عکس پروفایل مرکز علم و الهیات دانشگاه شهید بهشتیم

مرکز علم و الهیات دانشگاه شهید بهشتی

۱۶۳ عضو
thumbnail

۲۴۷

۲۲:۰۰

thumbnail

۲۴۷

۲۲:۰۰

thumbnail

۲۴۷

۲۲:۰۰

undefined مناظره‌ای جدید و جالب (17 ساعت پیش): undefined
undefined گفتمان پروفسور دنیس نوبل و پروفسور استوارت همروف:https://youtu.be/X5_URx8S3VA?is=9vDawNr-hsG8VzlX
undefinedاین ویدئو به معرفی مناظره‌ای در انستیتوی هنر و اندیشه (IAI) با حضور دنیس نوبل، استوارت همراف و آنتونلا تراماچره می‌پردازد که در آن، تضاد محتمل بین نظریه تکامل و واقعیت هوشیاری (آگاهی) بررسی می‌شود.
undefined چالش کلیدی نخست در دیدگاه تکاملی است. طبق نظریه داروین، هر پدیده زیستی باید کارکردی در جهت بقای گونه‌ها داشته باشد.دومین چالش مسئله آگاهی است. پژوهشگران هنوز نتوانسته‌اند کارکرد مشخصی برای «تجربه آگاهی» در جهت بقا پیدا کنند. اما پرسش اصلی این است که اگر آگاهی مزیتی برای بقا ندارد، چرا تکامل یافته است؟ آیا این دو مفهوم با هم ناسازگارند، یا اینکه ما هنوز نظریه معتبری برای درک آگاهی نداریم؟
undefined معرفی شرکت‌کنندگان و میزبان:
undefined استوارت همراف: متخصص بیهوشی و استاد دانشگاه آریزونا آمریکا، معروف به ارائه نظریات خلاقانه درباره منشأ کوانتومی آگاهی.
undefined آنتونلا تراماچره: استادیار دانشگاه روما تره و متخصص در فلسفه شناخت و علوم اعصاب.
undefined دنیس نوبل: استاد دانشگاه آکسفورد و پیشگام در زمینه فیزیولوژی محاسباتی و زیست‌شناسی.
undefinedگونش تیلور (میزبان): پژوهشگر در مؤسسه فرانسیس کریک لندن.



مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتیundefined https://ble.ir/The_Science_and_Theology_Center
undefined۱

۱۸۸

۹:۲۵

#نقد_مادی‌گرایی #NDE#فلسفه_نوروساینس #فلسفه_ذهن #کوانتوم_مکانیک
undefined فراسوی مغز: شواهد کوانتومی برای آگاهی غیرموضعی در مرز مرگ بالینی
در مارس ۲۰۲۶، مجلهٔ برجستهٔ The Innovation (از خانوادهٔ Cell Press با ضریب تأثیر ۳۳.۲) میزبان مقاله‌ای شد که می‌توان آن را نقطه‌عطفی در پژوهش‌های مرز میان فیزیک، علوم اعصاب و فلسفهٔ ذهن دانست. این مطالعه، نخستین کارآزمایی تصادفی‌سازی‌شده و دوسوکور است که با طراحی دقیق و اجرا در ۱۳ بیمارستان در بریتانیا و اسپانیا، به پرسش بنیادین تداوم آگاهی در هنگام مرگ بالینی پرداخته است.undefined تیم پژوهشی به سرپرستی اسکولا-گاسکون و همکاران فرضیه‌ای جسورانه را به آزمون گذاشت: آیا آگاهی انسان می‌تواند در شرایط توقف کامل گردش خون و فعالیت الکتریکی مغز، از چارچوب فیزیکی مغز فراتر رفته و بر اساس هم‌بستگی‌های کوانتومی عمل کند؟
برای آزمون این فرضیه، پژوهشگران یک مدار تحریک شنیداری را با ابررایانهٔ کوانتومی ۱۲۷-کیوبیتی IBM Brisbane هم‌گام‌سازی کردند. ماهیت کوانتومی محرک‌ها با استفاده از نقض معنادار نامساوی‌های مرمین به تأیید آماری رسید و این اطمینان حاصل شد که الگوی پخش صداها برآمده از پدیدهٔ درهم‌تنیدگی کوانتومی است.undefined سپس، از ۱۲۰ ثانیه پس از ایست قلبی-تنفسی داخل بیمارستانی – هنگامی که بیماران رسماً در وضعیت مرگ بالینی قرار داشتند – این محرک‌های شنیداری برای آنان پخش می‌شد. در تمام این مدت، مجموعه‌ای از زیست‌نشانگرهای عصبی-فیزیولوژیک مانند اکسیژن‌رسانی بافت مغز (NIRS)، دمای مغز، pH خون، لاکتات و فاکتور نورون‌زای مشتق از مغز (BDNF) به‌طور پیوسته پایش می‌گردید.undefined هدف آن بود که معلوم شود آیا پس از احیای قلبی-ریوی موفق، بیماران چیزی از محتوای پخش‌شده در دوران بیهوشی کامل و نبود گردش خون را به خاطر می‌آورند یا خیر.
یافته‌ها تصویری شگفت‌انگیز و تأمل‌برانگیز ترسیم کردند. از میان بیمارانی که از ایست قلبی جان سالم به در بردند، ۱۴۲ نفر وارد آزمون‌های یادآوری شدند. نتایج آشکارا نشان داد که تنها گروهی که در معرض محرک‌های درهم‌تنیدهٔ کوانتومی قرار گرفته بودند، توانستند محتوای شنیداری را با دقتی فراتر از حد شانس به یاد آورند.undefined نکتهٔ بسیار مهم آنکه سوگیری انتظار به‌طور کامل حذف شده بود؛ توزیع یادآوری در گروه‌های دریافت‌کنندهٔ محرک‌های کوانتومی، ضریب هم‌پوشانی ۰.۸۴۳ را نشان می‌داد، به این معنا که الگوی پاسخ‌ها مستقل از انتظارات قبلی و بسیار همگون بود.undefined جالب‌تر آنکه برخلاف مدل‌های کلاسیک آگاهی که آن را وابسته به سوخت‌وساز مغز می‌دانند، شفافیت یادآوری‌ها در این پژوهش لحظه‌به‌لحظه با کاهش اکسیژن‌رسانی مغزی افزایش می‌یافت. گویی هرچه بستر فیزیولوژیک بیش‌تر فرو می‌پاشید، دسترسی به این ادراک غیرموضعی آسان‌تر می‌شد.
تحلیل‌های آماری ژرف‌تر نیز نشان داد که تجارب نزدیک به مرگ با نشانگرهای نوروپلاستیسیته (BDNF) در حین ایست قلبی همبستگی مثبت دارند.undefined افزون بر این، وقتی پژوهشگران با یک تحلیل رگرسیون سلسله‌مراتبی اثر علائم روان‌پریشی را به‌طور آماری کنترل کردند، ادراک غیرموضعی همچنان به‌تنهایی ۳۲٪ از واریانس تجربهٔ نزدیک به مرگ را پیش‌بینی می‌کرد. این بدان معناست که پدیدهٔ مشاهده‌شده یک رویداد مستقل و واقعی در آستانهٔ مرگ است، نه صرفاً هذیان یا توهم ناشی از اختلالات روان‌پزشکی.undefined همچنین، مدل‌های ترکیبی مبتنی بر زیست‌نشانگرها توانستند ۵۶.۸٪ از واریانس یادآوری محرک‌ها را تبیین کنند، که از نظر علمی قدرت تبیینی بسیار بالایی به شمار می‌آید.
نویسندگان این پژوهش بر اساس این شواهد نتیجه می‌گیرند که بازنگری‌ای رادیکال در مفهوم مرگ بالینی ضرورت یافته است.undefined از نگاه آنان، آگاهی می‌تواند در شرایطی که تمام معیارهای فیزیولوژیک مرگ برقرار است، پایداری خود را حفظ کند؛ پدیده‌ای که ظاهراً از اصول کوانتومی پیروی می‌کند، قابل ردیابی کمی است و تا آخرین لحظات فروپاشی زیستی مقاومت نشان می‌دهد.undefined در پایان مقاله، رهنمودهای بالینی تازه‌ای برای پایش آستانه‌های حیاتی، شیوهٔ ارتباط با بیماران در وضعیت مرگ بالینی، مدیریت آرام‌بخشی و مراقبت‌های پس از احیا ارائه شده است.
undefined منبع:Escolà-Gascón, Á., Drinkwater, K., Denovan, A., Dagnall, N., & Benito-León, J. (2026). Quantum evidence of nonlocal consciousness during clinical death. The Innovation, 7(3), 101355.undefined https://doi.org/10.1016/j.xinn.2026.101355

مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتیundefined https://ble.ir/The_Science_and_Theology_Center

۱۱۵

۹:۲۵

مرکز علم و الهیات دانشگاه شهید بهشتی
#نقد_مادی‌گرایی #NDE #فلسفه_نوروساینس #فلسفه_ذهن #کوانتوم_مکانیک undefined فراسوی مغز: شواهد کوانتومی برای آگاهی غیرموضعی در مرز مرگ بالینی در مارس ۲۰۲۶، مجلهٔ برجستهٔ The Innovation (از خانوادهٔ Cell Press با ضریب تأثیر ۳۳.۲) میزبان مقاله‌ای شد که می‌توان آن را نقطه‌عطفی در پژوهش‌های مرز میان فیزیک، علوم اعصاب و فلسفهٔ ذهن دانست. این مطالعه، نخستین کارآزمایی تصادفی‌سازی‌شده و دوسوکور است که با طراحی دقیق و اجرا در ۱۳ بیمارستان در بریتانیا و اسپانیا، به پرسش بنیادین تداوم آگاهی در هنگام مرگ بالینی پرداخته است. undefined تیم پژوهشی به سرپرستی اسکولا-گاسکون و همکاران فرضیه‌ای جسورانه را به آزمون گذاشت: آیا آگاهی انسان می‌تواند در شرایط توقف کامل گردش خون و فعالیت الکتریکی مغز، از چارچوب فیزیکی مغز فراتر رفته و بر اساس هم‌بستگی‌های کوانتومی عمل کند؟ برای آزمون این فرضیه، پژوهشگران یک مدار تحریک شنیداری را با ابررایانهٔ کوانتومی ۱۲۷-کیوبیتی IBM Brisbane هم‌گام‌سازی کردند. ماهیت کوانتومی محرک‌ها با استفاده از نقض معنادار نامساوی‌های مرمین به تأیید آماری رسید و این اطمینان حاصل شد که الگوی پخش صداها برآمده از پدیدهٔ درهم‌تنیدگی کوانتومی است. undefined سپس، از ۱۲۰ ثانیه پس از ایست قلبی-تنفسی داخل بیمارستانی – هنگامی که بیماران رسماً در وضعیت مرگ بالینی قرار داشتند – این محرک‌های شنیداری برای آنان پخش می‌شد. در تمام این مدت، مجموعه‌ای از زیست‌نشانگرهای عصبی-فیزیولوژیک مانند اکسیژن‌رسانی بافت مغز (NIRS)، دمای مغز، pH خون، لاکتات و فاکتور نورون‌زای مشتق از مغز (BDNF) به‌طور پیوسته پایش می‌گردید. undefined هدف آن بود که معلوم شود آیا پس از احیای قلبی-ریوی موفق، بیماران چیزی از محتوای پخش‌شده در دوران بیهوشی کامل و نبود گردش خون را به خاطر می‌آورند یا خیر. یافته‌ها تصویری شگفت‌انگیز و تأمل‌برانگیز ترسیم کردند. از میان بیمارانی که از ایست قلبی جان سالم به در بردند، ۱۴۲ نفر وارد آزمون‌های یادآوری شدند. نتایج آشکارا نشان داد که تنها گروهی که در معرض محرک‌های درهم‌تنیدهٔ کوانتومی قرار گرفته بودند، توانستند محتوای شنیداری را با دقتی فراتر از حد شانس به یاد آورند. undefined نکتهٔ بسیار مهم آنکه سوگیری انتظار به‌طور کامل حذف شده بود؛ توزیع یادآوری در گروه‌های دریافت‌کنندهٔ محرک‌های کوانتومی، ضریب هم‌پوشانی ۰.۸۴۳ را نشان می‌داد، به این معنا که الگوی پاسخ‌ها مستقل از انتظارات قبلی و بسیار همگون بود. undefined جالب‌تر آنکه برخلاف مدل‌های کلاسیک آگاهی که آن را وابسته به سوخت‌وساز مغز می‌دانند، شفافیت یادآوری‌ها در این پژوهش لحظه‌به‌لحظه با کاهش اکسیژن‌رسانی مغزی افزایش می‌یافت. گویی هرچه بستر فیزیولوژیک بیش‌تر فرو می‌پاشید، دسترسی به این ادراک غیرموضعی آسان‌تر می‌شد. تحلیل‌های آماری ژرف‌تر نیز نشان داد که تجارب نزدیک به مرگ با نشانگرهای نوروپلاستیسیته (BDNF) در حین ایست قلبی همبستگی مثبت دارند. undefined افزون بر این، وقتی پژوهشگران با یک تحلیل رگرسیون سلسله‌مراتبی اثر علائم روان‌پریشی را به‌طور آماری کنترل کردند، ادراک غیرموضعی همچنان به‌تنهایی ۳۲٪ از واریانس تجربهٔ نزدیک به مرگ را پیش‌بینی می‌کرد. این بدان معناست که پدیدهٔ مشاهده‌شده یک رویداد مستقل و واقعی در آستانهٔ مرگ است، نه صرفاً هذیان یا توهم ناشی از اختلالات روان‌پزشکی. undefined همچنین، مدل‌های ترکیبی مبتنی بر زیست‌نشانگرها توانستند ۵۶.۸٪ از واریانس یادآوری محرک‌ها را تبیین کنند، که از نظر علمی قدرت تبیینی بسیار بالایی به شمار می‌آید. نویسندگان این پژوهش بر اساس این شواهد نتیجه می‌گیرند که بازنگری‌ای رادیکال در مفهوم مرگ بالینی ضرورت یافته است. undefined از نگاه آنان، آگاهی می‌تواند در شرایطی که تمام معیارهای فیزیولوژیک مرگ برقرار است، پایداری خود را حفظ کند؛ پدیده‌ای که ظاهراً از اصول کوانتومی پیروی می‌کند، قابل ردیابی کمی است و تا آخرین لحظات فروپاشی زیستی مقاومت نشان می‌دهد. undefined در پایان مقاله، رهنمودهای بالینی تازه‌ای برای پایش آستانه‌های حیاتی، شیوهٔ ارتباط با بیماران در وضعیت مرگ بالینی، مدیریت آرام‌بخشی و مراقبت‌های پس از احیا ارائه شده است. undefined منبع: Escolà-Gascón, Á., Drinkwater, K., Denovan, A., Dagnall, N., & Benito-León, J. (2026). Quantum evidence of nonlocal consciousness during clinical death. The Innovation, 7(3), 101355. undefined https://doi.org/10.1016/j.xinn.2026.101355 مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی undefined https://ble.ir/The_Science_and_Theology_Center
#نقد_مادی‌گرایی #تجربیات_نزدیک_به_مرگ #NDE #فلسفه_ذهن #فلسفه_نوروساینس#بقاء_آگاهی_بیرون_بدن_بعد_از_مرگ
undefined یک تجربهٔ نزدیک به مرگ منفی با ادراکات واقع‌نما (Veridical Perceptions) در کما: چالش یک گزارش موردی برای علوم اعصاب (2026)
در ژانویهٔ ۲۰۲۶، مجلهٔ Rivista di Psichiatria که یکی از قدیمی‌ترین نشریات روانپزشکی ایتالیا با سابقه‌ای بالغ بر ۶ دهه است، گزارشی منتشر کرد که هرچند از جنس کارآزمایی نیست، اما به دلیل مستندسازی دقیق یک پدیدهٔ نادر، مرزهای دانش ما از آگاهی را جابه‌جا می‌کند. این مقاله به تشریح یک تجربهٔ نزدیک به مرگ (NDE) با بار هیجانی منفی و همراه با «ادراکات راست‌نما» در یک زن ۲۵ ساله می‌پردازد که به دنبال تصادف رانندگی در عمیق‌ترین سطح کمای دارویی (GCS=3) به مدت ۲۰ روز قرار داشت.
undefined تیم بالینی به سرپرستی سپیونی (Francesco Sepioni) – متخصص طب اورژانس و نویسنده‌ی کتابی در حوزه NDE، متاستازیو (Antonio Metastasio) – روانپزشک بالینی با سابقهٔ کاری درازمدت در بریتانیا و ایتالیا و مونتی (Manuel Monti) – متخصص طب اورژانس فرصتی استثنائی یافتند تا فرضیهٔ امکان تداوم آگاهی در غیاب کامل عملکرد قشر مغز را به آزمونی طبیعی بسپارند. نکتهٔ جسورانه آن بود که بیمار در هنگام کما، نه تنها تجربهٔ خارج از بدن (OBE) داشت، بلکه جزئیات دقیق و قابل تأییدی از رویدادهای اتاق عمل و حتی آسیب حین انتقال با آمبولانس را بعد از به هوش آمدن بازگو کرد. تیم پزشکی توانست هر یک از این مشاهدات را با شاهدان عینی و مدارک بیمارستانی مطابقت دهد – که این هم‌خوانی در ادبیات NDE نادر و ارزشمند است.
undefined برای سنجش عمق این تجربه، پژوهشگران از مقیاس گریسون استفاده کردند. نمرهٔ ۲۸ از ۳۲، نشان‌دهندهٔ یک NDE کامل و نیرومند بود. اما برخلاف الگوی رایج این تجربیات (که اغلب خوشایند و دگرگون‌کننده‌اند)، این مورد بار عاطفی منفی و ترسناک داشت. جالب آنکه همین تجربهٔ آزاردهنده، پیامدی ناهمتا اما شگفت‌انگیز به همراه آورد: رفع کامل افکار خودکشی پیشین بیمار و تغییر پایدار در نگرش او به زندگی.
undefined یافتهٔ اصلی این گزارش، نه فقط بازگویی ادراکات راست‌نما (Veridical Perceptions) (که مدل‌های مادی‌انگارانه آگاهی را به چالش می‌کشد)، بلکه زمان‌بندی آنهاست. تمام این ادراکات در دوره‌ای ثبت شدند که نظم الکتریکی مغز به طور کامل فروپاشیده بود و بیمار داروهای سنگین بیهوشی دریافت می‌کرد. به بیان دیگر، هرچه بستر عصب‌فیزیولوژیک آگاهی کلاسیک بیشتر از کار می‌افتاد، شفافیت و انسجام تجربهٔ راست‌نما بیشتر می‌شد. نویسندگان این تناقض را «معمایی حل‌نشده برای علم اعصاب کنونی» می‌نامند.
undefined تحلیل روان‌پزشکی عمیق‌تر نشان داد که این تجربه را نمی‌توان به هذیان، توهم یا اختلال تجزیه‌ای نسبت داد. بر خلاف اختلالات تجزیه‌ای که با قطعه‌قطعه شدن حافظه و مسخ شخصیت همراهند، NDE بیمار با «فراوضوح» و تداوم هویت شخصی مشخص می‌شد. نویسندگان با استناد به پیشینهٔ پژوهشی، این پدیده را در چارچوب «رشد پس از سانحه» تفسیر می‌کنند؛ جایی که حتی یک تجربهٔ ترسناک نزدیک به مرگ می‌تواند بازسازی روانی عمیقی به همراه داشته باشد.
undefined در بخش بحث، مقاله به صراحت اذعان می‌کند که این گزارش موردی، اگرچه فاقد عمومیت آماری کارآزمایی‌های بزرگ است، اما به دلیل کنترل متغیرهای مزاحم (نظیر حذف سوگیری انتظار با تأیید مستقل شاهدان) و دقت مستندسازی، شواهدی قوی علیه مدل‌های تقلیل‌گرایانهٔ رایج ارائه می‌دهد. نکتهٔ مهم آنکه نویسندگان هیچ ادعای ماوراءالطبیعه‌ای ندارند؛ بلکه تأکید می‌کنند که این پدیده، ضرورت بازتعریف «کما» و «مرزهای آگاهی» را از منظر بالینی و فلسفی نشان می‌دهد.
undefined نتیجه‌گیری نهایی مقاله، فراخوانی عملگرایانه برای روان‌پزشکان و متخصصان مراقبت‌های ویژه است: باید برای گزارش و ادغام روانی این تجربیات در برنامهٔ توانبخشی بیماران کما، پروتکل‌های بالینی تدوین کرد، زیرا تأثیر آنها بر سرنوشت روانی فرد – چه مثبت و چه منفی – غیرقابل انکار است.
undefined منبع اصلی:Sepioni, F., Metastasio, A., & Monti, M. (2026). A distressing near-death experience with veridical perceptions during coma: Psychiatric and clinical reflections from a rare case. Rivista di Psichiatria, 61(1), 33–36. https://doi.org/10.1708/4641.46507

مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتیundefined https://ble.ir/The_Science_and_Theology_Center

۱۰۸

۹:۲۷

#تبادل_کانال #پیام_موقت👇🏻👇🏻👇🏻

۶۳

۱۱:۳۷

بازارسال شده از فرشته
«آزمایشگاه فکر پروری (TCL)»
تفکر انتقادی نقطهٔ عزیمت است و ذهن‌پروری افق ماکار روی فضایل ذهن، خودتنظیمیمدیریت انگاره‌ و پالایش داوری‌ها، جاری‌کردن تفکر در زندگیاز کوچینگ ذهن تا مشاوره فلسفی اینجا فلسفه، زیستن است.دکتر فرشته ابوالحسنی نیارکی؛ دانشیار دانشگا‎ه؛‎@FereshteAN
undefined شناسه:https://ble.ir/thinking_lab

۱

۱۱:۳۷

بازارسال شده از حسین کامکار
thumbnail
undefined مناشده‌ی امام علی علیه‌السلام در مسجدِ کوفه
در سالِ دهمِ هجری، و در مسیرِ بازگشت از مکه‌ی مکرمه به سوی مدینه از حجة الوداع، در منطقه‌ی جحفه و در کنارِ برکه‌ای به نامِ غدیرِ خم، در روزِ ۱۸ ذی‌الحجة، رسولِ خدا حضرتِ محمد (ص) توقفی داشتند، و درباره‌ی حضرت علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام حدیثی فرمودند که به حدیثِ غدیرِ خم معروف شد. فقره‌ی معروفِ این حدیث عبارت است از: «من کنت مولاه فعلیّ مولاه».
زمانی امام علی علیه‌السلام زمانی در مسجدِ کوفه، اصحابِ رسولِ خدا رضی‌الله‌عنهم را که حاضر بودند شاهد گرفتند و پرسیدند: کدام یک از شما بودید و گواه هستید که پیامبر در روزِ غدیرِ خم، فرمود: «هر کس من مولای اویم، علی مولای اوست»؟ و در این‌جا تعدادی (مطابقِ برخی نقل‌ها ۱۲ نفر، و بیش‌تر هم ذکر شده است) از اصحابِ حضرتِ محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله ایستادند و گفتارِ امام علی علیه‌السلام را تصدیق کردند.
undefinedنمونه‌ای از نقل‌ها در منابعِ اهل سنت: صحيح ابن حبان، ج۱۵، ص۳۷۵ - ۳۷۶، رقم ۶۹۳۱
أَخْبَرَنَا عَبْدُ اللهِ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَزْدِيُّ حَدَّثَنَا إِسْحَاقُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ أَخْبَرَنَا أَبُو نُعَيْمٍ ، وَيَحْيَى بْنُ آدَمَ ، قَالَا : حَدَّثَنَا فِطْرُ بْنُ خَلِيفَةَ ، عَنْ أَبِي الطُّفَيْلِ ، قَالَ : قَالَ عَلِيٌّ : أَنْشُدُ اللهَ كُلَّ امْرِئٍ سَمِعَ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ يَوْمَ غَدِيرِ خُمٍّ لَمَّا قَامَ ، فَقَامَ أُنَاسٌ فَشَهِدُوا أَنَّهُمْ سَمِعُوهُ ، يَقُولُ : أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ أَنِّي أَوْلَى النَّاسِ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ؟ قَالُوا : بَلَى يَا رَسُولَ اللهِ ، قَالَ: مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ ، فَإِنَّ هَذَا مَوْلَاهُ ، اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ ، وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ، فَخَرَجْتُ وَفِي نَفْسِي مِنْ ذَلِكَ شَيْءٌ ، فَلَقِيتُ زَيْدَ بْنَ أَرْقَمَ فَذَكَرْتُ ذَلِكَ لَهُ ، فَقَالَ : قَدْ سَمِعْنَاهُ مِنْ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ ذَلِكَ لَهُ.
undefined طُرُقِ نقل‌شده برای این مناشده: از جمله راویانِ مستقیمِ ماجرای این مناشده در منابعِ اهل سنت می‌توان به افرادِ زیر اشاره کرد: زید بن ارقم الانصاری، ابو الطفیل عامر بن واثله، زید بن یثیع، سعید بن وهب القراد، عبدالرحمن بن ابی لیلی، عمیرة بن سعد الهمدانی، عمرو ذو مر الهمدانی، ابو مریم الثقفی، زیاد بن أبی زیاد، زادان الکندی.
ولایتِ حضرتِ محمد (صلی الله علیه و آله) به این صورت پس از مرگِ ایشان هم سریان یافت: «هر کس که محمد مولای اوست، علی مولای اوست».
undefined اَللّهُمَّ صَلِّ و بارِك عَلی مُحمَّدٍ و آلِ مُحمَّدٍ كأفضلِ ما صَلَّیتَ و باركتَ عَلی إبراهیمَ و آلِ إبراهیمَ، إنَّكَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ.
undefinedhttps://ble.ir/hossein_kamkar

۱

۱۲:۳۲

بازارسال شده از حسین کامکار
thumbnail
undefined مناظره‌ها در بابِ اسلام و زیست‌شناسی تکاملی
تا کنون سه مناظره با دوستِ گرانقدرم دکتر بنیامین فراهانی در زمینه‌ی مباحثِ اسلام، مباحثِ فلسفی و تکامل داشته‌ایم که در کانال یوتیوب گرینولی منتشر شده بود. اکنون به همتِ کانال گرینولی، این مناظره‌ها در سایت‌های داخلی (آپارات) هم در دسترسِ علاقه‌مندان قرار گرفته است.
مناظره‌ی اول: آدم و حوا یا نظریه‌ی تکامللینکِ آپارات | لینکِ یوتیوب
مناظره‌ی دوم: اراده‌ی آزاد یا تقدیر الهیلینکِ آپارات | لینکِ یوتیوب
مناظره‌ی سوم: آدم و حوا اولین انسان‌های تاریخ؟ | حیوانات آدم در کشتی نوح لینکِ آپارات | لینکِ یوتیوب
مناظره‌ی چهارمی هم ضبط شده که هنوز انتشار نیافته است.
به لطفِ خداوند این سه مناظره در یوتیوب موردِ استقبال قرار گرفت. ضمن تشکر از کانال گرینولی بابتِ قراردادنِ این گفتگوها در آپارات، امیدوارم این اقدام زمینه‌سازِ دسترسیِ راحت‌ترِ علاقه‌مندان به این مباحث بشود. کانالِ ویدئوکست علمی گرینولی:undefinedhttps://ble.ir/greenolytv
undefinedble.ir/hossein_kamkar

۳

۲۰:۵۷