مغز افرادی که به دو یا سه زبان صحبت میکنند، اغلب جوانتر به نظر میرسد واشینگتن پست، ریچارد سیما — پژوهشگران شواهدی یافتهاند که نشان میدهد صحبتکردن به بیش از یک زبان هم نحوۀ کارکرد مغز را تغییر میدهد و هم ساختار آن را. مغز افراد چندزبانه دائماً در حال پایش چیزهایی است که میشنوند و میگویند و آنها را با زبانهایی که میدانند تطبیق میدهد. این چالش مداوم برای توجهکردن، تشخیصدادن و تصمیمگرفتن دربارهٔ اینکه از کدام زبان استفاده کنند -و از کدام زبان استفاده نکنند- ظاهراً مغز را تمرین میدهد و انعطافپذیری و مقاومت آن را افزایش میدهد. یک پژوهش نشان داد که وقتی وظایف مشابهی به افراد تکزبانه و چندزبانه سپرده میشود، مغز چندزبانهها در مقایسه با افراد تکزبانه، فعالیت مغزی کمتری داشت؛ موضوعی که نشان میدهد دانستن زبانهای بیشتر، مغز آنها را کارآمدتر کرده است. افزایش کارآمدی مغز در دوران سالمندی اهمیت زیادی دارد، بهویژه اگر تغییرات پاتولوژیکی در مغز رخ دهند که میتوانند به بیماریهایی مانند آلزایمر منجر شوند. الن بیالیستوک از دانشگاه یورک میگوید مغزی که کارآمدتر است، ممکن است بتواند علیرغم کندشدنهایی که با افزایش سن یا بیماری به وجود میآیند، برای مدت طولانیتری به کار خود ادامه دهد. پژوهشی دیگر نشان میدهد کشورهایی که زبانهای بیشتری در آنها صحبت میشود، با روند کندتر پیری مغز ارتباط دارند. در مقابل، صحبتکردن فقط به یک زبان با تقریباً دو برابر شدن خطر پیری شتابگرفتهٔ مغز ارتباط دارد. پژوهشهای بعدی نشان دادند مغز افرادی که به دو یا سه زبان صحبت میکردند، شش سال جوانتر به نظر میرسید. مغز افرادی که به چهار زبان صحبت میکردند، ۱۳ سال جوانتر به نظر میرسید. به نظر میرسد دانستن زبانهای بیشتر، ذخیرهٔ شناختی را افزایش میدهد؛ یعنی توانایی مغز برای سازگارشدن و جبرانکردنِ تغییرات زیستی ناشی از افزایش سن یا بیماری. پژوهشها نشان میدهند افراد دوزبانه، دیرتر به زوال عقل مبتلا میشوند و حتی در صورت تشخیص آلزایمر، میتوانند مدت طولانیتری عملکرد خود را حفظ کنند.
واشینگتن پست | ۲۸ ژوئیه ۲۰۲۶ | This skill may keep your brain younger. Here’s how to learn it ریچارد سیما؛ روزنامهنگار علمی است که ستون «مغز مهم است» را در واشینگتن پست مینویسد. @tarjomaan
رژیم غذایی سالم برای یکسوم مردم جهان بیش از حد گران است گاردین، کت لِی — گزارشی جدید نشان میدهد از هر سه نفر در جهان یک نفر توانایی تأمین رژیم غذایی سالم را ندارد، موضوعی که زنگ خطری برای سیاستگذاران در جهتِ بهبودِ دسترسی به مواد غذایی است. گزارش سالانۀ پنج نهادِ سازمان ملل هشدار میدهد که ۲میلیارد و ۶۹۰ میلیون نفر قادر به تأمین سبد غذاییِ متنوع و مغذی نیستند و رسیدن به هدفِ «گرسنگی صفر» تا سال ۲۰۳۰ نیازمندِ تلاشی عظیم و همهجانبه است. گرسنگی در جهان در سال ۲۰۲۵ برای سومین سال متوالی کاهش یافت و سهم جمعیت گرفتار گرسنگی از ۸.۱ درصد در سال ۲۰۲۴ به ۷.۸ درصد رسید. در آفریقا نیز نشانههایی از توقف روند صعودیِ گرسنگی که سالها ادامه داشته، دیده میشود. بااینحال، ماکسیمو توررو، اقتصاددان ارشد سازمان خواربار و کشاورزی (فائو) و از نویسندگان این گزارش تأکید میکند که این عدد «بسیار بالا» است. گزارشِ سال ۲۰۲۶ از وضعیت امنیت غذایی و تغذیه در جهان نشان میدهد که هزینۀ روزانۀ رژیم غذایی سالم برای هر نفر معادل ۴.۲۸ دلار (بر اساس شاخص «برابری قدرت خرید» یا PPP) است. به بیان دیگر، در هر کشور هزینۀ تأمینِ چنین رژیمی برابر است با مقدار پولِ رایجِ آن کشور که قدرت خریدی معادل ۴.۲۸ دلار در ایالات متحده داشته باشد.
گاردین| ۲۱ ژوئیۀ ۲۰۲۶| Healthy diet too expensive for one in three people globally, UN report finds کت لِی؛ روزنامهنگارِ حوزۀ سلامت در گاردین است. @tarjomaan
هوش مصنوعی «شکافی شناختی» میان انسانها ایجاد میکند. چه کسانی شکوفا میشوند؟ آتلانتیک، دیوید بروکس — افراد بر اساس «میزانِ نیازشان به چالشهای فکری» به سه دسته تقسیم میشوند: دستۀ اول کسانیاند که در زندگیشان نیازِ کمی به چالشهای ذهنی دارند. این افراد از هوش مصنوعی برای «برونسپاری فکرکردن» استفاده میکنند. دستۀ دوم کسانیاند که نیازِ متوسطی به چالشهای فکری دارند و سعی میکنند با هوش مصنوعی زندگیشان را بهینه کنند. این افراد از هوش مصنوعی برای حذفِ سختیها و اصطکاکهایِ روزمره بهره میگیرند. اما دستۀ سوم، یعنی کسانی که در کار و زندگی شخصیشان بیشترین نیاز را به چالشهای فکری دارند، هوش مصنوعی را به ابزاری برای انجامِ کارهای بزرگتر و افزایشِ توانمندیهای شخصی تبدیل میکنند. وقتی «هوش» فراوان و در دسترس باشد، این «اراده» است که ارزشمند میشود. بنابراین، کسانی که قرار است منشأ تغییر باشند، قطعاً آنهایی نیستند که به دنبالِ آسودگیاند و منفعلانه از هوش مصنوعی برای کمتر کار کردن استفاده میکنند؛ بلکه کسانیاند که در پیِ پیشرفتاند و فعالانه با هوش مصنوعی دستوپنجه نرم میکنند تا تواناییهای ذهنیِ خود را پرورش دهند و کارهای بیشتری انجام دهند. این موضوع باعث میشود هوش مصنوعی، بهتدریج، «شکافی شناختی» میان انسانها ایجاد کند: افرادِ علاقهمند به چالشهای فکری، یعنی دستۀ سوم، بهرهورتر و رضایتمندتر میشوند و دو دستۀ دیگر بهنوعی «فرودستیِ ذهنی» دچار میشوند. احتمالاً تصویری که از این حرفها برایتان ترسیم شده آیندهای تیرهوتار با شکافی عمیق در تواناییهای شناختی ماست. اما این لزوماً به معنایِ ناامیدی برای بشریت نیست. آنچه مهم است این است که هوش مصنوعی، با نشان دادنِ محدودیتهای خود، به ما کمک میکند تا معنای واقعیِ انسانبودن را کشف کنیم.
آتلانتیک| ۲۸ ژوئن ۲۰۲۶ | The People Who Will Thrive in the AI Age دِیوید بروکس؛ سیاستمدار آمریکاییکانادایی و منتقد فرهنگی محافظهکار است. @tarjomaan
بازگشت یک چالشِ فراگیر؛ ورزشکاران آمریکایی چالش سطل آب یخ را زنده میکنند واشینگتن پست، دنیل وو — این روزها بزرگترین ستارههای فوتبال آمریکایی یک سنتِ اینترنتیِ ده ساله را زنده کردهاند؛ چالشی که در آن افراد با ریختنِ آب یخ بر سر خود، برای تحقیق دربارۀ بیماری «اسکلروز جانبی آمیوتروفیک» یا همان «ایالاس» (بیماریِ تحلیلبرندۀ سیستم عصبی) کمک مالی جمعآوری میکنند. کریس جانسون، بازیکن سابق تیم «تنسی تایتانز»، اواخر ژوئن در برنامۀ «گود مورنینگ آمریکا» از بیماری خود گفت و بار دیگر توجه افکار عمومی را به این چالش جلب کرد. او در پیامی نوشت: «چالش سطل آب یخ سالها پیش میلیونها نفر را برای یک هدفِ مشترک متحد کرد و سرنوشتِ مبارزه با این بیماری را تغییر داد. حالا از شما میخواهم دوباره کنار من باشید». ایدۀ ساده اما جذابِ سال ۲۰۱۴، فیلم گرفتن از ریختن یک سطل آب یخ روی سر، اهدای پول و دعوت از سه نفر دیگر، بهسرعت در فضای مجازی فراگیر شد. طبق گزارش «انجمن ایالاس»، حدود ۱۷ میلیون نفر در این حرکت شرکت کردند و بیش از ۱۰۰ میلیون دلار اعتبار برای تحقیقات فراهم شد؛ اتفاقی که امروز یکی از درخشانترین نمونههای «کنشگری در شبکههای اجتماعی» به شمار میرود. با گذشت بیش از یک دهه، کارشناسان معتقدند آن موجِ حمایتِ مالی، با جذب نخبگان به این حوزه و ایجاد گشایش در روشهای تشخیص و مراقبت، دنیای تحقیقات ایالاس را دگرگون کرد. اکنون امید میرود که تکرار این موج، محققان را در رسیدن به هدف نهایی یعنی کشف درمان قطعی کمک کند. واشینگتن پست | ۱۶ ژوئیۀ ۲۰۲۶ | A viral trend is back. Has ALS research progressed since the first Ice Bucket Challenge دنیل وو؛ خبرنگار واشینگتن پست است که دربارۀ سلامت مینویسد. @tarjomaan
پژوهشها نشان میدهند وابستگی والدین به گوشی اضطراب کودکان را افزایش میدهد گاردین، دارا کر — پژوهشی با عنوان «مامان، گوشیات را بیشتر از من دوست داری؟» نشان میدهد که وابستگی والدین و مراقبان به تلفن همراه و صفحهنمایشها میتواند اضطراب و احساس ناامنی را در کودکان و نوجوانان تشدید کند. پژوهشگران با بررسی تجربههای ۶۰۰ نوجوان ۱۲ تا ۱۷ ساله در آمریکا دریافتهاند که وقتی نوجوانان در موقعیتی که به توجه والدینشان نیاز دارند، با بیتوجهی آنها بهدلیل استفاده از گوشی روبهرو میشوند، احساس میکنند نادیده گرفته شدهاند، کنار گذاشته شدهاند یا برای والدینشان اهمیتی ندارند. دون گرانت، نویسندۀ اصلی این پژوهش، به بلومبرگ گفته است که استفادۀ مداوم والدین از تلفن همراه میتواند در کودکان دلبستگی ناایمن ایجاد کند، وضعیتی که خود به اعتمادبهنفس و عزتنفس پایین میانجامد. این پژوهش مهر تأییدی است بر مطالعات پیشین که نشان داده بودند استفادۀ افراطی والدین از گوشیهای هوشمند میتواند آسیبزا باشد. برای مثال، پژوهشی در چین در سال ۲۰۲۳ نشان داد که وابستگی والدین به گوشی، احتمال اعتیاد کودکان به صفحهنمایش را افزایش میدهد. همچنین پژوهشی در آمریکا در سال ۲۰۲۴ نشان داد که نادیدهگرفتن کودکان بهدلیل استفاده از گوشی، رابطۀ والد و فرزند را سردتر میکند و احتمال غر زدن، قهر کردن و بروز خشمهای ناگهانی را در کودکان افزایش میدهد.
گاردین | ۹ ژوئیه ۲۰۲۶ | Parents’ attachment to phone screens can lead to anxiety in children – study دارا کر؛ گزارشگر فناوری و علم است. @tarjomaanweb