لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل حقایقی از قرآنح
۸۷۰ عضو

حقایقی از قرآن

تلاشی برای درک عمیقتر دیدگاه خدا به جهان در آیات قرآن، بدون پیش‌داوری‌های ذهنی«تمرکز بر عوامل موفقیت بشر در قرآن»ادمین:@esfandbornسایت:https://www.quranrules.comآپارات:https://www.aparat.com/quranrules_com
مشاهده در وب بله
۳۱ شهریور
thumbnail
یکی از نام‌های نیکوی خدا در قرآن (رعد۳۳) این است:
مَن هُوَ قائِمٌ عَلیٰ کُلِّ نَفسٍ بِما کَسَبَت
یعنی «آنکه نسبت به هر کسی، مطابق آنچه که کسب کرده برپا و قائم است»
خدای هر کس، مطابق با چیزی است که کسب کرده
و کسب کردن در قرآن با اعمال و رفتار سنجیده نمی‌شود، بلکه با «قلب» صورت می‌گیرد و قلب، ملاک سنجش عملکرد انسان است
اول پاییز، بهانهٔ خوبی برای این است که خدایی را که در قلبمان باورش کرده‌ایم، ارزیابی کنیم و از خود بپرسیم:
گمان من در مورد خداوند چیست؟
آیا خدایی را در دل دارم که در قرآن خودش را معرفی می‌کند؟
آیا ویژگی‌هایی که برای خدا در ذهن و قلبم ساخته‌ام، از خود قرآن آمده‌اند یا بخشی از آنها را از خانواده، جامعه، تجربه‌های زندگی، شنیده‌ها و باورهای قبلی‌ام گرفته‌ام؟
شاید بد نباشد این پاییز را با یک بازبینی ساده شروع کنیم و خدایی که در قلب ما حضور دارد را با خدایی که قرآن معرفی می‌کند مقایسه کنیم
شاید یکی از مهم‌ترین کارهایی که می‌توانیم برای زندگی خودمان انجام دهیم، بازبینی باورهایمان دربارهٔ خدا باشد
من می‌خواهم از ابتدای مهرماه، در یک مسیر شش‌ماهه، هر هفته یک جلسه را به همین موضوع اختصاص بدهم:
«دوره باورهای توحیدی در قرآن»
در این جلسات قرار است با هم ببینیم قرآن دربارهٔ باورهای توحیدی چه می‌گوید و این باورها چگونه می‌توانند نگاه ما به زندگی و تصمیم‌هایمان را تغییر دهند
از شما دعوت می‌کنم که در این مسیر پر خیر با من همراه شوید#باور_توحیدی #دوره_قرآنی@quranrules
undefined۲۵
undefined۵
undefined۴

۸۹۹

۷:۳۷

۱۱ مهر
از ابتدای مهرماه درخواستهای زیادی رو دریافت کردم که چرا در زمینه تجوید و روانخوانی قرآن فعالیت نمی‌کنین
به یاد خاطره‌ای از حاج‌آقا مجتهدی افتادم خدا رحمتشون کنه
یک روز پای سخنرانی ایشون یک طلبهٔ تازه‌وارد اومده بود و ردیف جلو روبروی حاج‌آقا نشسته بود
این بنده خدا یک مدل خاصی به عمامه‌ش داده بود و خیلی بیشتر از حد معمول به ظاهر و لباسش رسیده بود و خلاصه بین بقیهٔ طلبه‌ها با اون ظاهرش مثل چراغ جلب توجه می‌کرد
حاج‌آقا وسط صحبتش برگشت رو به این بندهٔ خدا گفت: آقاجون! ما تو این مدرسه گل پرورش میدیم؛ تو‌ اگه دنبال قشنگیِ گلدون هستی جاش اینجا نیست!
اولش من تعجب کردم که این چی بود که حاج‌آقا به این طلبهٔ غریبه گفت؛ اما خیلی به این جمله فکر کردم
دیدم واقعاً چقدر درسته. ما خیلی وقتها اونقدر به فرعیات مشغول میشیم که اصل یادمون میره؛ اونقدر دنبال خوشگلیِ گلدون میریم که گل رو فراموش می‌کنیم
این نکته شده مبنای فعالیت من برای قرآن
چیزی که مهمه اینه که ما قلبمون رو به نور قرآن روشن کنیم، از معارفش استفاده کنیم و عمیق‌تر درکش کنیم و عمل کنیم؛ بقیه‌ش بقول حاج‌آقا «گلدون» حساب میشه، خوبه اما اصل نیست
حالا توصیهٔ من به خودم و همهٔ شما اینه که بیایم نگاه کنیم ببینیم چه‌جوری میتونیم این گل رو در جان خودمون شکوفا کنیم
دیدم که میشه انسان قرائت و تجویدش عالی باشه، یا در مورد قرآن قشنگ حرف بزنه ولی از هر قدرتی بجز خدا حساب ببره و روی هر کسی حساب کنه جز خدا
چیزی که اولویت داره گله، نه گلدون#باور_توحیدی@quranrules
undefined۳۱
undefined۱۳

۷۹۶

۶:۵۳

۲۱ مهر
thumbnail
از دیشب یک مگس توی خونه جون‌به‌سرم کرده و هر کاری که می‌کنم نمی‌تونم بیرونش کنم
الان توی اتاق حبسش کردم و چیلر رو زدم تا حسابی هوا سرد بشه بلکه این حشره اعصاب خورد کن سردش بشه بتونم بگیرم بندازمش بیرون
در حالی‌که لجم دراومده با استیصال داشتم نگاهش می‌کردم و یاد یک مثال بی‌نظیر در آیه ۷۳ سوره حج افتادم که میگه اونهایی که غیر از خدا بهشون امید دارین یا ازشون حساب می‌برین نمی‌تونن چیزی رو که یک مگس ازشون کم کرده برگردونن
من بارها سخنرانی‌هایی رو از سیاستمداران دیدم که برنامهٔ تغییر مرزهای جهان رو می‌ریزن و برای این و اون خط و نشون می‌‌کشن در حالیکه یک مگس دور سرشون می‌چرخه و نمی‌تونن دورش کنن، پارادوکس عجیبیه
من و شما اگه حواسمون به این نشانه‌های عالی خدا نباشه ممکنه با یک جملهٔ این آدمها نگران بشیم، ولی باید همه‌ش به یادمون بیاریم که همه‌کاره فقط خداست
خدا رحمت کنه پروین اعتصامی رو که در مورد داستان نمرود سروده:
خواست تا لاف خداوندی زندبرج و باروی خدا را بشکند
پشه‌ای را امر فرمودم که خیزخاکش اندر دیدهٔ خودبین بریز
بعضی وقتها یک مگس می‌تونه معلم توحید باشه#باور_توحیدی #تغییر_نگاه #آرامش_الهی@quranrules
undefined۱۵۴
undefined۴۴
undefined۵

۳K

۸:۱۱

thumbnail
undefined۱۵۶
undefined۴۶
undefined۵

۳K

۸:۱۱

۲۶ مهر
thumbnail
فرض کن موقع برگشتن از مسافرت در هواپیما کنار یک غریبه می‌نشینی و در طول پرواز با او چند کلمه صحبت می‌کنی و می‌فهمی چه انسان خوش‌برخورد، مهربان و نازنینی است
در آن برخورد اول، آنقدر رابطهٔ شما دلچسب می‌شود که شماره تماس همدیگر را می‌گیرید و کم‌کم ارتباط شما بیشتر می‌شود
هر اندازه او را بیشتر می‌شناسی به مهربانی و صداقت و توانمندی‌های این رفیق جدید، پی می‌بری و می‌فهمی فردی بسیار ثروتمند است
آرام‌آرام این دوست جدید را در موقعیت‌های مختلف می‌آزمایی و هر بار از توانمندی و مهربانی و دلسوزی‌هایش نسبت به خودت متحیر می‌شوی
چنان دوستیی بین شما شکل می‌گیرد که او را از برادرت به خود نزدیکتر می‌بینی.
کارهایی به او می‌سپاری، رازهایی به او می‌گویی، درخواست‌هایی از او می‌کنی که هرگز از هیچ‌کس نخواسته‌ای و او همیشه بالاتر از انتظارات تو با مهربانی و صداقت به تو خدمت می‌کند
آیا می‌توانستی در همان دیدار اول این‌چنین اطمینانی به او داشته باشی؟ هرگز.
ما به کسی تکیه می‌کنیم که به خوبی می‌شناسیمش و در موقعیت‌های گوناگون او را سنجیده‌ایم
توکل به خداوند هم اینگونه آرام‌آرام و در بستر تعامل و سپردن چیزهای کوچک به او تقویت می‌شود
چه جای تعجب دارد اگر دلمان آنقدرها هم به خدا قرص نیست؛ وقتی هنوز با او آنطور که باید رفاقت نکرده‌ایم
اگر برای حل مشکلی به دوستی جز خدا امیدواریم، معنایش این است که آن دوست را بهتر از خدا می‌شناسیم
چند ماه دیگر رمضان از راه می‌رسد و مهمان خدا می‌شویم، اما اگر با صاحبخانه از حالا طرح دوستی نریزیم، توی آن مهمانی هم آنچنان که باید به ما خوش نمی‌گذرد و با صاحبخانه رودربایستی داریم
الان وقت خوبی برای رفاقت بیشتر با آن همیشه رفیق است، قدر این لحظه‌ها را بدان#تغییر_رفتار #توکل_بر_خدا@quranrules
undefined۵۶
undefined۱

۶۴۵

۲۱:۰۷

۲۹ مهر
thumbnail
چند سال قبل یک خانوم که مادر دو شهید بودن ظرف چند شب یک خواب تکراری از فرزندشون رو می‌بینن که می‌گفته فلان جای ساختمان امامزاده یک کوزه پر از سکه طلا دفنه و برید بیاریدش بیرون و برای کار خیر هزینه‌ش کنید
این خانوم هر دفعه خوابش رو برای همسرش تعریف می‌کرده ولی این آقا باور نمی‌کرده که حقیقت داشته باشه
تا اینکه بعد از چند هفته وقتی برای کانال فاضلاب اون مکان رو گودبرداری می‌کنن، اون کوزهٔ طلا کشف میشه و میراث فرهنگی میاد و...
قدیمی‌های محلهٔ چیذر تهران این داستان رو خوب یادشونه
بعضی وقتها با خودم فکر می‌کنم خدا نقشهٔ گنجی عظیم و تمام نشدنی رو بارها و بارها برامون فرستاده و تکرارش کرده که اگه بهش برسیم، دنیا و آخرت ما رو زیر و رو میکنه:
إذ تَأذَّنَ رَبُّکُم لَإن شَکَرتُم لَأزیدَنَّکُم (ابراهیم۷)
ارباب شما آشکارا اعلام کرد که حتماً اگر سپاسگزاری کنید، من حتماً و قطعاً شما را می‌افزایم
اما این نقشهٔ گنج اونقدر ساده و راحت در اختیامون قرار گرفته که باورش نمی‌کنیم
خدا هم این نکته رو خوب میدونه و به همین دلیل چهار مرتبه تو قرآن این جمله رو تکرار کرده:
إنّ اللهَ لَذو فَضلٍ عَلَی النّاس وَلٰکن أکثرُهُم لا یَشکُرون
البته خدا حتماً بر مردم دارای فضل و فراوانی است، ولی بیشتر آنان سپاسگزاری نمی‌کنند
خودمونی داره بهمون میگه که من این گنج رو برای شما خلق کردم و آدرسش رو هم بهتون دادم. این شما هستین که باور نمی‌کنید و سراغش رو نمی‌گیرید.
واقعاً چقدر کم سپاسگزار نعمتها و داشته‌هامون هستیم#تغییر_رفتار #سپاسگزاری@quranrules
undefined۱۹۲
undefined۱۵

۴.۱K

۵:۲۷

۳۰ مهر
دوست دارم احساسم رو در مورد شروع یک حرکت الهی با شما شریک بشم
به یاری خدا ماه اول از دورهٔ شش‌ماهه «باورهای توحیدی» با همراهی دوستان عزیزی که شرکت کردن به اتمام رسید.
این ماه قرار بود چهار جلسه آنلاین باشه و بعد، انجام تمرینها در طول هفته
اما در همین گام اول، به لطف خدا و تمرکز دوستان شرکت کننده، نتایج این دوره خیلی بیشتر از چهار جلسه و تمرین بوده
این دوره مثل تمام دوره‌های قرآنی که تا حالا برگزار کردم، تبدیل به فعالیت فکری تمام وقت من شده
الان وقتی دارم به مجموعهٔ کامنتها و توضیحات دوستان عزیزم توی گروه این دوره نگاه می‌کنم، یک گنجینهٔ عالی رو می‌بینم
کامنتهای ارزشمندی که هر کدام از عزیزان نوشتن و از آرامش و احساس عالی خودشون در نتیجهٔ انجام تمرینات دوره گفتن، بارها اشک شوق به چشمانم آورده و خدا رو به خاطر این همه لطف و رحمتش شکر کردم
دورهٔ باورهای توحیدی بعد از اتمام قدم اولش برای من تبدیل به یک گنجینهٔ ارزشمند شده، یک مجموعه از مطالب نورانی که فارغ از همهٔ دغدغه‌ها و نگرانی‌ها زندگیم رو سرشار از ایمان و ذکر خدا کرده
همین‌جا از تک‌تک دوستانی که به هدایت خدا و‌همت خودشون با هم در این دوره همراه شدن صمیمانه سپاسگزارم
امیدوارم تونسته باشم کمی از اون حال خوب رویش ایمان رو توی این چند جمله منتقل کرده باشم
شما هم اگر به دلتون افتاده همت کنید و با ما همراه بشین#باور_توحیدی #دوره_قرآنی@quranrules
undefined۲۴

۵۱۸

۷:۰۹

۴ آبان
thumbnail
توی زندگی بارها برام اتفاق افتاده که قبل از ارتباط مستقیم با یک نفر در موردش چیزهایی شنیدم.
فلانی سخت‌گیره، زود جوش میاره، فقط حواسش به منافع خودشه، آدم رو دور میزنه و...
اما الان تا حد زیادی یاد گرفتم که اگه میخوام یک ارتباط درست با اون آدم برقرار کنم، باید تا جایی که میتونم اون ذهنیتها و شنیده‌ها رو بی‌خیال بشم و خودم باهاش تعامل کنم و کم‌کم بشناسمش
من از این روش خیر زیادی دیدم.
همکاران و مدیرانی داشتم که قبل از اومدنشون حرف زیادی پشت سرشون بوده، ولی من با همین روش باهاشون یک رابطهٔ عالی برقرار کردم و بعد از ده‌ها سال الان هنوز رفقای خوب من هستن
از بچگی ذهنمون پر شده از توصیف‌هایی که در مورد خدا برامون گفتن و خیلی از این حرفها هم ما رو ترسونده، احساس گناه داده بهمون
وقتی ذهنیت ما خوب نباشه چه خیری می‌خوایم از این رابطه ببینیم؟
کاش بتونیم واسهٔ مدتی هم‌که شده این شنیده‌ها رو بی‌خیال بشیم و یک کم رفاقت کنیم باهاش#باور_توحیدی #تغییر_نگاه@quranrules
undefined۳۰
undefined۲

۴۶۶

۸:۴۱

۵ آبان
thumbnail
یک جزیرهٔ سبز هست اندر جهاناندرو گاویست تنها خوش‌دهان‌جمله صحرا را چرد او تا به شبتا شود زفت و عظیم و مُنتَجَب‌شب ز اندیشه که «فردا چه خورم؟»گردد او چون تار مو لاغر ز غم‌چون برآید صبح گردد سبز دشتتا میان رُسته قَصیلِ سبز و کشت‌اندر افتد گاو با جوع البقَرتا به شب آن را چرد او سر به سر‌باز زفت و فربه و لَمتُر شودآن تنش از پیه و قوّت پُر شود‌باز شب اندر تب افتد از فَزَعتا شود لاغر ز خوف منتَجَع‌که چه خواهم خورد فردا وقت خوَرسالها اینست کار آن بقر‌هیچ نندیشد که چندین سال منمی‌خورم زین سبزه‌زار و زین چمن‌هیچ روزی کم نیامد روزیَمچیست این ترس و غم و دلسوزیَم؟‌باز چون شب می‌شود آن گاو زفتمی‌شود لاغر که «آوه رزق رفت!»‌نفس آن گاوست و آن دشت این جهانکاو همی لاغر شود از خوف نان‌که چه خواهم خورد مستقبل عجبلوت فردا از کجا سازم طلب‌سالها خوردی و کم نامد ز خوَرترک مستقبل کن و ماضی نگر‌لوت و پوت خورده را هم یاد آرمنگر اندر غابر و کم باش زار
#مثنوی_معنوی #باور_توحیدی@quranrules
undefined۲۸
undefined۵

۴۷۳

۱۵:۱۵

۹ آبان
thumbnail
در سورهٔ طه خداوند، خود را این‌گونه به پیامبرش شناسانده است:
وَإنْ تَجهَرْ بِالقَولِ فَإنَّهُ یَعلَمُ السِّرَّ وَما أخفیٰ (۷)
و اگر تو گفتار را آشکار کنی، پس البته که اوست که همواره تمامِ «راز» و آنچه را که «پنهان‌تر» است؛ می‌داند.
خدا هر رازی را می‌داند؛اما در این آیه، سخن از چیزی فراتر آمده : آنچه از راز هم پنهان‌تر است.
راز، چیزی‌ست که خودت می‌دانی و در سینه‌ات پنهان کرده‌ای.
و خدا همواره آنچه را که در سینه‌هاست؛ به خوبی می‌داند: إنَّهُ عَلیمٌ بِذاتِ الصُّدور
اما «پنهان‌تر از راز» چیست؟
آن چیزهایی‌ست که حتی خودت هم از آن بی‌خبری.
خدا تو را آفریده و تمام توانایی‌ها، ضعف‌ها، ترس‌ها و امیدهایت را می‌داند، حتی آن‌هایی را که هنوز در خودت کشف نکرده‌ای.
او می‌داند در چه موقعیتی خواهی شکست و در کجا قوی خواهی شد.
می‌داند چه چیزی را باید از تو بگیرد تا بیدار شوی،و چه چیزی را باید به تو بدهد تا شکوفا شوی.
می‌داند که کدام سلول در بدن تو به درستی عمل نمی‌کند و می‌داند که چگونه آن‌ مسأله را به آسان‌ترین شکل، حل کند...
خدا همان است که همهٔ آنچه را که تمام انسان‌های گذشته و حال و آینده بدانند؛ چه پنهانش کنند و چه آشکارش نمایند؛ به خوبی می‌داند.
خدا پاسخ هر سؤالی را که در تمام کائنات وجود داشته باشد به خوبی می‌داند؛
حتی آن سؤالاتی که به ذهن هیچ انسانی در طول تاریخ نرسیده و نخواهد رسید.
وقتی بدانی که او،همه‌چیز را،به‌خوبی،می‌دانددیگر ندانستن، برایت ترسناک نیست.
بیشتر مردم از «نمی‌دانم»ها می‌ترسند:نمی‌دانم چه می‌شود…نمی‌دانم چه کار کنم…نمی‌دانم چرا این اتفاق افتاد…
اما مؤمن کسی است که با «نمی‌دانم»ها هم آرام است،
چون می‌داند کسی هست که می‌داند.

موسی نمی‌دانست، ولی راه افتاد.
نوح نمی‌دانست، ولی کشتی را ساخت.
ابراهیم نمی‌دانست، ولی خانواده‌اش را در بیابان رها کرد و به او سپرد.
پیامبر ما هم نمی‌دانست چه خواهد شد، ولی هجرت کرد.
پس تو هم نگران ندانستن‌هایت نباش.دست از پیش‌بینی بردار، و دل به دانای مطلق بسپار.
دل به خدایی بسپار که همه‌چیز را می‌داند،خدایی که نه فقط در آسمان‌ها،بلکه در قلب توست.#توکل #تغییر_رفتار #احساس_خوب@quranrules
undefined۳۵
undefined۱

۲۴۴

۷:۱۲