در این سخن، پیامبر #اخلاق را از درون انسان آغاز میکند؛ از مهار خشم، بینیازی از مردم و پاکی نیت. زیرا پیش از آنکه انسان در عمل به دیگران نیکی کند، باید در دل خیرخواه آنان باشد.
مهارتهای زندگی در آیینه قرآن
کانالِ قرآنپویان تدبر در قرآن ،تفقه در دين ┏━━
۲۱
۱۴:۲۶
┄═❁
۱۷
۱:۱۷
#دعاهای_روزانه

إلٰهِى هَذِهِ أَزِمَّةُ نَفْسِى عَقَلْتُها بِعِقَالِ مَشِيَّتِكَ، وَهٰذِهِ أَعْبَاءُ ذُنُوبِى دَرَأْتُها بِعَفْوِكَ وَرَحْمَتِكَ، وَهَذِهِ أَهْوَائِىَ الْمُضِلَّةُ وَكَلْتُها إِلَىٰ جَنَابِ لُطْفِكَ وَرَأْفَتِكَ؛
خدای من، این مهار نفس من است که به پایبند مشیتت بستم و این بارهای سنگین گناهان من است که به پیشگاه گذشت و رحمتت انداختم و این هوسهای گمراهکنندهی من است که به درگاه لطف و مهرت واگذاشتم؛
دعای صباح امیرالمومنین
کانال قرآن پویان┄═❁
❈
❈
❁═┄
@quranpuyan
کانال قرآن پویان┄═❁
@quranpuyan
۴۱
۱:۲۲
༻
۹
۱:۲۳
184-anfal-ar-parhizgar.mp3
۰۲:۵۰-۱.۱ مگابایت
۹
۱:۲۳
4_6048666171681539558.mp3
۰۷:۵۱-۹ مگابایت
۹
۱:۲۳
#گزیده_نڪات_تفسیرے #صفحه_184
#عوامل_حياتومرگ_ملتها
كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذَّبُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ فَأَهْلَكْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ أَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ وَ كُلٌّ كانُوا ظالِمِينَ
(راه و روش این کافران،) مانند راه و روش فرعونیان و پیشینیان آنان (است که) آیات و نشانههای پروردگارشان را دروغ شمردند، و ما (نیز) آنان را به سزای گناهانشان هلاک کردیم و فرعونیان را غرق کردیم. (آری،) همگی ستمکار بودند.أنفال - ۵۴

تاريخ، اقوام و ملتهای گوناگونی را به ما نشان میدهد: گروهی را كه آخرين مراحل ترقی را به سرعت طی كردند و گروهی را كه به پائينترين مرحله انحطاط رسيدند، گروه سومی كه يك روز پراكنده و وامانده و شكستخورده بودند، اما روز ديگر نيرومند و سربلند شدند، گروه چهارمی كه به عكس از عالیترين مرحله افتخار به قعر دره ذلت و خواری سقوط كردند.

بسيارند كسانی كه از برابر صحنههای مختلف تاريخ به آسانی میگذرند بدون اينكه كمترين انديشهای در آن كنند، و نيز بسيارند كسانی كه به جای بررسی علل و عوامل اصلی و زيربنايی حيات و مرگ ملتها، گناه را به گردن عوامل كم اهميت كه نقش اساسی را به عهده ندارند و يا عوامل موهوم و خرافی و خيالی میاندازند.بسياری تمام علت بدبختی خود را به بيگانگان و سياستهای مخرب آنها نسبت میدهند و عدهای همه اين حوادث را مولود گردش موافق و مخالف افلاك میپندارند سرانجام عدهای دست به دامن قضا و قدر- به مفهوم تحريف يافتهاش- و يا شانس و طالع و اقبال میزنند و همه حوادث تلخ و شيرين را از اين طريق توجيه میكنند.
همه اينها برای اين است كه از درك علل واقعی وحشت دارند.
قرآن در آيات فوق انگشت روی نقطه اصلی" دردها" و" درمانها" و عوامل پيروزی و شكست گذارده، و میگويد: برای يافتن عامل اصلی لازم نيست آسمانها و زمينها را جستجو كنيد و يا به دنبال عوامل موهوم و پنداری راه بيفتيد بلكه كافی است تنها در وجود، در فكر و روحيه و اخلاق خود، و در نظامات اجتماعی خودتان جستجو كنيد، هر چه هست در اينجا است!.

ملتهايی كه فكر و انديشه خود را به كار انداختند، دست اتحاد و برادری بهم دادند، سعی و تلاش و اراده و تصميم نيرومند داشتند، و به هنگام لزوم، جانبازی و فداكاری كردند و قربانی دادند، به طور قطع پيروز شدند، اما هنگامی كه ركود و سستی و تنبلی جای سعی و كوشش را گرفت، غفلت و بيخبری به جای آگاهی و ترديد، و دودلی به جای تصميم، محافظه كاری به جای شهامت، نفاق و تفرقه به جای اتحاد، تنپروری و خودخواهی به جای فداكاری، و تظاهر و رياكاری به جای اخلاص و ايمان نشست، سقوط و نكبت آغاز شد.
تفسیر نمونه
༻

༺
@quranpuyan
༻
۱۰
۱:۲۴
#گزیده_نڪات_تفسیرے #صفحه_184
#پيمانشكنی، بیتقوايی است
الَّذِينَ عاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَ هُمْ لا يَتَّقُونَ (۵۶/انفال)
(بدترين جنبندگان نزد خداوند،) آنانند كه از ايشان پيمان گرفتهای، سپس پيمان خود را در هر بار میشكنند و (در وفاداری وحفظ پيمان،) اهل تقوا و پروا نيستند.
رهبر مسلمانان میتواند با كفّار پيمان ببندد. «عاهَدْتَ مِنْهُمْ» چنانكه پيامبر صلی الله عليه و آله پيمانهای متعدّدی با كفّار میبست، هرچند بعضی از آنان متعهّد نباشند.«يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ»
پيمان شكنی دليل بر پيمان نبستن مجدّد نيست. «يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ»
پيمانشكنی، با انسانيّت سازگار نيست. شَرَّ الدَّوَابِ ... يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ
كفر، زمينهی پيمانشكنی است. الَّذِينَ كَفَرُوا ... يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ
پيمانشكنی، بیتقوايی است. يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ ... وَ هُمْ لا يَتَّقُونَ
بيشترين خطر از سوی كسانی است كه پيمان شكنی شيوه و خصلت آنان شده و از آن پروايی ندارند. يَنْقُضُونَ ... فِي كُلِّ مَرَّةٍ ... لا يَتَّقُونَ
تفسیر نور
༻

༺
@quranpuyan
༻
۱۴
۱:۲۴
❁﷽❁ #زندگی_قرآنی
شماره 601
سوره #انعام 76
️انسان در زمانيكه مشغول #تحقيق و #تفكر براي شناخت #حق از #باطل ميباشد، #مصداق_كافر و مشمول #مواخذه_نيست.
فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ «76» انعام پس چون شب بر او پرده افكند ستارهاى ديد، گفت: اين پروردگار من است. پس چون غروب كرد، گفت: من زوال پذيران را دوست ندارم.
سئوال:چطور مى توان باور كرد كه ابراهيم (عليه السلام ) كراتى از اجرام فلكى را مدبر و رب خود فرض كند و آنگاه در آن بحث نموده به اشتباه خود پى برده باشد، و حال آنكه ابراهيم از پيغمبران بزرگ است.
جواب اين سؤ ال اين است كه :
آرى، از ظاهر اين فرض كردن و سپس در آن فرض خدشه نمودن، همين معنا استفاده مى شود، چون طبعا #علم به نتيجه برهان پس از اقامه برهان پيدا مى شود. ليكن اين معنا به مقام نبوت ابراهيم (عليه السلام ) ضررى نمى زند. براى اينكه اين داستان مربوط به سرگذشت دوران كودكى ابراهيم (ع) است، و معلوم است كه در چنين دورانى دل آدمى نسبت به مساله #توحيد و ساير معارف اعتقادى، مانند صفحه سفيد و خالى از نقش و نوشتهاى از هر نقش مخالفى خالى و فارغ است،
و آدمى هر كه باشد در اين دوران وقتى شروع به كسب #معارف مى كند، ناچار چيزهايى را اثبات و چيزهاى ديگرى را انكار مى كند تا آنكه سرانجام به عقايد صحيح مى رسد، و چنين كسى در اين نفى و اثباتها و افكار پريشانى كه دارد مورد مؤ اخذه قرار نمى گيرد، براى اينكه هيچ انسانى در بين دو مرحله ابتداى تميز و مرحله رسيدن به معرفت كامل و علم به حق خالى از چنين افكارى نيست، و هر انسانى را كه فرض كنيم، چنين روزهايى را در زندگى خود دارد، چرا كه اگر نميداشت و لحظاتى را كه در آن لحظات از قصور جهل به مرحله علم به عقايد حقه مى رسد به خود نمى ديد عقلش او را مكلف به بحث و نظر در عقايد نمى كرد، و حال آنكه وجوب بحث و كنجكاوى در عقايد و تحصيل اعتقاد صحيح از ضروريات عقلى است.
و اگر در قرآن كريم افرادى از بشر مانند مسيح و يحيى (عليهماالسلام ) را مى بينيم كه قبل از رسيدن به چنين دورانى و بدون احتياج به نفى و اثبات، عقايد حقه را دارا بوده اند، در حقيقت افرادى خارق العاده و استثناء از اين سنت عمومى بوده اند، و وجود اين افراد استثنايى باعث نمى شود كه بگوييم هر انسانى اينطور است، يا هر پيغمبرى اينگونه آفريده شده است

خلاصه اينكه : انسان از همان روزهاى اول كه جان در كالبدش دميده مى شود، واجد شرايط تكليف به كسب عقايد حق و انجام اعمال صالح نيست، بلكه اين استعداد و دارا بودن شرايط تكليف به طور تدريج در وى پديد مى آيد.
پس اگر بگوييم به طور كلى زندگى بشر به دو مرحله تقسيم مى شود:
يكى مرحله قبل از #بلوغ كه واجد صلاحيت #عقايد صحيح نيست و
ديگرى مرحله بعد از آن كه داراى چنين صلاحيتى مى شود، درست گفته ايم. وقتى معلوم شد كه اين حكم كلى ما صحيح است، قهرا بايد قبول كرد كه بين اين دو مرحله لحظاتى فاصله است كه در آن لحظات #عقل آدمى او را مكلف مى كند كه با هدايت فطرتش و از طريق #استدلال، اعتقادات صحيح را تحصيل نمايد، يعنى به او اجازه مى دهد كه يكبار خود را و ساير موجودات جهان را بدون پروردگار فرض نموده، و بار ديگر داراى صانعى يگانه دانسته و در بار سوم شريكى براى آن صانع فرض نموده، آنگاه نيك بنگرد كه آيا آثار مشهود در عالم، كداميك از فرضيههايش را تاييد مى كند تا به همان معتقد شود و فرضيه هاى ديگرش را دور بياندازد. 
چنين كسى مادامى كه استدلالش تمام نشده و به نتيجه نرسيده، #تكليفش يكسره نشده است، و نمى توان چنين كسى را #مسلمان و يا #كافر ناميد، زيرا او به اصطلاح از مقسم كفر و دين بيرون است، چون هنوز به يك طرف قطع پيدا نكرده است
تفسير الميزان
کانالِ قرآنپویان تدبر در قرآن ،تفقه در دين ┏━━

━━┓
@quranpuyan ┗━━

━━┛
شماره 601
سوره #انعام 76
کانالِ قرآنپویان تدبر در قرآن ،تفقه در دين ┏━━
۱۷
۱۰:۳۰