#سند
دزدیدن خاک سرخ بوموسی توسط بریتانیا
«اظهار وزارت خارجه انگلیس دایر به اینکه استخراج خاک سرخ عنوان بهرهبرداری تجارتی داشته و امر سیاسی نیست صورت مغالطه دارد، زیرا اعطای امتیاز از نتایج مالکیت است و مالکیت امر سیاسی است، بنابراین مشمول اصل حفظ وضعیت حاضره میگردد.» این فراز، بخشی از پاسخ حقوقی ایران به ادعای بریتانیا درباره استخراج خاک سرخ از جزیره ابوموسی در دوران پهلوی اول است؛ ادعایی که تلاش میکرد بهرهبرداری اقتصادی از جزیره را از مسئله حاکمیت جدا نشان دهد.
مقامات بریتانیایی مدعی بودند خاک سرخ از قدیم استخراج میشده و مسئله تازهای نیست. پاسخ ایران اما این بود که «دولت ایران از سی سال [قبل] به این طرف به مداخلات شیوخ و انگلیسها در مورد جزایر تنب و ابوموسی اعتراض نموده و در هر موقع دلائل خود را اظهار کرده، و به علاوه کاری با رضایت ایران صورت نگرفته است که بتواند سابقه واقع شود.» این استدلال، سکوت یا غفلت مقطعی را بهمعنای رضایت دائمی نمیگرفت و بر استمرار اعتراض ایران تأکید داشت.
مستند دیگر ایران، نقشهای بود که وزارت جنگ بریتانیا پنجاه سال پیش از آن ترسیم کرده بود. در این نقشه، «جزایر تنب و ابوموسی و سیری را به رنگ داخله ایران رسم کرده» بودند. ایران با وجود آنکه «تمام نقشه را از حیث اینکه بحرین را به رنگ مملکت دیگر زده قبول نداریم»، اما «نسبت به این جزایر» از آن به عنوان سند استفاده میکرد؛ استفادهای گزینشی که نشان میدهد ایران از تناقض موجود در اسناد بریتانیا آگاه بود و از آن بهره میگرفت.
متن کامل این سند را در اینجا ببینید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
متن کامل این سند را در اینجا ببینید.
۱.۷K
۱۵:۱۸
#روایت
حماس چگونه متولد شد؟
روایتی از تاسیس سنگر دفاع از فلسطین
۲۳ آذر ۱۳۶۶، پس از آنکه یک صهیونیست با کامیون چهار کارگر فلسطینی را در نوار غزه زیر گرفت و به شهادت رساند، اعتراضات گسترده فلسطینیان آغاز شد و به انتفاضه اول انجامید. در همین فضای مبارزه و در واکنش به سالها اشغال، سرکوب و فشار اسرائیل، «حماس» رسماً اعلام موجودیت کرد. حماس که نام خود را از «جنبش مقاومت اسلامی» گرفته بود، از دل جریان اخوانالمسلمین فلسطین شکل گرفت؛ اما برخلاف رویکرد پیشین این جریان، مبارزه مسلحانه با اشغالگران را در پیش گرفت و به یکی از جریانهای مهم مقاومت فلسطین تبدیل شد.
حماس در مسیر مبارزه خود، عزالدین قسام را الگوی مبارزه مسلحانه قرار داد؛ روحانی و مبارزی که در برابر استعمار انگلیس و صهیونیسم ایستاد و سرانجام در ۲۸ آذر ۱۳۱۴ به شهادت رسید. شیخ احمد یاسین نیز بهعنوان رهبر معنوی حماس، سالها هدف فشار و زندان اسرائیل قرار گرفت و سرانجام دوم فروردین ۱۳۸۳، پس از نماز صبح، با شلیک موشک بالگرد اسرائیلی به شهادت رسید. حماس در ادامه انتفاضه اول و جنگهای متعدد با اسرائیل، از یک جریان مبارز به نیرویی اثرگذار در عرصه سیاسی و نظامی فلسطین تبدیل شد.
سرکوب فلسطینیان، توسعه شهرکهای صهیونیستی و سیاست مشت آهنین اسرائیل، زمینه گسترش مقاومت را فراهم کرد. در مقابل توافقهایی مانند اسلو، حماس بر ادامه مبارزه تأکید کرد و در سال ۱۳۸۵ با پیروزی در انتخابات شورای قانونگذاری فلسطین، ۷۵ کرسی از ۱۲۸ کرسی را به دست آورد. اسرائیل و متحدانش از حماس خواستند شروطی از جمله شناسایی اسرائیل را بپذیرد، اما این سازمان نپذیرفت. در سالهای بعد نیز حماس بارها با اسرائیل وارد جنگ شد و به یکی از بازیگران اصلی مبارزات فلسطینیان و نماد تداوم مقاومت در برابر اشغال تبدیل شد.
متن کامل این روایت را در اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
متن کامل این روایت را در اینجا بخوانید.
۵۸۶
۲۱:۰۷
#روایت
حذف رقبا برای قدرت
مروری بر اقدامات رضاخان برای تصرف کرسی نخستوزیری
۱۵ مهر ۱۳۰۲، رضاخان سردارسپه قوامالسلطنه را به اتهام مشارکت در طراحی قتل وزیر جنگ بازداشت کرد؛ اقدامی که در عمل یکی از آخرین موانع رسیدن او به ریاستالوزرایی را کنار زد. پیش از آن، سردارسپه با پرسی لورن، وزیرمختار انگلیس، دیدار کرده و از احمدشاه خواسته بود حکم ریاستالوزرایی را به نامش بنویسد. همزمان، شایعه سقوط دولت مشیرالدوله در تهران پیچیده بود. بازداشت قوام در چنین فضایی، نمونهای از روشهای خشن و کثیف رضاخان برای حذف رقیبان بود.
رضاخان برای رسیدن به ریاستالوزرایی فقط به رایزنی سیاسی اکتفا نکرد. ۱۵ مهر، همزمان با بازداشت قوامالسلطنه، میثاق سیاسی و سری خود را با چند چهره سیاسی امضا کرد و سه روز بعد، بزرگترین نمایش نظامی وزارت جنگ را در حوالی کرج به راه انداخت. تجمع نظامیان و رژه نظامی، یادآور صحنههای پیش از کودتای ۱۲۹۹ بود. نمایش قدرت در کنار فشار سیاسی و حذف رقبا، نشان میداد رضاخان برای رسیدن به قدرت از هر ابزار ممکن، حتی شیوههای کثیف و ارعابآمیز، استفاده میکند.
پس از بازداشت قوام، فشارها ادامه یافت؛ نمایشهای نظامی دیگری اعلام شد، تظاهرات برنامهریزیشده علیه دولت مشیرالدوله شکل گرفت و موضعگیری جراید علیه دولت شدت گرفت. در نهایت، مشیرالدوله و وزیرانش ۲۹ مهر استعفا دادند و احمدشاه نیز روز بعد رضاخان را برای تشکیل کابینه فراخواند. قوامالسلطنه ۳۱ مهر از تهران خارج شد و راه بغداد را در پیش گرفت. زنجیره این رخدادها نشان میداد رضاخان با حذف رقیب، ارعاب و فشار، مسیر رسیدن به قدرت را برای خود هموار کرده بود.
متن کامل این روایت را در اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
متن کامل این روایت را در اینجا بخوانید.
۴۱۲
۱۲:۵۲
#روایت
ابعاد غیر مکشوف از آیتالله عبدالکریم حقشناس
در میان اسناد برجایمانده از ساواک، پرونده سهجلدی آیتالله عبدالکریم حقشناس یکی از آن پروندههایی است که تصویری متفاوت از یک روحانی مشهور ارائه میدهد. او امروز بیشتر بهعنوان «معلم اخلاق» شناخته میشود اما گزارشهای منابع ساواک نشان میدهند که پشت این چهره آرام، فعالیتی سیاسی جریان داشت که ساواک را به چالش کشیده بود.
مسجد امینالدوله، واقع در بازار چهلتن تهران، در دهههای ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۰ یکی از کانونهای مهم مذهبی و سیاسی پایتخت بود و با نام آیتالله حقشناس پیوند خورد. اسناد ساواک نشان میدهند که این مسجد نهفقط محل تدریس اخلاق و فقه بود، بلکه پایگاهی برای فعالیت جوانان انقلابی نیز به شمار میرفت.
برای رصد اقدامات آیتالله، منابع متعددی در مسجد امینالدوله فعال بودند. اما آیتالله حقشناس از وجود آنها آگاه بود. در یکی از ملاقاتهای خصوصی، به منبع ۱۰۴۲ گفته بود: «از طرف سازمان امنیت گفتند شیخ عبدالکریم ورق سیاه دارد. آخر من به آنان چه کردهام که ورقم سیاه شده؟» و سپس با کنایهای آشکار افزوده بود: «ای کاش یک کسی بود تا این حرفهای مرا به سازمان امنیت برساند و بگوید که شیخ عبدالکریم چنین و چنان میگفت.» این جمله نشان میدهد که او آگاهانه سخنانش را برای رسیدن به گوش ساواک تنظیم میکرد. ساواک فهمیده بود که این روحانی «بسیار محتاط و بسیار زیرک» است. به همین دلیل هشدار داده بود که از هر اقدام مستقیمی مانند احضار یا بازرسی که ممکن است عملیات نفوذ را لو بدهد، خودداری کنند.
مسجد امینالدوله تنها محل تدریس اخلاق نبود. گزارشهای ساواک نشان میدهند که از سال ۱۳۴۲، جلسات سیاسی شبانه پس از نماز جماعت در این مسجد برگزار میشد. بازاریان، تاجران و دکانداران در این جلسات درباره اوضاع روز بحث میکردند و اعلامیههای علما به دیوارهای مسجد نصب میشد. آیتالله حقشناس در منابر خود از امام خمینی یاد میکرد و با کنایه به حکومت، از ظلم و استبداد انتقاد میکرد. او با دعوت از وعاظ انقلابی مشهوری مانند شیخ محمدمهدی ربانی، شیخ علیاصغر مروارید، سید علی خارینی و مرتضی مطهری، مسجد را به کانونی برای تداوم روشنگری تبدیل کرده بود.
در سال ۱۳۵۴، نام آیتالله حقشناس در فهرست نمایندگان امام خمینی که وجوه سهم امام را جمعآوری میکردند، قرار گرفت. ساواک که درصدد مختل کردن شبکه مالی نهضت بود، دستگیری نمایندگان را در دستور کار قرار داد. اما آیتالله حقشناس با احتیاطی که داشت، بسیاری از فعالیتهای خود را از چشم منابع ساواک دور نگه داشت. شیوه مدیریت او به گونهای بود که علیرغم اراده برخی مقامات ساواک برای طرد آیتالله حقشناس، مسجد امینالدوله دوره طولانی از ثبات و تکاپوی انقلابی را تجربه کرد.
متن کامل این روایت را در اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
متن کامل این روایت را در اینجا بخوانید.
۱.۹K
۱۷:۵۸
#روایت
قوای مکمل دشمن در حصر آبادان
در روزهای نخست جنگ تحمیلی، در حالی که ارتش بعث عراق خرمشهر و آبادان را زیر آتش گرفته بود، برخی اعضای سازمان مجاهدین خلق به بهانه دفاع از کشور در جبههها حاضر شدند؛ اما هدفشان تنها مقابله با دشمن نبود. آنها در پی جمعآوری سلاح و اطلاعات نظامی بودند. سازمان از نخستین روزهای پس از انقلاب، خط جمعآوری سلاح را دنبال میکرد و برای اعضای مسلح خود مجوز حمل سلاح صادر میکرد؛ اقداماتی که در شرایط جنگی، امنیت نیروهای ایرانی را به خطر میانداخت.
اول شهریور ۱۳۵۹، دادسرای انقلاب آبادان و خرمشهر فعالیت سازمان مجاهدین خلق و چند گروه دیگر را به دلیل درگیریهای خیابانی و ایجاد ناامنی ممنوع اعلام کرد. با وجود این، فعالیتهای آنها ادامه یافت و در پی بازداشت اعضای سازمان به اتهام جاسوسی، ابعاد دیگری از اقداماتشان آشکار شد. ۱۷ آبان ۱۳۵۹، در یکی از خانههای تیمی آبادان، ۳۰ قبضه اسلحه، لباس غواصی، بیسیم مسروقه و اسناد مربوط به استقرار نیروهای ارتش و محل سلاحهای سنگین کشف شد؛ شواهدی که از فعالیتهایی فراتر از حضور رزمی حکایت داشت.
با شکسته شدن حصر آبادان، تجهیزات پیشرفته جاسوسی و رمزهای مخابراتی از خانههای تیمی اعضای سازمان کشف شد. دستگاه بیسیم SSB برای شنود مکالمات نیروهای ایرانی و ارسال اطلاعات به عراق به کار میرفت. روزنامه کیهان نیز از دیدگاه برخی اعضای مؤثر سازمان پرده برداشت؛ آنها معتقد بودند پیروزی ایران، نظریات سازمان را بیاعتبار میکند و به همین دلیل باید ایران در جنگ شکست بخورد تا بتوانند نارضایتی عمومی را برای سرنگونی نظام به کار بگیرند. در حالی که رزمندگان در جبهه با دشمن میجنگیدند، سازمان با جاسوسی و تبلیغات تفرقهافکنانه، منافع خود را در شکست ایران دنبال میکرد.
شرح عکس: نمای یکی از ساختمانهای مخروبه آبادان در اثر تجاوز هوایی و توپخانه ای نیروهای عراقی
متن کامل این روایت را در اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
شرح عکس: نمای یکی از ساختمانهای مخروبه آبادان در اثر تجاوز هوایی و توپخانه ای نیروهای عراقی
متن کامل این روایت را در اینجا بخوانید.
۱.۳K
۱۴:۵۷
#روایت
هزینه گزاف تکیه پهلوی به هخامنشیان
۲۰ مهر ۱۳۵۰، جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی آغاز شد؛ مراسمی پرهزینه که قرار بود از شاهان ایران باستان، برای سلطنت پهلوی اعتبار بسازد. طرح جشن از سال ۱۳۳۸ مطرح شد، اما بهتدریج دعوت از سران کشورهای مختلف، میل به تبرج را در آن افزایش داد. حکومت با تشکیل کمیسیونهای فرهنگی و استفاده از نویسندگان و هنرمندان خارجی، تلاش کرد سلطنت پهلوی را به شاهنشاهی ایران باستان پیوند بزند و تصویری باشکوه از قدرت شاه بسازد.
اما همه واکنشها مطابق میل طراحان پیش نرفت؛ هزینه جشنهای ۲۵۰۰ ساله به یکی از مهمترین محورهای انتقاد خارجیها تبدیل شد. برآوردها از هزینهای بین ۱۲۰ تا ۱۵۰ میلیون دلار حکایت داشت؛ رقمی سنگین در مقایسه با درآمد مردم ایران. جورج بال، معاون پیشین وزارت خارجه آمریکا، این مخارج را در برابر درآمد ۲۵۰ دلاری سرانه مردم به چالش کشید. با وجود دفاع اسدالله علم از ضرورت برگزاری جشن، پذیراییهای مجلل، حضور ۱۵۹ آشپز و خدمتکار فرانسوی و واردات گسترده مواد غذایی و تجهیزات، تصویر تجملگرایانه را پررنگتر کرد. حتی شاه در کنفرانس مطبوعاتی با پرسش مستقیم خبرنگاران خارجی درباره این هزینهها روبهرو شد.
تلاش محمدرضا پهلوی برای پیوند دادن خود با کوروش و شاهنشاهی باستان، در روایتهای انتقادی اقدامی برای ساختن مشروعیت تاریخی سلطنت ارزیابی شد. هزینه جشن حدود ۳۰۰ میلیون دلار ارزیابی شد و مراسم «سرود پیروزی خاندان پهلوی» نام گرفت. اصرار شاه به ولخرجی در این جشنها و بازتاب جهانی آن، به مرور به یکی از نمادهای فاصله حکومت از مردم تبدیل شد.
متن کامل این روایت را در اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
متن کامل این روایت را در اینجا بخوانید.
۱.۷K
۱۶:۳۷
#روایت
پورسانتهای شاهانه
۱۵ مهر ۱۳۵۶، حسن طوفانیان، قائممقام وزیر جنگ، از سوی محمدرضا پهلوی مأموریت یافت تسلیحات جنگی مورد نیاز ایران را خریداری کند. این مأموریت در شرایطی به او سپرده شد که حجم سالانه خریدهای تسلیحاتی ایران از آمریکا به دو میلیارد دلار رسیده بود و کشور را به یکی از بزرگترین خریداران تجهیزات نظامی آمریکا تبدیل کرده بود.
فروشندگان سلاح به طوفانیان حقوحساب میدادند. در معاملات بزرگ تا ۲ درصد و در ارقام کوچک تا ۵ درصد بدون سؤال بهحساب مسئول خرید واریز میشد، طوفانیان ارقام دقیق پورسانتاژ را به محمدرضا میگفت و او مقداری را به خودش میداد و در مورد بقیه مبلغ دستور میداد که به کدام اشخاص و به چه مبلغی پرداخت شود.
فردوست تعریف کرد که روزی عدهای آمدند و طوفانیان را از زندان قصر به لویزان بردند. ظاهراً در آنجا طوفانیان مدارک را به یک فرد آمریکایی تحویل داده و سپس به اتفاق او از کشور خارج شده است. او در ادامه مینویسد: «چرا آمریکاییها پس از انقلاب طوفانیان را فرار دادند؟ زیرا اکثر مقامات آمریکایی که هماکنون نیز در مسند قدرت هستند، در این چپاول سهم داشتند. اگر طوفانیان و اسناد خرید اسلحه میماند، انتشار آنها بزرگترین افتضاح جهانی را به پا میکرد و خیلیها در آمریکا آبرویشان میرفت و سرنگون میشدند و ماجرایی شدیدتر از واترگیت به پا میشد.
متن کامل این روایت را در اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
متن کامل این روایت را در اینجا بخوانید.
۴۹۵
۱۴:۲۲
#روایت
تجربه تاریخی ایران از وادادگی در برابر متجاوزان
سرزمین ایران همواره به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی خاص خود، مرکز ثقل تسویهحسابهای سیاسی، امنیتی و نظامی قدرتهای جهانی بوده است. اما آنچه بخشهایی از خاک این سرزمین را از حاکمیت ایران جدا کرد، نه صرفاً معادلات میدانی، بلکه وادادگی، مذاکره از سر ضعف و ترک مقاومت در برابر قدرتهای استعماری بود. دوران سلطنت قاجاریه را باید آغازگر و رکورددار این سنت شوم دانست.
عهدنامه ترکمنچای؛ اوج واگذاری سرزمینی بود. در ۵ شعبان ۱۲۴۳ قمری (۱۰ فوریه ۱۸۲۸ میلادی)، عهدنامه ترکمنچای به امضای عباسمیرزا و ژنرال پاسکویچ روسی رسید. در جریان این معاهده، علاوه بر تثبیت نتایج حاصل از معاهده گلستان، سرزمینهای حاصلخیز و پرمنفعت قرهباغ، شورهگل و بخشی از صحرای مغان از ایران جدا شد و دولت ایران تسلط مطلق روسیه بر دریای خزر را پذیرفت. این معاهده، حاصل ترک مقاومت در برابر روسیه و تسلیم در برابر فشارهای انگلیس بود.
معاهده گلستان در ۲۹ شوال ۱۲۲۸ قمری (۲۵ اکتبر ۱۸۱۳) به امضا رسید. بر مبنای آن، بخشهایی از خاک ایران نظیر قرهباغ، گنجه، شکی و شیروان، دربند و بادکوبه و قسمتی از تالش به انضمام تمامی داغستان و گرجستان به خاک روسیه الحاق شد. ابهامات این قرارداد در عدم تعیین دقیق سرحدات، دست روسها را در معاهدات بعدی از جمله ترکمنچای بازگذاشت.
هرات از دیرباز مرکز خراسان و فرهنگ و ادب ایران بود. در سال ۱۸۳۶، دولت ایران به هرات لشکر کشید و پس از چندماه محاصره، در ۲۶ سپتامبر ۱۸۵۶ این شهر را فتح کرد. اما انگلستان با قطع رابطه سیاسی، به ایران اعلان جنگ داد و بندر بوشهر را تصرف کرد. ایران که از اقدامات نظامی انگلستان مرعوب شده بود، به سرعت با پیشنهاد میانجیگرایانه فرانسه موافقت کرد و سرانجام در مارس ۱۸۵۷ با انعقاد معاهده پاریس، از حاکمیت خود بر هرات و بقیه ممالک افغانستان صرفنظر کرد.
عهدنامه آخال در ۲۲ محرم ۱۲۹۹ قمری (۱۴ دسامبر ۱۸۸۱) بین ایران و روسیه منعقد شد. بر مبنای این معاهده، ایران مجبور شد از حاکمیت خود بر بخشهایی از مرزهای شمال خراسان تا رود تجن به مثابه ایالت ماوراء دریای مازندران صرفنظر کند. این واگذاری نیز حاصل وادادگی در برابر قدرت روسیه بود.
در دوره پهلوی اول، انگلستان استراتژی تشکیل پیمانهای دفاعی از جمله پیمان سعدآباد بین ایران، ترکیه، عراق و افغانستان را در دستورکار خود قرار داد. رضاخان در راستای این سیاست، عهدنامه مرزی ۱۳۱۰ را با ترکیه امضا کرد و بخشی از ناحیه آغری داغ و آرارات را واگذار نمود. همچنین در معاهده ۱۳۱۶ با عراق، حق کشتیرانی در اروندرود به عراق واگذار شد و در مذاکرات بر سر هیرمند، سهم آب ایران به یکسوم تقلیل یافت. این سخاوتها در واگذاری سرزمین، جهت تثبیت پیمانی بود که وقوع جنگ جهانی دوم، آتش آن را در نطفه خفه کرد.
منطقه خلیج فارس از دیرباز به دلیل تأمین ۷۰ درصد منابع انرژی نفتی دنیا، مورد توجه قدرتهای جهانی بوده است. جدایی بحرین از ایران با برنامهریزی انگلیسی را میتوان در راستای ضعیفتر کردن کشورهای منطقه ارزیابی کرد. محمدرضا پهلوی در ۱۴ دی ۱۳۴۷ در یک مصاحبه مطبوعاتی اذعان داشت که اگر مردم بحرین حاکمیت ایران را نخواهند، دولت ایران درباره ادعای ارضی خود پافشاری نخواهد کرد. او معتقد بود که «نمیتواند مانند دون کیشوت رفتار نماید» و ناچار است از ادعای خود بر بحرین دست بردارد. سرانجام بحرین در ۲۳ مرداد ۱۳۵۰ به صورت رسمی از ایران اعلام استقلال نمود؛ لکه ننگی که حاصل وادادگی و ترک مقاومت در برابر قدرتهای استعماری بود.
پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷، با بالا بردن پرچم مقاومت در برابر متجاوزان، پایانی بود بر تداوم سیاست فروش و واگذاری اراضی ملت ایران به بیگانگان؛ به نحوی که حتی مصاف و رویارویی هشت سال جنگ نظامی و پرشدت، دنیای استکبار در جنگ تحمیلی اول نتوانست کوچکترین خدشهای به تمامیت ارضی ایران وارد نماید و حتی یک وجب از خاک مقدس ایران نصیب بیگانگان نگردید و این مقاومت موثر، همچنان ادامه دارد.
متن کامل این روایت را در اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
متن کامل این روایت را در اینجا بخوانید.
۱.۹K
۱۴:۵۴
#روایت
محاصرهٔ دریایی که به نتیجه نرسید
مهرماه ۱۳۶۶، منابع دولتی آمریکا اعلام کردند اگر ایران با آتشبس در جنگ با عراق موافقت نکند، واشنگتن بهدنبال محاصره دریایی ایران در خلیج فارس خواهد رفت. چند روز بعد، حتی از محاصره پایانههای نفتی و قطع بخش بزرگی از درآمد صادرات نفت ایران سخن گفته شد. آمریکا میخواست با این تهدیدها ایران را تحت فشار بگذارد؛ اما میان حرفهایی که در واشنگتن زده میشد و اقدامی که امکان اجرای آن وجود داشت، فاصله زیادی بود.
آمریکا برای حفاظت از نفتکشهای کویتی وارد خلیج فارس شده بود، اما حضور نظامیاش از همان ابتدا بدون خطر پیش نرفت. نفتکش بریجتون که تحت اسکورت آمریکاییها حرکت میکرد، با مین برخورد کرد. بعدتر، حمله ایران به بندر الاحمدی کویت نشان داد که فشار بر ایران میتواند به منافع دیگر صادرکنندگان نفت هم آسیب بزند. واشنگتن از یکسو ایران را به محاصره دریایی تهدید میکرد و از سوی دیگر میدانست که چنین اقدامی ممکن است امنیت کشتیرانی و جریان نفتی را که برای اقتصاد غرب حیاتی بود، مختل کند.
پس از حمله آمریکا به سکوی نفتی ایران در ۲۷مهر ۱۳۶۶، ایران چهار روز بعد بندر الاحمدی کویت را هدف قرار داد. این حمله، صادرات نفت کویت را بهشدت کاهش داد و به گفته هاشمی رفسنجانی، آمریکا را تحقیر کرد. ریگان در همان روزها از تمایل واشنگتن به پرهیز از رویارویی نظامی سخن میگفت. این تحولات نشان داد که ایران در برابر فشار نظامی آمریکا دستبسته نیست و هر اقدام علیه نفت و کشتیرانی ایران میتواند هزینههایی فراتر از انتظار واشنگتن ایجاد کند.
این عملکرد ایران باعث سرانجام آمریکا نتواند ادعاهایی که در مورد محاصره دریایی میکرد را به نتیجه برساند. آنها به دنبال گزینه دیگری رفتند. ریگان واردات کالاهای ایرانی به آمریکا را ممنوع کرد و محدودیتهایی برای صادرات برخی کالاها در نظر گرفت؛ اما حتی در این مسیر هم واشنگتن نتوانست همه متحدانش را با خود همراه کند. آلمان، ژاپن و فرانسه از همراهی با درخواست آمریکا برای تحریم اقتصادی ایران خودداری کردند. به این ترتیب آمریکه نه توانسته محاصره دریایی که با تهدیدهای بزرگ مطرح شده بود را اجرا کنید و از طرف دیگر نقشه تحریمهایش هم عملی نشد.
متن کامل این روایت را در اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
متن کامل این روایت را در اینجا بخوانید.
۱.۳K
۱۲:۵۵
#روایت
نفترسانی در تحریم نفتی
روایتی از وحدت عربی و سیاست دوگانه پهلوی
وقتی اوپک در ۱۶ اکتبر ۱۹۷۳ برای نخستینبار قیمت رسمی نفت را حدود ۷۰ درصد افزایش داد و در ۲۳ دسامبر همان سال، شش کشور صادرکننده نفت خلیج فارس از جمله ایران در تهران اعلام کردند قیمت نفت شاخص عربستان به ۱۱٫۶۵۱ دلار در هر بشکه میرسد، جهان با شوک نفتی بیسابقهای روبهرو شد. این افزایش، نتیجه تحریم نفتی کشورهای عربی در ۲۵ مهر ۱۳۵۲ (همزمان با چهارمین جنگ اعراب و اسرائیل) بود؛ تحریمی که نخستین کاربرد گسترده سلاح نفت در تاریخ معاصر محسوب میشد.
در ۲۱ اکتبر ۱۹۷۳، وزیران کشورهای عرب تولیدکننده نفت در کویت تصمیم گرفتند تا زمانی که اسرائیل اراضی اشغالی را تخلیه نکند، تولید و صدور نفت خود را برای کشورهای حامی اسرائیل ماهانه پنج درصد کاهش دهند. عربستان سعودی تولید خود را تا ۲۵ درصد کاهش داد و صدور نفت به آمریکا را قطع کرد. درآمد نفتی ایران نیز از ۱٫۸ میلیارد دلار در سال ۱۳۵۰ به ۱۸٫۶ میلیارد دلار در سال ۱۳۵۳ رسید.
اما در حالی که کشورهای عربی برای اعمال فشار بر حامیان اسرائیل متحد شده بودند، رژیم شاه نه تنها به این تحریم نپیوست، بلکه به مهمترین تأمینکننده نفت رژیم صهیونیستی تبدیل شد. اسناد لانه جاسوسی آمریکا در ۱۷ مارس ۱۹۷۰ بیان میکند: «سه چهارم نفتی که در خط لوله اسرائیل جریان دارد از ایران میباشد.» شاه معتقد بود سیاست نفتی یک امر کاملاً اقتصادی است و نباید تحت تأثیر ملاحظات سیاسی قرار گیرد.
خودداری شاه از پیوستن به تحریم، ادامه یک پیوند ساختاری بود که سالها پیش از جنگ اکتبر شکل گرفته بود. اسرائیل پس از جنگ ۱۹۶۷، طرح احداث خط لوله ۳۲ اینچی از ایلات به عسقلان را مطرح کرد و رژیم پهلوی نهتنها با آن موافقت کرد، بلکه سرمایهگذاری و تأمین نفت آن را نیز بر عهده گرفت. نتیجه آن بود که ایران به تأمینکننده اصلی نفت اسرائیل بدل شد و ۸۰ تا ۹۰ درصد نیاز این رژیم را پوشش میداد.
با این حال، شاه برای حفظ ظاهر، سیاستی دوگانه در پیش گرفت؛ با تقاضای اسرائیل مبنی بر ارسال گلوله توپ موافقت کرد و در عین حال ششصد هزار تن نفت به مصر تحویل داد. درآمد عظیم نفتی اما نه در مسیر پیشرفت کشور، بلکه در راه بذل و بخشش به کشورهای خارجی هزینه شد. تحریم نفتی ۱۹۷۳ نشان داد هماهنگی کشورهای تولیدکننده نفت میتواند هزینه حمایت از اسرائیل را افزایش دهد؛ اما سیاست پهلوی یکی از تناقضهای مهم این دوره بود: ایران به تحریم نپیوست و ارسال محرمانه نفت به اسرائیل را ادامه داد.
متن کامل این روایت را در اینجا بخوانید.
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
@psri_ir
متن کامل این روایت را در اینجا بخوانید.
۳۵۶
۱۵:۲۳