لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل هم سطر، هم سپید...ه
۷۵۷ عضو

هم سطر، هم سپید...

یادداشت های گاه و بیگاهِیک مادر، معلم و روانشناس undefined
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۳۱ خرداد
thumbnail
معرفی کتاب کاپوچینو در رام الله از زبان نویسنده:یادداشت های روزانه ام که مربوط به سال ۱۹۸۱ تا ۲۰۰۴ است با سفری که از مادرم جدا شـدم آغاز شد؛ سـفر از امان، شـهری که در آن بزرگ شدم و بیشتر زندگی ام را در آنجا گذرانده بودم، به رام اللّٰه، شهری که در اشغال اسرائیل بود. این سفر که قرار بود فقط شش ماه طول بکشد، به سفری برای همه عمر تبدیل شد. در رام اللّٰه زندگی کردم، کار کردم، عاشق شدم، ازدواج کردم و صاحب یک مادرشوهر شدم.این یادداشت ها که شرحی است از زندگی روزمره ام در شرایط اشغال و رویارویی مدام بـا «مأموران امـور شـهری» و سـربازان اسـرائیلی همزمان بـا وقایع مهم سیاسی ای نوشته شده که طی یک دهه و نیم گذشته با زندگی مردم فلسطین عجین بوده است.
#پیشنهاد_کتاب#کاپوچینو_در_رام_الله
https://ble.ir/satresepid
undefined۵

۱۳۴

۱۳:۳۲

۱ تیر
thumbnail
در بسیاری از موارد انسان باید گذشت کند؛ واجب نیست انتقام بگیرد؛ بزرگواری انسان در این است که کریمانه از معرکه خارج شود. بله؛ در مواردی که موضوعی خیلی مهم است نباید از آن به سادگی گذشت. خیانت، تعارض به محارم و امثال این موارد، حسابش جداست. خداوند در قرآن مجید، سوره فرقان آیه 72، که بندگان خوبش را توصیف می‌کند، می‌فرماید: «هنگامی که به کار بیهوده و لغوی برخورد کنند، بزرگوارانه از آن عبور می‌کنند.»
undefinedنکته ها از گفته ها ، گزیده ای از گفتارهای اندیشمند فرزانه، استاد فاطمی نیا در حوزه های مختلفی از اخلاق اسلامی است.
#پیشنهاد_کتاب
https://ble.ir/satresepid
undefined۷

۱۱۵

۹:۴۲

thumbnail
زلشگر هم صدای یا رسول الله می آید خدا آورده در مقتل مگر پیغمبر خود را؟
مادربزرگ و پدر بزرگ من، رحمت خدا به وجودشون، پدر و مادر دو شهید بودن! از بچگی همیشه این خاطرم هست که با روضه حضرت علی اکبر یه جور دیگه اشک میریختن، انگار یه جور دیگه دلشون می‌سوخت! انگار بدجوری حس و حال آقا رو لحظه دیدن جسم بی جون جوونش درک میکردن!
آقای امام حسین(ع)! منم جوونم، میشه به حق جوونت منو بخری؟ حالم خوش نیست!!
#محرم#شب_هفتم
https://ble.ir/satresepid
undefined۱۲

۱۰۷

۱۷:۴۸

۲ تیر
thumbnail
بخش قابل‌توجهی از نارضایتی‌های بین‌فردی از «توقعات ذهنی» ما از دیگران شکل می‌گیرد. در روان‌شناسی، این موضوع با مفاهیمی مثل «انتظارات بین‌فردی»، «خطای اسناد» و «ذهن‌خوانی» توضیح داده می‌شود. ما اغلب در ذهن خود فرض می‌کنیم دیگران باید نیازها، احساسات یا خواسته‌های ما را بدون بیان صریح درک کنند. وقتی این انتظار برآورده نمی‌شود، آن را به بی‌توجهی یا بی‌اهمیتی نسبت می‌دهیم.
پژوهش‌های حوزه تنظیم هیجان نشان می‌دهد هرچه فاصله‌ی بین «انتظار ما از رفتار دیگران» و «واقعیت رفتار آن‌ها» بیشتر باشد، احتمال تجربه‌ی احساساتی مثل خشم، رنجش و ناامیدی نیز بیشتر می‌شود. در واقع بخشی از فشار روانی در روابط، نه از خود رفتار دیگران، بلکه از شکاف میان انتظار و واقعیت ایجاد می‌شود.
در رویکردهای شناختی–رفتاری نیز تأکید می‌شود که یکی از منابع تنش در روابط، «باورهای غیرواقع‌بینانه درباره دیگران» است؛ باورهایی مثل اینکه دیگران باید همیشه ما را درک کنند، همیشه در دسترس باشند یا دقیقاً مطابق نیازهای ما رفتار کنند. این نوع باورها وقتی با واقعیت پیچیده‌ی انسان‌ها روبه‌رو می‌شوند، به تعارض و دلخوری منجر می‌شوند.
کاهش توقع از دیگران در روان‌شناسی به معنای کاهش ارزش روابط نیست؛ بلکه به معنای تنظیم واقع‌بینانه‌ی انتظارات است. وقتی می‌پذیریم هر فرد ظرفیت‌ها، محدودیت‌ها و اولویت‌های خاص خود را دارد، روابط کمتر بر پایه پیش‌فرض‌های ذهنی و بیشتر بر پایه‌ی ارتباط واقعی شکل می‌گیرند.
در بسیاری از موارد، آرامش روانی نه از تغییر دادن دیگران، بلکه از بازبینی انتظارات خودمان از آن‌ها شروع می‌شود.
#توقع#روابط_بین_فردی#آرامش
https://ble.ir/satresepid
undefined۶

۱۰۷

۶:۴۳

thumbnail
ماه، روشنی‌اش را، گرمی‌اش را، هستی‌اش را و هویتش را از خورشید می‌گیرد. و ماه، بدون خورشید به سکه‌ای سیاه می‌ماند که فاقد هویت و ارزش و خاصیت است. و آنها که مرا به لقب قمر، مفتخر ساخته‌اند، نسبت میان ماه و خورشید را چه خوب می‌فهمیده‌اند! من به طفیلی حسین آمده‌ام و به عشق حسین زیسته‌ام. من آمدم که عاشقی را به تجلی بنشینم. من آمدم که دوست داشتن را معنا کنم. امّا آسمان عشق حسین، بلندتر از آن است که پرنده عاشقی چون من بتواند بر آستان عظمتش بال ارادت بساید. بزرگترین موهبت خداوند متعال در حقّ من این است که به من رخصت داده تا حسین را دوست داشته باشم، عاشق حسین باشم و فدای حسین بشوم. مگر چند نفر در عالم به این افتخار که من رسیده‌ام، نائل شده‌اند.
بخشی از کتاب سقای آب و ادب ، نوشته سید مهدی شجاعی
#شب_نهم#مظهر_تمام_نمای_ادب#عباس
https://ble.ir/satresepid
undefined۵
undefined۱

۱۹۸

۱۶:۴۸

thumbnail
ای اهل حرم!میر و علمدار نیامد...undefinedundefined
https://ble.ir/satresepid
undefined۱۲

۹۹

۱۷:۲۹

۳ تیر
thumbnail
هر که به حسین دل می‌سپارد، پیداست که دلی برای سپردن دارد. هر که برای حسین اشک می‌ریزد، پیداست که چشمی برای گریستن و اشکی برای ریختن دارد. هر که در مصیبت حسین، دلش می‌شکند و اشکش جاری می‌شود، پیداست که اهل محبت است. و هر که اهل محبت است، مجذوب حسین می‌شود؛ دیر یا زود، خودآگاه و ناخودآگاه. و هر که مجذوب حسین شود، از جنس حسین می‌شود، متصف به صفات حسین می‌شود. متخلّق به اخلاق حسین می‌شود. و در دنیا هر که از جنس حسین باشد، هر که مجذوب حسین بشود، هر که با حسین پیوند بخورد، هر که حسینی شود، در جهان آخرت نیز حسین سراغش را می‌گیرد، پیدایش می‌کند و رفاقت و شفاعت و همدمی‌اش را با او ادامه می‌دهد.
undefinedکتاب سقای آب و ادب،نوشته سید مهدی شجاعی ،روایتی از زندگی و فداکاری های حضرت عباس(ع) در واقعه کربلا ست که نویسنده با زبانی شاعرانه، روح بلند این شخصیت را می ستاید.
#پیشنهاد_کتاب#تاسوعا#کربلا
https://ble.ir/satresepid
undefined۵

۸۹

۷:۵۲

بازارسال شده از حریر عادلی ☫
thumbnail
آخرین حضور رهبر شهید در روز عاشورا، بیت رهبری
ویدیو کوتاهی از روز عاشورا 1404
@hariradeli

۱۲

۱۹:۳۸

هم سطر، هم سپید...
undefined آخرین حضور رهبر شهید در روز عاشورا، بیت رهبری ویدیو کوتاهی از روز عاشورا 1404 @hariradeli
پارسال مثل امشب رو کامل و با تمام جزئیات خاطرم هست...مراسم هیئت که تموم شد، زنداداشم با گریه و هق هق بهم گفت «آقا رو دیدی؟!»گفتم کجا؟!؟ گفت « آقا اومد بیت!!!!»با بهت و حیرت گوشیمو روشن کردم و دیدم بله، آقا بعد این انتظار اومدن بیت... اون شب تا صبح عکس و فیلما رو نگاه میکردم و با چشمای گریون و قلب شاکر، دائم قربون صدقه ش میرفتم!با ای ایران خوندن حاج محمود غرق غرور میشدم و با اون لحظه که می‌گفت آقا ما جونمونو براتون میدیم قند توی دلم آب میشد!آخ ...آخ از این غمی که رو دلمه الان...چجوری دارم دنیای بدون آقا رو نفس میکشم؟!یکی بهم بگه دروغهundefinedundefined
https://ble.ir/satresepid
undefined۱۵

۶۵

۱۹:۴۷

۴ تیر
thumbnail
حسین را یک روز کشتند و سر او را از بدن جدا کردند، اما حسین که فقط این تن نیست، حسین که مثل من و شما نیست؛ حسین یک مکتب است و بعد از مرگش زنده‌تر می‌شود. دستگاه بنی‌امیه خیال کرد که حسین را کشت و تمام شد، ولی بعد فهمید که مرده حسین از زنده حسین مزاحمتر است، تربت حسین کعبه صاحبدلان است. زینب هم به یزید همین را گفت، گفت: اشتباه کردی، «کدْ کیدَک وَ اسْعَ سَعْیک، ناصِبْ جَهْدَک، فَوَاللّه‌ِ لا تَمْحو ذِکرَنا وَلاتُمیتُ وَحْینا» هر نقشه‌ای که داری به‌کار ببر ولی مطمئن باش تو نمی‌توانی برادر مرا بکشی و بمیرانی؛ برادر من زندگی‌اش طور دیگر است، او نمرد بلکه زنده‌تر شد.
undefinedحماسه حسینی، جلد اول، شهید مرتضی مطهری
#عاشورا#روز_دهم#برش_کتاب
https://ble.ir/satresepid
undefined۷

۴۸

۶:۴۹