هکار_شما_برای_بنزین_چیست_1.pdf
۲۴۰ کیلوبایت
۴.۹K
۸:۵۳
مرتب میگویند «بنزین را مفت میدهیم و ملت دود میکنند»؛ اما نمیگویند در اقتصادی که هزینهها دلاری شده، نرخ ارز به سود دلارداران و دلاریفروشان رها گشته و دستمزدهای ریالی سرکوبشده، این کارگر و کارمندند که مفت جان میکنند.نقطه آغاز اصلاح این اقتصاد، قیمت انرژی نیست.@syjebraily
۱.۹K
۲۳:۵۱
دیدم یک رسانه انقلابی، این فیلم از آرژانتین را منتشر کرده و ذیل آن به نقل از یک کاربر خارجی نوشته است: «خاویر میلی در آرژانتین حقوق بازنشستگی و خدمات اجتماعی برای سالمندان رو به حدی کاهش داده که سالمندان تو ماشین هاشون زندگی میکنن و برای خورد و خوراک هم مجبورن از هایپر ها دزدی کنن».
آن رسانه انقلابی اضافه کرده: «بله اینم از آرژانتین که سگ آمریکا و اسرائیل هست و به چنین وضعیتی دچار شد».
نه برادران! این وضع آرژانتین، نتیجه سگ آمریکا و اسرائیل بودن نیست. خیلیها سگ آمریکا و اسرائیل هستند که چنین وضعی ندارند. این وضع، نتیجه اجرای نسخههای مکتب نئولیبرالیسم است که در ایران طرفدار پرشمار دارد و در مراسمات و تجمعات مذهبی نیز، الگوگیری از خاویر میلی را تجویز و تبلیغ میکنند.
@syjebraily
آن رسانه انقلابی اضافه کرده: «بله اینم از آرژانتین که سگ آمریکا و اسرائیل هست و به چنین وضعیتی دچار شد».
نه برادران! این وضع آرژانتین، نتیجه سگ آمریکا و اسرائیل بودن نیست. خیلیها سگ آمریکا و اسرائیل هستند که چنین وضعی ندارند. این وضع، نتیجه اجرای نسخههای مکتب نئولیبرالیسم است که در ایران طرفدار پرشمار دارد و در مراسمات و تجمعات مذهبی نیز، الگوگیری از خاویر میلی را تجویز و تبلیغ میکنند.
@syjebraily
۲K
۱۳:۵۲
رئیس سازمان بهینهسازی مصرف انرژی: مصرف بنزین ۱۳۵ میلیون و تولید ۱۲۰ میلیون لیتر است.
معاون اول رئیس جمهور: مصرف ۱۴۰ میلیون و تولید ۱۱۰ میلیون لیتر است.
معاون مرکز پژوهشهای مجلس: تولید ۱۳۰ میلیون لیتر است و ۵ تا ۶ میلیون لیتر واردات داریم.
این یادداشت را دوباره بخوانید...http://hokmran.com/p/c193
@syjebraily
معاون اول رئیس جمهور: مصرف ۱۴۰ میلیون و تولید ۱۱۰ میلیون لیتر است.
معاون مرکز پژوهشهای مجلس: تولید ۱۳۰ میلیون لیتر است و ۵ تا ۶ میلیون لیتر واردات داریم.
این یادداشت را دوباره بخوانید...http://hokmran.com/p/c193
@syjebraily
۲.۸K
۱۴:۴۵
همه دعوتید بههمایش انرژی، معیشت، امنیت ملی
روز جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ساعت ۱۴:۳۰ الی ۱۹میدان فلسطین، مسجد امام صادق(ع)
@syjebraily
روز جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ساعت ۱۴:۳۰ الی ۱۹میدان فلسطین، مسجد امام صادق(ع)
@syjebraily
۲.۴K
۸:۱۶
سرچشمه را باید گرفت!
بانک مرکزی میگوید ارز حاصل از صادرات متعلق به صادرکننده است؛ او باید بتواند ارز خود را با نرخ مورد نظرش بفروشد و درباره محل مصرف آن نیز آزادانه تصمیم بگیرد. در همان اقتصاد، سازمان تعزیرات حکومتی هزار بازرس را برای رصد بازار تهران و مقابله با گرانفروشی بسیج میکند.این دو سیاست را باید کنار یکدیگر دید. وقتی حاکمیت، در ابتدای زنجیره، اختیار قیمتگذاری یکی از مهمترین نهادههای تعیینکننده قیمت در اقتصاد را واگذار میکند، نمیتواند انتظار داشته باشد در انتهای زنجیره با بازرس و جریمه مانع انتقال همان افزایش قیمت به کالا و خدمات شود. نرخ ارز فقط قیمت یک دارایی نیست؛ در اقتصاد ایران از مواد اولیه و ماشینآلات تا حملونقل، سرمایه در گردش و انتظارات تورمی را تحت تأثیر قرار میدهد. نمیتوان سرچشمه گرانی را رها کرد و در پاییندست با هزار بازرس به جنگ پیامدهای آن رفت؛ این سیاست تنها هزینه نظارت و تعارض دولت با بازار را افزایش میدهد.اگر بناست با گرانفروشی مقابله شود، حکمرانی باید پیش از رسیدن بازرس به مغازه، به سازوکارهایی بپردازد که موج گرانی را در سراسر اقتصاد به حرکت درمیآورند.سرچشمه شاید گرفتن به بیلچو پُر شد نشاید گذشتن به پیل@syjebraily
بانک مرکزی میگوید ارز حاصل از صادرات متعلق به صادرکننده است؛ او باید بتواند ارز خود را با نرخ مورد نظرش بفروشد و درباره محل مصرف آن نیز آزادانه تصمیم بگیرد. در همان اقتصاد، سازمان تعزیرات حکومتی هزار بازرس را برای رصد بازار تهران و مقابله با گرانفروشی بسیج میکند.این دو سیاست را باید کنار یکدیگر دید. وقتی حاکمیت، در ابتدای زنجیره، اختیار قیمتگذاری یکی از مهمترین نهادههای تعیینکننده قیمت در اقتصاد را واگذار میکند، نمیتواند انتظار داشته باشد در انتهای زنجیره با بازرس و جریمه مانع انتقال همان افزایش قیمت به کالا و خدمات شود. نرخ ارز فقط قیمت یک دارایی نیست؛ در اقتصاد ایران از مواد اولیه و ماشینآلات تا حملونقل، سرمایه در گردش و انتظارات تورمی را تحت تأثیر قرار میدهد. نمیتوان سرچشمه گرانی را رها کرد و در پاییندست با هزار بازرس به جنگ پیامدهای آن رفت؛ این سیاست تنها هزینه نظارت و تعارض دولت با بازار را افزایش میدهد.اگر بناست با گرانفروشی مقابله شود، حکمرانی باید پیش از رسیدن بازرس به مغازه، به سازوکارهایی بپردازد که موج گرانی را در سراسر اقتصاد به حرکت درمیآورند.سرچشمه شاید گرفتن به بیلچو پُر شد نشاید گذشتن به پیل@syjebraily
۳K
۲۱:۱۲
ماشین گرانسازی بنزین به راه افتاده است...
همیشه با خود فکر میکردم چرا بشار اسد با آنهمه تجربه شورش پس از گرانسازی، ۲ ماه قبل از سقوط خود نیز دوباره دست به گرانسازی سوخت زد. چرا از تجارب گذشته درس نگرفت؟! امروز با مشاهده وضعیت کشور خودمان که با وجود تجارب گذشته، باز پروژه گرانسازی کلید میخورد، برایم روشن شده که وقتی در کشوری، «فکر» کارگزاران مسموم شد، از داروی «تجربه» کاری ساخته نیست.طرح «سهمیۀ بنزین خانوار» که این ایام دوباره مطرح شده است، کلید یکی از حساسترین بازارهای کشور را به دست سازوکاری خواهد سپرد که نه قانونپذیر است، نه قابلنظارت و نه قابلمهار.این طرح، نه اصلاح است و نه عدالتگستری؛ این طرح، خصوصیسازی قیمت بنزین در قالب یک بازار غیررسمی و فراگیر است که کوچکترین مهار و سقفی بر آن وجود ندارد. قیمت بنزین از کنترل دولت خارج و بهدست میلیونها عرضهکننده واگذار خواهد شد که ساختار انگیزههایشان، ذاتاً قیمت را به سمت بالا خواهد برد.چرا این اتفاق قطعیت دارد؟ زیرا خانواری که خودرو ندارد، از فروش سهمیه در قیمتهای پایین هیچ منفعتی نمیبرد. فروش بنزین با قیمت پایین، برای او «کار زائد» با «سود ناچیز» است. پس کاملاً طبیعی است که عرضه نکند. صبر میکند. او نه تبانی میکند و نه نیازی به هماهنگی با دیگران دارد. تورم در این طرح، از دل صبر فروشندگان زاده میشود، نه از تبانی آنان. وقتی فروشنده هیچ اضطراری ندارد و خریدار نیاز فوری، «قیمت بالا» تنها نقطهای است که معامله ممکن میشود.در سمت تقاضا اما، میلیونها راننده، کسبوکار، تاکسی، وانتبار و شاغل خدماتی قرار دارند که هر لیتر بنزین برایشان «ابزار کار» است. آنها چارهای جز خرید ندارند.این دقیقاً خطرناکترین نسبت ممکن است: «عرضۀ بیعجله» در برابر «تقاضای بیچاره». نتیجه، جهش قیمت است.امروز این منطق را به وضوح در تاکسیهای اینترنتی میبینیم. رانندگان با دیدن قیمت پائین، درخواستها را نمیپذیرند تا قیمت بالا برود. حال تصور کنید همین منطق، بازار «بنزین کل کشور» را دربرگیرد. ابعاد التهاب، دهها برابر خواهد بود. بله! خانوادهای که بنزین را گرانتر میفروشد، در لحظه فروش خواهد گفت «آخ جون!»، اما با مشاهده قیمت اجناس در بازار، «آه جون» خواهد کشید!بازار خرید و فروش بنزینِ خانوار همانقدر خطرناک است که بازار ارز در روزهای بیثبات. در همان لحظات اول، «چسبندگی صعودی» قیمت فعال میشود. مردم بهسرعت یاد میگیرند که بنزین در بازار قیمت بالاتری دارد و همین آگاهی، خود به محرک افزایش قیمت تبدیل میشود. قیمت ابتدا بالا میرود، سپس تثبیت میشود و نهایتاً «عرف» میشود. چیزی که یکبار عرف شد، دیگر پایین نمیآید. این همان فرمولی است که سالها بازار ارز، طلا، خودرو و مسکن را به گروگان گرفته است.مهمتر از همه اینکه این طرح، دولت را از کنترل قیمت کنار میزند. دولت سهمیه را توزیع میکند، اما قیمتگذاری را به بازاری واگذار میکند که هیچ ابزار سیاستی بر آن کارگر نیست. یعنی دولت «توزیع» را به عهده دارد، اما «قدرت» را واگذار میکند؛ و واگذاری قدرت به بازار بیضابطه یعنی رهاسازی قیمت در مسیر بیپایان صعود. به محض آغاز این طرح، شبکههای دلالی، پلتفرمهای خرید و فروش سهمیه، واسطههای چندلایه و جریانهای سوداگری شکل میگیرد.قیمت بنزین دیگر در پمپبنزین تعیین نمیشود؛ در گوشیهای موبایل، در گروههای مجازی و در معاملات غیررسمی تعیین میشود. از این نقطه به بعد، دولت تماشاگر است نه تنظیمگر.پیامد این بیثباتی، تنها در قیمت بنزین نمیماند. بنزین، ستون فقرات حملونقل کشور است؛ یعنی ستون فقرات قیمت همه چیز. جهش قیمت بنزین یعنی جهش قیمت نان، گوشت، لبنیات، کرایه خانه، خدمات، تاکسی، تولید، توزیع و حتی آموزش. تورم ناشی از چنین بازاری، نه موضعی است نه موقتی؛ ساختاری و فراگیر است و از کنترل خارج.طرحی که زرورق عدالت دورش پیچیده شده، به سازوکاری تبدیل میشود که هر ثانیه علیه عدالت کار میکند. در این سازوکار، فقیرترین خانوارها، که بیش از همه به ثبات قیمت سوخت وابستهاند، بیشترین آسیب را میبینند. زیرا «بازار خانوار به خانوار» نه دلسوزی میفهمد و نه تعادل؛ تنها منطقش این است: فروش در بالاترین قیمتی که خریدارِ ناچار، بتواند تحمل کند.واگذاری قیمتگذاری بنزین به بازاری که نه سقف میشناسد، نه ضابطه و نه اخلاق، چیزی جز باز کردن دروازه گرانسازی افسارگسیخته و تورم مهارنشدنی نیست. این یک اصلاح نیست؛ یک ریسک عظیم ملی است که نتایجش نه بر کاغذ، که بر سفرۀ مردم، امنیت ملی و تمامیت ارضی آشکار خواهد شد.جراحی اقتصادی مورد نیاز امروز ایران، گرانسازی انرژی نیست، مقابله با مفسدان اتوکشیدهای است که با گرانسازی ارز، از میلیونها ایرانی بیپناه، جیببری میکنند.@syjebraily
همیشه با خود فکر میکردم چرا بشار اسد با آنهمه تجربه شورش پس از گرانسازی، ۲ ماه قبل از سقوط خود نیز دوباره دست به گرانسازی سوخت زد. چرا از تجارب گذشته درس نگرفت؟! امروز با مشاهده وضعیت کشور خودمان که با وجود تجارب گذشته، باز پروژه گرانسازی کلید میخورد، برایم روشن شده که وقتی در کشوری، «فکر» کارگزاران مسموم شد، از داروی «تجربه» کاری ساخته نیست.طرح «سهمیۀ بنزین خانوار» که این ایام دوباره مطرح شده است، کلید یکی از حساسترین بازارهای کشور را به دست سازوکاری خواهد سپرد که نه قانونپذیر است، نه قابلنظارت و نه قابلمهار.این طرح، نه اصلاح است و نه عدالتگستری؛ این طرح، خصوصیسازی قیمت بنزین در قالب یک بازار غیررسمی و فراگیر است که کوچکترین مهار و سقفی بر آن وجود ندارد. قیمت بنزین از کنترل دولت خارج و بهدست میلیونها عرضهکننده واگذار خواهد شد که ساختار انگیزههایشان، ذاتاً قیمت را به سمت بالا خواهد برد.چرا این اتفاق قطعیت دارد؟ زیرا خانواری که خودرو ندارد، از فروش سهمیه در قیمتهای پایین هیچ منفعتی نمیبرد. فروش بنزین با قیمت پایین، برای او «کار زائد» با «سود ناچیز» است. پس کاملاً طبیعی است که عرضه نکند. صبر میکند. او نه تبانی میکند و نه نیازی به هماهنگی با دیگران دارد. تورم در این طرح، از دل صبر فروشندگان زاده میشود، نه از تبانی آنان. وقتی فروشنده هیچ اضطراری ندارد و خریدار نیاز فوری، «قیمت بالا» تنها نقطهای است که معامله ممکن میشود.در سمت تقاضا اما، میلیونها راننده، کسبوکار، تاکسی، وانتبار و شاغل خدماتی قرار دارند که هر لیتر بنزین برایشان «ابزار کار» است. آنها چارهای جز خرید ندارند.این دقیقاً خطرناکترین نسبت ممکن است: «عرضۀ بیعجله» در برابر «تقاضای بیچاره». نتیجه، جهش قیمت است.امروز این منطق را به وضوح در تاکسیهای اینترنتی میبینیم. رانندگان با دیدن قیمت پائین، درخواستها را نمیپذیرند تا قیمت بالا برود. حال تصور کنید همین منطق، بازار «بنزین کل کشور» را دربرگیرد. ابعاد التهاب، دهها برابر خواهد بود. بله! خانوادهای که بنزین را گرانتر میفروشد، در لحظه فروش خواهد گفت «آخ جون!»، اما با مشاهده قیمت اجناس در بازار، «آه جون» خواهد کشید!بازار خرید و فروش بنزینِ خانوار همانقدر خطرناک است که بازار ارز در روزهای بیثبات. در همان لحظات اول، «چسبندگی صعودی» قیمت فعال میشود. مردم بهسرعت یاد میگیرند که بنزین در بازار قیمت بالاتری دارد و همین آگاهی، خود به محرک افزایش قیمت تبدیل میشود. قیمت ابتدا بالا میرود، سپس تثبیت میشود و نهایتاً «عرف» میشود. چیزی که یکبار عرف شد، دیگر پایین نمیآید. این همان فرمولی است که سالها بازار ارز، طلا، خودرو و مسکن را به گروگان گرفته است.مهمتر از همه اینکه این طرح، دولت را از کنترل قیمت کنار میزند. دولت سهمیه را توزیع میکند، اما قیمتگذاری را به بازاری واگذار میکند که هیچ ابزار سیاستی بر آن کارگر نیست. یعنی دولت «توزیع» را به عهده دارد، اما «قدرت» را واگذار میکند؛ و واگذاری قدرت به بازار بیضابطه یعنی رهاسازی قیمت در مسیر بیپایان صعود. به محض آغاز این طرح، شبکههای دلالی، پلتفرمهای خرید و فروش سهمیه، واسطههای چندلایه و جریانهای سوداگری شکل میگیرد.قیمت بنزین دیگر در پمپبنزین تعیین نمیشود؛ در گوشیهای موبایل، در گروههای مجازی و در معاملات غیررسمی تعیین میشود. از این نقطه به بعد، دولت تماشاگر است نه تنظیمگر.پیامد این بیثباتی، تنها در قیمت بنزین نمیماند. بنزین، ستون فقرات حملونقل کشور است؛ یعنی ستون فقرات قیمت همه چیز. جهش قیمت بنزین یعنی جهش قیمت نان، گوشت، لبنیات، کرایه خانه، خدمات، تاکسی، تولید، توزیع و حتی آموزش. تورم ناشی از چنین بازاری، نه موضعی است نه موقتی؛ ساختاری و فراگیر است و از کنترل خارج.طرحی که زرورق عدالت دورش پیچیده شده، به سازوکاری تبدیل میشود که هر ثانیه علیه عدالت کار میکند. در این سازوکار، فقیرترین خانوارها، که بیش از همه به ثبات قیمت سوخت وابستهاند، بیشترین آسیب را میبینند. زیرا «بازار خانوار به خانوار» نه دلسوزی میفهمد و نه تعادل؛ تنها منطقش این است: فروش در بالاترین قیمتی که خریدارِ ناچار، بتواند تحمل کند.واگذاری قیمتگذاری بنزین به بازاری که نه سقف میشناسد، نه ضابطه و نه اخلاق، چیزی جز باز کردن دروازه گرانسازی افسارگسیخته و تورم مهارنشدنی نیست. این یک اصلاح نیست؛ یک ریسک عظیم ملی است که نتایجش نه بر کاغذ، که بر سفرۀ مردم، امنیت ملی و تمامیت ارضی آشکار خواهد شد.جراحی اقتصادی مورد نیاز امروز ایران، گرانسازی انرژی نیست، مقابله با مفسدان اتوکشیدهای است که با گرانسازی ارز، از میلیونها ایرانی بیپناه، جیببری میکنند.@syjebraily
۱.۷K
۹:۱۰
پزشکیان، دیماه ۱۴۰۴: بنزین را ۶۰ هزار میخریم، ۳ هزار میفروشیم.
پزشکیان، مرداد ۱۴۰۵: چه کسی گفته دولت بنزین را ۱۳۰ هزار تومان بخرید و ۱۵۰۰ تومان بفروشد؟
بزرگوار! یک بار هم به این سوال پاسخ دهید که از دی ۱۴۰۴ تا مرداد ۱۴۰۵ چه اتفاقی افتاده که قیمت بنزین از ۶۰ به ۱۳۰ هزار رسیده؟
@syjebraily
پزشکیان، مرداد ۱۴۰۵: چه کسی گفته دولت بنزین را ۱۳۰ هزار تومان بخرید و ۱۵۰۰ تومان بفروشد؟
بزرگوار! یک بار هم به این سوال پاسخ دهید که از دی ۱۴۰۴ تا مرداد ۱۴۰۵ چه اتفاقی افتاده که قیمت بنزین از ۶۰ به ۱۳۰ هزار رسیده؟
@syjebraily
۱.۷K
۱۲:۰۳
۱.۷K
۱۲:۰۳