ادامه هوش مصنوعی و بایستههای ساخت آینده
ت- قطعیت و توضیحپذیری؛دو موضوع کلیدی عدم قطعیت (Uncertainty) و توضیحپذیری (Explainability) چالش نتایج و خروجیهای فناوریهای هوش مصنوعی بويژه هوش مصنوعی مولد است. انسانها در پاسخ به سوالات معمولا عدم قطعیت را در ارائه پاسخ بیان میدارند یا از حالات گوینده، شنونده به حدی از میزان قطعیت میتواند پی ببرد. اما در هوش مصنوعی، تصمیمسازی با عدم قطعیت شکل میگیرد ولی در ارائهی نتایج، قطعی جلو میکند. از طرفی در یادگیری عمیق امکان ترسیم زنجیرهی استنتاج وجود ندارد و میزان ریسک تصمیم هر گره قابل نمایش نیست. مشخص نیست مفروضات براساس چه تطوری پاسخ را ترسیم کرده است. ایجاد محیط تحقیق و توسعه برای پوشش این دو خطر و نیز مشخص کردن الگوریتمها و شیوهی آموزش هر کدام، در پاسخگویی به مسائل اجتماعی، فرهنگی و حکمرانی ضروری است.
ث- حکمرانی و امنیت داده؛اساس هوش مصنوعی بر داده استوار است. لذا داشتن حکمرانی داده و طراحی چارچوبهای امنیت مورد نیاز ضروری است. حجم بالای دادههای تولیدی حاصل از محتوا سازی کاربر در شبکههای اجتماعی، شبکههای حسگری گسترده، رفتار کاربر در پلتفرم و جستجو و گزینش دادهها به چارچوبی برای مدیریت هدفمند دادهها نیاز دارد تا حریمخصوصی، دسترسپذیری، یکپارچگی، کارا بودن، کیفیت داده، صحت و اتکاءپذیری، امنیت دادهها و درون سرزمین بودن را فراهم کند. البته حکمرانی داده هم به توسعه هوش مصنوعی کمک میکند و هم هوش مصنوعی شرایط لازم برای حکمرانی داده را فراهم میآورد.
ج- مالکیت فکری؛سیاستهای مالکیت فکری به توسعهی سرمایهگذاری و نوآوریهای حوزه هوش مصنوعی ناظر به حل مسائل عمومی و راهبردی کمک میکند. مالکیت دادههای جمعآوری شده، الگوریتمها و فناوریهای هوش مصنوعی بکار رفته، حجم و سطح آموزش شبکه، نتایج و منافع حاصل از آن و میزان مالکیتها نیاز به تعریف و تبیین دارد.
چ- تنظیمگری هوش مصنوعی؛نفوذ هوش مصنوعی در زیست انسانی، تبادلات مالی و نظارتی و هویت سازی اجتماعی، تنظیمگری، جهتدهی و هدایت را برای دستیابی به فرصتهای حداکثری و تهدیدهای حداقلی لازم میدارد و از انطباق سیاستها، برنامهها و رویهها اطمینان حاصل میکند. عموما فناوریها از مقررات سریعتر حرکت میکنند. پیچیده شدن هوش مصنوعی، بکارگیری هوش مصنوعی به مثابه سلاح و شکلدهی به جنگهای ترکیبی و شناختی کشور را به لزوم شکلدهی به تنظیمگیر فناورانهی ارزشبار هوش مصنوعی رهنمون میکند. در عین حال تنظیمگری باید فضای را برای نوآوری و پیشرفت باز کند و ضمن حل موانع، خود مانعی برای توسعه کشور و ساخت بازارهای جدید مبتنی بر ارزشهای بنیادین جامعه نباشد.
ح- همافزاییهای منطقهای و جهانی؛لازم است کنوانسیونهای منطقهای و جهانی برای مقرراتگذاری هوشمصنوعی، حکمرانی داده و حریمدادهای ملتها مخصوصا در پلتفرمهای جهانی شکل بگیرد. این تعاملات میتواند منجر به طراحی حقوق داده در تعاملات جهانی و ایجاد مکانیزمهای کنترلی برای جلوگیری از شکلگیری تسلیحات هوشمند شناختی یا سایبری شود. همافزاییهای منطقهای و جهانی از یکجانبهگری قدرتها در استعمار نو مبتنی بر هوش مصنوعی جلوگیری خواهد کرد.
موارد فوق و مواردی دیگری که قابل افزودن است، مسیر را برای دستیابی به هوش مصنوعی درونزا هموار خواهد کرد. دستیابی به جایگاههای جهانی در حوزهی هوش مصنوعی نیازمند همت، تلاش، همگرایی، همراستاسازی و همگفتمانسازی بخش دولتی و خصوصی است.
کانال برای انقلاب اسلامی:https://ble.ir/transformations
ت- قطعیت و توضیحپذیری؛دو موضوع کلیدی عدم قطعیت (Uncertainty) و توضیحپذیری (Explainability) چالش نتایج و خروجیهای فناوریهای هوش مصنوعی بويژه هوش مصنوعی مولد است. انسانها در پاسخ به سوالات معمولا عدم قطعیت را در ارائه پاسخ بیان میدارند یا از حالات گوینده، شنونده به حدی از میزان قطعیت میتواند پی ببرد. اما در هوش مصنوعی، تصمیمسازی با عدم قطعیت شکل میگیرد ولی در ارائهی نتایج، قطعی جلو میکند. از طرفی در یادگیری عمیق امکان ترسیم زنجیرهی استنتاج وجود ندارد و میزان ریسک تصمیم هر گره قابل نمایش نیست. مشخص نیست مفروضات براساس چه تطوری پاسخ را ترسیم کرده است. ایجاد محیط تحقیق و توسعه برای پوشش این دو خطر و نیز مشخص کردن الگوریتمها و شیوهی آموزش هر کدام، در پاسخگویی به مسائل اجتماعی، فرهنگی و حکمرانی ضروری است.
ث- حکمرانی و امنیت داده؛اساس هوش مصنوعی بر داده استوار است. لذا داشتن حکمرانی داده و طراحی چارچوبهای امنیت مورد نیاز ضروری است. حجم بالای دادههای تولیدی حاصل از محتوا سازی کاربر در شبکههای اجتماعی، شبکههای حسگری گسترده، رفتار کاربر در پلتفرم و جستجو و گزینش دادهها به چارچوبی برای مدیریت هدفمند دادهها نیاز دارد تا حریمخصوصی، دسترسپذیری، یکپارچگی، کارا بودن، کیفیت داده، صحت و اتکاءپذیری، امنیت دادهها و درون سرزمین بودن را فراهم کند. البته حکمرانی داده هم به توسعه هوش مصنوعی کمک میکند و هم هوش مصنوعی شرایط لازم برای حکمرانی داده را فراهم میآورد.
ج- مالکیت فکری؛سیاستهای مالکیت فکری به توسعهی سرمایهگذاری و نوآوریهای حوزه هوش مصنوعی ناظر به حل مسائل عمومی و راهبردی کمک میکند. مالکیت دادههای جمعآوری شده، الگوریتمها و فناوریهای هوش مصنوعی بکار رفته، حجم و سطح آموزش شبکه، نتایج و منافع حاصل از آن و میزان مالکیتها نیاز به تعریف و تبیین دارد.
چ- تنظیمگری هوش مصنوعی؛نفوذ هوش مصنوعی در زیست انسانی، تبادلات مالی و نظارتی و هویت سازی اجتماعی، تنظیمگری، جهتدهی و هدایت را برای دستیابی به فرصتهای حداکثری و تهدیدهای حداقلی لازم میدارد و از انطباق سیاستها، برنامهها و رویهها اطمینان حاصل میکند. عموما فناوریها از مقررات سریعتر حرکت میکنند. پیچیده شدن هوش مصنوعی، بکارگیری هوش مصنوعی به مثابه سلاح و شکلدهی به جنگهای ترکیبی و شناختی کشور را به لزوم شکلدهی به تنظیمگیر فناورانهی ارزشبار هوش مصنوعی رهنمون میکند. در عین حال تنظیمگری باید فضای را برای نوآوری و پیشرفت باز کند و ضمن حل موانع، خود مانعی برای توسعه کشور و ساخت بازارهای جدید مبتنی بر ارزشهای بنیادین جامعه نباشد.
ح- همافزاییهای منطقهای و جهانی؛لازم است کنوانسیونهای منطقهای و جهانی برای مقرراتگذاری هوشمصنوعی، حکمرانی داده و حریمدادهای ملتها مخصوصا در پلتفرمهای جهانی شکل بگیرد. این تعاملات میتواند منجر به طراحی حقوق داده در تعاملات جهانی و ایجاد مکانیزمهای کنترلی برای جلوگیری از شکلگیری تسلیحات هوشمند شناختی یا سایبری شود. همافزاییهای منطقهای و جهانی از یکجانبهگری قدرتها در استعمار نو مبتنی بر هوش مصنوعی جلوگیری خواهد کرد.
موارد فوق و مواردی دیگری که قابل افزودن است، مسیر را برای دستیابی به هوش مصنوعی درونزا هموار خواهد کرد. دستیابی به جایگاههای جهانی در حوزهی هوش مصنوعی نیازمند همت، تلاش، همگرایی، همراستاسازی و همگفتمانسازی بخش دولتی و خصوصی است.
کانال برای انقلاب اسلامی:https://ble.ir/transformations
۳۸۴
۶:۵۳
در گفتوگوی تفصیلی دکتر احسان کیانخواه با آنا مطرح شد؛الزامات قانونگذاری هوش مصنوعی در ایرانضرورت این مسئله تا حدودی درک شده است اراده هم وجود دارد. معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری که متصدی تبدیل علم به فناوری و تجاریسازی آن است نیز تلاشهایی انجام میدهد؛ اما توسعه هوش مصنوعی صرفا توسعه و مدیریت فناوریهای تحول آفرین نیست. بلکه توجه به اکوسیستمی است که امتدادی از فناوری تا اجتماع دارد.
انتشار ۲۹ مرداد ۱۴۰۲
https://ana.press/003btm
انتشار ۲۹ مرداد ۱۴۰۲
https://ana.press/003btm
۴۳۰
۷:۵۰
۳۲۷
۱۹:۲۰
۵۳۹
۹:۴۵
در یادداشتی به مهر عنوان شد؛حکمرانی سایبری راهکار اداره کشوربه گزارش خبرنگار مهر، احسان کیانخواه در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری مهر قرار داد، نوشت: جهان در حال دگرگونی است. فناوریهای سایبرْ ساخت، در حال تحول و تطور وضعیتهای عادت شدهی انسانی است. جهانی در حال خلق است که بسیار بزرگتر از عالم عادت شده پس از هبوط حضرت آدم علیه السلام است. جهانی که فراتر از صورتهای مادی و فیزیکی در بردارندهی صورتهای مجازی است که قابل تعامل و تخاطب است. صورتهای مجازی که یا همزادهای دیجیتال (Digital Twin) یک فرد، یک خانه، شهر یا کارخانه است و شرایط را برای تکامل همزاد فیزیکی خود فراهم میآورد یا موجودیتهای محض مجازی است که با ابزارهاس خاص و واسطهای حسی (Wearable Technology) یا مغزی (Brain Interface) قابل رویت و تعامل هستند. عالم سایبری در حال تحقق و تکامل است، جلوههایی از آن دیده شده و فراتر از تصور ما در سالهای آینده عیان خواهد شد. عالمی که نوع تعامل، رشد و حتی نوع تفکر و درک انسان در آن نوع دیگری خواهد شد و نسلها تربیت یافته در این عالم متمایز از انسانهای اعصار گذشته بوده و معنای حکومت و کشورداری نیز متحول خواهد شد. این نوشته مختصر، در پاسخ به این سوال است که راهبری و حکمرانی کشور در طلیعهی این جهانِ انسانْ سازِ سایبرْ ساخت چگونه باشد؟ نگارنده به اختصار به سه نکته اشاره میکند.
ادامه در خبرگزاری مهر:mehrnews.com/x33tjW
کانال برای انقلاب اسلامی:https://ble.ir/transformations
ادامه در خبرگزاری مهر:mehrnews.com/x33tjW
کانال برای انقلاب اسلامی:https://ble.ir/transformations
۸۶۸
۹:۲۲
بزرگترین چالش کشور در امر هوشمندسازی و تحول دولت و بخش عمومی (Public Sector) ضعف در انسجام برنامهریزی و نظارت بر امر تحول دیجیتال است. متاسفانه ساختارهای موازی در کشور که همه براساس دغدغه و انگیزههای تحول شکل گرفته، نتیجهای جز خنثی سازی توانها ندارد.باید به گونهای ساختارها و سازمانهای تحول دولت منسجم شود که پس از اتمام زمان الگوها، برنامهها و بودجههای سنواتی، اتفاق ملموسی در تحول فناورانه حکمرانی در کشور رخ دهد و مردم تجربه متمایزی در دریافت خدمات حاکمیتی داشته باشند.تنقیح و ایجاد توازن در قوانین و مقررات حوزهی تحول فناورانه دولت، تنظیم برنامه منسجم ذیل سیاستهای کلی و قوانین بالادستی و تمرکز برنامهریزی و نظارت عملیاتی لازمهی گذر از ناترازیها و حل مسائل پیچیدهی بوروکراتیک دولت است.
۲۲۰
۱۷:۱۴
لزوم تحول نظامات سایبری کشورمقام معظم رهبری در بیاناتی ابتدای دهه ۹۰، حکمرانی و اداره فضای مجازی را به مثابه حفظ و پیشرفت انقلاب اسلامی برشمردند، موضوعی که در پیش و خم بورکراسی ناموزون کشور، کمکاریها و اولویتدادن به منافع بخشی به جای منافع ملی و اهداف کشور، به محاق رفت.بر همگان عیان شده که فضای مجازی یک موضوعی فرعی و در عرض زندگی نیست، بلکه فضای مجازی جهانْ زیستی است که زیست جهان مردم را در بر گرفته و فضای بسیار بزرگتر از جهان عادت شده ساخته است. فضای سایبر عالمی برای زیست است که خود در بردارنده عوالمی است که پلتفرمهای اجتماعی ساختهاند.سایبر با همه ابعاد اقتصادی، سیاسی، امنیتی و فرهنگیاش که عالم فیزیکی را در برگرفته و تاثیر و تاثر ملموسی برهم دارند، به نحوه اداره و راهبری چابکی نیاز دارد. متاسفانه بهجای چابکی و همراستایی با این فهم راهبردی، تورم ساختاری و مقررهای رمق توسعه سایبری کشور را گرفته است.سازمانهای متعدد تصمیمگیر در فضای مجازی کشور از وزارت ارتباطات، وزارت ارشاد، وزارت آموزش و پرورش، معاونت علمی، پدافند غیرعامل، افتا، شورای عالی امنیت ملی و انقلاب فرهنگی و... اعوجاج عجیبی را در برقراری امنیت، پایداری اقتصاد و فرهنگ متعالی پدید آوردهاند. در این بین، نگارنده معتقد است فوریترین موضوع در حکمرانی فضای سایبر کشور تحقق کامل شبکه ملی اطلاعات است. تحقق کامل این شبکه میتواند محور و بنسازهی همه رویدادها و توفیقات سایبری کشور شود. برای این موضوع در این مختصر دو اقدام و یک الزام ضروری است:۱- یکی از موانع ماهوی توسعه شبکه ملی اطلاعات، شرکت ارتباطات زیرساخت است. بنای شکلگیری این شرکت در دهه ۸۰ برای تمرکز توزیع اینترنت در کشور بود. براساس آنچه که در بودجه سنواتی میآید این شرکت باید سود ده باشد یعنی بتواند منابع درآمدی دولت را از فروش اینترنت تامین کند. موضوعی که اساسا با توسعه شبکه ملی اطلاعات در تضاد است. تغییر مدل کسب و کار و ارزشافزایی شرکت ارتباطات زیرساخت بایستی به سمت توسعه خدمات داخلی و تبادلات درون سرزیمنی رود و نام شرکت نیز متناسب با توسعه شبکه ملی اطلاعات تغییر کند. شرکت باید با فعال نمودن دیپلماسی سایبری به سمت پیمانهای چند جانبه و اینترنت دوم جهانی حرکت کند. با این کار عملا معاونت توسعه شبکه ملی اطلاعات وزارت ارتباطات با ادغام در شرکت، بعد عملیاتی و اجرایی پیدا میکند.۲- حوزه تنظیم مقررات فضای مجازی کشور از عدم انسجام رنج میبرد. به دلیل ماهیت چندساحتی فضای مجازی و تاثیر سیاستگذاری در یک ساحت بر ساحات دیگر، نیاز به رویکرد پیوسته و منسجم در تنظیم مقررات در حوزه فناوری، فرهنگی و اقتصادی را ضروری کرده است. براین اساس سازمان تنظیم مقررات ارتباطات رادیویی، سازمان تنظیم صوت و تصویر فراگیر و سایر مراکز و بخشهای مرتبط در سازمان تنظیم فضای مجازی ادغام شوند و سازمان ذیل شورای عالی فضای مجازی قرار گیرد. رئیس سازمان دبیر شورا و مرکز ملی در سازمان تنظیم فضای مجازی ادغام شود. قوانین و مقررات کشور هم برای مرجعیت بخشی تنقیح و اصلاح شود. نگارنده پیشتر در یادداشتی با عنوان نگرشی بر بایستههای تنظیمگری فضای مجازی به این مهم پرداخته است.https://farsnews.ir/FarsNews/1678687518000389738۳- الزام کلیدی حکمرانی فضای سایبری کشور، تعیین و تعیّن مرزسایبری و تشکیل مرزبانی سایبری ذیل ستاد کل نیرویهای مسلح است. مرزسایبری موضوعی اقتصادی و امنیتی نیست بلکه موضوعی مرتبط با تمایت ارضی -سایبری- کشور است و نگهبان قدرت ملی است. بعضا در کشور پیرامون موضوعات اقتصادی یا امنیتی برخی مصلحت اندیشیها صورت میگیرد اما موضوعات دفاعی باید فراتر از منفعتهای بخشی، سیاستگذاری شود. لذا تحقق مرزبانی سایبری و کنترل گذرگاههای ملی توسط ساختارهای مرتبط لازمهی استقلال و استحکام سایبری است (مرزبانی سایبری؛ خبرگزاری فارس؛ https://farsnews.ir/Fars_Plus/1546966027000893569 ).تهدیدها و تهاجمات خردادماه و دیماه امسال، چالشهای حکمرانی فضای سایبری کشور را آشکار کرد. لزوم تصمیمات دقیق که هم قدرت و منافع ملی کشور را ارتقاء میدهد و هم موجب پایداری اقتصاد دیجیتال شود، نیاز ضروری فهم دقیق چالشها بدور از فضای جنگ شناختی دشمن است. * نهم بهمنماه سالگرد شهادات سردار «حسن باقری» است او که در پنجم فروردین ۱۳۶۰ در اوچ چالشهای سیاسی کشور و عدم الفتحهای متعدد نوشته بود: «باید به خود جرات داد که این نوع جنگیدن به درد نمیخورد و لازم است که استراتژی در این جنگ عوض شود».https://fna.ir/prWJo
۱۴۸
۱۷:۴۴
#دل_نوشته
سختترین روز زندگیام اواخر شب و بامداد شنبه نهم و یکشنبه دهم اسفندماه بود...داغ فرماندهان و خانواده امام شهید را میشنیدم و همچنان امید محکم قلبی به نبودن اماممان در بیت داشتم...چشمانم تازه گرم شده بود که با هلهله شیاطین و جملات گنگی که میگفتند از خواب بیدار شدم. ناخودآگاه کنار پنجره رفتم ... مرگ بر وطن فروش خائن .... کمی خودشان را جمع کردند و ساکت شدند. شروع به رویت صفحات وب شبکههای خبیث ضدانقلاب کردم، تیترهای آنها را باور نمیکردم. انگار دنیا بر سرم خراب شد خانواده دلداری میدادند که این خبرها درست نیست ... اما حوالی اذان صبح خبر تلخ شهادت نائب المهدی بدست شیطان مجسم و اکبر اعلام شد...حالا کمی بعد از یکهفته پر از غم و شور و نگرانی از تاخیر اعلام نظر خبرگان معظم، در همان ساعت در حرم صالح بن موسی آن خبر مسرت بخش را شنیدم ... وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ ....
بعد از گذشت ده روز از شهادت امام و در میانه جنگ، شیاطین ناله استیصال سردادند إِنَّ إِبْلِیسَ عَدُوُّ اللَّهِ رَنَّ أَرْبَعَ رَنَّاتٍ .... وَ یَوْمَ الْغَدِیر*ان شاءالله شاکر این لطف خداوند در آشکار کردن نائب المهدی برای دوری از گمراهی و ضلالت باشیم.خدایا توفیقات و نصرت خودرا بر امام خامنهای مستدام نازل فرما و در ظهور حضرت ولی عصر تعجیل فرما.یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
*صبح نهم اسفندماه پیرامون حمله شیاطین و پیش از حمله، به قرآن تفال زدم این آیهی شریفه آمد ... قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ (توبه، ۱۴) ...
بعد از گذشت ده روز از شهادت امام و در میانه جنگ، شیاطین ناله استیصال سردادند إِنَّ إِبْلِیسَ عَدُوُّ اللَّهِ رَنَّ أَرْبَعَ رَنَّاتٍ .... وَ یَوْمَ الْغَدِیر*ان شاءالله شاکر این لطف خداوند در آشکار کردن نائب المهدی برای دوری از گمراهی و ضلالت باشیم.خدایا توفیقات و نصرت خودرا بر امام خامنهای مستدام نازل فرما و در ظهور حضرت ولی عصر تعجیل فرما.یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
*صبح نهم اسفندماه پیرامون حمله شیاطین و پیش از حمله، به قرآن تفال زدم این آیهی شریفه آمد ... قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ (توبه، ۱۴) ...
۹۳
۷:۱۷
دستورکارگذاری؛ تعیین و تنظیم اولویتهاموقعیت مساله (Problem Situation) که امر عینی است و نشانهها و روندهایی از مسئله را آشکار میکند به مثابه ابژهای است که سوژههای متنوع آنرا صورتبندی و مسالهمند (Problematize) میکنند. بازیگر عرصه سیاست پژوهی تلاش دارد این نشانههای تجمیع شده در موقعیت مسئله را به عللی که دخیل در شکلگیری آن است، پیوند دهد. تعیین (یا انکشاف) علل و بنیانهای مسئله به دانش پیشینی، نحوه ادارک، تجربههای نزدیک به موقعیت، ترتّب برخورد با شواهد، توجه به عناصر زمینهای، ارزشها و مَلکات پیشنی سوژه، وابسته است.موقعیت مساله امنیت ملی، که اصلیترین و فوریترین موضوع دولت – ملت است، متاثر از انگیزههای متنوع بازیگران دخیل در صورتبندی مساله است. بازیگران عرصه امنیت ملی براساس توان مداخله خود صورتبندیهایی از تهدید ارائه میدهند که بُرد، عمق و گستردهی متفاوتی در رفع یا کنترل تهدید ارائه میکند. این صورتبندیها بشدت به موقعیت امنیتی، اجتماعی، فناوری و کسب و کاری سوژه وابسته است. هر بازیگر تلاش دارد مساله را آنطور شکل دهد که در راستای موضع و ماموریتاش با مجموعه محدودیتها و مرزهای معین شده به آن، مسئله مند کند.اما سوال اینجاست موضوعات شکلگرفته در مختصات امنیت ملی را چگونه باید فهم و حل کرد. کدام نحوه پاسخ مناسبتر است و با چه فوریت و سرعتی، آشکار یا پنهان باید قدم به اصلاح برداشت. بهطور مثال اینکه دشمن درحال تهاجم شناختی – نظامی و حمله به تابآوری کشور است پاسخی اولیه مثل قطع ارتباطات بین الملل را دارد و تداومی مثل اینترنت پرو (کنترل پذیری) برای آن شکل میگیرد، اما آیا صرفا رویکرد امنیتیسازی همه پاسخ است و میتواند مساله چالش تابآوری اجتماعی با دستکاری شناختی را حل کند و منجر به بُروز مسائل دیگری نشود. آیا با این رویکرد میتوان عمق دقیق چالش و ابعاد آن را شناسایی کرد. آیا اگر احتمال وقوع تهدید کم شود، الزامات و سیاستهای وضع شده کارایی لازم را برای حل مساله (تابآوری اجتماعی) خواهد داشت.واقعیت این است در یک ساختار اجتماعی بهویژه وقتی رویکرد تمدنی وجود دارد، نمیتوان صرفا سیاستهای رفع تهدید را تکبعدی و با اتخاذ سیاستهای خطی پی گرفت. حکمرانی دیدن چندبعدی و چندساحتی موقعیت مساله است اینکه در یک توازن وزندهی شده، امنیت، تابآوری شناختی، فرهنگ و اقتصاد دیده شود و در عین حال مسیر تعالی، رشد و استقرار ارزشهای اساسی پیگیری شود. از این رو تسخیر مسئله توسط یک ارزش از میان ارزشهای عمومی یا وزندهی بیش از اندازه به آن، می تواند آثار جانبی منفی متعددی در بر داشته باشد. اینجاست که می گویند مسائل امروز ناشی از راه حلهای مسائل دیروز ما است.آنچه در حکمرانی مهم است صرفا تخفیف مساله یا جابجایی انگیزههای شکلگیری نیست، بلکه اصلاح ذاتی و ماهوی علل رخداد پدیده در جهت مشارکت همگانی برای راهبری سیاستها مربوطه است، البته با دستورکارگذاری (Agenda Setting) دقیقی که از خوانش چند ساحتی و چند بعدی موقعیت مساله شکل گرفته است. این وظیفه نهاد حکمران امروز کشور است تا سیاستهای امروز مسائل فرا نشود.
احسان کیانخواهhttps://ble.ir/transformations
احسان کیانخواهhttps://ble.ir/transformations
۹۰۹
۱۸:۵۸
مسئله انرژی و رویکرد تقلیلگرایانه
استدلال اینروزهای در موضوع انرژی، عمدتاً بر پایه یک صغری و کبری ساده شکل گرفته است:۱) روندیابی ؛ روندها گویای شدت مصرف انرژی است. روندهای سالانه نشان میدهند که سرانه مصرف انرژی بالاتر از میانگین جهانی است. با یک تحلیل علّی ساده، به سرعت ذهن به سمت علت که قیمت پایین انرژی در ایران است و موجب مصرف بیمحابای مردم شده، متبادر میشود. اگر همین انرژی براساس قیمتهای خلیج فارس محاسبه کننده رقم سرسامآور یارانه پنهان دولت آشکار میشود که نوعی عدم نفع اقتصادی قابل توجه است.۲) تقویت ؛ انسان منفعت طلب است. بنابراین با سازوکار تشویق وتنبیه میتوان عادات و الگوهای رفتاری مردم را تغییر داد. «اگر این مسیر را انتخاب کنی جریمه میشوی و اگر مسیر دیگری را برگزینی پاداش میگیری». شیوه ای که برای تربیت انسان و حیوان و حتی رباتهای هوشمند هم جواب میدهد! رویکردی رفتارگرایانه مبتنی بر تحریک و پاسخ (Reinforcement Learning) که هم در سیاستگذاری عمومی و هم در هوش مصنوعی امتحان خود را پس داده است.۳) نتیجه ؛ باتوجه به حجم بالای یارانه پنهان انرژی و محدودیتهای مالی دولت (صرفنظر از اینکه این هزینه مستقیماً از خزانه پرداخت میشود یا نه) و از آنجاییکه نمیتوان و نمیشود یک شبه قیمت انرژی را تغییر داد یا فرایند تولید و توزیع را اصلاح کرد لذا با منطق منفعت و ایجاد بازار انرژی، حس منعت طلبی مردم را میتوان تحریک کرد تا از کاهش مصرف خود سود ببرند.
استدلال بهظاهر بی اشکال بالا فهم سطحی و ریاضیوار از مسائل پیچیده اجتماعی است!
سالهاست و آخرین نمونهی آن حذف ارز ترجیحی در دیماه است که علی رغم واریز یارانه یکمیلیون تومانی، کالاهای اساسی جهش قیمتی بسیار بالاتری پیدا کرده در صورتی که طراحان معتقد بودند هیچ تغییری در قدرت خرید مردم ایجاد نمیشود. دولت هم نشان داده توان کنترل و نظارت بر بازار را ندارد (مشکل امنیتی هم در کشور رخ داد که شاید تسهیلگر جنگ تحمیلی سوم هم شد).با این حال، سیاستگذاران بهجای توجه به کل فرایند و زنجیره تولید، انتقال و مصرف انرژی، مستقیما به سراغ انتها زنجیره و مصرفکنندگان رفتهاند که بیش از آنکه حل مسئله باشد، نوعی سادهسازی و پاککردن صورت مسئله است. اینکه گفته شود تفکیک مسئولیت بین دستگاههای تولید و توزیع و مصرف وجود دارد عملا همان مَثَل معروف کندن و کاشتن و پر کردن است که اگر کاشتن هم نباشد اقدامات با قدرت ادامه دارد!دو نکته در این زمینه قابل طرح است:اول. حل مسئله اتلاف انرژی صرفا در سمت مصرف ممکن نیست. نیروگاههای برق راندمان پایینی دارند و براساس ورودی، خروجی متناسب تولید نمیکند. توزیع هم همین اشکال اتلاف را دارد. صنعت خودروسازی در شرایط انحصاری، محصولات پرمصرف تولید میکند و تا حداکثر منفعت را از بازار نگیرد، انگیزهای برای ساخت محصول بهروز ندارد. سوال مشخص این است که آیا دولت توان ایستادن و نظارت موثر بر کارتلهای بزرگ تولید و توزیع را دارد و میتواند شرایطی را برای توسعهی راهکارهای خلاقانه و نوآورانه انرژیهای محلی و خانگی فراهم کند یا عملا مصرف کننده بی پناه! در برابر تولید کننده و توزیع کننده رها میشود؟دوم. مساله تغییر رفتار اجتماعی و سبک زندگی است. اساسا با رویکرد مهندسی و کنترلی نمیتوان تغییر سبک زندگی را که امری حساس و هویتی است، رغم زد. این پرسش مطرح است که آیا درک عمیقی از فرهنگ، سنتها، ارزشهای اجتماعی و ویژگیهای زیست فرهنگی جامعه صورت گرفته و نسبتاش با الگوی متعالی ایرانی اسلامی و ارزشهای اساسی تبیین شده است تا تغییر سبک زندگی مردم به سمت فضایی متعالیتر حرکت کند و نه اینکه با راهکارهای زود بازده! ارزشهای متمایز خود را نیز از دست بدهد؟ دو نکته و سوال فوق هشداری نسبت به تصمیمگیریهای شتابزده و تقلیلگرایانه است. سیاستگذاری در این حوزه، امری پیچیده، چندساحتی و نیازمند نگاهی جامع است.
احسان کیانخواه
https://farsnews.ir/Kiankhah/1780264781374555556https://ble.ir/transformations
استدلال اینروزهای در موضوع انرژی، عمدتاً بر پایه یک صغری و کبری ساده شکل گرفته است:۱) روندیابی ؛ روندها گویای شدت مصرف انرژی است. روندهای سالانه نشان میدهند که سرانه مصرف انرژی بالاتر از میانگین جهانی است. با یک تحلیل علّی ساده، به سرعت ذهن به سمت علت که قیمت پایین انرژی در ایران است و موجب مصرف بیمحابای مردم شده، متبادر میشود. اگر همین انرژی براساس قیمتهای خلیج فارس محاسبه کننده رقم سرسامآور یارانه پنهان دولت آشکار میشود که نوعی عدم نفع اقتصادی قابل توجه است.۲) تقویت ؛ انسان منفعت طلب است. بنابراین با سازوکار تشویق وتنبیه میتوان عادات و الگوهای رفتاری مردم را تغییر داد. «اگر این مسیر را انتخاب کنی جریمه میشوی و اگر مسیر دیگری را برگزینی پاداش میگیری». شیوه ای که برای تربیت انسان و حیوان و حتی رباتهای هوشمند هم جواب میدهد! رویکردی رفتارگرایانه مبتنی بر تحریک و پاسخ (Reinforcement Learning) که هم در سیاستگذاری عمومی و هم در هوش مصنوعی امتحان خود را پس داده است.۳) نتیجه ؛ باتوجه به حجم بالای یارانه پنهان انرژی و محدودیتهای مالی دولت (صرفنظر از اینکه این هزینه مستقیماً از خزانه پرداخت میشود یا نه) و از آنجاییکه نمیتوان و نمیشود یک شبه قیمت انرژی را تغییر داد یا فرایند تولید و توزیع را اصلاح کرد لذا با منطق منفعت و ایجاد بازار انرژی، حس منعت طلبی مردم را میتوان تحریک کرد تا از کاهش مصرف خود سود ببرند.
استدلال بهظاهر بی اشکال بالا فهم سطحی و ریاضیوار از مسائل پیچیده اجتماعی است!
سالهاست و آخرین نمونهی آن حذف ارز ترجیحی در دیماه است که علی رغم واریز یارانه یکمیلیون تومانی، کالاهای اساسی جهش قیمتی بسیار بالاتری پیدا کرده در صورتی که طراحان معتقد بودند هیچ تغییری در قدرت خرید مردم ایجاد نمیشود. دولت هم نشان داده توان کنترل و نظارت بر بازار را ندارد (مشکل امنیتی هم در کشور رخ داد که شاید تسهیلگر جنگ تحمیلی سوم هم شد).با این حال، سیاستگذاران بهجای توجه به کل فرایند و زنجیره تولید، انتقال و مصرف انرژی، مستقیما به سراغ انتها زنجیره و مصرفکنندگان رفتهاند که بیش از آنکه حل مسئله باشد، نوعی سادهسازی و پاککردن صورت مسئله است. اینکه گفته شود تفکیک مسئولیت بین دستگاههای تولید و توزیع و مصرف وجود دارد عملا همان مَثَل معروف کندن و کاشتن و پر کردن است که اگر کاشتن هم نباشد اقدامات با قدرت ادامه دارد!دو نکته در این زمینه قابل طرح است:اول. حل مسئله اتلاف انرژی صرفا در سمت مصرف ممکن نیست. نیروگاههای برق راندمان پایینی دارند و براساس ورودی، خروجی متناسب تولید نمیکند. توزیع هم همین اشکال اتلاف را دارد. صنعت خودروسازی در شرایط انحصاری، محصولات پرمصرف تولید میکند و تا حداکثر منفعت را از بازار نگیرد، انگیزهای برای ساخت محصول بهروز ندارد. سوال مشخص این است که آیا دولت توان ایستادن و نظارت موثر بر کارتلهای بزرگ تولید و توزیع را دارد و میتواند شرایطی را برای توسعهی راهکارهای خلاقانه و نوآورانه انرژیهای محلی و خانگی فراهم کند یا عملا مصرف کننده بی پناه! در برابر تولید کننده و توزیع کننده رها میشود؟دوم. مساله تغییر رفتار اجتماعی و سبک زندگی است. اساسا با رویکرد مهندسی و کنترلی نمیتوان تغییر سبک زندگی را که امری حساس و هویتی است، رغم زد. این پرسش مطرح است که آیا درک عمیقی از فرهنگ، سنتها، ارزشهای اجتماعی و ویژگیهای زیست فرهنگی جامعه صورت گرفته و نسبتاش با الگوی متعالی ایرانی اسلامی و ارزشهای اساسی تبیین شده است تا تغییر سبک زندگی مردم به سمت فضایی متعالیتر حرکت کند و نه اینکه با راهکارهای زود بازده! ارزشهای متمایز خود را نیز از دست بدهد؟ دو نکته و سوال فوق هشداری نسبت به تصمیمگیریهای شتابزده و تقلیلگرایانه است. سیاستگذاری در این حوزه، امری پیچیده، چندساحتی و نیازمند نگاهی جامع است.
https://farsnews.ir/Kiankhah/1780264781374555556https://ble.ir/transformations
۲۱۱
۱۱:۳۵