لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل واله نوشت🇵🇸و
۲۴۵ عضو

واله نوشت🇵🇸

گاه‌‌نوشت‌های یک عقل مجنون

اینجا ناشناس درخدمتتون هستمundefinedble.ir/SendHarfBot?start=169f37d1d0332d
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱ شهریور
واله نوشت🇵🇸
undefined توپ، تانک، فشفشه... «جنگ باید تمام شود»، «اینگونه دوام نمی‌آوریم»، «صادرات نفت؛ صفر». این‌ها نه اظهارات مقامات کشوری‌است که جنگی را به قصد کشورگشایی و بدون در نظر گرفتن جوانب آغاز کرده و یا به طمع غارت منابع یا به تحریک قدرت‌های خارجی در دام یک تنش طولانی‌مدت و فرسایشی گرفتار شده‌اند. این صحبت‌ها بر لسان دو رئیس قوه و رئیس بانک‌مرکزی کشوری جاری شده‌است که یک‌بار وقتی دیپلمات‌هایش در فکر انتخاب عطر برای دیدار دیپلماتیک بعدی در عمان بودند و خواب روبوسی با ونس را میدند، با صدای صوت موشک‌های اسرائیلی از خواب پریدند. البته که ای کاش صوت موشک‌ها قادر بودند پرده‌های خواب غفلت را هم بدرند. آن روزها گذشت و پس از ۱۲ روز طرفین جنگی که آشکارا میان ظالم و مظلوم بود، با توییت ترامپ و دعای خیرش برای ایران و رژیم صهیونیستی ترک نبرد کردند. در این هنگام دگر باره آن پرده‌های پاره‌نشده غفلت کار دستمان داد. تخاصم به مثابه عاشورایی تعریف شد که از آن محتوای گوهرباری برای کلاس‌های درس مذاکره بیرون آمد. مقصد این‌بار هم عمان بود. بازهم لبخند به روی متجاوز، بازهم زیربار پذیرش شروط رفتن برای فرار از جنگ، بازهم پالس ضعف و در نهایت بازهم فریب. فریبکار اما این‌بار بسیار وقیح‌تر شده بود. او در خواب خودش فردای بدون جمهوری اسلامی را دیده بود و شیرینی این رویا او را برای آن ترور‌ بزرگ و جنایت عظیم به‌ولع انداخته بود. سید و آقای ما به دست اشقی‌الاشقیا به شهادت رسید. این شاید همان ضربه و تکانه عظیم بود که می‌خواست خواب غافلین را آشفته کند. جنگ به شدت زبانه می‌کشید. کشورها یکی پس از دیگری زیر ضربه می‌رفتند. در کسری از ساعت تصویر متفاوتی از کشورک‌های نفتی در جهان مخابره شد. بمب و بود و موشک و حالا حکومتی که انگار دیگر تعارفات را کنار گذاشته است. بستن تنگه هرمز هم آمد تا قوی‌ترین موید این جنون‌ و به سیم‌آخر زدگی باشد. کمی بعد اما آرام آرام غبار انفجارها فرونشست. حالا آن لانه روباه‌هایی که به عنوان جان‌پناه برخی #خزندگان_سیاسی عمل می‌کرد در حال خالی شدن بود. دلواپس‌ها‌ دوباره به میدان آمدند. به هرحال چند سالی بود می‌شنیدیم هاشمی هنوز زنده‌است و حالا قرار بود آن را به‌عینه ببینیم. تکرار دوباره تاریخ‌ را آن جایی دیدیم که اخبار آن نامه کذایی شش نفره منتشر شد و فهمیدیم برخی در لباس خیلی خیلی خودی خیال دارند فرمانده رهبری باشند نه سرباز ولایت. بالاخره مذاکرات انجام شد. هرچند هیچ یک از پیش‌شرط‌‌های آن انجام نشد و مطابق معمول به هیچ یک از بندهای آن از طرف مقابل عمل نشد. حالا فکر می‌کنید رفتار مناسب با این وضعیت چیست؟ احتمالا در ذهنتان به غلط فکر کرده‌اید باید کمربندها را محکم کرد و ایستاد تا حقِ در مذاکره وصول نشده را عزتمندانه در میدان بازپس گرفت‌؟ خیر، آقایان به ما آموختند در چنین شرایطی باید بازهم به مذاکره بازگشت و عزتمندانه جنگ را خاتمه داد. به هرحال دنیا قاعده و قانون دارد. دوره توپ و تانک گذشته؛ ما می‌خواهیم در تولد ترامپ فشفشه روشن کنیم و صلح هرمز را پیش‌کش ببریم.
thumbnail
حالا سوال اینجاستآیا کسی بابت ارائه تحلیل‌ها و داده‌های غلط به مردم درباره درآمدهای نفتی بازخواست خواهد شد یا همچنان خالی کردن دل مردم مقاوم بی‌هزینه است؟
undefined۱

۱۹۷

۷:۱۷

thumbnail
آمار درآمد وصول شده نفتی دولت نشان می‌دهد در پنج ماه اول سال، درآمد نفتیِ دولت از درآمد نفتی پیش‌بینی شده در بودجه جلو زده و دلیلش هم این بوده که نفت بالاتر از ۵۴ دلارِ مبنای بودجه فروش رفته است. این‌ها عددهای قطعی‌اند، نه شایعه؛ اما در تریبون‌ها هیچ‌کس از آن‌ها حرف نمی‌زند.

با وجود این اعداد، رئیس بانک مرکزی می‌نشیند و روبه‌روی ملت اعلام می‌کند «صادرات نفت صفر شده»، و روزنامه‌ای همان جمله را بی‌هیچ پرسشی تیتر یک می‌کند: «صادرات نفت؛ صفر». وزیر نفتِ همان دولت اما می‌گوید صادرات «بدون وقفه» ادامه دارد. وقتی درآمد هست و حتی از برآورد هم جلوتر است، چرا دل مردم را خالی می‌کنند؟ چرا روایتِ «صفر» را بلند فریاد می‌زنند و «درآمدِ بالاتر از پیش‌بینی» را در سکوت دفن می‌کنند؟ این پرسش را هیچ‌کس پاسخ نمی‌دهد.

این همان منطق گزینشی است؛ هر عددی که پیام دلخواه را بسازد، درشت می‌شود و هر عدد مزاحمی، حذف. چرا امثال این آمار را اعلام نمی‌کنند و به‌جایش مدام دم از «پایان جنگ» و شرایط سخت می‌زنند؟ چون روایتِ «صفر» و «پایان جنگ»، پیش‌درآمدِ تسلیم است؛ عددِ «درآمدِ بیشتر از بودجه» اما، امید می‌سازد و ارادهٔ مقاومت را زنده نگه می‌دارد. ملتی که با وجود همه فشارها هنوز سرپا ایستاده، حق دارد بداند پول نفتش کجاست و چرا کسانی که باید دلش را قرص کنند، می‌خواهند از «صفر» برایش قبر بکنند. راه برون‌رفت از بحران، روایت صادقانه از همین اعداد است، نه اعلامیه‌های نمایشیِ ورشکستگی.


پ.ن: جدول بالا نمایانگر منبع پیش‌بینی شده در بودجه حاصل از فروش نفت است. (۲۶۳همت)حال اگر ۷.۵ میلیارد دلار وصول شده را حتی در ۱۵۶هزار تومان که نرخ حواله مرکز مبادله است ضرب کنیم، به حدود ۱ هزار همت می‌رسیم.


@valenevesht
undefined۲۰

۲.۳K

۱۵:۳۷

۲ شهریور
thumbnail
یک فریم از شوخی امام صادقی‌ها
#سطح_کار
undefined۷

۱۶۷

۷:۲۰

۴ شهریور
thumbnail
undefinedآفند اقتصادی ایران؛ نه شعار، که شناختِ دقیقِ پاشنه‌آشیل

undefined سخنِ وزیر اقتصاد که از «اقدامات آفندی اقتصادی» خبر داده، نه یک ادعای شعاری، بلکه ترجمهٔ زبانیِ یک واقعیت راهبردی است که ریشه در ساختار شکننده اقتصاد آمریکا دارد. آمریکا تنها قدرتِ «کلان‌اندیش» جهان نیست؛ ابرقدرتی است که اقتصادش بر بنیادی متزلزل بنا شده و به همین سبب، از موضع ضعف، مستعدترین هدف برای یک آفند اقتصادیِ سنجیده است. مسیر این آفند نیز نه در زورآزمایی با دلار، بلکه در بهره‌گیری از همان نقطه‌ای است که آمریکا را می‌شکند: وابستگی‌اش به انرژی و بدهی.

undefined️ نخستین اهرم هرمز است. وقتی دشمن نه غرامت جنایاتش را می‌پردازد و نه به قرارداد پایبند است، تسلط بر این شریان حیاتی به ایران امکان می‌دهد خسارت خود را مستقیماً از منافع آمریکا جبران کند و هم‌زمان سپری تجاری در برابر تعرض به ناوگان کشور فراهم آورد. اما مهم‌تر از این، اثر اقتصادی این اهرم است: هر جرقه‌ای در بازار انرژی، اقتصاد جهانی را به تکاپو می‌اندازد و اقتصاد آمریکا، به دلیل ادغام بی‌اندازه‌اش با جهان، زودتر و بیشتر از هر کشوری طعمهٔ این آشوب می‌شود. تاریخ نیز گواه است که شوک‌های نفتیِ ۱۹۷۳ و ۱۹۷۹ — که دومی ثمرهٔ انقلاب اسلامی بود — چگونه نرخ بهره را در آمریکا تا مرز بی‌سابقهٔ ۱۵ درصد اوج داد و چرخ‌های تولید را از حرکت بازداشت. توان ایران برای تکرار چنین ضربه‌ای، نه تخیل، که یک امکانِ آزموده‌شده در میدان واقعیت است.


undefined اما نقطه‌ضعفِ اصلی، نه انرژیِ صرف، بلکه ماهیت دلار است. پشتوانهٔ واقعی دلار، طلا و صنعت نیست، بلکه اوراق قرضهٔ خزانه‌داری است — اعتباری که از جنس «بدهی» است نه «دارایی». اقتصاد آمریکا سالانه حدود ۴ تریلیون دلار واردات دارد در برابر تنها ۳ تریلیون دلار صادرات، و این حفرهٔ سالانهٔ یک تریلیون دلاری را مدام با استقراض از دیگران پُر می‌کند. بیش از ۵۶ درصد از اوراق بدهی دولت آمریکا در دست خارجی‌هاست و پس از بحران ۲۰۰۸، همین تکیهٔ مطلق بر سرمایه‌گذاران خصوصی — که برخلاف بانک‌های مرکزی، تعهدی به حفظ ثبات ندارند — سیستم را بیش از همیشه در برابر شوک شکننده کرده است. دقیقاً همین‌جاست که ایران می‌تواند ضربه را وارد کند: افزایش بهای جهانی نفت، تورم جهانی را بالا می‌برد و آن را مستقیم به درون اقتصاد آمریکا می‌ریزد. تورم از یک سو بانک‌ها را به ورشکستگی می‌کشاند و از سوی دیگر ارزش واقعی اوراق قرضه را فرو می‌ریزد، دارندگان را نگران می‌کند و خروج سرمایه را رقم می‌زند.


undefined در این‌سو، آمریکا در تلهٔ نرخ بهره گرفتار است: برای صیانت از اوراق و بازگرداندن سرمایه‌ها ناچار است نرخ بهره را بالا ببرد، اما همین افزایش، بیکاری، رکود و رشد بدهی را تشدید می‌کند. چین و ژاپن، طلبکاران بزرگ، از بازار اوراق خارج شده‌اند و نرخ بهره اکنون از ۴ درصد گذشته است؛ استقراضی گران‌قیمت که اقتصاد آمریکا را در آستانهٔ یک رکود بزرگ نشانده. اعلامیه‌های واشنگتن از «نگرانی درباره فروپاشی» و شتابش برای خروج از مخاصمه، نشانهٔ همین اضطراب است: آمریکا پیش از شکست نظامی، از «فروپاشی اقتصادی» می‌هراسد.


undefined بنابراین راهبردِ آفندیِ ایران، نه یک واکنش احساسی، بلکه شناختِ دقیقِ همان نقطه‌ای است که ستون‌های نظام سلطه را تشکیل داده است. تمام برنامه‌ها باید متوجه تضعیف و تهدید اوراق قرضه آمریکا و وادارکردن دارندگانش به فروش باشد؛ اهرمش تنگه هرمز و بهای نفت است و نتیجه‌اش آن‌که آمریکا، برای نجات نظامِ بدهیِ خود، ناگزیر به عقب‌نشینی و خروج از منطقه شود. در نبرد اراده‌ها، آن‌که نقطه‌ضعفِ حریف را بشناسد و بر همان نقطه بتازد، بازی را می‌برد — و ایران این بار نه با شعار، که با منطق و عدد، آفند اقتصادی را کلید زده است.

undefined @valenevesht
undefined۴
undefined۱

۲۲۹

۴:۲۱

۵ شهریور
thumbnail
دوست داشتیم امام رو ما...
undefined۶
undefined۱

۹۱

۴:۵۷

thumbnail
برای مشاور اقتصادی شدن در دولت‌ لازم نیست کار‌ سختی انجام بدید؛ فقط کافیه به مقدار خیلی زیادی احمق باشید.
شک دارید؟ این کلیپ مناسب شماست.
undefined۳
undefined۱

۱۰۷

۷:۰۰

۶ شهریور
thumbnail
من جاء بالحسنه...

بارها گفته‌اند و شنیده‌اید معنی آیه فوق‌ را. خداوند در آیه ۱۶۰ سوره انعام به مردم انذاز می‌دهد لازمه پاداش، آوردن کارهای نیک است نه انجام آنها. چه بسا خیل نیکوکاران که عاقبت به شر شده‌اند.

اگر کسی شناخت هرچند اندکی از خانواده آیت‌الله باقری کنی داشته باشد می‌داند فرزندان ایشان نه اهل اغراق و مبالغه و غلوند و نه اهل مداهنه و اهمال و تصغیر. چنین افرادی در استخدام عبارات بسیار محتاطانه عمل می‌کنند. به ویژه اگر بخواهند درباره دیگران اظهار نظری کنند.

حال وقتی امین آقای باقری، که برای ما یادآور همان صفات حسنه #آقا_مصباح است، درباره فردی اظهارنظر می‌کنند و از ولایت‌مداری او ابراز ناامیدی می‌کنند و یا کسی را زیانکار خطاب می‌کنند، حتما جای تامل و تعمیق دارد.

بلاشک بسیاری از اطرافیان دو فرد مذکور، نگاشته اخیر کانال امین آقای باقری را دیده‌اند. توصیه‌ام این است اگر واقعا دلسوز و علاقمند روسای خود هستند، این متن را به قید فوریت و با اخطار فراوان نسبت به تجدید نظر در رفتار و گفتار، به آن‌ها نشان دهند. باشد که این تلنگرها بتواند عاملی برای جلوگیری از خسران و تباهی اعمال نیک پیشین آنها شود.
@valenevesht
undefined۴

۹۴

۲۰:۴۴

۷ شهریور
thumbnail
امروز عصر یه تپسی گرفتم به مقصد راه‌آهن. پیش شماره ۹۱۸ راننده، گوشی را دستم داد که بچه یکی از استان‌های غربی است. لهجه‌اش را که شنیدم به همدانی بودنش ظنین شدم. ظنی که لحظاتی پس از سوار شدن با پاسخ مثبتش به سوالم به یقین بدل شد.
اهل کبودرآهنگ بود. کمی که به سکوت گذشت پا پیش گذاشت و سوالی پرسید. «داداش می‌تونم بپرسم چکاره‌ای؟» + آره عزیزم؛دانشجوام. «آخوند نیستی؟»+ خنده«نه جدی میگم»+ نه نیستم. اگه بودم پیادم میکردی؟«نه، من آخوندا رو دوست دارم»

بحث کمی جلوتر رفت و به فراخور رشته به مباحث اقتصادی رسیدیم. پرسید چشم‌انداز روشنی داریم؟ حقیقتش را گفتم. گفتم متغیرها زیاد و پیچیده‌اند. داخلی و خارجی هم هستن. به‌خاطر همین پیش‌بینی کردن کلا سخته ولی ان‌شاءالله تهش به نفع ماست.

با همون لهجه ترکیِ همدانیِ شیرینش شروع کرد از دولت انتقاد کردن. از رای قومیتی هم شروع کرد. آخرش به اینجا رسید که کاش یه آدم درستی پیدا بشه پزشکیان رو شهید کنه هم اون عاقبت‌بخیر بشه هم مملکت. قطعا با حرفش زاویه دارم ولی این بده که یه آدم مسئولی کار رو به جایی برسونه که مردم خودش شهادتش رو براش بیشتر از حیات بپسندن...

ریاست به دست کسانی خطاستکه از دستشان دست‌ها بر خداست
undefined۴
undefined۲

۶۵

۲۰:۲۴

۸ شهریور
معشوق به سامان شدتا باد چنین بادا1405/06/08
undefined۵

۶۳

۴:۲۹

thumbnail
امروز در رواق دار الذکر کسانی را آرمیده دیدم که عمری الگوهای زندگی من برای تعریف خستگی ناپذیری بودند. آن‌هارا از وقتی شناختم همواره در قیام بودند. مصادیق عینی فإذا فرغت فانصب. حالا امروز میانه دارالذکر آرام گرفته‌اند. آرام و موقر. و این خودش درد بزرگی‌است برای آن‌که آن شور و حرارت‌ها را دیده و امروز به این سکون‌ رسیده. نمیدانم این درد را چگونه باید روایت کرد. فقط باید بیایید و در دارالذکر در فاصله دو سه متری آقای شهید بایستید تا بدانید از چه صحبت می‌کنم.
برما گذشت نیک و بد اما تو روزگافکری به حال خود بکن این روزگار نیست...
undefined۲
undefined۲

۵۰

۱۳:۰۰