عکس پروفایل اندیشکده رستا ا

اندیشکده رستا

۴۰۴ عضو
undefined اقتصاد در زمان جنگ؛ تحول دیجیتال چگونه ضربه بحران را کمتر می‌کند؟

undefined<img style=" />undefined کارگروه راهکارهای دیجیتال؛ اندیشکده رستا
وقتی بحران یا جنگ رخ می‌دهد، اولین نگرانی تنها امنیت نیست؛ اقتصاد بسیار مهم است. کسب‌وکارها تعطیل می‌شوند، رفت‌وآمد محدود می‌شود، زنجیره تأمین مختل می‌شود و ناگهان جریان عادی پول کند یا متوقف می‌شود. اما در سال‌های اخیر، یک متغیر جدید وارد معادله شده است: تحول دیجیتال.
undefinedتحول دیجیتال یعنی استفاده هوشمندانه از فناوری برای ادامه دادن کارها، حتی وقتی شرایط عادی نیست. در زمان بحران، این موضوع دیگر یک انتخاب لوکس نیست؛ یک ضرورت است.
undefined️اولین نمونه ملموس، پرداخت‌های دیجیتال است. وقتی دسترسی فیزیکی به بانک‌ها محدود می‌شود یا جابه‌جایی پول نقد دشوار است، ابزارهای پرداخت آنلاین، کیف پول‌های دیجیتال و خدمات بانکداری اینترنتی کمک می‌کنند چرخ مبادلات مالی از حرکت نایستد. مردم می‌توانند خرید کنند، قبض پرداخت کنند و کسب‌وکارها می‌توانند پول دریافت کنند؛ بدون اینکه وابسته به حضور فیزیکی باشند. این موضوع ساده به نظر می‌رسد، اما در شرایط بحران می‌تواند از ایجاد صف‌های طولانی و بی‌نظمی مالی جلوگیری کند.
undefined️دومین عامل مهم، دورکاری است. تا چند سال پیش، بسیاری از سازمان‌ها تصور می‌کردند حضور فیزیکی شرط اصلی بهره‌وری است. اما تجربه‌های جهانی نشان داد که زیرساخت‌های ابری، ابزارهای مدیریت پروژه آنلاین و ارتباطات ویدئویی می‌توانند بخش بزرگی از فعالیت‌های اداری و خدماتی را از راه دور ممکن کنند. این یعنی تداوم کسب‌وکار. آن‌هایی که زیرساخت دیجیتال آماده دارند، سریع‌تر خود را با شرایط جدید تطبیق می‌دهند و کمتر آسیب می‌بینند.
undefinedتجارت الکترونیک هم نقش مهمی دارد. وقتی فروشگاه‌های فیزیکی با محدودیت مواجه می‌شوند، فروش آنلاین می‌تواند مسیر جایگزین باشد. حتی کسب‌وکارهای کوچک، اگر در بسترهای دیجیتال حضور داشته باشند، شانس بیشتری برای بقا دارند. بحران نشان می‌دهد داشتن یک صفحه در شبکه اجتماعی یا یک فروشگاه اینترنتی ساده، فقط یک ابزار تبلیغاتی نیست؛ یک کانال حیاتی فروش است.
undefinedدر کنار این‌ها، اقتصاد پلتفرمی نیز اهمیت پیدا می‌کند. پلتفرم‌های حمل‌ونقل، توزیع کالا، خدمات فریلنسری و آموزش آنلاین و موتورهای جستجوگر می‌توانند فرصت‌های جدید درآمدی ایجاد کنند. وقتی بازار سنتی دچار رکود می‌شود، پلتفرم‌ها امکان اتصال سریع عرضه و تقاضا را فراهم می‌کنند. این انعطاف‌پذیری، مزیت‌ اقتصاد دیجیتال است.
با این حال، باید واقع‌بین بود. تحول دیجیتال بدون زیرساخت پایدار اینترنت، امنیت سایبری و اعتماد عمومی کار نمی‌کند. اگر شبکه ارتباطی پایدار نباشد یا مردم به خدمات آنلاین اعتماد نداشته باشند، ابزارهای دیجیتال هم کارایی خود را از دست می‌دهند. بنابراین تاب‌آوری اقتصادی در عصر دیجیتال، به سرمایه‌گذاری مستمر در زیرساخت و آموزش وابسته است.
در نهایت، بحران‌ها نشان می‌دهند که فناوری فقط برای راحتی بیشتر نیست؛ برای بقا است. هرچه اقتصاد یک کشور دیجیتالی‌تر، متنوع‌تر و متصل‌تر باشد، انعطاف‌پذیری آن در برابر شوک‌های ناگهانی بیشتر خواهد بود. تحول دیجیتال شاید جلوی بحران را نگیرد، اما می‌تواند شدت ضربه آن را به شکل قابل توجهی کاهش دهد.
البته، نباید تصویر رمانتیک از اقتصاد دیجیتال در زمان بحران داشت. همین ابزارهایی که می‌توانند نجات‌بخش باشند، اگر زیرساخت و سرمایه‌گذاری کافی نداشته باشند، به نقطه ضعف تبدیل می‌شوند. پرداخت دیجیتال بدون شبکه پایدار و امن، تجارت الکترونیک بدون لجستیک هوشمند، و دورکاری بدون اینترنت باکیفیت و ابزارهای زیرساختی، فقط روی کاغذ کار می‌کنند.
تجربه بحران‌ها نشان داده کشورهایی که پیش از وقوع بحران روی زیرساخت ابری، امنیت سایبری، مراکز داده بومی و پایداری شبکه سرمایه‌گذاری کرده‌اند، هزینه اقتصادی کمتری پرداخت کرده‌اند. بنابراین تحول دیجیتال باید بخشی از راهبرد امنیت اقتصادی کشور باشد، نه پروژه‌ای مقطعی و نمایشی.
از سوی دیگر، این مسئولیت فقط بر دوش دولت نیست. بخش خصوصی نیز باید نگاه کوتاه‌مدت را کنار بگذارد و سرمایه‌گذاری در فناوری، آموزش نیروی انسانی و توسعه پلتفرم‌های بومی را به عنوان بیمه آینده خود ببیند. همکاری دولت و کسب‌وکارها برای تدوین استانداردهای امنیتی، حمایت از استارتاپ‌های زیرساختی و ایجاد مشوق‌های مالیاتی برای دیجیتالی‌سازی می‌تواند اقتصاد را در برابر شوک‌های آینده مقاوم‌تر کند.
بحران‌ها می‌آیند و می‌روند، اما سرمایه‌گذاری در زیرساخت دیجیتال، سرمایه‌گذاری برای تاب‌آوری بلندمدت است.
#اندیشکده_رستا #‌یادداشت_سیاستی
undefined اندیشکده رستا را در [ بله / سروش پلاس ] دنبال کنید!
undefined۱

۴۸۲

۵:۳۶

undefined طراحی گمانی (Speculative Design) و عدم‌تقارن هزینه–اثر؛ وقتی فناوریِ ارزان قواعد بازی را بازنویسی می‌کند
undefined<img style=" />undefined یاسمن حاجیان؛ اندیشکده رستا
undefined مقدمه: لحظه تاریخی و پرسش طراحیایران به تازگی حدود چهل روز جنگ را پشت سر گذاشته‌است؛ جنگی که ممکن است ادامه پیدا کند. این درگیری، فراتر از یک رویداد نظامی، آینه‌ای است که در آن می‌توان معماری قدرت را از نو دید و این پرسش را مطرح کرد که چرا فناوری‌های ارزان‌تر توانستند معادلات راهبردی را دگرگون کنند. پهپادهایی با هزینه چند هزار دلار، سامانه‌های دفاعی میلیون‌دلاری را به چالش کشیدند. مفهوم «برتری تکنولوژیک» دیگر آن‌چیزی نیست که بود. برای فهم این تحول، به ابزاری نیاز داریم که بتواند آینده‌های ممکن را تصور کند—نه فقط آینده‌های محتمل. این ابزار، «طراحی گمانی» است؛ رویکردی که آنتونی دان و فیونا ریبی برای کاوش در تفکرناپذیرها و بازطراحی واقعیت توسعه دادند.
undefined عدم‌تقارن هزینه–اثر: بازنویسی معادلات قدرتمنطق «عدم‌تقارن هزینه–اثر» ساده اما برنده است: وقتی یک پهپاد دو هزار دلاری می‌تواند یک موشک دفاعی دو میلیون دلاری را فعال کند، طرف کم‌هزینه‌تر می‌تواند طرف پرهزینه‌تر را در یک جنگ فرسایشی از پا دربیاورد.در جنگ اخیر، پهپادها نشان دادند که حجم و هزینه پایین می‌تواند جایگزین پیچیدگی و قیمت بالا شود.گزارش CSIS درباره کمپین پهپادی شاهد روسیه نشان می‌دهد که «اشباع پهپادی» می‌تواند پیشرفته‌ترین سامانه‌های دفاعی را خنثی کند. تحلیل RAND نیز تأکید می‌کند که عدم‌تقارن هزینه، ابزاری راهبردی برای متعادل‌سازی قدرت است. نتیجه روشن است: برتری نظامی دیگر تابع بودجه نیست، بلکه تابع طراحی هوشمند سیستم است.
undefined طراحی گمانی؛ تخیل در خدمت واقعیتطراحی گمانی، رویکردی است که به جای حل مسائل موجود، آینده‌های ممکن را می‌سازد. دان و ریبی آن را «طراحی برای بحث، نه مصرف» تعریف می‌کنند—ابزاری برای پرسیدن «اگر چه؟» به جای «چگونه؟». این رویکرد، ریشه در «طراحی بزرگ» دارد؛ تفکری که درباره آینده‌هایی می‌اندیشد که هنوز رخ نداده‌اند و باید برایشان طراحی کرد. این نوع طراحی، فراتر از حل مسائل امروز است و به ساختن چارچوب‌هایی می‌پردازد که بتوانند با تحولات بنیادین و ناگهانی مواجه شوند. تیم براون، مدیرعامل آیدیو، می‌گوید: «طراحی گمانی به ما اجازه می‌دهد تا آینده‌هایی را که هنوز وجود ندارند، تجربه کنیم». برای سیاست‌گذار، این یعنی توانایی دیدن سناریوهای غیرخطی—مثلاً اینکه چگونه یک فناوری ارزان می‌تواند معماری دفاعی یک کشور را بازتعریف کند. کارل دی‌سالوو در کتاب «طراحی مخالف» نشان می‌دهد که طراحی می‌تواند ابزار سیاسی برای چالش با وضع موجود باشد. در لحظه کنونی، طراحی گمانی دعوتی است به تصور آینده‌ای که در آن قدرت، دیگر تابع بودجه نیست.
undefined از فناوری به سیستم: درس برای سیاست‌گذارفناوری ارزان، تنها ابزار است؛ طراحی سیستم، تعیین‌کننده. درس اصلی این جنگ برای ایران این نیست که پهپاد بسازد، بلکه این است که چگونه یک اکوسیستم یکپارچه از فناوری، حکمرانی، و مشارکت بسازد. دونلا مدوز در کتاب «تفکر سیستمی» می‌گوید: «نقطه اهرم در یک سیستم، جایی است که تغییر کوچک، اثر بزرگ دارد». عدم‌تقارن هزینه، دقیقاً چنین نقطه اهرمی است. ریچارد بوکانان در مقاله کلاسیک خود درباره «مسائل بدساختار» تأکید می‌کند که طراحی، نه حل مسئله، بلکه بازتعریف مسئله است. برای ایران، این یعنی بازطراحی معماری دفاعی از «خرید تکنولوژی» به «طراحی سیستم». این نیازمند تفکر سیستمی است: یکپارچگی تولید داخلی، شبکه‌های توزیع‌شده، و مشارکت بخش خصوصی و دانشگاه.
undefined نتیجه‌گیری: دعوت به عملاین لحظه، فرصتی برای بازاندیشی است. طراحی گمانی به ما می‌آموزد که آینده را نمی‌توان پیش‌بینی کرد، اما می‌توان طراحی کرد. برای سیاست‌گذاران، طراحان راهبردی و آینده‌پژوهان، این یعنی گذار از واکنش به پیش‌بینی، و از پیش‌بینی به ساختن. طراحی آینده، امروز شروع می‌شود.
#اندیشکده_رستا #‌یادداشت_سیاستی
undefined اندیشکده رستا را در [ بله / سروش پلاس ] دنبال کنید!
undefined۳

۲۷۶

۷:۰۱

undefined از تهدید تا فرصت: استفاده راهبردی از پیام‌رسان‌ها و سامانه‌های بومی در دوران اختلال اینترنت
undefined<img style=" />undefined کارگروه راهکارهای دیجیتال اندیشکده رستا
undefined قطع یا اختلال گسترده در اینترنت بین‌الملل در ماه‌ها و سال‌های اخیر به یکی از دغدغه‌های اصلی کسب‌وکارهای آنلاین در ایران تبدیل شده است. بر کسی پوشیده نیست که قطع دسترسی به سرویس‌ها و پلتفرم‌های بین‌المللی، تبعات اقتصادی، ارتباطی و حتی روانی جدی برای فعالان فضای مجازی دارد. با این حال، با توجه به شرایط جنگی و تنش‌های منطقه‌ای و جهانی، احتمال تکرار و حتی طولانی‌تر شدن این نوع اختلال‌ها وجود دارد؛ واقعیتی که نادیده گرفتن آن می‌تواند آسیب‌های جبران‌ناپذیری به کسب‌وکارهای اینترنتی وارد کند. در چنین شرایطی، استفاده هوشمندانه از ظرفیت‌های داخلی می‌تواند به راه‌حلی «برد–برد» برای کسب‌وکارها و کاربران تبدیل شود.
undefined در حال حاضر، طیف قابل‌توجهی از پیام‌رسان‌ها، شبکه‌های اجتماعی بومی، موتورهای جست‌وجوی داخلی و صدها وب‌سایت و سامانه خدماتی بر بستر زیرساخت ملی اطلاعات فعال هستند. این پلتفرم‌ها در زمان قطعی اینترنت بین‌الملل، نه تنها در دسترس باقی می‌مانند، بلکه اغلب با تقاضای بیشتری از سوی کاربران مواجه می‌شوند؛ زیرا مردم برای تأمین نیازهای روزمره، اطلاع‌رسانی، خرید آنلاین و تعامل اجتماعی، ناگزیر به استفاده از همین ابزارها هستند. در چنین فضایی، حداقل کاری که یک کسب‌وکار می‌تواند انجام دهد، حضور فعال و برنامه‌ریزی‌شده در همین بسترهاست تا از افت شدید ارتباط با مشتریان و کاهش جدی درآمد جلوگیری کند.
undefined تجربه نشان داده است که بسیاری از کسب‌وکارها صرفاً بر بسترهای بین‌المللی برای بازاریابی و تبلیغات خود تکیه کرده‌اند؛ در نتیجه، با اولین قطعی جدی اینترنت، عملاً کانال‌های اصلی ارتباطی‌شان با مخاطب از بین می‌رود. در مقابل، کسب‌وکارهایی که به‌موقع بخشی از بودجه تبلیغاتی و محتوایی خود را به سمت پیام‌رسان‌های داخلی، پلتفرم‌های محتوایی و فروشگاهی بومی و موتورهای جست‌وجوی داخلی هدایت کرده‌اند، توانسته‌اند در دوره‌های بحران، ارتباط خود با مشتری را حفظ کرده و از افت شدید فروش جلوگیری کنند. جایگزینی یا تکمیل فضاهای تبلیغاتی قبلی با ظرفیت‌های فعلی داخلی، اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت چالش‌ها و محدودیت‌هایی داشته باشد، اما در میان‌مدت می‌تواند به یک راهکار دیجیتال پایدار و واقع‌بینانه تبدیل شود.
undefinedاز منظر استراتژیک، حضور در پلتفرم‌های داخلی صرفاً یک واکنش اضطراری به قطع اینترنت نیست، بلکه اقدامی پیش‌گیرانه برای تاب‌آوری (Resilience) کسب‌وکار در برابر ریسک‌های بیرونی است. به بیان دیگر، تنوع‌بخشی به کانال‌های ارتباطی و تبلیغاتی – شامل پیام‌رسان‌های داخلی، وب‌سایت‌ها و پورتال‌های بومی پرمخاطب، موتورهای جست‌وجوی داخلی و سامانه‌های خدمات آنلاین ایرانی – به کسب‌وکار کمک می‌کند حتی در صورت استمرار اختلال‌های بین‌المللی، چرخه اطلاع‌رسانی، فروش و خدمات پس از فروش قطع نشود.باید این نکته را مد نظر داشت که در مسیر حضور در پلتفرم‌های داخلی نیز باید تنوع‌بخشی انجام شود. بدین معنا که موضوع تنوع‌بخشی باید در سیاست‌گذاری‌های کلان کسب‌وکار لحاظ شود نه فقط یک اقدام فنی یا مقطعی. در واقع حاکمیت باید با ارائه مشوق‌های عملیاتی کسب‌وکارها را به سمت پلتفرم‌ها سوق دهد و مدیران کسب‌وکارها نیز باید به عنوان جایگزین (حداقل) و به عنوان یک مسیر آگاهانه تمامی بخش‌های کسب‌وکار را در مسیر تنوع‌بخشی مدیریت کنند.برای مثال همان‌طور که نباید فقط به یک شبکه اجتماعی یا پیام‌رسان تکیه کرد، در تبلیغات هم بهتر است بودجه بین چند بستر مختلف توزیع شود. در سطح زیرساخت هم داشتن گزینه‌های جایگزین برای میزبانی و دسترسی کاربران اهمیت پیدا می‌کند. در عملیات هم باید سناریوهای جایگزین برای زمان اختلال از قبل تعریف شده باشد.
undefinedدر نهایت، هرچند هیچ جایگزینی نمی‌تواند به‌طور کامل خلأ دسترسی پایدار به اینترنت بین‌الملل و سرویس‌های جهانی را پر کند، اما نادیده گرفتن ظرفیت‌های داخلی در شرایط فعلی، خود به یک عامل تشدیدکننده بحران تبدیل می‌شود. پذیرش واقعیت‌های جدید فضای دیجیتال کشور و بهره‌گیری از سامانه‌هایی که امروز بخش مهمی از فعالیت آنلاین مردم در آن‌ها جریان دارد، می‌تواند حداقلِ لازم برای کاهش آسیب‌ها و حفظ تداوم کسب‌وکار در دوران بی‌ثباتی ارتباطی باشد. این رویکرد نه‌تنها به حفظ حیات اقتصادی کسب‌وکارها کمک می‌کند، بلکه می‌تواند به بلوغ و ارتقای اکوسیستم دیجیتال داخلی نیز منجر شود؛ وضعیتی که در نهایت به نفع کسب‌وکارها، کاربران و اقتصاد ملی خواهد بود.
#اندیشکده_رستا #‌یادداشت_سیاستی
undefined اندیشکده رستا را در [ بله / سروش پلاس ] دنبال کنید!
undefined۱

۲۸۳

۱۶:۴۳

undefined خلیج‌فارس در دام بازی منفی؛
از تشخیص ساختار بازی با نظریه بازی‌ها تا طراحی نظم همکارانه با تفکر طراحی

undefined<img style=" />undefined یاسمن حاجیان؛ اندیشکده رستا
undefinedمقدمه: لحظه تاریخی و پرسش طراحیخلیج‌فارس در یک لحظه استراتژیک تاریخی قرار دارد. آتش‌بس شکننده پس از درگیری‌های نظامی، نفت برنت بالای ۱۰۰ دلار و اثبات توان بازدارندگی ایران در کنترل تنگههرمز، پارادایم قدرت در منطقه را جابه‌جا کرده است. سرنگونی جنگنده‌های پیشرفتهآمریکایی و احتیاط بازیگرانی چون امارات و عربستان، نشانه تحول در توازن قوایمنطقه‌ای است. پرسش محوری این است: چگونه می‌توان این «موقعیت قدرت» را به یک «نظم منطقه‌ای پایدار» پیوند زد؟ این یادداشت با ترکیب نظریه بازی‌ها برای تحلیل بن‌بست‌های موجود و تفکر طراحی برای بازمهندسی نفوذ، نقشه راهی برای عبور از وضعیت فعلی ترسیممی‌کند.
undefinedتحلیل موقعیت: ایران در نقطه عطف استراتژیکدستاوردهای مرحله بازدارندگی: ایران توانسته توان نظامی خود را به اثبات برساند. استفاده از میادین مین هوشمند، پهپادهای انتحاری و سامانه‌های ضدکشتی، بیش از ۲۰۰۰ شناور را متوقف یا مجبور به تغییر مسیر نمود. این «قفل آهنین» تنگه هرمز، همراه با سرنگونی سرنگونی جنگنده‌های F-35 و F-15، معادلات منطقه‌ای را تغییر داد (Gause, 2022).چالش مرحله بعد: علی‌رغم موفقیت‌های بازدارنده، استمرار این وضعیت با منطق هزینه-فایده سازگار نیست. خلیج‌فارس اکنون در وضعیت بازی با مجموع منفی قرار دارد (Dixit & Skeath, 2015). تداوم این بن‌بست بازیگران را در معضل زندانی گرفتار کرده که خروجی آن بهینه نیست.آمریکا نمی‌تواند حمله بیشتری کند (خطر بستن شریان انرژی)، ایران نمی‌تواند عقب‌نشینی کند (از دست دادن دستاوردهای استراتژیک). اما این بحران می‌تواند نقطه عزیمت برای تغییر پارادایم باشد. تبدیل «قدرت سخت» به یک «نهاد امنیتی بومی» تحت مدیریت ایران، دقیقاً همان مسیری است که جرویس (۱۹۷۸) برای برون‌رفت از معضل امنیتی (Security dilemma) و کاهش ادراک تهدید پیشنهاد می‌دهد.
undefinedطراحی: از بازدارندگی به رهبری منطقه‌ایتفکر طراحی متدولوژی هوشمندی برای بازنگری در ساختارهای سنتی قدرت است (Bason, 2018). به‌کارگیری این رویکرد در دیپلماسی، به معنای عبور از واکنش‌های صرفاً نظامی و حرکت به سمت «طراحی» یک نظم منطقه‌ای با محوریت ایران است.
undefinedهمدلی استراتژیک: امنیت، رفع تحریم و نقش‌آفرینی فعال، نیازهای بنیادین ایران است؛ همان‌طور که ثبات و امنیت دریایی، نیاز حیاتی همسایگان است. نقطه پیوند این منافع، «باز ماندن تنگه هرمز» است (Kamrava, 2020).
بازتعریف مسئله: تنگه هرمز نباید صرفاً یک «اهرم فشار نظامی» باشد، بلکه باید به «منبع نفوذ پایدار» تبدیل شود. الگوی پیشنهادی، عبور از ایده «انسداد» و حرکت به سمت «مدیریت هوشمند» است.ایده‌پردازی: (۱) تشکیل سازوکار امنیت دریایی با مشارکت ایران و عمان؛ (۲) تدوین رژیم حقوقی نوین که مفهوم «مشارکت در هزینه امنیت» را جایگزین عوارض سنتی کند؛ (۳) تأسیس صندوق توسعه منطقه‌ای از درآمدهای تنگه.
undefinedنقشه راه عملیاتیفاز ۱ (۶ ماه): تبدیل آتش‌بس شکننده به «توافق موقت پایدار» و آغاز گفت‌وگوهای فنی. کانال‌های دیپلماتیک عمان و پاکستان نقش کلیدی در کاهش ادراک تهدید ایفا می‌کنند.فاز ۲ (۱ تا ۲ سال): تأسیس «کمیته مشترک امنیت دریایی» با حضور ایران و کشورهای حاشیه خلیج‌فارس. استقرار دبیرخانه در بندرعباس، نماد رهبری منطقه‌ای ایران خواهد بود.فاز ۳ (۵ سال): گذار به «سازمان همکاری‌های امنیتی خلیج‌فارس» با الهام از الگوی آسه‌آن. نفوذ ایران از قالب نظامی به قالبی ساختاری و نهادین ارتقا می‌یابد.
undefinedنتیجه‌گیریایران در موقعیت قدرت قرار دارد و فرصت تاریخی برای تبدیل قدرت نظامی به رهبریمنطقه‌ای پیش روی دارد. نظریه بازی‌ها ابزار تحلیل دقیق موقعیت استراتژیک را فراهممی‌کند و تفکر طراحی راهبرد بلندمدت برای خروج از «تله بازدارندگی» و ورود به «نظمهمکارانه» را ترسیم می‌نماید.
undefinedمنابعAxelrod, R. (1984). The Evolution of Cooperation.Basic Books.Bason, C. (2018). Leading Public SectorInnovation. Policy Press.Dixit, A. K., & Skeath, S. (2015). Games ofStrategy (4th ed.). W.W. Norton.Gause, F. G. (2022). The Gulf States inInternational Political Economy. Cambridge University Press.Jervis, R. (1978). Cooperation Under the SecurityDilemma. World Politics, 30(2), 167-214.Kamrava, M. (2020). The Security Architecture of thePersian Gulf. Oxford University Press.
#اندیشکده_رستا #‌یادداشت_سیاستی
undefined اندیشکده رستا را در [ بله / سروش پلاس ] دنبال کنید!
undefined۳

۲۶۳

۹:۵۶

undefined قدرتِ نامرئی: چگونه تحول دیجیتال قواعد جنگ را بازنویسی می‌کند

undefined<img style=" />undefined کارگروه راهکارهای دیجیتال؛ اندیشکده رستا
undefinedدر جهان امروز، رسانه دیگر صرفاً ابزار انتقال خبر نیست؛ بلکه به یکی از اصلی‌ترین میدان‌های قدرت تبدیل شده است. اگر در گذشته، جنگ‌ها در میدان‌های فیزیکی و با سلاح‌های سخت تعریف می‌شدند، امروز بخش مهمی از تقابل‌ها در بستر رسانه و در ذهن مخاطبان شکل می‌گیرد. این تغییر، بیش از هر چیز، محصول «تحول دیجیتال» است؛ تحولی که قواعد بازی را از اساس دگرگون کرده است.
undefinedسواد رسانه‌ای در چنین فضایی، دیگر یک مهارت لوکس یا دانشگاهی نیست؛ بلکه به یک ضرورت عمومی تبدیل شده است. مخاطب امروز، در معرض حجم عظیمی از اطلاعات قرار دارد که بخش قابل توجهی از آن، هدفمند و جهت‌دار تولید می‌شود. بدون توانایی تحلیل، تفکیک و ارزیابی این محتوا، فرد به‌راحتی می‌تواند به بخشی از پازل یک جنگ رسانه‌ای تبدیل شود، بدون آنکه خود بداند. به بیان ساده، کسی که سواد رسانه‌ای ندارد، نه‌تنها مصرف‌کننده محتواست، بلکه ناخواسته بازتولیدکننده آن نیز هست.
undefinedاما آنچه این فضا را پیچیده‌تر کرده، نقش تحول دیجیتال است. پلتفرم‌ها، شبکه‌های اجتماعی، الگوریتم‌ها و داده‌های کلان، همه در کنار هم، یک زیست‌بوم جدید رسانه‌ای ساخته‌اند که در آن، سرعت، مقیاس و دقت اثرگذاری به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است. در این زیست‌بوم، دیگر نیازی به رسانه‌های بزرگ و پرهزینه برای اثرگذاری نیست؛ یک حساب کاربری با استراتژی درست می‌تواند موجی ایجاد کند که میلیون‌ها نفر را درگیر کند.
undefinedجنگ رسانه‌ای در این بستر، دیگر صرفاً انتشار خبر یا حتی شایعه نیست؛ بلکه طراحی روایت است. بازیگران این حوزه تلاش می‌کنند با ترکیب داده، روانشناسی مخاطب و ابزارهای دیجیتال، و هوش مصنوعی، ادراک عمومی را شکل دهند. در واقع، هدف اصلی، تغییر واقعیت نیست، بلکه تغییر «برداشت از واقعیت» است. اینجاست که مرز بین حقیقت و روایت، بیش از پیش کمرنگ می‌شود.
تحول دیجیتال همچنین باعث شده که جنگ‌ها، از حالت متمرکز خارج شوند. اگر در گذشته، دولت‌ها بازیگران اصلی بودند، امروز بازیگران غیردولتی، شرکت‌های فناوری و حتی افراد عادی نیز می‌توانند نقش‌آفرین باشند. این توزیع قدرت، هم فرصت است و هم تهدید. از یک سو، امکان بیان و مشارکت عمومی افزایش یافته و از سوی دیگر، کنترل و مدیریت فضا دشوارتر شده است.
undefinedدر چنین شرایطی، سیاست‌گذاری در حوزه رسانه نیز نیازمند بازنگری جدی است. نمی‌توان با نگاه سنتی، پدیده‌ای را مدیریت کرد که ماهیت آن مبتنی بر تغییر، و حتی تحول است. راهکار، نه در محدودسازی صرف، بلکه در تقویت زیرساخت‌های بومی، ارتقای سواد رسانه‌ای عمومی و توسعه روایت‌های قابل رقابت است.
در نهایت، باید پذیرفت که در عصر تحول دیجیتال، جنگ‌ها به جز این که در میدان اتفاق می‌افتند، در ذهن‌ مخاطب نیز شکل می‌گیرند. هر جامعه‌ای که بتواند روایت خود را بهتر بسازد و بهتر منتقل کند، دست برتر را خواهد داشت. اینجا، دیگر سلاح اصلی، نه تانک و موشک، بلکه «داده، روایت و اعتماد» است.
#اندیشکده_رستا #‌یادداشت_سیاستی
undefined اندیشکده رستا را در [ بله / سروش پلاس ] دنبال کنید!
undefined۴

۳۳۲

۱۷:۲۱

undefinedاینترنت پرو، موافقان، مخالفان ...
undefined<img style=" />undefined کارگروه راهکارهای دیجیتال؛ اندیشکده رستا
undefinedدر ماه‌های اخیر، دوباره بحث «اینترنت پرو» یا اینترنت ویژه برای برخی کاربران و کسب‌وکارها در فضای رسانه‌ای و کارشناسی ایران مطرح شده است؛ موضوعی که هر بار با واکنش‌های متفاوتی همراه می‌شود. اما اینترنت پرو به طور دقیق چیست؟ در ساده‌ترین تعریف، منظور از این طرح ارائه سطح متفاوتی از دسترسی اینترنت برای گروه‌های مشخصی از کاربران است؛ مثلا شرکت‌های فناوری، کسب‌وکارهای آنلاین، دانشگاه‌ها، خبرنگاران، پژوهشگران یا برخی نهادهای تخصصی. این تفاوت می‌تواند در سرعت، پایداری، کیفیت اتصال یا سطح دسترسی به سرویس‌های بین‌المللی باشد.
undefinedدر واقع ایده اصلی این است که برخی مشاغل و فعالیت‌های تخصصی برای ادامه کار خود به اینترنتی فراتر از وضعیت عمومی نیاز دارند. برای نمونه، یک برنامه‌نویس، پژوهشگر یا شرکت فعال در حوزه صادرات خدمات دیجیتال، بدون دسترسی پایدار به سرویس‌های جهانی عملا با کاهش بهره‌وری یا حتی توقف فعالیت مواجه می‌شود. به همین دلیل، موافقان اینترنت پرو معتقدند این مدل می‌تواند یک راهکار عملی برای جلوگیری از آسیب به اقتصاد دیجیتال کشور باشد.حامیان این طرح می‌گویند بسیاری از کسب‌وکارهای ایرانی امروز به ابزارها و زیرساخت‌های خارجی وابسته‌اند؛ از سرویس‌های ابری گرفته تا پلتفرم‌های توسعه نرم‌افزار، تبلیغات، آموزش و ارتباطات. از نگاه آن‌ها، وقتی محدودیت‌های اینترنتی بر فعالیت حرفه‌ای تاثیر مستقیم می‌گذارد، طبیعی است که برای برخی حوزه‌های حساس، دسترسی تخصصی تعریف شود. حتی برخی کارشناسان این موضوع را با اینترنت سازمانی در دیگر کشورها مقایسه می‌کنند؛ جایی که شرکت‌ها و مراکز علمی، خدمات ارتباطی متفاوت و حرفه‌ای‌تری دریافت می‌کنند.
undefinedدر مقابل، منتقدان اینترنت پرو معتقدند مسئله اصلی فقط کیفیت اینترنت نیست، بلکه نوع نگاه به دسترسی است. آن‌ها می‌گویند اینترنت در دنیای امروز صرفا یک ابزار سرگرمی نیست، بلکه بخشی از زیرساخت زندگی، آموزش، اقتصاد و ارتباطات عمومی محسوب می‌شود. بنابراین اگر دسترسی بهتر تنها در اختیار گروه‌های خاص قرار بگیرد، به مرور نوعی شکاف دیجیتال میان مردم شکل می‌گیرد؛ شکافی که می‌تواند در آینده ابعاد اقتصادی، آموزشی، و اجتماعی گسترده‌تری پیدا کند.منتقدان همچنین بر این باورند که اینترنت چندسطحی ممکن است اعتماد عمومی را تحت تاثیر قرار دهد. از نگاه آن‌ها، وقتی بخشی از جامعه اینترنت متفاوتی دریافت می‌کند، این تصور ایجاد می‌شود که کیفیت دسترسی به اطلاعات به یک امتیاز تبدیل شده است، نه یک خدمت عمومی. علاوه بر این، برخی کارشناسان هشدار می‌دهند که نبود سازوکار شفاف برای اعطای اینترنت پرو می‌تواند زمینه ایجاد رانت یا امتیازهای غیرشفاف را فراهم کند.
undefinedبا این حال، واقعیت این است که اینترنت پرو را نمی‌توان صرفا یک موضوع فنی دانست. این طرح در نقطه تلاقی اقتصاد دیجیتال، حکمرانی، توسعه فناوری، آموزش، و مطالبات اجتماعی قرار دارد. بخشی از نگرانی‌ها واقعی است و بخشی از نیازها نیز قابل انکار نیست. کسب‌وکارها برای بقا به اینترنت پایدار نیاز دارند و در مقابل، جامعه نیز انتظار دارد دسترسی به فضای دیجیتال به شکلی عادلانه مدیریت شود.شاید مهم‌ترین مسئله در این میان، نحوه اجرا و میزان شفافیت چنین طرح‌هایی باشد. اگر اینترنت پرو قرار باشد به ابزاری برای حمایت از فعالیت‌های تخصصی تبدیل شود، نیازمند چارچوب روشن، تعریف دقیق و اعتمادسازی عمومی است. در غیر این صورت، ممکن است به‌جای حل مسئله، خود به یکی از چالش‌های تازه فضای دیجیتال کشور تبدیل شود.
#اندیشکده_رستا #‌یادداشت_سیاستی

undefined اندیشکده رستا را در [ بله / سروش پلاس ] دنبال کنید!
undefined۱

۲۲۳

۱۴:۵۹

undefined آیا قطع اینترنت می‌تواند به رشد پلتفرم‌های داخلی کمک کند؟

undefined<img style=" />undefined کارگروه راهکارهای دیجیتال؛ اندیشکده رستا

undefined گاهی فقط چند دقیقه کافی است تا وابستگی یک جامعه به سرویس‌های خارجی خودش را نشان دهد. صبحی که واتس‌اپ ناگهان از دسترس خارج می‌شود، تازه خیلی‌ها متوجه می‌شوند بخش مهمی از ارتباطات روزمره، هماهنگی‌های کاری، فایل‌های شرکت، گروه‌های خانوادگی و حتی ارتباط مشتری و فروشنده، روی یک پلتفرم خارجی بنا شده است. چند ساعت بعد، موج مهاجرت شروع می‌شود؛ عده‌ای سراغ پیام‌رسان‌های داخلی می‌روند، کسب‌وکارها لینک کانال‌های جدید منتشر می‌کنند و بعضی سازمان‌ها هم اطلاعیه می‌دهند که «فعلاً از سرویس جایگزین استفاده کنید». درست در همین نقطه است که یک سوال قدیمی دوباره مطرح می‌شود؛ آیا محدود شدن اینترنت بین‌الملل می‌تواند به رشد پلتفرم‌های داخلی کمک کند؟پاسخ این سوال، برخلاف فضای احساسی شبکه‌های اجتماعی، چندان ساده نیست. در واقع درباره این موضوع، حداقل سه نگاه متفاوت وجود دارد.
undefinedدر یک سوی ماجرا، گروهی قرار دارند که معتقدند تا زمانی که پلتفرم‌های خارجی بدون محدودیت در دسترس باشند، محصولات داخلی در عمل فرصت جدی برای رشد پیدا نمی‌کنند. از نگاه این طیف، رقابت میان یک پیام‌رسان یا سرویس داخلی با غول‌های فناوری جهان، از ابتدا نابرابر است. آن‌ها می‌گویند طبیعی است کاربری که سال‌ها به پیام‌رسان‌های ، اینستاگرام یا سرویس‌های خارجی عادت کرده، کمتر سراغ نمونه داخلی برود؛ مگر اینکه شرایط او را مجبور به این جابه‌جایی کند.طرفداران این نگاه معمولاً به دوره‌های اختلال اینترنت اشاره می‌کنند؛ دوره‌هایی که ناگهان تعداد نصب و کاربران فعال پلتفرم‌های داخلی افزایش پیدا می‌کند. از نظر آنها، این اتفاق نشان می‌دهد ظرفیت استفاده از خدمات بومی در کشور وجود دارد، اما کاربران تا زمانی که گزینه خارجی همیشه در دسترس باشد، کمتر به سرویس‌های داخلی فرصت می‌دهند.
undefined اما در سوی دیگر، مخالفان این دیدگاه معتقدند رشدی که بر پایه محدودیت شکل بگیرد، لزوماً رشد واقعی نیست. آنها می‌گویند مهاجرت اجباری کاربر با «اعتماد» تفاوت دارد. کاربری که صرفاً به دلیل قطع شدن یک سرویس خارجی به نمونه داخلی می‌رود، ممکن است در اولین فرصت دوباره به همان پلتفرم قبلی بازگردد. به اعتقاد این گروه، موفقیت پایدار در اقتصاد دیجیتال بیشتر از آنکه به حذف رقیب وابسته باشد، به کیفیت خدمات، تجربه کاربری، امنیت و اعتماد عمومی وابسته است.
undefinedدر این میان، یک نگاه میانه هم وجود دارد که شاید واقع‌بینانه‌تر از دو سر این طیف باشد. این دیدگاه می‌گوید مسئله اصلی حذف اینترنت جهانی نیست، بلکه داشتن «گزینه جایگزین قابل اتکا» در زمان بحران است.بر اساس این نگاه، اینترنت بین‌الملل باید در دسترس باشد و رقابت هم باید وجود داشته باشد؛ اما در کنار آن، کشور باید روی توسعه زیرساخت‌ها و پلتفرم‌های داخلی هم سرمایه‌گذاری واقعی انجام دهد. نه فقط در زمان بحران، بلکه در شرایط عادی. چون اگر قرار باشد روزی در شرایط جنگ، حملات سایبری، اختلال گسترده یا حتی قطع ارتباطات خارجی، سرویس‌های داخلی نقش جایگزین را ایفا کنند، باید از قبل توسط مردم استفاده شده باشند، زیرساخت کافی داشته باشند و اعتماد عمومی را به‌دست آورده باشند.
undefinedدر واقع مسئله بیشتر شبیه داشتن «پلن A و پلن B» است. یعنی کشور هم از مزایای اینترنت جهانی و سرویس‌های بین‌المللی استفاده کند و هم همزمان، زیرساخت‌های بومی را آن‌قدر تقویت کند که اگر روزی اختلالی ایجاد شد، زندگی دیجیتال مردم متوقف نشود.شاید مهم‌ترین نکته همین باشد؛ آینده اقتصاد دیجیتال ایران احتمالاً نه در حذف کامل سرویس‌های خارجی شکل می‌گیرد و نه در وابستگی مطلق به آنها. مسئله اصلی، رسیدن به تعادلی است که در آن هم رقابت وجود داشته باشد، هم حق انتخاب کاربران حفظ شود و هم کشور در شرایط بحرانی، بدون گزینه جایگزین نماند.
#اندیشکده_رستا #‌یادداشت_سیاستی
undefined اندیشکده رستا را در [ بله / سروش پلاس ] دنبال کنید!
undefined۲

۱۷۳

۱۰:۰۰

undefined اقتصاد دیجیتال و اینترنت بین‌الملل

undefined<img style=" />undefined کارگروه راهکارهای دیجیتال؛ اندیشکده رستا

undefinedدر سال‌های اخیر، هر بار که بحث محدودسازی یا قطع اینترنت بین‌الملل در ایران مطرح شده، اقتصاد دیجیتال نیز به عنوان یک فاکتور اساسی بیان شده است. موافقان این سیاست معتقدند وابستگی بیش از حد به زیرساخت‌ها و پلتفرم‌های خارجی، کشور را در شرایط بحرانی آسیب‌پذیر می‌کند و باید برای حفظ امنیت، تاب‌آوری و استقلال دیجیتال، شبکه داخلی را تقویت کرد. در مقابل، مخالفان می‌گویند اقتصاد دیجیتال به ذات بر اتصال جهانی بنا شده و هرگونه اختلال گسترده در اینترنت بین‌الملل، عملا بخشی از موتور رشد اقتصاد نوآوری را خاموش می‌کند.
undefinedواقعیت این است که اقتصاد دیجیتال امروز فقط به چند فروشگاه اینترنتی یا شبکه اجتماعی محدود نیست. از خدمات بانکی و حمل‌ونقل آنلاین گرفته تا آموزش، تبلیغات، فریلنسری، تولید محتوا، بازی‌های آنلاین و حتی ارتباطات سازمانی، همگی به اینترنت پایدار و متصل به جهان وابسته‌اند. در چنین شرایطی، طبیعی است که هر اختلال گسترده، زنجیره‌ای از مشکلات اقتصادی ایجاد کند.
undefinedموافقان محدودسازی اینترنت بین‌الملل استدلال دیگری دارند. آن‌ها معتقدند وابستگی به سرویس‌های خارجی، اقتصاد کشور را شکننده کرده است. از نگاه این گروه، وقتی کسب‌وکارها بر بستر پلتفرم‌هایی فعالیت می‌کنند که خارج از کنترل داخلی هستند، با هر تحریم، بحران سیاسی یا تصمیم شرکت‌های داخلی و خارجی ممکن است دچار اختلال شوند. به همین دلیل، توسعه پیام‌رسان‌ها، سرویس‌های ابری، موتورهای جست‌وجو و بازارهای داخلی را بخشی از «حاکمیت دیجیتال» می‌دانند؛ مفهومی که در بسیاری از کشورهای دیگر جهان نیز به شکل‌های مختلف دنبال می‌شود.
undefinedاین گروه همچنین معتقدند که قطع یا محدودسازی موقت اینترنت بین‌الملل می‌تواند فرصتی برای رشد بازیگران داخلی ایجاد کند؛ همان اتفاقی که در برخی حوزه‌ها باعث افزایش استفاده از سرویس‌های بومی شد. از نگاه آن‌ها، اگر سرمایه‌گذاری و سیاست‌گذاری درستی صورت بگیرد، اقتصاد دیجیتال داخلی می‌تواند مستقل‌تر و مقاوم‌تر شود.اما مخالفان می‌گویند مسئله فقط جایگزینی چند سرویس خارجی با نمونه داخلی نیست. اقتصاد دیجیتال مدرن، شبکه‌ای جهانی از داده، خدمات، تبلیغات، زیرساخت ابری، هوش مصنوعی و تعاملات بین‌المللی است. بسیاری از استارتاپ‌ها، برنامه‌نویسان، تولیدکنندگان محتوا و شرکت‌های فناوری، مشتریان یا ابزارهای کاری خود را در خارج از مرزها پیدا می‌کنند. قطع اینترنت بین‌الملل برای این بخش‌ها، تنها یک محدودیت فنی نیست؛ بلکه توقف جریان درآمد و کاهش اعتماد سرمایه‌گذاران است.
undefinedاز سوی دیگر، فعالان اقتصادی بارها هشدار داده‌اند که بی‌ثباتی اینترنت، پیش‌بینی‌پذیری بازار را از بین می‌برد. سرمایه‌گذار، چه داخلی و چه خارجی، در فضایی سرمایه‌گذاری می‌کند که ارتباطات، زیرساخت و دسترسی پایدار وجود داشته باشد. وقتی اینترنت به متغیری غیرقابل پیش‌بینی تبدیل شود، طبیعی است که بخشی از سرمایه و نیروی انسانی متخصص به سمت بازارهای باثبات‌تر حرکت کند.
undefinedشاید مهم‌ترین نکته در این میان، ضرورت تفکیک میان «تقویت زیرساخت داخلی» و «قطع ارتباط جهانی» باشد. توسعه سرویس‌های بومی، افزایش تاب‌آوری شبکه ملی و کاهش وابستگی، اهدافی قابل دفاع هستند؛ اما بسیاری از کارشناسان معتقدند این مسیر لزوما نباید با محدودسازی گسترده اینترنت بین‌الملل همراه شود. اقتصاد دیجیتال امروز، بیش از هر زمان دیگری به تعادل میان امنیت، دسترسی و اعتماد نیاز دارد؛ تعادلی که بدون گفت‌وگوی کارشناسی و نگاه بلندمدت، به سختی به دست خواهد آمد.
#اندیشکده_رستا #‌یادداشت_سیاستی
undefined اندیشکده رستا را در [ بله / سروش پلاس ] دنبال کنید!
undefined۲

۱۶۸

۱۴:۱۴

undefined اینترنت بسته اما بدون قطعی؛ تجربه چین
undefined<img style=" />undefined کارگروه راهکارهای دیجیتال؛ اندیشکده رستا
undefined چین چه مدلی را پیش گرفته است؟مدل اینترنت در چین چیزی فراتر از «فیلترینگ ساده» است. این کشور طی سه دهه، یک اکوسیستم کامل دیجیتال ساخته که در آن کاربران اکثر نیازهای زندگی دیجیتال روزمره‌شان را بدون نیاز به خروج از مرزهای کشور مدیریت می‌کنند. نکته کلیدی این است که چین هرگز اینترنت بین‌الملل را به طور کامل قطع نمی‌کند. بلکه شبکه ملی اطلاعاتی چنان قدرتمند، جذاب و گسترده ساخته شده که کاربر به طور طبیعی نیاز کمتری به دنیای بیرون پیدا می‌کند.
undefinedآمارها چه می‌گویند؟امروز در چین بیش از ۱.۲ میلیارد کاربر اینترنت فعال وجود دارد. پلتفرم وی‌چت به تنهایی ۱.۴۱ میلیارد حساب کاربری دارد، عددی که از خود جمعیت چین هم فراتر است. پلتفرم تیک‌تاک در نسخه چینی خود که «دویین» نام دارد، بیش از یک میلیارد کاربر را پوشش می‌دهد. این آمار نشان می‌دهد که کاربر چینی برای ارتباط، سرگرمی، خرید، آموزش، پرداخت قبوض و حتی خدمات پزشکی، همه چیز را داخل کشور دارد.
undefinedزمان؛ عامل فراموش‌شدهمدل چین در یک شب یا حتی یک دهه ساخته نشده است. فرآیند ساخت این زیرساخت عظیم از اواسط دهه ۱۹۹۰ آغاز شده و نزدیک به ۳۰ سال طول کشیده است. چین ابتدا شرکت‌های داخلی خود را قدرتمند کرد، بعد به تدریج فضای رقابت با غول‌های جهانی را محدود ساخت. این یک استراتژی بلندمدت و گام‌به‌گام بود، نه یک تصمیم مقطعی و شتابزده.
undefinedهزینه؛ عددی که کمتر دیده می‌شودساخت یک شبکه ملی جایگزین برای اینترنت جهانی، میلیاردها دلار هزینه مستقیم داشته است. چین هزاران مرکز داده، میلیون‌ها کیلومتر کابل فیبر نوری، صدها هزار دکل مخابراتی و هزاران سرور قدرتمند در سراسر کشور نصب کرده است. هزینه تربیت نیروی متخصص، توسعه نرم‌افزارها و پلتفرم‌های بومی، و نگهداری روزانه این شبکه عظیم نیز عددی است که کمتر کسی از آن صحبت می‌کند. چین به عنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان توانست این سرمایه‌گذاری را انجام دهد.
undefinedمقایسه با ایران؛ تفاوت در سه سطحنخست، تفاوت جمعیتی: چین با ۱.۴ میلیارد نفر جمعیت، بازاری ۱۵ برابر بزرگ‌تر از ایران (حدود ۹۰ میلیون نفر) دارد. هر سرویس‌دهنده داخلی در چین ۱۵ برابر بیشتر مشتری بالقوه دارد. این یعنی صرفه اقتصادی عظیم. ساخت یک پلتفرم اجتماعی در چین به دلیل تعداد کاربران بالا، فوق‌العاده سودآور است. در ایران اما با جمعیت محدودتر، بسیاری از سرویس‌های داخلی حتی به نقطه سربه‌سر هم نمی‌رسند.
دوم، تفاوت زیرساختی: چین شبکه فیبر نوری خود را به روستاهای دورافتاده هم رسانده است. دهه‌هاست که روی کابل‌کشی زیرزمینی، مراکز داده، و اتصالات بین‌شهری سرمایه‌گذاری کرده. زیرساخت دیجیتال چین جزو پیشرفته‌ترین‌های جهان است. این شبکه تحمل بار بیش از یک میلیارد کاربر را دارد.
سوم، تفاوت هزینه‌ای: چین سالانه ده‌ها میلیارد دلار صرف نگهداری و توسعه زیرساخت‌های دیجیتال خود می‌کند. بودجه کشور برای تحقق «رویای دیجیتال» خود، عددی است که شاید با بودجه کل سالانه کشورهای کوچک برابری کند. ایران با اقتصاد تحت تحریم و منابع محدود، توان چنین سرمایه‌گذاری عظیمی را ندارد.
undefinedیک نکته مهم: قطعی وجود ندارددر مدل چین، شما هرگز با «قطع کامل اینترنت» مواجه نمی‌شوید. حتی در حساس‌ترین شرایط، دسترسی به شبکه جهانی محدود می‌شود اما صفر نمی‌شود. شبکه ملی اطلاعات چین آنقدر قوی هست که کاربر به ندرت نیاز به خروج از آن پیدا می‌کند و اگر هم نیاز پیدا کند، راه‌هایی وجود دارد، اما به دلیل کیفیت و تنوع سرویس‌های داخلی، این نیاز حداقلی است.
undefinedجمع‌بندیمدل چین برای مدیریت اینترنت، یک الگوی موفق و قابل مطالعه است. اما این موفقیت حاصل سه عامل کلیدی است: جمعیت عظیم (ایجاد بازار سودآور)، زیرساخت فوق‌پیشرفته (امکان جایگزینی واقعی)، و سرمایه‌گذاری عظیم و بلندمدت (تداوم و پایداری). هر کشوری برای الگوبرداری از این مدل باید هر سه عامل را همزمان داشته باشد. چین دهه‌ها وقت صرف کرد تا به این نقطه رسید و حتی الان نیز متوقف نشده است.
#اندیشکده_رستا #‌یادداشت_سیاستی
undefined اندیشکده رستا را در [ بله / سروش پلاس ] دنبال کنید!
undefined۲
undefined۱

۵۰۴

۹:۱۶

thumbnail
undefined بررسی حقوقی حکم انتصاب رئیس ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی کشور
undefined<img style=" />undefined کارگروه حکمرانی اندیشکده رستا
undefinedحکم انتصاب رئیس ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی کشور، که در تاریخ ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ صادر شد، از یک حکم انتصاب متعارف فراتر رفته است. پیوست تفصیلی این حکم، نهادی جدید با صلاحیت‌های فرادستگاهی و مصوباتی لازم‌الاجرا برای «کلیه دستگاه‌ها» تأسیس می‌کند.
undefinedاندیشکده رستا این سند را از منظر حقوق عمومی بررسی کرده و ایرادات آن را در چهار لایه شناسایی نموده است: نخست، فقدان صلاحیت تأسیسی از سوی رئیس‌جمهور؛ دوم، مغایرت با احکام صریح رهبری شهید در سال‌های ۱۳۹۰ و ۱۳۹۴ درباره ساختار حکمرانی فضای مجازی؛ سوم، تعارض با چندین اصل قانون اساسی از جمله اصول ۵۷، ۷۹، ۱۳۸ و ۱۷۶؛ و چهارم، مغایرت با قوانین عادی متعدد از جمله قانون برنامه هفتم، قانون جرایم رایانه‌ای و قانون پدافند غیرعامل.
undefinedنتیجه حقوقی این وضعیت روشن است: سند نمی‌تواند صلاحیتی بیافریند که قانون آن را به مرجع دیگری سپرده است. هر مصوبه ستاد که با اختیارات قانونی شورای عالی فضای مجازی، کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه یا سایر مراجع صالح تداخل داشته باشد، از پشتوانه حقوقی لازم برخوردار نخواهد بود. به‌علاوه، وجود نهادی که مدعی صلاحیت فرادستگاهی است اما فاقد پایه قانونی معتبر است، به‌جای رفع ناهماهنگی که هدف اعلامی سند بوده، ابهام در تقسیم صلاحیت‌ها را تعمیق می‌بخشد.
undefinedاهداف کلان این سند — حکمرانی یکپارچه، رفع پراکندگی تصمیم‌گیری، توسعه زیرساخت دیجیتال — اهدافی هستند که با اسناد بالادستی موجود همراهی دارند و قابل دفاع‌اند. مشکل در هدف نیست؛ مشکل در مسیر است. تأسیس نهاد موازی، نقطه تعارض را جابجا می‌کند، نه رفع. مسیر معتبر برای تحقق همین اهداف، تقویت و اصلاح ساختارهای موجود — شورای عالی فضای مجازی و مرکز ملی — در چارچوب همان صلاحیت‌هایی است که رهبری شهید برای آن‌ها تعریف کرده‌اند.
undefined برای دسترسی به متن کامل یادداشت تحلیلی به سایت اندیشکده رستا مراجعه نمایید.
undefined undefined برای مطالعه کلیک کنیدundefined
#اندیشکده_رستا undefined Rasta-tt.ir
undefined۵
undefined۱
undefined۱

۲۹۴

۱۷:۲۲