لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسیم
۱.۶ هزار عضو

موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی

مؤسسه‌ای با هدف پاسخ به پرسش‌هایی درباره علل و زمینه‌های انقلاب اسلامی، بازخوانی زوایای پنهان تاریخ و روایتی متکی بر اسناد تاریخی

undefined www.psri.ir
شناسه بله، ایتا و تلگرام: undefined @psri_ir
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱۷ تیر
thumbnail
#روایتundefined مسیر علم و کمال؛ از مکتب‌خانه مشهد تا محضر اساتید قم و نجف
undefinedشهید آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای تحصیلات حوزوی را همزمان با دوران دبستان، در مدرسه «سلیمان خان» و سپس «نواب» مشهد آغاز کردند. بخش مهمی از دروس مقدماتی و سطح را نزد پدر خود، آیت‌الله سید جواد خامنه‌ای فرا گرفتند. دیگر اساتید این دوران عبارت بودند از آیت‌الله سید جلیل حسینی سیستانی (معالم‌الاصول)، میرزا احمد مدرس یزدی (شرح لمعه) و آیت‌الله حاج شیخ هاشم قزوینی (رسائل، مکاسب و کفایه). همچنین در سال ۱۳۳۴، در درس خارج فقه آیت‌الله سید محمدهادی میلانی حاضر شدند.
undefinedدر سال ۱۳۳۵، سفری زیارتی به نجف داشتند و چند ماه در آنجا ماندند. هدف اولیه سفر، بررسی حوزه علمیّه نجف نبود، اما وقتی آن را دیدند، شوق ماندن در دلشان افتاد. در محضر درس علمای بزرگی چون آیت‌الله خویی، آیت‌الله حکیم، آیت‌الله بجنوردی، آیت‌الله شاهرودی، میرزا باقر زنجانی و میرزا حسن یزدی حضور یافتند تا دروس آنان را با حوزه مشهد مقایسه کنند. اما پدرشان به دلیل آشنایی با سختی‌های زندگی در نجف، با اقامت ایشان مخالفت کردند و هر بار می‌گفتند: «نمی‌شود و نمی‌توانی.» ایشان بعدها روایت کردند: «نجف که نشد؛ برای قم هم من اصرار کردم و نذر کردم و ختم گرفتم تا بالاخره راه قم باز شد؛ الحمدلله.»
undefinedدر سال ۱۳۳۷، برای ادامه تحصیل عازم قم شدند و مهم‌ترین اساتید خود را در این دوره یافتند: آیت‌الله العظمی سید حسین بروجردی، امام خمینی (که تأثیر عمیقی بر اندیشه ایشان گذاشت و خود را از شاگردان ایشان می‌دانند)، آیت‌الله شیخ مرتضی حائری یزدی، آیت‌الله سید محمد محقق داماد و علامه سید محمدحسین طباطبایی در فلسفه و تفسیر. این دوره، بنیاد علمی و فکری ایشان را برای سال‌های مبارزه و رهبری استوار ساخت.
undefinedاما در سال ۱۳۴۳، به دلیل کسالت پدر، ناگزیر شدند فضای پرشور قم را رها کنند. ایشان در این باره روایت کرده‌اند که روزی با دلی گرفته و پریشان، نزد دوست روحانی خود، آقاضیاء آملی رفتند و گفتند: «انصراف از قم برای من به معنای انصراف از دنیا و آخرت است.» آن مرد مؤمن در پاسخ گفتند: «تو برای خاطر خدا بیا برو مشهد، کنار پدرت بمان؛ خدا دنیا و آخرت تو را از قم برمیدارد می‌آورد مشهد.» این جمله چنان در دل ایشان اثر گذاشت که منقلب شدند و تصمیم نهایی را گرفتند. هنگام خداحافظی با استاد خود آیت‌الله حائری، ایشان مخالفت کردند، اما به دلیل کسب رضایت پدر، امام شهید به مشهد بازگشتند و سال‌ها در درس آیت‌الله میلانی حاضر شدند.
مشروح ماجرا را اینجا بخوانید.
undefined ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: undefined تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
undefined @psri_ir
undefined۶

۲K

۸:۱۱

۱۸ تیر
thumbnail
#روایتundefinedشهر محبوب امام شهید سیدعلی خامنه‌ای
undefinedمشهد در سال‌های حکومت پهلوی، تنها شهر زیارت نبود؛ میدان تقابل دیانت، استبداد و نفوذ بیگانگان بود. آیت‌الله سیدجواد خامنه‌ای، پدر رهبر شهید، با مرزبندی آشکار با حکومت، هیچ‌گاه در مراسم رسمی رژیم شرکت نکرد و حتی در ماجرای قیام گوهرشاد نیز تنها به‌واسطه تدبیر اطرافیان از دستگیری نجات یافت. هم‌زمان، سیاست‌های رضاشاه مدارس علمیه را تضعیف کرد و اشغال مشهد توسط ارتش شوروی، نفوذ بیگانگان را تا جایی پیش برد که حتی تعیین نمایندگان مجلس نیز بدون نظر آنان ممکن نبود.
undefinedرهبر شهید انقلاب در همین فضای پرالتهاب مشهد رشد یافت. علاقه به مهاجرت علمی به قم یا نجف منجر به هجرت‌های کوتاه شد اما ایشان بیش از همه در مشهد بود که از محضر اساتید بزرگ حوزه بهره برد. هم‌زمان، نهضت ملی شدن نفت، کودتای ۲۸ مرداد و حضور شهید نواب صفوی، روحیه مبارزه را در نسل جوان شعله‌ور کرد و حضور در نزد استادانی چون شیخ هاشم قزوینی که با اعتراض صریح خود، چراغ مقاومت را روشن نگه داشته بودند.
undefinedبازگشت از قم به مشهد برای رسیدگی به پدر، نقطه عطفی در زندگی رهبر شهید انقلاب شد؛ تصمیمی که آن را معامله‌ای با خدا می‌دانستند و منشأ توفیقات فراوان شد. ایشان در مشهد با طلاب، دانشجویان و نیروهای انقلابی شبکه‌سازی کرد و با اقداماتی چون انتشار آثار فکری و ارسال تلگراف‌های اعتراضی پس از شهادت سیدمصطفی خمینی، مبارزه را گسترش داد. میزان فعالیت ایشان در مشهد، باعث شد ساواک او را خمینی مشهد بداند و برخی از بزرگترین تجمعات و اقدامات انقلابی، در مشهد و با محوریت او رخ دهد، اقداماتی که مسبب دعوت او به شورای انقلاب به دستور امام شد.
undefinedشهید آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای مشهد را بسیار دوست داشتند،‌ اما برای اجابت دعوت امام خمینی و ضرورت‌های تأسیس حکومت اسلامی، ناگزیر به مهاجرت از مشهد به تهران شدند، اقدامی که مرحله به مرحله حضور ایشان در تهران را تثبیت کرد. اما همواره آن شوق باقی بود. یکبار در این خصوص این سالهای دوری گفته بودند: «هیچ وقت براى من شیرین‌تر و مغتنم‌تر از آن اوقاتى نبوده که در مشهد و در جوار آن بارگاه بودم، در هیچ شرایطى آن لذت معنوى و روحى را من احساس نکردم.» و بار دیگر تأکید کرده بودند: «محبوب‌ترین جای دنیا به نظر من مشهد است.»
undefinedاو حتی گاه این شوق را به نظم آورده بود:دیری است زاشیانه جدا مانده‌ای «امین»غربت بس است رو سوی آن کوی و بام کن
و آنجا که آمد و شد خیل ملائک استکنجی گزین و تا به قیامت مُقام کن

ماجرای خاطرات و مبارزات مشهد امام شهید را اینجا بخوانید.
undefined ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: undefined تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
undefined @psri_ir
undefined۸
undefined۱

۲.۴K

۶:۴۱

۲۱ تیر
thumbnail
#روایتundefinedبازخوانی تاریخی تشییع آیت‌الله بروجردی
undefinedنوروز ۱۳۴۰ با رحلت حضرت آیت‌الله العظمی سیدحسین بروجردی به عزایی عمومی تبدیل شد. در روزهای نخست سال، خبر وخامت حال ایشان بازارها را نیمه‌تعطیل کرد و پس از انتشار خبر بهبود نسبی، مردم به شکرانه آن شیرینی و شربت پخش کردند، اما این شادی تنها یک روز دوام آورد. آیت‌الله بروجردی پس از دو سکته قلبی، صبح دهم فروردین رحلت کردند و خبر از طریق رادیو به سرعت در کشور و جهان منتشر شد. سراسر ایران تعطیل شد، مجلس شورای ملی و مجلس سنا جلسات خود را تعطیل کردند و مجالس سوگواری در همه‌جا برپا شد.
undefinedمرجعیت عامه آیت‌الله بروجردی باعث شد عزای ایشان به مصیبتی برای همه اقشار جامعه تبدیل شود. با انتشار خبر رحلت، قم یکپارچه تعطیل شد و مردم از شهرهای مختلف راهی این شهر شدند. خبرنگاران داخلی و خارجی نیز برای پوشش این مراسم در قم حضور یافتند. حدود ۲۰۰ هزار نفر در تشییع شرکت کردند و مسیر کمتر از ۵۰۰ متری منزل تا حرم، به دلیل ازدحام جمعیت، نزدیک دو ساعت طول کشید. فشار جمعیت چوب‌های عماری را شکست و عمامه آیت‌الله برای تبرک میان مردم تقسیم شد. عزاداری‌ها نیز تا چهل روز ادامه یافت.
undefinedدسته‌های عزاداری از شهرهای مختلف ایران به قم آمدند و در کنار مردم، مقامات رژیم پهلوی نیز در مراسم حاضر شدند؛ هرچند دربار هم‌زمان با ارسال تلگراف تسلیت به آیت‌الله حکیم، در پی انتقال مرجعیت شیعه به خارج از ایران بود. در کشورهای مختلف نیز مراسم سوگواری برگزار شد، ناقوس کلیساها به صدا درآمد و پرچم سفارتخانه‌های بزرگ در تهران نیمه‌افراشته شد. این تشییع تاریخی نشان داد سیاست‌های دین‌زدایی رضاشاه نتوانسته پیوند مردم با مرجعیت را از میان ببرد و قدرت اجتماعی حوزه و روحانیت همچنان پابرجاست؛ ظرفیتی که بعدها زمینه‌ساز تحولات بزرگ دهه‌های بعد شد.
شرح این روایت را اینجا بخوانید.
undefined ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: undefined تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
undefined @psri_ir
undefined۵
undefined۲

۱.۹K

۷:۴۱

thumbnail
#روایتundefined کشتاری برای دور نگه داشتن زنان از حضور اجتماعی روایت اسناد آمریکایی از سرکوب قیام مسجد گوهرشاد مشهد
undefined۲۱ تیر ۱۳۱۴، مسجد گوهرشاد مشهد شاهد یکی از خونین‌ترین وقایع تاریخ معاصر ایران بود. جرقه‌های این تقابل تاریخی زمانی زده شد که در پی صدور فرمان اجباری شدن استفاده از کلاه‌شاپو (کلاه‌فرنگی) برای مردان و افزایش فشارها برای تغییر لباس سنتی و کشف حجاب، آیت‌الله سید حسین طباطبایی قمی، از مراجع وقت مشهد، برای رساندن اعتراض مردم به تهران سفر کرد، اما بلافاصله با دستور حکومت در باغ سراج‌الملک (شهرری) محصور شد. انتشار خبر حصر این مرجع تقلید، فضای ملتهب شهر را به انفجار کشاند و به تحصن گسترده مردم در صحن‌های حرم مطهر رضوی و مسجد گوهرشاد انجامید.
undefinedحکومت پهلوی که هیچ‌گونه مقاومت مدنی و مذهبی را برنمی‌تابید، پس از چند روز محاصره، سرانجام در نیمه‌شب ۲۱ تیرماه با اعزام نیروهای لشکر شرق به فرماندهی سرلشکر ایرج مطبوعی و با دستور مستقیم رضاشاه، حریم امن حرم را شکست و متحصنان را به شکلی بی‌رحمانه به گلوله بست. «ویلیام اچ. هورنی‌بروک»، وزیر مختار وقت ایالات متحده در ایران، در گزارش‌های محرمانه خود ابعاد این فاجعه را روایت کرده است.
undefinedهورنی بروک گزارش می‌دهد: «هیچ‌یک از اصلاحات دوران رضاشاه به‌اندازه پیشنهاد کشف حجاب با احساس اضطراب و انزجار علنی از رژیم همراه نبوده است.» او همچنین از سانسور شدید خبری پس از قیام می‌نویسد: «تا به امروز که اعلامیه وزارت داخله ایران شایعات را تأیید کرد، سانسور شدید مانع از تأیید اخبار واصله بود. شورشی که می‌گفتند در تبریز صورت گرفته، درواقع در روز هشتم ژوئیه در مشهد رخ داده است.»
undefinedبر اساس گزارش محرمانه کنسول بریتانیا در مشهد که در اختیار هورنی بروک قرار گرفته، «مقامات نظامی یکصد و بیست و هشت کشته را در گودال‌هایی دفن کرده‌اند. شمار مجروحین هم از دویست یا سیصد نفر کمتر نیست. هم‌اینک پانصد و چهار نفر در سربازخانه‌ها محبوس هستند که از این تعداد دویست نفرشان مجروحند. در زندان‌های غیرنظامی نیز سیصد و یازده نفر محبوسند که از این تعداد بیست و هشت نفرشان مجروح هستند. هر روز محبوسین سربازخانه‌ها را در گروه‌های سی نفره به فلک می‌بندند.»
undefined اجرای رسمی سیاست کشف حجاب با توسل به زور و سرنیزه، نه‌تنها به رهایی زنان کمکی نکرد، بلکه موجب شد بخش عمده‌ای از زنان فعال و متدین جامعه ناگزیر به خانه‌نشینی شوند و از عرصه فعالیت‌های اجتماعی و آموزشی محروم گردند. این مدل از «توسعه آمرانه» که بدون در نظر گرفتن فرهنگ بومی ایران به اجرا درآمد، با ایجاد شکافی عمیق میان حاکمیت و جامعه، عملاً موجب تأخیر در روند پیشرفت واقعی و متوازن کشور شد.
مشروح این روایت را اینجا بخوانید.
undefined ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: undefined تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
undefined @psri_ir
undefined۷
undefined۱

۲.۲K

۱۴:۴۹

۲۲ تیر
thumbnail
#سندundefined بهائیان: شاه و پدرش بهایی هستند
undefined۱۳ تیرماه ۱۳۴۷، ساواک گزارشی محرمانه از جلسه بهاییان شیراز ثبت کرد که در آن فردی به نام سرکار سرهنگ صادقی، با صراحت اعلام می‌کند: «من می‌دانم که شاهنشاه آریامهر و پدرشان بهایی می‌باشند، در این مورد مدارکی داریم.»
undefinedهرچند مدارک مورد اشاره او که می‌گوید بهائیان در دست دارند، در دسترس ما نیست تا ارزیابی کنیم، اما با توجه به میزان رشد و نفوذ بهاییت در دوران پهلوی اول و دوم، این ادعا قابل تأمل می‌شود.
undefinedبهاییان در آن دوره چنان نفوذی یافته بودند که آن را دوران «استقرار حکومت عادله» می‌خواندند و حضور پررنگ آنان در دستگاه‌های حکومتی و نزدیکی به دربار، این ظن را تقویت می‌کند که سند مذکور، خبر از واقعیت داشته باشد.
متن سند را اینجا بخوانید.
undefined ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: undefined تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
undefined @psri_ir
undefined۶
undefined۱

۲.۲K

۱۲:۲۰

۲۳ تیر
thumbnail
#روایتundefined وقتی شاه از تحقیر آمریکا خسته شد
undefined ۲۶ تیرماه ۱۳۴۵، محمدرضا پهلوی در یک ملاقات سه‌ساعته با کرمیت روزولت، طراح اصلی کودتای ۲۸ مرداد، سفره دل باز کرد و از بی‌توجهی دولتمردان آمریکایی به خواسته‌هایش به‌شدت گلایه کرد. شاه در اوج استیصال به فرستاده آمریکا گفت: «از این‌که با من مثل بچه‌مدرسه‌ای‌ها رفتار می‌شود خسته شده‌ام.» شکایتی که خود دلیل علت این رفتار و عمق وابستگی‌ای بود که در طول بیش از دو دهه، مناسبات تهران-واشنگتن را رقم زده بود.
undefined این وابستگی با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، شکلی افراطی یافته بود. در آن رویداد، کرمیت روزولت به‌عنوان مأمور سیا، عملیات «آژاکس» را برای سرنگونی دولت مصدق و بازگرداندن شاه به قدرت هدایت کرد. روزولت در خاطراتش از قول شاه نقل می‌کند: «من تاج‌وتختم را مدیون خدا، ملتم، ارتشم و شما هستم.» عبارتی تلخ و صریح به وابستگی وجودی شاه به قدرت خارجی بود.
undefinedسیزده سال بعد، شاه از «بی‌تفاوتی دوستان آمریکایی‌اش» گلایه داشت و معتقد بود که «این یک خیابان یک‌طرفه بوده است». او به مشارکت ایران در ویتنام جنوبی، به‌رسمیت‌شناسی و کمک به اسرائیل اشاره کرد و گفت آمریکا قدردان این اقدامات نیست.
undefinedحتی وقتی شاه فکر کرد می‌تواند از معادلات جنگ سرد استفاده کند و برای تحت فشار قرار دادن آمریکا، تهدید کرد که این تسلیحات را از رقیب اصلی آن، یعنی شوروی، خریداری خواهد کرد، باز هم جدی گرفته نشد. والت روستو، مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهور، در یادداشتی محرمانه به جانسون نوشت: «این ممکن است برای ما خوب باشد که شاهد کمی سستی در روابط‌مان با شاه باشیم» و توضیح داده بود به نظر او این گلایه جای نگرانی ندارد. این واکنش سرد، دقیقاً همان چیزی بود که شاه را به یأس کشانده بود.
مشروح ماجرا را اینجا بخوانید.
undefined شرح عکس: زبان بدن محمدرضا پهلوی در روزهای آغاز پادشاهی کنار فرانکلین روزولت رییس جمهور آمریکا، گویای نوع رابطه است. کرمیت روزولت از عموزادگان فرانکلین روزولت بود.
undefined ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: undefined تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
undefined @psri_ir
undefined۸
undefined۲

۱.۳K

۱۴:۴۴

۲۴ تیر
thumbnail
#روایتundefined فرار شاه از کودتا در کشور همسایه!
undefined۲۴ تیرماه ۱۳۳۷، کودتای نظامی در عراق چنان وحشتی در محمدرضا پهلوی ایجاد کرد که از بازگشت به ایران تا روشن شدن بازتاب کودتا در تهران، امتناع ورزید. در ۲۳ تیر که رهبران ایران، پاکستان و ترکیه در استانبول منتظر نوری سعید و ملک فیصل دوم بودند، گروهی از افسران آزاد عراقی به رهبری ژنرال عبدالکریم قاسم و سرهنگ عبدالسلام عارف، کودتا کردند و نظام پادشاهی ۳۷ ساله عراق را سرنگون ساختند.
undefinedکودتاچیان پس از تصرف رادیو و فرودگاه بغداد، به کاخ سلطنتی یورش بردند و ملک فیصل دوم (پادشاه ۲۳ ساله) و اعضای خانواده‌اش را به قتل رساندند. اجساد نوری سعید (نخست‌وزیر ۱۴ دوره‌ای) و ولیعهد را طناب‌پیچ کرده در خیابان‌ها گرداندند، سپس به دار آویختند و پس از مثله کردن، آتش زده به دجله انداختند. این صحنه‌های وحشیانه، تصویری از سرنوشت سلطنت‌های وابسته را در ذهن شاه مجسم کرد.
undefinedشاه که از سرنگونی نظام پادشاهی در کشور همسایه به شدت هراسان شده بود، نگران بود که انقلاب خونین عراق به عنوان الگویی برای مخالفان رژیم خودش قرار گیرد. او چندین روز در استانبول ماند تا مطمئن شود حوادث عراق واکنشی در ایران ایجاد نکرده است و آنگاه به کاخش در تهران که با تانک محافظت می‌شد مراجعت کرد. رادیو بغداد علیه رژیم‌های ستمگر منطقه شعار می‌داد و این تبلیغات موجی از انزجار نسبت به دربار پهلوی در کشور به وجود آورده بود.
undefinedکودتای عراق در آن زمان بزرگ‌ترین حادثه منطقه تلقی می‌شد و هم غرب و هم محمدرضا را به وحشت انداخت. از همان زمان، تیرگی روابط رژیم محمدرضا و جمهوری عراق آغاز شد. از نخستین اقدامات حکومت کودتا، اعلام خروج عراق از پیمان بغداد و امضای قرارداد خرید اسلحه از شوروی بود. ظهور ناوگان شوروی در دهانه شط‌العرب که برای رژیم جدید عراق سلاح حمل می‌کرد، بیش از پیش بر نگرانی شاه افزود.
undefinedکودتای عراق از آن روی برای محمدرضا پهلوی اهمیت داشت که به‌سان زنگ‌خطری بزرگ برای هستی و آینده رژیم حاکم بر ایران جلوه می‌داد و او را به شدت نگران الگو گرفتن از آن کرده بود.
مشروح ماجرا را اینجا بخوانید.
undefined دیدار ملک فیصل دوم با محمدرضا پهلوی ۲۶ مهر ۱۳۳۶، ۹ماه قبل از کودتا
undefined ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: undefined تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
undefined @psri_ir
undefined۵
undefined۳

۱.۸K

۱۳:۴۲

۲۷ تیر
thumbnail
#روایتundefined طراحی ترور در خانه خواهر شاه
undefinedهجدهم سپتامبر ۱۹۷۸، مجله پرمخاطب آمریکایی نیویورک مقاله‌ای با این تیتر منتشر کرد: «مأموران ساواک با مصونیت از مجازات در آمریکا فعالیت می‌کنند و مخالفان ایرانی و منتقدان رژیم را زیر نظر دارند و آزار می‌دهند.» این گزارش که بر پایه اسناد اف‌بی‌آی، مدارک وزارت خارجه آمریکا و مصاحبه با مأموران سابق ساواک تنظیم شده بود، پرده از یکی از بزرگ‌ترین رسوایی‌های اطلاعاتی دوران جنگ سرد برداشت. بر اساس این اسناد، پلیس مخفی شاه ایران با آگاهی و همکاری سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا در خاک ایالات متحده به جاسوسی، آزار و حتی طراحی نقشه برای ترور شهروندان آمریکایی مشغول بوده است.
undefined در روزهای پایانی تیرماه ۱۳۵۶، خبرگزاری پارس در بولتن محرمانه خود از نقشه ترور یک شهروند آمریکایی در خانه اشرف پهلوی، خواهر شاه، خبر داد. یک روزنامه‌نگار ایرانی که نشریه مستقلی در واشنگتن منتشر می‌کرد، هدف این ترور بود. این نشریه به نقد سرسختانه رژیم شاه می‌پرداخت و اخبار مربوط به سرکوب مخالفان را به افکار عمومی آمریکا می‌رساند.
undefinedفعالیت‌های او چنان تهدیدآمیز تلقی می‌شد که خود شاه شخصاً از ریچارد هلمز، سفیر وقت آمریکا در تهران، درخواست کرد راهی برای تعطیل کردن این روزنامه بیابد. اما منتفی شدن این راه، به فکر حذف فیزیکی او افتاد. مدارک نشان می‌دهد که جلسه‌ای محرمانه در خانه اشرف پهلوی برگزار شد و موضوع اصلی آن بررسی و برنامه‌ریزی برای ترور این روزنامه‌نگار بوده است.
undefinedدر پی این خبرسازی، اف‌بی‌آی سندی منتشر کرد که به‌صراحت اعلام می‌کرد: «منصور رفیع‌زاده، نماینده اصلی ساواک در ایالات متحده و رابط خارجی دفتر اف‌بی‌آی نیویورک است.» این تأیید رسمی به‌معنای آن بود که رئیس ساواک در آمریکا و همان فردی که در خانه خواهر شاه برای ترور یک شهروند آمریکایی برنامه‌ریزی می‌کرد، به‌عنوان منبع رسمی ارتباط اطلاعاتی دفتر اف‌بی‌آی نیز شناخته می‌شده است.
undefined نیویورک تایمز نیز این ماجرا را پوشش داد و تأیید کرد که فعالیت پلیس مخفی ایران در ایالات متحده و رابطه اطلاعاتی اف‌بی‌آی با ساواک به‌طور رسمی اثبات شده است.
undefinedساواک فعالیت خود را به دانشگاه‌های آمریکا نیز کشانده بود. شاه در مصاحبه با مایک والاس در برنامه ۶۰ دقیقه گفته بود که ساواک قصد دارد «چشم پدرانه‌ای» بر دانشجویان ایرانی در آمریکا داشته باشد. اما این چشم پدرانه چیزی جز جاسوسی گسترده و آزار روانی نبود. مامورانی که برخی به عنوان گارسون رستوران یا کارمند سفارت فعالیت می‌کردند. هرچند این اقدامات ساواک نه تنها شاه را نجات نداد، بلکه سقوط او را تسریع کرد.
مشروح ماجرا را اینجا بخوانید.
undefined ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: undefined تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
undefined @psri_ir
undefined۴

۱.۹K

۱۷:۱۰

۲۹ تیر
thumbnail
#روایتundefined عملیات کانتیننس برای تصاحب نفت ایران
undefined۳۱ تیر ۱۳۲۰، آنتونی ایدن، وزیر خارجه بریتانیا، در یادداشتی محرمانه فاش کرد که انگیزه اصلی اشغال ایران، ترس از دست دادن کنترل بر منابع نفتی و نیاز به کریدور تدارکاتی برای پشتیبانی از جبهه شرقی است، نه «حضور کارشناسان آلمانی» که بهانه‌ای رسمی برای این اقدام بود.
undefinedنفت ایران از ابتدای قرن بیستم، نقشی محوری در راهبرد امپریالیستی بریتانیا ایفا کرد. در سال ۱۹۰۱، ویلیام ناکس دارسی امتیاز نفت جنوب ایران را دریافت کرد و در سال ۱۹۰۹، شرکت نفت ایران و انگلیس تأسیس شد. در سال ۱۹۱۴، دولت بریتانیا با خرید ۵۱ درصد از سهام این شرکت، عملاً کنترل آن را به‌دست گرفت. تا سال ۱۹۴۰، ایران سالانه بیش از هشت میلیون تن نفت تولید می‌کرد که بخش اعظم آن برای تأمین نیازهای جنگی بریتانیا حیاتی بود.
undefinedبا حمله آلمان به شوروی در خرداد ۱۳۲۰، مسیرهای سنتی تأمین کمک به شوروی بسته شد و تنها راه ممکن، مسیر زمینی از طریق ایران بود. این مسیر که به «کریدور فارسی» معروف شد، از بنادر خلیج‌فارس آغاز و از طریق راه‌آهن سراسری به شوروی می‌رسید. در طول جنگ، بیش از ۴ میلیون تن محموله کمک‌های جنگی از این مسیر منتقل شد.
undefinedبهانه رسمی بریتانیا و شوروی، «حضور گسترده کارشناسان آلمانی» در ایران بود. اما اسناد تاریخی نشان می‌دهند تعداد آن‌ها کمتر از هزار نفر بود و عمدتاً در پروژه‌های عمرانی غیرنظامی مشغول بودند. یرواند آبراهامیان می‌نویسد: «تعداد آلمانی‌های مقیم ایران در آستانه اشغال، کمتر از هزار نفر بود که اغلب آن‌ها مهندس، تکنسین و بازرگان بودند و هیچ نقش نظامی مؤثری نداشتند.» حتی خود ایدن نیز اذعان می‌کند که ادعاها بر اساس یک نامه شخصی بود که توسط اطلاعات بریتانیا رهگیری شده بود.
undefinedدر ۳ شهریور ۱۳۲۰، نیروهای بریتانیا و شوروی عملیات «کانتیننس» را برای اشغال ایران آغاز کردند. این عملیات با مقاومت جدی ارتش ایران مواجه نشد و در ۲۵ شهریور، رضاشاه تحت فشار متفقین، مجبور به کناره‌گیری از سلطنت شد. نشریه اسپکتیتور در گزارش خود از سخنرانی ایدن در مجلس عوام نوشت: «او وانمود نکرد که تهاجم ما به ایران چیزی غیر از یک عملیات خشن جنگی بوده است.» اشغال ۱۳۲۰ را می‌توان نقطه‌عطفی در تاریخ روابط ایران و بریتانیا دانست که در آن، بریتانیا با بهانه‌های جنگی، سلطه خود را بر مهم‌ترین منبع ثروت ایران تثبیت کرد.
مشروح ماجرا را اینجا بخوانید.
undefined ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: undefined تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
undefined @psri_ir

۱.۱K

۷:۰۸

۳۰ تیر
thumbnail
#روایتundefined قدرت وحدت در برابر توطئه انگلیسی
undefinedبیست‌وپنجم تیر ۱۳۳۱، دکتر محمد مصدق به دلیل اختلاف با شاه بر سر وزارت جنگ استعفا کرد. شاه بی‌درنگ احمد قوام، سیاستمدار کهنه‌کار، را مأمور تشکیل کابینه کرد. قوام با انتشار اعلامیه‌ای با جمله معروف «کشتیبان را سیاستی دگر آمد»، هشدار داد که «دوره عصیان سپری شده» و با مخالفان به شدت برخورد خواهد کرد. این لحن تهدیدآمیز، جامعه را ملتهب کرد و مردم از همان ساعات نخست دست به اعتراض و اعتصاب زدند.
undefinedمهم‌ترین واکنش از سوی آیت‌الله سیدابوالقاسم کاشانی صورت گرفت. او در بیست‌وهشتم تیر با صدور اعلامیه‌ای، قوام را فردی وابسته به استعمار دانست و از مردم خواست برای دفاع از استقلال کشور آماده شوند. شاه برای تطمیع کاشانی، حسین علا و سپس حسن ارسنجانی را نزد او فرستاد، اما کاشانی با پاسخ کوبنده، هر دو را از خانه بیرون راند و روز بعد اعلام کرد: «به خدای لایزال اگر قوام نرود، اعلام جهاد می‌کنم و خود کفن پوشیده با ملت در پیکار شرکت خواهم نمود.»
undefinedصبح ۳۰ تیر، تهران وضع یک شهر اشغال شده را داشت. تانک‌ها در خیابان‌ها مستقر شدند و نیروهای نظامی منزل آیت‌الله کاشانی را محاصره کرده بودند. مغازه‌ها، کارخانه‌ها و ادارات تعطیل شدند. تظاهرات از دانشگاه تهران آغاز شد و گروه‌های مختلف از هر طبقه و صنفی با هماهنگی قابل‌ستایشی به خیابان‌ها ریختند و به سوی میدان بهارستان حرکت کردند.
undefinedدولت قوام تصمیم خود را گرفته بود. نیروهای نظامی ابتدا با باتوم و سرنیزه کوشیدند جمعیت را متفرق کنند، اما هنگامی که موج مردم متوقف نشد، به دستور مستقیم فرماندار نظامی تهران بر روی مردم آتش گشودند. حدود ۸۰۰ نفر زخمی یا کشته شدند. در برخی نقاط، سربازان از تیراندازی خودداری کردند و حتی در یک مورد، مردم و سربازان یکدیگر را در آغوش گرفتند و بوسیدند. سرکوب تنها به تهران محدود نشد و مردم کفن‌پوشی که از شهرهای دیگر به سوی تهران می‌آمدند، در منطقه «کاروانسرا سنگی» به گلوله بسته شدند.
undefinedبا گذشت ساعت‌ها، دولت قوام دریافت که بحران از کنترل خارج شده است. گزارش‌های پی‌درپی از اعتصاب شهرهای مختلف و گسترش اعتراض‌ها، شاه را با واقعیتی تازه روبه‌رو کرد. سرانجام ساعت هفت بعدازظهر، قوام مجبور به استعفا شد و از تهران فرار کرد. شاه مصدق را نزد خود فرا خواند و ضمن پذیرش نخست‌وزیری او، وزارت جنگ را نیز به وی واگذار کرد.
مشروح ماجرا را اینجا بخوانید.
undefined ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: undefined تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
undefined @psri_ir

۵۸۹

۰:۳۹