لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل یُتلیی
۲۲۱ عضو

یُتلی

​«یُتلی»؛ تلاوتِ مدامِ نور است در گوشِ جان، تا در تنگنای عادت نپوسیم. توشه‌ای از قرآن، حدیث و عبرت‌های تاریخ، برای وسعتِ جان و حرکت.
هرگونه بازنشر و استفاده از نوشته‌ها بدون ذکر منبع جایز نیست. undefined @@saele110
مشاهده در وب بله
۲۸ خرداد
[مجلس اول - قسمت دوم]
هجرت از مدینه‌ی توجیه؛ آغاز جوشش
وقتی نخبگان یک تمدن دچار فلج تحلیلی و سکوت می‌شوند، ولی خدا نمی‌تواند تماشاگر مرگ تدریجی وجدان و سقوط انسان باشد. در سال ۶۰ هجری، تاریخ به نقطه‌ی جوش خود رسید؛ نامه‌ای از شام به والی مدینه (ولید) رسید که دستور پایان همه‌چیز بود: «از حسین بیعت بگیر و اگر سر باز زد، سرش را بفرست!».
این بیعت، یک امضای ساده‌ی سیاسی نبود؛ بلکه امضا کردن سند ذبح کرامت انسان و مشروعیت‌بخشی رسمی به همان انجماد تاریخی و تباهی مطلق بود. وقتی امام (ع) را در تاریکی شب به دارالاماره خواندند و مروان با خشم فریاد تهدید برآورد، پاسخ حسین (ع) یک مانیفست ابدی برای تمام تاریخ شد: «مِثْلِي لَا يُبَايِعُ بِمِثْلِهِ».
این جمله، خط بطلانی بر نگاه سطحی به عاشورا بود؛ این تقابل، جنگ دو شخص نبود، بلکه تقابل دو «جریان» بود. جریان جوشش حق و جریان انجماد باطل. و این دو جریان در هیچ ظرف واحدی جمع نمی‌شوند. امام (ع) که می‌دانست ماندن در مدینه مساوی با مرگ بی‌صدا یا تسلیم ذلیلانه است، از مدینه‌ی خاطراتش هجرت کرد. زمزمه‌ی ایشان با خدا هنگام خروج «فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ»، نشان می‌دهد که حسین (ع) نه از مرگ، که از* نابودی حقیقت* در آن مدینه‌ی منجمد می‌ترسید. هجرت، تنها راه برخاستن و برهم‌زدن قواعد منجمد باطل است.
عبور از کعبه‌ی بی‌روح؛ وسعت جان یک انسانحسین (ع) به مکه آمد تا صدای بیداری را به گوش جهان اسلام برساند. اما اوج شگفتی این حرکت تمدنی کجاست؟ روز هشتم ذی‌الحجه؛ روزی که حاجیان در اوج تکاپوی احرام بستن هستند، حسین (ع) به کعبه پشت می‌کند و خارج می‌شود! در این لحظه، شخصیت‌های بزرگ ظاهراندیش با «منطق بقا» فریاد می‌زدند: «کجا می‌روی؟ مکه امن است، کوفیان بی‌وفایند، بمان!». اما امام (ع) با «منطق کرامت» می‌اندیشید.
در نگاه عمیق امام، کعبه‌ای که در آن کرامت انسان له شود و حاکمانش خون بیگناهان را مباح بشمارند، تنها مشتی سنگ و گل است؛ چرا که روح کعبه، حریت و توحید است. امام (ع) در وصیت‌نامه‌ی خود نوشت: «من برای جاه‌طلبی و فساد خروج نکردم، بلکه برای اصلاح در امت جدم به پا خاستم».
حسین (ع) به تاریخ نشان داد که وقتی انسان به «وسعت جان» رسید، اگر ببیند حقیقت در خطر مسخ شدن است، حتی حجاب کعبه را نیز رها می‌کند تا در بیابان‌های تفتیده‌ی کربلا، با خون خود «احرام بیداری» ببندد. این همان معماری کرامت است که پوسته را رها می‌کند تا به مغز توحید دست یابد.
ادامه دارد...
#معماری_کرامت #منطق_کرامت #سیدالشهدا #تاریخ_تحلیلی #هجرت #مجلس_اول
undefined @yotla98
undefined۶

۱.۷K

۱۷:۱۲

۲۹ خرداد

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

[مجلس اول - قسمت سوم]
بزنگاه‌های غفلت و خروشِ جان؛ برهان قاطع تاریخ
تراژدی طرماح؛ فریب اولویت‌های کوچکدر میانه این راه دشوار، حکایتی وجود دارد که همچون آینه‌ای در برابر چشمان ماست. در منزلگاه «عذیب الهجانات»، طرماح بن عدی که استراتژیستی بصیر و از بزرگان قبیله طی بود، به قافله امام (ع) پیوست. او با درایتی از جنس «منطق بقا» پیشنهاد کرد: «به کوهستان آجا و سلمی بیا تا بیست هزار مرد طائی پیش روی تو شمشیر زنند». اما امام حصارهای امن را رها کرد تا «رسالت بیدارگری» خود را در قلب میدان وجدان بشریت به سرانجام برساند.
تراژدی طرماح در اینجا رقم خورد. او که عاشق امام بود، دچار یک «خطای محاسباتی محبانه» شد و عرض کرد: «آذوقه خانواده‌ام را در کوفه خریده‌ام؛ اجازه دهید بروم و فوراً بازگردم». او رفت و شتاب کرد، اما گمان می‌کرد «تاریخ منجمد» منتظر محاسبات زمانی او می‌ماند. وقتی به میانه راه بازگشت، خبر شهادت امام را شنید.
درس بزرگ طرماح برای جان امروز ما این است: غفلت، همیشه با گناه آغاز نمی‌شود؛ گاهی با مشغول شدن به «امور موجه و مباح روزمره» در لحظه‌ای شروع می‌شود که تاریخ، چشم‌انتظار حضور تو است. قانون تاریخ رحمتی ندارد و حقیقت، معطل «مصلحت‌سنجی‌های شخصی» ما نمی‌ماند. اگر حرکت نکنی و خودت فاعل نباشی، ماشین تاریخ تو را جا می‌گذارد.
خروش جان و ارائه برهان قاطعحسین (ع) به کربلا می‌رسد. برای بیدار کردن تمدنی که با فتاوای دروغین در غبار توجیه فرو رفته، موعظه دیگر کارگر نیست؛ به یک «تکانه» و یک «برهان قاطع» نیاز است تا یخ انجماد تاریخ را بشکند.
عصر عاشوراست. امام در آخرین گام، خردسال‌ترین فرزند خویش را بر دست می‌گیرد و به میدان می‌آید. این یک التماس عاطفی نیست؛ این یک «کنش عمیق تمدنی» است. امام یک مسئله حقوقی و فلسفی را در برابر لشکر قرار می‌دهد: اگر من به زعم شما یاغی‌ام، این نوزاد چه گناهی دارد؟
پاسخ کوری مطلق در برابر حق، تنها حذف صورت مسئله با خشونت است. اما حسین (ع) خون طفل بی‌گناهش را به آسمان فرستاد و فرمود: «هون علی ما نزل بی انه بعین الله». این، اوج «معماری کرامت» است؛ خونی که به آسمان رفت تا گواه همیشگی جوشش حق در برابر انجماد باطل باشد و شریانی حیاتی برای بیداری ابدی انسان گردد.
گره‌گشایی امروزکربلا میزان است. ما امروز باید در خلوت وجدان از خود بپرسیم: نسبت ما با این جریان جوشان چیست؟ کجاها برای حفظ موقعیت و منافع زودگذر خود، در برابر له شدن حقایق سکوت کردیم و نامش را «مصلحت» گذاشتیم؟
جهان در سردی توجیه می‌مرد / شرف در مسلخ تزویر می‌مرد خروش تو ز «نای دل» برآمد / وگرنه حق در این زنجیر می‌مرد
پایان مجلس اول
#معماری_کرامت #طرماح #منطق_بقا #برهان_قاطع #مجلس_اول
undefined @yotla98
undefined۳

۱.۹K

۲۱:۱۳

۲۱ شهریور

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

[مجلس دوم: هجرت از زندان عادت‌ها] بسم الله الرحمن الرحیم انسان؛ زندانی دیوارهای نامرئیما همگی زندانی دیوارهای نامرئی خویشتنیم؛ دیوار القاب، سوابق سیاسی و دیوار «دین‌داری موروثی» که عقل را از پرسش باز می‌دارد. تمدن کوفه در آن عصر، در یک «جبرگرایی ویرانگر» غرق شده بود و وضعیت موجود را «قضای محتوم الهی» می‌نامیدند تا وجدان خویش را آرام کنند. اما در مکتب سیدالشهدا (ع)، اراده انسان می‌تواند زنجیر قوانین کور جامعه را بگسلد. هجرت، پیش از آنکه جابه‌جایی مکان باشد، لحظه باشکوه شکستن پوسته عادت‌ها و مصلحت‌های ساختگی برای پرواز به سمت «حیات طیبه» است. زهیر؛ عبور از کاخ اعتباراتزهیر بن قین در مسیر بازگشت از حج، فرار می‌کرد تا با حسین (ع) روبه‌رو نشود؛ چرا که از فروریختن «کاخ اعتبارات» و سوابق سیاسی خود وحشت داشت. روبه‌رو شدن با حقیقت، یعنی بپذیری که تمام آنچه ساخته بودی، بر پایه غلط بوده است. اما وقتی نهیب بیدارگر همسرش او را به خیمه امام خواند، دگرگون بازگشت. او دریافت که جان انسان، گران‌بهاتر از دعواهای حقیر سیاسی است. زهیر دیوارهای اعتبار را ویران کرد تا در خیمه توحید، از نو متولد شود و ثابت کرد برای «کنده شدن از گذشته» هیچ‌گاه دیر نیست. ادامه دارد... #هجرت #زندان_عادت_ها #حیات_طیبه #زهیر_بن_قین #مجلس_دوم
undefined @yotla98
undefined۴

۱.۱K

۹:۰۱

۲۴ شهریور

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

[مجلس دوم - قسمت دوم]وهب؛ عبور از مرزهای موروثی
چهره دیگر خیمه‌گاه، وهب است؛ جوانی مسیحی که نشان داد دین، اگر با «انتخاب» همراه نباشد، تنها یک عادت تسکین‌بخش است. او دیوارهای «دین موروثی» را شکست و در چهره حسین (ع)، تجلی حقیقت مطلق را دید. وهب به ما آموخت که وقتی جان انسان وسعت یافت، مرزهای ظاهری عقیده رنگ می‌بازد و ملاک اصلی، «بیداری فطرت» است. اکسیر هجرت؛ گذار از «داشتن» به «بودن»زهیر و وهب خود را با «داشته‌هایشان» (سابقه سیاسی یا آیین موروثی) تعریف نمی‌کردند؛ آن‌ها به ساحت «بودن حقیقی» هجرت کردند. در مقابل، عبیدالله بن حر جعفی در زندان داشته‌هایش ماند. او برای فرار از حقیقت، پیشنهاد داد اسب و شمشیرش را بدهد اما جانش را حفظ کند؛ او می‌خواست «من کوچک و ظاهری‌اش» را در حاشیه امن نگه دارد. سیدالشهدا (ع) با صلابتی شگرف، دست رد به سینه او زد و فرمود: وقتی جانت را از ما دریغ می‌کنی، در مالت خیری نیست. حسین (ع) «داشتن‌ها» را نمی‌خرید؛ او «جان‌های آماده شدن» را می‌خرید. عبیدالله در خیمه عافیت ماند و تا پایان عمر در حسرت گریست، زیرا شجاعت «کیمیاگری» و سوزاندن دلبستگی‌های حقیر دنیوی را نداشت. ادامه دارد... #وهب_مسیحی #داشتن_و_بودن #عافیت_طلبی #عبیدالله_بن_حر_جعفی #مجلس_دوم
undefined @yotla98
undefined۲

۷۵۹

۷:۰۶

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

[مجلس دوم - قسمت سوم]گره‌گشایی امروز؛ خیمه عثمانی ما کجاست؟
عاشورا موزه افتخارات گذشته نیست؛ آینه‌ای در برابر کالبد امروز ماست. زهیر نشان داد که فرار از حق، همیشه شمشیر کشیدن نیست؛ گاهی پنهان شدن در یک خیمه امن است. خیمه عثمانی انسان امروز، از جنس عادت‌ها، حفظ موقعیت‌های شغلی، ترس از قضاوت دیگران و سکوت‌های مصلحتی است؛ نقطه امنی که وقتی حق فریاد یاری می‌طلبد، به آن پناه می‌بریم تا بهای دفاع از حقیقت را نپردازیم. دین اگر تنها یک «عادت تقویمی» بی‌هزینه باشد، پوسته ما را نمی‌شکند؛ اما دین حسینی، از انسان یک «مهاجر» می‌سازد که از زندان روزمرگی رها شده است. شجاعت یعنی اگر عمری مسیر را اشتباه رفته‌ایم، در یک لحظه ناب، خیمه اعتبارات خویش را ویران کنیم و آزادانه به سپاه آگاهی بپیوندیم. از بند گذشته، جان ما آزاد است / در هجرت حق، بهار ما آباد استبا «نای دل» این نکته بگو با یاران: / هر کس که ز «خود» رهید، چون آزاد است پایان مجلس دوم#خیمه_عثمانی #دین_تقویمی #وسعت_جان #مجلس_دوم
undefined @yotla98

۸۵۸

۱۸:۵۱