اگه نمیخواید روانتون به هم بریزه و هزار تا درد و مرض سراغتون بیاد، هیچی رو به خودتون نگیرید!چرا بهم زنگ نزد؟ چرا دعوتم نکرد؟ چرا بهم سلام نکرد؟ چرا پیام نداد؟ کلا بــیخیال اینجور ماجراها بشیدانقدر خودتون رو درگیر رفتار و حرفهای آدمها نکنیدخیلی وقتها آدمها اونقدر که شما فکر میکنید، به رفتارشون فکر نمیکنن؛ قرار نیست رفتار همه رو تحلیل کنید، از هر سکوتی یه معنی دربیارید یا برای هر بیتوجهی دنبال دلیل بگردیدقرار نیست هر کسی هر رفتاری کرد، شما تاوانش رو با فکر و خیال و اعصاب خودتون بدیدبعضی چیزها رو باید رها کرد و گذشتاگه مجبورید با آدمهایی در ارتباط باشید که حالتون رو خوب نمیکنن، حد و مرزتون رو مشخص کنید و در چارچوب خودتون باهاشون رفتار کنیداگه هم مجبور نیستید، خداحافظی کنید.🤌

@rraavvaann
۱۳۰
۱۳:۱۶
چرا این اتفاق میفته؟؟وقتی فرزندی توانمنده ، این دیدگاه در خانواده شکل میگیره که از پس خودش برمیاد پس نه تنها حمایت ها به مرور برداشته میشه ، بلکه انتظاراتی هم بوجود میاد که به تدریج میتونه باعث فشار بشه ، پس به مرور فرزند مستقل تر و کارامد تر تبدیل میشه به فردی که انگار وجود نداره .... چون از پس خودش براومده پس حمایت و مراقبت از روش برداشته میشه و این توجهات میره به سمت عضو کارشکن تر ، بی مسئولیت تر و اصطلاحا بی تفاوت تر ...اگر این سیستم معیوب ادامه دار بشه به مرور باعث میشه عضو مسئولیت پذیر احساس تنهایی و خشم کنه و عضو بی مسئولیت ، مورد توجه و مراقبت بیشتری قرار بگیره ... شما تجربه شو در خانواده داشتید؟؟؟
@rraavvaann
۴۶
۲۰:۴۲
این یک حقیقتِ تلخ اما غیرقابلانکار است: زنِ روبروی تو، دقیقاً بازتاب خودِ توست.
رفتار او با تو، انعکاسی از میزانِ امنیتیست که به او دادهای؛ لحن کلامش، بازتابِ تُنِ صدای توست؛ و آرامش یا اضطرابش، خروجیِ طرزِ برخورد و حضورِ تو در رابطه است. اگر میخواهی بدهی چقدر مردِ امن، پخته و توانمندی هستی، به زنی که کنارِ تو نفس میکشد نگاه کن؛ او آینهی تمامنمایِ درونِ توست.
خیلیها فرار میکنند از دیدنِ این تصویر. غرورشان اجازه نمیدهد بپذیرند که سردی، پرخاشگری یا خاموشیِ همسرشان، ریشه در رفتارهای خودِ آنها دارد. مردانگی یعنی جرأت داشته باشی به این آینه نگاه کنی، ایرادهای خودت را ببینی و به جای قضاوت کردنِ او، از خودت بپرسی: «من با او چه کردهام که امروز اینگونه است؟»
رابطه، میدانِ جنگ نیست؛ آینهایست که درونِ تاریک و روشنِ تو را به خودت نشان میدهد. تا زمانی که نپذیری زنِ روبروی تو محصولِ رفتار و انرژیِ خودِ توست، هیچچیز در رابطه تغییر نخواهد کرد.
حالا بیتعارف و بدونِ گارد گرفتن: وقتی به زنِ زندگیات نگاه میکنی، از آنچه میبینی راضی هستی؟
@rraavvaann
رفتار او با تو، انعکاسی از میزانِ امنیتیست که به او دادهای؛ لحن کلامش، بازتابِ تُنِ صدای توست؛ و آرامش یا اضطرابش، خروجیِ طرزِ برخورد و حضورِ تو در رابطه است. اگر میخواهی بدهی چقدر مردِ امن، پخته و توانمندی هستی، به زنی که کنارِ تو نفس میکشد نگاه کن؛ او آینهی تمامنمایِ درونِ توست.
خیلیها فرار میکنند از دیدنِ این تصویر. غرورشان اجازه نمیدهد بپذیرند که سردی، پرخاشگری یا خاموشیِ همسرشان، ریشه در رفتارهای خودِ آنها دارد. مردانگی یعنی جرأت داشته باشی به این آینه نگاه کنی، ایرادهای خودت را ببینی و به جای قضاوت کردنِ او، از خودت بپرسی: «من با او چه کردهام که امروز اینگونه است؟»
رابطه، میدانِ جنگ نیست؛ آینهایست که درونِ تاریک و روشنِ تو را به خودت نشان میدهد. تا زمانی که نپذیری زنِ روبروی تو محصولِ رفتار و انرژیِ خودِ توست، هیچچیز در رابطه تغییر نخواهد کرد.
حالا بیتعارف و بدونِ گارد گرفتن: وقتی به زنِ زندگیات نگاه میکنی، از آنچه میبینی راضی هستی؟
۷۵
۲۲:۱۲
اگه قوانینی که توی بچگی ازشون متنفر بودی، همون چیزهایی بودن که شخصیت امروزت رو ساختن، چی؟
متنی تأملبرانگیز که به جیسون استاتهام نسبت داده میشه، بحثی رو دربارهٔ تربیت سختگیرانه، نظم در دوران کودکی و ارزشهایی به راه انداخته که اغلب تا بزرگ نشیم، قدرشون رو نمیدونیم.
یادتونه؟ ساعت برگشتن به خونه، کارهای خونه، حرفهایی که شنیدنشون براتون راحت نبود و وقتهایی که پدر و مادرتون خیلی ساده میگفتن «نه»؟
اون موقع، این محدودیتها ناعادلانه به نظر میرسیدن. اما هرچی زندگی پیچیدهتر میشه، بعضیهامون کمکم از زاویهٔ دیگهای به اون تجربهها نگاه میکنیم.
چیزی که زمانی محدودیت به نظر میرسید، ممکنه بعدها نوعی آمادگی برای زندگی معنا بشه. مسئولیتپذیری، صبوری، خودانضباطی و احترام، ارزشهایی هستن که گاهی با گذشت زمان بهتر درکشون میکنیم.
البته بین تعیین حد و مرزهای سالم و کنترل بیش از حد، تفاوت زیادی وجود داره. تربیت درست بر پایهٔ ترس نیست؛ هدفش اینه که بچهها با راهنمایی، عشق و اعتمادبهنفس بزرگ بشن و بتونن از پس دنیای واقعی بربیان.
شاید دلیل اینکه این پیام برای نسلهای مختلف آشناست، همین باشه: گاهی بزرگ شدن یعنی بالاخره بفهمیم پدر و مادرهامون میخواستن چه چیزی بهمون یاد بدن.
به نظرتون، تربیت سختگیرانه نسل شما رو برای زندگی آمادهتر کرد، یا روشهای تربیتی امروزی بهترن؟
کانال زندگی ایده آل در بله
https://ble.ir/rraavvaann
متنی تأملبرانگیز که به جیسون استاتهام نسبت داده میشه، بحثی رو دربارهٔ تربیت سختگیرانه، نظم در دوران کودکی و ارزشهایی به راه انداخته که اغلب تا بزرگ نشیم، قدرشون رو نمیدونیم.
یادتونه؟ ساعت برگشتن به خونه، کارهای خونه، حرفهایی که شنیدنشون براتون راحت نبود و وقتهایی که پدر و مادرتون خیلی ساده میگفتن «نه»؟
اون موقع، این محدودیتها ناعادلانه به نظر میرسیدن. اما هرچی زندگی پیچیدهتر میشه، بعضیهامون کمکم از زاویهٔ دیگهای به اون تجربهها نگاه میکنیم.
چیزی که زمانی محدودیت به نظر میرسید، ممکنه بعدها نوعی آمادگی برای زندگی معنا بشه. مسئولیتپذیری، صبوری، خودانضباطی و احترام، ارزشهایی هستن که گاهی با گذشت زمان بهتر درکشون میکنیم.
البته بین تعیین حد و مرزهای سالم و کنترل بیش از حد، تفاوت زیادی وجود داره. تربیت درست بر پایهٔ ترس نیست؛ هدفش اینه که بچهها با راهنمایی، عشق و اعتمادبهنفس بزرگ بشن و بتونن از پس دنیای واقعی بربیان.
شاید دلیل اینکه این پیام برای نسلهای مختلف آشناست، همین باشه: گاهی بزرگ شدن یعنی بالاخره بفهمیم پدر و مادرهامون میخواستن چه چیزی بهمون یاد بدن.
به نظرتون، تربیت سختگیرانه نسل شما رو برای زندگی آمادهتر کرد، یا روشهای تربیتی امروزی بهترن؟
https://ble.ir/rraavvaann
۴۸
۱۰:۴۰
...برایت آرزو نمیکنم غمگین نشوی.برایت آرزو نمیکنم هیچگاه بیمار نشوی.برایت آرزو نمیکنم دردی را تجربه نکنی. برایت آرزو نمیکنم همیشه خوشبخت و شاد باشی.اینها آرزوهای دیگرانی برای من بوده است که مرا خیلی دوست داشتند اما نمیدانستد چطور از من محافظت کنند. افرادی که زندگی را دوست داشتند اما نمیدانستند چطور زندگی کنند.آنهایی که واقعیت را دوست داشتند اما نمیدانستند چطور واقعیتهای زندگی را بپذیرند.من نمیخواهم تو را در دعاها و آرزوهایم دوست داشته باشم. من نمیخواهم با آرزوهایی این چنینی تو را از واقعیتهای زندگی محافظت کنم چون هیچگاه، هیچگاه واقعیتهای زندگی به ما آسیب نمیرساند.بلکه آرزوها و رویاهای ما از زندگی،به ما آسیب میرساند.درست مثل همین جملات سادهای که از کودکی در گوش من میخواندند و من هم آرزو میکردمهیچگاه غمگین نشوم و دردی تجربه نکنم..اما بزرگتر که شدم فهمیدم تمام این آرزوها مرا از واقعیت های زندگی دور کرده است.مگر میشود در زندگی بیماری، درد و اندوهی وجود نداشته باشد؟مگر میشود همیشه خوشبخت و شاد بود؟اصلا خوشبختی و شادی چیست؟من برایت هیچ کدام از اینها را آرزو نمیکنم.فقط آرزو میکنم چه در سختترین و دردناکترین لحظات زندگیات و چه در شادترین و آرامش بخشترین ثانیههایت، چشمهای فردی ، پدر و مادری ، خواهر و برادری ، همسری ، عشقی ،دوستی و یا .... هر عزیزی را در کنارت داشته باشی که بتوانی به او نگاه کنی و با نگاهش احساس امنیت کنی و جرات پیدا کنی عبور کنی. عبور از درد و شادی. عبور از هرآنچه که باید از آن گذر کنی.فقط همین...
کانال زندگی ایده آل در بله و ایتا
@rraavvaann
@rraavvaann
۴۰
۱۶:۵۳
این یک حقیقتِ تلخ اما غیرقابلانکار است: زنِ روبروی تو، دقیقاً بازتاب خودِ توست.
@rraavvaann
رفتار او با تو، انعکاسی از میزانِ امنیتیست که به او دادهای؛ لحن کلامش، بازتابِ تُنِ صدای توست؛ و آرامش یا اضطرابش، خروجیِ طرزِ برخورد و حضورِ تو در رابطه است. اگر میخواهی بدهی چقدر مردِ امن، پخته و توانمندی هستی، به زنی که کنارِ تو نفس میکشد نگاه کن؛ او آینهی تمامنمایِ درونِ توست.
خیلیها فرار میکنند از دیدنِ این تصویر. غرورشان اجازه نمیدهد بپذیرند که سردی، پرخاشگری یا خاموشیِ همسرشان، ریشه در رفتارهای خودِ آنها دارد. مردانگی یعنی جرأت داشته باشی به این آینه نگاه کنی، ایرادهای خودت را ببینی و به جای قضاوت کردنِ او، از خودت بپرسی: «من با او چه کردهام که امروز اینگونه است؟»
رابطه، میدانِ جنگ نیست؛ آینهایست که درونِ تاریک و روشنِ تو را به خودت نشان میدهد. تا زمانی که نپذیری زنِ روبروی تو محصولِ رفتار و انرژیِ خودِ توست، هیچچیز در رابطه تغییر نخواهد کرد.
حالا بیتعارف و بدونِ گارد گرفتن: وقتی به زنِ زندگیات نگاه میکنی، از آنچه میبینی راضی هستی؟
کانال زندگی ایده آل در ایتا، بله و تلگرام
@rraavvaann
رفتار او با تو، انعکاسی از میزانِ امنیتیست که به او دادهای؛ لحن کلامش، بازتابِ تُنِ صدای توست؛ و آرامش یا اضطرابش، خروجیِ طرزِ برخورد و حضورِ تو در رابطه است. اگر میخواهی بدهی چقدر مردِ امن، پخته و توانمندی هستی، به زنی که کنارِ تو نفس میکشد نگاه کن؛ او آینهی تمامنمایِ درونِ توست.
خیلیها فرار میکنند از دیدنِ این تصویر. غرورشان اجازه نمیدهد بپذیرند که سردی، پرخاشگری یا خاموشیِ همسرشان، ریشه در رفتارهای خودِ آنها دارد. مردانگی یعنی جرأت داشته باشی به این آینه نگاه کنی، ایرادهای خودت را ببینی و به جای قضاوت کردنِ او، از خودت بپرسی: «من با او چه کردهام که امروز اینگونه است؟»
رابطه، میدانِ جنگ نیست؛ آینهایست که درونِ تاریک و روشنِ تو را به خودت نشان میدهد. تا زمانی که نپذیری زنِ روبروی تو محصولِ رفتار و انرژیِ خودِ توست، هیچچیز در رابطه تغییر نخواهد کرد.
حالا بیتعارف و بدونِ گارد گرفتن: وقتی به زنِ زندگیات نگاه میکنی، از آنچه میبینی راضی هستی؟
@rraavvaann
۲۳
۱۰:۴۲
**
یه کتابی هست به اسم «فقر احمق میکند» ( اثر الدار شفیر و سند هیلی مولا ینیتن). منظورش اصلاً توهین نیست. به شکل کلی میگوید: وقتی آدم مدام تو کمبود زندگی میکند، ذهنش دیگر فضای خالی برای پردازش ندارد. و این درست است!فقر فقط این نیست که پول نباشد. فقر یعنی هر روز با اضطراب بیدار شوی، مدام حساب کنی چی را نداشته باشی، کدام نیاز را عقب بیاندازی، کجا کوتاه بیای و...این وضعیت کمکم ذهن را فرسوده میکند. آدم هنوز باهوشه، اما توان فکر کردن درست و بلندمدت را از دست میدهد. تصمیمها کوتاهمدت میشوند، واکنشها هیجانی میشوند، اشتباهها بیشتر میشوند، نه از سر نادانی، بلکه از سر خستگی ذهن.حالا همین را تصور بفرمایید نه برای یک نفر، بلکه برای یک جامعه. وقتی یک جامعه فقیره، یعنی اکثریت مردمش دائم تو وضعیت بقا هستند. همه ذهنها پر است، همه عصبی هستند، همه عجله دارند. دیگر حوصله شنیدن حرف پیچیده، بحث طولانی، فکر جمعی باقی نمیماند.جامعه شروع میکند به تصمیمهای عجولانه، قضاوتهای سریع، انتخابهای سادهپسند. اینطوری میشود که شعار جواب میدهد، اما توضیح نه. وعده فوری جذابه، برنامه بلندمدت اما خستهکننده است. اینجاست که جامعه کمکم شبیه یک آدم خسته رفتار میکند. آینده را نمیبیند، فقط میخواهد از امروز رد بشود. این احمق شدن نیست، فرسوده شدن است. فقر، قبل از اینکه جامعه را بیاخلاق یا بیفرهنگ کند، عقل جمعی را کوتاهبرد میکند. نتیجهاش جامعهایه که واکنش هیجانی نشان میدهد بهجای فکر کردن، دعوا میکند بهجای گفتوگو، و بقا را با عقلانیت اشتباه میگیرد.کتاب دقیقاً همین را میگوید: فقر ذهن را اشغال میکند، و وقتی ذهن یک جامعه اشغال شد، لازم نیست نادان باشد، همین که نتواند درست فکر کند، کافیه
کانال زندگی ایده آل در ایتا و بله





@rraavvaann
یه کتابی هست به اسم «فقر احمق میکند» ( اثر الدار شفیر و سند هیلی مولا ینیتن). منظورش اصلاً توهین نیست. به شکل کلی میگوید: وقتی آدم مدام تو کمبود زندگی میکند، ذهنش دیگر فضای خالی برای پردازش ندارد. و این درست است!فقر فقط این نیست که پول نباشد. فقر یعنی هر روز با اضطراب بیدار شوی، مدام حساب کنی چی را نداشته باشی، کدام نیاز را عقب بیاندازی، کجا کوتاه بیای و...این وضعیت کمکم ذهن را فرسوده میکند. آدم هنوز باهوشه، اما توان فکر کردن درست و بلندمدت را از دست میدهد. تصمیمها کوتاهمدت میشوند، واکنشها هیجانی میشوند، اشتباهها بیشتر میشوند، نه از سر نادانی، بلکه از سر خستگی ذهن.حالا همین را تصور بفرمایید نه برای یک نفر، بلکه برای یک جامعه. وقتی یک جامعه فقیره، یعنی اکثریت مردمش دائم تو وضعیت بقا هستند. همه ذهنها پر است، همه عصبی هستند، همه عجله دارند. دیگر حوصله شنیدن حرف پیچیده، بحث طولانی، فکر جمعی باقی نمیماند.جامعه شروع میکند به تصمیمهای عجولانه، قضاوتهای سریع، انتخابهای سادهپسند. اینطوری میشود که شعار جواب میدهد، اما توضیح نه. وعده فوری جذابه، برنامه بلندمدت اما خستهکننده است. اینجاست که جامعه کمکم شبیه یک آدم خسته رفتار میکند. آینده را نمیبیند، فقط میخواهد از امروز رد بشود. این احمق شدن نیست، فرسوده شدن است. فقر، قبل از اینکه جامعه را بیاخلاق یا بیفرهنگ کند، عقل جمعی را کوتاهبرد میکند. نتیجهاش جامعهایه که واکنش هیجانی نشان میدهد بهجای فکر کردن، دعوا میکند بهجای گفتوگو، و بقا را با عقلانیت اشتباه میگیرد.کتاب دقیقاً همین را میگوید: فقر ذهن را اشغال میکند، و وقتی ذهن یک جامعه اشغال شد، لازم نیست نادان باشد، همین که نتواند درست فکر کند، کافیه
@rraavvaann
۲۲
۱۰:۵۷
این فیلم را گذاشتم ، و نمی دونم چرا این فیلم را هربار میبینم درس جدیدی از آن یاد می گیرم ، نمی دونم شما هم درس جدید را یاد گرفته اید !؟
فقط می خوام بگم که:شکست های پدر را به رخش نیاورید ، بیشتر می شکند.دست های پدر چون فرسوده شد ، ترک برداشت ، باور کن که هرگز خودش نفهمید ولی تو که فهمیدی ،اگر برایش مرهمی نیستی ، حداقل نمک نباش...پدرها ژنده پوشیدند تا تو شیک باشی و پیش دوستات شرمنده نشوی..پس یادت باشه پدر ها آروم آروم می روند و جایش هرگز پر نمی شود...و امروز اگر پشتت به پدرت گرم است ، مواظب باش که شاید روزی حسش نکنی. و روزی هم نباشد که خطاهای تو را بپوشاند..کاش می دونستیم کهپدرها همیشه هستند و همیشه هم ، نیستندپدرها بر خلاف مادرها هستند ،خدماتشان اصلا بچشم نمیاد ، و کمرشان اگر خم شد برای آن است که تو سنگین شدی وگرنه که با یک کودک کسی کمرش نمی شکند....گفتم که بدونی... شاید دیر باشد ولی بشتاب....
حتما این فیلم را ببینید فرقی ندارد که پدر هستی یا فرزندفقط ببینشاید درسی برای زندگی ات شد
پدرها همیشه زحماتشان گمنام هستند.
کانال زندگی ایده آل در ایتا و بله





@rraavvaann
@rraavvaann
۲۸
۱۱:۰۴