میان شلوغی و صدای بلند سیستم صوتی و هیاهوی پرچمها چشمم خورد به دخترک. دلم غنج رفت برای خواب عمیقش. جوری از زمین و زمان فارغ بود که دلم خواست من هم کنارش بخوابم. در خوابش، آرامشی بود که فقط بچهها بلدند، آرامش نداشتن خطر و آرامش باور داشتن به اینکه فردایی هست. حتی کفشهایش هم از پایش درنیاورده بود. نمیدانم چه کار سنگینی انجام داده بود که اینطور خسته، روی این زیرانداز نازک و زمین سفت خوابیده بود. شاید هم از خانه خوابش گرفته بود ولی همت کرد و آمد تجمع. کیف و قمقمهاش را گذاشته بود پایین پایش ولی بعید بود اگر کسی برشان میداشت هم متوجه میشد.همینطور خیره بودم به بچهها با لباس مدرسه و این دخترک خوش خواب که انگار یک نفر هلم داد به یک روز و یک جای دیگر. رفتم به نهم اسفند. انگار قرار بود این قاب برایم راوی شود و روضه بخواند. که یادآور نفسها و جانهایی باشد که هرگز برنمیگردند. یادآور روزهایی باشد که به جای صدای انفجار و جیغهای بچهها، صدای خندههایشان به حیاط مدرسه جان میداد. دخترک معصوم، انگار که یک تکه از وجود پروانههای سوختهبال میناب را با خود همراه داشت. همانقدر معصوم، همانقدر ساده و همانقدر پر از رویا و آرزو. توی سکوت خوابش، صدای قهقههی دختران و همهمهی پسران وقت بازی شنیده میشد. صدای معلمانی که با عشق و شوق به بچهها الفبا یاد میدادند و امیدوار بودند زودتر کتاب را تمام کنند. صدای شعارهایی که از سر عشق به وطن روی صف مدرسه و در راهپیماییها سر داده بودند. آیندهی دانشآموزان میناب، باید مثل لباس و کوله و مدادرنگیهاشان رنگی میبود؛ اما رنگ خاکستر گرفت.حضور یک دختر با لباس مدرسه در تجمعات برایم عادی بود اما این بار برایم معنای عمیقتری داشت. او نماد آینده است و باید آیندههایی که دشمن سوزاند و خاکستر کرد، آیندهای که از بچههای میناب گرفته شد را جبران کند.آن شب، دخترک خواب وسط میدان، میان پرچمهای به اهتزاز درآمده و مردمی که بیدارتر از همیشهاند، قابی از امید به آینده و آرزوی جهان بدون ظلم بود.
@resanebidari_ir
۹۶
۱۰:۳۶
کیفیت بالا
@resanebidari_ir
۲۵۳
۱۳:۳۰
رسانه بیداری🇮🇷🇵🇸
صد شب بیعت و بعثت مردم اهواز
عزیزخانم کیفیت بالا
https://s15.uupload.ir/files/ahvazhadi/تیزر_عزیزی_کیفیت_بالا.mp4
️تصویربردار: محبوبه ممبنی
️تدوینگر: فلاح سعیدی
️کارگردان: زینب حزباوی
️مجری طرح: رسانه بیداری با همکاری شهرداری اهواز @resanebidari_ir
قرارمان توی مؤسسه است. همانجا که سی سال پیش سنگ بنایش را گذاشت تا عطشش را از شنیدن قرآن سیراب کند. وسط "یا وجیهاً عندالله" میرسم. جلسه شلوغ است. همه سن و سالی توی مجلس نشسته. گوشه خلوتی مینشینیم و شروع به صحبت میکند:دو سه روز اول جنگ داغ شهادت رهبر انقدر برایمان سنگین بود که نمیتوانستیم هیچ کاری کنیم. اما بعد به خودمان آمدیم. چراغ جلسه دعایمان را روشن کردیم و توسل کردیم. اعلام شد برای رزمنده ها غذا نیاز است. خیرین کمک کردند و مواد تهیه کردیم. با خانمها آستین بالا زدیم و شعلههای گاز را روشن کردیم. روزهای بعد نان پختیم و درآمدش را هدیه کردیم به جبههها. هرچه توانستیم انجام دادیم. همش زحمت خانمهای مؤسسه بود.هیچ کدام از جملاتش ضمیر و فعل مفرد ندارد. اما شنیده بودم به اعتبار او کمکهای مردمی جمع می شود. از قرارگاه بانوان هرکار روی زمین مانده اعلام شود بیسروصدا تمام و کمال انجام میدهد. نه اعتراض میکند چرا جوانهای تازه به دوران رسیده میانداری میکنند، نه حتی پیگیر مطرح شدن اسم مؤسسهاش میشود. تواضعش بیشتر از چیزی است که فکرش را میکردم.از اوضاع و احوال خودش میپرسم. میفهمم یک مادربزرگ تمام وقت است. دو سال پیش عروسش بعد از زایمان فوت کرده. حالا خانم عزیزی با حفظ سمتِ مامانبزرگی برای نوههای کوچکش مادری هم میکند. با این حال نمیگذارد مشغلههای خانوادگی، کلاسهای قرآن و نهجالبلاغه و فعالیتهای اجتماعیش را تعطیل کند. با آشنا و غریبه، حضوری و مجازی بحث سیاسی میکند. میگویم خیلی دل و جرأت دارید. این اقتصاد بیسروصاحب دهان ما را بسته. اما از تفاوت نظام با تصمیمات مسئولان برایم میگوید.لبخند آرام، متانتش توی صحبت و صغری کبرایش آدم را مجذوب میکند. بهش حسرت میخورم. ازش میخواهم دعا کند من هم مثل او قوی باشم. میگوید من کجا و پدرم کجا: خبر شهادت دو برادرم توی عملیات والفجر ۵ که بهمان رسید آمد خانه. باصدای بلند روبه به مادرم گفت هیچ نگران نباش! امروز ۳۰۰ تا بسیجی اعزام شدند جبهه. میگویم پس قرص و محکم بزرگتان کردند. میگوید توی این جنگ حتی یک لحظه هم نترسیدیم. نه یک نان اضافه خریدیم و نه یک قطره آب ذخیره کردیم. میگویم ولی ممکن بود زیرساختها را بزند آن وقت چه؟ میگوید آن وقت همان کاری را میکردیم که بقیه مردم میکنند.خانم عزیزی یک انقلابی گِرَم بالاست که این روزها پای کار نظام ایستاده است. او تمام تصورم را از یک خانم جلسهای تغییر میدهد.
@resanebidari_ir
۹۹
۷:۲۵
بازارسال شده از انتشارات راه یار
۱۰
۱۱:۴۳
گفتگو با مسئول کتابفروشی رسانه بیداری اهواز عامل فروش کتاب های انتشارات موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) تأکید مدیر کتابفروشی رسانه بیداری بر نقش محوری آثار انتشارات موسسه امام در تربیت جوانان انقلابی
آقای سلامات، مدیر کتابفروشی «رسانه بیداری» که از سال ۱۳۸۹ به عنوان نخستین مرکز عرضه محصولات فرهنگی جبهه انقلاب در استان خوزستان فعالیت میکند، در گفتگو با ما از جایگاه ویژهی آثار انتشارات موسسه امام خمینی سخن گفت.
ایشان با اشاره به سابقه ۱۶ ساله فعالیت این مرکز، اعلام کرد که آثار انتشارات مذکور، بهویژه آثار علامه مصباح، همواره بهعنوان مرجع محتوایی و یکی از پایههای فکری اصلی جوانان انقلابی در این استان شناخته شده است. وی افزود: «همواره انتشارات موسسه امام پرفروشترین بخش کتابفروشی ما بوده و مطالعه آثار این نشر در حوزههای مختلف اعتقادی، اخلاقی، فلسفی و سیاسی، زیربنای فکری لازم برای پرورش یک جوان انقلابی و ولایی را فراهم میآوردآدرس:اهواز بلوار ایت الله بهبهانی جنب حوزه علمیه امام خمینی(ره) و شهربازی، فروشگاه کتاب رسانه بیداری۰۶۱۳۵۵۳۰۷۹۸
انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)╔═ == == ═╗
@hatif_ir╚═ == == ═╝صفحه انتشارات در اینستاگرام ╔═ == == ═╗
hatif_ir ╚═ == == ═╝
┄┅═══••✾••═══┅┄
آقای سلامات، مدیر کتابفروشی «رسانه بیداری» که از سال ۱۳۸۹ به عنوان نخستین مرکز عرضه محصولات فرهنگی جبهه انقلاب در استان خوزستان فعالیت میکند، در گفتگو با ما از جایگاه ویژهی آثار انتشارات موسسه امام خمینی سخن گفت.
ایشان با اشاره به سابقه ۱۶ ساله فعالیت این مرکز، اعلام کرد که آثار انتشارات مذکور، بهویژه آثار علامه مصباح، همواره بهعنوان مرجع محتوایی و یکی از پایههای فکری اصلی جوانان انقلابی در این استان شناخته شده است. وی افزود: «همواره انتشارات موسسه امام پرفروشترین بخش کتابفروشی ما بوده و مطالعه آثار این نشر در حوزههای مختلف اعتقادی، اخلاقی، فلسفی و سیاسی، زیربنای فکری لازم برای پرورش یک جوان انقلابی و ولایی را فراهم میآوردآدرس:اهواز بلوار ایت الله بهبهانی جنب حوزه علمیه امام خمینی(ره) و شهربازی، فروشگاه کتاب رسانه بیداری۰۶۱۳۵۵۳۰۷۹۸
انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)╔═ == == ═╗
┄┅═══••✾••═══┅┄
۹۲
۱۵:۳۱
۹۱
۱۵:۳۱
۹۱
۱۵:۳۱
۹۱
۱۵:۳۱
@resanebidari_ir
۳۵۶
۷:۲۵