۱.۳K
۲۱:۰۲
اطلاعات بیشتر
۱.۳K
۲۰:۱۱
سلسله نشست های «تقابل ایران و اسرائیل؛ ابعاد پیدا و پنهان»
جلسه سوم:«نبرد سایه ها؛ چگونه اسرائیل از جرایم سازمان یافته علیه ایران بهره می برد؟ »
@Cudras_Center
۱.۲K
۶:۰۴
...جلال آل احمد به رغم همۀ حرفوحدیثها و ستایشها و نکوهشهایی که دربارهاش وجود دارد صرفاً بر پایۀ شیوهای که در برخورد با مسئلۀ فلسطین در پیش گرفته ستودنی و قابل تحسین است. در این نوشته قصد دارم قدری دربارۀ سلوک فکری جلال در مواجهه با اسرائیل بین سالهای 1342 تا 1346 سخن کنم.
آل احمد در بازگشت از سفر چهارماهۀ فرنگ، دو هفتهای مهمان دولت اسرائیل بوده است؛ یعنی از 15 تا 28 بهمن 1341. در این مقطع حدود پانزده سال از تشکیل دولت صهیونیستی در قلب خاورمیانه میگذشته و یهودیان مهاجر، تا آن زمان سرگرم کار دهقانی و کشاورزی اشتراکی خودشان در قالب کیبوتصها و مُشاوها بودند و تا حملۀ ژوئن 1967 و جنگ شش روزه میان اعراب و اسرائیل، هنوز سهچهار سالی باقی بود. قبلاً اشاره کردهام که افرادی مانند خلیل ملکی و حسین ملک و داریوش آشوری، در این روزگار، چنین واحدهای اشتراکی را که میشد از آنها بوی نوعی سوسیالیسم شنید، میستودند و کیبوتصها را مورد تأکید قرار میدادند. همینها البته با جلال آل احمد نیز همپیمان و هممسلک بودند و در جریان انشعاب سال 1326 از حزب توده جدا شدند و به دنبال نوعی سوسیالیسم بودند که بر استالینیسم حزب توده برتری داشته باشد. پس جای شگفتی نیست که اینان متفقاً بر شیوۀ کشاورزی اشتراکی در اسرائیل تازهتأسیس صحّه میگذاردند و در نوشتههایشان از آن به خوبی یاد میکردند؛ چنان که در سفرنامۀ آشوری دیده شد....
متن کامل این مقاله را اینجا بخوانید.
۱K
۵:۰۴
خبر از ضاحیه آمد، دل ما ریخت به هماسب خونین همۀ قافله را ریخت به هم
باز تکرار شب آتش و خاکستر آه چشمها منتظر صاحب انگشتر آه
گرد و خاک ته گودال، خدا رحم کند رفته سید حسن از حال، خدا رحم کند
باز افتاده زمین یک مه خورشید تبار ابر سنگین سیهپوش عزادار ببار
کوه غمهاست که آوار شده بر دلهاسر سپردیم به دوش همۀ محملها
باز طوفان به سراغ دل نوح آمده استقومی از امت احمد به ستوه آمده است
بر سر مأذنهها آیۀ «اِنّا لِلّٰه»ذکر «لا حَولَ و لا قُوَّة اِلّا بِاللّٰه»
شیر بیروت ز جا خیز که گرگ آمده است هارْ صهیون سگ شیطان بزرگ آمده است
چشم بیدار تو هیهات ز خواب راحتگوش دنیا به سکوت تو ندارد عادت
چشم بیروت به دریا زده خون افشان استمشتِ کوبندهتر، عکسالعمل لبنان است
عاقبت حصر صبوری علی میشکندهیبتی دارد اگر قلعه، ولی میشکند
راه ما راه حسین است کسی شک نکندنگه شوم به تهران و بعلبک نکند
باز هم نوبت آن وعده که دادیم رسیدوقت ریشهکنی غدۀ بدخیم رسید
آنچه دیدید فقط نقطۀ بسم الله است«زَهَقَ الباطِل و جاءَ الحَق» ما در راه است
چشمهای بود ز دریا که نشانت دادیمبعد از این خواب ببینی که امانت دادیم
غرش رعد به روی سر اسرائیل است این صدای نفس آخر اسرائیل است
عید عبری شما بود عزایش کردیم رسم خونخواهی ما بود ادایش کردیم
عطر سیب است که از ضاحیه آید دائم عطر سید حسن و حاج عماد و قاسم
حنجره حنجره خواندیم سرود غم رانگذاریم پس از این به زمین پرچم را
فاطمه زارع
۱.۱K
۷:۴۶
...کتاب عباس شاهنده با عنوان یادداشتهای سفر اسرائیل (سفری به اسرائیل) در سال 1335 تحت منشورات روزنامۀ سیاسی فرمان در 84 صفحه منتشر شد. پیش از ورود به بحث، شاهنده چند تصویر به کتاب افزوده است. تصاویر هرتسل (بانی و موجد حکومت اسرائیل که تمام زندگی کوتاه چهلوچهار سالهاش را صرف ایجاد کشور اسرائیل کرده)، اسحاق ابن صبوی (رئیس جمهور اسرائیل)، داوید بن گوریون (نخستوزیر اسرائیل). پس از این، مقدمۀ شاهنده آمده است که حاوی چند نکتۀ مهم است: به باور او این کشور مدرن تازهتأسیس، مانند یک ماشین عظیم خودکار، با سرعت کار میکند و پیش میرود. درست به همین علت است که او تصمیم میگیرد یادداشتهای خود از این سفر را در روزنامهاش تدریجاً چاپ کند و نهایتاً همه را در جامۀ کتاب عرضه نماید. او بر این اعتقاد است که آشنایی به احوال کشور اسرائیل برای مردم ایران و بهویژه رجال، لازم است.این طور به نظر میرسد که در میان سفرنامههایی که دربارۀ اسرائیل نوشته شده و به دست ما رسیده است، یادداشتهای سفر شاهنده، هم مفصلتر و هم طبقهبندیشدهتر و هم بسیار همدلانهتر است. او در این یادداشتها مانند خبرنگار به همۀ وجوه کشور نوبنیاد نگاه انداخته و برای اثبات مدعاهایش به آمار و ارقام استناد کرده است. او نه مانند آل احمد و آشوری توصیفات زیبا به دست داده، بلکه قلماش در مواجهه با آنچه دیده است، مبتنی بر نوعی گزارش ژورنالیستی برای اطلاع مخاطب است....
متن کامل این مقاله را اینجا بخوانید.
۸۵۲
۲۱:۳۲
بایگانی برنامههای کارشناسی آقای سهیل کثیرینژاد
برنامه جهان امروز (شبکه خبر)
۴ تیر ۱۴۰۴
موضوع: نتایج جنگ با ایران از نگاه جامعه اسرائیل

۸۱۳
۷:۲۵
عاشورای حسینی را به محضر حضرت بقیةالله ارواحنا فداه، رهبر معظم انقلاب مدظله و تمام شیعیان و محبین حضرت اباعبدالله علیهالسلام تسلیت عرض میکنیم.
۵۲۰
۲۰:۲۳
حملۀ وحشیانۀ رژیم ویرانگر و غصبکنندۀ صهیونیستی به باریکهی غزه با آن شیرمردان مقاوم، بیپاسخ نماند و راکتهای جوانان غیور و شجاع فلسطینی به سوی سرزمین اشغالشده که اکنون محل اسکان متجاوزان است، باعث شد بخشی از زخمیها به مرکز پزشکی بارزیلای Barzilai در شهر تاریخی عسقلان که اکنون به اشکلون شناخته میشود، منتقل شوند. در محوطۀ بیمارستان مزبور، سکویی مرمرین جلب توجه میکرد و اشخاصی که تازه به آنجا میآمدند، با دیدۀ اعجاب به آن مینگریستند. برای اینکه این حیرت برطرف شود باید به قرن پنجم هجری برگردیم و به این مکان سری بزنیم. این قطعه از سرزمین کهن فلسطین به گفتۀ برخی از تاریخدانان محل دفن سرِ مقدس سیدالشهداء بوده و به مقام رأسُ الحسین علیه السلام مشهور است. این مکان در طول تاریخ پرفراز و فرود سرزمین فلسطین بارها میان مسلمانان و مسیحیان دستبهدست شده و چندین بار تخریب شده است. پس از اشغال فلسطین از سوی صهیونیستها در سال ۱۹۴۸م/۱۳۲۷ش و در پی سیاست آنها برای از بین بردن بناهای تاریخی مسلمانان و بیرون کردن ساکنان آنجا از خانه و کاشانه و سرزمینشان، بنا بر نقل روزنامۀ هاآرتص در ۲۰۰۵، به دستور موشه دایان در سال ۱۹۵۰م مجدداً با خاک یکسان شد. از این حادثۀ تاریخکش، چند دهه گذشت تا اینکه بنا به گزارش لسآنجلس تایمز، در دهۀ ۱۹۹۰م به همت شیعیان اسماعیلیۀ هندوستان و بر پایۀ درخواست پیشوای ایشان، در آنجا زیارتگاهی از سنگ مرمر سفید ساختند که هر ساله محل زیارت مسلمانان هند و پاکستان و فلسطین است. همچنانکه پیشتر گفته شد، این محل اکنون در بیمارستان بازیلای است.این نکته گفتنی است که طبق اقوال اغلب علمای شیعه دوازدهامامی، سر مبارک ثارالله به بدن ایشان ملحق شده و کنار آن به خاک سپرده شده است. با این همه، حتی اگر مشهدالراس(نام دیگر همین محل) بهواقع محل دفن سر مبارک نباشد، دو نکته محل توجه است: یکی اینکه خون ریخته شدۀ اباعبدالله هنوز جوشان است، حتی در سرزمینی که فعلاً محل آمدوشد یزیدیان است. دو دیگر آنکه، ظاهراً سر مبارک به دستور یزید عمداً در این منطقه دفن شد، چون در آنجا شیعیان اندکی ساکن بودند. با پذیرش این نقل، جا دارد ببینیم حتی سر جدا شدۀ ثارالله همچون میدان مغناطیسی عاشقان را به کاخ ظلم صهیونی میکشاند و به آنها یادآوری میکند که حسین علیهالسلام بدنش را به تیغهای برهنه سپرد اما ظلم را هرگز نپذیرفت!...
۶۷۸
۶:۳۶