لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۷ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۳ شهریور
بازارسال شده از تبلیغات 👑 زن و زندگــے 👑
ماجرای گلدان ضریح امام رضا(ع) که با
خوندنش امکان نداره مو به تنت سیخ نشهundefined

۴ گلدان روی ضریح امام رضا(ع) هست که هر روز صبح این گلدانها تعویض میشه و گلدان جدید میزارن ؛ روزی خادمی در قسمت بانوان بالای چهارپایه رفت و تا گلدان را برداشت ناگهان ...
......... ادامـــــــــــه متن ..........
......... ادامـــــــــــه متن ..........

۱

۱۵:۲۲

👑 زن و زندگــے 👑
undefined🪽 تو غلط می‌کنی که اجازه نمیدی به حد کافی گند زدی به زندگیم و اعصابم برو گمشو اون طرف... دویدم سمت ساختمون خواست بیاد طرفم که آلما جلوشو گرفت و شروع کردن با همدیگه به بحث کردن.. از پله‌ها سریع رفتم بالا در خونه رو با کلیدی که داشتم باز کردم و با دیدن خونه خالی دهنم از تعجب باز موند یعنی چی.... با صدای آنا برگشتم عقب با دیدنم گفت :سلام عزیزم حالت خوبه؟؟ + سلام وسیله‌های من کجاست؟؟ آنا با ناراحتی نگاهم کرد و گفت: باور کن من نمی‌دونم + یعنی چی که نمی‌دونی مگه اینجا زندگی نمی‌کنی؟؟ آنا سری تکون داد و گفت: آره اما یه روز مهین خانوم قرار گذاشت که هممون بریم بیرون وقتی برگشتیم دیدیم که یه کامیون گرفته و در نبود ما وسیله‌های خونتو خالی کرده... با تعجب گفتم: آخه با اجازه کی؟؟ آنا شونه‌ای بالا انداخت و گفت: به نظرت مهین خانم برای کاراش از کسی اجازه می‌گیره؟؟ ادامه دارد... °°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
undefined🪽
همون موقع هم سالومه وارد خونه شد و گفت: سلام آلا چطوری خوبی ؟پوزخندی زدم و گفتم: چطور می‌تونم خوب باشم وقتی وسیله‌هامو بردن ؟؟
سالومه سری تکون داد و گفت: باور کن که ما نبودیم وقتی اومدیم کار از کار گذشته بود...
با عصبانیت سری تکون وادم و از کنارشون رد شدم و رفتم.پایین میدونستم که چیکار کنم...
وارده حیاط شدم آلما و مهین خانوم همچنان در حاله بحث و مجادله بودن +بحث نکن آلما..بیا بریم
_واسه چی؟؟+وسیله ای در کار نیست که بخایم ببریم...آلما با تعجب گفت : یعنی چی؟؟
نگاهی به مهین خانوم کردم که نیشخندی بهم زد +یعنی بی اجازه اومدن وسیاه هامو بردن...دزدیدن
روبه سربازی که یگوشه وایستاده بود کردم و گفتم : من شکایت دارممهین خانوم با عصبانیت اومد جلو و گفت :
مدرک داری که من دزدیدم؟؟یهو یاده دوربینایه خونه افتادم سری تکون دادم و گفتم : آره.._از کجا؟


ادامه دارد...°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
undefined۲۸

۷۵۶

۱۵:۴۵

بازارسال شده از گسترده | تبلیغات قاصدک
thumbnail
هر رابطه‌ای یک سری نکات ریز داره اگه رعایت بشه هم دووم داره هم اینکه ممکنه با دیدن یک سری کد‌ها بفهمی طرف آدم تو نیستundefined

..... تا پیش از اینکه جدی شه و اذیت شی
به راحتی بتونی ازش بیای بیرون

اینجا در مورد همین نکات مهم رابطه خوب صحبت میشهundefinedundefined
http://ble.ir/join/5aphqkDDfp
http://ble.ir/join/5aphqkDDfp
http://ble.ir/join/5aphqkDDfp

۳

۱۵:۴۶

بازارسال شده از تبلیغات 👑 زن و زندگــے 👑
تو رابطه فقط گفتن دوستت دارم و مهربون بودن کافی نیستundefined

باید سواد رابطه داشته باشی،
علت هر رفتارشو بدونی، وقتی سرد میشه یا وقتی عصبیه بدونی چیکار کنی! undefined

بیا اینجا سواد رابطت رو بالا ببرundefinedundefined
http://ble.ir/join/5aphqkDDfp
http://ble.ir/join/5aphqkDDfp

۱

۱۵:۴۶

👑 زن و زندگــے 👑
undefined🪽 همون موقع هم سالومه وارد خونه شد و گفت: سلام آلا چطوری خوبی ؟ پوزخندی زدم و گفتم: چطور می‌تونم خوب باشم وقتی وسیله‌هامو بردن ؟؟ سالومه سری تکون داد و گفت: باور کن که ما نبودیم وقتی اومدیم کار از کار گذشته بود... با عصبانیت سری تکون وادم و از کنارشون رد شدم و رفتم.پایین میدونستم که چیکار کنم... وارده حیاط شدم آلما و مهین خانوم همچنان در حاله بحث و مجادله بودن +بحث نکن آلما..بیا بریم _واسه چی؟؟ +وسیله ای در کار نیست که بخایم ببریم... آلما با تعجب گفت : یعنی چی؟؟ نگاهی به مهین خانوم کردم که نیشخندی بهم زد +یعنی بی اجازه اومدن وسیاه هامو بردن...دزدیدن روبه سربازی که یگوشه وایستاده بود کردم و گفتم : من شکایت دارم مهین خانوم با عصبانیت اومد جلو و گفت : مدرک داری که من دزدیدم؟؟ یهو یاده دوربینایه خونه افتادم سری تکون دادم و گفتم : آره.. _از کجا؟ ادامه دارد... °°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
undefined🪽

رو به آلما کردم و گفتم : یادته قبلا تو خونه دوربین گذاشتم ...هنوزم هست مهین خانوم ‌پوزخندی زد و چیزی نگفت..
خاستم حرفی بهش بزنم که دره خونه باز شد و هوتن وارده خونه شد با دیدنش با عصبانیت رفتم طرفش و گفتم :
وسیله‌های خونه من کجاست ؟؟هوتن اول با تعجب نگاهم کرد یهو برگشت سمت مهین خانم که اونم براش چشم و ابرویی اومد..
_منظورت چیه؟؟ پوزخندی زدم و گفتم :منظورمو خوب می‌فهمی وسیله‌هام کجاست؟؟ مامور آوردم که وسیله‌هامو بار کنم و ببرم اما داخل خونه خالیه...
هوتن شونه‌ای بالا انداخت و گفت :الکی شلوغش نکن وسیله‌هاتو قبلاً بردی..
سری تکون دادم و گفتم :حرف آخرت همینه؟؟ هوتن برگشت سمت مهین خانم که اونم با غرغر گفت :
معلومه که همینه منظورت چیه می‌خوای؟؟ بچه‌مو تهدید کنی؟؟ شونه‌ای بالا انداختم و رو به هوتن گفتم:
تهدید که نه اما خودش می‌دونه خواستم از خونه برم بیرون که هوتن دوید دنبالم از بازوم گرفت که با عصبانیت گفتم: بهم دست نزن...‎



ادامه دارد...°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
undefined۲۵
undefined۲

۷۳۶

۱۶:۰۹

بازارسال شده از نجات بیزنیس با پروشات
thumbnail
undefined️تاوان عجیب ظلمundefined️کلاس پنجم بودم. بعد از مدرسه، توی یه مغازه‌ی مکانیکی کار میکردم؛ نه برای پول توجیبی، برای زنده موندن!صاحب مغازه، مردی خشن، خسیس و بد دهن بود. و سرِ هر چیز کوچیکی داد میزد انگار من یه غلام بی ارزش بودم ! یه روز سرِ یه اشتباه کوچیک، جلوی چشم یه مشتریِ زن، گوشم رو گرفت و از زمین بلندم کرد!
از شدت خجالت و تحقیر پا به فرار گذاشتم. رفتم پشت درخت ته کوچه و زدم زیر گریه. اون روز برای اولین بار به عدالت خدا شک کردم؛ گفتم: خدایا، این همه ظلم رو کی جواب میده؟
۳۰ سال گذشت و اون روزِ تلخ رو تقریباً فراموش کرده بودم؛ تا اینکه یه روز، حین پخش نذری، درِ یه خونه‌ی قدیمی رو زدم...در که باز شد، خشکم زد!!undefinedادامه داستان رو اینجا بخونیدundefined³ ble.ir/join/AKZdUXeGWAخدا جای حق نشسته... undefinedundefined

۲

۱۶:۰۹

بازارسال شده از تبلیغات 👑 زن و زندگــے 👑
یه صلوات بفرست نیت کن و بزن روی یکی از اسم های خدا ...ببین چه تقدیر قشنگی در انتظارتهundefined
undefinedیاشکور undefined undefinedیا قدوسundefined undefinedیا مجیبundefined
undefinedیا رحمانundefined undefined یا سمیع undefined undefinedیا فتاحundefined

یادت باشه من اولین کسی بودم که این سورپرایز رو برات آوردمundefined

۱

۱۶:۰۹

undefinedundefinedفراموش نکن که :انسان مانند رودخانه استهر چه عمیق‌تر باشد آرام‌تر است
انسان بزرگ بر خود سخت می‌گیردو انسان کوچک بر دیگران.
انسان قوی از خودش محافظت میکندو انسان قوی‌تر از دیگران
و قطعاً این قدرت را فقط میتوان در پناه پروردگار داشت.
هرکس که به او نزدیک‌تر است، قدرتمندتر، آرام‌تر و متواضع‌تر است.
و تابش نور او را میتوان در تمامی جوانب زندگی‌اش دید...

༄ ⃟ ཹ։❀
لینک کانالمونundefinedundefined@zan_v_zendegi
داستان زندگیتو برامون بفرسundefinedundefined@pari_166
undefined۲

۷۰۹

۱۶:۳۹

بازارسال شده از گسترده تبلیـغاتی پری
thumbnail
undefined برای اینکه بدونید کالابرگ و یارانه شما افزایش داشته یا خیر روی دهک خود کلیک کنید undefinedundefined

undefined کالابرگ و یارانه دهک ۱ تا ۳

undefined کالابرگ و یارانه دهک ۴ تا ۷

undefined کالابرگ و یارانه دهک ۸ تا ۱۰
‌

۲

۱۷:۴۲

undefined #فورییییی ؛ طلا از ۲۱ میلیون عبور کرد؛ تا آخر شهریور چه عددی را می‌بیند؟

طلا تا پایان شهریور چند میلیون می‌شود؟

این افزایش ادامه دارد یا قیمت برمی‌گردد؟

پیش‌بینی جدید و اعداد مهم بازار طلا


undefined برای جزئیات بیشتر روی متن آبی ضربه بزنید undefined
³

۸۰۲

۱۷:۴۲