وَمَا النَّصرُ إِلّا مِن عِندِ اللَّهِ العَزيزِ الحَكيمِ 
۲.۶K
۱۹:۲۹
چوب الف | محمدصادق فرامرزی
#آنچه_جنگ_به_ما_آموخت
بخش چهارم 
شما میتوانید کشتار در دبستان میناب، سالن ورزشی لامرد، مجتمع بینراهی زنجان، خانوادههای حاضر در مراسم سیزده به در و... را به عنوان «تبعات جنگ» توجیه و گاه هم تحسین کنید اما برای اعدام جاسوس اسرائیل نگران شوید و «نه به اعدام» بگویید؟ این یکی را چطور؟ محاصره دریایی ایران برای جلوگیری از رسیدن دارو، غذا و هر کالایی به مردم را تشویق کنید اما هر ساعت هشدار دهید که چند روز است اینترنت روی ایرانیان قطع است؛ میتوانید؟ یا مثلا با چشم خودتان آسمان سیاه و صدبرابر بدترش هوای سمی تهران در فردای حمله اسراییل به انبار نفت را دیده باشید و ناگهان نگران عواقب زیستمحیطی بسته شدن تنگه هرمز شوید. این را هم میتوانید؟ نه مهندس این حجم حرامزادگی خیلی سخت است و یک حرامزاده معمولی هم از پسش بر نمیآید... اما آنها که از پسش برآمدند صدی ۹۹شان عنوان «فعال حقوق بشر» را دارند. فعال این قِسم از حقوق نباشید. 
در پس هر انکار عمیقی یک تایید بزرگ را باید پیدا کرد. این حجم نوحهسرایی، عکاسی، مصاحبه، کلمهبازی و اینها در مورد حضور زنان بیحجاب در تجمعهای ملی شبانه هم از این دست تاییدهاست. پشت هر جمله حماسهگونه «مهم نیست با چه پوششی اومدید» یک فریاد «هست» یا حداقل «بود» وجود دارد که به گوش میرسد. آری در هر جامعه نرمالی در لحظه آغاز تجاوز خارجی نباید این مسائل اصلا موضوعیت پیدا میکرد اما اینجا هنوز موضوعیت دارد. حالا هم اگر موضوعیتش را از دست داده سکوت کنید. فخر این تغییر را نباید تریبونداری بفروشد که خودش بانی این وضعیت است... عجالتا توصیه سعید لیلاز را منم قبول دارم! 
تصویر فرماندهانی که از دست دادیم را میبینم و سکوت میکنم. اینان که در ۳ تهاجم عظیم دشمن به خاک وطن حاضر بودند و اعجازگونه جنگیدند، احتمالا خوشنامترین مدافعان ایران در تاریخ لقب بگیرند. نه با رفتنشان میتوانم کنار بیایم و نه توان پذیرفتن این را دارم که سرنوشتی جز شهادت برایشان رقم میخورد. اما در این بین یک حسرت عجیب میخورم: دیر شناختمشان... وسواس پیدا کردم به اینکه جو، من را درگیر چه بلاموضوعهایی کرده تا مسائل اصلی را نشناسم. ما با نیکمردان و قهرمانانی عجیب معاصر بودیم و نشناختیمشان! 
ما در این سالها خیلی مجذوب پیشرفت مادی قدرت نظامی ایران شدیم. تولید هایپرسونیکها و تحقیر پدافند افسانهای اسرائیل برایمان شیرین بود؛ خاصه آنکه این موشک یک نماد از دانش ایرانی به حساب میآمد. اما این روزها که با ذهن آرامتری این جنگ را بررسی میکنم چیز عجیبتری من را مجذوب خود میکند: نبوغ ایرانی در مدیریت جنگ. ایران نه امکان، نه سطح آتش، نه توانمندی شلیک و نه حتی اشراف دشمنان خود بر منطقه را نداشت اما در همین زد و خورد نابرابر، آنکه را که بیشتر زد به گوشه رینگ برد. جنگ(تا این لحظه) به یک بنبست رسیده است. اینکه در این سطح بزنی و طرف مقابل بخورد اما آنکه خورده در پایان مشتش پرتر بشود یک نبوغ میخواست که انسان ایرانی در نزدیکیهای ثریا یافته بودش... منتظرم نیمقرن بعد کتابهای غربیها را در مورد نبوغ ایرانیان در این جنگ بخوانم؛ احتمال زیاد تا آن موقع هم در دانشکدههای علوم سیاسی خودمان کلی کاغذ حیف و میل «تنشزدایی» و «تقصیرخودمونه» و «بیست روش توسعه که فقط با اشغال خارجی ممکن است» شده! @sadeqfaramarzi
#آنچه_جنگ_به_ما_آموخت
بخش پنجم

کلمات و مفاهیم زیادی اعتبارشان را از دست دادند اما هیچکدام به اندازه «توهم توطئه» بیآبرو نشد؛ تنها چیزی که توهم بود اصل خود این عبارت بود و الا الباقی صحیح درآمدند! مثلا اینکه تمام جایزه بگیرهای حقوق بشر از روز اول یک پروژه داشتند و آن هم آمادهسازی افکار عمومی برای توجیه جنگ بود. مثلا اینکه تمام دادههای موجود در جهان آزاد اطلاعات(تا یک پیام سلام صبح بخیر معمولی ما) نهایتا در اختیار موساد قرار میگیرد. مثلا اینکه دور تا دور مرز ایران را مسلح کردند تا در ضربه آخر، برگ تجزیه را رو کنند... اینکه در چنین جهانی هنوز دنبال سوژه بیطرف بگردیم یا بخواهیم کاپ اخلاق را بالای سر ببریم فقط یک معنا میدهد: خریت مصدری؛ به عبارت دیگر نه اینکه مثل خری، اصلا خر تو رو دید که...

ذهنیت جمعی ملتها عموما در لحظات دشوار تاریخشان شکل میگیرد؛ مثل لحظه جنگ. این لحظات است که پرسشهای یک ملت را میسازد. مهمترین چالش هم در این ایام همین است که چه پرسشی به میراث جنگی ما بدل میشود. کما اینکه در این ایام پرسش اینکه «چگونه جنگ را تمام کنیم؟» ما را به یکسری نتایج میرساند و پرسش «چگونه جلوی تکرار جنگ را بگیریم؟» ما را به نتایج دیگر. شیوه دفاع ایران نشان داده که به پرسش دوم بیشتر از پرسش اول میاندیشد و برای آن میجنگد... ایران در پس این روزهای سخت نیاز به پرسشی همگانی دارد: «ما چگونه قویتر خواهیم شد». این پرسش اگر شکل بگیرد پاسخهای پراکنده همدیگر را تکمیل میکنند و اگر شکل نگیرد، جامعهای سرخورده با دولتی بیایده و حجمی نسخه تجویزی بحرانآفرین روی دستمان میماند.

«نفهمیدن، یک اصل مبارزاتی است»؛ این برای یک برانداز کاملا مسالهای حل شده است. او برای خودش مساله را اینگونه صورتبندی کرده که فکر کردن جلوی براندازی را میگیرد پس اگر بخواهد فکر کند یعنی به دوام رژیم کمک کرده است. حالا اینکه شما فکر کنید او از فهم بدیهیات تا این حد عاجز است و به خاطر همین به این موضع رسیده بعید است. جملگی انتخاب کردهاند «نفهمیدن» را. نفهمی برای آنان یک جایگاه ایدئولوژیک دارد. آنان هم «نفهمیدن» را بخشی از یک تاکتیک سیاسی میدانند و هم به تجربه دریافتهاند که طرف مقابل انرژی زیادی میگذارد تا آنان را تفهیم کند و همین توانش را هرز میدهد(یک چیزی مثل توی برق زدن اتو در ساعت پیک مصرف برای از کار انداختن نیروگاههای رژیم است). آن کسی که میگوید پل نیمهتمام B1 کاربری نظامی داشته، «نفهمیدن» را به عنوان یک اصل مبارزاتی با آخوندها انتخاب کرده است... تمرکز بیش از حد روی اینکه براندازان چه میگویند و ما چگونه جوابش را بدهیم خودش امتیاز دادن به تاکتیک «نفهمیدن» آنان است.@sadeqfaramarzi
۲.۷K
۱۳:۴۸
آرشیوی نصفه و نیمه دارم از بازیهای مهم تیم ملی ایران که گهگاه سری بهشان میزنم.امروز و در آستانه جام جهانی بعضی دقایق از بازیهای تاریخی ایران را دیدم و امان از بازی با استرالیا!هنوز و بعد از ۲۹سال نمیشود این بازی را باور کرد... هر جایی از بازی را که رندوم نگاه میکردم باید یک توپ توی دروازه ایران میرفت.۱۰۰ثانیه اول بازی را برش زدم تا تماشایش کنیم که باید ۳-۰ میشد. از ثانیه ۴۰ تا ثانیه ۱۰۰ سه موقعیت صد درصد گل دارد. هر ۲۰ثانیه یکبار باید یک گل میخوردیم و نخوردیم!و احمدرضا عابدزاده آن وسطها میخندد... نمیدانم از آخر بازی خبر دارد یا اینها ریشخند اوست به سرنوشت خودش که میداند حداقل ۶۰تا از این ۱۰۰ثانیهها در انتظارش است.هرچه بود گذشت و آن ظهرگاه پائیزی ایران یک دل سیر خندید و خوشحال شد... مستدام باشد آن حال برای نیمهشبهای پیش رو... ایران بخندد، یک دل سیر؛ اشکش در بیاید، از شوق؛ پیروز شود، در همه میادین... مگر چه چیز را بیشتر از این پرچم و این نام دوست داریم؟ من خیالی از شکل زنده ماندن بدون عشق به این معشوق کهنسال ندارم
@sadeqfaramarzi
۲.۶K
۱۷:۰۶
۲.۸K
۱۸:۳۵
سینما ریل-بررسی مفهوم عدالت اجتماعی در سینمای ایران.pdf
۳۱۴.۰۲ کیلوبایت
۲.۷K
۹:۱۰
ایرانی کیست؟
وظیفه ما در برابر هموطن و بیگانه چیست؟من میگویم مفهوم «هموطن» زاییده وجود «وطن» است. هموطنی که میخواهد موجودیت این وطن را از بین ببرد اساسا وجود ندارد. او به محض مشارکت در پروژه انهدام وطن، ابتدا هموطن بودن خود را منهدم میکند و بیگانه میشود.هر قدر ارتباط با هموطن مستلزم رواداری، مسالمت و تسامح است اما در مواجهه با بیگانه متجاوز رفتار جنگی، سرکوبگرانه و بقامحور است.
۲.۹K
۱۴:۴۱
#یادآوری
یکسال پیش در چنین روزیدهها دانشمند ایرانی به همراه اعضای خانواده خودو به جرم «دانستن» ترور شدندحتی در قرون وسطی هم هیچ دانشمندی به جرم معلوماتشهمراه با اعضای خانواده خود به قتل نرسیده بود!
هیچ دولتی از جهان آزاد غرب این جنایت را محکوم نکرد(آلمان رسما بابت این قتل عام از اسراییل هم تقدیر کرد)@sadeqfaramarzi
یکسال پیش در چنین روزیدهها دانشمند ایرانی به همراه اعضای خانواده خودو به جرم «دانستن» ترور شدندحتی در قرون وسطی هم هیچ دانشمندی به جرم معلوماتشهمراه با اعضای خانواده خود به قتل نرسیده بود!
هیچ دولتی از جهان آزاد غرب این جنایت را محکوم نکرد(آلمان رسما بابت این قتل عام از اسراییل هم تقدیر کرد)@sadeqfaramarzi
۳.۶K
۷:۵۹
۲.۷K
۱۶:۲۷
۱۶۵.۷K
۱۳:۴۷
[WWW.FOTROS.IR]ma1401050701.mp3
۰۴:۲۹-۱۰.۵۷ مگابایت
با جمله دخیلک یا شاه علقمهای لوطیان شهر عَلَم را بیاورید... 
الا و صلی الله علی الباکین علی الحسین
@sadeqfaramarzi
الا و صلی الله علی الباکین علی الحسین
@sadeqfaramarzi
۲K
۸:۲۴