از روزهای اولی که روایت #مدرسهمیناب تا حدودی مشخص شده این سوال را در ذهن دارم:
آیا بعد از برخورد موشک اول، بردن بچهها به فضای بسته و کوچک نمازخانه کار درستی بود؟ (جایی که بعد از برخورد دوم و سوم همه یکجا به شهادت رسیدند)البته ما الان بعد از واقعه به این اتفاق فکر میکنیم اما حقیقت این است که بخشی از این واقعه برای مسئولین امر قابل پیشبینی بود یا حداقل باید تدابیری برای آن در نظر گرفته میشد. ما در خرداد ۱۴۰۴ دچار جنگ شدیم و دشمن هم نشان داد هیچ قاعده اخلاقی و عرف انسانی را در جنگش در نظر نخواهد گرفت؛دوباره در اسفند ماه جنگی شروع شد که ما تا وقوع آن بیش از ۸ ماه وقت داشتیم؛در طول این مدت چند بار تهدید جنگ جدی شد و حتی برخی وزارتخانهها تخلیه شدند؛ در چنین شرایطی آموزشوپرورش در طول این ۸ ماه چرا هیچگونه آموزش مربوط به شرایط بحران و جنگ را به مدیران و معلمان نداد؟مدارس ما فاقد پناهگاه هستند؛ در چنین شرایطی وظیفه معلم و مدیر مدرسه برای حفظ جان دانشآموزان چیست؟وقتی ساختمان کنار مدرسه مورد اصابت قرار گیرد مدیر و معلمان چه کاری باید انجام دهند؟ (بارها این اتفاق در جنگ تکرار شد!)وقتی خود مدرسه مستقیما هدف قرار گیرد باید چه کنند؟اگر احتمال برخورد مجدد را داشته باشیم چه کاری درست است؟
مطمئنا معلمان دلسوز و جان بر کف مدرسه میناب بهترین کاری که میتوانستند انجام دهند را انجام دادند و حتی جان خود را در این راه فدا کردند. اما آیا اگر زودتر به فکر بودیم و آموزشها را در فرصت تابستان و بعد از آن به معلمان و مدیران (به ویژه در مناطق در خطر حمله) میدادیم آیا این امکان وجود نداشت که برخی از این معلمان عزیز امروز در کنار ما باشند؟ آیا ممکن نبود برخی از آن گلهای پرپر شده امروز در کنار خانواده باشند؟
برای سال آینده چه برنامهای داریم؟!
@revayate_madrese
آیا بعد از برخورد موشک اول، بردن بچهها به فضای بسته و کوچک نمازخانه کار درستی بود؟ (جایی که بعد از برخورد دوم و سوم همه یکجا به شهادت رسیدند)البته ما الان بعد از واقعه به این اتفاق فکر میکنیم اما حقیقت این است که بخشی از این واقعه برای مسئولین امر قابل پیشبینی بود یا حداقل باید تدابیری برای آن در نظر گرفته میشد. ما در خرداد ۱۴۰۴ دچار جنگ شدیم و دشمن هم نشان داد هیچ قاعده اخلاقی و عرف انسانی را در جنگش در نظر نخواهد گرفت؛دوباره در اسفند ماه جنگی شروع شد که ما تا وقوع آن بیش از ۸ ماه وقت داشتیم؛در طول این مدت چند بار تهدید جنگ جدی شد و حتی برخی وزارتخانهها تخلیه شدند؛ در چنین شرایطی آموزشوپرورش در طول این ۸ ماه چرا هیچگونه آموزش مربوط به شرایط بحران و جنگ را به مدیران و معلمان نداد؟مدارس ما فاقد پناهگاه هستند؛ در چنین شرایطی وظیفه معلم و مدیر مدرسه برای حفظ جان دانشآموزان چیست؟وقتی ساختمان کنار مدرسه مورد اصابت قرار گیرد مدیر و معلمان چه کاری باید انجام دهند؟ (بارها این اتفاق در جنگ تکرار شد!)وقتی خود مدرسه مستقیما هدف قرار گیرد باید چه کنند؟اگر احتمال برخورد مجدد را داشته باشیم چه کاری درست است؟
مطمئنا معلمان دلسوز و جان بر کف مدرسه میناب بهترین کاری که میتوانستند انجام دهند را انجام دادند و حتی جان خود را در این راه فدا کردند. اما آیا اگر زودتر به فکر بودیم و آموزشها را در فرصت تابستان و بعد از آن به معلمان و مدیران (به ویژه در مناطق در خطر حمله) میدادیم آیا این امکان وجود نداشت که برخی از این معلمان عزیز امروز در کنار ما باشند؟ آیا ممکن نبود برخی از آن گلهای پرپر شده امروز در کنار خانواده باشند؟
برای سال آینده چه برنامهای داریم؟!
۶۵۴
۶:۰۹
دیشب وقتی به هیئت میرفتیم، و عکسهای شهدا را در خیابان زده بودند، نمیدانم چرا این سوال را پرسید:«راستی فرق #ماکان با بقیه بچههای #میناب چی بود؟ چرا اینقدر بیشتر عکسش پخش شد؟»فقط یک جمله داشتم برای گفتن: «ماکان پیدا نشد!» سرش را برگرداند؛ آرام آرام اشکها بر گونهاش جاری شد؛ مادر است، خودش دو پسر همسن و سال ماکان دارد...وقتی به هیئت رسیدیم فهمیدم هیچ اتفاقی از جمله همین سوال بیدلیل نیست؛ امشب شب، عبدالله (ع) است!
أَلسَّلامُ عَلَى الْجُسُومِ الشّاحِباتِ- سلام بر آن بدنهای لاغر و نحیف أَلسَّلامُ عَلَى الاَْعْضآءِ الْمُقَطَّعاتِ- سلام بر پیکرهای قطعه قطعه شده
در روضه حضرت یک لحظه هم ماکان از پیش چشمم غائب نشد! چه بلایی و چه دردی! چرا ماکان پیدا نشد؟ مگر این فضا محدود و بسته نبود؟ مگر تمام آن را زیر و رو نکردند؟ نمیشد پیکر هم -هر چند همچون پیکرهای پرپر شده دوستانش- پیدا شود؟ چرا مدرسه از ماکان دل نکند؟البته حالا که فکر میکنم میبینم نمیشد غیر از این هم باشد،مدرسه شجره طیبه، زمینی است که نه اکنون، بلکه در زمانی که نور و طهارت این کره ارض را فراگیرد، محل رفت و آمد عاشقان و دلسوختگان خواهد بود، مدرسه شجره طیبه محل نزول ملائکه است، مدرسه شجره طیبه محل نزول برکات است. حیف نیست؟ حیف نیست که این مدرسه که آن پیکرهای نحیف و گلهای پرپر شده را در قلب سرخ خود جای داده بود، اکنون خالی از حضور پیکرهای آنان باشد؟به یاد حس و حال خودم در #بازاردمشق میافتم، آن هنگام که در آن شلوغی و هیاهو و در آن فشار و اضطرابی که از هر سو حس میکردم ناگهان به پیشگاه حرم دردانه اباعبدالله علیهالسلام رسیدم! به زیارت رفتم، در کنار ضریح مطهرش نشستم و سر و رویم را به زمین چسباندم که به قلب مطهرش نزدیکتر باشم، به قلبی که در همینجایی که امروز حرم است، در میانه خرابه شام، بیتابی کرد و همانجا پرکشید و آسمانی شد! حرم حضرت رقیه سلامالله علیها با هر حرم دیگری متفاوت است؛ اینجا همان خرابهای است که اهلبیت علیهالسلام پس از محروم شدن از اسکان در هر خانهای، در آن اسکان داده شدند و اگر نبود مزار آن دخترک سه ساله، ما این زمین مقدس را نمیشناختیم و از زیارتش محروم میشدیم.
ماکان پیدا نشد، اما ماکان قدس و شرف آن مکان را ابدی کرد!ماکان مدرسه شجره طیبه را برای آیندگان ماندگار کرد! باید از ماکان گفت، باید ندای او و این مدرسه را به کل عالم رساند.
@revayate_madrese
أَلسَّلامُ عَلَى الْجُسُومِ الشّاحِباتِ- سلام بر آن بدنهای لاغر و نحیف أَلسَّلامُ عَلَى الاَْعْضآءِ الْمُقَطَّعاتِ- سلام بر پیکرهای قطعه قطعه شده
در روضه حضرت یک لحظه هم ماکان از پیش چشمم غائب نشد! چه بلایی و چه دردی! چرا ماکان پیدا نشد؟ مگر این فضا محدود و بسته نبود؟ مگر تمام آن را زیر و رو نکردند؟ نمیشد پیکر هم -هر چند همچون پیکرهای پرپر شده دوستانش- پیدا شود؟ چرا مدرسه از ماکان دل نکند؟البته حالا که فکر میکنم میبینم نمیشد غیر از این هم باشد،مدرسه شجره طیبه، زمینی است که نه اکنون، بلکه در زمانی که نور و طهارت این کره ارض را فراگیرد، محل رفت و آمد عاشقان و دلسوختگان خواهد بود، مدرسه شجره طیبه محل نزول ملائکه است، مدرسه شجره طیبه محل نزول برکات است. حیف نیست؟ حیف نیست که این مدرسه که آن پیکرهای نحیف و گلهای پرپر شده را در قلب سرخ خود جای داده بود، اکنون خالی از حضور پیکرهای آنان باشد؟به یاد حس و حال خودم در #بازاردمشق میافتم، آن هنگام که در آن شلوغی و هیاهو و در آن فشار و اضطرابی که از هر سو حس میکردم ناگهان به پیشگاه حرم دردانه اباعبدالله علیهالسلام رسیدم! به زیارت رفتم، در کنار ضریح مطهرش نشستم و سر و رویم را به زمین چسباندم که به قلب مطهرش نزدیکتر باشم، به قلبی که در همینجایی که امروز حرم است، در میانه خرابه شام، بیتابی کرد و همانجا پرکشید و آسمانی شد! حرم حضرت رقیه سلامالله علیها با هر حرم دیگری متفاوت است؛ اینجا همان خرابهای است که اهلبیت علیهالسلام پس از محروم شدن از اسکان در هر خانهای، در آن اسکان داده شدند و اگر نبود مزار آن دخترک سه ساله، ما این زمین مقدس را نمیشناختیم و از زیارتش محروم میشدیم.
ماکان پیدا نشد، اما ماکان قدس و شرف آن مکان را ابدی کرد!ماکان مدرسه شجره طیبه را برای آیندگان ماندگار کرد! باید از ماکان گفت، باید ندای او و این مدرسه را به کل عالم رساند.
۶۱۳
۵:۲۵
بازارسال شده از اخبار جبهه مقاومت
دادگستری هرمزگان: موشک مستقیماً به بدن شهید ماکان نصیری اصابت کرده / حتی تار مویی هم از ماکان پیدا نشد
رئیس کل دادگستری هرمزگان:
کارشناسان معتقدند که متأسفانه موشک مستقیماً به بدن شهید ماکان نصیری اصابت کرده و اثری از پیکر باقی نگذاشته است.
حتی تار مویی هم از ماکان پیدا نشد و آزمایشهای دیانای که روی نمونهها انجام شد، در مورد ماکان منفی بود.
پس از انجام بیش از ۱۰۰ نمونهبرداری DNA، هیچ اثری از پیکر این شهید کوچک نیست؛ فقط یک لنگه کفش و کیف پاره شده او پیدا شده.

@akhbarJM
رئیس کل دادگستری هرمزگان:
۳۱
۱۷:۲۷
در شرایطی که در آن قرار داریم و بسیاری از امور پیچیده و مهآلود شده و جریانات مختلف در تعارض با هم هستند، بد نیست یادآوری نسبت به این مسئله داشته باشیم که هر وقت در طول تاریخ پس از مشروطه، مجلس شورا تعطیل یا منحل شد، پیامد آن بزرگترین خسارتها برای کشور و برای منحل کنندگان مجلس بود.
جالب آنجا است که گاهی نمایندگان مجلسی که خود به دولت راه مییافتند، فراموش میکردند که از همین مجلس شورا امکان در دست گرفتن امور کشور برایشان فراهم شده؛ همانها وقتی به مشکلی با مجلس برمیخوردند به سرعت به سمت انحلال مجلس یا تعطیلی جلساتش حرکت کردند. نمونه بارزش هم مصدق بود که به واسطه همان مجلس توانست در مقابل محمدرضا بایستد و به پشتوانه همان مجلس نفت را ملی کرد. اما هنگامی که احساس کرد جریانات مجلس مخالف او هستند و آزادی عملی که میخواهد را به او نمیدهند دست به انحلال مجلس هفدهم زد. حتی نزدیکان او از جمله کریم سنجابی به او گفتند که نبود مجلس برای خود شما خطرناک است اما گوش او شنوا نبود و در ضعف و انحلال مجلس بود که پشتوانههای مردمی خود را از دست داده و با کودتا به راحتی حکومتش ساقط و دستاوردهایش پایمال شد.
امروز هم رییسجمهور و هم رییس تیم مذاکره کننده، خود از مجلس به این عرصه آمدهاند و به خوبی ظرفیتهای ملی و مردمی مجلس را میشناسند. نباید به واسطه وجود جریانات مخالف، امکان تشکیل مجدد جلسات و پیگری امورات ملی از مجلس سلب شود. مردم نیز باید راهبرد اصلی خود را در تحقق شروط رهبری، بازگشایی مجلس و پیگیری امور از طریق نمایندگان و با الزام آوری قانونی قرار دهند؛ این هم به نفع ملت و هم به نفع دولت است.
@revayate_madrese
جالب آنجا است که گاهی نمایندگان مجلسی که خود به دولت راه مییافتند، فراموش میکردند که از همین مجلس شورا امکان در دست گرفتن امور کشور برایشان فراهم شده؛ همانها وقتی به مشکلی با مجلس برمیخوردند به سرعت به سمت انحلال مجلس یا تعطیلی جلساتش حرکت کردند. نمونه بارزش هم مصدق بود که به واسطه همان مجلس توانست در مقابل محمدرضا بایستد و به پشتوانه همان مجلس نفت را ملی کرد. اما هنگامی که احساس کرد جریانات مجلس مخالف او هستند و آزادی عملی که میخواهد را به او نمیدهند دست به انحلال مجلس هفدهم زد. حتی نزدیکان او از جمله کریم سنجابی به او گفتند که نبود مجلس برای خود شما خطرناک است اما گوش او شنوا نبود و در ضعف و انحلال مجلس بود که پشتوانههای مردمی خود را از دست داده و با کودتا به راحتی حکومتش ساقط و دستاوردهایش پایمال شد.
امروز هم رییسجمهور و هم رییس تیم مذاکره کننده، خود از مجلس به این عرصه آمدهاند و به خوبی ظرفیتهای ملی و مردمی مجلس را میشناسند. نباید به واسطه وجود جریانات مخالف، امکان تشکیل مجدد جلسات و پیگری امورات ملی از مجلس سلب شود. مردم نیز باید راهبرد اصلی خود را در تحقق شروط رهبری، بازگشایی مجلس و پیگیری امور از طریق نمایندگان و با الزام آوری قانونی قرار دهند؛ این هم به نفع ملت و هم به نفع دولت است.
۴۵۲
۸:۰۵
بازارسال شده از میعاد| دانشجویان حامی مقاومت
@miaadPalestine
۴۹
۱۱:۵۳
سال گذشته توفیق داشتیم به همراه خانم دکتر ایوبی، پیمایشی در حوزه زیست دیجیتال و زیست تحصیلی دانشآموزان داشته باشیم.این پژوهش زیر نظر سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی و با حمایت صمیمانه ریاست سازمان و همچنین همراهی دوستان عزیزم در شرکت پشتیبان سامانه شاد اجرایی شد. نتیجه این پیمایش یافتههایی در سطح ملی است که از حدود ۵ هزار پاسخنامه از دانشآموزان پایه نهم و یازدهم، از ۵۵۵ شهرستان مختلف، به ویژه در مدارس دولتی جمعآوری شده است.
این یافتهها به پرسشهایی در زمینه اولویتهای تحصیلی دانشآموزان، اولویتهای پس از فارغالتحصیلی از مدرسه، حس تعلق دانشآموزان به مدرسه، میزان دسترسی دانشآموزان به ابزارهای دیجیتال، میزان ساعات استفاده از شبکههای اجتماعی و بازیهای دیجیتال، میزان شیوع استفاده از تلگرام، اینستا، یوتیوب، دیدگاه دانشآموزان به مسائل احساسی و روابط با جنس مخالف پاسخ میدهد.
طی دو هفته پیشرو یافتههای این پژوهش در سازمان پژوهش ارائه خواهد شد. سهشنبه هفته جاری مورخ ۲۳ تیرماه، نتایج پیمایش زیست تحصیلی ، و هفته آینده مورخ ۳۰ تیرماه، نتایج پیمایش زیست دیجیتال . امکان حضور مهمانان از بیرون سازمان نیز فراهم است. در صورت تمایل به شرکت در این جلسه، پیشتر به بنده اطلاع دهید. @aliqorbani
@revayate_madrese
طی دو هفته پیشرو یافتههای این پژوهش در سازمان پژوهش ارائه خواهد شد. سهشنبه هفته جاری مورخ ۲۳ تیرماه، نتایج پیمایش زیست تحصیلی ، و هفته آینده مورخ ۳۰ تیرماه، نتایج پیمایش زیست دیجیتال . امکان حضور مهمانان از بیرون سازمان نیز فراهم است. در صورت تمایل به شرکت در این جلسه، پیشتر به بنده اطلاع دهید. @aliqorbani
۱.۳K
۱۶:۴۲
یافتههای پژوهشی که تحت عنوان پیمایش زیست دیجیتال و زیست تحصیلی دانشآموزان با جمعآوری حدود ۵ هزار پاسخنامه از دانشآموزان پایه نهم و یازدهم، از ۵۵۵ شهرستان مختلف، به ویژه در مدارس دولتی به انجام رسید، طی دو جلسه در سازمانپژوهش و برنامهریزی آموزشی ارائه شد.
این یافتهها به پرسشهایی در زمینه اولویتهای تحصیلی دانشآموزان، اولویتهای پس از فارغالتحصیلی از مدرسه، حس تعلق دانشآموزان به مدرسه، میزان دسترسی دانشآموزان به ابزارهای دیجیتال، میزان ساعات استفاده از شبکههای اجتماعی و بازیهای دیجیتال، میزان شیوع استفاده از تلگرام، اینستا، یوتیوب، دیدگاه دانشآموزان به مسائل احساسی و روابط با جنس مخالف پاسخ میدهد.
فایل ارائه و پیوندهای صوتهای این دو نشست در ادامه پیوست شده است.به این امید که برای فعالین و دغدغهمندان حوزه آموزشوپرورش قابل استفاده باشد.و همچنین اگر نقد و پیشنهادی برای کارهای مشابهی در آینده دارید با بنده به اشتراک بگذارید.@aliqorbani
صوت جلسه اول پیمایش زیست تحصیلی نوجوانان
پیوند این صوت تا تاریخ ۶ مرداد فعال است.https://uupload.ir/view/14050424._ارائه_زیست_تحصیلی._سازمان_پژوهش_4ya0.m4a/
صوت جلسه دوم پیمایش زیست دیجیتال نوجوانان
پیوند این صوت تا تاریخ ۶ مرداد فعال است.https://uupload.ir/view/14050430._ارائه_زیست_دیجیتال_z0pk.m4a/
@revayate_madrese
فایل ارائه و پیوندهای صوتهای این دو نشست در ادامه پیوست شده است.به این امید که برای فعالین و دغدغهمندان حوزه آموزشوپرورش قابل استفاده باشد.و همچنین اگر نقد و پیشنهادی برای کارهای مشابهی در آینده دارید با بنده به اشتراک بگذارید.@aliqorbani
صوت جلسه اول پیمایش زیست تحصیلی نوجوانان
صوت جلسه دوم پیمایش زیست دیجیتال نوجوانان
۳.۳K
۱۵:۵۸
1405.04.30. پیمایش زیست دیجیتال.pdf
۴.۱۸ مگابایت
۱.۹K
۱۶:۰۱
پیوندی که در ادامه آمده، تور مجازی ۳۶۰ درجه مدرسه شجره طیبه میناب است
https://azminab.ir/
سفر از ابتدای جاده شروع میشود، منظرهای از شهرهای جنوبی ایران، خاکی روشن، آسمانی درخشان، درختان گرمسیری و دیوار کوچهای که به سمت مدرسه شجره طیبه میرود. بر روی دیوار کوچه، عکسهای پرتره دانشآموزان در اندازههای مختلف نصب شده، اما نه عکسهای کامل چهره، عکسهایی از چشمهای کودکان آسمانی میناب، عکسهایی تکه تکه در ابعادی مختلف که در همان ابتدای مسیر شما را میخکوب میکند؛ چشمان شهدا ناظر شما است؛ شهدایی خردسال که از دیدارشان شرم خواهیم کرد، اما با همان معصومیت چشمانشان ما را دعوت میکنند...
پیش از اینکه به مدرسه برسید در فاصلهای دور و در فضای باز پشت مدرسه درختی است که روایتی دارد که در کنارش نوشته شده: «اینجا هر چند فاصله زیادی از مدرسه دارد، اما چند روزی پس از واقعه، تیم تفحص بر بالای همین درخت، تکههای پیکر شهدا را یافتند!».
با هر کلیک، گام به گام به مدرسه نزدیکتر میشوید، یا بهتر است بگوییم به #مقتل .نیمی از ساختمان مدرسه فروریخته و قلبش از پیکر بیرون زده، اما با همان حال مدرسه همچنان زنده است؛ مدرسه راوی است و روای خواهد ماند. حجم آواری که در حیاط جمع شده شگفت آور است؛ تیرآهنهای خم شده، تکههای سیمان و بتن پاره پاره شده و میلگردهایی که مانند گیسوانی پریشان از آن بیرون زده و همه چیز را به هم دوخته! همین تصویر روضه باز است؛ وقتی به آوار نگاه میکنی، میتوانی تصور کنی در آن لحظات چه رقم خورده.
سازندگان تور زحمت زیادی کشیدهاند؛ تکتک روایتها را بررسی کردهاند، فیلمها و تصاویری که از بچهها و معلمها باقی مانده همه را دیدهاند، بهترینها را برگزیدهاند و در گوشههای مختلفی که شما نیاز به ایستادن و تامل دارید، لینک تصویری یا فیلمی یا صوتی قرار گرفته است؛ در بالای سردر مدرسه صوت معلم بچهها است؛ صوت معلمی که آرزوهای خودش را برای بچهها و والدین فرستاده و همه آن آرزوها امروز محقق شده است.
به درون راهرو میرویم، به درون کلاسها میرویم، هر گامی که پیش میرویم، در کنار فضای تخریب شده، فیلمی از زمانی که بچهها درون مدرسه بودند قرار دارد، هنوز سروصدای بچهها به گوش میخورد، صدای گنجشگکانی که از این سو به آن سو میدوند، شطنت میکنند، معلمانشان در مقابل در کلاس به استقبال آنها میروند؛ در کلاس جشنی برپا است، روز پدر است، هر یک از دختران کلاس برای پدرشان پیامی دارند که معلمشان آن را در کنار پنجره کلاس ضبط کرده و قرار است در روز پدر برای آن مردانی که امروز زیر بار آن خبر کمر خم کردهاند ارسال شود. در گوشه حیاط شهید گمنامی دفن است که معلمها و بچهها به بهانههای مختلف به او سر می زدند. حالا همه با هم کنار او هستند. همه رفتند و مدرسه تنها مانده؛ قلب مدرسه از فراق بچهها از پیکر بیرون زده؛ مدرسه بیتاب بچهها است. همه رفتند و تنها یک نفر ماند تا مدرسه از غصّه فراق بچهها دق نکند؛ دل مدرسه به بودن او خوش است، اما مادر دیگر تاب فراقش را ندارد...
@revayate_madrese
https://azminab.ir/
سفر از ابتدای جاده شروع میشود، منظرهای از شهرهای جنوبی ایران، خاکی روشن، آسمانی درخشان، درختان گرمسیری و دیوار کوچهای که به سمت مدرسه شجره طیبه میرود. بر روی دیوار کوچه، عکسهای پرتره دانشآموزان در اندازههای مختلف نصب شده، اما نه عکسهای کامل چهره، عکسهایی از چشمهای کودکان آسمانی میناب، عکسهایی تکه تکه در ابعادی مختلف که در همان ابتدای مسیر شما را میخکوب میکند؛ چشمان شهدا ناظر شما است؛ شهدایی خردسال که از دیدارشان شرم خواهیم کرد، اما با همان معصومیت چشمانشان ما را دعوت میکنند...
پیش از اینکه به مدرسه برسید در فاصلهای دور و در فضای باز پشت مدرسه درختی است که روایتی دارد که در کنارش نوشته شده: «اینجا هر چند فاصله زیادی از مدرسه دارد، اما چند روزی پس از واقعه، تیم تفحص بر بالای همین درخت، تکههای پیکر شهدا را یافتند!».
با هر کلیک، گام به گام به مدرسه نزدیکتر میشوید، یا بهتر است بگوییم به #مقتل .نیمی از ساختمان مدرسه فروریخته و قلبش از پیکر بیرون زده، اما با همان حال مدرسه همچنان زنده است؛ مدرسه راوی است و روای خواهد ماند. حجم آواری که در حیاط جمع شده شگفت آور است؛ تیرآهنهای خم شده، تکههای سیمان و بتن پاره پاره شده و میلگردهایی که مانند گیسوانی پریشان از آن بیرون زده و همه چیز را به هم دوخته! همین تصویر روضه باز است؛ وقتی به آوار نگاه میکنی، میتوانی تصور کنی در آن لحظات چه رقم خورده.
سازندگان تور زحمت زیادی کشیدهاند؛ تکتک روایتها را بررسی کردهاند، فیلمها و تصاویری که از بچهها و معلمها باقی مانده همه را دیدهاند، بهترینها را برگزیدهاند و در گوشههای مختلفی که شما نیاز به ایستادن و تامل دارید، لینک تصویری یا فیلمی یا صوتی قرار گرفته است؛ در بالای سردر مدرسه صوت معلم بچهها است؛ صوت معلمی که آرزوهای خودش را برای بچهها و والدین فرستاده و همه آن آرزوها امروز محقق شده است.
به درون راهرو میرویم، به درون کلاسها میرویم، هر گامی که پیش میرویم، در کنار فضای تخریب شده، فیلمی از زمانی که بچهها درون مدرسه بودند قرار دارد، هنوز سروصدای بچهها به گوش میخورد، صدای گنجشگکانی که از این سو به آن سو میدوند، شطنت میکنند، معلمانشان در مقابل در کلاس به استقبال آنها میروند؛ در کلاس جشنی برپا است، روز پدر است، هر یک از دختران کلاس برای پدرشان پیامی دارند که معلمشان آن را در کنار پنجره کلاس ضبط کرده و قرار است در روز پدر برای آن مردانی که امروز زیر بار آن خبر کمر خم کردهاند ارسال شود. در گوشه حیاط شهید گمنامی دفن است که معلمها و بچهها به بهانههای مختلف به او سر می زدند. حالا همه با هم کنار او هستند. همه رفتند و مدرسه تنها مانده؛ قلب مدرسه از فراق بچهها از پیکر بیرون زده؛ مدرسه بیتاب بچهها است. همه رفتند و تنها یک نفر ماند تا مدرسه از غصّه فراق بچهها دق نکند؛ دل مدرسه به بودن او خوش است، اما مادر دیگر تاب فراقش را ندارد...
۷۲۰
۱۷:۴۸