در آمریکا بماند، ما دردسرهایی خواهیم داشت.» (متن این سند)
اما خوشبینی سفارت به پایان یافتن اعتراضات مردم به پذیرش شاه در آمریکا، غیرواقعبینانه بود. در همان روزها، التهابی دیگر نیز جریان داشت: ملاقات محرمانه مهدی بازرگان، نخستوزیر دولت موقت، با زبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی کارتر، در الجزایر. بازرگان به همراه ابراهیم یزدی، وزیر خارجه، برای شرکت در جشن استقلال الجزایر به این کشور سفر کرده بود. ساعتی پس از ورود، بدون حضور خبرنگاران، ملاقاتی یکساعتونیمه با برژینسکی انجام داد.
وقتی خبر این دیدار محرمانه منتشر شد، در فضای شدیداً ضدآمریکایی پس از ورود شاه به آمریکا، خشم عمومی را برانگیخت. حزب جمهوری اسلامی دولت را استیضاح کرد و نوشت: در روزهایی که رهبر انقلاب شدیدترین حملات را به امپریالیسم آغاز کرده، چرا نخستوزیر با برژینسکی گفتوگو کرده است؟ این ملاقات به یکی از دلایل اصلی بیاعتباری دولت موقت بدل شد. چند روز بعد، تسخیر سفارت آمریکا در ۱۳ آبان، عملاً پایان کار دولت بازرگان را رقم زد.
بعد از تسخیر لانه جاسوسی، گزارش عجیب دیگری بدبینی به بازرگان و دوستانش را تقویت کرد. کارتر پیام تبریکی به مناسبت عید قربان برای بازرگان فرستاده بود، اما تأکید کرده بود که کاخ سفید قصد ندارد این متن را علنی کند، هرچند ایرادی ندارد اگر دولت ایران خود آن را منتشر کند. و آن پیام هرگز علنی نشده بود.
مشروح ماجرا را اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
مشروح ماجرا را اینجا بخوانید.
۳.۱K
۱۵:۳۳
#روایت
مقاومت عشایر فارس در برابر استعمار انگلیسیها
در خرداد ۱۲۹۷ شمسی، عشایر فارس به فرماندهی صولتالدوله قشقایی قیام گستردهای علیه انگلیسیها در جنوب ایران آغاز کردند. این قیام به محاصره چندماهه شیراز و نبردهای سنگین انجامید و دهها شهید از میان عشایر بر جای گذاشت. مقاومت ایلات جنوب، بهویژه ایل قشقایی، در برابر تجاوز خارجی، تصویری ماندگار از ایستادگی در برابر سلطه بیگانگان است. در جنگ جهانی اول، ایران با وجود اعلام بیطرفی، به دلیل موقعیت استراتژیک توسط متفقین اشغال شد و جنوب ایران به صحنه درگیری تبدیل گشت.
اسماعیل خان قشقایی، ملقب به صولتالدوله، رئیس ایل قشقایی و دشمن سرسخت انگلستان بود. در اکتبر ۱۹۱۸ پادگان انگلیسیها را در شیراز محاصره کرد. اسناد وزارت خارجه انگلیس نشان میدهد او یکی از موانع اصلی تسلط آنان بر فارس بود، تا جایی که وی را «رهبر راهزنان» نامیدند، اما ناچار به اعتراف شدند که آرامش فارس به اقتدار او بستگی دارد. وزن سیاسی او چنان بود که گاه به استعفای وزیران در تهران میانجامید.
با آغاز جنگ جهانی اول، آیتالله سیدعبدالحسین لاری فتوا بر وجوب قیام علیه انگلیسیها صادر کرد. این فتوا به دست صولتالدوله رسید و مهمترین سند مشروعیت قیام قشقاییها شد. در واکنش به تشکیل «پلیس جنوب» توسط انگلیس، صولتالدوله اعلان جنگ داد. از ۲۰ اردیبهشت ۱۲۹۷، جنگ قشقاییها با پلیس جنوب آغاز شد و در چهار خرداد به محاصره شیراز انجامید. این محاصره تا تیر ادامه یافت و پاسگاهها یکی پس از دیگری به دست قشقاییها افتاد.
انگلیسیها برای خروج از بنبست، دست به فعالیت گسترده برای تفرقه در سپاه قشقایی زدند. این مقاومت، اگرچه در نهایت تحت فشار نیروهای انگلیسی تضعیف شد، اما روحیه استقلالطلبی ایلات جنوب را نشان داد. صولتالدوله پس از جنگ به قدرت بازگشت و نماینده مجلس شد. بعدها به دلیل سیاست خلع سلاح عشایر دستگیر و زندانی شد، اما با حمایت عشایر آزاد گردید و در دوره هشتم مجلس نیز نمایندگی مردم آباده را بر عهده گرفت.
مشروح ماجرا را اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
مشروح ماجرا را اینجا بخوانید.
۲.۴K
۱۵:۴۴
#روایت
روایت ناگفته از سفر پرخطر رهبر شهید انقلاب به گرگان
آخرین روزهای بهار سال ۱۳۴۳، شهید آیتالله سیدعلی خامنهای سفری به گرگان کرد. او در سخنرانیهای خود، فاجعه خونین مدرسه فیضیه و قیام ۱۵ خرداد را افشا کرد. این سخنرانیها چنان اثری داشت که مأموران رژیم پهلوی برای دستگیری او به تکاپو افتادند. اما مردم گرگان، در دل شب و ساعاتی پیش از دستگیری، او را از چنگ ساواک فراری دادند.
سفر به گرگان، تصمیمی بود که رهبر شهید از سال پیش گرفته بود. او سال گذشته سیدجعفر طباطبایی قمی، دوست فراریاش، را تا گرگان همراهی کرده بود و چند روزی در آنجا مانده بود. از منبریهای آنجا پرسیده بود: «شما چرا در منبر چیزی نگفتید؟» گفتند: «اینجا نمیشود چیزی گفت. دستگاه مسلط است. سخت است.» همان جا با خودش تصمیم گرفت که سال دیگر بیاید و قضیه ۱۵ خرداد را مطرح کند.
روز اول ماه صفر ۱۳۴۳، خود را به گرگان رساند. مجالس سخنرانی به سرعت برایش فراهم شد. دهه اول را با جلب توجه شنوندگان گذراند. دهه دوم را در مسجد مصلی، که از عصر صفوی مسجد مهم شهر بوده، منبر رفت. هرچند گفتههایش ظاهراً سیاسی نبود، اما برای جوانان گرگان تازه و جذاب بود. او فاش گفتن را برای اواخر دهه سوم نگه داشته بود؛ همزمان با سالگرد رحلت پیامبر، شهادت امام حسن و امام رضا. زمینهها را میچید تا به بازگویی حوادث خونین مدرسه فیضیه و ۱۵ خرداد برسد.
منبرهای او تنها به مسجد مصلی محدود نبود. گاه در یک بازارچه برای مردم سخن میراند، گاه در خانهها و مساجد دیگر. استقبال مردم فوقالعاده بود. هر شب در چهار یا پنج مکان سخنرانی داشت که تا پاسی از نیمهشب ادامه مییافت. برخی از مستمعان، پای همه منبرهای او مینشستند و بعد از پایان سخنرانی اول، دنبالش راه میافتادند تا منبر بعدی.
سیدجعفر قمی که از ۱۵ خرداد سال پیش فراری بود، وقتی آگاه شد سیدعلی خامنهای به گرگان آمده، خود را از تهران رساند و همراه او شد. هنوز چهرهای مبدل داشت. صمیمیت او با آقای خامنهای برخی را به این گمان انداخت که خود این سید هم مشکوک است. سخنرانی در شب بیست و ششم صفر طولانی و تند بود. او از کشته شدن پاسبانی مقابل مسجد گوهرشاد که اعلامیه آیتالله خمینی را پاره کرده بود، سخن راند. در پایان منبر آن شب به حاضران گفت: «شب بیست و هفتم مسائل زیادی را برای شما خواهم گفت. منتظر باشید.»
نخستین گزارشی که از او به ساواک گرگان رسید، پس از همین سخنرانی بود. موفقی، رئیس ساواک گرگان، موضوع را به اطلاع سازمان اطلاعات و امنیت ساری رساند و از شهربانی خواست آقای خامنهای را احضار و به او تذکر دهد. صبح روز شانزدهم تیر، نیروهای انتظامی و امنیتی گرگان دنبال کسی میگشتند که شهر را ملتهب کرده بود.
هواخواهانش اصرار کردند که از شهر برود. در آخر گفتند برای رفتنت استخاره کن. استخاره کرد: «ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِینَ» (یوسف، ۹۹). خوب آمده بود. او را به ضرب استخاره، محترمانه از گرگان حرکت دادند. روز بعد، نامهای به پدرش نوشت و خبر داد که در گرگان تحت تعقیب قرار گرفته، به موقع از آنجا خارج شده و اکنون در تهران است. هرچند نتوانسته بودند او را دستگیر کنند، اما این نامه به دست ساواک افتاد.
مشروح ماجرا را اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
مشروح ماجرا را اینجا بخوانید.
۲.۲K
۲۱:۰۱
#روایت
ناگفتههایی از روابط پنهانی ایران و اسرائیل در اسناد ساواک
افشای سفر مخفیانهٔ موشه دایان، وزیر کشاورزی وقت اسرائیل، به تهران در اوایل دههٔ ۱۳۴۰، رژیم پهلوی ناگهان در میان دو آتشِ خشم روحانیت و مردم ایران از یک سو و فشار کشورهای عربی از سوی دیگر گرفتار شد. اسناد ساواک نشان میدهد که عوامل رژیم پهلوی و ساواک دستور سکوت مطلق و تکذیب هرگونه رابطه را صادر کرد. با این حال امواج خبری آن چنان گسترده بود که رئیس ساواک برای حل موضوع به فکر تشکیل کمیسیون ویژه بحران افتاد.
اصرار مقامات اسرائیلی در افشای روابط با ایران هر نوع اقدام حفاظتی ایرانیان را بیاثر میگذاشت. پاکروان، رئیس ساواک، به نخستوزیر نوشت روزنامههای عربی از سفر دایان خبر داده و تهدید کردهاند: «وای بر آقای علم از خشم ملت ایران». رادیو تلآویو نیز از دوستی ایران و اسرائیل گفت. سفارتهای ایران در کشورهای عربی تکلیف خود را نمیدانستند و در برابر موج خشم اعراب سکوت کرده بودند. پاکروان خواستار تعیین تکلیف نمایندگان سیاسی شد.
پاکروان با دستپاچگی به مأمور ساواک دستور داد: خبر برقراری روابط ایران و اسرائیل «به کلی عاری از حقیقت است و تکذیب شود». سپس کمیسیونی برای چارهاندیشی تشکیل شد. واحدی از ساواک اعلام کرد علنی کردن روابط با اسرائیل خلاف مصلحت است، زیرا با احساسات مذهبی مردم و روحانیت سازگار نیست و حربهای به دست ناصر و دشمنان میدهد. همچنین تکذیبهای سالهای قبل، برگ برندهای به مخالفان داده بود. این حساسیتهای مردمی بود که مانع از شکلگیری رابطهای آشکار با اسرائیل شد.
روایت کامل این ماجرا را در اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
افشای سفر مخفیانهٔ موشه دایان، وزیر کشاورزی وقت اسرائیل، به تهران در اوایل دههٔ ۱۳۴۰، رژیم پهلوی ناگهان در میان دو آتشِ خشم روحانیت و مردم ایران از یک سو و فشار کشورهای عربی از سوی دیگر گرفتار شد. اسناد ساواک نشان میدهد که عوامل رژیم پهلوی و ساواک دستور سکوت مطلق و تکذیب هرگونه رابطه را صادر کرد. با این حال امواج خبری آن چنان گسترده بود که رئیس ساواک برای حل موضوع به فکر تشکیل کمیسیون ویژه بحران افتاد.
اصرار مقامات اسرائیلی در افشای روابط با ایران هر نوع اقدام حفاظتی ایرانیان را بیاثر میگذاشت. پاکروان، رئیس ساواک، به نخستوزیر نوشت روزنامههای عربی از سفر دایان خبر داده و تهدید کردهاند: «وای بر آقای علم از خشم ملت ایران». رادیو تلآویو نیز از دوستی ایران و اسرائیل گفت. سفارتهای ایران در کشورهای عربی تکلیف خود را نمیدانستند و در برابر موج خشم اعراب سکوت کرده بودند. پاکروان خواستار تعیین تکلیف نمایندگان سیاسی شد.
پاکروان با دستپاچگی به مأمور ساواک دستور داد: خبر برقراری روابط ایران و اسرائیل «به کلی عاری از حقیقت است و تکذیب شود». سپس کمیسیونی برای چارهاندیشی تشکیل شد. واحدی از ساواک اعلام کرد علنی کردن روابط با اسرائیل خلاف مصلحت است، زیرا با احساسات مذهبی مردم و روحانیت سازگار نیست و حربهای به دست ناصر و دشمنان میدهد. همچنین تکذیبهای سالهای قبل، برگ برندهای به مخالفان داده بود. این حساسیتهای مردمی بود که مانع از شکلگیری رابطهای آشکار با اسرائیل شد.
روایت کامل این ماجرا را در اینجا بخوانید.
۱.۷K
۱۷:۴۷
#روایت
تفرقهای که در زمان جنگ با تدبیر امام دفع شد
در روزهای دشوار آغاز جنگ تحمیلی اول، مشکلات کشور با اختلاف ریشهای دو تفکر حاضر در مسئولیتها بیشتر شده بود. تا جایی که ۱۲ فروردین ۱۳۶۰، آیتالله محمدرضا مهدوی کنی به عنوان نمایندۀ امام، آیتالله شهابالدین اشراقی به عنوان نمایندۀ رئیسجمهور (بنیصدر) و آیتالله محمد یزدی نیز به عنوان نمایندۀ رؤسای دولت، مجلس و قوۀ قضائیه انتخاب شدند تا هیأت سهنفره حل اختلاف را تشکیل دهند. در میانه خردادماه ۱۳۶۰ سخنگوی هیأت سهنفره حل اختلاف، اعلام کرد: «سخنرانیها و مصاحبههای مطبوعاتی آقای بنیصدر، تخلف از بیانیه دهمادهای امام خمینی و قانون اساسی است.» این بیانیه، نقطه پایانی بر بحرانی بود که از غائله ۱۴ اسفند ۱۳۵۹ چهره خطرناکی یافته بود.
این در حالی بود که از ماهها قبل یاران امام خمینی تلاش وافری برای حفظ وحدت داشتند. دکتر بهشتی، صبح پنجشنبه ۲۹ آبان ۱۳۵۹، با اشاره به پیام یکی از رزمندگان که گفته بود «مسئولان با هم یکی باشند»، در مسجد امام خمینی گفت: «به خدا سوگند که در برابر شما از طرح هرگونه جملهای که بوی اختلاف دهد احساس شرم میکنم. شعار من و یاران همفکرمان فقط یک شعار است: سکوت، سکوت الهامبخش وحدت. گمان مبرید که ما ذرهای فرصت را برای ایجاد هماهنگیها و همکاریها از دست بدهیم.»
دکتر بهشتی در تمام این مدت، از کشاندن اختلافات به فضای رسانهای پرهیز داشت. وقتی پنجم خرداد ۱۳۶۰ در جمع طلاب قم مورد سوال قرار گرفت، گفت: «جنگ روزنامهای چیز بدی است و نیروی جامعه نباید در این مسائل هرز رود. ما داریم کار میکنیم و دائماً فشار میآورند که به حرف بیاییم؛ اگر به حرف بیاییم، اعاده جو شده است و اگر حرفی نزنیم، زمینه برای سمپاشیها خالی میماند. آنچه تا به حال نتیجه شده این است که مردم از سکوت این طرف خیلی چیزها را یافتهاند.»
تدبیر امام برای حفظ وحدت در بحبوحه جنگ، و صبوری یارانش چون بهشتی، حجت را بر همه تمام کرد. حتی نماینده بنیصدر در هیأت حل اختلاف هم نتوانست از رفتار او دفاع کند. حجتالاسلام اشراقی پس از دو ماه تحقیق در ۲۵ خرداد استعفا داد و نوشت: «اطرافیان بنیصدر چنان وابسته و خطرناکند که مسیر را کاملاً در خط اجانب میبرند و امام هر چه موعظه کرد، نگذاشتند گوش کند.» سرانجام در اول تیر ۱۳۶۰، امام خمینی با رأی ۱۷۷ نماینده مجلس، بنیصدر را از ریاستجمهوری عزل کرد.
مشروح ماجرا را اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
مشروح ماجرا را اینجا بخوانید.
۲K
۱۵:۰۷
#روایت
روایتی از مراسم تنفیذ ریاست جمهوری در سال ۱۳۶۴
سیزدهم شهریور ۱۳۶۴، حسینیه جماران میزبان مراسم تنفیذ دومین دوره ریاستجمهوری آیتالله سیدعلی خامنهای بود؛ رئیسجمهوری که چند هفته پیشتر با بیش از ۱۲ میلیون رأی انتخاب شده بود. این مراسم با عید غدیر خم همزمان شد و امام خمینی این تقارن را به فال نیک گرفتند. تنفیذ در شرایطی برگزار میشد که کشور پنجمین سال جنگ را پشت سر میگذاشت، اما محور اصلی سخنان مسئولان نه مسائل نظامی، بلکه مسئولیت حکومت در قبال مردم، حفظ بیتالمال و پرهیز از اسراف بود.
پس از قرائت حکم تنفیذ توسط سید احمد خمینی، امام خمینی در سخنانی عید غدیر را به ملت ایران و مسلمانان جهان تبریک گفتند و همزمانی آن با مراسم تنفیذ را مبارک دانستند. ایشان با بهرهگیری از سیره امیرالمؤمنین(ع)، مفهوم حکومت اسلامی را تشریح کردند و نشان دادند که اداره حکومت از نگاه علوی، تنها به تصمیمهای بزرگ محدود نمیشود، بلکه حتی در کوچکترین امور و هزینهها نیز باید حق مردم و بیتالمال رعایت شود.
امام برای توضیح این نگاه، به روایتهایی از دوران حکومت امیرالمؤمنین(ع) اشاره کردند؛ از جمله سفارش به نازک گرفتن سر قلمها، نزدیک نوشتن سطرها و پرهیز از مطالب بیفایده برای صرفهجویی در بیتالمال. همچنین به ماجرای خاموش کردن شمع بیتالمال هنگام گفتوگوی شخصی اشاره کردند. ایشان تأکید داشتند که این شیوه، الگوی اداره حکومت است و حتی مطبوعات نیز باید از هدر دادن کاغذ، وقت و امکانات برای مطالب غیرمفید خودداری کنند.
آیتالله خامنهای نیز در سخنان خود ریاستجمهوری را «بار سنگین امانت» خواند و از خداوند برای انجام این مسئولیت یاری خواست. او مهمترین اولویتهای دولت را حل مشکلات اقتصادی، کمک به محرومان و ریشهکن کردن فقر دانست. رئیسجمهور منتخب همچنین وابستگی اقتصاد به نفت را از عوامل اصلی مشکلات کشور برشمرد و بر تقویت تولید داخلی تأکید کرد. مبارزه با فساد، کمکاری، ناراضیتراشی و پارتیبازی و ایجاد تحول در نظام اداری نیز از دیگر محورهای سخنان او بود.
مشروح ماجرا را اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
مشروح ماجرا را اینجا بخوانید.
۶۱۲
۱۸:۰۶