لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل راه سومر
۴۵۳ عضو

راه سوم

undefinedراه سوم
کوششی برای بازنمایی"الگوی مترقی زن در منظومهٔ فکری رهبر شهید انقلاب"
•مؤسسهٔ چندمنظورهٔ فرهنگی‌هنری طلایه‌داران راه سوم•شماره ثبت ۷۲۶۶
undefinedارتباط از طریق:@admin_rahe3
undefinedکانال راه سوم در پیام‌رسان ایتاhttps://eitaa.com/rahesevvom
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۴ مرداد
بازارسال شده از راه سوم
undefined زیست زن عاشورایی در جهان امروز

undefinedگفتار نهم

گفتار نهم از سلسله مباحث «زیست زن عاشورایی» از موضوعی حیاتی شروع می‌شود: سستی اراده از درون!پس از مرور جنگ اراده‌ها و چگونگی شکل‌گیری اراده‌های غلط در گفتار پیشین، اینک نوبت به عاملی مخرب‌تر رسیده است:عامل بازدارنده درونی که به مراتب خطرناک‌تر از موانع بیرونی است.
روایتی هشداردهنده از بیانات رهبر حکیم انقلاب، عمق این تهدید را آشکار می‌سازد:«این عامل بازدارنده، یک وقت هست که از درون انسان را می‌پوسانند. در او تردید ایجاد می‌کنند، جلوی راه را نمی‌بندند، راه باز است، اما توانِ رفتن، اراده رفتن، تصمیمِ حرکت، امکان تلاش را از انسان می‌گیرند، این بدتر است. چرا می‌روی؟ چه فایده‌ای دارد؟ شاید نرسیدی، شاید در راه دزدی رسید، شاید گرگی آمد، به چه مجوزی می‌روی؟ نمی‌خواهد بروی. خیلی خونسرد و دلسوزانه و پیرمردانه و استادانه، راه هم باز است. این مانع، این وسوسه، این دغدغه، به مراتب توان‌فرساتر است از آن چوبی که وسط راه بگذارند، بگویند نمی‌گذاریم بروی.» undefinedجلسه ششم طرح کلی اندیشه اسلامی
اما خطر اصلی کجاست؟گاهی اراده‌ای استوار شکل می‌گیرد، اما صبر و مقاومت برای حفظ آن کافی نیست. تردیدها و وسوسه‌ها، این اراده سالم را به سست‌کردن می‌کشانند.
نمونه‌ای عینی: زلزله قطعنامه ۵۹۸ و شکاف در صفوفیک مورد تاریخی گویا، پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و پایان جنگ تحمیلی بود. این تصمیم، موجی از تردید را در میان برخی نیروهای انقلابی برانگیخت: «هان! چه شد!؟» شک در پایبندی نظام به آرمان‌هایش ریشه دواند. «در خصوص این مثال، عاملی هم وجود داشت که مشکل را تا حدودی برطرف میکرد، وجود امام بود. چون امام کُر بود، دریا بود و مورد تردید قرار نمی‌گرفت، لذا عدّه‌ی کثیر یا اکثری به خاطرِ گُلِ روىِ امام و به اتکای ایشان، حّجت را بر خود تمام شده دانستند. اما نفس این حرکت، خیلی از دلها را تکان داد، آنها در این‌که نظام به حرفهای خودش پایبند است، احساس تردید کردند.»
یک الگوی تکرارشونده:توپخانه رسانه‌ای دشمناین روایت تاریخی، منحصر به آن مقطع نیست. «در طول پانزده سال اخیر، از این قبیل قضایا مکرّر اتّفاق افتاده است، گاهی احساس تردید در عنصر خودی بجا، ولی اکثراً بیجا بوده است، غالباً میدیدم بیهوده دچار تردید شده‌اند.»
تاکتیک دشمن: تعریف برای تخریب!یک روش کارآمد دشمن در ایجاد این تردیدهای مخرّب، ستایش حساب‌شده شخصیت‌های جبهه انقلاب توسط رسانه‌های بیگانه بوده است:«مثلاً یک وقت میدیدیم که رسانه‌های دشمن، حساب شده و روی مقاصدی، از یک شخص که در جمهوری اسلامی مسؤولیتی داشت، تعریف میکردند! این تعریف، ایجاد تردید میکرد که «هان! چه شد!؟ چرا تعریف میکنند!؟ نکند حادثه‌ای در شُرف تکوین است!؟»»
نتیجه شوم: سایش جبهه از درون«خوب؛ اگر افرادِ مردّد، صبر میکردند، بعد از گذشت دو، سه سال معلوم میشد که آن تعریف‌ها تبدیل به دشنام شده است! منتها آن ضربه، کار خودش را میکرد، در واقع، یکی از عوامل سایش در جبهه‌ی خودی همین عامل بود.»undefined۱۳۷۳/۴/۲۳
پرسش پایانی: آیا امروز نیز این توپخانه تردیدآفرین درون و بیرون علیه اراده‌های پاکیزه و انقلابی به کار گرفته شده است؟ اگر بکار گرفته شده، زن عاشورایی تمام همت خود را میکند، چرا که اگر او تردید نکند دیگر کسی جرئت تردید نخواهد داشت.
#زنان_عاشورایی┈┈••✾••┈┈ undefinedراه سومundefined@rahesevvom

https://ble.ir/rahesevvom

۳۳

۱۹:۰۹

۶ مرداد
undefined پیام خانم دکتر جمیله علم الهدی به مناسبت ۱۵۰ اُمین روز میدان‌داری مردم و خصوصا بانوان ایثارگر کشورمان
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به بانوان سرزمینم، سلام به شاگردان مادر موسی، سلام به پیروان مادر عیسی، سلام به یاران زینب کبری، سلام به معلمان عصر اسلام، سلام به سوگواران میناب. امروز با افتخار صد و پنجاهمین روز حضور با برکت شما در میدان‌های متنوع و متفاوت ایران مقتدر است.
عروج ملکوتی امام شهید مصادف با سالروز عروج ملکوتی خدیجه کبری همسر با وفای پیامبر عظیم الشان اسلام، سرآغاز این حضور پرشور می‌باشد. بصیرت بانوان موجب شد تا در روزگار غربت بشر و در این ایام تلخ تحقیر انسان، پرده‌های تازه‌ای از ترکیب عقل و احساس سروده شود. بانوان نجیب ایرانی به حق زن بودن را معنا کردند و به دنیای سرد و بی روح نشان دادند که گرمای ایثار و حماسه حاصل کانون گرم خانواده است.
آری مردم سالاری دینی یکبار دیگر ماهیت خیابان را عوض کرد و معلوم شد که خیابان محل عبور رهگذران بی حوصله و بی و تفاوت نیست. خیابان عرصه «تظاهرات» و اجتماعات آگاهی بخش و امیدآفرین است. اجتماعات خیابانی دانشگاهی است برای باز آموزی و علاوه بر افراد عادی، فیلسوفان و اندیشمندان و دانشمندان نیز می‌آموزند که راه توسعه و راه رستگاری از هم جدا نیست. بلکه سعادت و رستگاری با نشستن و ساکن شدن و عزلت عارفانه به دست نمی‌آید. آنها می‌آموزند که دستیابی به کمال در حضور و خطر کردن و فداکاری و خدمت به خلق خداست.
حضور فعال زنان و همراهی همه اعضای خانواده به خصوص کودکان و نوجوانان در تغییر ماهیت خیابان و باز آموزی اخلاق فداکاری بسیار موثر می‌باشد. زیرا تجربه کشور‌های توسعه یافته نشان می‌دهد که نه انسجام اجتماعی و نه توسعه یافتگی بدون عدالت ممکن نیست. ولی قیام به قسط و برپایی عدالت خود مستلزم ایثار و فداکاری است و ترکیب عدالت و فداکاری تنها و تنها می‌تواند دستیابی به توسعه همه جانبه و پیشرفت انسانی را تضمین کند.
بنابر این گرچه فروپاشی اخلاق و بحران‌های اجتماعی تا حدی حاصل فریب خوردگی زنان بوده، ولی صد البته این زنان هستند که در مبارزه و تظاهرات علیه بی عدالتی و ستمگری و امپریالیسم فرهنگی و خشونت سازمان یافته به خصوص در کشور ما پیشرو می‌باشند. در این رستاخیز جدید نیز زنان موفق شده‌اند با صراحت و دقت و در عمل از راز بزرگ آفرینش پرده بردارند: آری ایشان به خوبی نشان داده‌اند پرواز به ملکوت در گرو آتش عشق الهی است که از خانه به خیابان و از خیابان به میدان و از میدان تا آسمان شعله می‌کشد.
به همین دلیل لازم است نه فقط برای صیانت از آرمان‌ها بلکه حتی برای صیانت از خانه و خانواده در برابر سرمایه سالاری جنگ طلب و نژاد پرستان کودک خوار همچنان محکم و استوار ایستادگی نمود. بدون شک دعاو یاری شهدای مظلوم و خانواده‌های داغدیده آنها بدرقه راه چنین مردم ایثارگری خواهد بود و نفرین ابدی برای فتنه گرانی است که قصد دارند صفوف متحد ملت مبعوث را درهم شکسته و راه نفوذ دشمن را بگشایند.
جمیله علم الهدیهمسر شهید جمهور آیت الله دکتر رئیسی
#بانوی_نقش_آفرین┈┈••✾••┈┈ undefinedراه سومundefined@rahesevvom

https://ble.ir/rahesevvom
undefined۲

۱۰۸

۱۴:۴۲

۷ مرداد
بازارسال شده از راه سوم
undefinedزیست زن عاشورایی در جهان امروز

undefinedگفتار دهم(آخر)

undefinedنقشه مبارزه زن عاشورایی در قرن بیست و یک در یک نگاه

├─undefined ۱.محاسبه درست و موقعیت‌شناسی │ ├── undefined شناسایی جبهه خود │ ├── undefined شناسایی جبهه دشمن │ │└─undefined برنامه‌ها و استراتژی‌های دشمن │ ├─ undefined شناخت روایت الهی از جهاد │ │ ├─ undefined شناخت سنت‌های الهی │ │ └─ undefined شناخت ملاک‌های فتح توحیدی │ ├── undefined تشخیص نظام اولویت │ ├── undefined آینده‌نگری │ ├── undefined نگاه فرصت‌محور │ ├── undefined نگاه امیدمحور │ ├── 🩺 آسیب‌شناسی جامعه │ ├─ undefined واقعیت‌نگری تام نه ناقص│ ├─ undefined تحلیل بر اساس اطلاعات کامل │ ├─ undefined آمادگی روانی برای پرداخت هزینه │ ├─undefined موقعیت‌شناسی بی شتابزدگی و تعلل│ ├undefined بی‌توجهی به ناصحان تردیدآفرین حتی درون خانواده │ ├undefined شکل‌‌دهی اراده صحیح در خانواده│ ├──undefined ۲. صبر در حفظ اراده صحیح │ ├── undefined مسدود ندیدن راه │ ├── undefined تواصی به حق و صبر│ ├─undefinedتقویت اراده خانواده و تشجیع آن│ ├── undefined پرهیز از بهانه‌جویی │ ├── undefined نگاه شاکرانه │ ├─ undefined عدم غرور پس از موفقیت │ ├─ undefined تلفیق صبر و خشم انقلابی │ ├─ undefined مقاومت در برابر توطئه‌های دشمن │ └── undefined پرهیز از انتظار منفعلانه │ └── undefined ۳. اقدام‌های راهبردی ├── undefined اقدامات مضر (پرهیز!) │ └─ undefined اختلال در وحدت جبهه خودی │ └── undefined جناح‌بازی │ ├── undefined مواجهه با مردم ناهمسو ├─undefined تبیین و غلبه روایت در اولین فرصت │└─ undefined تبدیل مردم ناهمسو به اهل قیام │ ├── undefined اقدام در جبهه خودی │ ├── undefined مدیریت بحران │ ├── undefined تشکیل زنجیره تواصی │├─undefined آرامش بخشی و حفاظت از جان ولی │├─undefined آرامش و نشاط بخشی به خانواده
└── undefined مواجهه با دشمن ├── undefined تهدید هدفمند ├── undefined تحقیر استراتژیک └── undefined خنثی‌سازی فریب‌ها
#زنان_عاشورایی ┈┈••✾••┈┈ undefinedراه سومundefined@rahesevvom

https://ble.ir/rahesevvom

۳۰

۱۶:۵۵

۱۰ مرداد
thumbnail
برخی افراد چنان صحبت از اجازه داشتن برای #انتخاب_پوشش، بهتر بگویم انتخاب برهنگی می کنند، که انگار باورشان شده واقعا قدرت انتخابی در کار است، غافل از آن که تحت #قدرت سلطه دشمن قرار گرفته اند و عروسک خیمه شب باز اویند و به هر سازی او میگوید،می رقصند.
ویراست
┈┈••✾••┈┈
undefinedراه سومundefined@rahesevvom

https://ble.ir/rahesevvom

۸۴

۱۷:۳۷

۱۲ مرداد
undefinedخیابان و نسبت آن با فناوری اربعین
بیش از صد و پنجاه شب است که خیابان ایرانی، به یکی از اضلاع پرقدرت دفاع در برابر دشمن تبدیل شده است. اما خیابان ایرانی، یک‌شبه به این‌جا نرسید. خیابان، تاریخ دارد؛ سیر دارد؛ حافظه دارد.
خیابان از همان لحظه‌های نخستِ داغ بزرگِ پدر امت شکل گرفت؛ از وقتی که مردم، در دل اندوه، به یکدیگر پناه بردند. در التهاب جنگ، خیابان شد مأمن مردم؛ پناهی برای عبور از اضطراب، ترس و بی‌قراری.
و آن روزهای سخت که این ملت، ده شبِ بی‌رهبر را پشت سر گذاشت، خیابان فقط محل حضور نبود؛ بستری شد برای بلوغ اجتماعی مردم، برای ایستادن جامعه روی پای خود، برای تمرین مردم سالاری.
خیابان از آغاز، انگار یک جمله را با خود تکرار می‌کرد: «من آمده‌ام نگذارم امنیت شهرم فرو بریزد.»
زمان گذشت و خیابان، فقط محل عبور نماند؛ به صحنه‌ی شکل‌گیری هویت ملی بدل شد. مردمی که در خیابان، پرچم در دست، کنار هم ایستادند، تصویری از «ما» ساختند که با گذشته قابل مقایسه نبود.
خیابان این ضلع سوم قدرت، کم‌کم به جایگاهی برای بیعتی پرنشاط با رهبر جدید رسید و این‌بار، خیابان شد بازوی توانمند رهبریِ رشید.
اما این خیابان، هیچ‌وقت از معنویت جدا نبود؛ چون معنویت را چیزی بیرون از خود نمی‌دید. خیابان، از همان ابتدا، با ایمان، با سوگ، با عهد، و با افق‌های قدسی معنا می‌شد.
البته خیابان مطالبه‌گر هم شد؛ و در رأس مطالبه‌گری‌اش، خون‌خواهیِ فرزندان حسینِ زمان قرار گرفت. خیابان‌ها، به‌ویژه در محله‌ها، کم‌کم شبیه یک خانواده‌ی بزرگ شدند؛ خانواده‌ای که همدیگر را می‌شناسد، همدیگر را صدا می‌زند، و در لحظه‌ی نیاز، کنار هم می‌ایستد.
البته خیابان، مثل هر موجود زنده‌ای، حال‌وهوای خودش را هم دارد: گاهی تند و تیز است، گاهی آرام و کم‌حوصله، گاهی هم شاید اندکی خسته یا کم‌امید. اما یک چیز در آن ثابت مانده است: تاب‌آوری.
و این سیر، سرانجام به اربعین می‌رسد.
خیابان، مدت‌ها بود که اربعین را الگوی خود قرار داده بود. اما در ایام اربعین، این نسبت آشکارتر می‌شود؛ چون خیابانِ امروز، محصول نهضتی است که از جنس حماسه، حضور، ایمان و امتداد نهضت حسینی است. خیابانی با طبع اربعینی.
با همه‌ی محاسن و توانایی‌هایش، حالا وقت آن رسیده که خیابان، یک گام دیگر خود را ارتقا دهد؛
به افق یک نهضت زینبی.
خیابان اگر اربعینی است، باید به هدف اربعین هم نزدیک شود؛ همان هدفی که در این فراز بلند زیارت اربعین خلاصه شده است:
> «لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الجَهالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلالَةِ»
یعنی نجات بندگان خدا از جهالت و سرگردانیِ ضلالت.
این روزها، خیابان، در پی زدودن غبار جهالت و ضلالت از چهره‌ی انسان است.
خیابانِ زینبی‌تبارِ این زمان، می‌تواند محرک قیام آزادگان جهان باشد. می‌تواند زمانه‌ی خود را آسیب‌شناسی کند. می‌تواند بارهای سنگین تاریخی و اجتماعی را بر دوش بگیرد و به مقصد برساند.
خیابان اربعینی، ترجمان زنده‌ی این حقیقت است که «کلّ یوم عاشورا و کلّ أرض کربلا» فقط یک شعار نیست؛ یک منطق زیستن است، یک الگوی حضور است، یک مسئولیت دائمی است.
خیابان اربعینی، برنمی‌تابد که جهالت و ضلالت، در چند قدمی‌اش خانه کند و او فقط نظاره‌گر بماند.
پس بیایید این روزها، وقتی زیر پرچم‌های ایران و «یا لثارات الحسین» در خیابان می‌ایستیم، بار دیگر به خودِ خیابان نگاه کنیم؛ نه فقط به‌عنوان یک صحنه، بلکه به‌عنوان یک امکان.
امکانی که باید لحظه‌به‌لحظه، به هدف اربعینی نزدیک‌تر شود. امکانی که پیش از آن‌که دیگران برایش نقشه بکشند، باید خودمان معمارش باشیم. پیش از آن‌که ناکارآمد نشان داده شود، یا خود به احساس ناکارآمدی برسد، باید برای رشدش فکر کرد، برای تعالی‌اش طرح داشت، و برای آینده‌اش افق ساخت.باید با خانواده،آن را اداره کرد،با زن و مرد و فرزند؛همانطور که تابحال چنین بوده ..
خیابان، اگر از تبار اربعین است، نباید فقط بماند؛ باید پیش برود
undefinedه. صادق‌زادگان
#خیابان ‌#اربعین#نهضت_حسینی#نهضت_زینبی┈┈••✾••┈┈
undefinedراه سومundefined@rahesevvom

https://ble.ir/rahesevvom

۸۱

۱۰:۲۱

۱۶ مرداد
thumbnail
undefined هيچ خانه‌ ای با طلاق ويران نشده که به اين آسانی بشود بازسازی کرد
«اصلاً اساس خانواده برای اين است که جلوی طلاق را بگيرند. از وجود مبارک امام صادق(سلام الله عليه) رسيده است که هيچ خانه‌ ای با طلاق ويران نشده که به اين آسانی بشود بازسازی کرد، اين مثل بافت فرسوده شهر نيست که شهرداری اين را بسازد. فرمود اگر ـ خدايی ناکرده ـ طلاق در يک جايی رخنه کرد به اين آسانی ساخته نمی‌شود! طرفين افسرده‌اند...اگر پدرشوهر اين عروس را دختر خود بداند و اگر مادرشوهر نسبت به او، او را دختر خود بداند و اگر أمّ الزوجة اين داماد را پسر خود بداند و اين هم نسبت به او احترام #پدری و #مادری بکنند طرفين، ديگر طلاقی رخ نمی‌دهد.»
آيت الله العظمی جوادی آملیدرس فقه ۹۵/٩/٢٨
#خانواده#ازدواج #طلاق┈┈••✾••┈┈ undefinedراه سومundefined@rahesevvom

https://ble.ir/rahesevvom
undefined۱

۵۴۷

۱۷:۳۰

۱۹ مرداد
thumbnail
undefined نزدیک‌ترین‌ حالت بانوان به خداوند تبارک و تعالی نه نماز است، نه روزه، نه سجده، نه حج و نه هیچ چیز دیگر.
بلکه نزدیک‌ترین حالت بانوان به خداوند(جلّ جلاله) اینست که...

undefinedاین روایت شاهدی‌ست بر بیان امام شهیدمان که می‌فرمودند، #حجب و #حیا و #عفاف ، مهمترین عنصر زن است. (۳۰/۷/۱۳۷۶)پس زمانی که زن در راستای این مهمترین عنصر وجودی گام بر می‌دارد، نزدیک ترین حالت را به خالق خود خواهد داشت.
#رشد_معنوی_زن┈┈••✾••┈┈ undefinedراه سومundefined@rahesevvom

https://ble.ir/rahesevvom
undefined۱۲
undefined۳

۷۵۵

۱۵:۲۰

۲۰ مرداد
thumbnail
undefinedحقوق مادرم بر من پایان‌‌ناپذیر استundefinedتوصیه مادر رهبر شهید به همه مادران
undefinedسالروز وفات بانو خدیجه میردامادی مادر رهبر شهید انقلاب
#هویت_مادری┈┈••✾••┈┈ undefinedراه سومundefined@rahesevvom

https://ble.ir/rahesevvom
undefined۴

۴۲۳

۸:۰۵

بازارسال شده از راه سوم
undefinedپسرم به توافتخار می‌کنم!
undefinedسه روز پس از بازداشت، یکی از افسران زندان آمد و گفت: فردا آزاد می‌شوی. از این خبر تعجب کردم و به خود گفتم شاید یکی از دوستان نزد فردی که با رژیم مرتبط است برای آزادی من وساطت کرده است. در حالی که به این موضوع فکر میکردم به قرآن کریم تفال زدم و این آیه کریمه آمد: «فلا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةٌ وَلا إلى أهْلِهِمْ يَرْجِعُون». روز بعد و روزهای بعد فرا رسید، ولی من آزاد نشدم.
undefinedایام این زندان گرچه به درازا نکشید، اما فوق العاده وحشتناک بود؛ زیرا این نخستین تجربه من بود. وانگهی این ایام با روزهایی هم‌زمانی داشت که کشور در یک گیرودار عظیم و کشمکش خونین به سر می‌برد. نهضت اسلامی و و مبلغان مسلمان را از هر سو خطراتی احاطه کرده بود.‌ رژیم بی‌ رحمانه می‌تاخت و می‌کوبید خداوند خواست که پس از سختی و تنگی گشایشی فراهم آید. ایام زندان هشت، نه روزی به درازا کشید و پس از آن من و سایر بازداشتی‌های آنجا آزاد شدیم.
undefinedروز آزادی را فراموش نمیکنم. در عصرگاه یکی از آخرین روزهای ماه خرداد که بلندترین روزهای سال است یکی از افسران زندان آمد و خبر آزادی را به ما داد. هر یک از ما وسایل اندک خود را جمع کردیم و در اتاق‌هایمان به انتظار نشستیم بعد ما را در راهرویی که بین اتاق‌ها امتداد یافته بود، جمع کردند و سپس در زندان را گشودند و گفتند: بروید به همین صورت و بدون ثبت اسامی یا پر کردن فرم‌هایی که هنگام آزادی از زندان معمول است با همدیگر خداحافظی کردیم. من به سوی خیابان رفتم و آن مسیر را با گام‌هایی تند به سوی منزلمان که خیلی از پادگان دور نبود - طی کردم.
undefinedدر حالی که عازم خانه بودم، احساس خاصی بر من مستولی شده بود، که آمیزه‌ای بود از شوق و بیم و شرم. شرمگین بودم از اینکه محاسن ما را تراشیده بودند و بیم هم از این داشتم که والدینم شاید بگویند: چرا در مسائلی دخالت کردی که به زندان بیفتی؟ وقتی به خانه رسیدم خانواده به گرم ترین وجهی از من استقبال کردند. از دیدن من خوشحالی کردند. وقتی برای صرف چای نشستم، نخستین حرفی که مادرم به من زد، این بود: من به پسری مانند تو افتخار میکنم که چنین کاری را در راه خدا انجام می‌دهد. نفسی به راحتی کشیدم و خدا را شکر کردم. این سخن مادرم در فعالیت‌هایی که من در این راه داشتم تأثیری بسزا داشت.
undefined #خون_دلی_که_لعل_شد
#هویت_مادری #نقش_مادری#زیست_شهیدانه┈┈••✾••┈┈ undefinedراه سومundefined@rahesevvom

https://ble.ir/rahesevvom

۱

۱۳:۰۶

بازارسال شده از راه سوم
undefinedمادری مثل شیر
undefinedدر یکی از روزهای این ماه منزل پدرم ناهار دعوت بودم و عده‌ای از علما هم آنجا مهمان بودند. من با مصطفی که در آن زمان چهار پنج ساله بود، رفتم مصطفی را نزد مادرم گذاشتم و خودم به بیرونی منزل نزد پدرم رفتم. معمولاً خانه علما کوچک هم که باشد دو قسمت دارد: یکی بیرونی که مخصوص مهمان‌ها است و دیگری اندرونی که مخصوص خانواده است. هر یک از این دو قسمت هم در جداگانه دارد. مشغول صرف ناهار با مهمان‌ها بودیم که یکی از برادرانم آمد و گفت: ساواکی‌ها وارد خانه شده اند!
undefinedمن به طرف آنها رفتم تا وارد قسمت مهمان‌ها نشوند. دیدم مادرم در حیاط مقابل دو مأمور ساواک ایستاده و با آنها جر و بحث میکند. او پوشیده در حجاب و روبسته مثل شیری در برابر آن دو نفر ایستاده بود. آن کسی که بخصوص با مادرم بحث و جدل میکرد، یکی از بازجوهای معروف ساواک بود که پس از انقلاب کشته شد. از خلال مبادله کلمات میان مادر و فرد ساواکی، فهمیدم مأموران ساواک ابتدا از در قسمت اندرونی وارد شده‌اند که مادرم آنها را رد کرده و گفته سیدعلی اینجا نیست و هر چه کوشیده اند به داخل منزل بریزند، مادر جلوی آنها را گرفته و در را به روی آنها بسته؛ سپس در دیگر را زده اند.
undefinedبرادرم که نمیدانسته چه کسی پشت در است، آمده و در را باز کرده و آن‌ها وارد خانه شده‌اند و با مادرم به بگو مگو پرداخته‌اند. وقتی دیدند من در حال آمدن به حیاط هستم یکی از آنها به مادرم گفت: اینکه سید علی است؛ چرا میگویید اینجا نیست اما ما در عقب نشینی نکرد و با تندی پاسخ آنها را میداد. من خطاب به بازجوی ساواک گفتم آیا میدانید این خانم کیست؟ نام مادر را با تکریم بردم و بعد رو به مادر کردم و گفتم مادرم اجازه بدهید من خودم با اینها حرف بزنم و شما با اینها حرف نزنید.
undefined بعد به مأموران ساواک گفتم: چه میخواهید؟ گفتند باید با ما بیایی گفتم: من آماده ام. پسرم مصطفی در تمام این مدت با حیرت و وحشت شاهد صحنه بود. با او خداحافظی کردم و او را به دست مادر سپردم با مادر هم خداحافظی کردم. در حین رفتن یکی از این دژ خیمان در پاسخ کلامی که راجع به مادرم گفتم کلمه ناسزایی بر زبان راند که پاسخش را به تندی دادم.
undefined#خون_دلی_که_لعل_شد
#نقش_مادری #هویت_مادری #زیست_شهیدانه┈┈••✾••┈┈ undefinedراه سومundefined@rahesevvom

https://ble.ir/rahesevvom

۱

۱۶:۴۳