لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل 🪼𝑅𝑂𝑀𝐴𝑁, 𝐾𝑃𝑂𝑃🪼🪼
۷۶ عضو

🪼𝑅𝑂𝑀𝐴𝑁, 𝐾𝑃𝑂𝑃🪼

مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۱ مرداد
#قلدر‌مدرسه‌منpart: ¹⁹

{۴سال بعد}

تو این چهار سال اتفاقات خیلی بد افتاد
جونگکوک به ا.ت خیانت کرد
و دوساله ازهم جدا شدن
ا.ت خیلی سختی کشید تو این دوسال هنوزم عاشق جونگکوک بود
ولی الان دیگه جونگکوک مال ا.ت نبود شده بود برای میا
امشب به مناسبت تولد لیا جونگکوک و میا
و ا. ت دعوت بودن
تموم جشن ا.ت نگاخش به جونگکوکی بود که عاشقانه داشت میا رو نگاه میکرد
ا.ت بغض بدی کرده بود
جوری که داشت خفه میشد
ا.ت همینجور به جونگکوک و میا که دست در دست هم درحال رقصیدن
بودن نگاه میکرد
دیگه نتونست جلو خودشو بگیره
رفت سمت یکی از اتاق ها و یه نامه برای جونگکوک
نوشت و خودشو از بالکن پرت کرد پایین......
#مالک
undefined۷
undefined۱

۴۳

۱۹:۱۲

#قلدر‌مدرسه‌منpart: 20

از اونور جونگکوک که حال ا.ت رو دید
چند دقیقه صبر کرد و
دید که نیومد رفت سمت همون اتاقی که
ا.ت رفت
وقتی وارد اتاق شد
تنها چیزی که دید یه نامه روی بالکن بود
نامه رو برداشت و بازش کرد
نامه: عشقم دلم خیلیبرات تنگ شده بود
واقعا از اینکه نمیتونم برای خودم داشته باشمت عذاب میکشیدم
تموم اون نگاهای عاشقانت به میا
یه ضربه خیلی بد به قلبم بود
یه روز اون نگاها فقط برای من بود
و نگاه منم مال تو
نمیدونم چیشد که ولم کردی
از اون روز که رفتی هروز ارزوم بود
دوباره تورو برای خودم داشته باشم
ولی نشد روز به روز بیشتر عاشقت شدم
کاش هنوز مال من بودی
ولی نمیشه
همیشه باهم از ایندمون حرف میزدیم از اینکه بچت دار بشیم و باهاشون بازی کنیم
و کلی چیزای دیگه
همه اون چیزایی که قرار بود به واقعیت تبدیل بشه
برام شد یه رویای همیشگی
دیگه زنده موندنم فایده نداره
خیلی خیلی عاشقتم جونگکوک
خدافظ عشقم undefinedundefined
جونگکوک اشک از چشمش جاری شد
ولی دیگه ا.ت کار خودشو کرده بود
این داستان یه عشق غیر ممکن برای ا.ت بود
پایان undefined
#مالک
undefined۷

۴۰

۱۹:۲۲

🪼𝑅𝑂𝑀𝐴𝑁, 𝐾𝑃𝑂𝑃🪼
#قلدر‌مدرسه‌من part: 20 از اونور جونگکوک که حال ا.ت رو دید چند دقیقه صبر کرد و دید که نیومد رفت سمت همون اتاقی که ا.ت رفت وقتی وارد اتاق شد تنها چیزی که دید یه نامه روی بالکن بود نامه رو برداشت و بازش کرد نامه: عشقم دلم خیلیبرات تنگ شده بود واقعا از اینکه نمیتونم برای خودم داشته باشمت عذاب میکشیدم تموم اون نگاهای عاشقانت به میا یه ضربه خیلی بد به قلبم بود یه روز اون نگاها فقط برای من بود و نگاه منم مال تو نمیدونم چیشد که ولم کردی از اون روز که رفتی هروز ارزوم بود دوباره تورو برای خودم داشته باشم ولی نشد روز به روز بیشتر عاشقت شدم کاش هنوز مال من بودی ولی نمیشه همیشه باهم از ایندمون حرف میزدیم از اینکه بچت دار بشیم و باهاشون بازی کنیم و کلی چیزای دیگه همه اون چیزایی که قرار بود به واقعیت تبدیل بشه برام شد یه رویای همیشگی دیگه زنده موندنم فایده نداره خیلی خیلی عاشقتم جونگکوک خدافظ عشقم undefinedundefined جونگکوک اشک از چشمش جاری شد ولی دیگه ا.ت کار خودشو کرده بود این داستان یه عشق غیر ممکن برای ا.ت بود پایان undefined #مالک
منتظر فصل بعدی باشیدundefinedundefined
undefined۸

۴۲

۱۹:۲۴

🪼𝑅𝑂𝑀𝐴𝑁, 𝐾𝑃𝑂𝑃🪼
منتظر فصل بعدی باشیدundefinedundefined
شخصیت زن اصلی مرد باز ادامه میتونی بدی؟؟؟

۴۲

۱۹:۲۵

🪼𝑅𝑂𝑀𝐴𝑁, 𝐾𝑃𝑂𝑃🪼
شخصیت زن اصلی مرد باز ادامه میتونی بدی؟؟؟
سوپرایزه

۴۲

۱۹:۲۶

🪼𝑅𝑂𝑀𝐴𝑁, 𝐾𝑃𝑂𝑃🪼
#اجبار_تا_عشق Part: ¹⁴ که جونکوک گفت جونکوک: میا وسایلتون جمع کنید بریم عمارت خودمون میا: اوووو اره؛ سوهو بابا اذیت نکن من برم وسایل جمع کنم سوهو: باشه جونکوک و سوهو مشغول بازی شدن میا وسایل خودش و سوهو جمع کرد کت و کیفش برداشت جونکوک به بادیگاردش گفت بیاد وسایل ببره داخل ماشین سوهو: مامان بغلم کن میا: باشه عزیزم میا سوهو بغل کرد و رفتن سوار ماشین شدن ماشین راه افتاد جونکوک دست میا رو گرفت سوهو: مامانیییی من شیر موز میخوام همین الان میا: وایسا برسیم جونکوک: پسر یجا وایسا شیر موز بگیر سوهو: مرسی بابایی خیلی دوست دارم میا: کپی برابر اصل هم دیگه هستید بعد چند مین رسیدن بادیگاردا وسایل بردن خودشون هم رفتن داخل که... undefined️شرط: ۱۸ریکت+۲۵۰تا دیدگاهundefined️
ایده برای ادامه ندارم چه غلطی کنمundefinedundefined
undefined۷

۴۰

۱۹:۴۶

🪼𝑅𝑂𝑀𝐴𝑁, 𝐾𝑃𝑂𝑃🪼
ایده برای ادامه ندارم چه غلطی کنمundefinedundefined
عاااا خب شما توی دیدگاها ایده بدید

۳۷

۲۰:۴۳

۲۲ مرداد
صبح بخیر undefined
undefined۱

۱۹

۴:۴۹

🪼𝑅𝑂𝑀𝐴𝑁, 𝐾𝑃𝑂𝑃🪼
#Mafia_rabbitundefined #Part¹⁶ که کوک بازوی آت رو گرفت و رفت تو اتاق +کوککک، درد داره ولم کن کوک ولش کرد میدونی 2سالته دارم دنبالت میگردم undefinedundefined بعد رفتی تو اتاق سارا خوابیدی؟ مگه خودت اتاق نداری !! آت خواست حرف بزنه که یهو حالت تهوع گرفت و خیلی سریع درستش رو گرفت جلوی دهنشو اوقـ زد کوک تا متوجه شد آت رو برد داخل سرویس و آت کاراشو کرد و صورتتو شست -چیشد ؟ ،خوبی ؟ +ارع فک کنم بخاطر اینکه که چیزی نخوردم -باشع بیا بریم برات ی چیزی درست کنم با صدای اوق های آت سارا بیدار شد و دید ته جلو در اتاقش وایساده و در هم بازه £undefinedundefined ∆چیزی شده ؟؟ £نه فقط دم در اتاق من چیکار داشتی و چرا در اتاق من بازه ؟؟ ∆اومی میگی خانوم پیش شما خوابیده بودن و رییس خیال کرد اتفاقی برای افتاده اومد از شما بپرسم فهمید پیش شما خوابیده بوده undefinedundefined £چطور پیش من خوابیده بود که متوجه نشدم ولش ساعت چنده؟؟ ∆حدودا ۱و نیم £خدااااااااا دیرم شد undefinedundefined آت و کوک از اتاق بیرون اومدن +شما دو تا چی میگید ؟ £هیچی ساعت پرسیدم ولش من دیرم شده با جیمین قرار ناهار داشتم undefined +پس زود باش برو حاضر سو دیرت میشه -تو نگران خودت باش بیا بریم پایین غذا بهت بدم بعد باهات کار دارم +چیکار ؟ ـ بعدا میفهمی که سارا و ته ........ خمارییییی #토끼
بریم سراغ پارت بعدددد ؟
undefined۱

۱۳

۶:۵۶

#Mafia_rabbit🐰#Part¹⁷که سارا و ته توی دل خندیدن

+شما دو تا داریم به چی می‌خندیدن ؟؟
خو به منم بگید چی داره میگه !!


£چیزی نیست آبجی من برم آماده بشم و برم پیش جیمین

+اوکی برو

«ته کنجکاو از اینکه جیمین کیه ولی به روی خودش نیاورد »

آت و کوک از پله داشتن میرفتم پایین به سمت آشپز خونه ته هم داشت می‌رفت که سارا برگشت و تهوینگ رو صدا زد

£تهیونگ

∆بله

£میشه منو برسونی ؟؟

∆حتما

«اطت فرصت خوبی بود که ته بفهمه این جیمین کیه»

سارا رفت دوش گرفت لباس عضو کرد و میکاپ و..... کرد که کارش تموم شد

کیفش رو برداشت و رفت سمت در عمارت و رفت سمت ماشین سوار شد و

£بریم ممنونم که منو میرسوند این ساعت تاکسی کیرم نمیومد

∆خواهش میکنم

[سارا و جیمین توی رستوران برا ناهار قرار داشتن حیمین هم یکی از مافیا های آسیا هست ولی نه بزرگه نه کوچیک ]

که رسیدن سارا پیاده شد و جیمین رو دید که دم در منتظر سارا بود

سارا بدو بدو پرید تو بغلش

با این کار تهیونگ حسودی کرد

£چقدر گذشته خیلی وقته ندیدمت undefinedundefined

جیمین اره خیلی وقته

£تهیونگ این جیمین .............


خماریییییی🥹undefined

#토끼
undefined۲

۱۳

۶:۵۶