برای فهم این فراز باید معنای دقیق دو کلمة کلیدیِ «حظّ» و «نافله» را بدانیم.
مسائل جمع مسئله است و مسئله یعنی چیزی که مورد تقاضا و سؤال ما قرار گرفته است، یعنی چیزی که مطلوب ما است.
«یا ایّها الّذین آمنوا اتّقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله و جاهدوا فی سبیله لعلّکم تُفلحون. یعنی: ای کسانی که ایمان آورده اید! از - مخالفت فرمان - خدا بپرهیزید؛ و وسیله ای برای تقرّب به او بجویید؛ و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید.» (مائده/35)
۸۶۲
۰:۳۱
لُهُ الحاحُ المُلِحّین:

یعنی ای خدایی که حتی اگر به تعداد بندگانت وسایلی وجود داشته باشد و هر یک از بندگانت از سبیلهای متفاوتی حرکتشان را دنبال کنند، باز هم تو قادری که تک تک ما را هدایت و حمایت کنی. خدایا اصرارِ اصرارکنندگان، تو را آنچنان به خود مشغول نمیکند که از توجه به کسی و چیزی باز بمانی.
نکته: حکمت این ندا در پایان این دعا چیست؟

پاسخ: وقتی راجع به این حقیقت سخن میگوییم که خداوند میتواند از تک تک ما، انسان کاملی بسازد و در نهایت هر یک از ما حبیب خدا بشویم و از خدا مسألت کنیم و خدا اجابتمان کند و هر یک از ما مخاطبی برای خدا بشویم، بلافاصله ممکن است این سؤال و شبهه برایمان پیش آید که مگر چنین چیزی ممکن است؟!

ما تصور میکنیم که در قیامت خداوند در هر آن، به یک نفر رو کرده و ما را نوبت به نوبت مخاطب قرار میدهد، مخصوصاً دربارة حدیثی که خداوند درباره حضرت زهرا سلام الله علیها فرموده که میفرماید در محشر به ایشان میفرماید، یا حبیبتی سلینی ... یعنی ای حبیبة من از من بخواه تا برایت اجابت کنم.
حال اگر این حدیث را کنار حدیث قرب نوافل بگذاریم، متوجه نکتة عجیبی میشویم، در حدیث قرب نوافل، خداوند درباره بندگانی که از طریق مستحبات به او تقرب میجویند، فرموده است که به آنها دقیقاً همین را میگوید:
️ ابتدا میگوید: .... فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ ... و سپس
️ کمی جلوتر میفرماید: ... وَ إِنْ سَأَلَنِى أَعْطَيْتُهُ ...
️ و اما آن نکتهای که متوجه میشویم، این است که:
بر اساس حدیث قرب نوافل، همة ما میتوانیم به مقام حضرت زهرا سلام الله علیها برسیم!
و بر اساس ندای یا من لا یشغله الحاح الملحین، اینکه میلیاردها انسان همه با هم خداوند را مخاطب قرار دهند، خدا را چنان مشغول نمیکند که دچار غفلت بشود. زیرا او جنسیتی است بینهایت، که از ماوراء وجودی تک تک مخلوقاتش بر آنها احاطه وجودی دارد. نتیجه آنکه خداوند بینهایت است و در قاموس این بینهایتِ مطلق، کاملاً طبیعی و بدیهی است که باید یک روز تک تک ما انسانهای عوالم هم عرض، به مقام توحید مطلق یعنی مقام حضرت زهرا سلام الله علیها نائل بیاییم، و در آن روز هخداوند با این خطاب «حبیبتی سلینی» همة ما را در یک واحد زمانی خطاب خواهد کرد ...
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
۸۸۲
۰:۳۱
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ غَشّنی بالرّحْمَه و ارْزُقْنی فیهِ التّوفیقِ و العِصْمَه و طَهّرْ قلْبی من غَیاهِبِ التُّهْمَه یا رحیماً بِعبادِهِ المؤمِنین.
۶۰۴
۰:۳۱
و ارْزُقْنی فیهِ التّوفیقِ و العِصْمَةِ: خدایا در این روز مرا توفیق و عصمت عطا کن! نکته: به نظر شما توفیقی که در اینجا از خدا میخواهیم، موفقیت یافتن تا چه سطحی است؟
۶۴۰
۰:۳۱
نیز امامت که بالاترین سطح از تکامل بشری است را مصداقی از توفیق الهی دانسته اند.
ایشان در ضمن حديث مفصلي درباره امامت فرموده اند: هنگامي كه خداي متعال كسي را به عنوان امام براي مردم برميگزيند به او سعة صدر، عطا ميكند و چشمه هاي حكمت را در دلش قرار ميدهد و علم را به وي الهام ميكند تا براي جواب از هيچ سؤالي در نماند و در تشخيص حق سرگردان نشود، پس او معصوم و مورد تأييد و«توفيق» و تسديد الهي بوده از خطاها و لغزشها در امان خواهد بود. (اصول كافي، ج 1، ص 198 - 203)
و اما عصمتی که در این فراز از خداوند خواسته ایم:
این خود اثبات کنندة تمام مطالب قبل است و آنقدر روشن است که نیازی به توضیح نیست. یعنی به روشنی در این دعا میبینیم که با این دعا به ما فهمانده اند که تو هم میتوانی و باید رسیدن به مقام عصمت که مقام انسان کامل است را از خدا بخواهی. یعنی این مقام مختص گروهی خاص نیست، بلکه هدف و علت غایی خداوند در ایجاد عالم و آدم است و خداوند این مقام را از همة ما انتظار دارد و برای همة ما میخواهد.
- و طَهّرْ قلْبی من غَیاهِبِ التُّهْمَه:غَيْهَب: ج غَيَاهِب [غهب]: تاريكى، اسب بسيار سياه، شب بسيار تاريك، مرد نادان و پليد و ناتوان.
️تهمت: اتهام، تهمت، ادعا.معنای این فراز میتواند این باشد که: خدایا قلب مرا از ظلمتها و تاریکیهای تکبّر نفسم و ادعاهای جاهلانهاش طاهر کن و نجاتم بده.
نکته: این فراز گویی راهکار عملی برای اجابت فرازهای قبلی است. این فراز متضمن بزرگترین مشکل بشر است که همان کبر و تکبّر است! همان عامل هبوط حضرت آدم از وضعیت بهشتی ...
نکته: براساس روایات و اخبار اهل بیت، آدم و حوا در برابر خمسة طیبه دچار کبر شدند و خود را بیشتر از آنچه که بودند، دیدند، و همین تهمت و ادعای کذب و غیاهب و تاریکی های قلب و نفسشان سبب هبوطشان شد.
پس ما هم برای رسیدن به مقام انسان کامل و بهشتی شدن، لازم است که قبل از هر چیز در برابر ولایت خدا و انسان کامل تسلیم بشویم و تسلیم شدن یعنی کنار گذاشتن ادعاها و تکبّرِ نفسِ ظلوم و جهولمان.
نکته: اساساً حکمت ماه صیام همین است:
«اخلاص در تسلیم» و «عبودیت حقیقی» یا «شاگردی خدا و اهل بیت علیهم السلام» را، بیاموزیم.
- یا رحیماً بِعبادِهِ المؤمِنین:
نکته: توجه کنید به اینکه چرا صفت رحیم در اینجا آمده است؟
«رحیم» رحمتِ خاص خداست، یعنی وقتی که خداوند متعال «رحمتش» را تخصیص میدهد، مُتَّصِف به صفت «رحیم» است!
نکته: مؤمنین یعنی کسانی که به مقام امن رسیده اند، یعنی کسانی که خود را به خدا واگذار کرده اند و از او امنیت میگیرند.
نتیجه: حکمت آمدن این ندا در این دعا: گویی میخواهند برای ما تأکید کنند بر مفاد فرازهای قبل در این دعا. تأکید بر اینکه باید مشتاق رحمت خدا باشیم، رحمتی که یعنی «مثل خدا شدن»! (بر اساس حدیث قدسی اجعلک مثلی). و نیز تأکید بر این راز بزرگ که راه رسیدن به این مقام، چیزی نیست جز کشتن نفس و منیّت و کبر و غرورِ نفس بشری... و رسیدن به نقطهای که فقط از خدا امنیت بگیریم یعنی از مؤمنین بشویم.
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
۶۵۶
۰:۳۲
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ اجْعَلْ صیامی فیهِ بالشّكْرِ و القَبولِ على ما تَرْضاهُ و یَرْضاهُ الرّسولُ مُحْكَمَةً فُروعُهُ بالأصُولِ بحقّ سَیّدِنا محمّدٍ و آلهِ الطّاهِرین و الحمدُ للهِ ربّ العالمین.
۷۸۰
۰:۲۵
۷۸۵
۰:۲۵
(كافي / ج 2 / ص23/ ح12)
نکته: چرا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، خواسته اند که در این دعا با عنوان سیدنا ایشان را یاد کنیم؟ آیا حکمت خاصی دارد؟ آیا با مفاد قبلی دعا مرتبط است؟
۸۱۱
۰:۲۶
زیارت جامعه آورده اند: و خصّكم ببرهانه... و أركاناً لتوحيده... خداوند شما [اهل بیت] را به برهان خودش مخصوص نموده است... و شما را ارکان توحیدش قرار داده است.
همچنین در زیارت جامعه عرض میکنیم: «فالراغب عنكم مارق، و اللازم لكم لاحق ... و نوره و برهانه عندكم،... من أراد اللّه بدء بكم، و من وحده قبل عنكم: ... پس هر كس از شما روي بگرداند از دين بيرون رفته، و هر كس در پيوند با شما باشد در پيوند با دين است... نور و برهان خداوند نزد شماست... هر كس خداوند را قصد كرد از شما شروع نمود، و هر كس به توحيد او دست يافت تنها از شما پذيرفت».
- و الحمدُ للهِ ربّ العالمین: رسیدن به «مقام حمد» یا همان «مقام محمود» در واقع بالاترین سطح و حد بندگی است، یعنی رفیعترین قلة معرفت و ایمان، چرا که رسیدن به معرفتِ ذات، لازمة حمد خداوند است به تمامه!!!
یعنی چگونه میتوان گفت الحمدلله در حالی که معرفت به ذات خداوند تعالی کامل نشده است، در حالی که حمد مختص ذات پاک باری تعالی است و وصفی است از ذات خداوند متعال، چنانکه در قرآن نیز خداوند تعالی دربارة کاملترین معنا و سخنی که اهل بهشت در انتهای کمال به زبان میآورند فرموده است:
وَ آخِرُ دَعْواهُمْ اَنِ الْحَمدُللّهِ رَبِّ العالمين. (بهشتيان) آخرين سخنشان ذكر اوصاف پروردگار عالميان است. (يونس / 10)
و میدانیم که انتهای کمال یعنی خداگونه شدن در صفات. به عبارت دیگر وقتی خداوند بخواهد کسی را عارف به ذات خود نماید، در موجودیت او چنان تحول و استعداد بینهایتی ایجاد میکند که او تمام آنچه را میخواهد بفهمد در درون و ذات خود به تمامه بچشد و بفهمد.
یعنی خدا که بخواهد حقیقتی را به ما بیاموزد، علم به عین آن حقیقت را در نفس ما قرار می دهد. خصوصاً که آن حقیقت، ذات پاک خودش باشد که هیچ نمونهای در خارج از ما و در درون ما ندارد که واسطة معرفتش قرار دهد، لذا او باید خودش را به تمامه در قلب و نفس ما هویدا نماید و این یعنی ادراک با قلب. پس فقط کسی میتواند با لسان صدق و از روی حقیقت بگوید الحمدلله رب العالمین که او به چنین رؤیت قلب ای نائل آمده باشد. و درست به همین دلیل است که خداوند در قرآن فرموده است که اهالی بهشت آخرین سخنشان الحمدلله است زیرا آخرین چیزی که انسان بهشتی میفهمد و میشناسد ذات پاک و بینهایت خود خداوند متعال است، لذا در آن حال میگوید الحمدلله رب العالمین....
و نکتة لطیف دیگر این است که انسان بهشتی بعد از الحمدلله میگوید رب العالمین. و این در حقیقت اعترافی است بر این واقعیت که این معرفتی که سبب جاری شدن این ذکر بر زبان من شده است؛ ثمره و نتیجة ربوبیت و پرورش دهندگی خداوندی است که اوست پرورش دهنده و به ثمر رسانندة تمام موجودات در تمام عوالم. یعنی اگر نمیبود این ربوبیت و سازندگی خداوند متعال در ساحت نفس من، منِ انسانِ ظلوم و جهول هرگز نمیتوانستم به چنین درجاتی از خداگونه شدن نائل آیم. و درست به همین دلیل است که استاد غفاری رحمه الله علیه مدام میفرمودند که «نگو خودسازی، بلکه بگو خداسازی!!!»
نکته: حکمتِ آمدن این ذکر ِعظیم و شریف در آخرین فراز از آخرین دعای روزهای ماه مبارک چیست؟
️پاسخ: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم میخواهند بار دیگر ما را متوجه نقطة نهایی و علت غایی امان بنمایند.لذا این ذکر عظیم را برای آخرِ آخرین دعای ماه خدا انتخاب کردهاند، برای اینکه بار دیگر ما را متوجه منزل نهایی یعنی رسیدن به مقام محمود و مقام رضای کامل الهی بنمایند، و ما را متذکر عظمت ماهی کنند که پشت سرگذاشتهایم، و شاید برای اینکه به ما بفهمانند که فیوضات و برکات این ماه با اتمام این ماه مبارک، پایان نیافته است، بلکه این خود آغاز و ابتداء راهی است که اگر از آن خارج نشویم، مستقیماً ما را به مقام رضای الهی و بهشت رضوان و تجهیز شدن به علم و قدرت الهی میرساند. یعنی برای ما آن لیل و آن انسان مجهول القدری را آشکار میکند که تمام این مناسک و آداب در حرم زمانی خدا یعنی ماه مبارک، ابزار و وسیلهای بوده است برای رساندن ما به مقام او تا از این طریق این مقام مجهول را برای ما آشکار کنند و نیز خود ما را به انتهای کمال یعنی خداگونه شدن واصل نمایند.
الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لو لا ان هدانا الله
شکرا لله و لاولیائه الاطهار لجمیع نعمهم و برکاتهم و عنایاتهم علینا فی تألیف هذه الرساله البضاعه المزجاه
عبد احقر عبادی
اللهم عجل لولیک الفرج
الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لو لا ان هدانا الله
شکرا لله و لاولیائه الاطهار لجمیع نعمهم و برکاتهم و عنایاتهم علینا فی تألیف هذه الرساله البضاعه المزجاه
عبد احقر عبادی
اللهم عجل لولیک الفرج
۸۷۴
۰:۲۶
بازارسال شده از elham
الهام گرفته از دروس: استاد محمد علی صالح غفاری ( یاد و نامشان پر رهرو باد)
اللهم عجل فی فرجنا بظهور مولانا فی وجودنا و فی عرصات العالم
۱۲
۱۳:۴۴