در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در ادامه بررسی ارکان هفتگانه استقامت از دیدگاه قرآن و اهلبیت(ع)، به سه رکن کلیدی دیگر میرسیم:
«إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ». این آیه صرفاً برای تسلیت نیست، یک جهانبینی انسانساز است. ما در این دنیا مالک نیستیم، امانتداریم. کسی که خود را مالک بداند با فقدان میشکند، اما امانتدار، تنها امانت را پس میدهد. با همین بینش توحیدی است که حضرت زینب (س) در اوج مصیبت میفرمایند: «ما رایت الا جمیلا» و مصیبت را به عامل حماسه تبدیل میکنند.
قرآن میفرماید پیامبران پیشین هم تکذیب شدند و آزار دیدند (آیه ۱۰۰ بقره). سختی کشیدن، طبیعت مسیر توحید است. امام سجاد (ع) در دوران تاریک پس از عاشورا، با بیان روایت راهبردی «سَنَنٌ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ»، گرفتاریهای شیعه را به صبر ایوب و غربت موسی گره زدند تا به یاران بفهمانند زیر تیغ ظلم بودن، نشانه بطلان راه نیست؛ ما امتداد خط انبیاء هستیم.
قرآن کریم دستور میدهد: «اصْبِرُوا وَصَابِرُوا…». مصابره یعنی استقامتِ رقابتی. اگر دشمن ده واحد استقامت دارد، تو یازده واحد مقاومت کن تا خستگی را خسته کنی. نمونه بیبدیل آن، استقامت شگفتانگیز امام کاظم (ع) در زندانهای تاریک هارون است؛ جایی که زندانبانان پیش از امام، خسته و درمانده شدند.
ادامه دارد…
۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
#صبر#استقامت #قرآن_کریم #سبک_زندگی_توحیدی
۱۶:۲۹
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در بخش پایانی از پرونده «استقامت در مکتب قرآن و اهلبیت(ع)»، به دو شرط حیاتی برای ثبات قدم میرسیم:
هر ایستادنی ارزش ندارد. قرآن میفرماید: «فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ… وَلَا تَطْغَوْا». استقامت باید دقیقاً بر مدار حق باشد، نه لجاجت و تعصب. صلح امام حسن مجتبی (ع)، تنهاترین و پیچیدهترین نمونه این رکن است. ایشان در برابر طعنه دوستان ناآگاه ایستادند تا صرفاً بر اساس فرمان الهی عمل کنند، بدون آنکه ذرهای از حدود الهی خارج شوند.
شرط نهاییِ دریافت امداد غیبی، قیام برای حق است: «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ». قانون خدا این است که اگر بیدریغ به یاری حق برخیزی، خدا شخصاً تثبیت قدمهایت را در طوفانها تضمین میکند. قله این رکن، حضرت زهرا (س) است که یکتنه برای دفاع از حریم ولایت ایستادند و جان خویش را فدای یاری دین خدا کردند.
استقامت یک شعار احساسی نیست؛ یک شبکه منسجم از بینشها و رفتارهاست. با تکیه بر این ارکان و پیوند دادن معرفت به عمل، میتوان در برابر تندبادهای حوادث سروقامت ماند و به ساحل آرامشِ لقاءالله رسید.
۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
#صبر#استقامت#از_قرآن_بیاموزیم #سبک_زندگی_توحیدی
۱۸:۱۷
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
معماری شخصیت مؤمن در پرتو منشور پنجگانه وصیت امام جواد (علیهالسلام)
امامت و ولایت، تابع ظرفیت و وسعت روح است، نه تقویم و گذر عمر؛ همانطور که عیسی (علیهالسلام) در گهواره لب به سخن گشود و یحیی (علیهالسلام) در کودکی به مقام حُکم رسید، جوادالائمه (علیهالسلام) نیز در همان اوان کودکی، خورشید هدایت و مخزن علم لدّنی زمانه گشت.
زندگی سراسر بندگیِ این امام همام، نقشهای دقیق برای قد کشیدنِ روح و خروج از حصار «خود» است. در این مجال، به سراغ منشوری گرانسنگ از ایشان میرویم؛ ۵ اصل بنیادین که معماری شخصیت یک سالک را از پایه بنا میکند (تحف العقول، ص 455).
مردی از امام جواد (علیهالسلام) درخواست موعظه کرد. حضرت فرمودند: «آیا میپذیری؟» مرد گفت: آری. امام(ع) این ۵ اصل طلایی را که دربردارنده عالیترین درجات سیر و سلوک است، بیان فرمودند:
۱.*تَوَسَّدِ الصَّبْرَ (صبر را بالین خود قرار ده)*
صبر، تنها یک تحملِ انفعالی نیست؛ بلکه بستر و تکیهگاهی است که مؤمن در کوران ابتلائات، انجام طاعات و پرهیز از معاصی بر آن آرام میگیرد. تجلی این اصل در سیره آن حضرت، حلم و استقامت کوهگونه ایشان در برابر دسیسههای پیچیده دوران بود.
۲.*وَ اعْتَنِقِ الْفَقْرَ (فقر [و نیازمندی به خدا] را در آغوش بگیر)*
فقر در اینجا، تهیدستیِ مادی نیست؛ بلکه درک عمیق و در آغوش کشیدنِ فقر ذاتی انسان در برابر غنای مطلق پروردگار است. سالک تا به مقام اضطرار و فقرِ الیالله نرسد، بنای بندگیاش مستحکم نمیشود.
۳.*وَ ارْفَضِ الشَّهَوَاتِ (شهوات را رها کن)*
پس زدن جاذبههای کاذب و تمایلات نفسانی که بال پرواز روح را میبندند. زهد حیرتانگیز امام جواد (علیهالسلام) در قلب کاخ پر زرق و برق مأمون، درخشانترین تفسیر عملیِ طرد شهوات دنیوی است.
۴.*وَ خَالِفِ الْهَوَى (با هوای نفس مخالفت کن)*
هوای نفس، قطبنمای انحراف و پرتگاه سقوط انسان است. مخالفت با این کششهای درونی، موتور محرکِ تقوا و شرط لازم برای خروج از خودمحوری به سمت خدامحوری است.
۵.*وَ اعْلَمْ أَنَّكَ لَنْ تَخْلُوَ مِنْ عَيْنِ اللَّهِ فَانْظُرْ كَيْفَ تَكُونُ (و بدان که هرگز از چشم خدا پنهان نیستی، پس بنگر چگونهای)*
این اصل، اوج معماری شخصیت و رسیدن به مقام مراقبه و شهود است. وقتی سالک با تمام وجود درک کند که در محضر دائم پروردگار است، خلوت و جلوتش یکی میشود و این نگاه توحیدی، ضامنِ اجرای دقیق چهار اصل پیشین خواهد بود.
شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵-حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام
#امام_جواد#معماری_شخصیت#سلوک#جوادالائمه
@yotla98
امامت و ولایت، تابع ظرفیت و وسعت روح است، نه تقویم و گذر عمر؛ همانطور که عیسی (علیهالسلام) در گهواره لب به سخن گشود و یحیی (علیهالسلام) در کودکی به مقام حُکم رسید، جوادالائمه (علیهالسلام) نیز در همان اوان کودکی، خورشید هدایت و مخزن علم لدّنی زمانه گشت.
زندگی سراسر بندگیِ این امام همام، نقشهای دقیق برای قد کشیدنِ روح و خروج از حصار «خود» است. در این مجال، به سراغ منشوری گرانسنگ از ایشان میرویم؛ ۵ اصل بنیادین که معماری شخصیت یک سالک را از پایه بنا میکند (تحف العقول، ص 455).
مردی از امام جواد (علیهالسلام) درخواست موعظه کرد. حضرت فرمودند: «آیا میپذیری؟» مرد گفت: آری. امام(ع) این ۵ اصل طلایی را که دربردارنده عالیترین درجات سیر و سلوک است، بیان فرمودند:
۱.*تَوَسَّدِ الصَّبْرَ (صبر را بالین خود قرار ده)*
صبر، تنها یک تحملِ انفعالی نیست؛ بلکه بستر و تکیهگاهی است که مؤمن در کوران ابتلائات، انجام طاعات و پرهیز از معاصی بر آن آرام میگیرد. تجلی این اصل در سیره آن حضرت، حلم و استقامت کوهگونه ایشان در برابر دسیسههای پیچیده دوران بود.
۲.*وَ اعْتَنِقِ الْفَقْرَ (فقر [و نیازمندی به خدا] را در آغوش بگیر)*
فقر در اینجا، تهیدستیِ مادی نیست؛ بلکه درک عمیق و در آغوش کشیدنِ فقر ذاتی انسان در برابر غنای مطلق پروردگار است. سالک تا به مقام اضطرار و فقرِ الیالله نرسد، بنای بندگیاش مستحکم نمیشود.
۳.*وَ ارْفَضِ الشَّهَوَاتِ (شهوات را رها کن)*
پس زدن جاذبههای کاذب و تمایلات نفسانی که بال پرواز روح را میبندند. زهد حیرتانگیز امام جواد (علیهالسلام) در قلب کاخ پر زرق و برق مأمون، درخشانترین تفسیر عملیِ طرد شهوات دنیوی است.
۴.*وَ خَالِفِ الْهَوَى (با هوای نفس مخالفت کن)*
هوای نفس، قطبنمای انحراف و پرتگاه سقوط انسان است. مخالفت با این کششهای درونی، موتور محرکِ تقوا و شرط لازم برای خروج از خودمحوری به سمت خدامحوری است.
۵.*وَ اعْلَمْ أَنَّكَ لَنْ تَخْلُوَ مِنْ عَيْنِ اللَّهِ فَانْظُرْ كَيْفَ تَكُونُ (و بدان که هرگز از چشم خدا پنهان نیستی، پس بنگر چگونهای)*
این اصل، اوج معماری شخصیت و رسیدن به مقام مراقبه و شهود است. وقتی سالک با تمام وجود درک کند که در محضر دائم پروردگار است، خلوت و جلوتش یکی میشود و این نگاه توحیدی، ضامنِ اجرای دقیق چهار اصل پیشین خواهد بود.
شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵-حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام
#امام_جواد#معماری_شخصیت#سلوک#جوادالائمه
۱۵:۰۰
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
امیرالمؤمنین علیه السلام در توصیف همسر والامقامشان میفرمایند:
«فَوَاللّهِ لا اَغْضَبَتْنى وَلا عَصَتْ لى اَمْرا. وَلَقَدْ كُنْتُ اَنْظُرُ اِلَيْها فَتَنْكَشِفُ عَنِّى الْهُمُومُ وَ الأَحْزانُ»
ترجمه: به خدا قسم فاطمه هیچگاه مرا به خشم نیاورد و از فرمان من سرپیچی نکرد و هرگاه که به او مینگریستم، نگرانیها و غمها از من زدوده میشد.
در نگاه تربیتی و توحیدی، ازدواج و تشکیل خانواده صرفاً پاسخی به نیازهای غریزی و یا ایجاد یک سرپناه رفاهی نیست؛ بلکه پیوندی برای «حرکت»، «سلوک» و به دوش کشیدن بارهای سنگینِ رسالتِ انسانی است. با این رویکرد، روایت فوق ابعاد عمیقتری پیدا میکند:
۱. آرامشِ از جنسِ انکشاف، نه انفعال:
وقتی علی (ع) میفرمایند «فَتَنْكَشِفُ عَنِّى الْهُمُومُ» (غمهایم زدوده میشد)، این آرامش یک تسکینِ سطحی و روانشناختی نیست. علی (ع) مردِ میدانهای سخت و درگیری با جهالتها و عداوتهاست. وقتی او به خانه بازمیگردد، دیدنِ فاطمه (س) به عنوان یک «همسنگر»، یک «همهدف» و روحی که وسعتش بارِ هستی را میکشد، غبارِ خستگیِ راه را از جانِ او میشوید. آرامش در خانه، یعنی مرد در همسرش تداومِ مسیرِ حق را ببیند.
۲. همراهیِ آگاهانه، رازِ طراوتِ خانه:
عبارتِ «لا اَغْضَبَتْنى وَلا عَصَتْ لى اَمْرا» (مرا خشمگین نکرد و نافرمانی ننمود)، نشاندهنده اطاعتِ کورکورانه نیست؛ بلکه نشاندهنده اوجِ «معرفت» حضرت زهرا (س) به جایگاه ولایت و مدیریتِ مرد در نظامِ خانواده است. زنی که همجهت با همسرش حرکت میکند، اصطکاکهای فرسایشی درون خانه را به صفر میرساند. همین فقدانِ اصطکاک و همافزاییِ روحی است که خانه را به لنگرگاهِ آرامش تبدیل میکند.
۳. هنرِ زن در وسعتبخشی به روح مرد:
مرد در مواجهه با تضادهای بیرون از خانه، دچار «هموم و احزان» (گرفتاریها و اندوهها) میشود. هنر بزرگ و عرفانِ عملیِ یک زن در خانواده این است که با لطافت، درکِ متقابل و پرهیز از تحمیلِ بارهای اضافهِ مادی و روانی، ظرفیتِ روح همسرش را وسعت ببخشد. نگاه به چنین زنی، یادآورِ خدا و هدفِ نهاییِ خلقت است و همین نگاه، گرهگشای اندوههای مرد میشود.
۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵اول ذی القعده ۱۴۴۷
#خانواده#آرامش #امیرالمؤمنین #حضرت_زهرا #سبک_زندگی
۱۶:۳۴
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
امام حسین (علیهالسلام) در راهبردیترین تبیین از جایگاه مسئولیت میفرمایند:"«اعْلَمُوا أَنَّ حَوَائِجَ النَّاسِ إِلَيْكُمْ مِنْ نِعَمِ اللَّهِ عَلَيْكُمْ، فَلَا تَمَلُّوا النِّعَمَ»"ترجمه: بدانید که نیازهای مردم به سوی شما از نعمتهای خداوند بر شماست، پس از این نعمتها خسته نشوید.
در مکاتب مادیگرایانه، قدرت غالباً ابزاری برای تسلط بر دیگران و کسب اعتبار تلقی میشود؛ اما در اندیشه تمدنساز اسلام، حکمرانی یک «امانت الهی» و بستری برای تجلی روح توحید است. در منطق قرآن، انسانِ مسئول، خلیفه خداوند است و باید آینه تمامنمای صفتِ رحمت الهی باشد. قرآن هشدار میدهد که طغیان انسان از احساس بینیازی و فاصله گرفتن از درد جامعه آغاز میشود (أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى). برای درک عمق این نگاه توحیدی به مدیریت، باید کلام نورانی امام حسین (علیهالسلام) را در ۴ محور واکاوی کرد:
۱. «اعْلَمُوا» (بدانید)؛ تقدم معرفت بر عمل:
امام (ع) کلام خود را با «بدانید» آغاز میکنند. این یعنی پیش از هرگونه اقدام اجرایی، نیازمند یک تغییر نگرش اساسی هستیم. مدیر در نظام اسلامی باید با تمام وجود درک کند که خدمت به خلق، یک وظیفه خشک اداری نیست، بلکه متن دین، پایه تعاون اجتماعی (وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى) و اساس کار است.
۲. «حَوَائِجَ النَّاسِ»؛ گستره نیازها و حفظ کرامت انسانی:
«حوائج» تنها نیازهای مادی نیست؛ بلکه شامل نیاز به تکریم، شنیده شدنِ درددلها، امنیت روانی و برقراری عدالت است. کلمه «الناس» نیز مطلق است و مرز نمیشناسد. قانونِ خشک اداری برای رفع این حوائج کافی نیست، بلکه مدیر تراز اسلامی باید قانون را با روح «احسان» و محبت عجین کند تا کرامت مراجعهکننده حفظ شود.
۳. «إِلَيْكُمْ» (به سوی شما)؛ جهتگیری نیازها و آزمون ظرفیتها:
سرازیر شدن نیازمندان به سوی یک مسئول، تصادفی نیست؛ بلکه یک آزمون بزرگ الهی برای سنجش سعه صدر، تواضع و اخلاص اوست. مدیر حسینی در برابر این مراجعات فرار نمیکند، بلکه مصداق «فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ» شده و با روی گشاده به استقبال گرهگشایی میرود.
۴. «مِنْ نِعَمِ اللَّهِ عَلَيْكُمْ»؛ اوج نگاه توحیدی در مدیریت:
اوج شکوه این حدیث آنجاست که امام (ع) مراجعه مردم را «دردسر» نمیدانند، بلکه آن را «نعمت خدا» و «فرصت قرب» میخوانند. مسئولی که جهان را محضر خدا میداند، درک میکند که خداوند او را مجرای فیض و واسطه رحمت خویش قرار داده است.
در پرتو این مبانی عمیق، مدیریت اسلامی به معنای تغییر نگاه از «ریاست متکبرانه» به «خدمت متواضعانه و توحیدی» است. سیره عملی، مجاهدتها و در نهایت شهادتِ خادمانی همچون شهید آیتالله رئیسی، ترجمان عینی همین مکتب نورانی بود. مسئولی که پیام «اعلموا» را با جان درک کرد، در برابر «حوائج الناس» خود را خادم دانست و تا آخرین نفس، فرصت خدمتگزاری را یک «نعمت الهی» پنداشت. این پیوستن بیواسطه به مردم، تنها راه تحقق عینی حکومت اسلامی و حرکت شتابان به سوی تمدن نوین اسلامی است.
یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
#مدیریت_اسلامی#امام_حسین#خدمت_بی_منت#سبک_زندگی_مدیریتی
۱۹:۳۰