لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل رواقر
۳۶۴ عضو

رواق

«رواق منظر چشمم آشیانه توست؛کرم نما و فرودآ که خانه، خانه توست»
undefinedنگاهی به همه چیز از دریچه فرهنگundefined
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۳۱ خرداد
بسم‌الله النور
به وسیله‌ی دیگران #عبرت بگیر،نه به وسیله‌ی خودت!
_ امیرمومنان‌، علی‌علیه‌السلام
علویات | کنزالفوائد،ج۱،ص۲۷۹
@ravaq14
undefined۴

۷۴۸

۵:۴۴

هوالعالم
راه ولایت بن بست ندارد
بر هیچ انسان آزاده ای پوشیده نیست و تجربه هم ثابت کرده است که عمل به فرمایشات و توصیه های اولیای الهی مخصوصاً ولی فقیه جامعه ، بهترین مسیر و سبیل برای رسیدن به موفقیت و عاقبت به خیری است
به این دو تجربه تاریخی توجه کنیم:
undefined در ماجرای جنگ احد نقل است که نظر پیامبر اسلام صلوات الله علیه بر ماندن در شهر مدینه و جنگیدن در شهر بود ولی پس از مشورت با صحابه تصمیم گرفتند که به نظر صحابه عمل کنند(البته بدون تحمیل و اجبار) با اینکه بدون شک عمل به نظر پیامبر بدون شک پیروزی بدون دردسر و سریعتری را نصیب لشکر اسلام می کرد، ولی پیامبر رای برخی از صحابه را پذیرفتند و برای جنگ در بیرون شهر عازم شدند. و فرمودند «اکنون بنگرید که آنچه مى‏ فرمایم انجام دهید و به نام خدا رهسپار شوید که اگر شکیبا باشید، پیروز خواهید شد»
undefined در ماجرای حکمیت جنگ صفین، لشکر امیرالمومنین علیه السلام، به فرمایش و توصیه مولا در ادامه جنگ توجه نکردند و حضرت را مجبور به تن دادن به حکمیت کردند.با این وجود، اگر بعد از تحمیل حکمیت هم به توصیه حضرت در فرستادن عبدالله بن عباس یا مالک اشتر به عنوان حکم لشکر حق، تن می دادند باز هم پیروزی لشکر حق تضمین شده بود ولی صد حیف که تن ندادند
در ماجرای جنگ احد ، پس از تغییر نظر پیامبر در شیوه جنگ کردن، مسلمانان در ابتدا پیروز شدند ولی چون به فرمان و دستور پیامبر در ادامه جنگ شکیبایی نکردند، شکست خوردند و باعث جراحت پیامبر و امیرالمومنین و شهادت عموی پیامبر شدند.
در ماجرای حکمیت جنگ صفین هم چون به فرد مورد نظر مولا تن ندادند، همان شد که نباید می شد
در ماجرای مذاکرات و تفاهم نامه ای که رهبر معظم انقلاب « علی الاصول» نظری بر خلاف مسئولین کشور داشتند هم همین رویه پیش روی ماست.اگر به نظر ولی فقیه عمل می شد، پیروزی عاجل و کامل نصیب لشکر اسلام می شد ولی با این وجود اگر بعد از تغییر نظر رهبری به شروط اعلام شده عمل بشود و بر حرف حق مان شکیبایی کنیم، به فرمایش پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) پیروز خواهیم شد.
وظیفه ما مردم این است که کماکان در صحنه باشیم ، مطالبه مان عمل به شروط اعلام شده باشه
برای لشکر اسلام در همه عرصه ها دعا کنیم
از اختلاف افکنی جداً بپرهیزیم
توهین به مسئولین و خائن و جاسوس و ... خواندن آنها ( طبق حکم شرعی رهبر شهید) بپرهیزیم

که انشاءالله وعده الهی در پیروزی حزب الله به زودی محقق شود و با نابودی استکبار جهانی و رژیم منحوس صهیونیستی ، آماده زندگی در زمان ظهور شویم.
@ravaq14

۵۲۸

۶:۳۵

بازارسال شده از تا انتهایِ افق
thumbnail
«خفتگان هنوز از طلوع فجر بی‌خبرند و نمی‌دانند تاریخ در انتظار چه فردایی است. اما ای من! تو که نخفته‌ای؟ چشم باز کن و جلوۀ ارادهٔ حق را از وجود این مجاهدان راه خدا ببین.»
شهید سید مرتضی آوینی undefined
@ninfrance

۱

۱۵:۵۷

thumbnail
*یاصاحب‌الزمانundefinedundefinedما داغداریم...داغدارِ عموی شش‌ماهه‌ات؛همان که با لبان خشکیده به میدان آمدو با گلوی شکافته به آسمان بازگشت.
#امام_حسین#محرم#اباعبدلله@ravaq14

۳۴

۲۰:۰۷

۱ تیر
thumbnail

۳۱

۷:۳۹

thumbnail
فدات شم!

فدات شم...قربانت بشوم..شما جون بخواه...برات می‌میرم و...
undefinedبعضی‌ها تکیه‌کلامشان، این حرف‌ها و تعارفات است. تعارفاتی که هیچ واقعیت ندارند. اما بعضی‌ها حرف و عملشان یکیست! آنها می‌دانند که آخرش مرگ به سراغشان خواهد آمد پس مشتاق مرگ‌اند اما همین مُردن را هم برای خودشان نمی‌خواهند! آنها واقعاً جان به عشق می‌دهند.
undefinedفقط اینها می‌توانند بدون تعارف به معشوق‌شان بگویند:قربانت شوم...فدایت شوم و...همان کاری که یاران حسین(ع) کردند!

undefinedاستادصفایی گفته‌هایی در این‌باره دارد. بشنویم...
undefinedundefined این صوت در بخشی از کتابِ[ در خیمه‌حسین(علیه‌السلام)@ravaq14

۳۴

۱۱:۴۷

۲ تیر
thumbnail
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین
پسر زخمی، پدر افتاد، پسر در خون، پدر جان دادپسر ناله، پدر فریاد، میان هلهله، غوغا
#ولدی
@ravaq14
undefined۱

۴۴۹

۶:۰۶

رواق
[مجلس اول - قسمت دوم] هجرت از مدینه‌ی توجیه؛ آغاز جوشش وقتی نخبگان یک تمدن دچار فلج تحلیلی و سکوت می‌شوند، ولی خدا نمی‌تواند تماشاگر مرگ تدریجی وجدان و سقوط انسان باشد. در سال ۶۰ هجری، تاریخ به نقطه‌ی جوش خود رسید؛ نامه‌ای از شام به والی مدینه (ولید) رسید که دستور پایان همه‌چیز بود: «از حسین بیعت بگیر و اگر سر باز زد، سرش را بفرست!». این بیعت، یک امضای ساده‌ی سیاسی نبود؛ بلکه امضا کردن سند ذبح کرامت انسان و مشروعیت‌بخشی رسمی به همان انجماد تاریخی و تباهی مطلق بود. وقتی امام (ع) را در تاریکی شب به دارالاماره خواندند و مروان با خشم فریاد تهدید برآورد، پاسخ حسین (ع) یک مانیفست ابدی برای تمام تاریخ شد: «مِثْلِي لَا يُبَايِعُ بِمِثْلِهِ». این جمله، خط بطلانی بر نگاه سطحی به عاشورا بود؛ این تقابل، جنگ دو شخص نبود، بلکه تقابل دو «جریان» بود. جریان جوشش حق و جریان انجماد باطل. و این دو جریان در هیچ ظرف واحدی جمع نمی‌شوند. امام (ع) که می‌دانست ماندن در مدینه مساوی با مرگ بی‌صدا یا تسلیم ذلیلانه است، از مدینه‌ی خاطراتش هجرت کرد. زمزمه‌ی ایشان با خدا هنگام خروج «فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ»، نشان می‌دهد که حسین (ع) نه از مرگ، که از* نابودی حقیقت* در آن مدینه‌ی منجمد می‌ترسید. هجرت، تنها راه برخاستن و برهم‌زدن قواعد منجمد باطل است. عبور از کعبه‌ی بی‌روح؛ وسعت جان یک انسان حسین (ع) به مکه آمد تا صدای بیداری را به گوش جهان اسلام برساند. اما اوج شگفتی این حرکت تمدنی کجاست؟ روز هشتم ذی‌الحجه؛ روزی که حاجیان در اوج تکاپوی احرام بستن هستند، حسین (ع) به کعبه پشت می‌کند و خارج می‌شود! در این لحظه، شخصیت‌های بزرگ ظاهراندیش با «منطق بقا» فریاد می‌زدند: «کجا می‌روی؟ مکه امن است، کوفیان بی‌وفایند، بمان!». اما امام (ع) با «منطق کرامت» می‌اندیشید. در نگاه عمیق امام، کعبه‌ای که در آن کرامت انسان له شود و حاکمانش خون بیگناهان را مباح بشمارند، تنها مشتی سنگ و گل است؛ چرا که روح کعبه، حریت و توحید است. امام (ع) در وصیت‌نامه‌ی خود نوشت: «من برای جاه‌طلبی و فساد خروج نکردم، بلکه برای اصلاح در امت جدم به پا خاستم». حسین (ع) به تاریخ نشان داد که وقتی انسان به «وسعت جان» رسید، اگر ببیند حقیقت در خطر مسخ شدن است، حتی حجاب کعبه را نیز رها می‌کند تا در بیابان‌های تفتیده‌ی کربلا، با خون خود «احرام بیداری» ببندد. این همان معماری کرامت است که پوسته را رها می‌کند تا به مغز توحید دست یابد. ادامه دارد... undefined@yotla98 #معماری_کرامت #منطق_کرامت #سیدالشهدا #تاریخ_تحلیلی #هجرت #مجلس_اول @ravaq14
[مجلس اول - قسمت سوم]
بزنگاه‌های غفلت و خروشِ جان؛ برهان قاطع تاریخ
تراژدی طرماح؛ فریب اولویت‌های کوچکدر میانه این راه دشوار، حکایتی وجود دارد که همچون آینه‌ای در برابر چشمان ماست. در منزلگاه «عذیب الهجانات»، طرماح بن عدی که استراتژیستی بصیر و از بزرگان قبیله طی بود، به قافله امام (ع) پیوست. او با درایتی از جنس «منطق بقا» پیشنهاد کرد: «به کوهستان آجا و سلمی بیا تا بیست هزار مرد طائی پیش روی تو شمشیر زنند». اما امام حصارهای امن را رها کرد تا «رسالت بیدارگری» خود را در قلب میدان وجدان بشریت به سرانجام برساند.
تراژدی طرماح در اینجا رقم خورد. او که عاشق امام بود، دچار یک «خطای محاسباتی محبانه» شد و عرض کرد: «آذوقه خانواده‌ام را در کوفه خریده‌ام؛ اجازه دهید بروم و فوراً بازگردم». او رفت و شتاب کرد، اما گمان می‌کرد «تاریخ منجمد» منتظر محاسبات زمانی او می‌ماند. وقتی به میانه راه بازگشت، خبر شهادت امام را شنید.
درس بزرگ طرماح برای جان امروز ما این است: غفلت، همیشه با گناه آغاز نمی‌شود؛ گاهی با مشغول شدن به «امور موجه و مباح روزمره» در لحظه‌ای شروع می‌شود که تاریخ، چشم‌انتظار حضور تو است. قانون تاریخ رحمتی ندارد و حقیقت، معطل «مصلحت‌سنجی‌های شخصی» ما نمی‌ماند. اگر حرکت نکنی و خودت فاعل نباشی، ماشین تاریخ تو را جا می‌گذارد.
خروش جان و ارائه برهان قاطعحسین (ع) به کربلا می‌رسد. برای بیدار کردن تمدنی که با فتاوای دروغین در غبار توجیه فرو رفته، موعظه دیگر کارگر نیست؛ به یک «تکانه» و یک «برهان قاطع» نیاز است تا یخ انجماد تاریخ را بشکند.
عصر عاشوراست. امام در آخرین گام، خردسال‌ترین فرزند خویش را بر دست می‌گیرد و به میدان می‌آید. این یک التماس عاطفی نیست؛ این یک «کنش عمیق تمدنی» است. امام یک مسئله حقوقی و فلسفی را در برابر لشکر قرار می‌دهد: اگر من به زعم شما یاغی‌ام، این نوزاد چه گناهی دارد؟
پاسخ کوری مطلق در برابر حق، تنها حذف صورت مسئله با خشونت است. اما حسین (ع) خون طفل بی‌گناهش را به آسمان فرستاد و فرمود: «هون علی ما نزل بی انه بعین الله». این، اوج «معماری کرامت» است؛ خونی که به آسمان رفت تا گواه همیشگی جوشش حق در برابر انجماد باطل باشد و شریانی حیاتی برای بیداری ابدی انسان گردد.
گره‌گشایی امروزکربلا میزان است. ما امروز باید در خلوت وجدان از خود بپرسیم: نسبت ما با این جریان جوشان چیست؟ کجاها برای حفظ موقعیت و منافع زودگذر خود، در برابر له شدن حقایق سکوت کردیم و نامش را «مصلحت» گذاشتیم؟
جهان در سردی توجیه می‌مرد / شرف در مسلخ تزویر می‌مرد خروش تو ز «نای دل» برآمد / وگرنه حق در این زنجیر می‌مرد
پایان مجلس اول
#معماری_کرامت #طرماح #منطق_بقا #برهان_قاطع #مجلس_اول
@ravaq14
undefined۳
undefined۲

۷۸۳

۱۵:۳۷

۳ تیر
thumbnail
آمریکا این است!دکتر علی شریعتی
انگار این کلام همین امروز گفته شده. چقدر دقیق و ظریف است. آمریکا این شیطان بزرگ همان جاهلیت عرب بنی امیه است. یزید زمان ما آمریکاست.
چه کلام نافذی. چه قدرت بیانی.. کجا رفتند شریعتی ها؟
@ravaq14

۳۹۳

۷:۱۵

بازارسال شده از KHAMENEI.IR
thumbnail
undefined بصیرت اباالفضل العبّاس(ع)
undefinedرهبر شهید انقلاب: بصیرت اباالفضل العبّاس کجاست؟ در روز تاسوعا، به او پیشنهاد تسلیم و امان‌نامه کردند و گفتند ما تو را امان میدهیم؛ چنان برخورد جوانمردانه‌ای کرد که دشمن را پشیمان نمود. گفت: من از حسین جدا شوم؟ وای بر شما! اف بر شما و امان‌نامه شما. ۷۹/۱/۲۶
undefined «مثْلِي لاَ يُبَايِعُ مِثْلَهُ» | undefined انتشار به مناسبت نخستین تاسوعای حسینی در فراق «آقای شهید ایران»
undefined Farsi.Khamenei.ir

۱

۹:۱۱