لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل پرندهٔ آسمون آبی🕊️پ
۱۹۴ عضو

پرندهٔ آسمون آبی🕊️

☫آویخته به نورundefinedعکس‌هاکتاب‌ها و گاها نوشته‌ها همین!دانشجوی ارشد روانشناسی درگیر با هنر و رسانه#رَوَند (موضوعات روانشناسی)#بارقه_نور ( نهج البلاغه)
@talktobirdbot
مشاهده در وب بله
۲۰ مهر
از حالا تا بیستم آذر دونه دونه روزا رو می‌شمارم تا ماه رجب بیاد :)دلم تنگ شده که رجب بیاد و منتظر شعبان و رمضان باشم…
undefined۱

۵۶

۱۶:۲۶

یه خانوادهٔ چهار نفره که فقط تونستم با سه نفرشون صحبت کنم و هربار وقتی این حجم از معرفت رو در وجود آدم‌هایی که واقعا مردمن، واقعا معمولی‌ن دیدم، همه وجودم سراسر بغض شد، موهای بدنم سیخ شد. چون من استاد دانشگاه‌ها و آدم‌های به ظاهر روشنفکری که حقیقت رو پیدا نکردن رو دیده بودم و این تناقضات در وجودم حیرت ایجاد میکنه…
مزلو کجاست که ببیند هرم نیازهایش روی همهٔ آدم‌ها جواب نمی‌دهد؟!
undefined۲

۵۳

۱۹:۱۴

لطفا برای مریضی که داره با سرطان دست و پنجه نرم می‌کنه یک حمد مرحمت کنیدundefinedقطعا خدا براتون جبران می‌کنهتونستید توی کانال‌هاتون هم بذاریداگه خوندید لایک کنید
undefined۵
undefined۳

۵۲

۱۹:۱۶

پرندهٔ آسمون آبی🕊️
۳۱ زندگی‌اش در سختی می‌گذشت؛ درآمد کم و گرسنه ماندن زن و فرزندانش بار سنگینی شده بود روی دوشش! همسرش گفت: ـ کاش بروی خدمت رسول اکرم. حتماً فکری به حال ما می‌کند! رسول خدا در چشمان و دل‌های همه جایگاه پدری پر از مهربانی و رحمت داشت! مرد با دل محکم راهی شد! مثل همیشه اطراف پیامبر شلوغ بود، مرد هم نشست؛ بعد از چند لحظه از زبان مبارک رسول خدا شنید: undefined ـ هرکس از ما کمک بخواهد ما حتماً به او کمک می‌کنیم؛ اما اگر دست نیاز به سوی مخلوق دراز نکند قطعاً خدا نیازش را برطرف می‌کند! صحبت رسول خدا ﷺ پر از حکمت بود! مرد حس کرد که مخاطب این کلام خود اوست؛ برخاست و رفت! فردا اما دوباره با توجه به بی‌پولی‌اش برگشت و در جمع نشست تا در موقعیت مناسب حرفش را بزند! باز هم رسول خدا جمله بالا را گفتند! روز سوم هم که همین اتفاق تکرار شد به فکر فرو رفت! در دلش یک اطمینانی افتاد که باید به خدا تکیه کند؛ باید از نیرو و استعداد خودش استفاده کند! باید یک کاری انجام دهد. کمی تأمل کرد که چه کند؟ دید می‌تواند برود صحرا و هیزم تهیه کند و بفروشد؛ یک تیشه عاریت گرفت و راهی شد؛ هیزم‌ها جمع کرد و فروخت! چند روز کارش همین بود؛ چند وقت بعد تیشه‌ای خرید، حیوان خرید، وسیله کار و…! شد سرمایه‌دار! روزی پیامبر خدا او را دید و با لبخند بر لب فرمود: undefined ـ نگفتم هرکس از ما کمک بخواهد ما حتماً به او کمک می‌کنیم؛ اما اگر دست نیاز به سوی مخلوق دراز نکند قطعاً خدا نیازش را برطرف می‌کند! ــــــــــــــــــــ undefined انقلاب در دل‌های مردم به وجود آمد. ناگهان احساس کردند که عقاید آن‌ها، عواطف آن‌ها، وابستگی‌های قبیله‌ای آن‌ها، تعصبات آن‌ها، در چهره پیامبر ﷺ، در رفتار این مرد، در سخن این مرد، همه رفت زیر پا لگدمال شد، خودشان لگدمال کردند! با باب تازه‌ای، دروازه جدید به سوی عالم آفرینش، به سوی معارف اخلاقی، به سوی حقایق عالم وجود آشنا شدند. #محبوب_من
۳۲
undefined صف جماعت تشکیل شد؛ پیامبر خدا، امام جماعت بودند و نماز را شروع کردند.
میان نماز کسی عطسه‌ای کرد و مردی گفت:
• خدا رحمتش را بر تو نازل کند!
مرد متوجه اشاره دیگران شد؛ دوباره فرد عطسه‌ای کرد و دوباره او گفت:
• خدا رحمتت کند!
دوباره اشاره‌ها به سمتش رفت، عصبی شده بود:مگر چه‌کار کرده که مردم دست به زانو می‌زنند؟
نماز تمام شد؛ کنار حرف‌های دیگران و چشم‌غره‌های عصبی، پیامبر ﷺ با همان آرامش و محبت صدایش کرد و گفت:
undefined موقعی که نماز می‌خوانی فقط باید تسبیح و تکبیر و تلاوت قرآن باشد. اگر حرف بزنی باطل می‌شود!
خود مرد می‌گوید:
• به خدا هیچ معلمی را پیش از پیامبر و بعد از پیامبر ندیدم؛ بهتر از او ندیدم، نه فریاد زد و نه…!

آموزش دین، آموزش مسیر درست، نقد زشتی‌ها، رفع بدی‌ها و…
از جانب ما به نسل امروز زبان شیرین می‌خواهد و صبر و متانت! undefined
هرکس می‌خواهد لب به نصیحت دیگران بگشاید، اول خودش را نگاه کند که دارد چگونه عمل می‌کند؟ می‌خواهد چگونه به دیگران کلامش را بگوید؟
undefined محبت به نسل امروز، یعنی خودت اهل عمل باشی،و تنها به‌خاطر سعادت او کلامی بگویی!
undefined این کلام نور دارد و اندیشه، روح را روشن می‌کند!
#محبوب_من

۵۷

۲۰:۲۹

پرندهٔ آسمون آبی🕊️
خداروشکر بخاطر فرصت کتاب خوندن، بخاطر فهمیدن مطالب و بخاطر چشم‌هایی که هنوز سوی مطالعه داره :) #چله_شکرگزاری روز سی و هشتمundefined
خداروشکر بخاطر نعمت دیدن، چشیدن و همهٔ حواسی که داریم و یادمون میرهundefined
#چله_شکرگزاری روز سی و نهمundefined
undefined۱

۷۱

۲۰:۲۹

۲۱ مهر
thumbnail
قرار شد هرشب که تجمع میریم مشغول خوندن بشیم چرا که آقای شهیدمون گفتن یکی از بدترین تنبلی‌ها، تنبلی در کتاب خوندنه!
undefined۴

۸۳

۲۰:۱۶

پرندهٔ آسمون آبی🕊️
خداروشکر بخاطر نعمت دیدن، چشیدن و همهٔ حواسی که داریم و یادمون میرهundefined #چله_شکرگزاری روز سی و نهمundefined
خداروشکر بخاطر دست‌هایی که می‌تونن بنویسن، انگشت شصتی که می‌تونیم باهاش تایپ کنیم 🫴undefinedو خداروشکر بابت نعمت شکرگزاریundefinedundefined
#چله_شکرگزاری روز چهلمundefined
undefined۲

۱۱۵

۲۰:۲۰

۲۲ مهر
خانومیای موتورسوار حداقل برین تو اسنپ ثبت‌نام کنین که ما بتونیم اسنپ‌بایک بگیریم سریع‌تر برسیم
undefined۱۳
undefined۷
undefined۳

۲۲۲

۹:۲۴

۲۴ مهر
إلی متی أحار فیک یا مولای؟تا کی سرگردان تو باشم مولای من؟
#صاحبنا
undefined۳

۷۳

۵:۴۴

۲۵ مهر
نگاهی متفاوت …!
undefined۱

۳۸

۲۲:۰۳