لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل شبکه جامعه‌شناسی ش
۹۷ عضو

شبکه جامعه‌شناسی

اینجا به صورت خودکار با محتوای منتشر شده در کانال شبکه جامعه‌شناسی در تلگرام به‌روز می‌شود.https://t.me/Socionet
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱۸ مرداد
*هم‌راستایی معکوس: زیرساخت نهادی برای عصر هوش مصنوعی
یا آنچه بشریت برای شکوفایی در دهه آینده نیاز دارد

هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به نیرویی است که می‌تواند بهره‌وری، اجرا و ظرفیت انسانی را به شکل بی‌سابقه‌ای گسترش دهد، اما بدون تحول موازی در نهادها، این گسترش می‌تواند به بهره‌وری بدون رفاه، اجرا بدون راستی‌آزمایی و ظرفیت بدون محدودیت ختم شود. مسئلهٔ محوری این است که حتی سیستمی از هوش مصنوعی که کاملاً با ارزش‌های انسانی هم‌راستا شده باشد، اگر در بستری از دموکراسی‌ها، اقتصادها و نظام‌های حقوقی ناآماده به کار گرفته شود، باز هم می‌تواند شکست بخورد یا آسیب جدی به بار آورد.

به ازای هر دلاری که برای توانمندتر کردن مدل‌های هوش مصنوعی هزینه می‌شود، سهم بسیار ناچیزی به نهادهایی که قرار است این فناوری را دریافت کنند اختصاص می‌یابد—از مدارس و دادگاه‌ها گرفته تا بازارهای کار و دموکراسی‌ها. اگر این بخش نهادی ساخته نشود، سه شکست رخ خواهد داد: بهره‌وری بدون رفاه، اجرا بدون راستی‌آزمایی، و ظرفیت بدون محدودیت.

راه‌حل این چالش، مفهومی به نام
هم‌راستایی معکوس (reverse alignment) است: بازطراحی عمدی نهادها، هنجارها، مهارت‌ها و چارچوب‌های حکمرانی تا جامعه بتواند فناوری هوش مصنوعی را با امنیت جذب کرده و منافع آن را به‌طور گسترده توزیع کند. این رویکرد دوازده حوزهٔ کلیدی را در برمی‌گیرد که نیازمند بازاندیشی نهادی فوری‌اند: هویت، حریم خصوصی، ردیابی خاستگاه محتوا، ارزش‌گذاری داده، اعتماد میان عامل‌های هوشمند، معناسازی جمعی، دموکراسی، محیط کار، حقوق شهروندی، علم، آموزش و گذار نیروی کار.

تجربهٔ تاریخی نشان می‌دهد که تحولات فناورانه بزرگ تنها زمانی نتیجهٔ مثبت داده‌اند که با نوآوری نهادی همراه شده‌اند، همان‌طور که نظام برتون وودز، شبکهٔ آرپانت، ایندیا استک در هند و دموکراسی دیجیتال تایوان هر یک نمونه‌ای از سازگاری نهادی با فناوری نوظهور بوده‌اند.
تحول فناورانه زمانی به بهترین شکل موفق می‌شود که با تخیل نهادی همراه باشد.

۱۲ حوزه برای تخیل که امروز مورد نیاز است عبارتند از: هویت، حریم خصوصی، خاستگاه محتوا، ارزش داده، اعتماد میان عامل‌ها، معناسازی جمعی، دموکراسی، محیط کار، حقوق، علم، آموزش و گذار نیروی کار.

پر کردن این شکاف نیازمند ائتلافی میان دولت، بازار و جامعهٔ مدنی است، چرا که هیچ‌یک از این بخش‌ها به‌تنهایی قادر به بازسازی نظام‌های اجتماعی در مقیاس لازم نیست؛ راه‌حل واقعی نه در شور و هیجان فناورانه، بلکه در سرمایه‌گذاری بلندمدت و همکاری بین‌بخشی نهفته است.

خلاصه فوق برگرفته از یادداشتی است که ای. گلن وایل، جیمز ایوانز و کریس وایت به همراه ائتلافی ۲۳ نفره از پژوهشگران و کارشناسان نوشته‌اند و در نشریهٔ NOEMA منتشر شده است.

undefined #رسانه شمایید. اگر می‌پسندید، لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

undefined عضویت سریع در مجموعه شبکه‌جامعه‌شناسی در تلگرام
undefined یا در واتساپ و اینستاگرام و بـلـه دنبال کنید.*
undefined۲

۲۶

۶:۳۸

undefined بحران تنش و مهار در ایران
جامعه ایران در طول دهه‌های اخیر به دو طیف نسبتاً پایدار تقسیم شده است؛ طیفی شهری، تحصیل‌کرده و نوگرا که خواستار توسعه سیاسی، آزادی‌های مدنی و بازتعریف سبک زندگی است، و طیفی دیگر که به دلایل اعتقادی، سنتی یا معیشتی، ثبات موجود را بر تغییر ترجیح می‌دهد. این شکاف صرفاً فرهنگی نیست، بلکه ریشه در تجربه‌های نابرابر از توسعه اقتصادی و دسترسی به قدرت دارد و در کنار آن، بی‌اعتمادی تاریخی مشترک نسبت به مداخلات خارجی، از دوران قاجار تا جنگ ایران و عراق، حافظه جمعی هر دو طیف را شکل داده است.
در همین حال، نظام سیاسی حاکم با حفظ رقابتی محدود و کاملاً مدیریت‌شده در قالب انتخابات و گردش نخبگان، نوعی «ثبات کنترل‌شده» را تضمین کرده که بیشتر محصول مهار ساختاری است تا مشروعیت اجتماعی گسترده. این وضعیت در مواجهه با انفجار جمعیتی و نسلی جدید که با گسترش ارتباطات و فناوری‌های نوین رشد کرده، اما با نهادهای اقتصادی و سیاسی سنتی و ناکارآمد روبه‌رو است، به تشدید نارضایتی، به‌ویژه در میان زنان و جوانان، دامن زده و اعتراضات دوره‌ای همچون دی‌ماه ۱۳۹۶ را رقم زده است.
فاطمه داودزاده در این یادداشت، تحلیل آنتونی کوردزمن با عنوان «بحران در ایران: اکنون چه؟» را بررسی کرده و نشان می‌دهد که چگونه این تحلیل، به‌جای پیش‌بینی فروپاشی یا فرض ثبات پایدار، ایران را در وضعیتی به نام «تنش ساختاری پایدار» تعریف می‌کند.برای مطالعه و آشنایی دقیق‌تر با استدلال‌های کوردزمن، متن کامل را در انگاره بخوانید.engare.net/crisis-in-iran

undefined رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.
undefined آدرس‌های انگارهundefinedundefinedسایت   undefinedتلگرام   undefinedاینستاگرام
undefined عضویت سریع در کانال‌های شبکه‌جامعه‌شناسی (add list)
undefined۱

۲۳

۱۸:۴۸

۱۹ مرداد
thumbnail

۱۵

۱۸:۵۶

thumbnail
undefined*فراخوان دومین دوره رویداد بین‌دانشگاهی «از کلاس تا کنش»

دومین دوره رویداد بین‌دانشگاهی «از کلاس تا کنش: ارائه‌های دانشجویی پیرامون مسائل اجتماعی»

undefinedمحور اصلی رویداد:
آسیب‌های نوپدید اجتماعی

از دانشجویان علاقه‌مند دعوت می‌شود با ارسال چکیده‌ای
۵۰۰ تا ۱۰۰۰ کلمه‌ای از محور های پیشنهادی(پوستر شماره۱) اعلام شده، در این رویداد علمی مشارکت کنند.

undefined مهلت ارسال چکیده:
۳۰ مرداد ۱۴۰۵

undefined آغاز رویداد:
شهریور ۱۴۰۵

undefined
به ارائه‌دهندگان چکیده‌های پذیرفته‌شده، گواهی معتبر اعطا خواهد شد.

undefined جزییات در پوسترها

undefined
جهت ارسال چکیده، از طریق شناسه تلگرام زیر اقدام فرمایید:*
@socialharmsadmin
این رویداد را جمعی از کانون‌های آسیب‌های اجتماعی دانشگاه‌های کشور و با همکاری انجمن جامعه‌شناسی ایران برگزار می‌کنند.
@iran_sociology@Socio_event
undefined عضویت سریع در کانال‌های شبکه‌جامعه‌شناسی (تلگرام

۱۶

۱۸:۵۶

۲۰ مرداد
undefined *چه کسی حق شنا کردن دارد*؟استخرهای عمومی، داستان دو شهر و چشم‌اندازِ شهری قابل‌ شنا
در تابستان‌های گرم لندن، چه کسانی واقعاً به مکان‌های عمومی برای شنا دسترسی دارند؟ استدلال اصلی #مازوکاتو این است که دسترسی به فضاهای شنای عمومی (استخرها، دریاچه‌ها، رودخانه‌ها) در بریتانیا از پس از کووید به‌تدریج طبقاتی شده است؛ سیستم رزرو و هزینه‌های ورودی به‌ظاهر برای «ایمنی» طراحی شده‌اند، اما در عمل نوجوانان و خانواده‌های کم‌درآمد را که امکان برنامه‌ریزی و پیش‌پرداخت ندارند، کنار می‌زنند.
او این وضعیت را «داستان دو شهر» می‌نامد: یک شهر می‌تواند از پیش رزرو کند و هزینه بپردازد و بنابراین مانعی در برابر خود نمی‌بیند؛ شهر دیگر با درهای بسته روبه‌رو می‌شود. مسئله فقط استخر نیست، بلکه برکه‌ها، رودخانه‌ها، کانال‌ها، دریاچه‌ها و سواحل شهری را هم دربرمی‌گیرد؛ فضاهایی که به‌علت حصارکشی، آلودگی یا هزینه‌دارشدن، از دسترس بخش بزرگی از مردم خارج شده‌اند. مازوکاتو بازپس‌گیری آب‌های شهری را فرصتی مهم برای سیاست شهری می‌داند: نه صرفاً حفظ یک استخر شهرداری، بلکه ایجاد امکان دسترسی عمومی به آب، تفریح و امنیت در شهر.
در این چارچوب، استخرهای عمومی بخشی از «زیرساخت سبز و آبی» و نیز زیرساخت اجتماعی شهر هستند؛ یعنی مکان‌هایی که مردم در آن‌ها کنار هم زندگی‌کردن، تعامل و احساس تعلق را تجربه می‌کنند. او به تاریخ لندن اشاره می‌کند که در دهه ۱۹۳۰ با ساخت لیدوها و استخرهای روباز، دسترسی به زیبایی، فضای باز و آب را حقی عمومی می‌دید، نه امتیازی لوکس. در نگاه او، میدان‌های عمومی، کتابخانه‌ها، مراکز جوانان و اجتماعی و استخرها، همگی فضاهایی‌اند که کرامت و شکوفایی انسانی را ممکن می‌کنند.
مازوکاتو برای نشان‌دادن سیاسی‌بودن دسترسی به شنا، به تاریخ استخرهای عمومی آمریکا رجوع می‌کند. استخرهای شهری ابتدا برای طبقه کارگر ساخته شدند، اما در دهه‌های میانی قرن بیستم با تفکیک نژادی به فضاهایی عمدتاً برای سفیدپوستان مرفه تبدیل شدند؛ سپس با پایان تفکیک نژادی، بخشی از گروه‌های ثروتمند به استخرهای خصوصی خانه‌های خود عقب‌نشینی کردند. او همچنین نمونه ملبورن را یادآور می‌شود که در سال ۱۹۹۴، یک کارزار محلی توانست حمام عمومی فیتزروی را از تعطیلی نجات دهد؛ نمونه‌ای که نشان می‌دهد خصوصی‌سازی و حذف از فضای مشترک، سرنوشت محتوم نیست.
او در برابر نگاه صرفاً مالی به اداره استخرها، نمونه استرالیا را مطرح می‌کند؛ کشوری که از اوایل قرن بیستم شبکه‌ای گسترده از استخرهای عمومی در شهرها، حومه‌ها و مناطق دورافتاده ایجاد کرده است. بر پایه گزارش ۲۰۲۵ Royal Life Saving Australia، این زیرساخت سالانه ۱۲.۸۴ میلیارد دلار ارزش اجتماعی تولید می‌کند؛ از جمله از مسیر سلامت جسمی و روانی، پیشگیری از غرق‌شدگی، کاهش تنهایی و تقویت پیوندهای اجتماعی. مازوکاتو استدلال می‌کند که این منافع معمولاً در محاسبات بودجه‌ای دیده نمی‌شوند، زیرا در درآمد مستقیم مرکز ورزشی ظاهر نمی‌شوند و آثارشان در بلندمدت و در بودجه حوزه‌هایی مانند سلامت و خدمات اجتماعی نمایان می‌شود. همچنین به تجربه هلند و فرانسه (پاکسازی رود سن برای شنای عمومی) به عنوان الگوهای موفق سیاست‌گذاری برای «شهرهای قابل‌شنا» اشاره می‌کند.
راه‌حل پیشنهادی او یک «ماموریت» عمومی است: تا پایان دهه، هر فرد بتواند حداکثر در پانزده دقیقه از خانه‌اش به یک محل امن، سالم و قابل‌دسترس برای شنا ــ استخر، لیدو، رودخانه یا دریاچه ــ برسد. این هدف به هماهنگی میان شوراهای شهری، شرکت‌های آب، برنامه‌ریزان حمل‌ونقل و سازندگان نیاز دارد و باید هم‌زمان حق دسترسی به آب و حق یادگیری شنا را تضمین کند؛ زیرا شکاف مهارت شنا در بریتانیا نیز طبقاتی و جغرافیایی است. نویسنده این بحث را در پیوند با کتاب تازه‌اش، The Common Good Economy: A New Compass، طرح می‌کند و توضیح می‌دهد که اقتصاد خیر عمومی باید بر هدف روشن، مشارکت، اشتراک دانش و منافع، شفافیت و پاسخ‌گویی استوار باشد. یادداشت کامل او را می‌توانید در وبلاگش بخوانید.
undefined رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.
undefinedعضویت سریع در کانال‌های شبکه‌جامعه‌شناسی (add list)
[ شبکه جامعه‌شناسیundefined| واتساپundefined|  رویدادنگار علوم انسانیundefined | کاریابی علوم اجتماعیundefined | ‌انگاره undefined]

۲۰

۷:۰۸

undefined *جنبش «می تو» و دیگریِ فرودست*
جنبش می‌تو صرفا یک هشتگ نبود؛ روایتی بود از چگونگی برساخته‌شدن یک نیروی افشاگرایانه در برابر قدرت‌های ریز و نادیده‌شده‌ای که به زبان فوکو، حتی در سایه‌ی قانون هم از دید پنهان می‌مانند. ریشه‌های این جنبش را باید در سال ۲۰۰۶ و نزد تارانا برک جست‌وجو کرد؛ فعالی که برای فرودست‌ترین زنان، یعنی زنان رنگین‌پوست آمریکایی، فضایی برای بیان آسیب ساخت. برک به‌جای «قربانی» از کلمه‌ی «بازمانده» استفاده کرد، چون قربانی یعنی موجودی شکست‌خورده و فاقد عاملیت، اما بازمانده کسی است که با همه‌ی زخم‌هایش همچنان در حال شدن است.
این جنبش در سال ۲۰۱۷ با توییت آلیسا میلانو به نیرویی جهانی بدل شد و از استودیوهای هالیوود فراتر رفت؛ کارگران هتل، خدمتکاران خانگی، کارگران مزارع کالیفرنیا و فلوریدا و کارگران فست‌فود، هرکدام صدایی از سکوتی تاریخی را شکستند. اما در فرانسه، این جنبش با مقاومتی متفاوت روبه‌رو شد؛ سنتی ادبی و سینمایی که قرن‌ها اغواگری را نه رفتاری ناپسند بلکه هنرورزی می‌دید، طوماری در لوموند و جدالی میان آزادی بیان و افشاگری برانگیخت.
#ایمان_نمدیان‌پور در یادداشتی تحلیلی، این مسیر پرپیچ‌وخم را از دل نظریه‌ی قدرت فوکو، تاریخ تارانا برک، تا مواجهه‌ی متفاوت فرانسه با جنبش می‌تو بازخوانی کرده و نشان می‌دهد چگونه «دیگریِ فرودست» در این جنبش برای اولین‌بار امکان سخن‌گفتن از «آنچه نمی‌توان گفت» را یافت.متن کامل این یادداشت را در انگاره بخوانید.engare.net/metoo-and-the-subaltern-other
undefined رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.
undefined آدرس‌های انگارهundefinedundefinedسایت   undefinedتلگرام   undefinedاینستاگرام
undefined عضویت سریع در کانال‌های شبکه‌جامعه‌شناسی 
undefined۱

۳۶

۱۸:۳۰

۲۴ مرداد
undefined #چپ* کیست؟*undefined فرشاد غریب‌پور
چپ کسی است که سلطنت‌طلب نیست. حتی لیبرال‌ترین، جمهوری‌خواه‌ترین و ضدچپ‌ترین فرد هم اگر پادشاهی‌خواه نباشد چپ است. این معنای چپ در این روزها است. چپ مفهومی توضیح‌دهنده نیست. برچسبی - بخوانید چسبی بر دهانی - است که مخالف پادشاهی باشد. همین که بگویی پادشاهی‌خواه نیستم، می‌گویند تو چپی!؟ باید نادان یا مغرض بود که خرابکاری‌هایی که برخی چپ‌ها در ایران معاصر داشته و فرصت‌های تاریخی ایران را سوزانده‌اند نپذیرفت. اما مسئله این است که چپ‌ستیزی به شعار و ابزاری برای دیگری‌سازی تخریبی، یارگیری و رسیدن به هدف پادشاهی‌خواهی به هر قیمتی تبدیل شده است.
در شرایطی که اپوزیسیون غیرسلطنت‌طلب برای تبدیل‌شدن به جنبش انقلابی فراگیر در ایران امروز از سه ضعف اساسی (نداشتن سازماندهی و انسجام گروهی، نداشتن رسانه فراگیر و نداشتن شخص رهبر جریان‌ساز واحد که روی او پمپاژ تبلیغاتی شود) رنج می‌برد، پادشاهی‌خواهان از سیاست زمین‌سوخته‌سازی و تخریب دیگر گروه‌های اپوزیسیون برای ناچارسازی مردم به رفتن زیر چتر شاهزاده استفاده می‌کنند. همین است که پادشاهی‌خواهان مقصر اصلی انقلاب ۵۷ را چپ‌ها جلوه می‌دهند تا از این طریق بتوانند با عموم مردم ناراضی که خود یا پدرانشان در انقلاب ۵۷ نقش داشته‌اند آشتی کرده و آنها را به سمت خود بکشانند. پادشاهی‌خواهان هرگز نمیگویند که ایرانیان به حکومت پهلوی دو بار فرصت دادند و هر دو بار پدر و پسر راه دیکتاتوری و اختناق در پیش گرفتند. مردم از سر اصلاح‌ناپذیری آنها دست به انقلاب زدند. ابتدا رضاشاه بود که در سال‌های اول حکومتش آزادی‌هایی به مردم داد. اما پس از تثبیت قدرتش از سال ۱۳۱۲ به دیکتاتوری و قلع و قمع روشنفکران و آمپول خلاص زدن به مخالفان روی آورد. محمدرضاشاه نیز از ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ مدارا کرد. اما پس از آن و مخصوصاً تأسیس ساواک در ۱۳۳۵ و تثبیت قدرتش به دیکتاتوری روی آورد. چنان‌که در دهه ۱۳۵۰ و تأسیس حزب رستاخیز به اوج خود رسید. مردم راهی جز انقلاب نیافتند و به همین خاطر زمانی که شاه گفت صدای انقلاب شما را شنیدم، نپذیرفتند. اینکه این انقلاب و برنامه‌های متعاقبش چگونه از دست مردم رفت بحث دیگری است. ضمن اینکه نمی‌توان منکر دستاوردهای اقتصادی و عمرانی دوره پهلوی شد، در عین وجود نقدهای اجتماعی و سیاسی به آن.
به هر روی، واژه چپ در این روزها کارکرد بز بلاگردان را یافته است تا مبادا مردم فکر کنند که به خاندانی که دو بار آن را آزموده‌اند دیگر نمی‌توانند اعتماد کنند. تا اجازه ندهند اپوزیسیون غیرسلطنت‌طلب قدرتی فراگیر یابد.
undefined رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.
undefinedعضویت سریع در کانال‌های شبکه‌جامعه‌شناسی (add list)
[ شبکه جامعه‌شناسیundefined| واتساپundefined|  رویدادنگار علوم انسانیundefined | کاریابی علوم اجتماعیundefined | ‌انگاره undefined]
undefined۲

۳۲

۱۶:۵۱

۸ شهریور
thumbnail

۱۱

۱۶:۳۸

thumbnail

۱۱

۱۶:۳۸

thumbnail
🧩 *مدرسهٔ تابستانهٔ سیاست‌گذاری اجتماعی در ایران؛ از نظریه تا عمل:*
undefined ۱۹، ۲۰، ۲۱، ۲۶ و ۲۷ شهریورماه ۱۴۰۵
undefinedمؤسسهٔ رحمان: (تهران، میدان توحید، خیابان نصرت غربی، پلاک ۵۶، واحد اول)
undefined حضوری و آنلاین
undefined برنامه درسی دوره
undefined ظرفیت ثبت نام در دوره محدود است. هزینهٔ ثبت نام در دوره: ۱.۲۰۰.۰۰۰ تومان (با ۱۵ درصد تخفیف دانشجویی) همراه با صدور گواهینامه معتبر در پایان دوره
undefined این دوره برای مخاطبان تخصصی اعم از پژوهشگران، دانشجویان و دست‌اندرکاران سیاست‌گذاری اجتماعی در حوزه‌های مختلف (فقر و نابرابری، تأمین اجتماعی، مسکن، آموزش، سلامت و مسائل اجتماعی) طراحی شده است.
ثبت‌نام در دوره به صورت کلی و برای تمام کارگاه‌ها انجام می‌شود و گواهی صرفا برای کسانی که در کل دوره شرکت کنند، صادر خواهد شد.
undefined برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام به آيدی زیر در تلگرام پیام دهید:‌ @HamAndishi1404
این دوره را گروه سیاست‌گذاری اجتماعی انجمن جامعه‌شناسی ایران با همکاری مرکز آموزش‌ انجمن جامعه‌شناسی ایران، مؤسسهٔ کار و تأمین اجتماعی و مؤسسهٔ رحمان برگزار می‌کنند.
@isa_ctc@Socio_event
undefined عضویت سریع در کانال‌های شبکه‌جامعه‌شناسی

۱۳

۱۶:۳۸