-e-nNxBq8Wc.mp3
۰۵:۵۷-۵.۴۹ مگابایت
اميد است كه پروردگارتان به شما رحم كند و اگر به طغيان و فساد برگرديد، ما هم [عذاب سخت] بازگرديم، و دوزخ را براى كافران، زندانى تنگ قرار داديم.
اگر برگردند، برمیگردیم. با دلی قرصتر، عزمی محکمتر و ارادهای آهنین. مگر مردان را از جنگ هراسی هست؟!
۷۵۲
۵:۵۲
بازارسال شده از جهت گیری
گاهی ما جوانها، جمهوری اسلامی را «دوست داریم»، به آینده ایران «دل بستهایم»، در بحرانها، انتخابات و فتنهها «میلرزیم و میایستیم»…اما وقتی گردوغبار حادثه میخوابد، آرامآرام برمیگردیم به همان زندگی امن و بیتعهد؛به همان روزمرگیِ بیوظیفه.و این، همان لحظهای است که ایران تنها میماند…بیآنکه حتی بفهمیم.
ایران برای پیدا کردن نقش تاریخی خود در این عالم، فقط «حامی» نمیخواهد؛صاحبکار میخواهد.جوانی که مأموریتش را بشناسد؛خودش را در پازل بزرگ ساختن آینده این ملت پیدا کند؛و انسان و اسلام را فقط «اعتقاد» نداند،بلکه به «کار» و «وظیفه» تبدیلشان کند.
بیایید صادق باشیم:اگر در این کشور زندگی میکنم، نفس میکشم، آرزو دارم، غیرت دارم…اما نمیتوانم روشن و شفاف بگویم دقیقاً چه باری از دوش این مردم و این میهن برمیدارم؛اگر نمیتوانم توضیح بدهم سهمم در آرامش، پیشرفت و امید جامعه چیست…پس مسئلهی اصلی، نه وزیر فلانی است و نه مدیر بهمانی؛مشکل، همین «منِ بیتکلیف» است.
دشمن، زمانی خطرناک میشود که ما بیمسئولیت، بیتعهد و بینقش باشیم.آشفتگی مردم، سرگشتگی جامعه و فرصتطلبی بدخواهان،از جایی شروع میشود که تعداد «تماشاگرانِ انقلابی» زیاد میشودو تعداد «کنشگرانِ مسئول» کم.جمهوری اسلامی منتظر «قهرمانان افسانهای» نیست؛منتظر همین من و توست.جوانی که بگوید:میدانم چه کاری از دستم برمیآید.میفهمم کجای این میدان باید بایستم.و حاضرم تا آخر، پای مسئولیتی که فهمیدهام بمانم.اگر امروز نپرسیم «نقش من چیست؟»فردا دیر است.
این مسیر در کانال «جهتگیری» ادامه دارد...
@jahatgiri
#جوان_مسئول #دانشجو #آینده_ایران
این مسیر در کانال «جهتگیری» ادامه دارد...
@jahatgiri
#جوان_مسئول #دانشجو #آینده_ایران
۲۴
۱۶:۰۴
#تجمع_نوشت
بعد از برنامه خانمی با بغض آمد دم پله و گفت:میشه برای بیماران قلبی مثل من دعا کنید؟
فکر کردم یک التماس دعای ساده است.
ادامه داد:تا امروز توانستم در تهران بمانم و در تجمع شرکت کنم. دعا کنید که به خاطر بیماریام مجبور نشوم تهران را ترک کنم. خیلی خیلی دعایم کنید.
@sotoudeyar
بعد از برنامه خانمی با بغض آمد دم پله و گفت:میشه برای بیماران قلبی مثل من دعا کنید؟
فکر کردم یک التماس دعای ساده است.
ادامه داد:تا امروز توانستم در تهران بمانم و در تجمع شرکت کنم. دعا کنید که به خاطر بیماریام مجبور نشوم تهران را ترک کنم. خیلی خیلی دعایم کنید.
۵۲۳
۹:۲۷
۲.۴K
۲۲:۳۱
کاش خدا کمک کند قدری بیشتر در مورد پدیدههای این یک ماه بگوییم و بنویسیم.
۴۵۲
۱۲:۵۷
بازارسال شده از مردم پیروزی
برق قطع شده و مردم تجمع را اداره میکنند.
۲۱
۲۲:۲۸
ستودهیار
اینجا سنگر پیروزی؛ برق قطع شده و مردم تجمع را اداره میکنند.
الحمدلله معلومه کارمون رو خوب انجام دادیم، برای خاموش کردن صدای این مردم دست به جنایت میزنه.
عکس و فیلم و روایتهای خودتون از مراسم رو برای ما ارسال کنید.
۹ فروردین
چهارراه نبرد
@mardom_piroozi
#تجمع_نوشت
زهیر سازگار داشت حماسی میخواند که یکدفعه برق کل منطقه قطع شد. ماندیم و جمعیتی که انگار با قطع برق نه تنها جا نخورد بلکه گویا پایش را به خیابان دوخت و با گرمای هر چه بیشتر شروع کرد به شعار دادن. یاد شبهای اول تجمع افتادم که همه از ته ته دل فریاد میزدند.
همزمان پدافند هم شروع به کار کرد و تکبیرهای در هم تنیده مردم کل خیابان را پر کرد. اینها دیگر وزیر شعار هم نمیخواستند. همه شدند شور و حرارت و شعار. شعارهایی که توانایی تحمل این سطح از شعور را نداشتند.
بین همهی این شعرها و شعارها آنی قشنگ شد که #همه با هم خواندند. ای ایرانی که در آن لحظه شد سرود ملیمان. شد میثاق جمعیمان بر سر #ایران. ایرانی که قرار است جانمان را برایش بدهیم چه برسد به اینکه به خاطرش برقمان قطع شود...
@sotoudeyar
۲۶۶
۲۲:۲۹
#تجمع_نوشت
کره گیری
دیدم با عصبانیت کنار پلههای جایگاه اجرا ایستاده و اشاره میکند که بیا اینجا. نگران شدم که نکند حرف بدی زدهایم یا حرکت اشتباهی. شاید هم مثل خیلیها میخواهد بگوید «استغاثهتان چقدر کم است»، «چرا این بی حجابها را کاری نمیکنید؟»، «چرا مدام میگویید استیج که انگلیسی است؟» و...
رفتم پیشش. گفت: «مگر مدام از وطنفروشها نمیگویید؟ پس قوهی قضاییه کجاست که جلوی این ها را بگیرد. اگر یک نفر این ها را جلوی مردم در این تجمعات اعدام کند. حساب کار دست همهشان میآید. این صحنه را تبدیل کنید به مطالبه از قوه.»
عصبانیتش قدری فروکش کرد و رفت. بعد از رفتنش با محتوای مطالبهاش کاری نداشتم. پیش از این احساس نمیکردم مطالبهی ما در یک گوشهی تهران آنقدر برد دارد که جایی مثل قوه قضاییه به آن اهمیت دهد. اما او راست میگفت. ما قادر بودیم از این ظرفیت مردمی در بیرون کشیدن حرفی مستقیم، مطالبهای مشخص و تعیین موضعی دقیق استفاده کنیم و آنچنان که باید نکردیم.
شاید بتوان گفت تنها خروجی مشخص تجمعات در سراسر کشور صرفا این جمله است:«نه سازش، نه تسلیم، نبرد با آمریکا»که حتی همین مفهوم هم نیاز دارد پخته شود و در فرایندِ مهم اخراج آمریکا از منطقه توضیح داده شود تا افرادی نیایند با تز تبعیت از ولی مقابل آن قرار گیرند.
لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ ۖ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌکاش در این برههی عجیب از تاریخ مهر کفران نعمتِ حضور و نقشآفرینی مردم بر پیشانیمان نخورد...
@sotoudeyar
۲۸۶
۸:۴۶
کلاه پهلوی هم کمکم افتاد از سر مردمنرفت اما سر آنها کلاه زورگویان، نه!
گذشت آن روزها، امروز اما بر همان عهدیمنخواهد شد ولی این بار جمع ما پریشان، نه!
به جمهوری اسلامی ایران گفتهایم "آری"
به هرچه غیر جمهوری اسلامی ایران: "نه"
دفاع از حرم یعنی قرار جنگ اگر باشدزمینِ کارزار ما تلآویو است، تهران نه!
محمدحسین ملکیان
توضیح: قابی از هزاران قاب تجمع خیابان پیروزی
@sotoudeyar
گذشت آن روزها، امروز اما بر همان عهدیمنخواهد شد ولی این بار جمع ما پریشان، نه!
به جمهوری اسلامی ایران گفتهایم "آری"
به هرچه غیر جمهوری اسلامی ایران: "نه"
دفاع از حرم یعنی قرار جنگ اگر باشدزمینِ کارزار ما تلآویو است، تهران نه!
محمدحسین ملکیان
توضیح: قابی از هزاران قاب تجمع خیابان پیروزی
۱۷۱
۵:۳۲
هی می گذرم از سر کوی تو به دیدار
دیدار میسر نشد و جای ملال است
نمیدانم با چه رویی و با چه حالی قرار است به شما وارد شوم...منی که همیشه آرزو داشتم از نزدیک ببینمتان و حس میکردم در لحظه زیارت لال میشوم و فقط مات چهره الهیتان میشوم. اینقدر این آرزو را پرورانده بودم که در خوابهایم چندبار تمرینش کردم. طوری که میدانستم در هر لحظهاش احتمالا چه بشود. اما حیف خوابهایم خواب ماند و الان دارم آماده میشوم تا نه گل رویتان بلکه مزارتان را زائر شوم.مزاری که همیشه فکر میکردم انشاءالله نمیبینمش.گاهی عقل آدمی چیزهایی میفهمد و قلبش نمیخواهد که بفهمد. همیشه از ساختاری که شما ساخته بودیدش دفاع کرده بودم و میدانستم قائم به فرد نیست. اما دل من نه فقط جمهوری اسلامی بلکه دنیا را بی شما تصور نداشت. الان من ماندهام و دنیایی که دیگر صدای شما درش طنین انداز نیست. آن صدایی که از کودکی تا الان پشتوانه زندگیمان، دلگرمی کارهایمان و امید آیندهمان بود.
این روزها دلتنگتر از آنم که فکر میکردم آقاجان.خودت فکری به حال دلهایمان کن ای پدر مهربان ما...
@sotoudeyar
دیدار میسر نشد و جای ملال است
نمیدانم با چه رویی و با چه حالی قرار است به شما وارد شوم...منی که همیشه آرزو داشتم از نزدیک ببینمتان و حس میکردم در لحظه زیارت لال میشوم و فقط مات چهره الهیتان میشوم. اینقدر این آرزو را پرورانده بودم که در خوابهایم چندبار تمرینش کردم. طوری که میدانستم در هر لحظهاش احتمالا چه بشود. اما حیف خوابهایم خواب ماند و الان دارم آماده میشوم تا نه گل رویتان بلکه مزارتان را زائر شوم.مزاری که همیشه فکر میکردم انشاءالله نمیبینمش.گاهی عقل آدمی چیزهایی میفهمد و قلبش نمیخواهد که بفهمد. همیشه از ساختاری که شما ساخته بودیدش دفاع کرده بودم و میدانستم قائم به فرد نیست. اما دل من نه فقط جمهوری اسلامی بلکه دنیا را بی شما تصور نداشت. الان من ماندهام و دنیایی که دیگر صدای شما درش طنین انداز نیست. آن صدایی که از کودکی تا الان پشتوانه زندگیمان، دلگرمی کارهایمان و امید آیندهمان بود.
این روزها دلتنگتر از آنم که فکر میکردم آقاجان.خودت فکری به حال دلهایمان کن ای پدر مهربان ما...
۵۳
۱۹:۲۴