۸۲۰
۷:۴۷
۸۲۲
۷:۴۷
در جلسه نمایش فیلم در سینماتک موزه هنرهای معاصر تهران مطرح شد:
نقش سینمای مستند برآگاهی بخشی مردم در حفظ آثار فرهنگی - هنریسینماتک موزه هنرهای معاصر تهران، اول شهریورماه میزبان نشستی با محوریت نمایش و گفتوگو درباره دو مستند «دیولافوآ» و «گیرشمن»، محصول سال ۱۴۰۲ بود. این برنامه با حضور پژمان مظاهریپور، کارگردان دو فیلم و فرانک آرتا، مسئول سینماتک و دبیر جلسه برگزار شد.بنابر گزارش روابط عمومی موزه هنرهای معاصر تهران، این دو فیلم بخشی از مجموعهای درباره تاریخ مطالعات و کاوشهای باستانشناسی در ایران هستند و به فعالیت باستانشناسان فرانسوی در محوطه باستانی شوش در دوره قاجار و پهلوی میپردازند. فیلمها پس از نمایش، زمینهساز گفتوگویی درباره تاریخ باستانشناسی، سرنوشت آثار کشفشده در شوش، شیوههای کاوش در گذشته، وضعیت امروز میراث فرهنگی و نقش جامعه در حفاظت از آن شدند.- فیلمی برای بازخوانی یک فاجعه میراثیمظاهریپور در ابتدای نشست درباره انگیزه خود از ساخت این مجموعه توضیح داد :« فیلمها بخشی از یک مجموعه چندقسمتی هستند که تاریخ مطالعات باستانشناسی در ایران را از منظر خود باستانشناسان روایت میکند؛ نه صرفاً با هدف معرفی محوطههای تاریخی، بلکه برای نشان دادن اینکه این محوطهها چگونه شناسایی شدند، چگونه مورد کاوش قرار گرفتند و در ادامه چه سرنوشتی پیدا کردند».به گفته او، دو قسمت نمایشدادهشده به فعالیتهای مارسل دیولافوآ و رومن گیرشمن در شوش اختصاص دارند. هر دو چهره در شکلگیری مطالعات باستانشناسی این محوطه سهم علمی داشتهاند، اما شیوههای کاوش و مناسبات حاکم بر باستانشناسی در دوره فعالیت آنان، در مواردی به تخریب گسترده بناها، از بین رفتن لایههای باستانشناختی و خروج شمار زیادی از آثار از ایران انجامیده است.مظاهریپور با اشاره به حضور باستانشناسان و کاوشگران خارجی در شوش توضیح داد که بخش قابلتوجهی از فعالیتهای اولیه با هدف کشف و انتقال اشیای تاریخی انجام میشد و در بسیاری موارد، معماری و لایههای باستانشناختی در جریان حفاریها آسیب میدید.او با اشاره به وضعیت کنونی محوطه گفت: «تنها ۲۰ درصد شوش کاوش شده و ۸۰ درصد آن هنوز ناشناخته مانده؛ اما متأسفانه همان ۲۰ درصد نیز با روشهای غیرعلمیِ آن دوران، آسیب جدی دیده اند!».-از مفهوم ایران تا تاریخ حضور انسان در فلات ایرانمظاهریپور در ادامه بحث را از مفهوم «ایران» و پیشینه حضور انسان در فلات ایران آغاز و تأکید کرد که یافتههای باستانشناسی دائماً در حال تغییر و تکمیل تصویر ما از گذشته هستند و سابقه حضور گونههای انسانی در این سرزمین بسیار قدیمیتر از تاریخ شکلگیری ایران به معنای سیاسی و امروزی آن است.به گفتهی او، یافتههای حوزه پارینهسنگی در سالهای اخیر اطلاعات تازهای درباره حضور انسان در این منطقه فراهم کردهاند و همین مسئله نشان میدهد که شناخت تاریخ ایران را نمیتوان صرفا به چند هزار سال اخیر محدود کرد! از این منظر، «شوش» نیز نه یک محوطه منفرد و جداافتاده، بلکه بخشی از تاریخ طولانی حضور انسان و شکلگیری تمدن در فلات ایران است. اهمیت شوش از همین گستردگی زمانی و تاریخی ناشی میشود؛ محوطهای که شناخت آن میتواند به درک بخشهای مختلفی از تاریخ و تمدن ایران کمک کند.-شوش؛ از کشف محوطه تا شکلگیری دانش باستانشناسییکی از محورهای اصلی گفتوگو، تاریخ کاوشهای باستانشناسی در شوش بود. مظاهریپور تاکید کرد که مساله اصلی فیلمهای او صرفا معرفی آثار تاریخی نیست، بلکه تلاش برای نشان دادن مسیر شکلگیری دانش باستانشناسی و چگونگی کشف و شناخت محوطههای تاریخی است.از نگاه او، هرچه جامعه جزئیات بیشتری درباره یک محوطه، یک بنا یا یک تمدن بداند، ارزش آن را بهتر درک خواهد کرد و در نتیجه امکان شکلگیری حساسیت اجتماعی نسبت به حفاظت از میراث فرهنگی نیز افزایش خواهد یافت.- تجربه ساخت فیلم در شوشبخش دیگری از نشست به تجربه ساخت فیلم در شوش اختصاص داشت. مظاهریپور با اشاره به این که فیلمبرداری در دوران همهگیری کرونا انجام شده بود ، درباره دشواریهای تصویربرداری در محوطهای سخن گفت که بخش زیادی از سازههای آن از میان رفته و تنها بقایای معماری و لایههای تاریخی آن باقی مانده است.او استفاده از تصاویر هوایی و پهپاد را یکی از امکانات مهم در ساختار بصری فیلم دانست و توضیح داد که این تصاویر امکان ارائه نمایی کلی از محوطه و آثار حفاریهای گذشته را فراهم کردهاند؛ امکانی که به مخاطب اجازه میدهد وضعیت امروز شوش و گستره محوطه را در ارتباط با تاریخ کاوشهای آن مشاهده کند.پژمان مظاهریپور همچنین بر اهمیت قرار دادن وقایع تاریخی در کنار اتفاقات معاصر تأکید کرد. به گفته او، در فیلم تلاش شده است رخدادهای مربوط به کاوش و انتقال آثار شوش در کنار وقایع مهم تاریخ معاصر ایران قرار بگیرد تا مخاطب
نقش سینمای مستند برآگاهی بخشی مردم در حفظ آثار فرهنگی - هنریسینماتک موزه هنرهای معاصر تهران، اول شهریورماه میزبان نشستی با محوریت نمایش و گفتوگو درباره دو مستند «دیولافوآ» و «گیرشمن»، محصول سال ۱۴۰۲ بود. این برنامه با حضور پژمان مظاهریپور، کارگردان دو فیلم و فرانک آرتا، مسئول سینماتک و دبیر جلسه برگزار شد.بنابر گزارش روابط عمومی موزه هنرهای معاصر تهران، این دو فیلم بخشی از مجموعهای درباره تاریخ مطالعات و کاوشهای باستانشناسی در ایران هستند و به فعالیت باستانشناسان فرانسوی در محوطه باستانی شوش در دوره قاجار و پهلوی میپردازند. فیلمها پس از نمایش، زمینهساز گفتوگویی درباره تاریخ باستانشناسی، سرنوشت آثار کشفشده در شوش، شیوههای کاوش در گذشته، وضعیت امروز میراث فرهنگی و نقش جامعه در حفاظت از آن شدند.- فیلمی برای بازخوانی یک فاجعه میراثیمظاهریپور در ابتدای نشست درباره انگیزه خود از ساخت این مجموعه توضیح داد :« فیلمها بخشی از یک مجموعه چندقسمتی هستند که تاریخ مطالعات باستانشناسی در ایران را از منظر خود باستانشناسان روایت میکند؛ نه صرفاً با هدف معرفی محوطههای تاریخی، بلکه برای نشان دادن اینکه این محوطهها چگونه شناسایی شدند، چگونه مورد کاوش قرار گرفتند و در ادامه چه سرنوشتی پیدا کردند».به گفته او، دو قسمت نمایشدادهشده به فعالیتهای مارسل دیولافوآ و رومن گیرشمن در شوش اختصاص دارند. هر دو چهره در شکلگیری مطالعات باستانشناسی این محوطه سهم علمی داشتهاند، اما شیوههای کاوش و مناسبات حاکم بر باستانشناسی در دوره فعالیت آنان، در مواردی به تخریب گسترده بناها، از بین رفتن لایههای باستانشناختی و خروج شمار زیادی از آثار از ایران انجامیده است.مظاهریپور با اشاره به حضور باستانشناسان و کاوشگران خارجی در شوش توضیح داد که بخش قابلتوجهی از فعالیتهای اولیه با هدف کشف و انتقال اشیای تاریخی انجام میشد و در بسیاری موارد، معماری و لایههای باستانشناختی در جریان حفاریها آسیب میدید.او با اشاره به وضعیت کنونی محوطه گفت: «تنها ۲۰ درصد شوش کاوش شده و ۸۰ درصد آن هنوز ناشناخته مانده؛ اما متأسفانه همان ۲۰ درصد نیز با روشهای غیرعلمیِ آن دوران، آسیب جدی دیده اند!».-از مفهوم ایران تا تاریخ حضور انسان در فلات ایرانمظاهریپور در ادامه بحث را از مفهوم «ایران» و پیشینه حضور انسان در فلات ایران آغاز و تأکید کرد که یافتههای باستانشناسی دائماً در حال تغییر و تکمیل تصویر ما از گذشته هستند و سابقه حضور گونههای انسانی در این سرزمین بسیار قدیمیتر از تاریخ شکلگیری ایران به معنای سیاسی و امروزی آن است.به گفتهی او، یافتههای حوزه پارینهسنگی در سالهای اخیر اطلاعات تازهای درباره حضور انسان در این منطقه فراهم کردهاند و همین مسئله نشان میدهد که شناخت تاریخ ایران را نمیتوان صرفا به چند هزار سال اخیر محدود کرد! از این منظر، «شوش» نیز نه یک محوطه منفرد و جداافتاده، بلکه بخشی از تاریخ طولانی حضور انسان و شکلگیری تمدن در فلات ایران است. اهمیت شوش از همین گستردگی زمانی و تاریخی ناشی میشود؛ محوطهای که شناخت آن میتواند به درک بخشهای مختلفی از تاریخ و تمدن ایران کمک کند.-شوش؛ از کشف محوطه تا شکلگیری دانش باستانشناسییکی از محورهای اصلی گفتوگو، تاریخ کاوشهای باستانشناسی در شوش بود. مظاهریپور تاکید کرد که مساله اصلی فیلمهای او صرفا معرفی آثار تاریخی نیست، بلکه تلاش برای نشان دادن مسیر شکلگیری دانش باستانشناسی و چگونگی کشف و شناخت محوطههای تاریخی است.از نگاه او، هرچه جامعه جزئیات بیشتری درباره یک محوطه، یک بنا یا یک تمدن بداند، ارزش آن را بهتر درک خواهد کرد و در نتیجه امکان شکلگیری حساسیت اجتماعی نسبت به حفاظت از میراث فرهنگی نیز افزایش خواهد یافت.- تجربه ساخت فیلم در شوشبخش دیگری از نشست به تجربه ساخت فیلم در شوش اختصاص داشت. مظاهریپور با اشاره به این که فیلمبرداری در دوران همهگیری کرونا انجام شده بود ، درباره دشواریهای تصویربرداری در محوطهای سخن گفت که بخش زیادی از سازههای آن از میان رفته و تنها بقایای معماری و لایههای تاریخی آن باقی مانده است.او استفاده از تصاویر هوایی و پهپاد را یکی از امکانات مهم در ساختار بصری فیلم دانست و توضیح داد که این تصاویر امکان ارائه نمایی کلی از محوطه و آثار حفاریهای گذشته را فراهم کردهاند؛ امکانی که به مخاطب اجازه میدهد وضعیت امروز شوش و گستره محوطه را در ارتباط با تاریخ کاوشهای آن مشاهده کند.پژمان مظاهریپور همچنین بر اهمیت قرار دادن وقایع تاریخی در کنار اتفاقات معاصر تأکید کرد. به گفته او، در فیلم تلاش شده است رخدادهای مربوط به کاوش و انتقال آثار شوش در کنار وقایع مهم تاریخ معاصر ایران قرار بگیرد تا مخاطب
۸۴۸
۷:۴۷
بتواند همزمانی این رویدادها را درک کند؛ از تحولات سیاسی و اجتماعی ایران گرفته تا جنگها و رویدادهای بینالمللی. از نگاه این کارگردان ، توجه جامعه به بحرانهای سیاسی و اجتماعی روزمره گاهی باعث میشود اتفاقات مربوط به میراث فرهنگی از نظر دور بماند؛ در حالی که میراث فرهنگی نیز همواره در بستر همین تحولات تاریخی و اجتماعی قرار داشته است.- از «شیءمحوری» تا «پژوهشمحوری» در باستانشناسیدر ادامه، وضعیت کنونی شوش و ظرفیتهای باستانشناختی آن مورد بحث قرار گرفت. مظاهریپور با اشاره به اینکه بخش محدودی از این محوطه تاکنون مورد کاوش قرار گرفته است، بر ضرورت استفاده از روشهای علمی و مطالعات جدید تأکید کرد. او در این بخش سه رویکرد «شیءمحور»، «محوطهمحور» و «پژوهشمحور» را از یکدیگر تفکیک کرد. به اعتقاد او، رویکرد پژوهشمحور نباید تنها به کشف اشیا محدود شود، بلکه باید به شناخت تمدن، جامعه، زیست و انسان در گذشته بپردازد.- حفاری غیرمجاز، قاچاق و مسئله «نجات» میراث فرهنگیبخش دیگری از گفتوگو به حفاریهای غیرمجاز و قاچاق آثار تاریخی اختصاص داشت. مظاهریپور با اشاره به تفاوت شرایط امروز با دوره فعالیت باستانشناسان خارجی گفت که امروز بخشی از تهدید علیه میراث فرهنگی از سوی افرادی صورت میگیرد که خود را ایرانی و حتی «نجاتدهنده» آثار میدانند.او این نگاه را حاصل فقدان شناخت و آگاهی کافی درباره مفهوم میراث فرهنگی دانست و تاکید کرد که نگهداری یک اثر در یک موزه معتبر، حتی اگر خارج از مرزهای ایران باشد، با نابودی، قاچاق یا فروش غیرقانونی آن تفاوت اساسی دارد.- میراث فرهنگی در برابر جنگ و بحراندر ادامه گفتوگو، بحث به آسیبهای واردشده به میراث فرهنگی در جریان جنگ رسید. فرانک آرتا با اشاره به سخنان دکتر صالحی امیری، وزیر میراث، گردشگری و صنایع دستی گفت: «در جنگ رمضان ۱۴۹ بنای تاریخی آسیب دیدند» . همچنین او آسیب واردشده به «چهلستون» و «تالار آیینه» را دلخراش توصیف کرد.مظاهریپور در ادامه این بحث، به سخنی از دکتر شهریار عدل درباره زلزله بم اشاره کرد: «تاریخ حرکت میکند، ما هیچگاه در این زمان متوقف نمیشویم. این هم اتفاقی است که برای این بنا افتاده، بخشی از تاریخ این بناست» . او با استفاده از این نگاه آن را به وضعیت کاخ گلستان نیز تعمیم داد. به گفته او، آسیبی که به یک بنا وارد شده، میتواند بخشی از تاریخ آن بنا محسوب شود؛ مسئله اصلی این است که بنا استحکامسازی، حفظ و نگهداری شود.-آموزش، هنر و کاهش گسست تاریخییکی دیگر از موضوعات مطرحشده در نشست، نقش آموزش و هنر در ایجاد آگاهی عمومی بود.فرانک آرتا با اشاره به تجربه فعالیتهای فرهنگی و آموزشی در موزه هنرهای معاصر تهران، بر اهمیت ایجاد ارتباط میان مخاطب و آثار هنری و تاریخی تأکید کرد. از نگاه او، چنین ارتباطی میتواند بهتدریج از گسست فرهنگی و تاریخی بکاهد و حساسیت نسل جدید را نسبت به میراث خود افزایش دهد.- میراث فرهنگی؛ میراث مشترک بشریدر ادامه، بحث میان دو فیلم و مسئله میراث فرهنگی در شرایط جنگ و بحران پیوند خورد. مظاهریپور میراث فرهنگی را بخشی از میراث مشترک بشری دانست و بر اهمیت قوانین و کنوانسیونهای بینالمللی در حفاظت از آن تأکید کرد. او نقش مردم را نیز اساسی دانست و گفت هرچه جامعه آگاهتر باشد، امکان تشخیص اطلاعات نادرست، مطالبهگری و حفاظت از میراث فرهنگی نیز بیشتر خواهد شد.-سینمای مستند و تبدیل ناخودآگاه جمعی به آگاهیدر پایان نشست، بر اهمیت سینمای مستند و دیگر اشکال هنری در ایجاد این آگاهی تاکید شد. از نگاه حاضران، حفاظت از میراث فرهنگی تنها وظیفه نهادهای رسمی نیست و جامعه، هنرمندان، پژوهشگران، رسانهها و موزهها نیز در این مسیر نقش دارند.سینمای مستند در این میان میتواند نقشی فراتر از ثبت یک رویداد یا معرفی یک محوطه داشته باشد. فیلم میتواند واقعیتها را ثبت کند، پرسش ایجاد کند و بخشی از آنچه در ناخودآگاه جمعی جامعه وجود دارد را به سطح آگاهی بیاورد؛ بهخصوص در موضوعاتی که بهدلیل فاصله زمانی یا فشار مسائل روزمره، کمتر مورد توجه قرار میگیرند.در این نشست، تاریخ کاوشهای شوش تنها بهعنوان بخشی از گذشته باستانشناسی ایران مطرح نشد، بلکه خود به موضوعی برای بازاندیشی درباره شیوه شناخت، حفاظت و روایت میراث تبدیل شد. از روشهای کاوش باستانشناسان خارجی و خروج آثار گرفته تا حفاریهای غیرمجاز، قاچاق، آسیبهای ناشی از جنگ و بحران، نقش موزهها و اهمیت آموزش عمومی، همه در نهایت به یک پرسش مشترک بازمیگردند: جامعه امروز چگونه باید با گذشته خود مواجه شود؟پاسخ ارائهشده در این نشست، بیش از هر چیز بر شناخت و آگاهی استوار بود. میراث فرهنگی زمانی میتواند زنده بماند که جامعه آن را بشناسد، ارزش آن را درک کند و نسبت به سرنوشتش حساسباشد. از این منظر، شناخت تاریخ نه صرفاً مقدمهای برای پژوهش در
۷۷۱
۷:۴۷
باره گذشته، بلکه یکی از پیششرطهای حفاظت از آن در زمان حال است.
گزارش گر: اهورا روانبخش
گزارش گر: اهورا روانبخش
۷۶۳
۷:۴۷
دومین جلسه از سلسلهنشستهای «هنر هوش مصنوعی» با محوریت «هنر هوش مصنوعی در بینال ونیز»، روز سهشنبه سوم شهریور ۱۴۰۵ در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد. در این نشست، دکتر میثم روشنی بر ضرورت افزایش دانش و آگاهی جامعه هنر ایران در مواجهه با رسانههای جدید و اهمیت گفتوگوی بینارشتهای در هنر معاصر تأکید کرد. او بینال ونیز را یکی از مهمترین رویدادهای هنر معاصر جهان دانست؛ بستری برای طرح ایدههای نو و تعامل هنر با فناوری و دیگر حوزهها. روشنی همچنین «نقشه راه» این سلسلهنشستها را تشریح کرد؛ مسیری از نشستها و کارگاههای تخصصی تا معرفی آثار شاخص، شکلگیری کانون هنر هوش مصنوعی و برگزاری رویدادهای بینالمللی.در ادامه، سانا زرگر به بررسی نمونههایی از حضور فناوری و هوش مصنوعی در هنر معاصر پرداخت. او با اشاره به آثار رافائل لوزانو-همر، بهویژه «Pulse Room»، توضیح داد که چگونه دادههای زیستی انسان میتوانند به ماده اولیه اثر هنری تبدیل شوند. در این اثر، ضربان قلب مخاطبان به پالسهای نوری بدل میشود و حضور و حافظه را به تجربهای مشارکتی تبدیل میکند. زرگر تأکید کرد که فناوری و داده میتوانند، همانند رنگ در نقاشی یا صدا در موسیقی، به مدیوم و زبان هنر تبدیل شوند و مخاطب نیز از تماشاگر صرف به بخشی از فرایند شکلگیری اثر بدل شود.زرگر در ادامه به آثار مِمُو آکتِن، هنرمند میانرشتهای، پرداخت؛ هنرمندی که پیوند علم و هنر و آیینهای کهن با فناوریهای نوین را دنبال میکند. آکتِن در شصتمین بینال هنر ونیز با اثر «Boundaries» در کلیسای «سانتا ماریا دلا ویزیتاتسیونه» حضور داشت. این اثر با بهرهگیری از فناوریهای دیجیتال و هوش مصنوعی، فناوری معاصر را در کنار معماری سنتی و فضای مقدس کلیسا قرار میداد و گفتوگویی میان سنت و تکنولوژی و امر معنوی و فناوری ایجاد میکرد.بررسی آثار این دو هنرمند، تصویری از تحول رابطه هنر و فناوری ارائه میدهد؛ از سیستمهای تعاملی لوزانو-همر تا استفاده گستردهتر از هوش مصنوعی و فناوریهای محاسباتی در آثار آکتِن. این مسیر نشان میدهد فناوری از ابزار صرف فراتر رفته و به عنصری شکلدهنده در تجربه، معنا و زبان هنر معاصر تبدیل شده است. تداوم این نشستها میتواند زمینهای برای افزایش آگاهی جامعه هنر ایران، گفتوگو و شکلگیری ارتباطی بینارشتهای میان هنر، فناوری و دیگر حوزهها فراهم کند و مسیر گسترش هنر هوش مصنوعی در جامعه هنری ایران را هموارتر سازد.
برای اطلاع از برنامههای فرهنگی و هنری موزه هنرهای معاصر تهران، به کانال این موزه در پیام رسان «بله» به آدرس زیر بپیوندید:@tmoca_pr1https://ble.ir/tmoca_pr1
برای اطلاع از برنامههای فرهنگی و هنری موزه هنرهای معاصر تهران، به کانال این موزه در پیام رسان «بله» به آدرس زیر بپیوندید:@tmoca_pr1https://ble.ir/tmoca_pr1
۱.۳K
۹:۵۷
۱.۳K
۹:۵۷
۱.۳K
۹:۵۷
۱.۳K
۹:۵۷
نمایش فیلم های مستند عکاسی در سینماتک موزه هنرهای معاصر تهران
سینماتک موزه هنرهای معاصر تهران به مناسبت برپایی نمایشگاه عکاسی «این صورت باقی»، دو فیلم تحسین شده «خاطرات روی شیشه»( 35 دقیقه، 1383)و «حلقه های گمشده»( 40 دقیقه، 1383)) به کارگردانی مهرداد زاهدیان را به نمایش می گذارد.
به گزارش روابط عمومی موزه هنرهای معاصر تهران، هر دو فیلم یکشنبه ۱۵ شهریور ماه 1405 ساعت 16 درسالن سینماتک اکران می شود.
دراین جلسه بعد از نمایش فیلم ها، کارگردان درباره فیلم ها سخن خواهد گفت.
-خلاصه داستان« خاطرات روی شیشه»: عکاسی در سال های پادشاهی ناصرالدین شاه وارد ایران شد. زمانی که تعداد انگشتشماری از کشورها موفق شده بودند تا از این تجهیزات تکنولوژیک بهره ببرند. ایرانیان از این ابزار مدرن استفادههای خلاقانهای کردند و توانستند اسناد تصویری بینظیری گردآوری کنند.
-خلاصه داستان« حلقه های گمشده»:
تجهیزات فیلمبرداری و نمایش فیلم تنها به فاصلهی پنج سال پس از اختراع سینما وارد ایران شد. این ابزار شگفتانگیز در دست شاه قاجار و دربار او موجب شد شاهد اولین بارقههای سینمای مستند ایرانی باشیم و همچنین نخستین تلاش برای تجربهی فیلمسازی قصهگو در ایران آغاز شود.
این برنامه برای عموم علاقهمندان آزاد و رایگان است.
نشانی: خیابان کارگر شمالی، جنب پارک لاله، موزه هنرهای معاصر تهران، سالن سینماتک
برای اطلاع از برنامههای فرهنگی و هنری موزه هنرهای معاصر تهران، به کانال این موزه در پیام رسان «بله» به آدرس زیر بپیوندید:
@tmoca_pr1https://ble.ir/tmoca_pr1
سینماتک موزه هنرهای معاصر تهران به مناسبت برپایی نمایشگاه عکاسی «این صورت باقی»، دو فیلم تحسین شده «خاطرات روی شیشه»( 35 دقیقه، 1383)و «حلقه های گمشده»( 40 دقیقه، 1383)) به کارگردانی مهرداد زاهدیان را به نمایش می گذارد.
به گزارش روابط عمومی موزه هنرهای معاصر تهران، هر دو فیلم یکشنبه ۱۵ شهریور ماه 1405 ساعت 16 درسالن سینماتک اکران می شود.
دراین جلسه بعد از نمایش فیلم ها، کارگردان درباره فیلم ها سخن خواهد گفت.
-خلاصه داستان« خاطرات روی شیشه»: عکاسی در سال های پادشاهی ناصرالدین شاه وارد ایران شد. زمانی که تعداد انگشتشماری از کشورها موفق شده بودند تا از این تجهیزات تکنولوژیک بهره ببرند. ایرانیان از این ابزار مدرن استفادههای خلاقانهای کردند و توانستند اسناد تصویری بینظیری گردآوری کنند.
-خلاصه داستان« حلقه های گمشده»:
تجهیزات فیلمبرداری و نمایش فیلم تنها به فاصلهی پنج سال پس از اختراع سینما وارد ایران شد. این ابزار شگفتانگیز در دست شاه قاجار و دربار او موجب شد شاهد اولین بارقههای سینمای مستند ایرانی باشیم و همچنین نخستین تلاش برای تجربهی فیلمسازی قصهگو در ایران آغاز شود.
این برنامه برای عموم علاقهمندان آزاد و رایگان است.
نشانی: خیابان کارگر شمالی، جنب پارک لاله، موزه هنرهای معاصر تهران، سالن سینماتک
برای اطلاع از برنامههای فرهنگی و هنری موزه هنرهای معاصر تهران، به کانال این موزه در پیام رسان «بله» به آدرس زیر بپیوندید:
@tmoca_pr1https://ble.ir/tmoca_pr1
۸۹۲
۱۱:۲۰