من بر این باورم که برای تحقق صلح جهانی نخست باید به صلح درونی رسید. کسانیکه به طور طبیعی آرام و در صلح باخویشاند، قلبهایی گشودهتر به سوی دیگران دارند.
#دالایی_لاما#صراف_سخنhttps://t.me/sarrafsokhan


۱۸
۳:۰۷
در جنگ، آدمی آرامآرام میمیرد.نه فقط با گلوله؛ بلکه با هر دوستی که از دست میدهد، هر خواب شبانهای که دیگر برنمیگردد، هر لحظهای که باید عشق بورزد اما به جای آن پنهان میشود پشت یک سنگر.و وقتی جنگ تمام میشود؛ آنچه باقی میماند، آدمهاییست با قلبهای شکسته، که باید یاد بگیرند دوباره زندگی کنند.
#ارنست_همینگوی ترجمه #نجف_دریابندری
وداع با اسلحه#صراف_سخنhttps://t.me/sarrafsokhan


#ارنست_همینگوی ترجمه #نجف_دریابندری
۱۸
۳:۰۷
از نخل برهنه سایبانی نطلباز مردم این زمانه یاری نطلب
عزت به قناعت است و خاری به طمعبا عزت خود بساز و خاری نطلب
#بابا_افضل_کاشانی#صراف_سخنhttps://t.me/sarrafsokhan


عزت به قناعت است و خاری به طمعبا عزت خود بساز و خاری نطلب
#بابا_افضل_کاشانی#صراف_سخنhttps://t.me/sarrafsokhan
۱۳
۳:۰۷
زمین بوی نفرت میدهد،خورشید شکایت پیش خدا برده است:خداوندامیخواهم خاموش شوم.ازین گندیدگیجانم به لب رسیده است.زمین را هرچه گرمترش میکنم بوی گندش بلندتر میشود...
#ژان_پل_سارتر#صراف_سخنhttps://t.me/sarrafsokhan


#ژان_پل_سارتر#صراف_سخنhttps://t.me/sarrafsokhan
۱۴
۳:۰۷
معتقد بود که سرچشمه همهٔ عیب های آدمی دو چیز است:یکی بیکاری و دیگری اعتقاد به خرافات،و دو فضیلت نیز بیشتر وجود ندارد :یکی کار و دیگری خِرد ...
#لئون_تولستوی#صراف_سخنhttps://t.me/sarrafsokhan


#لئون_تولستوی#صراف_سخنhttps://t.me/sarrafsokhan
۱۴
۳:۰۷
خرقه بگیر و می بده باده بیار و غم ببربیخبرست عاقل از لذت عیش بیهشان#سعدی #صراف_سخنhttps://t.me/sarrafsokhan


۱۵
۳:۰۷
به دریا شکوه بردم از شب دشتاز این عمری که تلخ تلخ بگذشت
به هر موجی که میگفتم غم خویشسری میزد به سنگ و باز میگشت
#فریدون_مشیری#صراف_سخنhttps://t.me/sarrafsokhan


به هر موجی که میگفتم غم خویشسری میزد به سنگ و باز میگشت
#فریدون_مشیری#صراف_سخنhttps://t.me/sarrafsokhan
۱۶
۳:۰۷
افسردگی به انسانفرصت اندیشیدن نمیدهد.بنابراین برای نادان نگهداشتن انسان؛باید به هر روش ممکن اندوهگینش کرد...
#فردریش_نیچه#صراف_سخنhttps://t.me/sarrafsokhan


۱۸
۳:۰۷
اگر فکر میکنید هزینه رسیدن به اهدافتان زیاد است...،
پس صبر کنید تا صورت حساب تلاش نکردنتان را ببینید...
#وین_دایر#صراف_سخنhttps://t.me/sarrafsokhan


پس صبر کنید تا صورت حساب تلاش نکردنتان را ببینید...
۱۸
۳:۰۷
#یادداشت_روز
تهدید، نه تهاجمواکاوی اولتیماتوم ترامپ علیه عمان و آینده میانجیگری مسقط
نویسنده کریم صرافکارشناس ارشد مدیریت امور دفاعی
۷ خرداد ۱۴۰۵
اظهارات دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا، در تاریخ ۲۷ مه ۲۰۲۶ مبنی بر تهدید به «نابودی» عمان، صرفاً یک موضعگیری تند سیاسی نبود؛ بلکه نشانهای معنادار از تغییر در الگوی رفتار قدرتهای بزرگ با حتی نزدیکترین شرکای منطقهای خود به شمار میرود. اهمیت این موضع زمانی دوچندان میشود که مخاطب این تهدید، نه یک دشمن راهبردی، بلکه کشوری با سابقهای طولانی در ایفای نقش میانجی میان واشنگتن و تهران بوده است.
ریشه این تنش به گمانههایی بازمیگردد که درباره احتمال همکاری ایران و عمان در مدیریت تنگه هرمز منتشر شد؛ گذرگاهی راهبردی که نقش آن در امنیت انرژی جهانی بر کسی پوشیده نیست. همین احتمال، کافی بود تا واکنش واشنگتن از سطح هشدارهای دیپلماتیک فراتر رفته و به ادبیاتی کمسابقه و صریح تبدیل شود.
در تحلیل این رخداد، نخست باید میان «تهدید» و «اقدام» تمایز قائل شد. آنچه بیان شد، نه مقدمهای برای تهاجم نظامی، بلکه پیامی بازدارنده با دو مخاطب مشخص بود: از یکسو ایران، برای محدود ساختن دامنه همکاریهای منطقهایاش، و از سوی دیگر عمان، برای یادآوری این نکته که بیطرفی سنتیاش دیگر مصون از فشار نخواهد بود.
در چارچوب مفاهیم راهبردی، این رفتار را میتوان نمونهای از «بازدارندگی درونائتلافی» دانست؛ رویکردی که در آن، قدرت مسلط میکوشد رفتار شرکای خود را پیش از آنکه از خطوط تعیینشده عبور کنند، اصلاح نماید. در این میان، ابزار بهکاررفته نه قدرت سخت، بلکه ادبیات سیاسی با بار تهدیدآمیز بالا بود.با این حال، مهمترین پیامد این رویداد را باید در سطحی عمیقتر جستوجو کرد: آسیب به سرمایه اعتبار عمان. مسقط طی دهههای گذشته توانسته بود با اتخاذ سیاست «بیطرفی فعال»، خود را بهعنوان میانجیای قابل اعتماد در پروندههای حساس منطقهای تثبیت کند. این جایگاه، بیش از آنکه متکی بر قدرت نظامی یا اقتصادی باشد، بر پایه اعتماد متقابل طرفهای درگیر شکل گرفته بود.
تهدید اخیر، این سرمایه را هدف قرار داد. هنگامی که یک میانجی از سوی یکی از طرفهای اصلی منازعه مورد تهدید قرار میگیرد، طبیعی است که تصویر بیطرفی و امنیت نقش او دچار خدشه شود. این امر، نه تنها برای عمان، بلکه برای کلیت سازوکارهای دیپلماتیک منطقه پیامدهایی قابل توجه به همراه خواهد داشت.
با وجود این، حذف کامل عمان از معادلات میانجیگری چندان محتمل به نظر نمیرسد. واقعیت آن است که روابط ایران و آمریکا همچنان نیازمند کانالهای ارتباطی غیررسمی و قابل اعتماد است و جایگزینی چنین نقشی در کوتاهمدت آسان نخواهد بود.
آنچه بیش از هر چیز تغییر کرده، شرایط ایفای این نقش است. عمان از این پس ناگزیر خواهد بود میان حفظ اعتماد تهران و مدیریت فشارهای واشنگتن، توازنی پیچیدهتر برقرار کند. به بیان دیگر، میانجیگری در منطقه وارد مرحلهای پرهزینهتر و حساستر شده است.
در این چارچوب، سه سناریوی اصلی قابل تصور است: ادامه نقش عمان بهصورت محتاطانه و تعدیلشده؛ کاهش تدریجی جایگاه آن به نفع بازیگران دیگر؛ یا بازسازی تدریجی اعتبار در صورت کاهش تنشها.
در مجموع، تهدید اخیر را باید نشانهای از تحول در قواعد نانوشته دیپلماسی منطقه دانست؛ جایی که حتی نقشهای سنتاً بیطرف نیز دیگر از فشار قدرتهای بزرگ مصون نیستند. با این حال، تا زمانی که شکاف میان تهران و واشنگتن پابرجاست، نیاز به میانجی نیز باقی خواهد ماند—و عمان، با وجود آسیبهای واردشده، همچنان یکی از گزینههای اصلی در این عرصه به شمار میرود.
#صراف_سخنhttps://t.me/sarrafsokhan


اظهارات دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا، در تاریخ ۲۷ مه ۲۰۲۶ مبنی بر تهدید به «نابودی» عمان، صرفاً یک موضعگیری تند سیاسی نبود؛ بلکه نشانهای معنادار از تغییر در الگوی رفتار قدرتهای بزرگ با حتی نزدیکترین شرکای منطقهای خود به شمار میرود. اهمیت این موضع زمانی دوچندان میشود که مخاطب این تهدید، نه یک دشمن راهبردی، بلکه کشوری با سابقهای طولانی در ایفای نقش میانجی میان واشنگتن و تهران بوده است.
ریشه این تنش به گمانههایی بازمیگردد که درباره احتمال همکاری ایران و عمان در مدیریت تنگه هرمز منتشر شد؛ گذرگاهی راهبردی که نقش آن در امنیت انرژی جهانی بر کسی پوشیده نیست. همین احتمال، کافی بود تا واکنش واشنگتن از سطح هشدارهای دیپلماتیک فراتر رفته و به ادبیاتی کمسابقه و صریح تبدیل شود.
در تحلیل این رخداد، نخست باید میان «تهدید» و «اقدام» تمایز قائل شد. آنچه بیان شد، نه مقدمهای برای تهاجم نظامی، بلکه پیامی بازدارنده با دو مخاطب مشخص بود: از یکسو ایران، برای محدود ساختن دامنه همکاریهای منطقهایاش، و از سوی دیگر عمان، برای یادآوری این نکته که بیطرفی سنتیاش دیگر مصون از فشار نخواهد بود.
در چارچوب مفاهیم راهبردی، این رفتار را میتوان نمونهای از «بازدارندگی درونائتلافی» دانست؛ رویکردی که در آن، قدرت مسلط میکوشد رفتار شرکای خود را پیش از آنکه از خطوط تعیینشده عبور کنند، اصلاح نماید. در این میان، ابزار بهکاررفته نه قدرت سخت، بلکه ادبیات سیاسی با بار تهدیدآمیز بالا بود.با این حال، مهمترین پیامد این رویداد را باید در سطحی عمیقتر جستوجو کرد: آسیب به سرمایه اعتبار عمان. مسقط طی دهههای گذشته توانسته بود با اتخاذ سیاست «بیطرفی فعال»، خود را بهعنوان میانجیای قابل اعتماد در پروندههای حساس منطقهای تثبیت کند. این جایگاه، بیش از آنکه متکی بر قدرت نظامی یا اقتصادی باشد، بر پایه اعتماد متقابل طرفهای درگیر شکل گرفته بود.
تهدید اخیر، این سرمایه را هدف قرار داد. هنگامی که یک میانجی از سوی یکی از طرفهای اصلی منازعه مورد تهدید قرار میگیرد، طبیعی است که تصویر بیطرفی و امنیت نقش او دچار خدشه شود. این امر، نه تنها برای عمان، بلکه برای کلیت سازوکارهای دیپلماتیک منطقه پیامدهایی قابل توجه به همراه خواهد داشت.
با وجود این، حذف کامل عمان از معادلات میانجیگری چندان محتمل به نظر نمیرسد. واقعیت آن است که روابط ایران و آمریکا همچنان نیازمند کانالهای ارتباطی غیررسمی و قابل اعتماد است و جایگزینی چنین نقشی در کوتاهمدت آسان نخواهد بود.
آنچه بیش از هر چیز تغییر کرده، شرایط ایفای این نقش است. عمان از این پس ناگزیر خواهد بود میان حفظ اعتماد تهران و مدیریت فشارهای واشنگتن، توازنی پیچیدهتر برقرار کند. به بیان دیگر، میانجیگری در منطقه وارد مرحلهای پرهزینهتر و حساستر شده است.
در این چارچوب، سه سناریوی اصلی قابل تصور است: ادامه نقش عمان بهصورت محتاطانه و تعدیلشده؛ کاهش تدریجی جایگاه آن به نفع بازیگران دیگر؛ یا بازسازی تدریجی اعتبار در صورت کاهش تنشها.
در مجموع، تهدید اخیر را باید نشانهای از تحول در قواعد نانوشته دیپلماسی منطقه دانست؛ جایی که حتی نقشهای سنتاً بیطرف نیز دیگر از فشار قدرتهای بزرگ مصون نیستند. با این حال، تا زمانی که شکاف میان تهران و واشنگتن پابرجاست، نیاز به میانجی نیز باقی خواهد ماند—و عمان، با وجود آسیبهای واردشده، همچنان یکی از گزینههای اصلی در این عرصه به شمار میرود.
#صراف_سخنhttps://t.me/sarrafsokhan
۲۱
۶:۱۴