لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل «از شاهنامه تا حماسهٔ رمضان»«
۵۷۹ عضو

«از شاهنامه تا حماسهٔ رمضان»

ملت عزیز ایران ثابت کردند که داستان‌های اسطوره‌ای فردوسی، واقعیت زندگی و شخصیت قهرمانانهٔ آنان بوده و مفاهیم انسان‌ساز و قرآنیِ شاهنامه همهٔ اقوام ایران را در حفظ هویت، اصالت و استقلال خود و مبارزه با ضحّاک‌وَشان متجاوز، همدل و همراه می‌کند.۱۴۰۵/۲/۲۵
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۰ مرداد
چون درمی‌نگرم پدید است شما را غفلت از حدیث مصطفی. چه توانید شنود اکنون؟ سمعی نیست که مدح مصطفی چنان‌که هست تواند شنود... یا پیران و یا جوانان و یا مردان و یا زنان، یا اهل پنداشت، یا اسیران هوای خویش، یا بدعهدان در دین خویش. رسول را بشناسیت که روز مرگ در پیش است. دور نیست که منکر و نکیر به گور تو درآیند و تو را گویند که ما تَقولُ فی هذا الرَجُل. هر آینه این سؤال را جواب باید داد.
مجلسی از عارفی ناشناخته، احتمالا از سدهٔ ششم، از کتاب مجالس عارفان، نشر فرهنگ معاصر
@shahname_ramazan
undefined۶
undefined۲

۲۹۲

۲۱:۰۰

۲۷ مرداد
thumbnail
undefined سی‌وهفتمین دورهمی معلمان ادبیات و نگارش (دمان)
undefined️ بنیان‌های سوادآموزی
با حضورمهدی ضرغامیاننویسنده، مترجم و کارشناس زبان‌آموزی فارسیومهناز عسگرینویسنده، مترجم و کارشناس زبان‌آموزی فارسی

undefined گاه: چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۵undefined️ ساعت ۱۶:۳۰ الی ۱۹:۰۰
undefinedجایگاه: خانهٔ یادگیری سروایستگاه متروی دانشگاه شریف، خیابان همایون‌شهر جنوبی، کوچهٔ ارکیده چهارم، کاشی (پلاک) ۲، زنگ ۳
undefined️برای ثبت نام و حضور در این نشست، لطفا به شناسهٔ @damaan_admin (در یکی از پیام‌رسان‌های تلگرام، ایتا و بله) پیام دهید.
undefined۵

۱۸۴

۱۰:۴۲

thumbnail
undefined۵

۱۸۴

۱۰:۴۲

thumbnail
undefined۵

۱۸۴

۱۰:۴۲

thumbnail
undefined۵

۱۸۴

۱۰:۴۲

thumbnail
undefined۵

۱۸۴

۱۰:۴۲

thumbnail
undefined۵

۱۸۴

۱۰:۴۲

«از شاهنامه تا حماسهٔ رمضان»
undefined تصویر
اتفاقی بزرگ افتاده: کتاب‌های درسی اول دبستان تغییر کرده و خیلی بهتر از قبل شده. بااین‌حال جایی دربارهٔ این اتفاق بزرگ صحبتی نشده. کتاب‌ها در چه فرآیندی تغییر کرده و چه ایده‌هایی پشت تألیف کتاب جدید بوده و آموزش کتاب‌های جدید چطور باید باشد.در این نشست دربارهٔ کتاب‌های جدید هم صحبت خواهد شد.
undefined۶
undefined۱

۲۲۳

۱۰:۴۸

۳۱ مرداد
فردوسی در آغاز اشکانیان از وضع زمانه و حال و روزش خودش شکایت می‌کند و جهان و سپهر را خطاب قرار می‌دهد که
الا ای برآورده چرخ بلندچه داری به پیری مرا مستمند؟
چو بودم جوان، در برم داشتیبه پیری چرا خوار بگذاشتی؟
دوتایی شد آن سروِ یازان به باغهمان تیره گشت آن گرامی چراغ
پر از برف شد کوهسار سیاههمی لشگر از شاه بیند گناه
وفا و خرد نیست نزدیک توپر از رنجم از رای تاریک تو
مرا کاج هرگز نپروردی‌ایچو پروده بودی، نیازردی‌ای
و از ستم چرخ پناه به خداوند می‌برد کههر آن‌گه کزین تیرگی بگذرمبگویم جفای تو با داورم
بنالم ز تو پیش یزدان پاکخروشان به سر برپراگند خاک
اینجا اما سپهر به سخن درمی‌آیدچنین داد پاسخ سپهر بلندکه ای مرد گوینده، بر من مبند
چرا بینی از من همی نیک و بد؟چنین ناله از دانشی کی سزد؟
بدین هرچه گفتم مرا راه نیستخور و ماه ازین دانش آگاه نیست
از آن خواه راهت که راه آفریدشب و روز و خورشید و ماه آفرید
چو گوید بباش آنچه خواهد بُده‌ستکسی کو جزین داند آن بیهده‌ست
من از داد چون تو یکی بنده‌امپرستندهٔ آفریننده‌ام
نگردم همی جز به فرمان اوینیارم گذشت ز پیمان اوی
پاسخ سپهر این است که چرا تقصیر را گردن من می‌اندازی؟ من خودم بندهٔ کردگارم و گوش به فرمان او. خداست حاکم تقدیر.
به یزدان گرای و به یزدان پناهبر اندازه زو هرچ باید بخواه
@shahname_ramazan
undefined۵
undefined۱

۸۷

۱۱:۱۳

«از شاهنامه تا حماسهٔ رمضان»
فردوسی در آغاز اشکانیان از وضع زمانه و حال و روزش خودش شکایت می‌کند و جهان و سپهر را خطاب قرار می‌دهد که الا ای برآورده چرخ بلند چه داری به پیری مرا مستمند؟ چو بودم جوان، در برم داشتی به پیری چرا خوار بگذاشتی؟ دوتایی شد آن سروِ یازان به باغ همان تیره گشت آن گرامی چراغ پر از برف شد کوهسار سیاه همی لشگر از شاه بیند گناه وفا و خرد نیست نزدیک تو پر از رنجم از رای تاریک تو مرا کاج هرگز نپروردی‌ای چو پروده بودی، نیازردی‌ای و از ستم چرخ پناه به خداوند می‌برد که هر آن‌گه کزین تیرگی بگذرم بگویم جفای تو با داورم بنالم ز تو پیش یزدان پاک خروشان به سر برپراگند خاک اینجا اما سپهر به سخن درمی‌آید چنین داد پاسخ سپهر بلند که ای مرد گوینده، بر من مبند چرا بینی از من همی نیک و بد؟ چنین ناله از دانشی کی سزد؟ بدین هرچه گفتم مرا راه نیست خور و ماه ازین دانش آگاه نیست از آن خواه راهت که راه آفرید شب و روز و خورشید و ماه آفرید چو گوید بباش آنچه خواهد بُده‌ست کسی کو جزین داند آن بیهده‌ست من از داد چون تو یکی بنده‌ام پرستندهٔ آفریننده‌ام نگردم همی جز به فرمان اوی نیارم گذشت ز پیمان اوی پاسخ سپهر این است که چرا تقصیر را گردن من می‌اندازی؟ من خودم بندهٔ کردگارم و گوش به فرمان او. خداست حاکم تقدیر. به یزدان گرای و به یزدان پناه بر اندازه زو هرچ باید بخواه @shahname_ramazan
بیت
مرا کاج هرگز نپروردی‌ایچو پرورده بودی، نیازردی‌ای
به شکل‌های دیگری هم در بخش‌های دیگر شاهنامه آمده است:
نزادی مرا کاشکی مادرموگر زاد مرگ آمدی بر سرم
مرا خود کاجکی مادر نزادیوگر زادی به خورد سگ بدادی
@shahname_ramazan
undefined۴
undefined۲

۸۰

۱۱:۱۵