آیه ی روز :آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَأَنفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُم مُّسْتَخْلَفِينَ فِيهِ فَالَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَأَنفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ كَبِيرٌحدید - ٧به خدا و رسولش ایمان بیاورید و از آنچه شما را جانشین و نماینده (خود) در آن قرار داده انفاق کنید؛ (زیرا) کسانی که از شما ایمان بیاورند و انفاق کنند، اجر بزرگی دارند!نکته ها: خطاب این آیه به مؤمنان است و مراد از فرمان به ایمان، «آمنوا بالله و رسوله» عمل به لوازم ایمان است، چنانكه به دنبال آن مى فرماید: شما كه ادّعاى ایمان دارید، براى اثبات ادّعاى خود، باید در راه خدا انفاق كنید.(9) مراد از خلیفه بودن انسان در جمله «جعلكم مستخلفین فیه» یا آن است كه خداوند، انسان را جانشین خود در زمین قرار داده است،چنانكه آیه «انّى جاعل فى الارض خلیفة»(10) به آن اشاره دارد كه در این صورت معناى آیه چنین مى شود: اى مؤمنان! شما جانشین خداوند در زمین هستید و آنچه در اختیار دارید، ملك خداست در نزد شما، پس از آنچه خدا به شما عطا كرده، به دیگران نیز انفاق كنید. معناى دیگر آن است كه شما مردمانِ امروز، جانشین پیشینیان خود هستید و اموالى كه در دست شماست، قبلاً در دست آنها بوده است، پس از این اموال انفاق كنید كه روزى شما نیز نخواهید بود و این اموال در دستِ وارثان شما خواهدبود.(11) 9) تفسیر المیزان. 10) بقره، 30. 11) تفسیر المیزان.پیام ها: - ایمانى ارزشمند است كه همراه با كمك به فقرا باشد. «آمِنوا... أنفِقوا» - انفاقى ارزشمند است كه برخاسته از ایمان و انگیزه الهى باشد. «آمِنوا... أنفِقوا» - هر چه انسان دارد، عاریه و امانت است، مالك اصلى فقط خداست. «جعلكم مستخلفین فیه» - گرچه ایمان و انفاق، تكلیف و وظیفه است، ولى خداوند براى آن پاداش قرار داده است. «فالّذین آمنوا... و أنفقوا لهم أجر كبیر» آرى پاداش، كلید تشویق به عمل است.
https://ble.ir/shahri1346
https://ble.ir/shahri1346
۱۹
۴:۵۹
آیه ی روز :بَلِ اللَّهُ مَوْلَاكُمْ وَهُوَ خَيْرُ النَّاصِرِينَآل عمران - ١٥٠(آنها تکیهگاه شما نیستند،) بلکه ولی و سرپرست شما، خداست؛ و او بهترین یاوران است.نکته ها: در آیه قبل سخن از اطاعت كفّار بود، نه مولى گرفتن آنان، كه این آیه مى گوید: خداوند مولاى شماست، پس معلوم مى شود هر كس كفّار را اطاعت كند، در حقیقت آنان را مولى گرفته است. انگیزه ى ارتداد و اطاعت از كفّار، كسب عزّت و قدرت است. قرآن در این آیه و آیاتى نظیر آن، این خیال واهى را رد مى كند و مى فرماید:«انّ القوّة للّه جمیعاً»[162]و«فانّ العزّة للّه جمیعاً»[163] 162) بقره، 165. 163) یونس، 65.پیام ها: - ولایت و اطاعت، در خداوند منحصر است. «بل اللّه مولیكم» - ولىّ گرفتن خداوند، سبب پیروزى شماست. «مولیكم و هو خیر الناصرین»
https://ble.ir/shahri1346
https://ble.ir/shahri1346
۱۹
۶:۴۹
آیه ی روز :فَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَاهُ نِعْمَةً مِّنَّا قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَىَ عِلْمٍ بَلْ هِيَ فِتْنَةٌ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَزمر - ٤٩هنگامی که انسان را زیانی رسد، ما را (برای حلّ مشکلش) میخواند؛ سپس هنگامی که از جانب خود به او نعمتی دهیم، میگوید: «این نعمت را بخاطر کاردانی خودم به من دادهاند»؛ ولی این وسیله آزمایش (آنها) است، امّا بیشترشان نمیدانند.نکته ها: در قرآن بارها از این مطلب سخن به میان آمده است كه انسان هنگام خطر به خداوند رو مى كند ولى همین كه از خطر رهایى یافت، خدا را فراموش مى كند كه این نشانه ناسپاسى انسان است.پیام ها: - انسان موجودى آسیب پذیر است. «مسّ الانسان ضُرّ» - انسان به قدرى عاجز است كه به مجرّد رسیدن خطر فریاد مى زند. «مَسّ الانسان ضُرّ دَعانا» - تلخى ها، نتیجه ى عملكرد انسان و مایه ى آزمایش است، ولى نعمت ها لطف الهى است. «مسّ الانسان ضُرّ... خوّلناه نعمة منا» - فشارها و حوادث انسان را به ناتوانى خود معترف و فطرت خداجویى را در انسان بیدار و شكوفا مى كنند. «فاذا مسّ الانسان ضُرّ دعانا» - نیایش خالصانه سبب جلب رحمت خداست. «دعانا... خوّلناه نعمة» - رفاه و آسودگى، بستر غفلت و غرور است. «خوّلناه نعمة... انّما اوتیته على علمٍ» - انسان، موجودى ناسپاس است. «خوّلناه نعمة... انّما اوتیته على علمٍ» - آنچه مورد انتقاد است نادیده گرفتن لطف خداست، نه آنكه علم و دانش در رشد و توسعه زندگى بى اثر است. «قال انّما اوتیته» - بیشتر مردم نمى دانند كه نعمت ها و تلخى ها وسیله آزمایش هستند تا سپاسگزار و ناسپاس از هم شناخته شوند. «بل هى فتنة ولكن اكثرهم لا یعلمون»
https://ble.ir/shahri1346
https://ble.ir/shahri1346
۱۸
۵:۰۱
آیه ی روز :فَإِن تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِتوبه - ١٢٩اگر آنها (از حق) روی بگردانند، (نگران مباش!) بگو: «خداوند مرا کفایت میکند؛ هیچ معبودی جز او نیست؛ بر او توکّل کردم؛ و او صاحب عرش بزرگ است!»نکته ها: در آیه ى قبل، سخن از رأفت ودلسوزى پیامبر بود، در این آیه مى فرماید: مبادا كسى خیال كند كه سوز، تلاش و رأفت آن حضرت به مردم به خاطر نیازِ به مردم بوده است، زیرا اگر همه ى مردم از او اعراض كنند، خدا با اوست. همان گونه كه اگر همه ى مردم رو به خورشید كنند یا پشت به آن، هیچ اثرى در خورشید ندارد. امام صادق علیه السلام فرمود: مراد از «عرش عظیم»، «مُلك عظیم» است. [195] خدایى كه نظام عظیم هستى را حفظ وتدبیر مى كند، انسان كوچكى را نیز مى تواند تحت الطاف خویش نگهدارى كند. امام حسین علیه السلام در دعاى عرفه خطاب به خداوند عرض مى كند: «ماذا وَجَد مَن فَقدك و ماذا فَقَد مَن وجدك؟» هر كه تو را ندارد، چه دارد؟ و هر كه تو را دارد، چه ندارد؟ 195) تفسیر نورالثقلین ؛ توحیدصدوق، ص 321.پیام ها: - رویگردانى مردم از دین، نباید در ایمان و روحیّه ى ما تأثیر گذارد.«فان تولّوا فقل حسبى اللَّه» - كسى كه خدا دارد، چه كم دارد؟ «حسبى اللَّه» - توكّل بر خداوند، رمز غلبه بر مشكلات است. « فان تولّوا فقل... علیه توكّلت» «اَلحَمدُللَّه ربّ العالَمیِن»
https://ble.ir/shahri1346
https://ble.ir/shahri1346
۱۹
۴:۴۷
آیه ی روز :فَآتِ ذَا الْقُرْبَىَ حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ ذَلِكَ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَروم - ٣٨پس حقّ نزدیکان و مسکینان و در راهماندگان را ادا کن! این برای آنها که رضای خدا را میطلبند بهتر است، و چنین کسانی رستگارانند.نکته ها: در روایات آمده است: همین كه این آیه نازل شد، پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله فدك را به حضرت زهراعلیها السلام بخشیدند. (173) گرچه خطاب آیه به پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله است، ولى تمام مردم مخاطب آن مى باشند. مراد از «وجه اللّه»، نیّت خالصانه در انفاق است، همان گونه كه در مورد انفاق اهل بیت علیهم السلام مى خوانیم: «انّما نطعمكم لوجه اللّه»(174) 173) تفاسیر مجمع البیان و نورالثّقلین. 174) انسان، 9.پیام ها: - مالك اموال خداوند است، موارد مصرف مال را هم باید خداوند مشخّص كند. «فَآتِ» - در انفاق و كمك، خویشان بر دیگران مقدّمند. «ذا القربى... والمسكین ...» - بستگان بر انسان و دارایى انسان حقّ و حقوقى دارند. «حقّه» آرى، خویشاوندى، زمینه ى پیدایش حقوق است. - فرمان دینى با عواطف طبیعى هماهنگ است. دستور رسیدگى به بستگان فقیر همان خواسته عاطفى انسان است. «فآت ذا القربى حقّه...» - محرومان در مال اغنیا حقّ دارند و در پرداخت حقّشان نباید بر آنان منّت گزارد. «حقّه» - اسلام، حامى مستضعفان و حاكم اسلامى مسئول فقرزدایى از جامعه ى مسلمانان است. (بنابر این كه پیامبر به عنوان حاكم اسلامى مخاطب واقع شده باشد. «فآت... والمسكین...» - حتّى ثروتمندانى كه موقّتاً گرفتار بى پولى مى شوند، باید حمایت شوند. «وابن السبیل» - اداى حقوق دیگران ارزش است، نه جمع دارایى و ثروت. «ذلك خیر» - ثروت مى تواند وسیله اى براى تقرّب به خداوند قرار گیرد. «فآت ذا القربى حقّه... یریدون وجه اللّه» - امتیاز انفاق اسلامى بر انفاق دیگران، قصد قربت است. «یریدون وجه اللّه» - امر به نیكى، باید با تشویق همراه باشد. «ذلك خیر... هم المفلحون» - رستگارى در گرو عمل خالصانه است. «یریدون وجه اللّه و أولئك هم المفلحون»
https://ble.ir/shahri1346
https://ble.ir/shahri1346
۲۰
۵:۳۹
آیه ی روز :رَبَّنَا إِنَّكَ جَامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لَّا رَيْبَ فِيهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَآل عمران - ٩پروردگارا! تو مردم را، برای روزی که تردیدی در آن نیست، جمع خواهی کرد؛ زیرا خداوند، از وعده خود، تخلّف نمیکند. (ما به تو و رحمت بیپایانت، و به وعده رستاخیز و قیامت ایمان داریم.)»نکته ها: كسى كه به قیامت ایمان دارد؛ «لیوم لاریب فیه» نگران بد عاقبت شدن خود مى شود و از خداوند استمداد مى كند. منشأ خُلف وعده، غفلت، عجز، ترس، جهل و یا پشیمانى است كه هیچ كدام از اینها در ذات مقدّس الهى راه ندارد. «لایخلف المیعاد»پیام ها: - راسخان در علم، به آینده و قیامت چشم دوخته اند. «انك جامع الناس لیوم...» - توجّه به حالات روحى در دنیا؛ «لاتزغ قلوبنا» وپاسخگویى به اعمال در آخرت، نشانه ى دانشمندان واقعى است. «لیوم لاریب فیه» - روز قیامت، هم روز جمع است كه مردم یكجا براى حسابرسى جمع مى شوند؛ «جامع الناس» و هم روز فصل است كه بعد از محاكمه، هر یك جداگانه به جایگاه خود مى روند. «انّ یوم الفصل كان میقاتاً» - راسخان در علم به قیامت یقین دارند، «لاریب فیه» چون به وفاى خداوند یقین دارند. «لایخلف المیعاد»31) نباء 17
https://ble.ir/shahri1346
https://ble.ir/shahri1346
۱۶
۶:۳۳
آیه ی روز :مَّنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاءَ فَعَلَيْهَا وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِفصلت - ٤٦کسی که عمل صالحی انجام دهد، سودش برای خود اوست؛ و هر کس بدی کند، به خویشتن بدی کرده است؛ و پروردگارت هرگز به بندگان ستم نمیکند!نکته ها: چون ظلم كوچك نیز از سوى خداى بزرگ، به منزله ى ظلم زیاد است، لذا كلمه ى «ظلاّم» به كار رفته است كه به معناى بسیار ظلم كننده مى باشد. ریشه ى حوادث تلخ و شیرین را در عملكرد خود جستجو كنید.«مَن عمل صالحا فلنفسه و من اساء فعلیها»وبه دیگران نسبت ندهید: به خدا نسبت ندهید.چنانكه قرآن مى فرماید: همین كه انسان را پروردگارش آزمایش و اكرام نماید، گوید: پروردگارم مرا گرامى داشته و در شرایط دیگر گوید:پروردگارم مرا خوار كرد.«ربّ اكرمن... ربّ اهانن» امّا قرآن پاسخ مى دهد: چنین نیست بلكه خوارى شما به خاطر آن است كه به یتیم و مسكین رسیدگى نكردید.«كلا بل لا تكرمون الیتیم»(64) به مردم نسبت ندهید. چنانكه در قیامت مستضعفان به مستكبران مى گویند:«لولا انتم لكنا مؤمنین»(65)شما مقصّرید، اگر شما نبودید، ما ایمان مى آوردیم. به نیاكان منسوب نسازید. هنگامى كه به منحرفان گفته مى شود از آنچه خداوند نازل كرده پیروى كنید گویند:«نتّبع ما وجدنا علیه آباءنا»(66)ما از آنچه پدرانمان را بر آن یافته ایم پیروى مى كنیم. به انبیا نسبت ندهید. چنانكه كفّار انبیا را مقصّر مى دانستند و به آنان مى گفتند:«انّا تطیّرنا بكم»(67)ما وجود شما را شوم مى دانیم و تمام بدبختى هاى ما از سوى شماست. به والدین منسوب ندانید. همان گونه كه قرآن انسان را داراى اختیار دانسته و حدودى را براى اطاعت از والدین مقرّر كرده و مى فرماید:«وان جاهداك لتشرك بى ما لیس لك به علم فلاتطعهما»(68) اگر پدر و مادرت تلاش كردند كه بدون علم به سراغ غیر خدا روى، هرگز از آنان اطاعت مكن. به معبودها نسبت ندهید. چنانكه قرآن مى فرماید:«لا ینفعكم شیئاً و لا یضرّكم»(69)این بت ها هیچ سود و زیانى به شما نمى رسانند. به جنسیّت و مرد و زن بودن نسبت ندهید. زیرا قرآن مى فرماید:«مَن عمل صالحاً»(70)یعنى اصل عمل است، از هر كس كه صورت پذیرد. به شیطان نسبت ندهید. چنانكه شیطان مى گوید: مرا مقصّر ندانید و ملامت نكنید، بلكه خودتان را سرزنش كنید،«دعوتكم فاستجبتم»(71) این شما هستید كه دعوت مرا با آزادى و آگاهى پذیرفتید. به رفیق نسبت ندهید. چنانكه در قیامت منحرفان رو به یكدیگر كرده و مى گویند: شما بودید كه با سوگند و قدرت (به عنوان خیر و صلاح) به سراغ ما مى آمدید، ولى آنان پاسخ مى دهند:«بل لم تكونوا مؤمنین»(72)بلكه خود شما اهل ایمان نبودید.
https://ble.ir/shahri1346
https://ble.ir/shahri1346
۱۷
۵:۰۴
آیه ی روز :مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً وَاللَّهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَبقره - ٢٤٥کیست که به خدا «قرض الحسنهای» دهد، (و از اموالی که خدا به او بخشیده، انفاق کند،) تا آن را برای او، چندین برابر کند؟ و خداوند است (که روزی بندگان را) محدود یا گسترده میسازد؛ (و انفاق، هرگز باعث کمبود روزی آنها نمیشود). و به سوی او باز میگردید (و پاداش خود را خواهید گرفت).نکته ها: در تفاسیر مختلف [657] آمده است كه این آیه به دنیال آیه قبل كه مردم را به جهاد تشویق مى كرد، مؤمنان را به انفاق و وام ترغیب مى نماید. زیرا همانگونه كه براى امنیّت و صیانت جامعه، نیاز به جهاد و تلاش مخلصانه است، همچنین براى تأمین محرومان و تهیه وسایل جهاد، نیاز به كمك هاى مادّى مى باشد. موضوع وام دادن به خدا، هفت بار در قرآن آمده است. تفسیر مجمع البیان [658]شرایطى را براى قرض الحسنه بیان كرده است. از آن جمله: - از مال حلال باشد. - از مال سالم باشد. - براى مصرف ضرورى باشد. - بى منّت باشد. - بى ریا باشد. - مخفیانه باشد. - با عشق وایثار پرداخت شود. - سریع پرداخت شود. - قرض دهنده خداوند را بر این توفیق شكرگزار باشد. - آبروى گیرنده وام حفظ شود. «قرض»، در زبان عربى به معناى بریدن است و اینكه به وام، قرض مى گویند بخاطر آن است كه بخشى از مال بریده وبه دیگران داده مى شود تا دوباره باز پس گرفته شود. كلمه «بسط» به معناى گشایش و وسعت است و «بساط» به اجناسى گفته مى شود كه در زمین پهن شده باشد. جهاد، گاهى با جان است كه در آیه قبل مطرح شد وگاهى با مال است كه در این آیه مطرح شده است. كلمه «كثیر» در كنار كلمه «اضعاف»، نشانه ى پاداش بسیار زیاد است. و جمله «یضاعفه» بجاى «یضعفه» رمز مبالغه و ازدیاد است. [659] تعبیرِ قرض به خداوند، نشان دهنده آن است كه پاداش قرض الحسنة بر عهده خداوند است. به جاى فرمان به قرض دادن، سؤال مى كند كه كیست كه به خداوند قرض دهد، تا مردم احساس اكراه و اجبار در خود نكنند، بلكه با میل و رغبت و تشویق به دیگران قرض دهند. از آنجا كه انسان غریزه منفعت طلبى دارد، لذا خداوند براى تحریك انسان، از این غریزه استفاده كرده و مى فرماید: «فیضاعفه اضعافاً» به جاى «قرض به مردم» فرمود: «به خداوند قرض دهید»، تا فقرا احساس كنند خداوند خودش را به جاى آنان گذاشته و احساس ضعف و ذلّت نكنند. با اینكه وجود ما و هرچه داریم از خداوند است، امّا خداوند گاهى خود را مشترى و گاهى قرض گیرنده معرفى مى كند تا ما را به این كار تشویق نماید. حضرت على علیه السلام فرمودند: جنود آسمان ها و زمین از آن خداست، پس آیه قرض براى آزمایش شماست. [660] امام كاظم علیه السلام فرمود: از مصادیق قرض به خداوند، كمك مالى به امام معصوم است. [661]پیام ها: - كمك به خلق خدا، كمك به خداست. «یقرض اللّه» بجاى «یقرض الناس» - براى ترغیب مردم به كارهاى خیر، تشویق لازم است. «فیضاعفه اضعافاً كثیرة» - اگر ما گشایش و تنگ دستى را بدست خدا بدانیم، راحت انفاق مى كنیم. «واللّه یقبض و یبصط» - اگر بدانیم كه ما به سوى او باز مى گردیم و هرچه داده ایم پس مى گیریم، راحت انفاق خواهیم كرد. «الیه ترجعون»
https://ble.ir/shahri1346
https://ble.ir/shahri1346
۱۶
۶:۱۱
آیه ی روز :وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَمَن يَشْكُرْ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌلقمان - ١٢ما به لقمان حکمت دادیم؛ (و به او گفتیم:) شکر خدا را بجای آور هر کس شکرگزاری کند، تنها به سود خویش شکر کرده؛ و آن کس که کفران کند، (زیانی به خدا نمیرساند)؛ چرا که خداوند بینیاز و ستوده است.نکته ها: - حكمت، عطاى خداوند است، نه كسب كردنى. (گرچه مقدّمات آن قابل كسب است.) «و لقد آتینا لقمان الحكمة» - نعمت ویژه، شكر ویژه مى طلبد. «آتینا لقمان الحكمة... اشكر للّه» چنانكه خداوند در برابر اعطاى نعمت ویژه ى كوثر به پیامبر اسلام، از او شكر ویژه مى خواهد. «انّا اعطیناك الكوثر . فصلّ لربّك و انحر»(209) - اوّلین فرمان به حضرت موسى بعد از نبوّت، فرمان نماز و اوّلین فرمان بعد از دادن حكمت به لقمان، فرمان شكرگزارى است. «ان اشكر لِلّه» - شكر نعمت هاى خداوند، به سود خود انسان است. «و من یشكر فانّما یشكر لنفسه» چنانكه در جاى دیگر مى خوانیم: «لئن شكرتم لازیدنّكم»(210) سیماى لقمان حكیم : در تفسیر المیزان بحثى درباره ى جناب لقمان آمده است كه بخشى از آن را نقل مى كنیم: پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله فرمودند: لقمان، پیامبر نبود، ولى بنده اى بود كه بسیار فكر مى كرد و به خداوند ایمان واقعى داشت. خدا را دوست داشت و خداوند نیز او را دوست مى داشت و به او حكمت عطا كرد. امام صادق علیه السلام مى فرمایند: لقمان، حكمت را به خاطر مال و جمال و فامیل دریافت نكرده بود، بلكه او مردى پرهیزكار، تیزبین، باحیا و دلسوز بود. اگر دو نفر با هم درگیر مى شدند و خصومتى پیدا مى كردند، میان آنها آشتى برقرار مى كرد. لقمان با دانشمندان زیاد مى نشست. او با هواى نفس خود مبارزه مى كرد و...(211) او داراى عمرى طولانى، معاصر حضرت داود واز بستگان حضرت ایّوب بود. او میان حكیم شدن یا حاكم شدن مخیّر شد و حكمت را انتخاب كرد. از لقمان پرسیدند: چگونه به این مقام رسیدى؟ گفت: «به خاطر امانت دارى، صداقت و سكوت درباره ى آنچه به من مربوط نبود».(212) امام صادق علیه السلام فرمود: «لقمان نسبت به رهبر آسمانىِ زمان خود معرفت داشت».(213) گرچه خداوند به او كتاب آسمانى نداد، ولى همتاى آن یعنى حكمت را به او آموخت. روزى مولاى لقمان از او خواست تا بهترین عضو گوسفند را برایش بیاورد. لقمان زبان گوسفند را آورد. روز دیگر گفت: بدترین عضو آن را بیاور. لقمان باز هم زبان گوسفند را آورد. چون مولایش دلیل این كار را پرسید، لقمان گفت: اگر زبان در راه حقّ حركت كند و سخن بگوید، بهترین عضو بدن است وگرنه بدترین عضو خواهد بود.(214)
https://ble.ir/shahri1346
https://ble.ir/shahri1346
۸
۸:۲۷
آیه ی روز :إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً يَرْجُونَ تِجَارَةً لَّن تَبُورَفاطر - ٢٩کسانی که کتاب الهی را تلاوت میکنند و نماز را برپا میدارند و از آنچه به آنان روزی دادهایم پنهان و آشکار انفاق میکنند، تجارتی (پرسود و) بیزیان و خالی از کساد را امید دارند.نکته ها: در آیه قبل سخن از این بود كه تنها علما خشیت الهى دارند، گویا این آیه سیماى علماى واقعى را شرح مى دهد كه آنان: اُنس با قرآن دارند. نماز به پا مى دارند و انفاق آنان خالصانه است زیرا هم عَلَنى انفاق مى كنند و هم پنهانى و اگر ریاكار بودند تنها علنى انفاق مى كردند. «تبور» از «بوار» به معناى كسادى شدید در تجارت است. از آنجا كه این امر موجب فساد و نابودى است به هلاكت هم بوار گفته مى شود. در آیه قبل «یخشى اللّه» مطرح شد و در این آیه «یرجون»؛ آرى، مردان خدا میان خوف و رجا هستند.(573) در قرآن بارها نماز و قرآن، در كنار هم مطرح شده اند: «یتلون كتاب اللّه و اقاموا الصلاة»(574) كتاب خداوند را تلاوت مى كنند و نماز به پا مى دارند. «یمسّكون بالكتاب و اقاموا الصلاة»(575) به كتاب آسمانى تمسك مى كنند و نماز به پا مى دارند. «اتل ما اُوحى الیك من الكتاب و اقم الصلاة»(576)آنچه از كتاب به سوى تو وحى شده تلاوت كن و نماز به پا دار. امتیازات تجارت با خدا: - آنچه از سرمایه داریم، (سلامتى، علم، عمر، آبرو، مال و...) از اوست پس به خود او بفروشیم. آرى، اگر فرزندى زمین و مصالح و پولى از پدر گرفت و منزلى ساخت بعد افرادى خریدار منزلش شدند كه یكى از آنان همان پدر بود، عقل و وجدان مى گوید خانه را به پدر بفروشد، زیرا خود فرزند و تمام دارایى هایش از اوست و فروش به بیگانه جوانمردى نیست. - خداوند به بهاى بهشت ابدى مى خرد، ولى دیگران هر چه بخرند، ضرر و خسارت است، چون ارزان مى خرند و زودگذر است. - خداوند كم را مى پذیرد،«فمَن یَعمل مثقال ذرّة» ولى دیگران كم را نمى پذیرند. - خداوند، از روى عفو و اغماض، عیب جنس را مى پوشاند و با همان نواقص مى خرد. در دعاى بعد از نماز مى خوانیم: خداوندا! اگر در ركوع و سجود نمازم خلل و نقصى است نادیده بگیر و نمازم را قبول فرما. در دعاى ماه رجب مى خوانیم:«خاب الوافدون على غیرك و خسر المتعرّضون الاّ لك»(577)یعنى باختند كسانى كه در خانه غیر تو آمدند و خسارت كردند كسانى كه به سراغ دیگران رفتند. 573) تفسیر اطیب البیان. 574) فاطر، 29. 575) اعراف، 170. 576) عنكبوت، 45. 577) مفاتیح الجنان.پیام ها: - تلاوت قرآن (گرچه مستحب است،) امّا قبل از واجبات آمده است. «یتلون... اقاموا... انفقوا» - فكر و فرهنگ، مقدّمه ى عمل است. «یتلون كتاب اللّه - اقاموا الصلاة» - كسى كه عاشقانه مكتب را بپذیرد، نماز و انفاقش قطعى است. (تلاوت كتاب به صورت مضارع آمده كه نشانه تداوم عمل و علاقه به تلاوت است، «یتلون» ولى نماز و انفاق به صورت ماضى آمده كه نشانه قطعى بودن انجام آن است.) «اقاموا - انفقوا» - نماز، باید با رسیدگى به محرومان همراه باشد. «اقاموا - انفقوا» - دارائى هاى انسان، داده الهى است. «رزقناهم» - اگر توجّه داشته باشیم كه دارائى هاى ما از خداوند است، در انفاق، بخل نمى ورزیم. «انفقوا مما رزقناهم» - بخشى از داده ها انفاق شود، باقى براى خودتان است. «مما رزقناهم» (كلمه «مِن» به معناى بعضى است) - مورد انفاق، تنها مال نیست بلكه از علم و آبرو و قدرت نیز باید به مردم كمك كرد. «ممّا رزقناهم» - انفاق، هم سرى باشد هم آشكارا. (در انفاق پنهان، خلوص آدمى رشد مى كند و در انفاق آشكار، مردم تشویق مى شوند.) «سرّاً و علانیة» البتّه انفاق مخفیانه برترى دارد، لذا نام آن قبل از انفاق علنى برده شده است. «سرّاً و علانیة» - امید به رستگارى، باید با فكر و عمل و انفاق همراه باشد وگرنه امید بدون كار، پندارى بیش است. «یتلون، اقاموا، انفقوا، یرجون» - با داشتن علم و خشیت الهى (كه در آیه قبل بود) و با تلاوت قرآن و اقامه نماز و كمك به محرومان، باز هم خود را مستحقّ ندانید، تنها امیدوار باشید. «یرجون» - در معامله با خدا، حتّى یك درصد زیان نیست. «تجارة لن تبور» - گمان نكنید با انفاق، مال شما تمام مى شود. «تجارة لن تبور» - در فرهنگ اسلام، دنیا بازار است و انسان فروشنده و نعمت هاى الهى، سرمایه و انتخاب مشترى با انسان است. او مى تواند با خدا معامله كند و مى تواند غیر خدا را انتخاب كند.
https://ble.ir/shahri1346
https://ble.ir/shahri1346
۱
۴:۴۳