لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل یاریگری در ایرانی
۱۲۲ عضو

یاریگری در ایران

مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۷ مرداد
thumbnail
وقتی در دل کویر و فلات خشک ایران تنها باشی، طبیعت هیچ رحمی ندارد. اگر یک کشاورزِ تنها باشی و فقط چند روز بیمار شوی یا گاوِ شخمت را از دست بدهی، زمینت خشک می‌شود و تمام زحماتت به باد می‌رود. اینجاست که انسان در لبه‌ی پرتگاهِ ورشکستگی و نیازمندی قرار می‌گیرد. undefined
اما نیاکان ما برای غلبه بر مشکلات، یک «سیستم عاملِ بقا» طراحی کردند: آیینی به نام «بُنه». undefined
در سیستم «بُنه»، کشاورزان خرد به جای نبردِ انفرادی با طبیعت، در گروه‌های ۵ یا ۶ نفره با هم هم‌پیمان می‌شدند. آن‌ها تمام دارایی‌های خود اعم از زمین، حق‌آبه، بذر، گاوِ کار و نیروی بازو را روی هم می‌ریختند تا یک واحد زراعی یکپارچه و قدرتمند بسازند. undefinedundefined
اوج شاهکارِ این سیستم کجاست؟ «بُنه» یک ساختارِ «تحمل‌پذیر در برابر خطا» (Fault-tolerant) بود. اگر یکی از اعضا در طول فصلِ کار بیمار می‌شد یا حادثه‌ای برایش رخ می‌داد، چرخِ کلِ سیستم از کار نمی‌افتاد؛ بلکه سایر کشاورزان جای خالی او را پوشش می‌دادند تا محصول به ثمر برسد. در فصل برداشت، فرد آسیب‌دیده سهم خود را بر اساس همان فرمولِ دقیق دریافت می‌کرد، بدون اینکه دستش را جلوی کسی دراز کرده باشد یا نگاه سنگینِ ترحم را حس کند. undefined
در «بُنه» هیچ‌کس به دیگری صدقه نمی‌داد و هیچ نگاهِ بالا به پایینی وجود نداشت. همه‌چیز بر اساس یک قرارداد نانوشته برای توزیع ریسک و حفظ کرامت انسانی بود.
این همان الگویی است که امروز در مواجهه با بحران‌ها به آن نیاز داریم: گذر از «خیریه‌های ترحم‌انگیز» و رسیدن به «یاریگریِ و هم‌سرنوشتیِ عملی». undefined
#بنه #یاریگری #فرهنگ_ایرانی #هم_سرنوشتی #کرامت_انسانی #جامعه_شناسی #توسعه_محلی #تعاونی_سنتی #تاریخ_اجتماعی
@yarigari
undefined۱۲

۲.۸K

۴:۱۰

۱۲ مرداد
thumbnail
undefined یاوردهی؛ شبکه‌ای زنانه برای عبور از پیکِ کاری و جبر طبیعت
کشت برنج یک فرایند طولانی 10 ماهه است، اما حساس‌ترین بخش آن (نشا و وجین) در یک پنجره‌ی زمانی بسیار کوتاه در اردیبهشت و خرداد رخ می‌دهد. تأخیر در این مرحله یعنی از دست رفتن کل محصول. غلبه بر این فشار زمانی شدید، با کار فردی ممکن نبود.
راهکار ساختاری زنان گیلان برای این تنگنا، رسم «یاوردهی» بود؛ یک پیمان نانوشته اما محکم برای شکل‌دهی به یک «یاریگری». زنان نیروی کار خود را تجمیع می‌کردند و به‌نوبت، شالیزار تک‌تک اعضا را در عرض 1 تا 2 روز نشا می‌کردند. در این شبکه هیچ پولی مبادله نمی‌شد و هیچ‌کس کارگرِ دیگری به حساب نمی‌آمد.
یاوردهی فراتر از یک راهکار اقتصادی، یک شبکه‌ی درهم‌تنیده‌ی اجتماعی بود که با این خرده‌رسم‌ها تثبیت می‌شد:
undefined تکریم به‌جای دستمزد: صاحب‌زمین با سفره‌ای مفصل از یاوران تکریم می‌کرد (در این روزها حتی به سفره‌ی صبحانه هم «ناهار» می‌گفتند).
undefined پاگشای شالیزار: نوعروس به شالیزار پدرشوهر دعوت می‌شد، اما با دریافت هدیه‌ای نمادین از کارِ سخت معاف می‌گشت تا ورودش به این شبکه‌ی همبستگی، با احترام رسمیت یابد.
یاوردهی پاسخی هوشمندانه به جبر محیطی و فشار زمان بود؛ شبکه‌ای که با حفظ کرامت انسانی، بقای جامعه‌ی روستایی را تضمین می‌کرد.
#یاوردهی #یاریگری #زنان_گیلان #هم_سرنوشتی #شالیکاری #فرهنگ_مشارکت
@yarigari
undefined۱۰

۱.۴K

۷:۴۴

۱۳ مرداد
بازارسال شده از جامعه اندیشکده‌ها
thumbnail
undefined از واره تا قنات؛ تمدنی که بر شانه‌های همیاری ساخته شد
undefined<img style=" />undefined اندیشکده رصد : مرتضی فرهادی، بررسی تمدنی یاریگری، تعاون‌شناسی و مردم‌شناسی را از دورتن باستان تا کنون مرور کرده است.
undefinedنیم قرن است که نامش با «یاریگری»، «تعاون سنتی» و «مردم‌شناسی بومی» گره خورده است. دکتر مرتضی فرهادی، استاد تمام حوزه مردم‌شناسی و جامعه‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی، از آن دسته اندیشمندانی است که دغدغه «تولید علم بومی» را نه در شعار، که در عمل و طی پنج دهه پژوهش میدانی در ژرف‌ترین لایه‌های فرهنگ ایرانی دنبال کرده است. فرهادی متولد ۱۳۲۳ در ملایر است. دوران کودکی را در مهاباد و نوجوانی و جوانی را در خمین گذراند. تحصیلات دانشگاهی خود را در مقطع لیسانس روان‌شناسی، فوق‌لیسانس ارتباطات اجتماعی و دکترای جامعه‌شناسی به پایان رساند و از سال ۱۳۴۶ همکاری خود را با مطبوعات آغاز کرد. او اکنون عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی و سردبیر فصلنامه «علوم اجتماعی» است.در این گفت‌وگو، کوشیده‌ایم تا با دکتر فرهادی، از «رویای ایرانی»، «نابودی دانش ضمنی»، «واره‌ها و قنات‌ها»، و «رفاقت دربرابر رقابت» سخن بگوییم. حاصل، گفت‌وگویی است درباره گذشته‌ای که می‌تواند آینده ما را بسازد.
undefinedبخش اول؛ از «رویای ایرانی» تا «نابودی حکمرانی آب»آیا واقعا دربرابر شما این پرسش شکل نمی‌گیرد که چطور ما «رویای ایرانی» داشته باشیم وقتی که درطول ۵۰ سال، ۲۰ میلیارد متر مکعب آب را که از ۶۰ هزار پارچه آبادی بیرون می‌آمد و نتیجه قرن‌ها رویای دهقان، فرهیختگان و حکمرانان ایرانی بود، به ۱ میلیارد متر مکعب رساندیم؟ ما چطور توانستیم بزرگ‌ترین نهاد این سرزمین که «حکمرانی آب» را انجام می‌دادند و رویای ایرانی را محقق کرده بودند -آن‌گونه که وقتی شاهزادگان اروپایی در دوره صفوی وارد ایران شدند حیرت‌زده بودند که ایرانی‌ها چطور خودشان آب را بین هم تقسیم می‌کنند- را تضعیف کنیم؟ پادشاه آن بالا ایستاده است، اما این مردم خودشان حکمرانی آب دارند.
undefinedبخش دوم: پیامدهای فرهنگی کودتا و مصرف‌گراییکودتای ۲۸ مرداد ذائقه فرهنگی ما را هم پرابلمتیک کرد. ذائقه فرهنگی ایرانی که بر شانه‌های پتانسیلی استوار بود که در آن «قنات، قنوت و قناعت» درهم‌آمیخته بود، تغییر کرد. از دهه ۴۰ اندیشمندانی چون جلال آل احمد و من فریاد زدند که این قنات‌ها و آب را دارید از بین می‌برید. رویکردهای کینزی و نئوکینزی بلای جان ملتی می‌شود که در آن تولید نیست. ملتی که تولید ندارد، چه چیزی را مصرف می‌کند جز خاک و آبش؟ و درنهایت این جامعه به یک «جامعه نمایشگاهی» تبدیل می‌شود. ازمنظر اقتصاد سیاسی، اخلاق‌گرایان به آدام اسمیت نقد دارند که تاکید بر «تولید»، راه را برای «استعمار» باز کرد.
undefinedبخش سوم: «واره»؛ الگویی از همیاری همگرا و زنانهدر سال ۱۳۳۵ که نخستین سرشماری نفوس و مسکن در ایران انجام شد، ۱۸ میلیون نفر جمعیت داشته‌ایم و ۹ میلیون آن‌ها زن و دختر بوده‌اند و ۲ میلیون نفر عضو خودخواسته و خودانگیخته «واره» داشته‌ایم. قبل و بعد از انقلاب، کتاب‌های مختلفی در مورد انواع و اقسام تعاونی‌های جهان داریم ولی نباید تجربه‌های خودمان را نادیده بگیریم. واره سازمانی نهادی‌شده، گسترش‌یافته و زنانه در اغلب مناطق و در میان اقوام مختلف ایرانی است که کارکردهای نهان و نمایان و مرکب دارد. به نظر می‌رسد واره از تجزیه تدریجی برخی اشکال تعاونی کهن‌تر، زاده شده است و برای افزایش سودمندی دامداری معیشتی و نیمه‌معیشتی برای تولید فرآورده‌های شیری (تناسب زمانی میزان مصرف شیر و نیروی کار و صرفه‌جویی در این دو عامل) و به‌دلیل ماهیت شیمیایی فسادپذیری شیر، همچنین تقدس فرهنگی شیر و برخی نیازهای اجتماعی-روانی تا به امروز تداوم یافته است.
undefinedبخش چهارم: نابودی دانش ضمنی و سیطره آکادمی غربیبزرگ‌ترین اتفاقی که افتاد این بود که با ازبین‌رفتن نهادها، «انباشت دانش ضمنی» (Tacit Knowledge) ملت ایران و سایر کشورهای در حال توسعه شدیدا آسیب دید. بخش زیادی از دانش عینی ما در طول قرن‌ها گزارش داده نشد، زیرا روستاییان و عشایر ما تصور می‌کردند اصلا نیازی به گزارش‌دادن آن نیست. ما با قدرتی مواجه شدیم که فقط شکلی از دانش را به‌رسمیت می‌شناخت که «قابل ثبت و ضبط در آکادمی‌های غربی» باشد.
undefined متن کامل مصاحبه
#مسئله/۵#پرونده_بعثت_اقتصادی_مردم#مردمی_سازی_اقتصاد
undefined جامعه اندیشکده‌ها در وب I بله I تلگرام

۱

۱۴:۲۶

۱۷ مرداد
thumbnail
هامین؛ نبرد جمعی برای بقا در دل کویر undefinedundefined
فصل «خرماپزان» در بلوچستان تنها یک زمان تقویمی برای برداشت محصول نیست؛ بلکه یک رخداد عمیق اجتماعی و تجلی خالصِ «یاریگری» است. وقتی گرمای طاقت‌فرسای تابستان به اوج می‌رسد، مردم محلی برای حفظ محصول و بقای خود، خانه‌ها را ترک کرده و به نخلستان‌ها کوچ می‌کنند.
در این اقامتگاه‌های موقت (کپرها) چه می‌گذرد؟ 🛖
undefined کار بدون کارفرما: در هامین، خبری از رابطه بالا به پایینِ کارگر و کارفرما نیست. خرمای رسیده فرصت کمی دارد و گرمای هوا اجازه کار طولانی نمی‌دهد؛ پس خانواده‌ها و همسایگان در یک شبکه همیاریِ بدون پول، به صورت چرخشی به یاری هم می‌روند.
🧺 شبکه تاب‌آوری زنان: بارِ سنگین مدیریت این زیستِ جمعی فشرده بر دوش زنان است. آن‌ها فراتر از دسته‌بندی خرماها، با بافتن ظروف و سبدهای حصیری از برگ نخل، زنجیره این یاریگری را کامل می‌کنند.
undefined تصویری از اراده انسان: اگر با نگاهی مستند به هامین بنگریم، دست‌های پینه‌بسته‌ای را می‌بینیم که در سایه‌روشنِ کپرهای حصیری، بدون نیاز به بخشنامه‌های دولتی، یک سیستم پیچیده از تقسیم کار و هم‌سرنوشتی را پیش می‌برند تا جبرِ خشن طبیعت را به فصل ثمردهی تبدیل کنند.
اینجا، کویر در برابر اراده‌ی جمعیِ انسان‌ها تسلیم می‌شود. undefined
#هامین #یاریگری #بلوچستان #فرهنگ_عامه #تعاون_بومی #زنان_بلوچ #خرماپزان #مردم_شناسی #همیاری #تاب_آوری_اجتماعی
@yarigari
undefined۸
undefined۱

۷۸۰

۱۱:۰۴

۲۰ مرداد
thumbnail
آیین بیل‌گردانی: پایان یک نبرد طاقت‌فرسا و آغازِ جشنِ هم‌سرنوشتی
آیین «بیل‌گردانی» در نیم‌ور (استان مرکزی)، روایتی از یاریگری عمیق است. ماجرا از روزهای طاقت‌فرسای لایروبی نهرها آغاز می‌شود؛ جایی که کشاورزان برای باز کردن مسیر آب و نجات مزارعشان، روزها در گل‌ولای و نیزارها عرق می‌ریزند و کار می‌کنند. اما نقطه اوج، زمانی است که آب سرانجام در رگ‌های تشنه‌ی زمین جاری می‌شود. undefined
کشاورزان بیل‌هایی را که روزها با آن‌ها جان کنده‌اند، محکم به هم گره می‌زنند (معمولاً در دسته‌های هفت‌تایی) و پهلوانان آن‌ها را با صلابت دور سر می‌چرخانند. این چرخش سنگین و نفس‌گیر، دیگر فقط یک نمایش فیزیکی نیست؛ بلکه رجزخوانیِ یک جامعه در برابر هیولای خشکسالی است.
گره خوردنِ این بیل‌ها به یکدیگر، تجسمِ عینیِ گره خوردنِ سرنوشتِ این آدم‌هاست. در اقلیم سختِ ایران، هیچ‌کس به تنهایی حریف قهر طبیعت نمی‌شود. بیل‌گردانی به ما یادآوری می‌کند که وقتی رنج‌ها مشترک است، راهِ عبور از بحران نیز تنها از مسیرِ اراده‌ی جمعی و ایستادگیِ شانه به شانه می‌گذرد.
#بیل_گردانی #نیم_ور #هم_سرنوشتی #تاب_آوری_اجتماعی #یاریگری #مردم_شناسی #فرهنگ_ایران #مدیریت_آب #بحران_آب #همبستگی
@yarigari
undefined۶

۱.۴K

۵:۳۱

۲۴ مرداد
thumbnail
undefined ریشه‌هایی برای فردا: «ترکه‌کاری» و هنرِ تکثیرِ امیدِ جمعی undefined
در فرهنگ کشاورزی و باغداری ما، «ترکه‌کاری» (احداث باغ انگور و قلمه‌زدنِ مو) چیزی بسیار فراتر از یک فعالیت زراعیِ ساده است. ترکه‌کاری، تجلیِ صبورانه‌ترین شکلِ «یاریگری» و هوش اجتماعی در ایران است.
undefined وقتی فصل ترکه‌کاری می‌رسید، یک خانواده به تنهایی توانِ آماده‌سازی زمین و کاشت صدها قلمه را نداشت. همسایه‌ها و اهالی جمع می‌شدند تا ترکه‌های بی‌جان را با دست‌های پرامیدِ خود در دل خاک بنشانند. آن‌ها می‌دانستند این ترکه‌های کوچکِ چوبی، فردا یا ماه بعد ثمر نمی‌دهند؛ به ثمر نشستنِ باغ مو، نیازمندِ سال‌ها مراقبت، خونِ‌دل خوردن و صبوری است.
اما چرا جامعه‌ی محلی این‌طور بی‌دریغ برای آینده‌ی باغِ همسایه وقت و انرژی می‌گذاشت؟
پاسخ در درکِ عمیقِ آن‌ها از مفهوم «هم‌سرنوشتی» نهفته است. در جغرافیایی که آب محدود است، انسان‌ها یاد گرفته بودند که به جای «نبرد انفرادی با طبیعت»، شبکه‌ای از اعتماد بسازند. کاشتنِ هر ترکه در خاک، به معنای کاشتنِ بذرِ یک تعهدِ اجتماعی بود. جامعه می‌دانست که اگر امروز دست‌به‌دستِ هم ندهند، در سال‌های خشکسالیِ پیشِ رو، هیچ سایه‌سار و محصولی برای هیچ‌کس وجود نخواهد داشت.
ترکه‌کاری به ما یادآوری می‌کند که «امید»، یک پروژه‌ی انفرادی نیست. ما برای عبور از زمستان‌های سخت و رسیدن به فصلِ رویش، نیازمندیم که ریشه‌هایمان را در خاکِ «اعتماد اجتماعی» و در کنار یکدیگر محکم کنیم. دستانی که امروز برای آبادانیِ زمینِ دیگری به یاری می‌آیند، فردا محصولِ همبستگی و امنیتِ روانی را برداشت خواهند کرد. undefinedundefined
#یاریگری #باغداری_سنتی #ترکه_کاری #باغ_مو #باغ_انگور #همبستگی_اجتماعی #اعتماد_اجتماعی #جامعه_شناسی #فرهنگ_بومی #توسعه_محلی #هوش_اجتماعی #ایران_ما #امید_جمعی #تاب_آوری
@yarigari
undefined۸

۱.۳K

۱۴:۵۱

۲۶ مرداد
thumbnail
بُرابُری، رقابتی که به یاریگری می‌انجامدundefined
در آیین کهن «بُرابُری» (یا همون یاوری در درو)، قانون عجیبی حاکم بود که تمام معادلات ذهنی ما از مفهوم «رقابت» رو به هم می‌ریزه.
برعکس دنیای امروز که همه برای رسیدن به خط پایان و تصاحب مدال طلا می‌جنگند، در این سنتِ قدیمی، هیچ‌کس به عنوان «قهرمان» تشویق نمی‌شد و جایزه‌ای برای نفر اول وجود نداشت! undefinedundefined
رقابتِ سخت و نفس‌گیرِ دروگران، در واقع فقط برای «آخر نشدن» بود. اما شگفتیِ این معماریِ اجتماعی درست در همین نقطه است؛ ماجرا با تنبیه نفر آخر تمام نمی‌شد. undefined
کسانی که زودتر سهمشون رو درو کرده بودند، داس‌ها رو زمین نمی‌گذاشتند تا استراحت کنند. اون‌ها بلافاصله به عقب برمی‌گشتند و به کمک همون نفر آخر می‌شتافتند تا کل محصول جمع‌آوری بشه! undefined
این یعنی رقابتی که خط پایانش، «یاریگری» بود. در این نظامِ مدیریت هوشمندانه، از مکانیزم مسابقه و ترسِ از جا ماندن استفاده می‌شد تا سرعت و کارایی کل گروه بالا بره، اما در نهایت اجازه نمی‌دادند ضعیف‌ترین حلقه، زیر بار فشار و رنجِ معیشت خُرد بشه. undefined
در «بُرابُری»، هیچ برنده فردی‌ای وجود نداشت؛ چون در این حرکت اجتماعی، تنها برنده‌ی واقعی «جمع» بود. undefinedundefined
#یاریگری #تاب_آوری_اجتماعی #هوش_اجتماعی #فرهنگ_ایران #گیمیفیکیشن #توسعه_پایدار #جامعه_شناسی #مردم_شناسی #تاریخ_ایران
@yarigari
undefined۵

۳۶۰

۱۱:۳۹

۲۸ مرداد
thumbnail
یه رسم قشنگ از گذشته‌های ما که شاید اسمش رو نشنیده باشید! undefinedundefined
توی روستاها و جوامع محلی ایران، همیشه راه‌های خلاقانه‌ای برای «هوای هم رو داشتن» وجود داشته. یکی از این سنت‌های خیلی جالب که تو روستاهای خراسان (مثل نیشابور، جوین و سبزوار) رواج داشته، رسمی بوده به اسم «بِلِک کاری».
بِلِک کاری چی بوده؟ undefined
خیلی ساده یعنی: کشاورزیِ گروهی و داوطلبانه برای کمک به دیگران، بدون هیچ چشم‌داشتی!
قشنگ‌ترین بخش این رسم که توی کتاب «فرهنگ یاریگری در ایران» بهش اشاره شده، مربوط به تولد بچه‌هاست:
وقتی نوه جدیدی به دنیا می‌اومد، پدربزرگ‌ها به میمنت این اتفاق (جهت خوش‌آمدگویی به نوزاد)، یه قطعه زمین کوچیک رو به نیت نوه می‌کاشتند. خودشون شخصاً تمام کارهاش رو انجام می‌دادند و در نهایت محصول رو به خونه‌ی نوه هدیه می‌دادند! undefinedundefined
اما داستان فقط به همین‌جا ختم نمی‌شد:
مردم روستا با همین سنت «بلک کاری»، گره از کار خیلی‌ها باز می‌کردند:
undefined برای معلم (ملا)، سلمانی یا افراد خدمتگزار روستا که وقت کشاورزی نداشتند، زمین می‌کاشتند.
undefined برای حمایت از بیوه‌ها و یتیمان ده، دسته جمعی کار می‌کردند.
همه این کارها با توافق کامل و از روی رضایت و اخلاق انجام می‌شد؛ یه جور بیمه و حمایت اجتماعیِ خودجوش که ریشه در همدلی داشت.
چقدر جای این مدل یاریگری‌ها و دستگیری‌های بی‌توقع، تو زندگی‌های شهری و فردگرای امروز خالیه
@yarigari
undefined۱۳

۱.۳K

۵:۵۱

۳۱ مرداد
thumbnail
راز بقای ما در روزگار سخت چه بود؟ undefinedundefined
تا حالا فکر کردید اجداد ما توی گذشته‌های دور، چطور با خشکسالی‌ها، کمبود امکانات و شرایط سخت اقلیمی دوام می‌آوردند؟
جوابش تو یک کلمه خلاصه می‌شه: «یاریگری»! undefined
توی کتاب «فرهنگ یاریگری در ایران» یه نکته‌ هست که می‌گه جامعه‌ی سنتی ما برای مقابله با این دشواری‌ها، یه راهکار هوشمندانه و دلی داشته. اونا نیاز به بقا رو با «فرهنگ برادری و اخوت ایرانی-اسلامی» گره زدند و شبکه‌ای از کمک‌رسانی رو ساختند که امروز خوندنش مثل یک درس بزرگه. undefined
جالبه بدونید این کمک‌ها اصلاً تصادفی و سطحی نبوده! جامعه‌شناس‌ها میگن این یاریگری‌ها برای خودشون هندسه و ساختار داشتن و با این ۴ کلمه‌ی شناخته می‌شدن:
undefined یاوری: کمک‌های بی‌چشم‌داشت به دیگران.
undefined همیاری: دست به دست هم دادنِ برابر برای یک هدف مشترک.
undefined دگریاری: تمرکزِ توانِ جمعی برای رفع مشکل یک نفر دیگه.
undefined خودیاری: تلاشِ یک گروه برای رفع نیازهای درون‌گروهیِ خودشون.
@yarigari
undefined۲

۱۹۰

۴:۱۷

۴ شهریور
thumbnail
undefined مدیریت آب با طعم همیاری؛ درس‌هایی از کشاورزان روستای نازی خمین
در گذشته‌های نه‌چندان دور، کشاورزهای روستای «نازی» در خمین برای کاشت هندوانه و نخود یک مشکل بزرگ داشتند: زمین‌های مناسب، خیلی از روستا دور بود. اگر هرکس می‌خواست سهمیه آب خودش را تنهایی تا آنجا ببرد، آب در مسیر طولانی هدر می‌رفت و به قول محلی‌ها «به زمین کار نمی‌کرد».
undefined چاره کار چی بود؟
کشاورزها برای حل این مشکل، به جای تک‌روی، از قدرت «همیاری» استفاده کردند. آن‌ها سهمیه آب‌هایشان را روی هم می‌گذاشتند و اصطلاحاً «به حساب جمع» کار می‌کردند.
در این روش، آبِ جمع‌شده را نوبتی به زمین‌ها می‌بستند؛ مثلاً سه روز تمام، زمین یک کشاورز آبیاری می‌شد و بعد نوبت به نفر بعدی می‌رسید. این چرخه هر ۲۸ روز یک‌بار تکرار می‌شد. با این کار، حجم و فشار آب آن‌قدر زیاد می‌شد که دیگر در مسیر هدر نمی‌رفت و با کمترین اتلاف به مقصد می‌رسید.
جالب است بدانید این کار گروهی فقط برای آبیاری مزارع نبود! برای آماده کردن «خِرمن‌جا» هم اهالی روستا یک روز در سال آب‌ها را تجمیع می‌کردند و اگر چیزی اضافه می‌آمد، بین خودشان «پِشک» می‌انداختند (قرعه‌کشی می‌کردند) تا همه‌چیز عادلانه تقسیم شود.
undefined ما از این سنت چه یاد می‌گیریم؟
این الگو به زیبایی نشان می‌دهد که گذشتگان ما چقدر خوب «مدیریت بهینه منابع» را بلد بودند. آن‌ها می‌دانستند که در برابر سختی‌های طبیعت و کمبود آب، تنها راه نجات این است که منافع فردی را به منافع جمعی گره بزنند. در واقع، این داستان به ما یادآوری می‌کند که برای عبور از بحران‌ها، «همیاری» همیشه جواب می‌دهد.
#فرهنگ_یاریگری #همیاری #روستای_نازی #خمین #مدیریت_منابع_آب #کشاورزی_سنتی #جامعه_شناسی_روستایی #توسعه_پایدار #سرمایه_اجتماعی #محیط_زیست #کار_گروهی #کتابخوانی
@yarigari
undefined۲

۴۶

۱۲:۲۸