امروز از عمق جان معنای این شعر را درک میکنیم...
┄┅┅┅┅┄❅
❅┄┅┅┅┅┄
به مجــــــله زن روز بپیوندید :https://ble.ir/zane_ruz
┄┅┅┅┅┄❅
۲۶
۱۱:۰۲
بسم الله الرحمن الرحیم...
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
دوستان و همراهان گرامی، سلام! صبحتون بهخیر و برکت ان شاالله!
«وَإِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ ۙ قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَٰذَا أَوْ بَدِّلْهُ ۚ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِي ۖ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَىٰ إِلَيَّ ۖ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ. و هنگامی که آیات روشن ما بر آنها خوانده میشود، کسانی که ایمان به لقای ما (و روز رستاخیز) ندارند میگویند: «قرآنی غیر از این بیاور، یا آن را تبدیل کن! (و آیات نکوهش بتها را بردار)» بگو: «من حق ندارم که از پیش خود آن را تغییر دهم؛ فقط از چیزی که بر من وحی میشود، پیروی میکنم! من اگر پروردگارم را نافرمانی کنم، از مجازات روز بزرگ (قیامت) میترسم!» (سوره مبارکه یونس آیه ۱۵)
@zane_ruz
دوستان و همراهان گرامی، سلام! صبحتون بهخیر و برکت ان شاالله!
«وَإِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ ۙ قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَٰذَا أَوْ بَدِّلْهُ ۚ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِي ۖ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَىٰ إِلَيَّ ۖ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ. و هنگامی که آیات روشن ما بر آنها خوانده میشود، کسانی که ایمان به لقای ما (و روز رستاخیز) ندارند میگویند: «قرآنی غیر از این بیاور، یا آن را تبدیل کن! (و آیات نکوهش بتها را بردار)» بگو: «من حق ندارم که از پیش خود آن را تغییر دهم؛ فقط از چیزی که بر من وحی میشود، پیروی میکنم! من اگر پروردگارم را نافرمانی کنم، از مجازات روز بزرگ (قیامت) میترسم!» (سوره مبارکه یونس آیه ۱۵)
@zane_ruz
۱۲
۵:۳۰
پدر را تصور کنید که از سرکار برگشته و خسته و کلافه روی مبل نشسته است. پسر چهاردهسالهاش پوست موزی را در دست گرفته و میپرسد: «بابا پوست موز رو چیکارش کنم؟» پدر لحظهای به او خیره میشود. سطل زباله چند قدم آنطرفتر قرار دارد. پاسخ آنقدر واضح است که سؤال کردن دربارهی آن بیمعنا به نظر میرسد. بسیاری از والدین چنین تجربهای دارند. نوجوانی که میپرسد: «این لیوان را کجا بگذارم؟ این لباس را کجا آویزان کنم؟ یا الان باید چهکار کنم؟» در حالی که پاسخ از نظر بزرگسالان کاملاً روشن است. این موقعیتها معمولاً با کلافگی همراه میشوند. والدین با خود فکر میکنند: مگر خودش نمیفهمد؟ اما شاید مسئله آن چیزی نباشد که در نگاه اول به نظر میرسد. این گلایه آنقدر رایج است که تقریباً در هر جمع خانوادگی میتوان نمونهای از آن را شنید. والدین از نوجوانانی میگویند که برای سادهترین کارها سؤال میپرسند؛ سؤالهایی که گویی پاسخشان جلوی چشم همه قرار دارد. از نگاه بزرگترها، این رفتار نشانهی تنبلی، بیدقتی یا وابستگی بیش از حد است. اما آیا واقعاً ماجرا همینقدر ساده است؟ آیا نوجوانی که میپرسد پوست موز را کجا بیندازم، واقعاً پاسخ را نمیداند؟ یا این پرسشهای بهظاهر بیمعنا، معنای دیگری در خود پنهان کردهاند؟ شاید برای فهمیدن این رفتار، لازم باشد بهجای تمرکز بر خود سؤال، به نیازهایی نگاه کنیم که پشت آن قرار گرفتهاند؛ نیاز به تأیید، ترس از اشتباه، عادت به راهنمایی گرفتن یا حتی تلاشی ساده برای برقراری ارتباط با والدین.
ادامهی مطلب
┄┅┅┅┅┄❅
❅┄┅┅┅┅┄
به مجــــــله زن روز بپیوندید :https://ble.ir/zane_ruz
┄┅┅┅┅┄❅
۱۲
۷:۰۳
.
شرکت در تشییع شهید انگیزهی شهادت را در انسان احیاء میکند
تشییع و احترام به شهدا، مثل همان کاریست که در قدیمها میکردند. قبلاً که کبریت نبود، نمیشد به این راحتی آتش درست کنند. معمولاً از همسایه آتش قرض میگرفتند. بچهها مقداری خاکستر کف دستشان میگذاشتند و دو تا حبه آتش میگذاشتند روی خاکستر و به خانه میآوردند. به این کار «اقتباس» میگفتند.
شرکت در تشییع و نماز شهید ، یعنی برای این منقلِ ذغالمان، مقداری آتش قرض کنیم. شما میپرسید آتش چه تأثیری دارد و اگر نباشد، ما چه کم داریم؟ گوشت را دیدهای که اگر دور از آتش باشد، چطور عفونت میکند و بوی گندش همه چیز را بر میدارد؟ انسان مثل این گوشت است. وقتی در رفاه و راحتی است، مثل گوشت، عفونتِ بیدردی پیدا میکند. بیدردی و بیرگی هم کم عفونتی نیست. همین گوشت را اگر به جای اینکه در هوای آزاد باشد، یک مقداری روی آتش بگیرند، عطر کباب آن زانوی آدم را سست میکند!
انسان وقتی در مصیبت قرار میگیرد مثل گوشتِ روی آتش، معطر میشود. از انسان، گندزدایی و غفلتزدایی میکند. همینکه انسان میگوید «اِنّا لِلّه»، به یاد این میافتد که مال خداست؛ به یاد این میافتد که «انّا الیه راجعون»: به سوی خدا بر میگردد.
بعد وقتی انسان میبیند که شهید، اینطور به خدا رجوع کرده، دهان انسان آب میافتد! ندیدهاید که وقتی ترشی میبینید، دهانتان آب میافتد؟ اهل معرفت هم وقتی شهید را میبینند دهانشان آب میافتد. اینطور رفتنی، اینطور تمامکردنی، این طور پایاندادنی، دهان بسیاری را آب میاندازد که از خدا، شهادت را آرزو کنند.
️آیت الله حائری شیرازی
┄┅┅┅┅┄❅
❅┄┅┅┅┅┄
به مجــــــله زن روز بپیوندید :https://ble.ir/zane_ruz
┄┅┅┅┅┄❅
۱۱
۹:۳۳
#اطلاعیه
همراهان گرامی کانال زن روز، با توجه به نزدیک بودن آیین وداع، تشییع و خاکسپاری رهبر شهید عزیزمان حضرت امام سید علی خامنهای، زن روز در نظر دارد دلنوشتههای شما دربارهی این رویداد مهم را با نام خودتان در کانال «زن روز» منتشر کند. از شما دعوت میکنیم پیامها و دلنوشتههای زیبایتان خطاب به رهبر عزیزمان را برایمان بفرستید. منتظر دریافت پیامهای شما هستیم.
️توجه داشته باشید دلنوشتهها و پیامهایتان باید بسیار کوتاه و حداکثر در ۶۰ کلمه خلاصه شده باشد.
آیدی ارسال:
@zaneruz97
همراهان گرامی کانال زن روز، با توجه به نزدیک بودن آیین وداع، تشییع و خاکسپاری رهبر شهید عزیزمان حضرت امام سید علی خامنهای، زن روز در نظر دارد دلنوشتههای شما دربارهی این رویداد مهم را با نام خودتان در کانال «زن روز» منتشر کند. از شما دعوت میکنیم پیامها و دلنوشتههای زیبایتان خطاب به رهبر عزیزمان را برایمان بفرستید. منتظر دریافت پیامهای شما هستیم.
آیدی ارسال:
@zaneruz97
۸
۱۴:۳۰
عزیزان حتما در این فراخوان شرکت کنید و پیامهای احساسی و دلی خودتون رو برامون بفرستید.فراموش نکنید نام و نام خانوادگی خودتون رو هم در انتهای پیامتون بنویسید
۸
۱۴:۳۴
مرگ حق است و هیچ راه گریزی از آن نیست. اما تو ای شجاعترین و پاکترین رهبر جهان! رهبر شهیدم! دقیقاً همانگونه رفتی که سزاوارش بودی رفتنت با دستان شقیترین انسانهای تاریخ جلوهای از تقابل نور و ظلمت بود. چه بسا خون پاکات دلهای مردهای را زنده کرد و خاکستر جهل را زدود. این رفتن نه پایان که آغاز آگاهیست.شهادتت نقطه صفر جهان شد.
️معصومه جمشیدی
┄┅┅┅┅┄❅
❅┄┅┅┅┅┄
به مجــــــله زن روز بپیوندید :https://ble.ir/zane_ruz
┄┅┅┅┅┄❅
۶
۱۶:۲۷
چشمهایش را به سختی باز کرد. احساس درد تمام وجودش را در بر گرفته بود. ـ این... اینجا کجاست؟ هوا گرگومیش بود. دشت بزرگی مقابلش بود. پر از گیاهان عجیب. هزاران نفر را دید که سرگردان اطرافشان را نگاه میکردند...
ادامهی داستانhttps://zanerouz.ir/fa/news/6982/
┄┅┅┅┅┄❅
❅┄┅┅┅┅┄
به مجــــــله زن روز بپیوندید :https://ble.ir/zane_ruz
┄┅┅┅┅┄❅
۶
۱۷:۱۹
چشمهایش را به سختی باز کرد. احساس درد تمام وجودش را در بر گرفته بود. ـ این... اینجا کجاست؟ هوا گرگومیش بود. دشت بزرگی مقابلش بود. پر از گیاهان عجیب. هزاران نفر را دید که سرگردان اطرافشان را نگاه میکردند...
ادامهی داستان
┄┅┅┅┅┄❅
❅┄┅┅┅┅┄
به مجــــــله زن روز بپیوندید :https://ble.ir/zane_ruz
┄┅┅┅┅┄❅
۳
۲۲:۲۳