بحارالانوار منبع تحقیقی به حساب نمیآید .
┄┄┅┅┅❅❀❥
۱۷:۲۳
۱۰:۴۶
۸:۱۷
برای #پس_زمینه گوشی
۱۱:۱۰
بازارسال شده از احیاء _ محمد نوروزی
جنگنوشت ۱؛ کارکردها و کژکارکردها
تمام ایام جنگ را در تهران بودم، سعی کردم زندگی عادی خودم را ادامه بدهم، چه در دانشگاه که مشغول مصاحبههای دکتری بودیم و چه در منزل که با خانواده گذران عمر میکردیم؛ این را گفتم که مثلا بگویم اندکی با جنگ ارتباط گرفتهام فقط اندکی!و اما بعد ... (نکاتی برای تامل تقدیم میکنم)
جنگ، بیدارمان کرد و با برخی مفاهیم آشتیمان داد، خیلی از مباحث را به یادمان آورد، ما را مجبور کرد نسبت به برخی چیزها فکر کنیم؛ نسبت به مرگ، نسبت به شهادت، نسبت به خانواده، نسبت به امنیت، نسبت به داشتهها، نسبت به نداشتهها، نسبت به رهبری، نسبت به ...
جنگ، میبایست اولویتهای ذهنی و عملی همه ما را تغییر میداد، یعنی امروز، منِ معلمِ دانشگاه، باید بازاندیشی عجیبی را تجربه کنم، باید به اولویتهایم فکر کنم، حتی باید به این فکر کنم که چه بخوانم، چه نخوانم، چه تدریس کنم، چه تدریس نکنم، به دانشجویان چه بگویم، با همکاران چه بگویم، چه بنویسم، چه ننویسم، چه ... ! حالا یک سوال: آیا اولویتهایم تغییری کرده است یا خیر؟اگر بله؛ خب چه چیزی اولویت من است؟و البته، وای به حال من، اگر جوابم خیر باشد!و همین ماجرا برای سخنران و مهندس و پزشک و لبنیاتی محل و ... هم صادق است!
جنگ، میبایست اولویتهای سیاستگذارانه کشور را نیز تغییر میداد! بیایید بپذیریم، ما حتی در سیاستهای کلان هم نسبت به برخی چیزها، اولویتبندی دقیقی نداشتیم! بیایید بپذیریم ما حتی نمیدانستیم که در چنین شرایطی، رفتار صحیح مردم، چیست؟ الان باید بنزین بیشتری به مردم بدهیم که خودشان را به جایی برسانند (مثلا ۶۰ لیتر) یا اینکه بنزین کمتری بدهیم (همان ۱۵ لیتری که دادیم) البته قطعا هر کدام از اینها توجیهاتی داشت ولی مساله این است که چقدر از این تصمیمات فکر شده و به تعبیری بهینه بود؟ و آیاهای زیاد دیگری که قابل بررسی است ...
جنگ میبایست، در زندگی مردم عادی هم دیده میشد! آیا دیده شد؟! من هم میدانم که جنگ چیز خوبی نیست، من هم میدانم همینکه مردم دچار استرس و نگرانی میشوند یعنی زندگیشان، تحت تاثیر جنگ بوده است، من هم میدانم، برخی کسب و کارها آسیب دیدهاند ولی ...... ولی پس از این جنگ، در ذهن بسیاری از ما، چنین تصوری شکل گرفته است که جنگ یک کار حرفهای و تخصصی است و عملاً تکتک افراد در قبال آن، نه تنها مسئولیت چندانی ندارند بلکه اتفاقاً هر چقدر در دست و پا نباشند بهتر است!آیا چنین رویکرد و تصوری، دقیق است؟!
یک نکته دیگر اینکه، چقدر توفیق یافتیم که ادبیات این حوزه را به شکلی دقیق، الهامبخش، امیدآفرین و پیشبرنده توسعه دهیم؟!ما هنوز نمیدانیم که میبایست این جنگ ۱۲ روزه را دفاع مقدس ۲ بنامیم یا جنگ تحمیلی ۲ یا وعده صادق ۳ و ۴ یا ...!ملتها بدون ادبیات و مفاهیم، پوچ شده و میمیرند! واژگان و عباراتی نظیر مدافع حرم، ایران همدل، مدافع سلامت، رزمایش همدلی، فتنه و ... بخشی از ادبیاتی است که در دورههای پیشین ساخته شده و اتفاقاً در زمان خود، کارکردهای خوبی داشتهاند ولی درباره واقعهای به این بزرگی، هنوز به چنین توفیقی نرسیدهایم!
ادامهدارد ...
#جنگ#جنگ_نوشت#ایران#اسرائیل
------------------احیاء _ یادداشتهای محمد نوروزی@noruzimohammad
تمام ایام جنگ را در تهران بودم، سعی کردم زندگی عادی خودم را ادامه بدهم، چه در دانشگاه که مشغول مصاحبههای دکتری بودیم و چه در منزل که با خانواده گذران عمر میکردیم؛ این را گفتم که مثلا بگویم اندکی با جنگ ارتباط گرفتهام فقط اندکی!و اما بعد ... (نکاتی برای تامل تقدیم میکنم)
ادامهدارد ...
#جنگ#جنگ_نوشت#ایران#اسرائیل
------------------احیاء _ یادداشتهای محمد نوروزی@noruzimohammad
۱۳:۱۳