لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل مـــــــــــام
۳۸۳ عضو

مـــــــــــا

جایی برای مطالعه متن، صدا و تصویر.انجمن رسانه فائزون.
مشاهده در وب بله
۲۳ اسفند ۱۴۰۴
thumbnail
محسن وزوایی از آن دسته فرماندهانی بود که هویت نظامی‌اش نه پیشاپیش، بلکه در دل خودِ جنگ شکل‌گرفت. پیش از جنگ، بیشتر به‌عنوان یک نیروی دانشجویی و فعال انقلابی شناخته‌می‌شد، اما آغاز جنگ ایران و عراق او را وارد میدانی کرد که نیازمند یادگیری سریع، تصمیم‌گیری در شرایط فشار و سازگاری مداوم با واقعیت‌های متغیر بود. تجربه‌های اولیه‌اش در جبهه، بیشتر در قالب حضور مستقیم در عملیات‌ها و پذیرش مسئولیت‌های محدود اما واقعی بود؛ مسئولیت‌هایی که خطا، هزینه و پیامد داشتند و همین، فرایند یادگیری او را شتاب می‌داد.با تداوم جنگ، وزوایی به‌تدریج از یک نیروی اجرایی به فرمانده‌ای تبدیل شد که شناخت میدان برایش صرفاً دانستن جغرافیا نبود، بلکه فهم رفتار دشمن، ظرفیت نیروهای خودی و نسبت میان هدف و امکان را در بر می‌گرفت. تصمیم‌گیری‌های او از واکنش‌های لحظه‌ای فاصله گرفت و به انتخاب‌هایی بدل شد که باید هم پیشبرد عملیات را تضمین می‌کرد و هم توان نیروها را حفظ می‌نمود. در این مسیر، حضور مداوم در خط مقدم و تجربه مستقیم شکست‌ها و موفقیت‌ها، نقش مهمی در شکل‌گیری نگاه عملیاتی او داشت.هم‌زمان، مدیریت انسانی به یکی از ارکان فرماندهی وزوایی تبدیل شد. ارتباط نزدیک با نیروها، درک وضعیت روحی آن‌ها و تقسیم مسئولیت در شرایط فرساینده، فرماندهی را از یک جایگاه صرفاً سلسله‌مراتبی به رابطه‌ای زنده و متقابل بدل می‌کرد. این انباشت تدریجی تجربه‌های میدانی، عملیاتی و انسانی بود که از محسن وزوایی، در مدت‌زمانی نه‌چندان طولانی، فرمانده‌ای ساخت که محصول مستقیم جنگ بود. شهادتش در عملیات بیت‌المقدس، این مسیر شکوفایی را در نقطه‌ای متوقف کرد که نشانه‌های رسیدن به یک "فرمانده کامل" به‌وضوح در آن دیده می‌شد.
#به_مناسبت #آنچه_باقی_ماند undefined @resane_ma
undefined۳

۶۹۹

۸:۲۳

۲۴ اسفند ۱۴۰۴
thumbnail
حسین خرازی از فرماندهانی بود که هویت نظامی‌اش به‌طور کامل در دل جنگ شکل گرفت. در سال‌های نخست، با حضور مستقیم در خط مقدم، شناخت او از میدان نه از طریق آموزش کلاسیک، بلکه از تجربه مداوم نبرد به دست آمد؛ تجربه‌ای که شامل زمین، رفتار دشمن و توان واقعی نیروهای خودی بود. این حضور پیوسته، تصمیم‌گیری‌هایش را از واکنش‌های فوری به انتخاب‌های سنجیده‌تر سوق داد. با ادامه جنگ، نقش خرازی از فرماندهی محدود به هدایت یگان‌های بزرگ‌تر گسترش یافت و به فرماندهی لشکر ۱۴ امام حسین رسید. در این مرحله، او ناگزیر بود میان پیشبرد عملیات و حفظ توان نیروها تعادل برقرار کند. مدیریت انسانی، ارتباط نزدیک با رزمندگان و پذیرش هزینه تصمیم‌ها، فرماندهی او را عمیق‌تر و مؤثرتر کرد. ین انباشت تدریجی تجربه‌های میدانی و انسانی، از خرازی فرمانده‌ای ساخت که محصول خودِ جنگ بود. شهادتش در عملیات کربلای ۵، پایانی بود بر مسیری که به‌روشنی به "فرمانده کامل" شدن انجامیده‌بود.
#به_مناسبت #آنچه_باقی_ماند undefined @resane_ma
undefined۳

۷۷۵

۱۰:۳۳

۲۸ اردیبهشت
thumbnail
اینترنت چگونه به میدان جدید قدرت تبدیل شد؟
در سال‌های اخیر، اینترنت دیگر صرفاً یک ابزار ارتباطی یا بستری برای سرگرمی نبوده است. آنچه امروز در فضای دیجیتال جریان دارد، به شکل فزاینده‌ای با مفاهیمی مانند قدرت، کنترل اطلاعات، امنیت، اقتصاد و حتی آینده سیاست‌گذاری جهانی پیوند خورده. در چنین شرایطی، بحث درباره فیلترینگ اینترنت یا شبکه‌های اجتماعی، تنها یک موضوع فرهنگی/ اجتماعی ساده نیست؛ بلکه بخشی از تحولات عمیق‌تری است که به ساختار جدید قدرت در جهان مربوط می‌شود.یکی از مهم‌ترین پیامدهای محدودسازی یا نابرابری در دسترسی به اینترنت، شکل‌گیری نوعی «طبقاتی شدن اینترنت» است. در این وضعیت، همه افراد جامعه به یک میزان به اطلاعات، آموزش، خدمات دیجیتال یا فرصت‌های اقتصادی دسترسی ندارند. بخشی از جامعه به اینترنت آزادتر، سریع‌تر و ابزارهای پیشرفته‌تر دسترسی پیدا می‌کند و در مقابل، بخش دیگری با محدودیت، کیفیت پایین یا هزینه‌های بیشتر مواجه می‌شود. نتیجه چنین شکافی، تنها تفاوت در استفاده روزمره از اینترنت نیست؛ بلکه به تدریج شکاف دانشی، اقتصادی و حتی شغلی میان گروه‌های مختلف جامعه را افزایش می‌دهد.از سوی دیگر، شبکه‌های اجتماعی نیز اگرچه فرصت گسترده‌ای برای ارتباط و گردش اطلاعات ایجاد کرده‌اند، اما آثار منفی آن‌ها نیز به‌طور جدی مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. افزایش وابستگی روانی، کاهش تمرکز، فرسایش توجه، گسترش اخبار جعلی، شکل‌گیری اتاق‌های پژواک فکری و تأثیر بر سلامت روان، از جمله پیامدهایی هستند که در مطالعات علوم اجتماعی و روان‌شناسی دیجیتال به آن‌ها اشاره می‌شود. الگوریتم‌های این پلتفرم‌ها معمولاً بر پایه جذب بیشتر توجه کاربران طراحی می‌شوند و همین مسئله می‌تواند رفتار کاربران را به سمت مصرف مداوم محتوا و واکنش‌های هیجانی سوق دهد.
اما شاید مهم‌ترین مسئله، چیزی فراتر از خود شبکه‌های اجتماعی باشد: «داده» هر جستجو، موقعیت مکانی، خرید اینترنتی یا تعامل ساده در فضای مجازی، بخشی از داده‌های سایبری را تولید می‌کند. این داده‌ها در ابتدا پراکنده و بی‌اهمیت به نظر می‌رسند، اما زمانی که در حجم گسترده جمع‌آوری می‌شوند، به «کلان‌داده» یا Big Data تبدیل می‌شوند؛ مجموعه عظیمی از اطلاعات که می‌تواند الگوهای رفتاری، ترجیحات اجتماعی، گرایش‌های سیاسی و حتی وضعیت روانی جوامع را آشکار کند.اهمیت کلان‌داده‌ها تنها در حوزه تجارت یا تبلیغات نیست. امروزه دولت‌ها، شرکت‌های فناوری و نهادهای امنیتی از تحلیل داده برای تصمیم‌سازی‌های کلان استفاده می‌کنند. تحلیل رفتار کاربران می‌تواند در مدیریت افکار عمومی، پیش‌بینی بحران‌های اجتماعی، طراحی سیاست‌های اقتصادی و حتی جنگ‌های شناختی و اطلاعاتی نقش تعیین‌کننده داشته باشد. در بسیاری از منازعات جدید، برتری صرفاً با تجهیزات نظامی تعیین نمی‌شود؛ بلکه کشوری موفق‌تر است که بتواند داده بیشتری جمع‌آوری، تحلیل دقیق‌تری ارائه و تصمیم سریع‌تری اتخاذ کند.در واقع، جهان امروز به‌تدریج از «اقتصاد نفت» به سمت «اقتصاد داده» حرکت کرده است؛ جایی که اطلاعات، به یکی از اصلی‌ترین منابع قدرت تبدیل می‌شود. به همین دلیل، بحث درباره اینترنت دیگر تنها بحث سرعت یا دسترسی نیست، بلکه درباره آینده ساختار قدرت، عدالت اطلاعاتی و توان کشورها در رقابت جهانی است.«اگر بخش مهمی از قدرت در جهان امروز بر پایه استخراج و تحلیل داده بنا شده است، آیا می‌توان همچنان شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های دیجیتال را صرفاً ابزارهایی برای سرگرمی و ارتباط دانست؟»نویسنده: خانم حنانه خانکشی‌پور/ دانش‌آموز پایه یازدهم
#به_مناسبت#روز_جهانی_ارتباطات
undefined۱۰
undefined۲
undefined۱

۶۱۷

۵:۰۲

۳ خرداد

Mamad Nabodi Bebini (320).mp3

۰۷:۰۳-۱۶.۲۸ مگابایت
موسیقی و ساخت حافظه‌ی آیینیبه‌مناسبت سالروز فتح خرمشهر
در جامعه‌شناسی، حافظه‌ی جمعی فقط مجموعه‌ای از خاطرات پراکنده نیست، بلکه از خلال نمادها، آیین‌ها و تکرارهای فرهنگی بازتولید می‌شود. قطعه ممد نبودی دقیقاً در همین نقطه اهمیت پیدا می‌کند. این قطعه فقط یادآور یک فرد یا یک واقعه نیست، بلکه شنونده را به فضایی از یاد جمعی وارد می‌کند؛ فضایی که در آن جنگ نه فقط به عنوان یک رویداد تاریخی، بلکه به عنوان تجربه‌ای عاطفی و مشترک بازخوانی می‌شود. وقتی این قطعه در مراسم، سالگردها یا موقعیت‌های جمعی اجرا می‌شود، در واقع نوعی آیین یادآوری شکل می‌گیرد. افراد با هم‌خوانی یا حتی با شنیدن مشترک آن، در یک تجربه‌ی احساسی مشترک سهیم می‌شوند.در‌حقیقت، این فرایند "ساخت حافظه‌ی آیینی" نام‌دارد؛ که از مهم‌ترین وظایف علم ارتباطات، به‌خصوص در مواقع بحران است.
#به_مناسبت #فتح_خرمشهر undefined @resane_ma
undefined۳
undefined۱

۹۱۵

۱۱:۰۸

۲۵ خرداد
thumbnail
نفر اول: مالکوم ایکسرهبر مسلمانان سیاه آمریکا
مالکوم ایکس، که در سال ۱۹۲۵ با نام مالکوم لیتل در آمریکا به دنیا آمد، یکی از مهم‌ترین چهره‌های سیاسی و فکری سیاه‌پوستان در قرن بیستم بود؛ شخصیتی که زندگی او از دل تجربه مستقیم تبعیض نژادی، فروپاشی خانوادگی، فقر، حاشیه‌نشینی و سپس بازسازی فکری و هویتی شکل گرفت. او در نوجوانی و جوانی وارد فضای بزهکاری و زندگی خیابانی شد و در سال ۱۹۴۶ به زندان افتاد؛ اما همین زندان نقطه عطف اصلی زندگی‌اش شد، زیرا در آن‌جا با مطالعه گسترده، انضباط شخصی و آشنایی با جریان «ملت اسلام» به تدریج دگرگون شد. پس از آزادی در ۱۹۵۲، نام خانوادگی «Little» را کنار گذاشت و «X» را به‌عنوان نماد هویت ربوده‌شده سیاهان برگزید. او خیلی زود به دلیل قدرت خطابه، توان سازمان‌دهی، صراحت در نقد نژادپرستی سفید و تأکید بر عزت‌نفس، خوداتکایی و بازسازی هویت جمعی سیاهان، به برجسته‌ترین سخنگو و رهبر اجتماعی این جریان تبدیل شد. البته تعبیر دقیق این نیست که او «رهبر شیعیان سیاه آمریکا» بود، بلکه او از رهبران اصلی جنبشی به نام «ملت اسلام» به شمار می‌رفت که یک جریان دینی-سیاسی سیاه‌محور با قرائتی خاص و ناهمسان با اسلام رایج اهل‌سنت و تشیع بود؛ با این حال، در افواه عمومی گاه به‌اشتباه با تعابیری مانند «مسلمانان سیاه» یا حتی «شیعیان سیاه» از آن یاد می‌شود. نفوذ او از آن‌جا ناشی می‌شد که توانست خشم پراکنده سیاهان را به زبان سیاسی و هویتی ترجمه کند و به آن‌ها بگوید که مسئله‌شان فقط فقر یا تبعیض حقوقی نیست، بلکه تحقیر تاریخی و از دست رفتن کرامت انسانی است. در سال‌های ۱۹۶۳ و ۱۹۶۴ به دلیل اختلافات جدی با رهبری ملت اسلام از آن جدا شد و پس از سفر به خاورمیانه و انجام حج، نگرش او دچار تحول شد؛ به‌گونه‌ای که از یک گفتمان محدودترِ جدایی‌خواهانه به سمت افق وسیع‌تر اسلامی و سپس انسانی حرکت کرد و کوشید مبارزه سیاهان را در قالب حقوق بشر و همبستگی جهانی بازتعریف کند. او در این دوره سازمان‌های جدیدی تأسیس کرد و تلاش کرد شبکه‌ای مستقل برای دفاع از حقوق سیاهان آمریکا ایجاد کند، اما این مرحله تازه دیری نپایید، زیرا در ۲۱ فوریه ۱۹۶۵ در نیویورک، هنگام سخنرانی، ترور شد. بدین‌ترتیب، سرنوشت مالکوم ایکس به مرگی خشونت‌آمیز و زودهنگام گره خورد، اما میراث فکری و سیاسی او در تاریخ مبارزات ضدنژادپرستی باقی ماند و او به نماد عزت‌طلبی، خودآگاهی هویتی و مقاومت در برابر سلطه نژادی تبدیل شد.
#شب_اول #محرم_ ۱۴۷۸ undefined @resane_ma
undefined۵
undefined۱
undefined۱

۴۱۷

۱۶:۵۰

۴ مهر
thumbnail
#مجموعه
پرده‌ای از مقاومتقسمت اول: ایستاده در غبار
نویسنده و کارگردان: محمد‌حسین مهدویان محصول سال ۱۳۹۴
احمد متوسلیان (متولد ۱۳۳۲ در تهران) یکی از فرماندهان ارشد نظامی در سال‌های ابتدایی جنگ ایران و عراق بود. او فعالیت نظامی خود را با مدیریت بحران‌های امنیتی در منطقه کردستان (به‌ویژه مریوان) آغاز کرد. پس از شروع جنگ، با تشکیل تیپ ۲۷ محمد رسول‌الله، نقش کلیدی در سازماندهی نیروها و اجرای عملیات‌های سرنوشت‌سازی همچون «فتح‌المبین» و «الی‌بیت‌المقدس» (که به آزادسازی خرمشهر منجر شد) ایفا کرد.در تیرماه ۱۳۶۱، متوسلیان به عنوان بخشی از یک هیئت دیپلماتیک-نظامی به سوریه و لبنان اعزام شد تا در واکنش به حمله اسرائیل به لبنان، به نیروهای مقاومت کمک کند. در ۱۴ تیرماه ۱۳۶۱، خودروی او و سه تن از همراهانش در مسیر طرابلس به بیروت، در یک ایست بازرسی توسط نیروهای شبه‌نظامی فالانژ لبنان متوقف و ربوده شدند. از آن تاریخ تاکنون، با وجود پیگیری‌های متعدد، سرنوشت قطعی او و همراهانش (موسوی، رستگار و اخوان) همچنان در هاله‌ای از ابهام باقی مانده و او به عنوان یکی از نمادهای مفقودالاثر در تاریخ معاصر ایران شناخته می‌شود. ایستاده در غبار، روایتی از او است!
#پرده‌ای_از_مقاومت #سینما #رسانه_ما undefined @resane_ma
undefined۵
undefined۳

۲۳۷

۱۲:۴۷

۵ مهر
thumbnail
#مجموعه
پرده‌ای از مقاومتقسمت دوم: ویلایی‌ها
کارگردان: منیر قیدی نویسندگان: منیر قیدی و ارسلان امیری محصول سال ۱۳۹۵
در سال ۱۳۶۵ و زمان وقوع جنگ ایران و عراق، در شهرکی ویلایی در حوالی اندیمشک که پیش از انقلاب محل سکونت کارگران پیمانکار راه‌آهن جنوب بوده، با فاصله نه‌چندان زیاد از جبهه جنگ، گروهی از خانواده‌های رزمندگان ساکن شده‌اند تا هم به بیمارستان صحرایی کمک کنند و نقش حمایت پشت جبهه را داشته باشند، هم راحت‌تر بتوانند با خانواده‌‌شان در منطقه درارتباط باشند. ویلایی‌ها، روایت این زنان است!
#پرده‌ای_از_مقاومت #سینما #رسانه_ما undefined @resane_ma
undefined۵
undefined۱

۱۸۶

۱۲:۳۱

۶ مهر
thumbnail
#مجموعه
پرده‌ای از مقاومتقسمت سوم: ۲۳ نفر
نویسنده و کارگردان: مهدی جعفری
۲۳ نفر از رزمندگان نوجوان ایرانی در جریان جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۱ به اسارت نیروهای عراقی درآمدند. این گروه بین ۱۳ تا ۱۷ سال سن داشتند. 23 نفر، روایت زندگی در اردوگاه‌های عراق است!
#پرده‌ای_از_مقاومت #سینما #رسانه_ما undefined @resane_ma
undefined۳
undefined۲

۱۹۶

۱۲:۱۶

۷ مهر
thumbnail
#مجموعه
پرده‌ای از مقاومتقسمت چهارم: آبادان یازده ۶۰
نویسنده و کارگردان: مهرداد خوشبخت محصول سال ۱۳۹۸
آبادان یازده ۶۰، روایتی از روزهای آغازین جنگ ایران و عراق در آبادان است؛ زمانی که با محاصره و تشدید درگیری‌ها، کارکنان رادیو شهر تلاش‌می‌کنند پخش برنامه‌ها و اطلاع‌رسانی را ادامه‌دهند. در شرایطی که راه‌های ارتباطی محدود و خبرها پراکنده بود، رادیو یکی از معدود راه‌های دسترسی مردم به اطلاعات و اخبار شهر به شمار می‌رفت. این فیلم، درحقیقت روایتی از این نقش است.
#پرده‌ای_از_مقاومت #سینما#رسانه_ما undefined @resane_ma
undefined۳
undefined۲

۱۵۷

۱۲:۴۱

۸ مهر
thumbnail
#مجموعه
پرده‌ای از مقاومتقسمت پنجم و آخر: بوی پیراهن یوسف
نویسنده و کارگردان: ابراهیم حاتمی‌کیا محصول سال ۱۳۷۴
مروری کوتاه بر فیلم‌های مشهور با موضوع آسیب دیدگان جنگ این نکته‌ را به مخاطب نشان می‌دهد که موضوع اصلی این ژانر، لبریز شدن و رسیدن به نقطه فروپاشی است. در این صحنه دایی غفور بعد از اینکه شیرین‌ به چشم انتظاری او برچسب توهم میزند، کنار قبر خالی پسرش که مطمئن است زنده است این حرف‌ها را به یوسف می‌زند. نورها و گرگ و میش آسمان در کنار هذیان‌های غفور همه بازتاب‌دهنده همین مسئله است. جنگ بالاخره روزی تمام میشود. جنگ بالاخره یک روز تمام می‌شود. این را حالا ما، نسل‌های بعد از جنگ ۸ ساله، هم میفهمیم. جنگ بالاخره تمام می شود و با خود چیزهای دیگری را نیز تمام می‌کند. حاتمی کیا در این صحنه از «بوی پیراهن یوسف» همین تمام شدن‌ها و به آستانه رسیدن‌ها را به تصویر می‌کشد. جنگ گاهی با گلوله‌ای زندگی کسی را تمام می‌کند و گاهی با انتظار‌های طولانی طاقت بازماندگان و آسیب دیدگان جنگ را. تمایز فیلم‌های دفاع مقدس در آخرین جملات و حتی صحنه‌های بعد از این سکانس نهفته است. دیالوگ‌های غفور با استفاده از عناصر داستان یعقوب و یوسف نبی، رو به مخاطبان نامشخص فریاد میزند که بگذارند تا چشمانش سو دارند یوسف را ببیند و دقیقا پس از این صحنه خبری از جانب برادر شیرین او را به قصر شیرین می‌کشاند. جایی که بالاخره یوسف را پیدا میکند.
نویسنده: زینب شهبازیدانشجوی رشته جامعه‌شناسی/ دانشگاه تهران
#پرده‌ای_از_مقاومت #سینما#رسانه_ما undefined @resane_ma
undefined۴
undefined۱

۱۰۴

۱۳:۴۷