والدگری مستبدانه اغلب از بدخواهی نمیآید؛ بسیاری از والدین با نیت محافظت از کودک و آمادهکردن او برای آینده، به کنترل شدید روی میآورند.این سبک بر اطاعت، قوانین سخت و احترام بیچونوچرا به قدرت تأکید دارد و برای گفتوگو، توضیح و نیازهای عاطفی کودک جای کمتری باقی میگذارد.اضطراب والدین درباره شکست، قضاوت دیگران، آینده نامطمئن یا عقبماندن کودک میتواند کنترلگری را به راهحلی ساده و اطمینانبخش تبدیل کند.این کنترل گاهی با شرمزدهکردن، ایجاد احساس گناه، محبت مشروط، برنامهریزی افراطی یا نظارت دائمی بر زندگی کودک همراه میشود.پژوهشها کنترل روانشناختی والدین را با افزایش اضطراب، افسردگی، پرخاشگری، مشکلات اجتماعی و ضعف خودتنظیمی در کودکان و نوجوانان مرتبط دانستهاند.در چنین فضایی، کودک ممکن است برای حفظ محبت والدین، خواستهها و هویت واقعی خود را پنهان کند و به فردی ظاهراً مطیع اما سردرگم تبدیل شود.مقاله میان «تنبیه برای اعمال قدرت» و «پیامد منطقی همراه با توضیح و همدلی» تفاوت میگذارد.جایگزین سالمتر، ترکیب مرزهای روشن با گرمی، پاسخگویی عاطفی، پذیرش بیقیدوشرط و تحمل احساسات دشوار کودک است.هدف تربیت نباید ساختن کودکی مطابق تصور والدین باشد، بلکه باید به او کمک کند اعتمادبهنفس، انعطافپذیری و توان هدایت زندگی خودش را پرورش دهد.
نکته کلیدیکنترل شدید ممکن است موقتاً اضطراب والدین را کاهش دهد، اما امنیت واقعی کودک از رابطهای شکل میگیرد که در آن هم مرز وجود دارد و هم هویت و احساسات او پذیرفته میشود.
منبعHope Bastine، «What draws well-meaning parents to authoritarian parenting»، Psyche.
روان پرس؛منبع معتبر اخبار و تحلیل های روانشناسی@ravanpress
نکته کلیدیکنترل شدید ممکن است موقتاً اضطراب والدین را کاهش دهد، اما امنیت واقعی کودک از رابطهای شکل میگیرد که در آن هم مرز وجود دارد و هم هویت و احساسات او پذیرفته میشود.
منبعHope Bastine، «What draws well-meaning parents to authoritarian parenting»، Psyche.
۳۷۷
۱۹:۳۲
کارل گوستاو یونگ معتقد بود شخصیتهایی مانند «قهرمان»، «مادر»، «پیر خردمند» و «سایه» از الگوهای مشترک روان انسان سرچشمه میگیرند.او این الگوها را «کهنالگو» نامید و آنها را بخشی از ناخودآگاه جمعی دانست.این نظریه سالها به دلیل دشواری آزمون علمی، در روانشناسی دانشگاهی بحثبرانگیز بود.امروزه برخی پژوهشگران میگویند تجربههای روانگردان میتوانند راه تازهای برای بررسی این ایده فراهم کنند.افراد در این تجربهها بارها از دیدن شخصیتهای راهنما، موجودات حمایتگر یا روایتهای قهرمانانه سخن گفتهاند.برخی دانشمندان احتمال میدهند این تصاویر از ساختارهای مشترک مغز و آمادگیهای تکاملی انسان سرچشمه بگیرند.فرهنگ و تجربه شخصی، شکل نهایی این الگوها را تعیین میکنند.توجه به داستانها و شخصیتهایی که مرتب ما را جذب میکنند، میتواند شناختی از ترسها، نیازها و خواستههای پنهان ما به دست دهد.
نکته کلیدیکهنالگوها ممکن است بازتابی از ساختار مشترک مغز، تکامل انسان و شیوه معنا دادن ما به تجربهها باشند.
منبعHugh McGovern، «Jung’s archetypes are a mirror that shows who and what we are»، Psyche.
روان پرس؛منبع معتبر اخبار و تحلیل های روانشناسی@ravanpress
نکته کلیدیکهنالگوها ممکن است بازتابی از ساختار مشترک مغز، تکامل انسان و شیوه معنا دادن ما به تجربهها باشند.
منبعHugh McGovern، «Jung’s archetypes are a mirror that shows who and what we are»، Psyche.
۲۶۰
۶:۴۹
تماشای زیاد تلویزیون در میانسالی ممکن است با تغییرات نامطلوب در ساختار مغز در سالهای بعد همراه باشد.پژوهشگران اطلاعات حدود ۱۷۰۰ نفر با میانگین سنی ۵۳ سال را بررسی کردند و بیش از دو دهه بعد از مغز آنان تصویربرداری MRI گرفتند. افرادی که گفته بودند «خیلی زیاد» تلویزیون تماشا میکنند، در مقایسه با افراد کمتماشاگر، حجم کمتری در برخی نواحی مرتبط با حافظه داشتند.در این افراد، بخشهای پیشانی و پسسری مغز نیز کوچکتر بود؛ بخشهایی که در تصمیمگیری، برنامهریزی و پردازش دیداری نقش دارند.همچنین نشانههای بیشتری از آسیب عروق کوچک در ماده سفید مغز مشاهده شد که با کاهش شناختی و خطر زوال عقل ارتباط دارد. این رابطه حتی پس از درنظرگرفتن ورزش، دیابت، وزن، مصرف سیگار و الکل همچنان دیده شد.جالب اینکه نشستن طولانی در محل کار با همین الگوی مغزی همراه نبود و حتی در برخی افراد با وضعیت مغزی بهتر ارتباط داشت.پژوهشگران احتمال میدهند فعالیتهایی مانند تمرکز، حل مسئله و درگیری ذهنی باعث شوند نشستنِ فعال با تماشای منفعلانه تلویزیون اثر یکسانی نداشته باشد. بااینحال، میزان تماشای تلویزیون بر اساس گزارش خود افراد سنجیده شده بود و در آغاز مطالعه نیز MRI انجام نشده بود.بنابراین این پژوهش رابطهای را نشان میدهد، اما ثابت نمیکند که تماشای تلویزیون مستقیماً باعث کوچکشدن مغز میشود.
نکته کلیدیبرای سلامت مغز فقط مدتزمان نشستن مهم نیست؛ نوع فعالیتی که هنگام نشستن انجام میدهیم نیز اهمیت دارد و فعالیتهای ذهنی درگیرکننده احتمالاً انتخاب مناسبتری از تماشای طولانی و منفعلانه تلویزیون هستند.
منبعScienceDaily و University of Southern California؛ و منتشرشده در Alzheimer’s & Dementia: Journal of the Alzheimer’s Association، ژوئیه ۲۰۲۶.
روان پرس؛منبع معتبر اخبار و تحلیل های روانشناسی@ravanpress
نکته کلیدیبرای سلامت مغز فقط مدتزمان نشستن مهم نیست؛ نوع فعالیتی که هنگام نشستن انجام میدهیم نیز اهمیت دارد و فعالیتهای ذهنی درگیرکننده احتمالاً انتخاب مناسبتری از تماشای طولانی و منفعلانه تلویزیون هستند.
منبعScienceDaily و University of Southern California؛ و منتشرشده در Alzheimer’s & Dementia: Journal of the Alzheimer’s Association، ژوئیه ۲۰۲۶.
۱۹۶
۸:۱۵
بین کسی که دوست داریم باشیم و کاری که واقعاً انجام میدهیم، معمولاً فاصلهای وجود دارد.این فاصله فقط با انگیزه و اراده بیشتر از بین نمیرود.بخش زیادی از رفتارهای ما از روی عادت انجام میشود، نه تصمیمگیری آگاهانه.برای ایجاد یک عادت جدید، بهتر است بهجای هدفهای بزرگ، از یک کار کوچک و روشن شروع کنیم.مثلاً بهجای اینکه بگوییم «بیشتر کتاب میخوانم»، بگوییم: «بعد از شام، کتابم را باز میکنم و پنج دقیقه میخوانم.»تکرار رفتار در زمان و مکان مشخص، به ماندگارشدن آن کمک میکند.ساختن عادت برای همه یک زمان مشخص ندارد و بعضی رفتارها ممکن است چند ماه طول بکشند.برای کنارگذاشتن یک عادت نامناسب هم فقط نباید به اراده تکیه کرد؛ باید بفهمیم آن رفتار چه نیازی را برطرف میکند.بعد میتوانیم راه سالمتری برای پاسخدادن به همان نیاز پیدا کنیم.لغزشها نشانه شکست نیستند؛ آنها نشان میدهند کدام بخش برنامه ما نیاز به تغییر دارد.
نکته کلیدیتغییر پایدار زمانی آسانتر میشود که رفتارهای کوچک و مشخص بسازیم و محیط را طوری تنظیم کنیم که انجام آنها سادهتر شود.
منبعPsyche، مقاله «How to become the person you want to be»، نوشته Eike Buabang.
روان پرس؛منبع معتبر اخبار و تحلیل های روانشناسی@ravanpress
نکته کلیدیتغییر پایدار زمانی آسانتر میشود که رفتارهای کوچک و مشخص بسازیم و محیط را طوری تنظیم کنیم که انجام آنها سادهتر شود.
منبعPsyche، مقاله «How to become the person you want to be»، نوشته Eike Buabang.
۲۱۸
۸:۱۷
پژوهشگران دانشگاه راتگرز میگویند نوعی استرس پنهان و بیاننشده میتواند روند افت حافظه را در سالمندی سرعت دهد.نتایج نشان داد «درونیکردن استرس» با بدتر شدن حافظه در طول زمان ارتباط معناداری دارد.این نوع استرس شامل احساس ناامیدی و جذب فشارهای روانی بهجای بیان یا حلکردن آنهاست.پژوهشگران میگویند فشارهای فرهنگی، مهاجرت، موانع زبانی و کلیشههای اجتماعی ممکن است این مشکلات عاطفی را پنهان نگه دارد.به گفته آنان، چون استرس و ناامیدی قابل تعدیل هستند، مداخلههای حساس به فرهنگ میتوانند به حفظ سلامت شناختی سالمندان کمک کنند.این یافتهها نشان میدهد مراقبت از سلامت روان، بخشی مهم از پیشگیری از افت حافظه در سالمندی است.
منبع: ScienceDaily، به نقل از Rutgers University: «This hidden kind of stress may be damaging your memory as you age»
منبع: ScienceDaily، به نقل از Rutgers University: «This hidden kind of stress may be damaging your memory as you age»
۱۶۲
۵:۵۰
مواجهه مداوم با تصاویر جنگ، خشونت و فجایع انسانی در شبکههای اجتماعی، میتواند هزینه سنگینی برای سلامت روان داشته باشد.این محتواها اغلب بدون هشدار و در میان مطالب روزمره ظاهر میشوند و فرصتی برای پردازش شناختی و هیجانی باقی نمیگذارند.تکرار چنین مواجههای ممکن است به خستگی، اختلال خواب، احساس درماندگی، بدبینی و نشانههای آسیب ثانویه منجر شود.در عین حال، بسیاری از افراد کنارکشیدن از این تصاویر را نوعی بیتفاوتی یا شکست اخلاقی تلقی میکنند و خود را موظف میدانند همه رویدادها را دنبال کنند.اما «شاهدبودن» فقط دیدن رنج دیگران نیست؛ بلکه شامل فهمیدن، پردازشکردن و انتخاب پاسخی معنادار است.حجم و سرعت شبکههای اجتماعی این فرایند را مختل میکند و گاهی بهجای همدلی فعال، بیحسی، فرسودگی و احساس ناتوانی ایجاد میشود.نویسنده پیشنهاد میکند بهجای دنبالکردن همزمان همه بحرانها، یک موضوع را عمیقتر پیگیری کنیم و منابع خبری محدود و معتبری داشته باشیم.تعیین زمان مشخص برای دریافت اخبار، فاصلهگرفتن بدون احساس گناه و خودداری از بازنشر تصاویر تکاندهنده، بخشی از «شاهدبودن پایدار» است.همچنین تبدیل واکنش آنلاین به اقدام واقعی، مانند یادگیری عمیقتر، کمک مالی، فعالیت داوطلبانه یا مشارکت اجتماعی، میتواند احساس اثرگذاری بیشتری ایجاد کند.در عصر بمباران اطلاعاتی، حفظ همدلی نیازمند این است که خودمان ویراستار میزان مواجههمان با رنج جهان باشیم.
نکته کلیدیبرای همدلماندن لازم نیست همه تصاویر دردناک را ببینیم؛ مواجهه انتخابی، محدود و همراه با اقدام معنادار، از فرسودگی روانی پیشگیری میکند.
منبعPsyche، مقاله «Don’t turn away from tragedy, but do witness intentionally»، نوشته Nena Močnik.
روان پرس؛منبع معتبر اخبار و تحلیل های روانشناسی@ravanpress
نکته کلیدیبرای همدلماندن لازم نیست همه تصاویر دردناک را ببینیم؛ مواجهه انتخابی، محدود و همراه با اقدام معنادار، از فرسودگی روانی پیشگیری میکند.
منبعPsyche، مقاله «Don’t turn away from tragedy, but do witness intentionally»، نوشته Nena Močnik.
۲۴۱
۹:۳۴
APAدر گزارشی تازه، ۹ روند مهم روانشناسی در سال ۲۰۲۶ را معرفی کرده است.یکی از مهمترین روندها، استفاده بیشتر از هوش مصنوعی و فناوری برای ارائه خدمات روانشناختی شخصیتر است.چتباتها و همراهان هوش مصنوعی نیز بر روابط عاطفی و نحوه ارتباط افراد اثر میگذارند.در حوزه کودکان، توجه بیشتری به پیشگیری زودهنگام و حمایت از سلامت روان از سالهای ابتدایی زندگی دیده میشود.روانشناسان بیش از گذشته در دفاع از حقوق مراجعان و مسائل اجتماعی نقش پیدا کردهاند.تغییر سیاستهای درمانی میتواند بر دسترسی مردم به خدمات روانشناختی اثر بگذارد.اضطراب شغلی، فرسودگی و تغییرات محیط کار نیز از موضوعات مهم سال ۲۰۲۶ هستند.بحرانهای آبوهوایی، نیاز به آموزش تابآوری و حمایت روانی در شرایط بحرانی را افزایش دادهاند.روایتگری و بیان ساده یافتههای علمی، برای مقابله با اطلاعات نادرست اهمیت بیشتری پیدا کرده است.همچنین همکاری نزدیکتر روانشناسان با پزشکان، بهعنوان راهی برای ارائه خدمات کاملتر مطرح شده است.
نکته کلیدیروانشناسی در سال ۲۰۲۶ فقط به درمان فردی محدود نیست و در فناوری، آموزش، محیط کار، سیاستگذاری و سلامت عمومی نقش گستردهتری پیدا میکند.
منبعAmerican Psychological Association، «What’s Ahead for Psychology? 9 Trends to Watch in 2026»، Monitor on Psychology، ژانویه/فوریه ۲۰۲۶.
روان پرس؛منبع معتبر اخبار و تحلیل های روانشناسی@ravanpress
نکته کلیدیروانشناسی در سال ۲۰۲۶ فقط به درمان فردی محدود نیست و در فناوری، آموزش، محیط کار، سیاستگذاری و سلامت عمومی نقش گستردهتری پیدا میکند.
منبعAmerican Psychological Association، «What’s Ahead for Psychology? 9 Trends to Watch in 2026»، Monitor on Psychology، ژانویه/فوریه ۲۰۲۶.
۱۴۰
۲۱:۰۲
بخشیدن، فقط حال دیگران را بهتر نمیکندپژوهشهای عصبشناختی نشان میدهند هنگامی که انسان زمان، حمایت، محبت یا منابع خود را با دیگران سهیم میشود، شبکههایی از مغز که با پاداش، انگیزه، همدلی و تصمیمگیری مرتبطاند فعال میشوند. بخشش معنادار همچنین میتواند با کاهش تنش و افزایش احساس ارتباط و هدفمندی همراه باشد.نویسنده توضیح میدهد که سخاوت ممکن است از طریق فرایندهایی مرتبط با دوپامین و اکسیتوسین، خلق و احساس پیوند اجتماعی را تقویت کند؛ هرچند میزان و نوع این اثر به فرد، موقعیت و معنایی که عمل بخشیدن برای او دارد وابسته است.نکته کلیدیبخشیدن زمانی بیشترین اثر روانشناختی را دارد که داوطلبانه، معنادار و همراه با احساس ارتباط و هدف باشد.منبع: مؤسسه پژوهش رشد مغز لیبر، نوشته دانیل آر. واینبرگر
روان پرس؛منبع معتبر اخبار و تحلیل های روانشناسی@ravanpress
۱۲۳
۶:۰۵
بیشفعالی فقط نقص توجه نیست؛ شاید «بیش کنجکاوی» هم باشدبرخی پژوهشگران معتقدند تکانشگری و جستوجوی مداوم اطلاعات در افراد دارای ADHD ممکن است با نوعی کنجکاوی شدید مرتبط باشد؛ حالتی که فرد را از موضوعی به موضوع دیگر میبرد و گاهی پس از یافتن یک موضوع جذاب، به تمرکز عمیق منجر میشود.این ویژگی میتواند به کشف ارتباطهای تازه، خلاقیت، انعطافپذیری و یادگیری منجر شود؛ اما در محیطهای پر از اطلاعات، ممکن است به حواسپرتی، باز کردن مسیرهای متعدد و رها کردن کارها نیز بینجامد.نکته کلیدیهدف، رمانتیکسازی ADHD نیست؛ بلکه دیدن همزمان چالشها و توانمندیهای فرد و ایجاد فضایی است که کنجکاوی او هدایت شود، نه خاموش.منبع: Science News
روان پرس؛منبع معتبر اخبار و تحلیل های روانشناسی@ravanpress
۱۱۶
۱۴:۰۸
چرا تمرکز کردن هر روز سختتر میشود؟
اعلانهای مداوم، شبکههای اجتماعی و جابهجایی سریع میان کارها، حفظ توجه پایدار را دشوارتر کردهاند. مغز معمولاً چند کار پیچیده را همزمان انجام نمیدهد، بلکه با سرعت میان آنها جابهجا میشود؛ فرایندی که زمان و انرژی شناختی مصرف میکند و احتمال خطا را افزایش میدهد. میانگین زمانی که افراد پیش از تغییر توجه روی یک صفحه میمانند، از حدود دو دقیقه و نیم در سال ۲۰۰۴ به ۴۷ ثانیه کاهش یافته است.
فناوری از سامانه خودکار توجه مغز استفاده میکند و بررسی مکرر تلفن را به یک عادت تبدیل میسازد. حواسپرتی مداوم میتواند بر بهرهوری، روابط و توانایی تشخیص اطلاعات درست از نادرست اثر بگذارد؛ زیرا در شرایط کمبود توجه، بیشتر به میانبرهای شناختی و محتوای هیجانبرانگیز تکیه میکنیم.
نکته کلیدی:توجه منبعی محدود و ارزشمند است؛ هر بار که آن را به اعلانها و جابهجاییهای مداوم میسپاریم، بخشی از توان تفکر عمیق، تصمیمگیری و ارتباط مؤثر خود را از دست میدهیم.
منبع: ABC News، ۱۵ آوریل ۲۰۲۶.
روان پرس؛منبع معتبر اخبار و تحلیل های روانشناسی@ravanpress
اعلانهای مداوم، شبکههای اجتماعی و جابهجایی سریع میان کارها، حفظ توجه پایدار را دشوارتر کردهاند. مغز معمولاً چند کار پیچیده را همزمان انجام نمیدهد، بلکه با سرعت میان آنها جابهجا میشود؛ فرایندی که زمان و انرژی شناختی مصرف میکند و احتمال خطا را افزایش میدهد. میانگین زمانی که افراد پیش از تغییر توجه روی یک صفحه میمانند، از حدود دو دقیقه و نیم در سال ۲۰۰۴ به ۴۷ ثانیه کاهش یافته است.
فناوری از سامانه خودکار توجه مغز استفاده میکند و بررسی مکرر تلفن را به یک عادت تبدیل میسازد. حواسپرتی مداوم میتواند بر بهرهوری، روابط و توانایی تشخیص اطلاعات درست از نادرست اثر بگذارد؛ زیرا در شرایط کمبود توجه، بیشتر به میانبرهای شناختی و محتوای هیجانبرانگیز تکیه میکنیم.
نکته کلیدی:توجه منبعی محدود و ارزشمند است؛ هر بار که آن را به اعلانها و جابهجاییهای مداوم میسپاریم، بخشی از توان تفکر عمیق، تصمیمگیری و ارتباط مؤثر خود را از دست میدهیم.
منبع: ABC News، ۱۵ آوریل ۲۰۲۶.
۸۳
۶:۰۹