لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل سرّ صیامس
۱۱۴ عضو

سرّ صیام

شرح دعاهای روزانه ماه مبارک رمضان ، الهام گرفته از دروس استاد محمد علی صالح غفاری ( یاد و نامشان پر رهرو باد)
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۳۰ فروردین ۱۴۰۲
undefinedشرح دعاundefined
undefined-اللهمّ وفّر حظّی فیهِ من النّوافِل:
برای فهم این فراز باید معنای دقیق دو کلمة کلیدیِ «حظّ» و «نافله» را بدانیم.
undefinedحَظّ یعنی بهره و نصیب.
undefinedundefined نافله، از ريشه لغوى «نَفل»، به معناى زيادى و افزايش است.
undefinedundefined«انفال» هم، يعنى ثروتها و نعمتهاى عمومى كه خداوند براى امّت اسلامى و همگان، زياد كرده است. بطور کلی هر عمل خوب و مستحبّى كه انجامش واجب و الزامى نباشد و بالاتر از حدّ تكليف الزامى باشد، «نوافل» است.
undefined نکته: چرا نوافل را به مستحبات ترجمه کرده اند؟
undefinedundefinedپاسخ: زیرا در مقابل واجبات که برای اطاعت امر و انجام وظیفه انجام میشود، نوافل فقط برای جلب محبت خداوند انجام میشود. سند این امر، حدیث قدسی مشهوری است با عنوان حدیث قرب نوافل. در بخشی از این حدیث شریف، خداوند متعال میفرماید:
undefinedundefinedوَ إِنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ إِذاً سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِى يَبْطِشُ بِهَا إِنْ دَعَانِى أَجَبْتُهُ وَ إِنْ سَأَلَنِى أَعْطَيْتُهُترجمه:undefinedundefined همانا بنده به وسيله نوافل و مستحبات به من نزديك مىشود تا محبوب من میگردد و همينكه محبوب گشت، من گوش او میشوم كه با آن میشنود، و چشم او میشوم كه با آن میبيند و زبان او میشوم كه با آن سخن میگويد، و دست او میشوم كه با آن برگيرد؛ اگر مرا بخواند اجابت مىكنم، و اگر از من بخواهد مىبخشم. (كافى : ج ۲، ص ۳۵۲).
undefined نکته مهم: این فراز از دعای روز بیست و هشتم، ما را متوجه یک حقیقت بزرگ و کلیدی میکند: بعد از نزدیک به یک ماه روزه داری و تقاضای دائمی و پیوسته از خداوند برای رسیدن به مقام انسان کامل، اکنون به ما میآموزند که از این پس باید از طریق نوافل و مستحبات خود را به مقام حبیب الله نزدیک کنیم.
undefinedundefinedآری، مقام حبیب الله!!! و سندش فرمودة خداوند است در همین حدیث قدسی.
undefinedundefined در واقع معنای کامل و دقیق فراز اول این است که:
undefinedundefined خدایا مرا توفیق بده تا در این روزهای پایانی ماه مبارک بیشترین بهره و نصیب را از طریق جلب محبت تو (یعنی نوافل) به دست آورم. و بهرة کامل نوافل طبق فرمودة خودت ای خدای بزرگ و مهربان و کریم، همان وعده هایی است که در حدیث قرب نوافل فرموده ای، یعنی اینکه خودت بشوی گوش و چشم و زبان من و مرا اجابت کنی و در یک کلام مرا به مقام انسان کامل برسانی.
undefined- واكْرِمْنی فیهِ بإحْضارِ المَسائِل:
مسائل جمع مسئله است و مسئله یعنی چیزی که مورد تقاضا و سؤال ما قرار گرفته است، یعنی چیزی که مطلوب ما است.
undefined نکته: کسی که بر اساس فراز اول، مطلوب و مسئله اش رسیدن به مقام انسان کامل است، بدیهی است که برای رسیدن به این خواسته اش باید متوسّل به واسطه هایی شود که معلم و راهنمای این راه اند.
undefined پس مسائل (یعنی خواسته ها و مطلوب) این انسان آیا کسی یا چیزی غیر از انسانهای کامل است؟!
undefined اگر این مقدمه را بپذیریم، معنای فراز دوم این است که: خدایا کَرم کن و مسائل یعنی آنچه را که از تو مسألت دارم را برایم حاضر کن و به عبارت دیگر ظهور انسانهای کامل را برایمان محقق بفرما.
undefinedنکته: ممکن است بگویید که معنی این فراز نمیتواند این باشد، چرا که این چه دعایی است که تا به حال برای هیچکس اجابت نشده، زیرا ظهور که هنوز رخ نداده!
undefinedدر پاسخ میگوییم در احادیث آمده است کسانی که در حیات دنیایی حقیقتاً منتظر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باشند، اگر قبل از ظهور از دنیا بروند، هنگام ظهور در کنار امام عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهند بود،  لذا دعای تمام کسانی که این دعا را میخوانند، چه در زمان حیاتشان و چه بعد از آن حتماً اجابت میشود.undefined و علاوه بر این، اجابت این دعا گاه به معنای تحقق فرج شخصی میباشد.
undefined- و قَرّبِ فیهِ وسیلتی الیكَ من بینِ الوسائل:
undefinedundefined خداوند در قرآن فرموده است:
«یا ایّها الّذین آمنوا اتّقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله و جاهدوا فی سبیله لعلّکم تُفلحون. یعنی: ای کسانی که ایمان آورده اید! از - مخالفت فرمان - خدا بپرهیزید؛ و وسیله ای برای تقرّب به او بجویید؛ و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید.» (مائده/35)
undefinedاین فراز تأییدکنندة فراز قبل است، میفرماید خدایا از بین وسائل، آن وسیله ای که من انتخاب کرده ام را برایم نزدیکترین راه رسیدن به خودت قرار بده. یعنی در حقیقت، مرا توفیق بهره گرفتن از آن عنایت بفرما، طوری که مرا به مقام قرب خودت برسانی.
undefined- یا من لا یَشْغَ

۸۶۲

۰:۳۱

لُهُ الحاحُ المُلِحّین:
undefinedundefinedیعنی ای خدایی که حتی اگر به تعداد بندگانت وسایلی وجود داشته باشد و هر یک از بندگانت از سبیلهای متفاوتی حرکتشان را دنبال کنند، باز هم تو قادری که تک تک ما را هدایت و حمایت کنی. خدایا اصرارِ اصرارکنندگان، تو را آنچنان به خود مشغول نمیکند که از توجه به کسی و چیزی باز بمانی.
undefined نکته: حکمت این ندا در پایان این دعا چیست؟
undefinedundefinedپاسخ: وقتی راجع به این حقیقت سخن میگوییم که خداوند میتواند از تک تک ما، انسان کاملی بسازد و در نهایت هر یک از ما حبیب خدا بشویم و از خدا مسألت کنیم و خدا اجابتمان کند و هر یک از ما مخاطبی برای خدا بشویم، بلافاصله ممکن است این سؤال و شبهه برایمان پیش آید که مگر چنین چیزی ممکن است؟!
undefinedundefinedما تصور میکنیم که در قیامت خداوند در هر آن، به یک نفر رو کرده و ما را نوبت به نوبت مخاطب قرار میدهد، مخصوصاً دربارة حدیثی که خداوند درباره حضرت زهرا سلام الله علیها فرموده که میفرماید در محشر به ایشان میفرماید، یا حبیبتی سلینی ... یعنی ای حبیبة من از من بخواه تا برایت اجابت کنم.
undefinedحال اگر این حدیث را کنار حدیث قرب نوافل بگذاریم، متوجه نکتة عجیبی میشویم، در حدیث قرب نوافل، خداوند درباره بندگانی که از طریق مستحبات به او تقرب میجویند، فرموده است که به آنها دقیقاً همین را میگوید:
undefined️ ابتدا میگوید: .... فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ ... و سپسundefined️ کمی جلوتر میفرماید: ... وَ إِنْ سَأَلَنِى أَعْطَيْتُهُ ...
undefined️ و اما آن نکتهای که متوجه میشویم، این است که:
undefinedبر اساس حدیث قرب نوافل، همة ما میتوانیم به مقام حضرت زهرا سلام الله علیها برسیم!
undefined و بر اساس ندای یا من لا یشغله الحاح الملحین، اینکه میلیاردها انسان همه با هم خداوند را مخاطب قرار دهند، خدا را چنان مشغول نمیکند که دچار غفلت بشود. زیرا او جنسیتی است بینهایت، که از ماوراء وجودی تک تک مخلوقاتش بر آنها احاطه وجودی دارد. نتیجه آنکه خداوند بینهایت است و در قاموس این بینهایتِ مطلق، کاملاً طبیعی و بدیهی است که باید یک روز تک تک ما انسانهای عوالم هم عرض، به مقام توحید مطلق یعنی مقام حضرت زهرا سلام الله علیها نائل بیاییم، و در آن روز هخداوند با این خطاب «حبیبتی سلینی» همة ما را در یک واحد زمانی خطاب خواهد کرد ...
اللهم عجل لولیک الفرج

۸۸۲

۰:۳۱

۳۱ فروردین ۱۴۰۲
undefinedدعاى روز بیست و نهمundefined
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ غَشّنی بالرّحْمَه و ارْزُقْنی فیهِ التّوفیقِ و العِصْمَه و طَهّرْ قلْبی من غَیاهِبِ التُّهْمَه یا رحیماً بِعبادِهِ المؤمِنین.
undefinedخدایا بپوشانم در آن با مهر و رحمت. و روزى كن مرا در آن توفیق و خوددارى. و پاك كن دلم را از تیرگیها و گرفتگىهاى تهمت. اى مهربان به بندگان با ایمان خود.

۶۰۴

۰:۳۱

undefinedشرح دعاundefined
undefined- اللهمّ غَشّنی بالرّحْمَه:
undefined«غَشِیَ» از ریشة «غ ش ی» (غَشِیَ یغشی غِشَاوَه و غِشَاءً) گرفته شده است و به معنای پوشیده بودن، پوشاندن و فرا گرفتن است. (معجم مقائیس اللغه، ج ‌4، ص425).
undefinedمشتقات گوناگونی از این ماده، در قرآن کریم آمده است، مانند: «فَغَشِیَهُمْ مِنَ الْیَمِّ ما غَشِیَهُمْ» (طه،78)، «وَ تَغْشى وُجُوهَهُمُ النّارُ» (ابراهیم،50)، «وَ اللَّیْلِ إِذا یَغْشى (لیل،1)، «إِذْ یُغَشِّیکُمُ النُّعاسَ» (انفال،11) و موارد دیگر.
undefined«غشی» (غشاء) همانند «غطاء»، تنها به پوششی میگویند که چسبیده باشد؛ مانند این‌که انسان با لباس خود را بپوشاند؛ در این‌جا گفته می‌شود:
undefined«استَغشَیتُ الثیاب» یا «تَغَطَّیتُ بالثیاب». پس «غشی» فقط در پوششی بکار میرود که چسبیده است، مثل غشای عروق در بدن یا غشای پوست بدن (عسکرى، حسن بن عبدالله‏، الفروق فی اللغة، ص 282، بیروت‏، دار الآفاق الجدیدة، چاپ اول،‌ 1400ق)
undefined نکته: غشّنی با تشدید، دارای معنای اصلی خود همراه با تأکید است، یعنی از خداوند خواستهایم که ما را با رحمت خود به نحو کامل و دائم بپوشاند، آن هم پوششی متصل به موجودیت ما، یعنی پوششی که بخشی از موجودیتمان بشود، پیرو دعاهای روزهای قبل، اکنون در روزهای آخر ماه خدا، حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که معلم این دعاها هستند، به ما میآموزند که از خداوند باز هم بخواهیم که ما را تبدیل به انسان کامل کند. یعنی ما را با غشایی از رحمتش آنچنان بپوشاند که هویت ما جعل شود، از انسانی عاصی و پر از خطا به موجودی خداگونه!
undefined نکته: حساسیت و اهمیت این فراز وقتی روشن میشود که منظور از رحمت خدا را دریابیم!
undefinedمظهر انسانی و تأویل کلمة رحمت همه جا در قرآن و معارف اهل بیت علیهم السلام، امام زمان هر عصر و زمانی میباشد:
undefined طی چندین حدیث در کتاب البرهان دربارة آیة 105 سوره بقره و 74 آل عمران و 83 نساء و 58 یونس و بسیاری از دیگر آیات، فرموده اند که منظور از رحمت در این آیات، ولایت محمد و آل محمد است.
undefined امام، مظهر رحمت واسعة حق است:«السلام علیك أیها الرحمة الواسعة» (مفاتیح الجنان، زیارت آل یاسین).
undefinedكسی كه تربیت شدة خدای رحمان باشد، مظهر رحمت بی‌كران الهی است:
undefined «ان رحمة ربكم وسعت كل شی و أنا تلك الرحمة» (بحار الأنوار، ج53، ص11 ).
undefined در وسعت سینة او كه دریاها هم به چشم نمی‌آید، كران، تا به كران عشق به همة انسان‌ها موج می‌زند:
undefined «و اكمل ذلك بابنه رحمة للعالمین» (حدیث لوح از جابر بن عبدالله انصاری، كافی، ج 1، ص 528 - 527؛ بحار الأنوار، ج 36، ص 195؛ الغیبة، شیخ طوسی، ص 146 – 143)
undefined امام، پدری مهربان، همدمی شفیق و همراهی خیرخواه است. (تحف العقول، ص 324 ):
undefined «و اشفق علیهم من آبائهم و أمّهاتهم» (روزگار رهایی، ج 1، ص 129 (به نقل از الزام الناصب، ص10))
undefined امام رحمتی است که خداوند زمان ظهور کاملش را به قیامت موکول نموده است:
undefined از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده که میفرمایند: «خداوند یکصد رحمت دارد و یکی از آنها را به زمین فرو فرستاده و بین مخلوقاتش تقسیم کرده است. با آن یک رحمت است که مخلوقات با هم مهربانی میکنند و به یکدیگر مهر میورزند. نود و نه رحمت دیگر را برای خود نگهداشت و زمان ظهور آن را عقب انداخته است و با آن نود و نه رحمت در روز قیامت بر بندگانش رحم میکند».
undefined نتیجه: پس میتوانیم فراز اول این دعا را نیز دقیقاً معادل دعای فرج بدانیم.
و ارْزُقْنی فیهِ التّوفیقِ و العِصْمَةِ: خدایا در این روز مرا توفیق و عصمت عطا کن! نکته: به نظر شما توفیقی که در اینجا از خدا میخواهیم، موفقیت یافتن تا چه سطحی است؟
undefinedپاسخ: از هر کسی باید به اندازة توانایی او درخواست کرد، و توانایی خدا بینهایت است،
undefinedپس قهراً توفیقی که خداوند عطا میکند، انسان کامل شدن، یعنی خداگونه شدن است.
undefined چنانکه خودش در حدیثی قدسی فرموده است: عبدی اطعنی حتی اجعلک مثلی انا اقول لشیء کن فیکون فانت تقول لشیء کن فیکون...
undefined️ای بندة من مرا بندگی کن (گناه نکن و اوامر مرا اطاعت کن) تو را به جائی میرسانم که مانند من شوی (به گونهای که) من به هر شیئی (و یا کاری) بگویم بشو (ایجاد شو و انجام شو) (بدون نیاز به اسباب و علل) بلافاصه ایجاد خواهد شد، تو نیز این قدرت را خواهی یافت که هر کاری را که خواهی، بگوئی (بدون اسباب و علل طبیعی و بلافاصله) ایجاد شود... (آملی، سید حیدر، جامع الاسرار و منبع الانوار، ص 363) و امام رضا علیه السلام
undefined۱

۶۴۰

۰:۳۱

نیز امامت که بالاترین سطح از تکامل بشری است را مصداقی از توفیق الهی دانسته اند.undefinedundefined ایشان در ضمن حديث مفصلي درباره امامت فرموده اند: هنگامي كه خداي متعال كسي را به عنوان امام براي مردم برميگزيند به او سعة صدر، عطا ميكند و چشمه هاي حكمت را در دلش قرار ميدهد و علم را به وي الهام ميكند تا براي جواب از هيچ سؤالي در نماند و در تشخيص حق سرگردان نشود، پس او معصوم و مورد تأييد و«توفيق» و تسديد الهي بوده از خطاها و لغزشها در امان خواهد بود. (اصول كافي، ج 1، ص 198 - 203)
undefined و اما عصمتی که در این فراز از خداوند خواسته ایم:
undefinedاین خود اثبات کنندة تمام مطالب قبل است و آنقدر روشن است که نیازی به توضیح نیست. یعنی به روشنی در این دعا میبینیم که با این دعا به ما فهمانده اند که تو هم میتوانی و باید رسیدن به مقام عصمت که مقام انسان کامل است را از خدا بخواهی. یعنی این مقام مختص گروهی خاص نیست، بلکه هدف و علت غایی خداوند در ایجاد عالم و آدم است و خداوند این مقام را از همة ما انتظار دارد و برای همة ما میخواهد.
undefined- و طَهّرْ قلْبی من غَیاهِبِ التُّهْمَه:غَيْهَب: ج غَيَاهِب [غهب]: تاريكى، اسب بسيار سياه، شب بسيار تاريك، مرد نادان و پليد و ناتوان.
undefined️تهمت: اتهام، تهمت، ادعا.معنای این فراز میتواند این باشد که: خدایا قلب مرا از ظلمتها و تاریکیهای تکبّر نفسم و ادعاهای جاهلانهاش طاهر کن و نجاتم بده.
undefinedنکته: این فراز گویی راهکار عملی برای اجابت فرازهای قبلی است. این فراز متضمن بزرگترین مشکل بشر است که همان کبر و تکبّر است! همان عامل هبوط حضرت آدم از وضعیت بهشتی ...
undefined نکته: براساس روایات و اخبار اهل بیت، آدم و حوا در برابر خمسة طیبه دچار کبر شدند و خود را بیشتر از آنچه که بودند، دیدند، و همین تهمت و ادعای کذب و غیاهب و تاریکی های قلب و نفسشان سبب هبوطشان شد.
undefinedپس ما هم برای رسیدن به مقام انسان کامل و بهشتی شدن، لازم است که قبل از هر چیز در برابر ولایت خدا و انسان کامل تسلیم بشویم و تسلیم شدن یعنی کنار گذاشتن ادعاها و تکبّرِ نفسِ ظلوم و جهولمان.
undefined نکته: اساساً حکمت ماه صیام همین است:
undefined «اخلاص در تسلیم» و «عبودیت حقیقی» یا «شاگردی خدا و اهل بیت علیهم السلام» را، بیاموزیم.
undefined- یا رحیماً بِعبادِهِ المؤمِنین:
undefined نکته: توجه کنید به اینکه چرا صفت رحیم در اینجا آمده است؟
undefined «رحیم» رحمتِ خاص خداست، یعنی وقتی که خداوند متعال «رحمتش» را تخصیص میدهد، مُتَّصِف به صفت «رحیم» است!
undefined نکته: مؤمنین یعنی کسانی که به مقام امن رسیده اند، یعنی کسانی که خود را به خدا واگذار کرده اند و از او امنیت میگیرند.
undefined نتیجه: حکمت آمدن این ندا در این دعا: گویی میخواهند برای ما تأکید کنند بر مفاد فرازهای قبل در این دعا. تأکید بر اینکه باید مشتاق رحمت خدا باشیم، رحمتی که یعنی «مثل خدا شدن»! (بر اساس حدیث قدسی اجعلک مثلی). و نیز تأکید بر این راز بزرگ که راه رسیدن به این مقام، چیزی نیست جز کشتن نفس و منیّت و کبر و غرورِ نفس بشری... و رسیدن به نقطهای که فقط از خدا امنیت بگیریم یعنی از مؤمنین بشویم.
اللهم عجل لولیک الفرج
undefined۲

۶۵۶

۰:۳۲

۱ اردیبهشت ۱۴۰۲
undefinedدعاى روز سی امundefined
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ اجْعَلْ صیامی فیهِ بالشّكْرِ و القَبولِ على ما تَرْضاهُ و یَرْضاهُ الرّسولُ مُحْكَمَةً فُروعُهُ بالأصُولِ بحقّ سَیّدِنا محمّدٍ و آلهِ الطّاهِرین و الحمدُ للهِ ربّ العالمین.
undefinedخدایا قرار بده روزه مرا در این ماه مورد قدردانى و قبول تا بر طبق خوشنودى تو و پسند رسول تو باشد. و استوار باشد فرعش بر اصل. به حق آقاى ما محمد و خاندان پاكش. و ستایش خاص پروردگار جهانیان است.

۷۸۰

۰:۲۵

undefinedشرح دعاundefined
undefined- اللهمّ اجْعَلْ صیامی فیهِ بالشّكْرِ و القَبولِ على ما تَرْضاهُ و یَرْضاهُ الرّسولُ:
undefinedخداوندا در این آخرین روز از ماه مبارکت، که مرا به حرم زمانیات فراخواندی و میزبانیام کردی، صیامم را همراه با شکر و قبول قرار بده، شکر و قبول از راه رسیدن به رضای تو و رضای رسولت!
undefined نکته: در این فراز ما را متوجه این نکته مهم کرده اند که نقطة اوج و عظمت صیام، رسیدن به مقام رضای خدا و رضای رسول خدا است!
undefinedو نکته کلیدی و جالبی که در این فراز است، وقتی روشن میشود که بدانیم منظور از رضای خدا و رضای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، رضایت حضرت زهرا سلام الله علیها است:
undefinedروايات متواتري از رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم نقل شده که فرمودند: «يا فاطمة ان الله تبارک و تعالي ليغضب لغضبک و يرضي لرضاک (بحارالانوار، ج 43، ص 22 )؛
undefinedاي فاطمه، خداي تبارک و تعالي با غضب تو غضبناک، و با رضايت تو راضي مي‏شود».
undefinedنيز فرمودند: و اعلم يا علي اني راض عمن رضيت عنه ابنتي فاطمة (همان، ج 22، ص 484 )؛
undefined«يا علي، بدان که هر کس دخترم فاطمه از او راضي باشد، من نيز از او راضي‏ام».
undefined پس باید بدانیم که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که تمام ادعیة این سی روز یادگار ایشان است و بهتر است بگوییم بیانیة مهم ایشان است به تک تک ما، با این دعای روز سیام، در واقع دارند ما را دعوت به سرچشمه میکنند.
undefinedیعنی دارند آیندة ما را به ما معرفی میکنند، یعنی آیندة تک تک ابناء بشر را به جز معاندین با ولایت مولا امیرالمؤمنین علیه السلام!
undefinedآری، همانطور که در دعاهای روزهای قبل دیدید، حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در قالب دعاهایی که به ظاهر چند کلمه و دو یا سه جمله بیشتر نیستند، دائماً در حال تذکر و یادآوری ما بودند و امروز دیگر، گویی خیلی صریح و روشن برای ما حرف زدند و شاید درد دل کردند.
undefinedدردی که نیست به جز پشت سر انداختن ولایت و محبت سیده النساء العالمین حضرت زهرا سلام الله علیها، ولایتی که متأسفانه از همان صدر اسلام مجهول ماند و اکنون در دوره آخرالزمان نیز همچنان لَیْلی است که قدرش مجهول است، و با این حال نجات و فلاح و رسیدن به غایت نهایی بشر، نیست به جز شناخت و معرفت و قبول ولایت ایشان ...
undefined️به عبارت دیگر، گویی در این دعای روز آخر، با ما اتمام حجت کردهاند و شرط قبولی صیام را رسیدن به مقام رضای حضرت زهرا سلام الله علیها که همان رضای خداست، اعلام کرده اند.
undefined- مُحْكَمَةً فُروعُهُ بالأصُولِ:برای فهم این فراز باید معنا و مصداق سه مفهوم ِ«حکمت» و «فروع» و «اصول» را در اینجا بدانیم:
undefined معنای حکمت: از امام صادق علیه السلام، دربارة حقیقت حکمت در آیه 12 سوره لقمان، در تفسیر قمی، جلد 2، صفحه138، آمده است که فرموده اند:
undefinedمنظور از حکمتی که به لقمان عطا شد، «معرفت به امام زمانش» بود!!!
undefined معنای اصول و فروع: با قبول معنایی که در دل فراز اول نهفته است و در قسمت قبلی شرح داده شد، میتوانیم منظور از فروع و اصول را نیز به روشنی درک کنیم:
undefined️ میدانیم که ائمه معصومین علیهم السلام فرموده اند: ارکان دین، نماز و صیام و حج و زکات و ولایت است و ولایت اصل و پایه و اساس این ارکان است. به عبارت دیگر  فروع در این حدیث، عبارت است از نماز و صیام و ... و رکن، عبارت است از ولایت.
undefined حضرت باقر عليه السلام فرمودند:
undefinedundefinedبني الاسلام علي خمس: علي الصلاه و الزکاه و الصوم و الحج و الولايه و لم يناد بشي‏ء کما نودي بالولايه....
undefinedundefinedیعنی: اسلام بر پنج پايه بنا شده است: بر نماز و زکات و روزه و حج و ولايت و براي هيچ کدام از چهار اصل قبلي به اندازه ولايت، سفارش نشده است.
undefinedundefined سپس امام فرمودند: فاخذ الناس باربع و ترکوا هذه - يعني الولايه.... ولي مردم، چهار اصل قبلي را گرفته و ولايت را رها کردهاند. (كافي / ج2 / ص18/ ح 1 و 3 و 18)
undefinedاين روايت، اولويت ولايت را بر چهار اصل عبادي اسلام، يعني بر نماز و زکات و حج و روزه نشان ميدهد.
undefined در روايت ديگري از امام باقر عليه السلام ولايت اهل بيت عليهم السلام بالاترين حقيقت ديني معرفي شده است. آنجا که ميفرمايند:
undefined ذروه الامر و سنامه و مفتاحه و باب الاشياء و رضا الرحمن، الطاعه للامام بعد معرفته..... بالاترين و مرتفع ترين امر دين و کليد همه امور ديني و مدخل آنها، و مايه خرسندي خداي جهان، اطاعت از امام، پس از معرفت او است. (كافي / ج2 / ص19 / ح5 ).
undefinedبنابراين، ولايت اهل بيت عليهم السلام، فرع دين نیست؛ بلکه «همة دين»محسوب ميشود.
undefined در روايتي از امام صادق عليه السلام که گزارش معراجهاي مکرر رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم به ملکوت آسمانها است، اولويت ولايت اهل بيت بر ديگر فرائض و مباني دين اين گونه ترسيم شده است:

۷۸۵

۰:۲۵

undefinedعرج بالنبي صلي الله عليه و آله و سلم الي السماء مئه و عشرين مره، ما من مره الا و قد اوصي الله عز و جل فيها النبي صلي الله عليه و آله و سلم بالولايه لعلي و الائمه عليهم السلام اکثر مما اوصاه بالفرائض (بصائر الدرجات) ...
undefinedپيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم صد و بيست بار به معراج رفت، در هر بار خداي بزرگ، پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را بيش از آن که به واجبات ديني توصيه نمايد به ولايت علي و ائمه عليهم السلام توصيه ميفرمود. (2 / 97، خصال / 2)
undefinedپس امر ولايت از همه واجبات ديني اَوجَب و از يکايک فرائض الهي مهمتر است. درجه اين اهميت چنان است که در فرمايش ديگري از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم دوستي اهل بيت عليهم السلام اساس دين معرفي شده است:
undefined امام صادق عليه السلام به نقل از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم ميفرمايند:
undefined... و لکل شي‏ء اساس و اساس الاسلام حبنا اهل البيت.....
undefinedهر چيزي پايه هايي دارد و پاية اسلام، محبت ما اهل بيت است. (كافي /ج2/ ص46 /ح2 ، بحار ج68/ص323 / ح32)
undefined حضرت باقر عليه السلام در مقام بيان پايه هاي دين، پس از معرفي نماز و زکات و روزه و حج و ولايت به عنوان ارکان دين، در پاسخ سؤال زراره که پرسيد: کداميک از اين ارکان پنجگانه افضل است، فرمودند: الولايه افضل لانها مفتاحهن و الوالي هو الدليل عليهن ....
undefinedundefined ولايت از ديگر مباني برتر است. زيرا که کليد آنها ولايت است، پيشواي الهي مردم را به روش انجام آنها راهنمايي مينمايد. (محاسن / 286)
undefined نکته قابل توجه اينجا است که از پنج رکن (نماز، زکات، روزه، حج و ولايت) ياد شده، در چهار اصل آنها عذر موجه افراد در ناچاريها پذيرفته است و شارع مقدس تخفيف قائل گرديده است، مثل اينکه در سفر، نماز شکسته شده، زکات تا زماني که مال به حد نصاب نرسد واجب نبوده، روزه بر بيمار و مسافر و پير واجب نيست، حج به شرط استطاعت واجب ميباشد. ولي ولايت با هيچ عذري از دوش افراد برداشته نشده، در همة شرائط و حالات، افراد به معرفت و اطاعت امام، موظف بوده و بدان آزموده ميگردند.
(كافي / ج 2 / ص23/ ح12)
undefinedحضرت باقر عليه السلام فرمودند: لا يعذر الله يوم القيامه احدا يقول يا رب لم اعلم ان ولد فاطمه هم الولاه علي الناس کافه:
undefinedخداوند در روز قيامت، عذر کسي را که بگويد: من از اينکه فرزندان حضرت فاطمه پيشواي همه مردم بودهاند خبر نداشتم، نميپذيرد. (بحارالانوار/ ج68/ ص12/ح15)
undefinedبنابر این، این فراز یعنی: خدایا به واسطة اصول که نیست مگر وجود مبارک چهارده معصوم علیهم السلام که ارکانالبلادند و اصولالکرمند، (زیارت جامعه) آری، به واسطة این بزرگواران، صیام و نماز و سایر اعمال و عباداتم در این ماه را همراه با «معرفت امام زمانم عجل الله تعالی فرجه الشریف» قرار بده...
undefined- بحقّ سَیّدِنا محمّدٍ وآلهِ الطّاهِرین:
نکته: چرا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، خواسته اند که در این دعا با عنوان سیدنا ایشان را یاد کنیم؟ آیا حکمت خاصی دارد؟ آیا با مفاد قبلی دعا مرتبط است؟
undefinedپاسخ: رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم خودشان فرموده اند: سیّدَ القوم خادِمَهُم، (مجلسى، بحار الانوار، ج 76، ص 273).
undefined️یعنی سید هر قومی آن کسی است که به آنها خدمتی نموده!
undefinedکسی که بزرگترین خدمت را به مردم نموده است، قطعاً بیشترین سیادت و سروری را نسبت به ایشان دارند! اکنون با خود بیندیشید که چرا رسول خدا سید ما هستند و چرا در این دعا با این عنوان از خود یاد کرده اند؟
undefined نکته: بزرگترین نعمت در دنیا، معرفت کامل خدا است و قبول ولایت او! و همه میدانیم که بشریت، این بزرگترین نعمت را مدیون حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هستند! پس اگر رسول خدا با آن همه دانایی و حکمت، در این دعای شریف خود را با عنوان سیّدنا معرفی کرده اند، شاید برای این است که ما را متوجه نعمت عظیم ولایت حضرت زهرا سلام الله علیها و مولانا امیرالمؤمنین علیه السلام بنمایند، نعمت عظیمی که حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم واسطه و عامل نزول و ابلاغش به بشریت بوده اند!!!
undefinedو همین نعمت ولایت ایشان است که معرفت کامل خدا و قبول ولایتش را برای ما میسر میسازد، چنانکه خود فرموده اند:
undefinedامام باقر عليه السلام مى‏فرمايند: بِنا عُبداللّه‏، و بِنا عرفاللّه‏، و بنا وحداللّه‏، و محمد حجاباللّه‏ تبارك وتعالى: خداوند به واسطه ما عبادت، و به واسطه ما شناخته شد. و به واسطه ما يگانه و يكتا دانسته شد. و محمد صلّي اللّه‏ عليه و آله و سلّم واسطه و نماياننده شناخت خداوند مى‏باشد. (كافى، 1/145)
undefined لولانا ما عُبِدالله و لولانا ما عُرِف الله: اگر ما نبودیم خدا بندگی نمیشد و شناخته نمیشد. (بحارالأنوار  ج26 ص 106)
undefined️ امام هادی علیه السلام در
undefined۱

۸۱۱

۰:۲۶

زیارت جامعه آورده اند: و خصّكم ببرهانه... و أركاناً لتوحيده... خداوند شما [اهل بیت] را به برهان خودش مخصوص نموده است... و شما را ارکان توحیدش قرار داده است.
undefinedهمچنین در زیارت جامعه عرض میکنیم: «فالراغب عنكم مارق، و اللازم لكم لاحق ... و نوره و برهانه عندكم،... من أراد اللّه‏ بدء بكم، و من وحده قبل عنكم: ... پس هر كس از شما روي بگرداند از دين بيرون رفته، و هر كس در پيوند با شما باشد در پيوند با دين است... نور و برهان خداوند نزد شماست... هر كس خداوند را قصد كرد از شما شروع نمود، و هر كس به توحيد او دست يافت تنها از شما پذيرفت».
undefined- و الحمدُ للهِ ربّ العالمین: رسیدن به «مقام حمد» یا همان «مقام محمود» در واقع بالاترین سطح و حد بندگی است، یعنی رفیعترین قلة معرفت و ایمان، چرا که رسیدن به معرفتِ ذات، لازمة حمد خداوند است به تمامه!!!
undefinedیعنی چگونه میتوان گفت الحمدلله در حالی که معرفت به ذات خداوند تعالی کامل نشده است، در حالی که حمد مختص ذات پاک باری تعالی است و وصفی است از ذات خداوند متعال، چنانکه در قرآن نیز خداوند تعالی دربارة کاملترین معنا و سخنی که اهل بهشت در انتهای کمال به زبان میآورند فرموده است:
undefinedوَ آخِرُ دَعْواهُمْ اَنِ الْحَمدُللّه‏ِ رَبِّ العالمين. (بهشتيان) آخرين سخنشان ذكر اوصاف پروردگار عالميان است. (يونس / 10)
undefinedو میدانیم که انتهای کمال یعنی خداگونه شدن در صفات. به عبارت دیگر وقتی خداوند بخواهد کسی را عارف به ذات خود نماید، در موجودیت او چنان تحول و استعداد بینهایتی ایجاد میکند که او تمام آنچه را میخواهد بفهمد در درون و ذات خود به تمامه بچشد و بفهمد.
undefined یعنی خدا که بخواهد حقیقتی را به ما بیاموزد، علم به عین آن حقیقت را در نفس ما قرار می دهد. خصوصاً که آن حقیقت، ذات پاک خودش باشد که هیچ نمونهای در خارج از ما و در درون ما ندارد که واسطة معرفتش قرار دهد، لذا او باید خودش را به تمامه در قلب و نفس ما هویدا نماید و این یعنی ادراک با قلب. پس فقط کسی میتواند با لسان صدق و از روی حقیقت بگوید الحمدلله رب العالمین که او به چنین رؤیت قلب ای نائل آمده باشد. و درست به همین دلیل است که خداوند در قرآن فرموده است که اهالی بهشت آخرین سخنشان الحمدلله است زیرا آخرین چیزی که انسان بهشتی میفهمد و میشناسد ذات پاک و بینهایت خود خداوند متعال است، لذا در آن حال میگوید الحمدلله رب العالمین....
undefinedو نکتة لطیف دیگر این است که انسان بهشتی بعد از الحمدلله میگوید رب العالمین. و این در حقیقت اعترافی است بر این واقعیت که این معرفتی که سبب جاری شدن این ذکر بر زبان من شده است؛ ثمره و نتیجة ربوبیت و پرورش دهندگی خداوندی است که اوست پرورش دهنده و به ثمر رسانندة تمام موجودات در تمام عوالم. یعنی اگر نمیبود این ربوبیت و سازندگی خداوند متعال در ساحت نفس من، منِ انسانِ ظلوم و جهول هرگز نمیتوانستم به چنین درجاتی از خداگونه شدن نائل آیم. و درست به همین دلیل است که استاد غفاری رحمه الله علیه مدام میفرمودند که «نگو خودسازی، بلکه بگو خداسازی!!!»
undefined نکته: حکمتِ آمدن این ذکر ِعظیم و شریف در آخرین فراز از آخرین دعای روزهای ماه مبارک چیست؟
undefined️پاسخ: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم میخواهند بار دیگر ما را متوجه نقطة نهایی و علت غایی امان بنمایند.لذا این ذکر عظیم را برای آخرِ آخرین دعای ماه خدا انتخاب کردهاند، برای اینکه بار دیگر ما را متوجه منزل نهایی یعنی رسیدن به مقام محمود و مقام رضای کامل الهی بنمایند، و ما را متذکر عظمت ماهی کنند که پشت سرگذاشتهایم، و شاید برای اینکه به ما بفهمانند که فیوضات و برکات این ماه با اتمام این ماه مبارک، پایان نیافته است، بلکه این خود آغاز و ابتداء راهی است که اگر از آن خارج نشویم، مستقیماً ما را به مقام رضای الهی و بهشت رضوان و تجهیز شدن به علم و قدرت الهی میرساند. یعنی برای ما آن لیل و آن انسان مجهول القدری را آشکار میکند که تمام این مناسک و آداب در حرم زمانی خدا یعنی ماه مبارک، ابزار و وسیلهای بوده است برای رساندن ما به مقام او تا از این طریق این مقام مجهول را برای ما آشکار کنند و نیز خود ما را به انتهای کمال یعنی خداگونه شدن واصل نمایند.
الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لو لا ان هدانا الله
شکرا لله و لاولیائه الاطهار لجمیع نعمهم و برکاتهم و عنایاتهم علینا فی تألیف هذه الرساله البضاعه المزجاه
عبد احقر عبادی

اللهم عجل لولیک الفرج
undefined۹

۸۷۴

۰:۲۶

۱ اسفند ۱۴۰۴
بازارسال شده از elham
undefined شرح دعاهای هر روز ماه مبارک رمضان

الهام گرفته از دروس: استاد محمد علی صالح غفاری ( یاد و نامشان پر رهرو باد)
undefinedبا محتواهای متفاوت در سالها و جلسات مختلف

undefined به صورت مکتوب در کانال: undefinedسرّ صیام:
undefined https://ble.ir/seresiyam

undefined به صورت ویس در کانال: undefinedشرح تأویلی ادعیه هر روز ماه مبارک:
undefined ble.ir/join/FBrHGZWYvt
undefined به صورت کلیپ در کانال: undefined نقشهٔ گنج:
undefined ble.ir/join/BmmrbmBqBM


اللهم عجل فی فرجنا بظهور مولانا فی وجودنا و فی عرصات العالم
undefinedالتماس دعاundefined
undefined۳

۱۲

۱۳:۴۴