عکس پروفایل «از شاهنامه تا حماسهٔ رمضان»«

«از شاهنامه تا حماسهٔ رمضان»

۵۹۵ عضو
«از شاهنامه تا حماسهٔ رمضان»
undefined کلاهخود رستم در جزیرهٔ هرمز، جایی که وقتی بر فراز آن می‌ایستی انگار تنگهٔ هرمز و کشتی‌ها زیر پای توست. @shahname_ramazan
thumbnail
حسین اژدهایی تصویری حماسی از نبرد امروز ارائه می‌دهد و آن را به حماسهٔ شاهنامه و کلاهخود و گرز و سپر رستم ارتباط می‌دهد.این تصویر حماسی را مخاطبان او هم دریافت کرده‌اند و دربارهٔ اساطیری بودن نام خانوادگی او «اژدهایی» صحبت کرده‌اند. جالب‌تر اینکه بعضی این تصویر حماسی را به حماسهٔ دیگری که در ذهنشان پررنگ است، یعنی بازی تاج و تخت ارتباط داده‌اند و او را از خاندان تارگرین دانسته‌اند: هم نامش اژدهایی است و هم موی سپید دارد؛ باقی‌ماندهٔ یکی از شاخه‌های فرعی خاندان تارگرین که به جزیرهٔ هرمز مهاجرت کرده بودند.
@shahname_ramazan
undefined۳۱
undefined۱۳
undefined۱

۱.۱K

۱۰:۱۳

«از شاهنامه تا حماسهٔ رمضان»
undefined کلاهخود رستم در جزیرهٔ هرمز، جایی که وقتی بر فراز آن می‌ایستی انگار تنگهٔ هرمز و کشتی‌ها زیر پای توست. @shahname_ramazan
thumbnail
undefined۳۱
undefined۱۳
undefined۱

۱.۱K

۱۰:۱۳

«از شاهنامه تا حماسهٔ رمضان»
undefined کلاهخود رستم در جزیرهٔ هرمز، جایی که وقتی بر فراز آن می‌ایستی انگار تنگهٔ هرمز و کشتی‌ها زیر پای توست. @shahname_ramazan
thumbnail
undefined۳۱
undefined۱۴
undefined۱

۱.۱K

۱۰:۱۳

بازارسال شده از مجله تصویری فرهیختگان
thumbnail
آتش‌بس بین ایران و توران چطور پابرجا ماند؟
عظیم محمودآبادی، روزنامه‌نگار و پژوهشگر حوزه اندیشه در فصل جدید «رادیوچه»:undefined در شاهنامه، توران سوء محاسبه‌ای از ایران داشت، حمله کرد و گرفتار شد. نتیجه‌ داستان به ما می‌گوید که این سوء محاسبه‌ را طرف ایرانی نداشت و در آمادگی بود.
undefined کی‌قباد وقتی دید که توران یارای مقابله با ایران را ندارد به این نتیجه رسید که دیگر لازم نیست جنگ را ادامه دهند‌ و آتش‌بس بین ایران و توران پابرجا ماند. فردوسی در شاهنامه جنگ‌طلب نبودن ایران را تایید می‌کند
undefined ویدیو کامل در آپارات | سایت
#رادیوچه کاری از مجله تصویری فرهیختگان
@FarhikhteganMag

۱۳

۴:۴۶

بخشی از سخنان امام خمینی دربارهٔ زبان فارسی
از مسائلی که مبتلا به آن هستیم، عبارت از آن است که چهار تا کلمهٔ مثلًا فرنگی یاد بگیرد، و دو سه دفعه هم که تو صحبت‌هایش می‏‌شود، در هر چند کلمه‌‏ای یک کلمهٔ فرنگی جایش بگذارد. شما نطق‌ها را ببینید. هر کس بیشتر الفاظ فرنگی در کلماتش باشد این بسیار دانشمند است! دانشمندی را به این می‌‏دانند که چند تا کلمهٔ فرنگی در کلماتش باشد. این برای این است که نطق‌ها هم استعماری است. خودش آدم استعماری شده است.
شما بروید در آمریکا. اینهایی که صحبت می‏‌کنند ببینید. یک کلمهٔ فارسی در تمام صحبت‌هایشان، در تمام کتاب‌هایشان اگر پیدا کردید؟ لکن ما کتاب وقتی می‌نویسیم، اسم هم که می‏‌گذارند باید فرنگی بگذارند! در بینش هم تا چند تا اسم فرنگی، با حروف لاتین هم جایش نگذارند فایده ندارد. برای اینکه هم مشتری بیشتر پیدا می‌‏شود، هم این آقا بیشتر معروف می‌‏شود به اینکه خیلی دانشمند است. یک چند تا ایسم بگذارد، دیگر تمام است مطلب. و هر چه هم مطلبش، تهی باشد از مغز با همین‌ها جبران می‌شود. ما تا خودمان را پیدا نکنیم، لغت خودمان را استعمال نکنیم -نگویید که لغت عربی هم از ما نیست؛ لغت عربی از ماست؛ لغت عربی لغت اسلام است؛ اسلام از همه است- تا نویسندگان ما از این دام بیرون نروند، گویندگان ما از این دام بیرون نروند، کتاب‌های ما تطهیر نشود، خیابان‌های ما اسمائش تغییر نکند، اجناس ما را اسم کذایی روی آن نگذارند -دواها را خودشان درست می‏‌کنند، و اسم فرنگی روی آن می‌‏گذارند- تا ما خودمان را پیدا نکنیم، و مغزهایمان عوض نشود، نمی‏‌توانیم مستقل بشویم. در هیچ چیز نمی‌‏توانیم مستقل بشویم.
صحیفهٔ امام، ج‏‏۱۱، ص: ۲۲۸@shahname_ramazan
undefined۹
undefined۲

۴۰۲

۱۲:۰۸

thumbnail
از کارهای خوب شبکهٔ پویانماهنگ زبان مادری
زبان فارسی تنها رفیقمهکه می‌تونه منو به سفر زمان ببرهببره ببره ببره منو به شاهنامهپیش رستم و سهراب، مثل خوابببره ببره ببره منو دیروز و فرداشبخونه از رجزهاش، با حرفاشیه جا مثل شمشیره، بالا و پایین می‌رهیه جا مثل طوفانه، سرباز قرآنهگاهی شاعر می‌شه، با عشق ظاهر می‌شهپای حق می‌مونه و از علی می‌خونه:
برین زادم و هم برین بگذرمچنان دان که خاک پی حیدرم
می‌گم و می‌نویسم فارسی همیشههیچی واسم زبون مادری نمی‌شه
@shahname_ramazan
undefined۳۲
undefined۱

۶۳۱

۱۰:۵۷

منقبت‌خوانی یا مناقب‌خوانی از سنت‌های کهن در تاریخ ماست. مناقب‌خوانان در بازارها و کوچه‌ها می‌گشتند و در ستایش و مدح اهل بیت ع شعر می‌خواندند. گاهی هم نقطهٔ ثابتی داشتند که در آن‌جا معرکه می‌گرفتند. گفته‌اند که نقالی و روضه‌خوانی امتداد همین سنت بوده است. سرآغاز این نوع ادبی را می‌توان قصیدهٔ فضل امیرالمؤمنین از کسائی مروزی دانست که آن را در ۳۷۰ق سروده و نخستین بار مرحوم ریاحی آن را معرفی کرد.
فهم کن گر مؤمنی، فضل امیرالمؤمنینفضل حیدر، شیر یزدان، مرتضای پاک‌دین
فضل آن‌کس کز پیمبر بگذری، فاضل‌تر اوستفضل آن رکنِ مسلمانی، امامُ الْمُتَّقین
فضل زَیْنُ الْاَصْفیا، داماد فَخْر انبیاکآفریدش خالقِ خلق‌آفرین از آفرین
«لا فَتَی اِلَّا عَلِی» برخوان و تفسیرش بدانتا که گفت و یا که داند گفت، جز رُوحُ الْأَمِين
‌ای به‌دستِ دیو ملعون، سال و مَه گشته اسیرتکیه کرده بر گمان، برگشته از عِلمُ الْیَقین
گر نجات خویش خواهی، در سفینه‌یْ نوح شوچند باشی، چون رهی تو، بینوای دل رهین؟
دامن اولاد حیدر گیر و از طوفان مترسگرد کشتی گیر و بنشان این فَزَع اندر نشین
@shahname_ramazan
undefined۱۲
undefined۳
undefined۱

۱۵۶

۱۹:۰۷

و گفتی که على را در اسلام م‍نزلت كجا بوده است‌ و چه رونق داشته است‌؟روزِ اوّل كه سيّدِ انبيا (ص) از مادر و پدر بماند، آن نه پدرِ على بود كه او را با پناه گرفت و تربيت كرد، و به روزِ دعوت، شرّ قريش از وى كفايت كرد، و او را به نفس و جان و مال نصرت كرد؟ اين همه بوطالب كرد، او نه پدرِ على بود؟ و نه فاطمۀ اسد كرد كه مادرِ على بود؟ و روزِ نكاحِ خديجه، خطبۀ رسول نه بوطالب خواند كه «الحمد للّٰه‌الّذي جعلنا من نسل إبراهيم و من ذرّيّة إسماعيل‌»؟ بوطالب حمد خداى مى‌كرد و حمدْ موقوف است بر معرفت.
آن‌گه روز اوّل كه محمّد در حضورِ همۀ بنی‌هاشم و قريش برخاست و گفت: «يا بني هاشم، يا بني عبدالمطَّلب، أدعوكم إلى كلمتين خفيفتين على اللّسان، ثقيلتين في الميزان (إلى آخره)» اوّل كسى كه برخاست و قبول كرد از آن چهل‌گانه نه على بود؟ و سبقت در اسلام نه على را بود؟ و بعد از آن چون رسول الله از مكّه هجرت كرد به مدينه، آن كس كه بر جايگاهِ او بخفت نه علىّ مرتضى بود كه نفس بذل كرد و جان فدا كرد مصطفى را؟ روز بدر، تا به سى‌و‌پنج نفس همه را نه على كشت‌؟
روز خندق، شرّ عمرو عبدودّ از مسلمانان نه على كفايت كرد؟ و آن هيبتِ اندر دل‌ها نه او زايل گردانيد؟ و این آیت آمد که وَكَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتَالَ (و خدا رنج و تعب قتال و جنگ را از مؤمنان برداشت) [و نه اینکه لَضَرْبَةُ عَلِیِّ لِعَمْرٍو یَوْمَ الْخَنْدَقِ تَعْدِلُ عِبَادَةَ الثَّقَلَیْن‏؟]
علی چهار فضیلت داشت که خاص او بود. اولین از عرب و عجم بود که با رسول الله نماز گزاشت و صاحب لوای او در هر جنگی بود و او بود که در روز مِهراس یعنی احد در کنار نبی ماند، آن‌گاه که دیگران گریختند و تنها او بود که اجازت داشت تا در قبر نبی داخل شود.
اما در احد، در آن روز که دندان رسول بشکست، لوا و رایت کافران به دست طلحة بن‌ابی‌طلحه بود که به تیغ علی کشته آمد و صؤاب بندهٔ قوم که رایت بستد، م به تیغ علی کشته آمد. و مبارزان مکه آن روز چند کس به تیغ علی هلاک شدند. و جبرائیل علی را گفت که لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار.
و در روز فتح خیبر که بزرگان بی‌فتح بازگشتند، سید عالمیان در حق علی گفت که أُعْطِيَنَّ الرَّايَةَ غَداً رَجُلًا يُحِبُّ اللهَ وَ رَسُولَهُ، (وَ يُحِبُّهُ اللهُ وَ رَسُولُهُ) یَفْتَحَ اللهُ عَلَى‏ یدیه، لیس بفَرَّار. و عنتر را نه علی کشت به‌تنها؟ و روز حُنین و در فتح مکه علی که بود و کجا بود؟ و چون بام کعبه از اصنام پاک می‌بایست کردن، آن نه علی بود که قدم بر کتف نبوت نهاد و بتان را از بام کعبه بینداخت؟
چون درهای سراهای در مسجد برآوردند، نمی‌دانی درِ که بود که در مسجد رها کردند تا عباس عبدالمطّلب -رضی الله عنه- یش رسول آمد و گفت: «یا رسول الله، سددتَ باب عمّک و فتحتَ بابَ ابن‌عمّک! فقال رسول الله -صلی الله علیه و آله: "والله ما سددتُ أبوابکم و لا فتحتُ بابه، ولکنّ الله قد سدَّ أبوابکم و فتح بابه"».
گشایش از در دیگر مجو به غیر علی/ که باب غیر علی را به گِل برآوردند
و چون همهٔ صحابه و اهل بیت به خواستن فاطمهٔ زهرا آمدند، نمی‌دانی که نکاح فاطمه در بهشت با که بستند؟ والعادیات و هل أتی نه در حقّ جهاد و نفقهٔ علی آمد؟ سید الشهدا عمّ که بود؟ و سیدة النساء زن که بود؟ برادرِ که بود که از سر نیزه‌های کفار با بال‌های مرصع به آسمان پرید؟ نان و نفس و تیغ و انگشتری و جان از میان همه که بود که بذل کرد؟ منزلت روز غدیر که را بود؟
خبر منزلت و تقریر اخوت به نظر باید کرد تا در حقّ که بود؟ مطعم طعام و سابق اسلام اندیشه باید کرد تا چه شخص بود؟این و صد چندین که به شرح همه کتاب مطوّل شود در حق امیرالمؤنین علی ع بود.او ضاربْ بالسیفین باشد، طاعنْ بالرّمحین باشد، المصلی لقبلتین باشد، و لم یشرک بالله طرفة عین باشد، هرگز بت را سجده ناکرده، خمرناخورده، دروغ ناگفته، برائت به مکه برده، سرِ سران از تن‌ها جدا کرده، اولین گواهی بر صحت رسالت، ولی خدا و وصی مصطفی و آن نبود الا مرتضی علی. دین را کمال ازو بود و اسلام رونق ازو یافت.
کتاب النقض ، بخش ۲، ص ۱۸۰، با اندکی تغییر
@shahname_ramazan
undefined۱۸
undefined۳
undefined۲
undefined۱

۱۹۹

۱۹:۲۰

شاه شاهان اهل بیت، ماه ضرغام مرغزار معرفت، شیر بیابان قِدم، سایه‌دار لوای کرم، سید فُرسان غیب، مُزیل آفات ریب، مبیّن حلال و حرام، اسد ریاض قدس، عبهر بساتین انس، بحر علم لدنی، سرافراز مردان الهی، صفی امین، وصی رئیس، اسدالله الغالب، سرّ بیشهٔ توحید، گلفشان گلستان تفرید، علی ابن ابی‌طالب.
روزبهان بقلی، شرح شطحیات
@shahname_ramazan
undefined۱۹
undefined۱

۱۴۶

۱۳:۵۷

بازارسال شده از خانهٔ حسین(ع)
thumbnail
شیعیان علی علیه‌السّلام عیدتان مبارک.قدیمی‌ترین نگاره از واقعهٔ غدیر خم را مشاهده می‌کنید،همراه با قسمتی از متن خطبهٔ غدیر.یک صفحه از نسخه‌ای از کتاب آثار الباقیه عن القرون الخالیه است، که در ایرانِ دورهٔ ایلخانی آفریده شد، و اکنون در کتابخانهٔ دانشگاه ادینبورگ نگهداری‌اش می‌کنند.
#نگار_خانه_حسین@Khane_Hossein

۲۳

۴:۵۹