آخرین امکان برای فرار از ورشکستگی
سال ۱۳۹۱ اوضاع ارزی کشور به هم ریخته بود.برای پرداخت بخشی از بدهیهای ارزی به یکی از تامین کنندگان اروپایی، یک برگه تخصیص ارز دولتی گرفتم و به یکی از صرافیهای مشهور تهران مراجعه کردم.
برگه را که دید، گفت میخواهی با این ارز چه کار کنی؟گفتم حواله به حساب شرکت تامین کننده؟گفت که چه شود؟گفتم برای خرید فولادگفت چقدر سود داردگفتم اگر همه چیز خوب پیش برود، حدود ۲۰ درصدگفت این برگه را به من بده، پولی هم لازم نیست بدهی، معادل ۱۰۰ درصد مبلغ را خودم به حسابت واریز میکنم. فولادها را هم فراموش کن.گفتم باید پول تامین کننده را پرداخت کنیم.
گفت باز هم میتوانی از این برگهها بگیری؟گفتم بله روزی یک میلیون درهم اماراتگفت: هر کسی شرایط دریافت این برگهها را ندارد، شما که شرایطش را داری استفاده کن.هر برگه را ۲۰۰ میلیون تومان میخرمفقط برگه را تحویل بده و چک ۲۰۰ میلیون تومانی را تحویل بگیربقیه هم همین کار را میکنند...
از صرافی خارج شدمبرایم سخت بود باور کنم چه اتفاقی در کشور در حال اتفاق افتادن استکشور در یک بحران ارزی است و ارزها اینگونه دارند در دست فرصت طلبان دست به دست میشوند...حالم دگرگون بودمسیری طولانی را پیاده رفتمبه خانه که رسیدم مستقیم رفتم جلوی آینهزمان زیادی جلوی آینه ایستادمصدها میلیون تومان بدهی داشتمفقط کافی بود ۳ تا از این برگهها بگیرمهنوز شرکت را ورشکسته اعلام نکرده بودمفقط با ۳ تا از این برگهها تمام مشکلات حل میشد.سرم به شدت درد میکردتوی آینه شاخهای شیطان را روی سرم میدیدم
رفتم کنار فرزندانماین طفلکیها چه گناهی کردهاندمرحوم پدر با پول حلال کارگری ما را بزرگ کردمن چطور میتوانم در حق فرزندانم خیانت کنم و راه پول حرام را به زندگی باز کنم
خیلی تلاش کردم که خودم را فریب دهمهمه این کار را میکنند... اما این ارزها متعلق به ۸۰ میلیون ایرانی است... مرد و زن، پیر و جوان، سالم و بیمار... بالا رفتن از دیوار یک نفر دزدی شرافتمندانهتری بود تا دست کردن در جیب ۸۰ میلیون نفر...
آن شب را به سختی گذراندماین خیانتی نبود که بتوانم به خانوادهام و به مردم کشورم انجام دهمروز بعد با وکلا هماهنگ کردم و پرونده ورشکستگی را به جریان انداختم
هر زمان خدا میخواست، خودش میتوانست راه درستی برای خروج از این بحران جلوی پایم بگذارد...
#محمدعلی_اسماعیلزاده، دانشآموختهی مدیریت
@SharifAlum
ble.ir/join/NmVjNjIyOD
سال ۱۳۹۱ اوضاع ارزی کشور به هم ریخته بود.برای پرداخت بخشی از بدهیهای ارزی به یکی از تامین کنندگان اروپایی، یک برگه تخصیص ارز دولتی گرفتم و به یکی از صرافیهای مشهور تهران مراجعه کردم.
برگه را که دید، گفت میخواهی با این ارز چه کار کنی؟گفتم حواله به حساب شرکت تامین کننده؟گفت که چه شود؟گفتم برای خرید فولادگفت چقدر سود داردگفتم اگر همه چیز خوب پیش برود، حدود ۲۰ درصدگفت این برگه را به من بده، پولی هم لازم نیست بدهی، معادل ۱۰۰ درصد مبلغ را خودم به حسابت واریز میکنم. فولادها را هم فراموش کن.گفتم باید پول تامین کننده را پرداخت کنیم.
گفت باز هم میتوانی از این برگهها بگیری؟گفتم بله روزی یک میلیون درهم اماراتگفت: هر کسی شرایط دریافت این برگهها را ندارد، شما که شرایطش را داری استفاده کن.هر برگه را ۲۰۰ میلیون تومان میخرمفقط برگه را تحویل بده و چک ۲۰۰ میلیون تومانی را تحویل بگیربقیه هم همین کار را میکنند...
از صرافی خارج شدمبرایم سخت بود باور کنم چه اتفاقی در کشور در حال اتفاق افتادن استکشور در یک بحران ارزی است و ارزها اینگونه دارند در دست فرصت طلبان دست به دست میشوند...حالم دگرگون بودمسیری طولانی را پیاده رفتمبه خانه که رسیدم مستقیم رفتم جلوی آینهزمان زیادی جلوی آینه ایستادمصدها میلیون تومان بدهی داشتمفقط کافی بود ۳ تا از این برگهها بگیرمهنوز شرکت را ورشکسته اعلام نکرده بودمفقط با ۳ تا از این برگهها تمام مشکلات حل میشد.سرم به شدت درد میکردتوی آینه شاخهای شیطان را روی سرم میدیدم
رفتم کنار فرزندانماین طفلکیها چه گناهی کردهاندمرحوم پدر با پول حلال کارگری ما را بزرگ کردمن چطور میتوانم در حق فرزندانم خیانت کنم و راه پول حرام را به زندگی باز کنم
خیلی تلاش کردم که خودم را فریب دهمهمه این کار را میکنند... اما این ارزها متعلق به ۸۰ میلیون ایرانی است... مرد و زن، پیر و جوان، سالم و بیمار... بالا رفتن از دیوار یک نفر دزدی شرافتمندانهتری بود تا دست کردن در جیب ۸۰ میلیون نفر...
آن شب را به سختی گذراندماین خیانتی نبود که بتوانم به خانوادهام و به مردم کشورم انجام دهمروز بعد با وکلا هماهنگ کردم و پرونده ورشکستگی را به جریان انداختم
هر زمان خدا میخواست، خودش میتوانست راه درستی برای خروج از این بحران جلوی پایم بگذارد...
@SharifAlum
ble.ir/join/NmVjNjIyOD
۴۴۹
۲۳:۲۶
۵۶۱
۱۳:۳۰
گردنبند طلای هخامنشیمکان کشف: همدانمکان نگهداری: موزه شرقشناسی دانشگاه شیکاگو
این گردنبند به تعداد کشورهای تحت حکومت هخامنشیان، دارای پلاکِ سرِ شیرِ غرّان است.هند، ایران، عراق، شام، عربستان، مکران، ترکیه، ارمنستان-گرجستان، اوکراین-لیتوانی-آلمان، آسیای میانه، صغدیه (چین شمال غربی)، باکتریا (چین شمالی)، هرورتیش (استپهای شمال شرق آسیا احتمالا تا مرز آلاسکا)، مصر-لیبی، تونس-مراکش، لبنان-فلسطین، یونان-ایتالیا و احتمالا "اسپانیا-پرتغال-فرانسه".البته غربی ها قبول ندارند که ما با شکوه بوده ایم و شاهانِ محلیِ آنها، جزء مستخدمانِ حکومت هخامنشی بوده اند. #کیانیان #مکنا_له_فی_الارض
#محمدرضا_بشارتی، دانشآموختهی نرمافزار
@SharifAlum
ble.ir/join/NmVjNjIyOD
این گردنبند به تعداد کشورهای تحت حکومت هخامنشیان، دارای پلاکِ سرِ شیرِ غرّان است.هند، ایران، عراق، شام، عربستان، مکران، ترکیه، ارمنستان-گرجستان، اوکراین-لیتوانی-آلمان، آسیای میانه، صغدیه (چین شمال غربی)، باکتریا (چین شمالی)، هرورتیش (استپهای شمال شرق آسیا احتمالا تا مرز آلاسکا)، مصر-لیبی، تونس-مراکش، لبنان-فلسطین، یونان-ایتالیا و احتمالا "اسپانیا-پرتغال-فرانسه".البته غربی ها قبول ندارند که ما با شکوه بوده ایم و شاهانِ محلیِ آنها، جزء مستخدمانِ حکومت هخامنشی بوده اند. #کیانیان #مکنا_له_فی_الارض
@SharifAlum
ble.ir/join/NmVjNjIyOD
۱۷۷
۱۱:۴۸
واحد پول ملی.pdf
۱۰۳.۲۱ کیلوبایت
با شنیدن خبر لایحهی اخیر کمیسیون اقتصادی مجلس، از این پیشنهاد که بار دیگر نام «ریال» برای پول ملی ما به کار گرفته شود، بسیار متأسف شدم. از دیدگاه من، پول ملی نمادی از هویت، تاریخ و حاکمیت یک کشور است و کارکردی فراتر از ابزار صرفاً اقتصادی دارد. با این نگاه، معتقدم که نام «ریال» به دلیل ریشههای غیرایرانی خود، شایستگی نمایندگی تمدن بزرگ ما را ندارد و نمیتواند الهامبخش آینده باشد. بنابراین، بازنگری در این نام را یک ضرورت میدانم و در ادامه، دو پیشنهاد جایگزین و ریشهدار را معرفی میکنم که با هویت، تاریخ و تمدن ایرانی پیوندی عمیقتر و معنادارتر برقرار میکنند.
🧷 متن کامل پیوست شده است
۶۱۲
۱۹:۳۲
واحد پول ملی.pdf
۱۳۴.۵۵ کیلوبایت
با شنیدن خبر لایحهی اخیر کمیسیون اقتصادی مجلس، از این پیشنهاد که بار دیگر نام «ریال» برای پول ملی ما به کار گرفته شود، بسیار متأسف شدم. از دیدگاه من، پول ملی نمادی از هویت، تاریخ و حاکمیت یک کشور است و کارکردی فراتر از ابزار صرفاً اقتصادی دارد. با این نگاه، معتقدم که نام «ریال» به دلیل ریشههای غیرایرانی خود، شایستگی نمایندگی تمدن بزرگ ما را ندارد و نمیتواند الهامبخش آینده باشد. بنابراین، بازنگری در این نام را یک ضرورت میدانم و در ادامه، دو پیشنهاد جایگزین و ریشهدار را معرفی میکنم که با هویت، تاریخ و تمدن ایرانی پیوندی عمیقتر و معنادارتر برقرار میکنند.
🧷 متن کامل پیوست شده است
۹۲۷
۰:۱۱
با یکی از وزرای اسبق صحبت می کردم می گفت روزی به معاون اول گفتم آنقدر که مرا به جلسات دعوت می کنید، تفاوتی ندارد که وزیر این وزارت خانه من باشم [با مدرک دکتری و ۲۰ سال سابقه کشورداری] یا یک سبزی فروش. چون اصلا اجازه فکر کردن، تمرکز و راهبری موثر وزارت خانه را از من گرفته اید. یکی از مدیران می گفت: در سرزمینی زندگی میکنیم که مدیرانش بیشتر از هر جای جهان «جلسه میروند» و کمتر از هر جای جهان «تصمیم میگیرند».
نظام کشورداری و همچنین شرکت داری ما آفات زیادی دارد. از جمله اینکه مدیران ما شده اند علامه مجلسی! از این جلسه به آن جلسه! وقتی در یک نظام حکمرانی (دولت) یا مجموعه اقتصادی (شرکت خصوصی) جلسات زیاد است این نشانه یک بیماری جدی است و دست کم ۵ ریشه دارد:
شفاف نبودن رژیم تصمیم گیری: وقتی معلوم نیست چه کسی حق دارد در مورد چه چیزی تصمیم بگیرد، همه دور میز مینشینند تا ....
عدم توازن اختیارات و مسوولیت: وقتی برای هر کاری مثلا خرید خودرو دولتی باید جلسات در بالاترین سطوح دولت برگزار شود این یعنی اینکه واحد متولی اختیار لازم را ندارد و باید برای کوچک ترین تصمیمات تایید بقیه را بگیرد (مثال واقعی است)
تصمیم گریزی: وقتی قدرت و جسارت تصمیم گیری از مدیران گرفته می شود، مدیران چه می کنند؟ توزیع ریسک تصمیم! و جلسه تبدیل میشود به ابزاری برای تقسیم مسئولیت که بعدها هر چه شد بگویند ببین این که تصمیم من نبود، ما ده نفر همه با هم تصمیم گرفتیم. خیلی شفاف بخواهم بگویم در ساختار اداری ایران، خیلی وقت ها جلسه یعنی مسئولیتگریزی دستهجمعی!
فرهنگ نمایشی (Performative Culture) یا تئاتر مدیریتی یا شوآف سازمانی: در بسیاری سازمان ها جلسه بیشتر ابزاری است برای شوآف مشارکت و یا عملگرایی نمایشی، نه حل مسئله. اینکه بگوییم ما تا ساعت ۱۱ شب در جلسه بودیم افتخار نیست، نشان ناکارآمدی است. مثالی از تئاتر مدیریتی: یک بار به جلسه یکی از مدیران ارشد کشور دعوت شدم بدون اعلام موضوع دقیق. از دفترشان پرسیدم چند نفر دعوتند؟ گفتند۲۰ نفر! نرفتم. چرا؟ چون در جلسه ۲ساعته ای که وقت مفیدش ۹۰ دقیقه است با فرض حداقل ۱۰ دقیقه فرمایشات گهربار مدیر ارشد مربوطه، ۸۰ دقیقه وقت باقی می ماند برای ۲۰ نفر باقی مانده، یعنی نفری ۴ دقیقه. برای ۴ دقیقه اظهار نظر شتابزده بدون موضوع از پیش تعریف شده ۴ ساعت وقتم را در ترافیک و حضور در جلسه هدر ندادم.
بیاعتمادی به یکدیگر: وقتی مدیران به تصمیمهای یکدیگر اعتماد ندارند، همه میخواهند در جریان همهچیز باشند، و این یعنی جلسه برای هر چیزی!
۱۲۴
۱۶:۲۴
«نقاط کلیدی زندگی در گذر زمان»
۱۳۵۶ تولد
در شهر بابل۱۳۶۰ تا ۱۳۷۵ سکونت و تحصیلات عمومی در قائمشهر۱۳۷۳ تجربه مغازهداری و دستفروشی۱۳۷۴ تجربه کارگری۱۳۷۵ تا ۱۳۷۹ تحصیل در رشته مهندسی صنایع در دانشگاه علم و صنعت ایران۱۳۷۶ تا ۱۳۷۸ کارآموزی در کارخانجات مختلفسال ۱۳۷۸ - سفر حج عمره دانشجویی- ازدواج
- فوت مرحوم پدر- شروع به تجارتسال ۱۳۸۰ - تولد پسرمان علی
۱۳۸۰ تا ۱۳۸۳ همکاری با صنایع چوبی چوبچین۱۳۸۱ تا ۱۳۸۳ سربازی۱۳۸۲ سفر کربلا۱۳۸۴ تولد پسرمان مهدی
۱۳۸۴ تا ۱۳۸۷ تحصیل کارشناسی ارشد مدیریت MBA در دانشگاه صنعتی شریف۱۳۸۵ سفر حج به همراه خانوادهسال ۱۳۸۶ - تولد دخترمان فاطمه
- شروع به همکاری با گروه آموزشی و پژوهشی آسمانسال ۱۳۸۷ - تحصیل در دوره مربیگری کارآفرینی- سفر به امارات، ترکیه، مالزی و سنگاپورسال ۱۳۸۸ - سفر به انگلستان و ترکیه- شروع به تدریس در مدارس۱۳۸۸ تا ۱۳۸۹ تولید تجهیزات دامداریهای صنعتی۱۳۸۹ سفر به کره جنوبی، ایتالیا و اتریشسال ۱۳۹۰- سفر به انگلستان- ورشکستگی- تولد دخترمان مریم
- تحصیل دکترای مدیریت تولید و عملیات در دانشگاه شهید بهشتی- تحصیل در دوره «رهبری سیستمهای آموزشی در سطح ملی» در دانشگاه هاروارد۱۳۹۱ تحصیل در دوره بهرهوری «سازمان بهرهوری آسیا» در فیلیپینسال ۱۳۹۲- شروع به تدریس دورههای تفکر سیستمی و گفتگو در دانشگاهها و سازمانها- خروج کامل از فضای تولید صنعتی و تجارت۱۳۹۲ تاکنون انتخاب به عنوان عضو هیات امنای انجمن فارغالتحصیلان شریف۱۳۹۲ تا ۱۳۹۶ انتخاب به عنوان دبیر کمیته مدیریت و اقتصاد انجمن فارغالتحصیلان شریفسال ۱۳۹۳- تولد دخترمان ریحانه
- شروع دورههای «یادگیری و تفکر سیستمی در مدرسه» برای معلمان و مدیران مدارس- شروع به همکاری با دفتر تالیف کتب درسی- شروع به همکاری با مجلات رشد- طراحی بازیهای توسعه پایدارسال ۱۳۹۴- زیارت اربعین به همراه علی و مهدی- انتخاب به عنوان عضو هیات اجرایی انجمن فارغالتحصیلان شریف۱۳۹۵ تولد دخترمان زینب
سال ۱۳۹۶- مهاجرت به روستای آهکلان- ثبت در فهرست مشاوران سازمان ملل و مشاور پروژه بهینهسازی انرژی و محیط زیست در ساختمان- انتخاب به عنوان رییس انجمن اولیا و مربیان مدرسه روستا و عضو شورای اولیا و مربیان شهرستان ماسال- زیارت اربعین به همراه علی و مهدیسال ۱۳۹۷- شروع تدریس در پردیس فومن دانشگاه تهران- زیارت اربعین به همراه علی و مهدی و پدر همسرم- شروع به برگزاری وبینارهای تفکر سیستمیسال ۱۳۹۸- عضو هیات مدیره در شرکت دادپرداز- زیارت اربعین به همراه علی و دوست عزیزمان سید محمد موسوی آزاد- تولد دخترمان مطهره
- شروع دوره کرونا- انتخاب روستای لولمان برای زندگیسال ۱۳۹۹- شروع به معامله جدیتر در بورس اوراق بهادار- شروع به برگزاری دورههای آنلاین تفکر سیستمیسال ۱۴۰۱ - پایان خانه نشینی کرونا و برگزاری دوره ۷۲ ساعته تفکر سیستمی در تیپاکس- زیارت اربعین به همراه علی و مهدی و فاطمه و خانواده دوست عزیزمان عباس پاشایی- شروع به فعالیت به عنوان مشاور در مرکز پژوهشهای مجلسسال ۱۴۰۲ - زیارت اربعین به همراه تمام اعضای خانواده با همراهی مادرم و پدر و مادر همسرم- شروع به فعالیت جدی در لینکدینسال ۱۴۰۳ - تاسیس مرکز مطالعات سیستمهای اقتصادی و اجتماعی در دانشگاه صنعتی شریف- شروع پروژه دینامیکهای کسب و کار در دیجی کالا- زیارت نجف، کربلا و کاظمین به همراه اعضای خانوادهسال ۱۴۰۴ - زیارت کربلا و نجف در روز عاشورا به همراه مهدی- تولد پسرمان محمد حسن 
#محمدعلی_اسماعیلزاده، دانشآموختهی مدیریت
ما را در بله I تلگرام I و لینکدین دنبال کنید.
۱۳۵۶ تولد
۱۴۱
۱۶:۴۰
۱.۹K
۵:۱۲
صدقه برای ایران
صدقه برای دفع بلا از ایران و ایرانیان
۹۰۰,۰۰۰ ریال
از ۱۹,۵۰۰,۰۰۰ ریال
۴%
تامین شده
مهلت تمام شد
جزئیات
۶۱۱
۱۹:۳۹
صدقه برای ایران
صدقه برای دفع بلا و گشایش برای ایران و ایرانیان
۳۵۰,۰۰۰ ریال
از ۷,۰۰۰,۰۰۰ ریال
۵%
تامین شده
مهلت تمام شد
جزئیات
۷۹۱
۲۰:۴۸