جان دلم های من
دق کردند
گوشه ی زبانم!!!...
پس کی
با نام کوچکم
صدایم می کنی؟؟!!!
#نرگس_نوروزپور
@sherebarankhordee
دق کردند
گوشه ی زبانم!!!...
پس کی
با نام کوچکم
صدایم می کنی؟؟!!!
#نرگس_نوروزپور
۳۲۳
۱۳:۳۰
هر بار با یک نشانی
از کوچه های قلب من
عبور می کنی...
مگر چند بار می شود
از جایی گذر کرد
اما همیشه غریبه بود!
#علیرضا_اسفندیاری
@sherebarankhordee
از کوچه های قلب من
عبور می کنی...
مگر چند بار می شود
از جایی گذر کرد
اما همیشه غریبه بود!
#علیرضا_اسفندیاری
۳۰۴
۱۳:۳۳
ای بانو
بیا حواسمان را پرت کنیم
مال هرکس دورتر افتاد
عاشق تر است
اول خودم
حواسم را بده تا پرت کنم
#کیکاووس_یاکیده
@sherebarankhordee
بیا حواسمان را پرت کنیم
مال هرکس دورتر افتاد
عاشق تر است
اول خودم
حواسم را بده تا پرت کنم
#کیکاووس_یاکیده
۳۱۵
۱۳:۳۷
این روزها
دلم
یادگاری می خواهد
یک یادگاری کوچک !
برای ثبت جاویدان خاطراتم . . .
شاید گلی بچینم
یا شاید نقشی را نقاشی کنم
یا همین شعر را به دیوار بیاویزم
یا نه !
دوباره از اول
دوستت بدارم . . .
#سوما_تکیه_خواه
@sherebarankhordee
دلم
یادگاری می خواهد
یک یادگاری کوچک !
برای ثبت جاویدان خاطراتم . . .
شاید گلی بچینم
یا شاید نقشی را نقاشی کنم
یا همین شعر را به دیوار بیاویزم
یا نه !
دوباره از اول
دوستت بدارم . . .
#سوما_تکیه_خواه
۳۶۹
۱۳:۳۹
جای تو
در شعر است
نه در جاده های دور دست ..!
برگرد
واژه ها نمیدانند که رفته ای
هنوز تو را عاشقانه می سرایند ...
#محمد_شیرین_زاده
@sherebarankhordee
در شعر است
نه در جاده های دور دست ..!
برگرد
واژه ها نمیدانند که رفته ای
هنوز تو را عاشقانه می سرایند ...
#محمد_شیرین_زاده
۴۵۶
۱۳:۴۰
"دلم گرفته برایت" زبان سادهی عشق است
سلیس و ساده بگویم: دلم گرفته برایت!
#حسین_منزوی
@sherebarankhordee
سلیس و ساده بگویم: دلم گرفته برایت!
#حسین_منزوی
۱۹۱
۲۰:۲۶
هرچه بیشتر می گریزم
به تو نزدیکتر می شوم
هر چه رو برمی گردانم
تو را بیشتر می بینم
جزیره ای هستم
در آب های شیدایی
از همه سو
به تو محدودم
هزار و یک آینه
تصویرت را می چرخانند
از تو آغاز می شوم
در تو پایان می گیرم.
#عمران_صلاحی
@sherebarankhordee
به تو نزدیکتر می شوم
هر چه رو برمی گردانم
تو را بیشتر می بینم
جزیره ای هستم
در آب های شیدایی
از همه سو
به تو محدودم
هزار و یک آینه
تصویرت را می چرخانند
از تو آغاز می شوم
در تو پایان می گیرم.
#عمران_صلاحی
۱۷۶
۲۰:۳۰
من آن ستارهی نامرئیام که دیده نشد
صدای گریهی تنهاییاش شنیده نشد
من آن شهابِ شرار آشنای شعله ورم
که جز برای زمین خوردن آفریده نشد
من آن فروغِ فریبای آسمان گردم
که با تمام درخشندگی سپیده نشد
من آن نجابت درگیر در شبستانم
که تار وسوسه بر قامتش تنیده نشد
نجابتی که در آن لحظههای دست و ترنج
حریرِ عصمتِ پیراهنش دریده نشد
من از تبار همان شاعرم که سروِ قدش
به استجابت دریوزگی خمیده نشد
همان کبوتر بیاعتنا به مصلحتم
که با دسیسهی صیاد هم خریده نشد
رفیق من! همه تقدیم مهربانی تو
اگرچه حجم غزلهای من قصیده نشد
#محمد_سلمانی
@sherebarankhordee
صدای گریهی تنهاییاش شنیده نشد
من آن شهابِ شرار آشنای شعله ورم
که جز برای زمین خوردن آفریده نشد
من آن فروغِ فریبای آسمان گردم
که با تمام درخشندگی سپیده نشد
من آن نجابت درگیر در شبستانم
که تار وسوسه بر قامتش تنیده نشد
نجابتی که در آن لحظههای دست و ترنج
حریرِ عصمتِ پیراهنش دریده نشد
من از تبار همان شاعرم که سروِ قدش
به استجابت دریوزگی خمیده نشد
همان کبوتر بیاعتنا به مصلحتم
که با دسیسهی صیاد هم خریده نشد
رفیق من! همه تقدیم مهربانی تو
اگرچه حجم غزلهای من قصیده نشد
#محمد_سلمانی
۱۷۵
۲۰:۳۱
از تو کجا رفتهام مگر
چقدر دور؟
که جای خالی بیشکلم
نشان از نبودن چیزی نیست.
#راضیه_خشنود
@sherebarankhordee
چقدر دور؟
که جای خالی بیشکلم
نشان از نبودن چیزی نیست.
#راضیه_خشنود
۱۷۸
۲۰:۳۳
از مرز خوابم میگذشتم،
سایه تاریک یک نیلوفر
روی همه این ویرانه افتاده بود
کدامین باد بیپروا
دانه این نیلوفر را
به سرزمین خواب من آورد؟
#سهراب_سپهری
@sherebarankhordee
سایه تاریک یک نیلوفر
روی همه این ویرانه افتاده بود
کدامین باد بیپروا
دانه این نیلوفر را
به سرزمین خواب من آورد؟
#سهراب_سپهری
۲۱۴
۲۰:۳۶