عکس پروفایل وابِلو

وابِل

۴۴۱ عضو
اینجا، قراره مثنوی معنوی بخونیم.@vabelsher
چون‌که من عاشقِ قصه‌هایِ مولوی‌ام.شما هم اگر دوست داشتید روزانه در حد یکی دو بیت مثنوی بخونید، می‌تونید کنارِ ما باشید.
undefined۶
undefined۱
undefined۱

۲۱۳

۹:۴۸

بگو‌ به‌ منکر علی(ع) نمازِ خود‌ قضا کند،نمازِ بی ولایِ او، عبادتی‌ست بی‌وضو ...
undefined۸

۱۴۸

۸:۱۸

بازارسال شده از جایی...
در دههٔ نودی که داود میرباقری به استراحت پس از «مختارنامه» مشغول بود و سرش را با سریال‌سازی در شبکهٔ نمایش خانگی گرم می‌کرد، در مصاحبه‌ای از او می‌پرسند «شما چرا فیلم سینمایی نمی‌سازید؟» میرباقری جواب می‌دهد «برای من تلویزیون و سینما و... تفاوتی با هم ندارن و من یکی رو بر دیگری ترجیح نمی‌دم. من مدیوم رو براساس قصه‌ای که می‌خوام تعریف کنم انتخاب می‌کنم، اگر قصه‌ای داشته باشم که بشه در مدیوم دو ساعتهٔ سینما تعریفش کرد، حتماً یک فیلم سینمایی می‌سازم. در حال حاضر چنین قصه‌ای ندارم».
داود میرباقری براساس یک واقعیت و نیاز، براساس امکانات متفاوت مدیوم و آن‌چه که او به آن نیاز دارد، مدیومش را انتخاب می‌کند. از چنین ادب و چنین دقتی باید درس گرفت و در یک منظر عام‌تری، حتی «هنر» مورد نظر را براساس آن‌چه بدان نیاز داریم انتخاب کنیم.
در توجه به این دقت و عمل به این استلزام است که پیش از آن‌که بخواهیم گامی به سمت تولید برداریم و بیت‌المالی را خرجش کنیم، به این فکر می‌کنیم که من چه نیازی دارم و کدام هنر، می‌تواند این نیاز را مرتفع کند؟ البته هنرمند - اگر هنرمند باشد - تکلیفش را پیش‌تر و در نقطهٔ آغاز، با فرم هنری خود روشن کرده. اما تهیه‌کننده/مدیر پروژه/هنرگردان که در نقطهٔ سیاست‌گذاری و سفارش و خلق اثر براساس نیاز روز ایستاده چطور؟ آیا او تکلیفش روشن است؟
از قضا او باید بهتر از هر کس دیگری بداند که هنرهای متفاوت و فرم‌های هنری متفاوت، هر کدام شاخصه‌ها و مؤلفه‌هایی دارند و براساس مختصات و پیش‌نیازهایی تولید می‌شوند. اگر او در مقام مدیر و سفارش‌دهنده، نیاز به اثری هنری در کوتاه‌مدت دارد و در قبال مسئله‌ای می‌خواهد دست «واکنش سریع»اش پُر باشد، باید بداند که کدام مدیوم هنری می‌تواند چنین نیازی را مرتفع کند و کدام نمی‌تواند.
هر چقدر که «شعر»، «نقاشی» و «موسیقی» می‌توانند در خدمت نیازهای کوتاه‌مدت و اقدامات واکنش سریع باشند، «رمان»، «تئاتر» و «سینما» نمی‌توانند چنین نیازی را رفع کنند. «سینما» اساساً مدیوم واکنش سریع نیست و نمی‌تواند باشد. نه فقط به این‌خاطر که تهیهٔ مقدمات و پیش‌تولید یک اثر، به لحاظ مکانیکی، زمان‌بَر است - و متأسفانه تهیه‌کننده و مدیر پروژه گمان می‌کند با افزایش نیرو و پول و دو سه شیفت کردن کار، می‌تواند این زمان را کوتاه کند - بل‌که چون خلق اثر سینمایی اساساً در کوتاه‌مدت ممکن نیست. چیزی که بالذات برای پیدایشش نیازمند صرف زمانی نسبتاً طولانی هستیم را با استخدام عِده و عُدهٔ بیش‌تر نمی‌توان فرایندش را تسریع کرد.
هنرمند سینما برای خلق اثرش باید زمانی را با سوژه بگذراند، باید خلوت و درنگی را سپری کند، سوژه باید در درونش ته‌نشین بشود و مؤانستی ادراکی و ناگسستنی میان سوژه و هنرمند اتفاق بیفتد. سینما، خلق یک «جهان» است و خلق یک جهان در کوتاه‌مدت امکان‌پذیر نیست. هنرمند باید ابتدا بتواند آن‌ جهان را در ذهن و جانش بسازد و منطق و جزئیاتش را بچیند. او تنها برای روایت «یک ثانیه» از اثرش، نیاز به ۲۴ تصویر دارد. باید آن‌قدر فرصت و خلوت و درنگ داشته باشد و آن‌قدر جهان سوژه را با جزئیات بسازد که آن‌وقت بتواند تمام آن جهان را به زبان تصویر، تأویل کند، آن هم این میزان تصویر؛ ۲ در ۶۰، در ۶۰، در ۲۴، می‌شود چند تصویر؟!
حالا تصور کنید چنین فرم هنری‌ای را به‌عنوان یک اقدام واکنش سریع و در مدت‌زمانی بسیار بسیار کوتاه تولید کنند؛ نتیجه نادیده مشخص است چه خواهد بود. بدتر آن‌‌وقتی است که سینما نه به عنوان فرمی هنری، که به عنوان ابزاری رسانه‌ای قلمداد شود و در نظر تولیدکننده چیزی باشد برای پروپاگاند رسانه‌ای و امر وایرالیسم. یعنی نه‌تنها فرم هنری‌ای که امکان تولید کوتاه‌مدت ندارد را به عنوان محصولی برای واکنش‌سریع استفاده می‌کنیم، بل‌که آن را از «هنر بودن»اش نیز فروکاسته و به چشم منبع لایزالی از ریلزهای اینستگرامی‌ای که امکان وایرال‌‌شدن‌ دارند نگاه می‌کنیم. چنین محصولی را چگونه باید قضاوت کرد؟ و چنین مدیریت و سیاست‌گذاری‌ای را، که ریلزسازی را به فیلم‌سازی ترجیح می‌دهد، چگونه باید سنجید؟
مدیر و تهیه‌کننده‌ای که درک درستی از الزامات و امکانات هنر سینما نداشته باشد و به‌اشتباه، آن را برای «واکنش سریع»اش انتخاب کند، در نهایت جز اسراف هزینه‌های مادی و معنوی بسیار، کاری نکرده و چیزی به‌دست نیاورده. البته ما هم در نهایت جز آن‌که از زحمات و رشادت‌ها و ازخودگذشتگی‌هایی که عوامل برای تولید اثر در کوتاه‌مدت - آن هم در شرایط خطیر و غیرعادی - انجام داده‌اند، کاری نمی‌توانیم بکنیم. کاش هر کس در هر نقطه‌ای که ایستاده، پیش از انجام هر کاری، ابتدا نیازها و امکاناتش را بشناسد - و خاصه هم‌چنین امکانات فرم و مدیومی که می‌خواهد با آن کار کند را - و سپس دست به اقدام بزند.رَحِمَ اللهُ مَن عَرَفَ قَدرَهُ ولَمْ يَتَجاوَز حَدَّه...
#سینماجایی...

۲۲

۱۸:۲۵

وَ لحمی و دمی و شعری و بشریو عصبی و قصبی و عظامی و مخیو عروقی و جمیع جوارحی ...
خداجان!تیر به قلبِ حسین بنشیند ...اصلاً شمر رویِ سينه حسین بنشیند ...تو بگو! دوست داری حسین چگونه فدایت شود؟
#عرفه
undefined۹
undefined۱

۱۰۹

۸:۰۵

قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ ...نزدِ خداوند ارزشی ندارید، مگر با آنچه دعا می‌کنید.
یا اباعبدالله الحسین علیه‌السلام جانم شما چه خوب دعاکردن را بلدید! ...مگر اصلاً می‌شود انقدر خوب ،انقدر شبیهِ دعایِ عرفه دعا کرد ؟ خداوند تو را خرید با آنچه دعا کرده بودی! و من که می‌گویم ،اصلاً تو برایِ همین حسینِ همه شدی...برایِ دعای‌َت در عرفه ...
#حسین_منی
undefined۷
undefined۱
undefined۱

۱۳۳

۸:۰۵

بازارسال شده از وابل | مثنوی معنوی |
شاد باش ای عشقِ خوش سودای ماای طبیبِ جمله علّت‌های ما
ای دوایِ نَخوت و ناموسِ ماای تو افلاطون و جالینوس ما
● مثنوی معنوی _ دفتر اوّل، سرآغاز

۲۰

۱۸:۱۴

| ما فی الجنّه نبیُّ اِلّاوَ هو یشتاق اِلی عَلیّ |
در بهشتبه هیچ پیامبری برخورد نکردم ،مگر آنکه آن پیامبر آرزومند و مشتاقِ دیدارِ علی علیه‌السلام بود ...
● پیامبر اکرم فرمودند.
عیدتون مبارک undefined
undefined۱۰

۱۳۹

۷:۳۷

بازارسال شده از پراکنده‌های یک روزنامه‌نگار
undefinedبرای درک وضعیت آوارگی در لبنان و فهم نسبت تعداد افرادی که هم‌اکنون در این کشور آواره‌اند به کل جمعیت لبنان تصور کنید در ایران جنگی در گیرد که ۱۴.۵ میلیون نفر از جمعیت کشور آواره شوند. لبنان هم‌اکنون در چنین وضعی‌ست.
@mhsadeq1414new

۱۶

۱۸:۴۱

از تاثیراتِ اخبار جنگ و سیاست روی زندگی‌ شخصی‌م همین بس، که خوابِ عاصم منیر رو می‌بینم.
#فقط_همین_کم_بود
undefined۷
undefined۱
undefined۱

۵۳

۱۶:۲۳

دوستان گویند سعدی، خیمه بر گلزار زَنمن گلی را دوست می‌دارم که در گلزار نیست..
● سعدی
undefined۶

۴۵

۱۹:۰۶