لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑�
۷.۳ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۶ تیر
بازارسال شده از تبلیغات 👑 زن و زندگــے 👑
#خبر_مهم تا اون یک نفر استخدام نکرده شما اقدام کنید!!! همیشه نیروهای دورکارشو از همینجا میگیره،حقوقش برای شما عالیه ۳برابر اداره کار،همون موبایلی که داری تنهاچیزی که میخواد حقوق همه چیش سرموقع اس!undefined
آموزششم رایگان بهت میده وهمزمان با اموزش حقوقتم داری

فورا تااگهی پاک نکردم روی این لینک بزنید تا باهاش اشنابشید واموزش رایگانت شروع بشه

۱

۱۳:۱۶

👑 زن و زندگــے 👑
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined undefinedundefinedundefinedundefinedundefined undefinedundefinedundefinedundefined undefinedundefinedundefined undefinedundefined نازنین دوتا قهوه گرفت و اومد طرفم با هم روی نیمکت نشستیم که گفت : به کی زنگ می‌زدی؟؟ با تعجب نگاهش کردم که چشمک ریزی بهم زد خنده‌ای روی لبم نشست و گفتم : تو و شادی خیلی تیز و زرنگین _چطور مگه؟؟ + هیچی سریع یه سری مسائل رو می‌فهمین.. نازی ابرویی بالا انداخت و گفت : پس دیگه چیزی رو ازمون پنهون نکن حالا هم یالا زود بگو داشتی به کی زنگ می‌زدی ؟؟ سری تکون دادم و گفتم : خودت حدس بزن نازی نگاهی بهم کرد و گفت: نمی‌دونم از بچه‌های کلاس آره؟؟؟؟ +آره _به سامان زنگ می‌زدی؟؟ با تعجب گفتم :کدوم سامان؟؟؟ _سامان دلیری خندم گرفت و گفتم: خیلی بی‌شعوری نازی هم شروع کرد به خندیدن سامان دلیری یکی از بچه‌های کلاس بود یه پسر فوق العاده بی‌مزه... که همه از دستش عاصی بودند و هیچکس توی کلاس باهاش رابطه خوبی نداشت ضربه‌ای به شونه نازی زدم و گفتم: اصلاً بهت نمی‌گم ادامه دارد... undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined


نه ببخشید باهات شوخی کردم می‌دونم که به کی زنگ می‌زنی
+ اگه می‌دونی بگو

نازی برگشت طرفم یه ابروشو انداخت
بالا و گفت به کیان فروزان زنگ
می‌زنی درسته؟؟

+ نتونستم جلوی خندمو بگیرم و گفتم :خب تو از کجا می‌دونی ؟؟
نازی شونه‌ای بالا انداخت و گفت :

بالاخره دوست منی دیگه باید از یه
سری کارهات سر در بیارم
+دارم جدی میگم از کجا
می‌دونستی؟؟

خب عزیز دلم کاملاً تابلو تو و کیان
توی دانشگاه یکسره با همدیگه این اون وقت توقع داشتی بگم رفتی با سامان دلیری دوست شدی؟؟
اخمی بهش کردم که نازی قهوشو خورد +البته ما با همدیگه الان دوست نیستیم
نازی با تعجب گفت: چطور ؟؟شونه‌ای بالا انداختم و گفتم: خوب چون من هنوز پرونده طلاقم در جریانه و شرعی و قانونی شوهر دارم..
نازی سری تکون داد و گفت :چه فایده اسمش فقط توی شناسنامس+درسته خب معلومه که همین جوره من هیچ احساسی توی قلبم نسبت به هوتن ندارم..

ادامه دارد...undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
undefined۱۳

۳۲۰

۱۳:۴۰

بازارسال شده از سابقه گسترده طلایی💛
thumbnail
*محرم نذرکردم به یک نفر کمک کنمundefined
من هرماه بالای ۵ میلیارد در میارم الان میخوام به یک نفر:حقوق ۳ تا کارمند همزمان بدمundefinedهمیشگی باهاش کارکنم اونم دورکارundefinedبهش کار یادبدم و حتی مدیرش کنمundefined
کافیه اون یک نفر رایگان ازخودم کار بایک هوش مصنوعی یاد بگیره که و باهاش تولید محتوا کنه undefined

استخدام اون یک نفر100% کافیه روی این متن بزنی تا آموزشت شروع بشه ومنوبشناسی

۲

۱۳:۴۰

بازارسال شده از تبلیغات 👑 زن و زندگــے 👑
مثل هرسال نذر کردم به یک نفرکمک کنممیخوام از یک نفر مدیر بسازم و هر محرم دعام کنه، از ماه اول حقوق ۳ تا کارمند بهش میدمundefinedundefined
کارشم که از توی خونه اس، ۳ روزم تعطیلی داره، آموزششم که رایگان، از همون ماه اولم درامدشو داره

اگه میخوای اون یک نفر تو باشی سریعا روی این متن بزن تامنوبشناسی واموزشت شروع بشه

۱

۱۳:۴۰

👑 زن و زندگــے 👑
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined undefinedundefinedundefinedundefinedundefined undefinedundefinedundefinedundefined undefinedundefinedundefined undefinedundefined undefined نه ببخشید باهات شوخی کردم می‌دونم که به کی زنگ می‌زنی + اگه می‌دونی بگو نازی برگشت طرفم یه ابروشو انداخت بالا و گفت به کیان فروزان زنگ می‌زنی درسته؟؟ + نتونستم جلوی خندمو بگیرم و گفتم :خب تو از کجا می‌دونی ؟؟ نازی شونه‌ای بالا انداخت و گفت : بالاخره دوست منی دیگه باید از یه سری کارهات سر در بیارم +دارم جدی میگم از کجا می‌دونستی؟؟ خب عزیز دلم کاملاً تابلو تو و کیان توی دانشگاه یکسره با همدیگه این اون وقت توقع داشتی بگم رفتی با سامان دلیری دوست شدی؟؟ اخمی بهش کردم که نازی قهوشو خورد +البته ما با همدیگه الان دوست نیستیم نازی با تعجب گفت: چطور ؟؟ شونه‌ای بالا انداختم و گفتم: خوب چون من هنوز پرونده طلاقم در جریانه و شرعی و قانونی شوهر دارم.. نازی سری تکون داد و گفت :چه فایده اسمش فقط توی شناسنامس +درسته خب معلومه که همین جوره من هیچ احساسی توی قلبم نسبت به هوتن ندارم.. ادامه دارد... undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined



خود کیانم بهم گفته تا وقتی طلاق نگیرم رابطمونو علنی نمی‌کنه نازنین سری تکون داد و با جدیت گفت:
درستشم همینه چون الان تمام بچه‌های کلاس می‌دونن که تو شوهر داری..
سری تکون دادم و گفتم :خودمم همین نظرو دارم دلم نمی‌خواد بچه‌های کلاس برام حرف در بیارن نازنین با خنده گفت:
مخصوصاً نیلوفر.. کاملا مشخصه که دلش نمی‌خواد سر به تنت نباشه پوزخندی زدم و گفتم: از اون دختره ایکبیری حرف نزن...
نازنین خواست چیزی بگه که گوشیش زنگ خورد نگاهی بهش کردم که با عصبانیت تماس رو ریجکت کرد
+ کیه داره بهت زنگ می‌زنه؟؟ نازنین اخم می‌کرد و گفت: دانیال+ خب چرا جوابش رو نمیدی؟؟
نازی با عصبانیت نگاهم کرد و گفت: باید جوابش رو بدم؟؟+ خب آره شاید باهات کاری داره
نازی پوزخندی زد و گفت :من دیگه باهاش کاری ندارم +باهاش حرف زدی؟؟؟

ادامه دارد...
undefined۱۱

۲۷۸

۱۴:۰۱

بازارسال شده از سابقه گسترده طلایی💛
thumbnail
نذر کردم رایگان 2 نفروماشین دارکنم۹۲تا کارمند دورکار دارم نذر محرم کردم که همشون ماشین خریدن توی تصویرم میبنیداون دو نفر از فردااستخدام میکنمundefinedرایگان بخاطر نذرم کارو بهشون یادمیدمundefinedحقوق 2 تا کارمند یک کارگر بهشون میدمundefined
کارمن تولیدمحتوا باهوش مصنوعیه که کافیه رایگان یادش بگیری همزمان بااموزش حقوقم داری

اگه میخوای این نذرو بگیری وبیشتربدونی و آموزشت شروع بشه همین الان همینجا کلیک کن

۲

۱۴:۰۱

بازارسال شده از تبلیغات 👑 زن و زندگــے 👑
یک نفر سریعا استخدام شد ظرفیت درحال اتماماین اقا شرکت های زیادی داره ۳ماه پیشم نیروشو ازاینجاگرفت الانم نذرمحرم داشته وگرنه این شرایط به هیجکی نمیده!!فکرکن همزمان باآموزش رایگانت حقوق بالا بگیری جوری که بتونی اولین ماشین خودتو بخری توی تصویرم نشون داد کسایی که باش کارمیکنن چه ماشین های خریدنundefined
شغلشم خیلی اسونه ونیاز به پیش زمینه نداره
برای اینکه بیشتر بدونی واموزشت شروع بشه سریعا روی این متن کلیک کن

۱

۱۴:۰۱

undefinedundefinedundefinedundefined
undefinedundefinedundefinedundefined


#سوال_اعضا undefinedundefinedundefined
سلام‌پری جان لطفا پیامم رو بزارم خاهش میکنم خانوما تروخدا کمکم کنین همسرم طلبه اس و قاری‌قرآن ولی به شدت عصبی تازگی‌ها فوهش میده و هرچی‌میشه میگه اجازه نمیده برم خونه مادر پدرم و تهدیدم میکنه گوشیم رو میگیره ، همسرم مرده خوبیه ولی به شدت مغرور و خودخواه هستش جوری که می‌گه فقط باید باهاش با ادب صحبت کنم من‌نمیدونم کی بد حرف میزنم‌که بهم میگه پرو و زبون‌دراز ، بخدا نمی‌فهمم دردش چیه .مثله دیشب داشت بهم‌تیکه مینداخت و تیکه بارونم می‌کرد واسه این که اشکم در نیاد گفتم بسه لطفا و دوباره بهش برخورد هنوز نه ماه میشه آمدم سرخانه زندگیم وسیله پرتاب میکنه خسته شدم من همش ۱۷ سالمه میگه من حق ندارم اسم مادر پدرش رو بیارم ولی اون میتونه بیاره . از طلبه ها دیگه خوشم‌نمیاد خستم سه روزه کارم شده گریه از بس اخلاقش بد شده دائم به زن ها فوهش میده و میگه از زن ها متنفره احساس میکنم فقط مادرش رو زن نمونه میبینه و من رو یک زن کامل نمیبینه با این که همیشه کارهام مرتب و منظمه جونه عزیزتون راهنماییم کنین

لینک کانالمونundefinedundefined@zan_v_zendegi
داستان زندگیتو برامون بفرسundefinedundefined@pari_166
undefined۳

۲۳۸

۱۴:۲۰

thumbnail
قرص لاغری مانجارو با شناسنامه بهداشتیundefinedجایگزین آمپول لاغری رسید 🟣undefined
‌*رسیدن به وزن ایده آل و تناسب اندام دیگه آرزو نیست undefined undefined کاهش وزن اصولی در ۴۰ روز undefined بدون عوارض و بدون بازگشت وزنی' پشتیبانی ۲۴ ساعتزیر نظر متخصص تغذیه و کارشناس لاغری undefined09965674193برای مشاوره رایگان و ثبت سفارش عدد «۲» رو به آیدی زیر بفرستید undefined undefined@clinic_salamatlآدرس کانال نمایندگی مانجارو undefinedundefinedble.ir/join/AmDHnkGEgx

۲۶۹

۱۴:۲۰

تلنگر
امروز سوار يه تاكسى شدم..صد متر جلو تر يه خانمى كنار خيابون ايستاده بودراننده ى تاكسى بوق زد و خانم رو سوار كردچند ثانيه گذشتراننده تاكسى : چقدر رنگِ رژتون قشنگهخانم مسافر: ممنونراننده تاكسى : لباتون رو برجسته كردهخانم مسافر سايه بون جلوىِ صندلى راننده رو داد پايينُ لباشو رو به آينه غنچه كرد.خانم مسافر: واقعاً؟؟!راننده تاكسى خنديد با دستِ راست دستِ چپِ خانم مسافر رو گرفتُ نگاه كرد راننده تاكسى : با رنگِ لاكتون سِت كردين؟! واقعاً كه با سليقه اين تبريك ميگمخانم مسافر:واى ممنونم..چه دقتى معلومه كه آدمِ خوش ذوقى هستينتلفنِ همراه من زنگ خورد و اون دو نفر گرمِ حرف زدن بودن..موقع پياده شدن راننده ى تاكسى كارتش رو داد به خانم مسافرُ گفت هرجا خواستى برى،اگه ماشين خواستى زنگ بزن به من..خانم مسافر كارت رو گرفت يه چشمكِ ريزى هم زد و رفت..اينُ تعريف نكردم كه بخوام بگم خانم مسافر مشكل اخلاقى داشت يا راننده تاكسى...فقط ميخواستم بگم..توي اين چند دقيقه ممکنه کمتر کسی از ما به ذهنش رسيده باشهكه راننده ى تاكسى هم يك خانم بود..
ما با تصوراتی كه تو ذهنِ خودمونِ قضاوت ميكنيم..

لینک کانالمونundefinedundefined@zan_v_zendegi
داستان زندگیتو برامون بفرسundefinedundefined@pari_166
undefined۵
undefined۳

۲۱۸

۱۴:۳۸