تو را سَریست که با ما فرو نمیآیدمرا دلی که صبوری از او نمیآید
کدام دیده به روی تو باز شد، همه عمرکه آبِ دیده به رویش فرو نمیآید؟
جز این قَدَر نَتَوان گفت بر جمالِ تو عیبکه مهربانی از آن طبع و خو نمیآید
چه جور کز خمِ چوگانِ زلفِ مِشکینتبر اوفتادهٔ مِسکین چو گو نمیآید؟
اگر هزار گزند آید از تو بر دلِ ریشبد از منست که گویم نکو نمیآید
گر از حدیثِ تو کوته کنم زبانِ امیدکه هیچ حاصل از این گفتوگو نمیآید
گمان بَرَند که در عودسوز سینهٔ منبمُرد آتشِ معنی که بو نمیآید
چه عاشقست؟ که فریادِ دردناکش نیستچه مجلسست؟ کز او های و هو نمیآید
به شیر بوْد مگر شورِ عشق، سعدی راکه پیر گشت و تغیّر در او نمیآید
#سعدی#صراف_سخنhttps://t.me/sarrafsokhan


شرح ابیات- بیت اول — معشوق چنان مغرور و بلندمرتبه است که با عاشق فروتنی نمیکند؛ عاشق نیز چنان گرفتار عشق است که صبر از او سر نمیزند. - بیت دوم — هیچکس در طول عمرش روی گشاده و مهربانی از معشوق ندیده؛ اشکِ چشمِ عاشقان نیز در برابر او سودی ندارد. - بیت سوم — تنها عیب معشوق این است که مهربانی در سرشت او نیست؛ وگرنه هیچ نقص دیگری ندارد. - بیت چهارم — عاشقِ بینوا در خمِ زلفِ معشوق گرفتار شده و رهایی برای او نمیآید؛ مانند گویِ بیاختیار در برابر چوگان. - بیت پنجم — اگر هزار رنج از معشوق برسد، عاشق شکایت نمیکند؛ چون بدی از خود اوست که عشق را رها نمیکند. - بیت ششم — اگر عاشق سخن از معشوق را کم کند، هیچ نتیجهای از این گفتوگو نمیگیرد؛ امیدش به عشق بسته است. - بیت هفتم — مردم گمان میکنند آتش عشق در دل عاشق خاموش شده، چون بویی از آن نمیآید؛ اما این فقط ظاهر است. - بیت هشتم — عاشقی که فریاد درد ندارد، عاشق نیست؛ مجلسی که غوغا و هیاهوی عشق در آن نباشد، مجلس عشق نیست. - بیت نهم — شور عشق سعدی چنان نیرومند است که با گذر عمر و پیر شدن نیز تغییر نکرده و همچنان پابرجاست.
کدام دیده به روی تو باز شد، همه عمرکه آبِ دیده به رویش فرو نمیآید؟
جز این قَدَر نَتَوان گفت بر جمالِ تو عیبکه مهربانی از آن طبع و خو نمیآید
چه جور کز خمِ چوگانِ زلفِ مِشکینتبر اوفتادهٔ مِسکین چو گو نمیآید؟
اگر هزار گزند آید از تو بر دلِ ریشبد از منست که گویم نکو نمیآید
گر از حدیثِ تو کوته کنم زبانِ امیدکه هیچ حاصل از این گفتوگو نمیآید
گمان بَرَند که در عودسوز سینهٔ منبمُرد آتشِ معنی که بو نمیآید
چه عاشقست؟ که فریادِ دردناکش نیستچه مجلسست؟ کز او های و هو نمیآید
به شیر بوْد مگر شورِ عشق، سعدی راکه پیر گشت و تغیّر در او نمیآید
#سعدی#صراف_سخنhttps://t.me/sarrafsokhan
۱۱
۷:۳۶
اگر آتش است یارت تو برو در او همیسوزبه شب فراق سوزان تو چو شمع باش تا روز
تو مخالفت همیکش تو موافقت همیکنچو لباس تو درانند تو لباس وصل میدوز
به موافقت بیابد تن و جان سماع جانیز رباب و دف و سرنا و ز مطربان درآموز
به میان بیست مطرب چو یکی زند مخالفهمه گم کننده ره را چو ستیزه شد قلاوز
تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آیدتو یکی نهای هزاری تو چراغ خود برافروز
که یکی چراغ روشن ز هزار مرده بهترکه به است یک قد خوش ز هزار قامت کوز
#مولانا#صراف_سخنhttps://t.me/sarrafsokhan


تو مخالفت همیکش تو موافقت همیکنچو لباس تو درانند تو لباس وصل میدوز
به موافقت بیابد تن و جان سماع جانیز رباب و دف و سرنا و ز مطربان درآموز
به میان بیست مطرب چو یکی زند مخالفهمه گم کننده ره را چو ستیزه شد قلاوز
تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آیدتو یکی نهای هزاری تو چراغ خود برافروز
که یکی چراغ روشن ز هزار مرده بهترکه به است یک قد خوش ز هزار قامت کوز
#مولانا#صراف_سخنhttps://t.me/sarrafsokhan
۱
۳:۰۸
سعدیا…!گر همہ شب شرحِ غمش خواهی گفتشب بہ پایان رود و شرح بہ پایان نرود…
#سعدی#صراف_سخنhttps://t.me/sarrafsokhan


#سعدی#صراف_سخنhttps://t.me/sarrafsokhan
۱
۳:۰۸
چگونه برده ای ازمندلوجانوتوانم رابه امید وصال تو فرو بستم ،زبانم را
نشد باتو بگویم عاشق رویتمنم اماندیدی واژگان بی کلام دیدگانم را؟؟؟؟
مگر تا آخر پاییز باید جوجه بشمارمبسی امروز وفردایت شکسته استخوانم را
زبانِ کوتهِ شعرم نبوده چاره ی دردمکجا جویم دوای این همه آهوفغانم را
تمام فصلهایم بی حضور عشقتوزرد استبیفشان دانه ی عشقت شکوفا کن جهانم را
#افسانه_ضیایی_جویباری#صراف_سخنhttps://t.me/sarrafsokhan


نشد باتو بگویم عاشق رویتمنم اماندیدی واژگان بی کلام دیدگانم را؟؟؟؟
مگر تا آخر پاییز باید جوجه بشمارمبسی امروز وفردایت شکسته استخوانم را
زبانِ کوتهِ شعرم نبوده چاره ی دردمکجا جویم دوای این همه آهوفغانم را
تمام فصلهایم بی حضور عشقتوزرد استبیفشان دانه ی عشقت شکوفا کن جهانم را
#افسانه_ضیایی_جویباری#صراف_سخنhttps://t.me/sarrafsokhan
۱
۳:۰۸
اقرار به خطا بزرگواریِ بیشتری میخواهد تا اصرار در کشاندنِ کار به جایی که دیگر جبران ممکن نیست.
#لئو_تولستوی#صراف_سخنhttps://t.me/sarrafsokhan


۲
۳:۰۸
برای کشف اقیانوسهای جدید، باید شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشیم. این جهان، جهان تغییر است نه تقدیر..
#لئو_تولستوی#صراف_سخنhttps://t.me/sarrafsokhan


۱
۳:۰۸
کجا رفتند آن یاران که دیگر با فغان منسری بیرون نمی آید نه از خاکی نه از لاکی
#شهریار#صراف_سخنhttps://t.me/sarrafsokhan


#شهریار#صراف_سخنhttps://t.me/sarrafsokhan
۱
۳:۰۸
۱
۳:۰۸
دو درويش در راهی با هم میرفتند. يكی بیپول بود و ديگری پنج دينار داشت.درویش بیپول، بیباک میرفت و به هر جايی که میرسيدند، چه ايمن بود و چه ناامن، به آسودگی میخوابيد و به چيزی نمیانديشيد. اما ديگری مدام در بيم و هراس بود كه مبادا پنج دينار را از كف بدهد.
بر چاهی رسيدند كه جای دزدان و راهزنان بود.اولی بیپروا دست و روی خود را شستو زير سايهی درختی آرميد. در همين حين متوجه شد که دوستش با خود چه كنم چه كنم میكند!برخاست و از او پرسيد: اين چندين چه كنم برای چيست؟گفت: ای جوانمرد! با من پنج دينار استو اينجا ناامن است و من جرات خفتن ندارم.مرد گفت: اين پنج دينار را به من دِهتا چارهی تو كنم.پس پنج دينار را از وی گرفت و در چاه انداخت و گفت: رَستی از چه كنم چه كنم! ايمن بنشين، ايمن بخسب، و ايمن برو، که آدم فقير، دژیست كه نمیتوان فتحش كرد.
۱
۳:۰۸
۳۶۰ روز برای ساختن یک زندگی مشترک موفق
گاهی ما همسرمان را دوست داریم، اما او از دوست داشته شدنش مطمئن نیست.
در ذهن خودمان میگوییم:«مگر نمیبیند چقدر برایش زحمت میکشم؟»«مگر معلوم نیست دوستش دارم؟»«مگر هر روز کنارش نیستم؟»
اما عشق، فقط یک احساس درونی نیست؛ باید به شکلی قابل دریافت، دیده و شنیده شود.
ممکن است شما با انجام دادن کارها محبت کنید، در حالی که همسرتان بیشتر به شنیدن یک جمله محبتآمیز نیاز داشته باشد. ممکن است شما با تأمین نیازهای زندگی عشق خود را نشان دهید، اما او بیش از هر چیز به توجه، گفتوگو، لمس محبتآمیز یا زمانی اختصاصی در کنار شما نیاز داشته باشد.
اینجاست که یک اصل مهم در زندگی مشترک شکل میگیرد:
محبتی که فقط در دل بماند، همیشه به دل دیگری نمیرسد.
گاهی لازم است بگوییم:
«دوستت دارم.»
«بودنت برایم ارزشمند است.»
«از اینکه در کنارم هستی خوشحالم.»
«میدانم برای خانواده زحمت میکشی و قدردان تو هستم.»
این جملهها شاید ساده به نظر برسند، اما برای رابطه، ساده و بیاهمیت نیستند.
البته محبت نباید به تعارف یا تکرار بیروح تبدیل شود. محبت واقعی، توجه به انسانِ مقابل است؛ اینکه بفهمیم چه چیزی او را خوشحال میکند و چگونه میتوانیم عشق خود را به زبانی که او بهتر دریافت میکند، نشان دهیم.
زندگی مشترک در میان مشغلهها بهتدریج ممکن است از «عشق» خالی نشود، اما از نشانههای عشق خالی شود.
و گاهی همین نشانههای کوچک هستند که چراغ رابطه را روشن نگه میدارند.
امروز بدون آنکه منتظر مناسبت خاصی باشید، یک جمله صمیمانه و واقعی به همسرتان بگویید؛ جملهای که شاید مدتهاست در دل دارید اما به زبان نیاوردهاید.
نه برای انجام وظیفه؛نه برای گرفتن پاسخ؛فقط برای اینکه بداند دوست داشتنش را میبینید و به زبان میآورید.
«عشق را فقط احساس نکن؛ آن را به گونهای نشان بده که همسرت بتواند آن را ببیند و احساس کند.»
#صراف_سخن
و چه زیبا گفت گوته:
«هر کس باید در طول روز،آوازی گوش کند،شعری بخواند،تصویری زیبا ببیندو اگر ممکن بود، چند کلمه حرف عاقلانه بزند.»
راههای همراهی با ما:
۱
۳:۰۸