۱۴۳
۱۷:۳۵
https://youtu.be/94-bemOqA0U?si=lNibJza2PmTGeQTB
۱۳۴
۱۸:۲۳
If you like, follow me on Instagramhttps://www.instagram.com/mia_.tales?igsh=azN2NTdheWsweGRi
۱۴۴
۱۵:۱۶
شماره بیست و سوم
راستش خیلی رندوم یه نفر ازم پرسید: شما میا هستی؟گفتم: بله.گفت: خیلی وقته چیزی ننوشتی داخل کانال بله. لطفا بنویس قشنگ مینویسی.ذوق کردم از شنیدن این حرف.و الان میخوام بنویسم از اینکه چقدر هفتهی عجیبی رو گذروندم.جدا از تمام اتفاقات خوب و مثبتش، ۲ تا اتفاق عجیب رو از سر گذروندم.
یکیش ممکن بود کل آینده و تلاشمو نابود کنه. راستش احساس میکنم از پشت بهم خنجر زدن بابتش و اینجا واقعا انگار تقدیر دست به دست هم داد که من نابود نشم و سرپا بمونم. انگار سِیر اتفاقات و آدمای مربوط بهش رو جوری چیده بود که نگرانم بودن که مسیرم خراب نشه ولی به شدت استرس و نگرانی زیادی رو ناخودآگاه تجربه کردم. با اینکه وقتی توی این مسیر قدم گذاشتم میدونستم این میشه، وقتی اتفاق افتاد انگار اصلا براش آماده نبودم و تهش پذیرفتم هر چی بشه حتما باید میشده. اگه این مسیر مسیر من باشه سالم میمونه و آوار نمیشه رو سرم.
یکی دیگهاشم یکی از زیباترین حسهای زندگیم رو بهم یادآوری کرد و اینکه چجوری از دست دادمش و ۶ ماه درگیر این بودم که خودمو از نو بسازم و دارم میسازم. به اندازهی اولی بد نبود و اتفاق افتادنش قشنگ اما عجیب بود.
ولی همهی اینا بخشی از زندگیه نه؟ باید تحمل کرد و جلو رفت...
میا.
بیست و پنجم خردادماه سال یکهزار و چهارصد و پنج
@WhoisMia
راستش خیلی رندوم یه نفر ازم پرسید: شما میا هستی؟گفتم: بله.گفت: خیلی وقته چیزی ننوشتی داخل کانال بله. لطفا بنویس قشنگ مینویسی.ذوق کردم از شنیدن این حرف.و الان میخوام بنویسم از اینکه چقدر هفتهی عجیبی رو گذروندم.جدا از تمام اتفاقات خوب و مثبتش، ۲ تا اتفاق عجیب رو از سر گذروندم.
یکیش ممکن بود کل آینده و تلاشمو نابود کنه. راستش احساس میکنم از پشت بهم خنجر زدن بابتش و اینجا واقعا انگار تقدیر دست به دست هم داد که من نابود نشم و سرپا بمونم. انگار سِیر اتفاقات و آدمای مربوط بهش رو جوری چیده بود که نگرانم بودن که مسیرم خراب نشه ولی به شدت استرس و نگرانی زیادی رو ناخودآگاه تجربه کردم. با اینکه وقتی توی این مسیر قدم گذاشتم میدونستم این میشه، وقتی اتفاق افتاد انگار اصلا براش آماده نبودم و تهش پذیرفتم هر چی بشه حتما باید میشده. اگه این مسیر مسیر من باشه سالم میمونه و آوار نمیشه رو سرم.
یکی دیگهاشم یکی از زیباترین حسهای زندگیم رو بهم یادآوری کرد و اینکه چجوری از دست دادمش و ۶ ماه درگیر این بودم که خودمو از نو بسازم و دارم میسازم. به اندازهی اولی بد نبود و اتفاق افتادنش قشنگ اما عجیب بود.
ولی همهی اینا بخشی از زندگیه نه؟ باید تحمل کرد و جلو رفت...
میا.
بیست و پنجم خردادماه سال یکهزار و چهارصد و پنج
۱۱۳
۱۸:۱۵
شماره بیست و چهارم
دیشب به خودم جرئت دادم یه متن برای یه فراخوان نشریه نوشتم و یه مسابقه ترجمه شرکت کردم.این مدت به خودم جرئت دادم که کلی مصاحبه کاری شرکت کنم و جاهای جدید رو ببینم.به خودم جرئت دادم دوباره بشینم پای دوربین و بگم سلام کیمیا هستم و امروز اومدم با یه موضوع جدید.به خودم جرئت دادم که نخوام مثل همیشه همه چیو پیگیری کنم که بیش از حد توانم باشه.و همین کیمیای این مدت اخیرواقعا با یوگا سرپا موند که رسید به اینجاکیمیا یه سال پیش میتونست دیگه نباشه ولی انگار مادر طبیعت بهش تلنگر زد که بالاخره میتونی بری یوگا.بعد بهش تلنگر زد برو تخصصیتر کار کن خیلی پیشرفت کردی.بعدشم تلنگر زد که به حرف بدنت گوش بده و دوییدن رو شروع کن.و بعد تلنگر زد که بدک نیست یکم بیشتر به روحت هم اهمیت بدی.این مدتم تلنگر میزنه که به تغذیهات توجه کن و چیزی که بدنت میخواد رو انجام بده.
نمیخوام کلیشهایش کنم ولی برای من یوگا نجاتدهنده بود.
روز جهانی یوگا مبارک
میا.
سی و یکم خردادماه سال یکهزار و چهارصد و پنج
دیشب به خودم جرئت دادم یه متن برای یه فراخوان نشریه نوشتم و یه مسابقه ترجمه شرکت کردم.این مدت به خودم جرئت دادم که کلی مصاحبه کاری شرکت کنم و جاهای جدید رو ببینم.به خودم جرئت دادم دوباره بشینم پای دوربین و بگم سلام کیمیا هستم و امروز اومدم با یه موضوع جدید.به خودم جرئت دادم که نخوام مثل همیشه همه چیو پیگیری کنم که بیش از حد توانم باشه.و همین کیمیای این مدت اخیرواقعا با یوگا سرپا موند که رسید به اینجاکیمیا یه سال پیش میتونست دیگه نباشه ولی انگار مادر طبیعت بهش تلنگر زد که بالاخره میتونی بری یوگا.بعد بهش تلنگر زد برو تخصصیتر کار کن خیلی پیشرفت کردی.بعدشم تلنگر زد که به حرف بدنت گوش بده و دوییدن رو شروع کن.و بعد تلنگر زد که بدک نیست یکم بیشتر به روحت هم اهمیت بدی.این مدتم تلنگر میزنه که به تغذیهات توجه کن و چیزی که بدنت میخواد رو انجام بده.
نمیخوام کلیشهایش کنم ولی برای من یوگا نجاتدهنده بود.
روز جهانی یوگا مبارک
میا.
سی و یکم خردادماه سال یکهزار و چهارصد و پنج
۹۷
۸:۱۱
شماره بیست و پنجم
امروز یه پستی رو ریپست کردم تو پیجم...و چقدر حس خوبی داشت اینکه بهم یادآوری کرد حساس بودنم رو پذیرفتم.بله من خوشبختانه دختر حساسیام.ادبیاتی که طرف مقابلم موقع حرف زدن باهام استفاده میکنه خیلی مهمه.اینکه چه شوخیای میکنه.چه رفتاری نشون میده.من به همش دقت میکنم و بخاطر همین بارها ناراحت شدم.ولی از وقتی که حساس بودنم رو نقطه قوت خودم دیدم، فهمیدم که چقدر خوبه که میتونم حس و حال آدمای اطرافمو زود بفهمم؛چقدر خوبه که میتونم در لحظه از چیزی ناراحت باشم و گریه کنم؛چقدر خوبه که قهقه بزنم از چیزی که منو میخندونه؛ چقدر خوبه به وجد میام وفتی چیزی هیجانیم میکنه؛ و چقدر خوبه که میترسم وقتی چیز ترسناکی برام رخ میده.
حساس بودن و احساسات قوی داشتن اونقدرا هم بد نیست. شاید تو جامعه فعلی بیشتری آسیب ببینی ولی حداقل بلدی که خودتو بروز بدی و به بقیه هم اجازهی این بروز دادنو وقتی کنارت هستن میدی.
میا.
پنجم تیرماه سال یکهزار و چهارصد و پنج
امروز یه پستی رو ریپست کردم تو پیجم...و چقدر حس خوبی داشت اینکه بهم یادآوری کرد حساس بودنم رو پذیرفتم.بله من خوشبختانه دختر حساسیام.ادبیاتی که طرف مقابلم موقع حرف زدن باهام استفاده میکنه خیلی مهمه.اینکه چه شوخیای میکنه.چه رفتاری نشون میده.من به همش دقت میکنم و بخاطر همین بارها ناراحت شدم.ولی از وقتی که حساس بودنم رو نقطه قوت خودم دیدم، فهمیدم که چقدر خوبه که میتونم حس و حال آدمای اطرافمو زود بفهمم؛چقدر خوبه که میتونم در لحظه از چیزی ناراحت باشم و گریه کنم؛چقدر خوبه که قهقه بزنم از چیزی که منو میخندونه؛ چقدر خوبه به وجد میام وفتی چیزی هیجانیم میکنه؛ و چقدر خوبه که میترسم وقتی چیز ترسناکی برام رخ میده.
حساس بودن و احساسات قوی داشتن اونقدرا هم بد نیست. شاید تو جامعه فعلی بیشتری آسیب ببینی ولی حداقل بلدی که خودتو بروز بدی و به بقیه هم اجازهی این بروز دادنو وقتی کنارت هستن میدی.
میا.
پنجم تیرماه سال یکهزار و چهارصد و پنج
۹۹
۷:۰۲
شماره بیست و ششم
حرف زیادی ندارم ولی بنظرم خیلی مهمه آدمایی رو تو زندگیتون داشته باشین که بیشتر از شما به یه سری مسائل در موردتون اهمیت بدن. واقعا اکلیلی میشم وقتی بخاطرم تدارکی میبینن یا تلاش میکنن سوپرایزم کنن.
میا.
یازدهم تیرماه سال یکهزار و چهارصد و پنج
حرف زیادی ندارم ولی بنظرم خیلی مهمه آدمایی رو تو زندگیتون داشته باشین که بیشتر از شما به یه سری مسائل در موردتون اهمیت بدن. واقعا اکلیلی میشم وقتی بخاطرم تدارکی میبینن یا تلاش میکنن سوپرایزم کنن.
میا.
یازدهم تیرماه سال یکهزار و چهارصد و پنج
۸۴
۲۰:۴۵
بازارسال شده از شهین ولدی
همه فکر میکنند برای تغییر دنیا باید با تاریکی بجنگند...
اما حقیقت این است که یک نور واقعی، با تاریکی نمیجنگد؛ فقط میتابد.
آدمهایی که از درون روشناند، بدون اینکه چیزی بگویند، حالِ اطرافیانشان را #تغییر میدهند. #حضورشان امید میدهد، انگیزه میدهد و یادآوری میکند که هنوز میشود بهتر بود.
سعی نکن شبیه #تاریکی شوی تا با آن مقابله کنی. سفید بمان... آنقدر سفید که هر کسی با تو هممسیر شد، ذرهای از نور تو را با خودش ببرد.
گاهی بزرگترین #مأموریت ما این نیست که همه را نجات دهیم؛ فقط کافی است چراغی باشیم که مسیر چند نفر را روشن کند.
🤍 نور بودن، یک انتخاب است.
اما حقیقت این است که یک نور واقعی، با تاریکی نمیجنگد؛ فقط میتابد.
آدمهایی که از درون روشناند، بدون اینکه چیزی بگویند، حالِ اطرافیانشان را #تغییر میدهند. #حضورشان امید میدهد، انگیزه میدهد و یادآوری میکند که هنوز میشود بهتر بود.
سعی نکن شبیه #تاریکی شوی تا با آن مقابله کنی. سفید بمان... آنقدر سفید که هر کسی با تو هممسیر شد، ذرهای از نور تو را با خودش ببرد.
گاهی بزرگترین #مأموریت ما این نیست که همه را نجات دهیم؛ فقط کافی است چراغی باشیم که مسیر چند نفر را روشن کند.
🤍 نور بودن، یک انتخاب است.
۴
۴:۳۴
بازارسال شده از ربات ناشناس
۱
۱۴:۵۷
Mia:)
https://ble.ir/WhoisMia/362973961588129003/1784522053824 دقیقا. و تو نوری
من با بغض زیاد وقتی این ناشناسو دریافت کردم
۴۲
۱۴:۵۷