«آیتالله سید مرتضی کشمیری هر وقت این نماز را میخواند، هدیهای برای او میرسید».
شیوه خواندن نماز از کتاب جمالالاسبوع سیدبنطاووس:
چهار رکعت (دو نماز دورکعتی)
در رکعت اول بعد از حمد ۱۱ بار سورۀ توحید
در رکعت دوم بعد از حمد ۲۱ بار سورۀ توحید
در رکعت سوم بعد از حمد ۳۱ بار سورۀ توحید
در رکعت چهارم بعد از حمد ۴۱ بار سورۀ توحید
بعد از سلام نماز دوم ۵۱ بار سورۀ توحید
۵۱ بار «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد» را بخواند
و سپس به سجده برود و ۱۰۰ بار «یاالله» بگوید و هرچه میخواهد از خدا درخواست کند.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود:
اگر از خدا بخواهد که کوهی را نابود کند کوه نابود میشود؛ نزول باران را بخواهد بهیقین باران نازل میشود؛ همانا هیچچیز مانع میان او و خداوند نیست؛ خداوند متعال بر کسی که این نماز را بخواند و حاجتش را از خدا نخواهد غضب میکند.
@tezkar
۱.۲K
۰:۴۴
اهمیت صلوات از عصرپنجشنبه تا آخر روز جمعه
از امام صادق عليه السّلام روايت شده است که فرمودند:
صلوات بر محمّد و آل محمّد در شب جمعه با هزار كار نيك برابر است و هزار گناه را پاك می كند و مقام انسان را هزار درجه بالا می برد و مستحب است كه پس از نماز عصر پنجشنبه تا آخر روز جمعه بر محمّد و آل محمّد بسيار صلوات فرستند.
با سند صحيح از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده است:
هنگام عصر روز پنجشنبه فرشتگان از آسمان با قلمهاى طلا و صحيفههاى نقره فرود می آيند و در عصر پنجشنبه و شب و روز جمعه تا هنگام غروب خورشيد جز صلوات بر محمّد و خاندان آن حضرت چيزى ننويسند.
تذکرة الاولیاء@tezkar
از امام صادق عليه السّلام روايت شده است که فرمودند:
صلوات بر محمّد و آل محمّد در شب جمعه با هزار كار نيك برابر است و هزار گناه را پاك می كند و مقام انسان را هزار درجه بالا می برد و مستحب است كه پس از نماز عصر پنجشنبه تا آخر روز جمعه بر محمّد و آل محمّد بسيار صلوات فرستند.
هنگام عصر روز پنجشنبه فرشتگان از آسمان با قلمهاى طلا و صحيفههاى نقره فرود می آيند و در عصر پنجشنبه و شب و روز جمعه تا هنگام غروب خورشيد جز صلوات بر محمّد و خاندان آن حضرت چيزى ننويسند.
۱.۵K
۱۲:۵۱
۱.۱K
۱:۱۳
ای پروردگار یک راهی، یک چاهی به من نشان بده ! چند سال است داداش جون؟ چند سال است که پشت در مانده ایم؟ باید هی در بزنی! هی در بزنی تا اینکه - ان شاء الله - درباز شود.
@tezkar
۳۱۵
۱۳:۰۵
بازارسال شده از شعله ی طور(محمد هادی اصفهانی)
آن همه
يكي از عرفاي نامدار تاريخ كه بنا بر مصالحي نام او را ذكر نميكنم اما مرحوم علامه ي طباطبايي ره او را از چهار نفر مُندَكين در توحيد بر شمرده اند،درباره ي سير معنوي اش مي فرمايد:
در سيري كه من نمودم،برهه اي از زمان رسيد كه به جايگاهي از عوالم ملكوتي و غيبي واصل گشتم كه مقامي بود رفيع و منيع و عالي رتبه.منزلي بود كه براي وصول به آن از درياهاي عظيم و آتش هاي عجيب و دشت هاي حقايق وسيع و آسمان هاي متعدد گذشتم تا به اين نقطه رسيدم كه احدي از اهل معنا قوّت و توفيق درك اين منزل را نداشته و احدي به آن نرسيده بود...
اما پس از لحظاتي دريافت عجيبي مرا متوجه خويش ساخت كه مرا در بهت و حيرت و تعجب به كام خويش فرو كشانيد و آن شهود اين بود كه به من فهماندند اين نقطه كه به آن رسيدي و گمان نمودي احدي بدان نرسيده است،جايگاهي است كه خواجه ي لولاك،صاحب مقام اوْ ادني ، رحمة للعالمين ، خاتَم و خاتِم النبيين و معلّم مولي الموحدّين محمد بن عبدالله صلي الله عليه و آله وسلم،تازه سلوك و حركت و سيرش را از اين منزل آغاز نموده است...(داستان نقل به مضمون)
آری چرا اين طور نباشد كه مقام ولايت كبراي الهي و مقصود كائنات اميرالمومنين و قائدالغرّالمحجلين و خليفة رب العالمين، در توصيف بلنداي حقيقت نبي ختمي و مقام عظيم او لطيفه اي آنسويي و آسماني فرموده است كه اسراري نهاني و مگو و مفتاح گشايشي بس عظيم در ساحت توجهات براي محتاجان و امیدواران و فانيان درگاه ولايت در بر دارد كه فرمود:
انا عبد من عبيد محمد(صلوات الله و سلامه عليه)
و بايد متوجه مقام نوري اميرالمومنين روحي له الفداء گشت تا دريچه اي براي چشيدن نيّر اعظم بگشايند كه:
" وأتوا البيوت من ابوابها..."
اللّهُمَ صَلِّ عَلَى الذَاتِ المُطَلْسَمِ ، والغَيْبِ المُضَمْضَمِ والكَمَالِ المُكْتَتَمْ ، لاهُوتِ الجَمَال ونَاسُوتِ الوصَالْ ، طَلْعَةِ الحَقِّ كَثَوبِ عَيْنِ إنْسَانِ الأزَلْ ، في نَشْرِ مَنْ لَمْ يَزَل ، مَنْ أقامَتْ بِهِ نَواسِيتُ الفَرقِ ، في قَابِ قَوْسِهْ نَاسُوتَ الوِصَالْ ، الأقْرَبِ إلى طُرِقِ الحَقْ ، فَصَلِّ اللّهُمَّ بِهِ فِيهِ مِنْهُ عَليه و آله وسَلِّمْ
المکتوبات فی النجف الاشرف@m_h_esfahani
يكي از عرفاي نامدار تاريخ كه بنا بر مصالحي نام او را ذكر نميكنم اما مرحوم علامه ي طباطبايي ره او را از چهار نفر مُندَكين در توحيد بر شمرده اند،درباره ي سير معنوي اش مي فرمايد:
در سيري كه من نمودم،برهه اي از زمان رسيد كه به جايگاهي از عوالم ملكوتي و غيبي واصل گشتم كه مقامي بود رفيع و منيع و عالي رتبه.منزلي بود كه براي وصول به آن از درياهاي عظيم و آتش هاي عجيب و دشت هاي حقايق وسيع و آسمان هاي متعدد گذشتم تا به اين نقطه رسيدم كه احدي از اهل معنا قوّت و توفيق درك اين منزل را نداشته و احدي به آن نرسيده بود...
اما پس از لحظاتي دريافت عجيبي مرا متوجه خويش ساخت كه مرا در بهت و حيرت و تعجب به كام خويش فرو كشانيد و آن شهود اين بود كه به من فهماندند اين نقطه كه به آن رسيدي و گمان نمودي احدي بدان نرسيده است،جايگاهي است كه خواجه ي لولاك،صاحب مقام اوْ ادني ، رحمة للعالمين ، خاتَم و خاتِم النبيين و معلّم مولي الموحدّين محمد بن عبدالله صلي الله عليه و آله وسلم،تازه سلوك و حركت و سيرش را از اين منزل آغاز نموده است...(داستان نقل به مضمون)
آری چرا اين طور نباشد كه مقام ولايت كبراي الهي و مقصود كائنات اميرالمومنين و قائدالغرّالمحجلين و خليفة رب العالمين، در توصيف بلنداي حقيقت نبي ختمي و مقام عظيم او لطيفه اي آنسويي و آسماني فرموده است كه اسراري نهاني و مگو و مفتاح گشايشي بس عظيم در ساحت توجهات براي محتاجان و امیدواران و فانيان درگاه ولايت در بر دارد كه فرمود:
انا عبد من عبيد محمد(صلوات الله و سلامه عليه)
و بايد متوجه مقام نوري اميرالمومنين روحي له الفداء گشت تا دريچه اي براي چشيدن نيّر اعظم بگشايند كه:
" وأتوا البيوت من ابوابها..."
اللّهُمَ صَلِّ عَلَى الذَاتِ المُطَلْسَمِ ، والغَيْبِ المُضَمْضَمِ والكَمَالِ المُكْتَتَمْ ، لاهُوتِ الجَمَال ونَاسُوتِ الوصَالْ ، طَلْعَةِ الحَقِّ كَثَوبِ عَيْنِ إنْسَانِ الأزَلْ ، في نَشْرِ مَنْ لَمْ يَزَل ، مَنْ أقامَتْ بِهِ نَواسِيتُ الفَرقِ ، في قَابِ قَوْسِهْ نَاسُوتَ الوِصَالْ ، الأقْرَبِ إلى طُرِقِ الحَقْ ، فَصَلِّ اللّهُمَّ بِهِ فِيهِ مِنْهُ عَليه و آله وسَلِّمْ
۱
۶:۲۷