لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل اما بعد... | یادداشت‌های محمدجواد میریا
۳۹۷ عضو

اما بعد... | یادداشت‌های محمدجواد میری

درباره دین، دوران و دور و بر
ارسال پیام:@smj_miry
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱۸ اسفند ۱۴۰۴
thumbnail
undefined لطف خداداد
راستی وقتی خدا بخواهد محبت کسی را به دل‌ها بیندازد، خوب بلد است مقدماتش را فراهم کند:
undefinedدر اوج جنگ، همزمان با بالاترین سطح حماسه‌آفرینی و خودآگاهی تاریخی مردم (نه در شرایط رخوت و غفلت) و در نتیجه آمادگی مضاعف‌شان برای تبعیت از اصل "ولایت فقیه"؛
undefinedپس از یک هفته دلشوره و انتظار به خاطر شرایط امنیتی حاکم بر اجلاس خبرگان رهبری؛
undefinedپس از شهادت پدر و ولیّ پیشین (و نه مرگ عادی او)؛
undefinedهمزمان با جانبازی مجدد خودش (نه در شرایط عافیت و امنیت)؛
undefinedپس از سال‌ها گمنامی و فروتنی (که بر اساس سنت الهی هم مایه حسد دیگران نمی‌شود و هم مایه خوشنامی می‌شود)؛
undefinedو همزمان با بدگویی دوباره از او در زبان دشمنان یاوه‌گویی که منفور مردمند (آنچنانکه درباره حاج قاسم هم، عدو سبب خیر شد و ابتدا آوازه‌اش از کنگره شیطان بزرگ بلند شد)...
سرانجام نامش بر زبان‌ها و دل‌ها جاری شد؛ سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای.
راستی که... اللهم مالکَ المُلکِ! تُؤتي المُلکَ مَن تشاءُ و تنزِعُ المُلکَ مِمّن تشاءُ، و تُعِزُّ مَن تشاءُ و تُذِلُّ مَن تشاءُ، بِيَدِکَ الخیرُ، إنّک علی کلِّ شيءٍ قديرٌ... (آل‌عمران، ۲۶)
محمدجواد میری@smjmiry
undefined۲

۲.۳K

۲۲:۴۷

۲۰ اسفند ۱۴۰۴
thumbnail
۲۱ رمضان ۱۴۰۴
undefined۲

۹۹۷

۱۴:۵۶

۲۹ اسفند ۱۴۰۴
undefined ایمان امام به امتبه روایت مرتضی مطهری
رهبر نمی‌تواند از #بعثت_مردم حرف بزند مگر این که مردمش را باور داشته باشد. و #امام_خمینی آنچنان به مردم باور داشت که #شهید_مطهری، از آن باور به #ایمان تعبیر می‌کند. این روایتی است از ایمان‌های چهارگانه خمینی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، به روایت استاد مرتضی مطهری، که در کتاب «آینده انقلاب اسلامی» منتشر شده است:



"چند روز پیش، کارتر به آیت الله خمینی راجع به بختیار اخطار کرد که هر دو ابرقدرت بر روی این دولت توافق دارند و شما حساب کار خودتان را بکنید. اما این مرد بزرگ اعتنایی به این تهدید نکرد.من که قریب دوازده سال در خدمت این مرد بزرگ تحصیل کرده‌ام، باز وقتی که در سفر اخیر به پاریس به ملاقات و زیارت ایشان رفتم، چیزهایی از روحیه او درک کردم که نه فقط بر حیرت من، بلکه بر ایمانم نیز اضافه کرد. وقتی برگشتم، دوستانم پرسیدند چه دیدی؟ گفتم چهار تا «آمَنَ» دیدم.
آمنَ بهدفِه؛ به هدفش ایمان دارد. دنیا اگر جمع بشود نمی‌تواند او را از هدفش منصرف کند.
آمنَ بسَبیلِه؛ به راهی که انتخاب کرده ایمان دارد. امکان ندارد بتوان او را از این راه منصرف کرد. شبیه همان ایمانی که پیغمبر به هدفش و به راهش داشت.
آمنَ بقومِه؛ در میان همه رفقا و دوستانی که سراغ دارم احدی مثل ایشان به روحیه مردم ایران ایمان ندارد. به ایشان نصیحت می‌کنند که آقا کمی یواش‌تر، مردم دارند سرد می‌شوند، مردم دارند از پا در می‌آیند. می‌گوید «نه مردم این‌جور نیستند که شما می‌گویید؛ من مردم را بهتر می‌شناسم». و ما همگی می‌بینیم که روز به روز صحت سخن ایشان بیشتر آشکار می‌شود.
و بالأخره بالاتر از همه،آمنَ بربِه؛ در یک جلسه خصوصی ایشان به من می‌گفت «فلانی، این ما نیستیم که چنین می‌کنیم. من دست خدا را به وضوح حس می‌کنم».آدمی که دست خدا و عنایت خدا را حس می‌کند و در راه خدا قدم برمی‌دارد، خدا هم به مصداق «إن تنصروا الله، ینصرکم»، بر نصرت او اضافه می‌کند. یا آن‌چنان که در داستان اصحاب کهف مطرح می‌شود، قرآن می‌گوید «آن‌ها جوانمردانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و به او اعتماد و تکیه کردند، خدا هم بر ایمانشان افزود»...این چنین هدایت و تأییدی را من به وضوح در این مرد می‌بینم. او برای خدا قیام کرده و خدای متعال هم قلبی قوی به او عنایت کرده است که اصلا تزلزل و ترس در آن راه ندارد."

https://ble.ir/smjmiry
undefined۲

۱K

۱:۱۵

۱۱ فروردین
thumbnail
undefined جمهوری اسلامی! معذرت می‌خواهم...
سلام جمهوری اسلامی ایران!تولدت مبارک!حالت خوب است؟ پرسیدن ندارد. اصلا مگر بهتر از این هم می‌شود؟
خوب می‌دانم داغدیده و دلتنگی و باز هم اینقدر دل‌گنده و دلیری...می‌دانم امشب هم سرت خیلی شلوغ است...وقتت را خیلی نمی‌گیرم...فقط خواستم بگویم این را هم می‌دانیم که بعضی‌هامان یک عذرخواهی بزرگ به تو بدهکاریم!
ببخش اگر گاهی تو را نشناختیم؛گاهی بهت شک کردیم:گاهی به تو آن‌قدر که باید ایمان نداشتیم...
گاهی به غلط با در و همسایه مقایسه‌ات کردیم و پای شکوفا شدن استعدادهایت صبوری نکردیم. مبعوث شدن را در ناصیه‌ات ندیدیم...
گاهی حرف نقش مردم که شد، به زبان یا در دل گفتیم "کدام مردم؟ همین‌ها؟!"...
گاهی جوری تو را به اسم "آقای جمهوری اسلامی" صدا زدیم و سرزنش کردیم که انگار با یک باند بسته‌ی سیاسی حرف می‌زنیم...
گاهی سرطان مزمن سلطنت لابلای سلول‌های خاکستری‌ مغزمان جنبید؛ از سر تنبلی، تمنای استبداد کردیم و "جمهوری" را بی‌خاصیت دانستیم...
از امام توقع داشتیم و از وظیفه "امّت" یادمان رفت...
گاهی فراموش کردیم ما سی مرغ بودیم و تو سیمرغ!فراموش کردیم تو خود ما بودی و ما تو بودیم...ما تو هستیم...
بعضی از ما یک عذرخواهی به "خودمان" بدهکاریم!
زیاده عرضی نیست...روی ماه سه‌رنگ و الله‌‌نشانت را با وضو می‌بوسم جمهوریِ اسلامیِ ایرانِ عزیز!باز هم تولدت مبارک...تولدمان مبارک!
شبِ ۱۲ فروردین ۱۴۰۵، وسط خیابان

اما بعد | یادداشت‌های محمدجواد میریble.ir/smjmiry
undefined۷۹
undefined۲
undefined۱

۷.۵K

۲۱:۵۹

۲۸ اردیبهشت
اما بعد... | یادداشت‌های محمدجواد میری
به بهانه همسایگی روز بزرگداشت فردوسی (۲۵ اردیبهشت) و یوم النکبه (۲۴ اردیبهشت) undefined فردوسی و فتح رازآلود قدس محمدجواد میری ۱. شاید کمتر کسی از ایرانیان شنیده باشد که در جغرافیای شاهنامه، از «بیت‌المقدس» نیز نامی به میان آمده است. آن جا که سپاه ایران به پرچمداری کاوه، برای نبرد با ضحاک از آب می‌گذرد و به شهری می‌رسدد که در زبان پهلوی «کَنگ‌دژهودج» (یا دژهوخت گ‍ـَنگ) نام دارد: به خشکی رسیدند سر کینه‌جوی به «بیت‌المقدّس» نهادند روی که بر پهلوانی زبان راندند همی «کنگ‌دژهودج‌»ش خواندند... ۲. با همه تلاش‌ها برای تطبیق عینی جغرافیای شاهنامه، نباید فراموش کرد که زبان شاهنامه زبانی رمزی است. او خود درباره هر آن چه در اثر خود ظاهراً با عقل سازگار نمی‌آید، تاکید کرده است: تو این را دروغ و فسانه مدان به رنگ فسون و بهانه مدان ازو هر چه اندر خورد با خرد؛ دگر، بر ره رمز معنی برد. فردوسی در شاهنامه کوشیده است معانی آرمانی یا اندیشه‌های حِکمی خود را در قالب داستان‌های تمثیلی بازگو کند. و این گونه است که هر نام و جای را در این کتاب می‌توان به دیده‌ای مثالی و رمزی نگریست.  ۳. داستان پر فراز و فرود ضحاک یکی از مهمترین داستان‌های نمادین شاهنامه است. برخلاف تصور عامیانه‌ای که این داستان را داستانی نژادی و ضدعربی می‌شناسد، ماجرا چیز دیگری می‌گوید. داستان، از معرفی دو فرمانروای پیش از ضحاک و فریدون آغاز می‌شود. یعنی مرداس، پادشاه تازی و پدر ضحاک، که مردی است اهل عدل و جود (که مرداس نام گرانمایه بود/ به داد و دهش برترین پایه بود) و دیگری جمشید، پادشاه ایرانی که با تمام فضایل پیشین خود، گرفتار خودبینی (بخوانید استکبار) شد و ادعای خدایی کرد. در واقع استکبارورزی جمشید که فرمانروای دادگر ایرانیان (بخوانید امت وسط و الگو در شاهنامه) بوده است، زمینه سلطه طاغوتی ضحاک را بر ایران فراهم می‌کند و داستان تا آن جا پیش می‌رود که خوراک ضحاک، مغز (بخوانید ذهن) جوانان ایرانی می‌شود. ضحاک حتی برای مشروعیت‌بخشی به سلطه طاغوتی خود، به بازی تبلیغاتی جدیدی روی می‌آورد و برای اثبات مشروعیت خود به ساختن گواهی (بخوانید جعل رسانه‌ای) دست می‌یازد. ۴. سپاه مخالف ضحاک اما اندک اندک و از گوشه و کنار فراهم می‌آیند. ارمایل و گرمایل از درون کاخ، جوانان این سپاه را از بند خوراک شدن برای ضحاک آزاد می‌کنند، کاوه از میان مردمی که از سلطه ضحاک به ستوه آمده‌اند پرچم مخالفت بلند می‌کند و فریدون از نسب (بخوانید هویت تاریخی) خویش آگاه می‌شود و کمر به مبارزه می‌بندد. کاوه گرز و درفش (بخوانید ترکیب قدرت نظامی و رسانه‌ای) به دست می‌گیرد و نشدنی را شدنی می‌کند. و سرانجام سپاه ایران برای بازپس گرفتن میراث پادشاهان نیکوسرشت (بخوانید اولیا) از چنگ ضحاک (بخوانید اشغالگر) به سرزمینی آن سوی رودها می‌روند؛ «بیت‌المقدس». ۵. نمی‌گویم فردوسی در این باره پیش‌گویی کرده است. چه این که ما هم در این باره فقط پیش‌گویی نمی‌کنیم. فردوسی حکیمی است سخت دین‌باور. آن چه ما از نقل و عقل در این باره می‌فهمیم، در اختیار او نیز بوده است. او قرآن و روایات آخرالزمان را می‌شناخته و چه بسا با حکمت خویش نیز دریافته که همیشه‌ی تاریخ، شامات و بویژه فلسطین نه تنها محل تلاقی ادیان، بلکه محل نبرد تمدن‌ها و تقابل شرق و غرب نیز بوده است. ۶. چند سال پیش در ضمن شبه‌منظومه‌ای، با الهام از آیات قرآن در وصف امت پیامبر از قول تورات و انجیل (فتح، ۲۹)، و نیز روایت اسطوره‌ای شاهنامه، چنین تصویری از آینده نزدیک را تصور کرده بودم: سپاه کاوه به میعاد جنگ راهی شد به جنگ ارتش دِژهوخت‌گَنگ راهی شد سر از شریعت و انذار موسوی سرشار دل از طریقت و تبشیر عیسوی سرشار به چهره، بر اثر بندگی، نشانۀشان شگفت سخت‌شده مایۀ جوانۀشان طلسم سلطۀ ضحاک ماردوش شکست بلور حیلۀ دجال دلق‌پوش شکست... ۷. در روایت شاهنامه البته ضحاک کشته نمی‌شود، بلکه به بند کشیده می‌شود. این سرنوشت ضحاک در روایت‌های اسطوره‌ای دیگر نیز هست‌. و شاید حکیم فردوسی به این زودی‌ها امید به نابودی مطلق طاغوت هم نداشته و نخواسته از خلاقیت‌های متمایز خود برای دخل و تصرف‌های هوشمندانه‌اش در روایات اسطوره‌ای، این سرنوشت مشهور را تغییر دهد. در حکایت امروز ما اما، رژیم اشغالگر قدس -نه بسیار دور، که به‌زودی- نه فقط تبعید و زندانی، که نابود می‌شود. زود است که امت وسط بر نظام سلطه چیرگی یابد و قدس برای همیشه آزاد گردد. آمین #قدس #بیت_المقدس #فلسطین #فردوسی #شاهنامه #نه_شرقی_نه_غربی #آخر_الزمان #ضحاک #کاوه #یوم_النکبه #ایران #امت_وسط #نظام_سلطه #اسطوره #آینده #هویت undefined️ «اما بعد...»، یادداشت‌های #محمدجواد_میری، در پیام‌رسان‌های داخلی: @smjmiry
.
undefinedحالا که در پی پیام پرمغز رهبر فرزانه‌مان، گفت‌وگو از شاهنامه و ضحاک و ضحاک‌وشان دوباره در گرفته است، خواندن این یادداشت قدیمی شاید خالی از لطف نباشد.
.
undefined۴
undefined۲

۷۱۵

۱۴:۵۳

۲۹ اردیبهشت
بازارسال شده از مدرسه فیلمنامه‌نویسی راه
thumbnail
undefined ماجراکارگاه فیلم‌نامه‌نویسی پژوهش‌پایهدوره سوم (۱۴۰۵)
undefinedپیش‌دوره (خرداد و تیر): ایده‌یابی و مقدمات نوشتنundefinedمرحله اول (شهریور و مهر): ایده‌پردازی دراماتیکundefinedمرحله دوم (آبان و آذر): عناصر اصلی درامundefinedمرحله سوم (دی، بهمن و اسفند) نگارش طرح و متن
undefinedدوره، یک کارگاه عملی بوده و صرفا آموزش نیست. لذا هرچند جلسات یک بار در هفته خواهد بود، پیگیری دوره مستلزم فعالیت خارج از جلسات نیز هست.undefinedثبت‌نام محدود و منوط به احراز برخی پیش‌زمینه‌ها‌ست.undefinedطرح‌های نگارش‌یافته در کارگاه، پس از تایید شورای ارزیابی مدرسه فیلم‌نامه‌نویسی راه، خریداری خواهد شد.
undefinedثبت‌نام: تا ۳۱ اردیبهشت- کارگاه، هفتگی و در شهر مشهد برگزار می‌گردد.- شهریه پیش‌دوره پانصد هزار تومان است.- برگزیدگان پیش‌دوره برای مرحله بعد بورسیه خواهند شد.
undefinedثبت‌نام: https://survey.porsline.ir/s/W2KjUFh3undefinedاطلاعات بیشتر: ۰۹۰۵۹۶۰۱۰۶۴undefinedگزارش تصویری مربوط به برگزاری دوره دوم کارگاه می‌باشد.
#مدرسه_فیلمنامه‌نویسی_راه | عضو شوید undefined@RahScreenplaySchool

۲۹

۲۰:۴۸

اما بعد... | یادداشت‌های محمدجواد میری
undefined undefined ماجرا کارگاه فیلم‌نامه‌نویسی پژوهش‌پایه دوره سوم (۱۴۰۵) undefinedپیش‌دوره (خرداد و تیر): ایده‌یابی و مقدمات نوشتن undefinedمرحله اول (شهریور و مهر): ایده‌پردازی دراماتیک undefinedمرحله دوم (آبان و آذر): عناصر اصلی درام undefinedمرحله سوم (دی، بهمن و اسفند) نگارش طرح و متن undefinedدوره، یک کارگاه عملی بوده و صرفا آموزش نیست. لذا هرچند جلسات یک بار در هفته خواهد بود، پیگیری دوره مستلزم فعالیت خارج از جلسات نیز هست. undefinedثبت‌نام محدود و منوط به احراز برخی پیش‌زمینه‌ها‌ست. undefinedطرح‌های نگارش‌یافته در کارگاه، پس از تایید شورای ارزیابی مدرسه فیلم‌نامه‌نویسی راه، خریداری خواهد شد. undefinedثبت‌نام: تا ۳۱ اردیبهشت - کارگاه، هفتگی و در شهر مشهد برگزار می‌گردد. - شهریه پیش‌دوره پانصد هزار تومان است. - برگزیدگان پیش‌دوره برای مرحله بعد بورسیه خواهند شد. undefinedثبت‌نام: https://survey.porsline.ir/s/W2KjUFh3 undefinedاطلاعات بیشتر: ۰۹۰۵۹۶۰۱۰۶۴ undefinedگزارش تصویری مربوط به برگزاری دوره دوم کارگاه می‌باشد. #مدرسه_فیلمنامه‌نویسی_راه | عضو شوید undefined @RahScreenplaySchool
undefined سه کلمه درباره ماجرای ۳
دو سالی می‌شود که در کارگاه «فیلم‌نامه‌نویسی پژوهش‌پایه؛ ماجرا» افتخار دارم در خدمت دوستان مدرسه فیلمنامه‌نویسی راه (در حسینیه هنر مشهد) باشم.
در میان دوره‌های مختلف و خوب فیلم‌نامه‌نویسی که کم هم نیست، این کارگاه چند ویژگی دارد:
۱. «ماجرا»، بی تعارف و خجالت، یک محیط گفتمانی است که آدم‌ها برای یادگیری جنگیدن هنرمندانه به آن می‌آیند. بنابراین حتما برخلاف برخی محیط‌های مثلا هنری، دغدغه‌های دینی و انقلابی و ملیِ شرکت‌کنندگان در کارگاه، نه تنها پیشاپیش محکوم به تخطئه نیست، بلکه اتفاقا موضوع اصلی گفت‌وگو برای رسیدن به قصه‌های جذاب و موثر است.
۲. «ماجرا» واقعا یک کارگاه عملی است و نه دوره آموزشی. یادگیری، بیش از این که به تدریس نظری متکی باشد، با تمرین‌های گام به گام پیش می‌رود. شرکت‌کنندگانی که به نوشتن علاقمندند به تدریج ایده‌های خود را با پشتیبانی و مشاوره مستمری که می‌گیرند، توسعه داده و به خروجی نزدیک می‌کنند. و به همین تناسب، کسانی که فقط به شنیدن و گذران وقت علاقمندند خودبخود از مراحل بعدی کارگاه باز می‌مانند.
۳. «ماجرا» از مرحله مهم ایده‌یابی و ایده‌پردازی به سرعت عبور نمی‌کند و می‌کوشد به شرکت‌کنندگان در جستجو و کشف خلاقانه سوژه‌ها و جرقه‌ها و سپس انتخاب دقیق و روشمند از بین آن‌ها، کمک کند.
بعلاوه اکنون با اتکا به دو دوره قبلی این تجربه، کارگاه ماجرا ۳، تغییراتی نسبت به قبل نیز دارد:
- مباحث با تفصیل و تنوع بیشتر و بنابراین با فرصت بیشتری برای تمرین عملی پیش خواهد رفت.
- شرکت‌کنندگان از تدریس و انتقال تجربه و راهنمایی مدرسان و مربیان بیشتری بهرمند خواهند شد.
ان‌شاءالله
پیوند و توضیحات لازم برای ثبت نام اولیه کارگاه، اینجا ست.
@smjmiry
undefined۴
undefined۱

۲K

۲۰:۴۹

۲۵ خرداد
thumbnail
انّ لِقتل الحسین حرارةً فی قلوبِ المؤمنین، لا تبرُدُ ابداً... undefined
و از کشته شدن تو -سیدعلی #حسینی خامنه‌ای- آتشی به دل‌هامان افتاده، که تا ابد سرد نمی‌شود....
undefined۱۹
undefined۳
undefined۲

۸۴۱

۷:۵۸

۲۸ خرداد
undefined مضمون پیام رهبری (آن‌گونه که من می‌فهمم):
بسم الله الرحمن الرحیم

ملّت پرشور و باوفای ایران
(که طبیعتا شور و وفا را باید حفظ کنید و این فراز و فرودها باعث سستی و تردید و کوتاهی‌تان در میدانِ خیابان نشود)

همانگونه که (بالاخره و صرفا) مطلع شُدید (هرچند از طریق نمایندگان خود در مجلس در این امر دخالت نکردید)، تفاهم‌نامه‌ای بین رئیس‌جمهوران ایران و امریکا (نه بین ایران و امریکا) امضا (و نه هنوز قطعی و عملی) شد. در مسیر رسیدن به این مرحله، مسئولین امر، از سر دلسوزی و با حُسن نظر، تلاش‌های زیادی را به‌عمل آوردند (پس قرار نیست وحدت و ادب و تحمل از میان برود و مسئولان متهم به خیانت شوند) و البته این رئیس‌جمهور امریکا بود که از روی استیصال، از انواع اهرم‌ها برای این امر استفاده می‌کرد (پس فراموش نکنیم که دست برتر با ما بوده و نباید جنگ را نه در عمل و نه در روایت ببازیم).
بنده علی‌الاصول (یعنی اصولا و قاعدتا، و مبتنی بر قواعد و اصولی که همه انقلابیون می‌دانند و باید بدانند)، نظر دیگری (غیر نظر رئیس جمهور محترم و اکثریت شعام) داشتم (و این یعنی نظر آنان با من هماهنگ و یکسان نبود و ضمنا این نظر مستقل و اصولی من، هرگز دستمایه توبیخ یا تهمت هم‌نظری من و هم‌نظرانم با اسرائیل نباید باشد) ولی از باب تعهّدی که رئیس‌جمهور محترم به‌عنوان رئیس شورای عالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا (که در این امر هم‌نظر رئیس جمهور بوده‌اند) در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت (به عنوان رکن غیر قابل تفکیک از این جنگ) به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند (و بعدا نمی‌توانند آن را انکار و از خود سلب مسئولیت کنند)، اجازه‌ی آن را صادر نمودم‌ (و هرچند هم‌نظری وجود ندارد، نزاع حاکمیتی و یا استبدادی هم در کار نیست و طبق این تعهد رئیس جمهور، اجازه عملی صادر شده). ایشان (در کنار ضرورت ذاتی اینچنین تعهدی) همچنین تصریح کرده‌اند که اگر طرف آمریکایی بخواهد زیاده‌خواهی کند زیر بار آن نخواهند رفت.

از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز
(یعنی جبهه واحد امام و امت؛ نه رهبری به‌عنوان لایه‌ای ورای مردم که فقط مسئولان می‌توانند واسط و مسیر تعامل با او باشند؛ نه مردم به‌عنوان عناصر منفعل که باید ناآگاه بمانند)، منتظر (رصدگر و مطالبه‌گر منطقی) تحقّق شروط گفته‌شده خواهیم بود. امّا بدیهی (و درنتیجه انکارش غیرعقلانی و عجیب) است: مذاکرات حضوری که در آینده برقرار خواهد شد، به معنی پذیرش نظر دشمن نخواهد بود (پس هم مسئولی را پیشاپیش متهم نمی‌کنیم، هم یک ذره پذیرش نظر دشمن را نمی‌پذیریم).

امیدواریم (و علی‌الاصول هرقدر خودمان پای عهدمان بایستیم، می‌شود این امید را بست) که دعای خیر سرورمان عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف (که سکاندار اصلی است؛ و "چون تو را نوح است کشتیبان، ز طوفان غم مخور") انواع نصرت‌ها و فتوحات (که فتح این جنگ فقط یکی از آن‌ها خواهد بود)، برای ملّت باشرف (و نه ذلت‌پذیر) ایران به ارمغان آورد.

undefinedوالسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته
undefined<img style=" />undefinedسید مجتبی حسینی خامنه‌ای
undefined ۲۸/خرداد/۱۴۰۵


پ.ن: فراتر از این جنگ و این ماجراها، خطر بزرگی که در کمین انقلاب است، بریدن پای مردم از تحلیل، مشارکت، مطالبه‌گری و در نتیجه تهی کردن پوسته نظام از مغز مردم‌سالاری دینی است. مردم نه فقط بدنه نظام و رای‌دهندگان منفعل، که ولی‌نعمتان کشورند. این از اصول مسلمی است که خمینی کبیر و خامنه‌ای شهید به ما آموختند.
@smjmiry
undefined۱۰۶
undefined۱۴
undefined۹
undefined۱

۶.۹K

۱۸:۳۱

۱۸ تیر
اما بعد... | یادداشت‌های محمدجواد میری
undefined انّ لِقتل الحسین حرارةً فی قلوبِ المؤمنین، لا تبرُدُ ابداً... undefined و از کشته شدن تو -سیدعلی #حسینی خامنه‌ای- آتشی به دل‌هامان افتاده، که تا ابد سرد نمی‌شود... .
undefined مشتاق دیدار
امروزدر تشییع «گفتم ببینمش،مگرم درد اشتیاقساکن شود؛بدیدم و مشتاق‌تر شدم»...
مشتاق: دلتنگ
undefined۱۰
undefined۳

۱۴۳

۲۰:۳۳