زنجان فوری
پپه اسکوبار، تحلیلگر ژئوپلیتیک برزیلی : ترامپ میلیاردها دلار پیشنهاد داد تا فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران را بخرد و سپاه را از درون متلاشی کند. وحیدی این پیشنهاد را رد کرد و این اطلاعات مستقیماً به رهبر ایران منتقل شد
کاری نداریم این چقدر واقعیت داره
اما اشتباه ترامپ و امثالهم همینجاست
فکر میکنن مثلا نیروهای نظامی ایران هم مثل ونزوئلا و باکو و شوروی و بقیه جاها هستند
اینجا فرماندهان نظامی و نیروهای مسلح جانشان را برای حفظ کشور میدهند و عقیدتی هستند و مثل بقیه دنیا برای درامد نمیجنگند
اما اشتباه ترامپ و امثالهم همینجاست
فکر میکنن مثلا نیروهای نظامی ایران هم مثل ونزوئلا و باکو و شوروی و بقیه جاها هستند
اینجا فرماندهان نظامی و نیروهای مسلح جانشان را برای حفظ کشور میدهند و عقیدتی هستند و مثل بقیه دنیا برای درامد نمیجنگند
۷۵۷
۳:۴۴
بیانیه بصیرتی ۱۴۰۵/۰۵/۳۱
بسم الله الرحمن الرحیم
آنتی فتنه :
رئیس جمهور محترم بارها گفتن که هر کس میتونه راهکار بده برای این شرایط اقتصادی ما استقبال میکنیمما هم در راستای امتثال امر امام شهید و امام رشید مون که فرمودن دولت رو کمک کنید سلسله بیانیه هایی رو عرض کردیم که در اون راهکارهای برون رفت از وضعیت بد اقتصادی امروز وجود دارهتمام این راهکارها امکان سنجی شده و کاملا قابل اجراست البته اگر دولت عزم اجرا داشته باشد به قول خود جناب پزشکیان ، اگر این راهکارها اجرا نشد و یا نتونستیم اجرا کنیم ما رو وسط میدان دار بزنن اگر روی حرفتون صادق هستید ، حاضریم تمام این راهکارها رو در اختیار قرار بدیم و حتی کمک کنیم برای اجرای اون
و اما بریم سر اصل مطلب
بحث رو با یک سوال مهم شروع میکنم ؛
چرا با این همه ظرفیت، هنوز اقتصاد ایران نتوانسته آنطور که باید قدرتمند شود؟
ما کشور فقیری نیستیم.از منابع طبیعی و معدن و نفت و گاز گرفته تا کشاورزی، دامداری، نیروی جوان، نخبگان، صنایع مختلف و موقعیت جغرافیایی، ظرفیتهای بزرگی در گوشهگوشه کشور داریم.مشکل اصلی اینجاست که این ظرفیتها را هنوز به شکل یک شبکه اقتصادی بههمپیوسته مدیریت نکردهایم.
بگذارید یک مثال ساده بزنم.همونطور که میدانید خراسان جنوبی که یک استان کاملا محروم است ، بزرگترین ظرفیت در پشم و کرک کشور را دارد.چرا باید این ماده اولیه همانجا کمارزش بماند یا حتی از بین برود؟ ( در خیلی از اوقات سوزانده میشود)
میشود ظرفیت منطقه را جمعآوری و فرآوری کرد و مواد اولیه را در اختیار صنایع نساجی یزد قرار داد. یزد میتواند نخ باکیفیت تولید کند و این نخ در اختیار واحدهای پارچهبافی استانهای دیگر قرار بگیرد.
بعد از تولید پارچه، تازه قسمت مهم ماجرا شروع میشود.باید طراح ایرانی وارد میدان شود.طراحانی که لباس ایرانی و اسلامی را با سلیقه امروز جوان ایرانی طراحی کنند؛ لباس زیبا، شیک، باکیفیت و قابل رقابت با نمونه خارجی.
بعد این طرحها باید به شبکه بزرگی از کارگاههای تولیدی در سراسر کشور برسد و در نهایت فروشگاهها، فروش اینترنتی و بازار صادراتی محصول را به دست مصرفکننده برسانند.
میدونید با این کار چقدر میشه در حوزه فرهنگ پوشش کشور و از بین بردن بی حجابی کار بزرگی انجام داد !!!! تازه از توش میشه پول هم درآورد .
اینجا دیگر فقط یک کارخانه ساخته نشده.یک زنجیره اقتصادی ساختهایم.دامدار و تولیدکننده ماده اولیه، کارخانه نساجی، کارگر، طراح، تولیدکننده پوشاک، حملونقل، بازاریاب، فروشنده و صادرکننده، همه از یک فعالیت اقتصادی واقعی منتفع میشوند.
همین مدل را میتوان در چرم هم اجرا کرد.
اگر ظرفیت دامداری و چرم لرستان را درست شناسایی کنیم، میتوان فرآوری چرم را توسعه داد و آن را به ظرفیتهای صنعتی شهرهایی مثل تبریز متصل کرد تا تولید کفش، کیف و محصولات چرمی توسعه پیدا کند.
در فرش هم همین ظرفیت را داریم.مشهد، تبریز، کاشان و بسیاری از مناطق کشور هرکدام ظرفیت و سابقه ارزشمندی دارند.
این داستان فقط درباره پشم و چرم و فرش نیست.کشاورزی، صنایع غذایی، معدن، گیاهان دارویی، شیلات، صنایع دستی، پوشاک، مبلمان، گردشگری و فناوری و ... هم میتوانند وارد همین شبکه شوند.
قرار نیست هر استان همهچیز تولید کند.
اتفاقاً باید هر منطقه بر اساس مزیت واقعی خودش نقش داشته باشد و ظرفیتهای استانها در کنار هم قرار بگیرند.
اینجا یک اتفاق بسیار مهم رخ میدهد.
استانها دیگر جزیرههای جدا از هم نیستند؛ بلکه برای تولید و رونق اقتصادی به یکدیگر نیاز پیدا میکنند.
این موضوع فقط اقتصادی نیست؛ اهمیت امنیتی و اجتماعی هم دارد.
وقتی منافع اقتصادی مردم در استانهای مختلف به هم گره بخورد، انسجام ملی هم پشتوانه اقتصادی پیدا میکند.البته باید مراقب باشیم یک استان فقط تأمینکننده ماده خام و استان دیگری صاحب تمام ارزش افزوده نباشد.ارزش افزوده، سرمایهگذاری و اشتغال باید در مناطق مختلف کشور توزیع شود تا همه احساس کنند در این شبکه اقتصادی سهم دارند.
اما سؤال اصلی که شاید یک مسئول در برخورد اول با این ایده ها داشته باشد ، این است:پول اجرای این پروژهها از کجا بیاید؟
اینجاست که باید سرمایههای خرد مردم را وارد میدان کنیم.
مردم سرمایه دارند؛ اما سرمایههای خرد وقتی پراکنده باشند، نمیتوانند کارخانه و زنجیره اقتصادی ایجاد کنند.
ما باید پروژههای واقعی و شفاف تعریف کنیم.مثلاً پروژه تکمیل زنجیره چرم.زمین، مجوز، ظرفیت تولید، مجری، بازار فروش، سرمایه موردنیاز و مدل درآمدی آن از ابتدا مشخص باشد.بعد مردم بتوانند در چارچوب قانونی و شفاف، در چنین پروژهای مشارکت کنند.
اینجا مردم دیگر فقط مصرفکننده نیستند.
خودشان در ساختن اقتصاد کشور شریک میشوند.
دولت نباید کارخانهدار شود.وظیفه دولت این است که آمایش سرزمینی را جدی کند، ظر
بسم الله الرحمن الرحیم
آنتی فتنه :
رئیس جمهور محترم بارها گفتن که هر کس میتونه راهکار بده برای این شرایط اقتصادی ما استقبال میکنیمما هم در راستای امتثال امر امام شهید و امام رشید مون که فرمودن دولت رو کمک کنید سلسله بیانیه هایی رو عرض کردیم که در اون راهکارهای برون رفت از وضعیت بد اقتصادی امروز وجود دارهتمام این راهکارها امکان سنجی شده و کاملا قابل اجراست البته اگر دولت عزم اجرا داشته باشد به قول خود جناب پزشکیان ، اگر این راهکارها اجرا نشد و یا نتونستیم اجرا کنیم ما رو وسط میدان دار بزنن اگر روی حرفتون صادق هستید ، حاضریم تمام این راهکارها رو در اختیار قرار بدیم و حتی کمک کنیم برای اجرای اون
و اما بریم سر اصل مطلب
بحث رو با یک سوال مهم شروع میکنم ؛
چرا با این همه ظرفیت، هنوز اقتصاد ایران نتوانسته آنطور که باید قدرتمند شود؟
ما کشور فقیری نیستیم.از منابع طبیعی و معدن و نفت و گاز گرفته تا کشاورزی، دامداری، نیروی جوان، نخبگان، صنایع مختلف و موقعیت جغرافیایی، ظرفیتهای بزرگی در گوشهگوشه کشور داریم.مشکل اصلی اینجاست که این ظرفیتها را هنوز به شکل یک شبکه اقتصادی بههمپیوسته مدیریت نکردهایم.
بگذارید یک مثال ساده بزنم.همونطور که میدانید خراسان جنوبی که یک استان کاملا محروم است ، بزرگترین ظرفیت در پشم و کرک کشور را دارد.چرا باید این ماده اولیه همانجا کمارزش بماند یا حتی از بین برود؟ ( در خیلی از اوقات سوزانده میشود)
میشود ظرفیت منطقه را جمعآوری و فرآوری کرد و مواد اولیه را در اختیار صنایع نساجی یزد قرار داد. یزد میتواند نخ باکیفیت تولید کند و این نخ در اختیار واحدهای پارچهبافی استانهای دیگر قرار بگیرد.
بعد از تولید پارچه، تازه قسمت مهم ماجرا شروع میشود.باید طراح ایرانی وارد میدان شود.طراحانی که لباس ایرانی و اسلامی را با سلیقه امروز جوان ایرانی طراحی کنند؛ لباس زیبا، شیک، باکیفیت و قابل رقابت با نمونه خارجی.
بعد این طرحها باید به شبکه بزرگی از کارگاههای تولیدی در سراسر کشور برسد و در نهایت فروشگاهها، فروش اینترنتی و بازار صادراتی محصول را به دست مصرفکننده برسانند.
میدونید با این کار چقدر میشه در حوزه فرهنگ پوشش کشور و از بین بردن بی حجابی کار بزرگی انجام داد !!!! تازه از توش میشه پول هم درآورد .
اینجا دیگر فقط یک کارخانه ساخته نشده.یک زنجیره اقتصادی ساختهایم.دامدار و تولیدکننده ماده اولیه، کارخانه نساجی، کارگر، طراح، تولیدکننده پوشاک، حملونقل، بازاریاب، فروشنده و صادرکننده، همه از یک فعالیت اقتصادی واقعی منتفع میشوند.
همین مدل را میتوان در چرم هم اجرا کرد.
اگر ظرفیت دامداری و چرم لرستان را درست شناسایی کنیم، میتوان فرآوری چرم را توسعه داد و آن را به ظرفیتهای صنعتی شهرهایی مثل تبریز متصل کرد تا تولید کفش، کیف و محصولات چرمی توسعه پیدا کند.
در فرش هم همین ظرفیت را داریم.مشهد، تبریز، کاشان و بسیاری از مناطق کشور هرکدام ظرفیت و سابقه ارزشمندی دارند.
این داستان فقط درباره پشم و چرم و فرش نیست.کشاورزی، صنایع غذایی، معدن، گیاهان دارویی، شیلات، صنایع دستی، پوشاک، مبلمان، گردشگری و فناوری و ... هم میتوانند وارد همین شبکه شوند.
قرار نیست هر استان همهچیز تولید کند.
اتفاقاً باید هر منطقه بر اساس مزیت واقعی خودش نقش داشته باشد و ظرفیتهای استانها در کنار هم قرار بگیرند.
اینجا یک اتفاق بسیار مهم رخ میدهد.
استانها دیگر جزیرههای جدا از هم نیستند؛ بلکه برای تولید و رونق اقتصادی به یکدیگر نیاز پیدا میکنند.
این موضوع فقط اقتصادی نیست؛ اهمیت امنیتی و اجتماعی هم دارد.
وقتی منافع اقتصادی مردم در استانهای مختلف به هم گره بخورد، انسجام ملی هم پشتوانه اقتصادی پیدا میکند.البته باید مراقب باشیم یک استان فقط تأمینکننده ماده خام و استان دیگری صاحب تمام ارزش افزوده نباشد.ارزش افزوده، سرمایهگذاری و اشتغال باید در مناطق مختلف کشور توزیع شود تا همه احساس کنند در این شبکه اقتصادی سهم دارند.
اما سؤال اصلی که شاید یک مسئول در برخورد اول با این ایده ها داشته باشد ، این است:پول اجرای این پروژهها از کجا بیاید؟
اینجاست که باید سرمایههای خرد مردم را وارد میدان کنیم.
مردم سرمایه دارند؛ اما سرمایههای خرد وقتی پراکنده باشند، نمیتوانند کارخانه و زنجیره اقتصادی ایجاد کنند.
ما باید پروژههای واقعی و شفاف تعریف کنیم.مثلاً پروژه تکمیل زنجیره چرم.زمین، مجوز، ظرفیت تولید، مجری، بازار فروش، سرمایه موردنیاز و مدل درآمدی آن از ابتدا مشخص باشد.بعد مردم بتوانند در چارچوب قانونی و شفاف، در چنین پروژهای مشارکت کنند.
اینجا مردم دیگر فقط مصرفکننده نیستند.
خودشان در ساختن اقتصاد کشور شریک میشوند.
دولت نباید کارخانهدار شود.وظیفه دولت این است که آمایش سرزمینی را جدی کند، ظر
۶۷۶
۶:۳۷
فیتها را شناسایی کند، زیرساخت بسازد، قوانین دستوپاگیر را اصلاح کند و امنیت سرمایهگذاری را فراهم کند.
بخش خصوصی باید پروژه را اجرا کند و مسئول تولید و بازار باشد.
بنیاد تعاون با ایجاد بستر تعاونی ها میتواند زمینه سازماندهی مشارکت مردم باشد.
مردم سرمایه خودشان را وارد پروژههای شفاف و واقعی کنند.
و بانک؟
بانک فقط مجری مالی باشد.
نه کارخانهدار، نه شریک پروژه و نه مدیر تولید.
بانک باید گردش مالی پروژه را انجام دهد، حسابهای پروژه را شفاف نگه دارد، دریافتها و پرداختها را ثبت کند، سود واقعی پروژه را بر اساس اسناد مالی محاسبه کند و سهم هر سرمایهگذار را طبق قرارداد و قانون پرداخت کند.
صداوسیمای استانی و رسانهها هم نباید فقط تبلیغکننده پروژه باشند.
باید گزارشگر شفافیت باشند.
به مردم بگویند این پروژه چقدر سرمایه جذب کرده، چقدر پیشرفت داشته، چقدر تولید کرده، چقدر فروش داشته، چه میزان اشتغال ایجاد کرده و اگر مشکلی دارد، همان را هم صادقانه گزارش کنند.
چون اگر قرار است سرمایه مردم وارد اقتصاد شود، چیزی که بیشتر از تبلیغ نیاز داریم، اعتماد است.
حالا تصور کنید این مدل فقط برای یک پروژه اجرا نشود.اگر دهها زنجیره اقتصادی در سراسر کشور شکل بگیرد، اتفاق بزرگی رخ خواهد داد.سرمایههای خرد مردم وارد تولید میشود.استانها به یکدیگر متصل میشوند.اشتغال از دل تولید واقعی ایجاد میشود.ارزش افزوده به جای خروج از کشور، داخل ایران شکل میگیرد.وابستگی به خامفروشی کاهش پیدا میکند.و اگر محصول نهایی کیفیت و قیمت رقابتی داشته باشد، بازار صادراتی هم در اختیار ما قرار میگیرد.حتی در حوزه فرهنگ هم میتوانیم نتیجه بگیریم.
وقتی میگوییم لباس ایرانی و اسلامی تولید شود، نباید فقط از جوان بخواهیم لباس خارجی نپوشد.باید لباس ایرانیِ زیبا، باکیفیت و جذاب جلوی او بگذاریم تا خودش انتخابش کند.
این یعنی اقتصاد در خدمت فرهنگ.
و فرهنگ هم میتواند به بازار و تولید قدرت بدهد.
من معتقدم این همان جایی است که باید مفهوم اقتصاد مقاومتی را از شعار خارج کنیم.
اقتصاد مقاومتی یعنی کشوری که ظرفیتهای خودش را میشناسد، آنها را به هم متصل میکند، سرمایه مردم را به تولید میآورد، ارزش افزوده ایجاد میکند و در برابر تحریم و بحران، مسیرهای جایگزین دارد.
ما برای شروع هم لازم نیست کل ایران را یکباره وارد این طرح کنیم.
اول پنج زنجیره اقتصادی را انتخاب کنیم.
برای هرکدام چند استان را درگیر کنیم.
یک پروژه واقعی را از تأمین ماده اولیه تا تولید نهایی و فروش اجرا کنیم.
اگر جواب داد، مدل را توسعه بدهیم.
من به آینده ایران خوشبینم؛ اما نه به خاطر شعار.به این دلیل که هنوز بخش بزرگی از ظرفیت این کشور اصلاً فعال نشده است.
ما مشکل ظرفیت نداریم؛ مشکل، وصل نکردن ظرفیتها به یکدیگر است.
اگر روزی بتوانیم خراسان جنوبی، یزد، چهارمحال و بختیاری، لرستان، آذربایجان، خراسان رضوی، اصفهان، کاشان و همه مناطق کشور را در دهها زنجیره اقتصادی واقعی به هم متصل کنیم، آن روز دیگر با مجموعهای از استانهای جدا از هم مواجه نیستیم.
با یک ایران اقتصادیِ بههمپیوسته مواجهیم.
ایرانی که در آن مردم فقط منتظر کمک دولت نیستند؛ خودشان در ساختن اقتصاد کشور سهیماند.
و به نظر من، آینده ایران دقیقاً از همینجا ساخته میشود.
با این ایده در کمتر از یکسال چنان رونق اقتصادی شکل خواهد گرفت که تمام کمبودهای مالی دولت و مردم و اشتغال و ازدواج و حجاب و پوشاک و ... همه و همه حل خواهد شد
و سوال اصلی اینجاست
آیا عزمی برای اجرا وجود داره؟
بسمالله
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
بخش خصوصی باید پروژه را اجرا کند و مسئول تولید و بازار باشد.
بنیاد تعاون با ایجاد بستر تعاونی ها میتواند زمینه سازماندهی مشارکت مردم باشد.
مردم سرمایه خودشان را وارد پروژههای شفاف و واقعی کنند.
و بانک؟
بانک فقط مجری مالی باشد.
نه کارخانهدار، نه شریک پروژه و نه مدیر تولید.
بانک باید گردش مالی پروژه را انجام دهد، حسابهای پروژه را شفاف نگه دارد، دریافتها و پرداختها را ثبت کند، سود واقعی پروژه را بر اساس اسناد مالی محاسبه کند و سهم هر سرمایهگذار را طبق قرارداد و قانون پرداخت کند.
صداوسیمای استانی و رسانهها هم نباید فقط تبلیغکننده پروژه باشند.
باید گزارشگر شفافیت باشند.
به مردم بگویند این پروژه چقدر سرمایه جذب کرده، چقدر پیشرفت داشته، چقدر تولید کرده، چقدر فروش داشته، چه میزان اشتغال ایجاد کرده و اگر مشکلی دارد، همان را هم صادقانه گزارش کنند.
چون اگر قرار است سرمایه مردم وارد اقتصاد شود، چیزی که بیشتر از تبلیغ نیاز داریم، اعتماد است.
حالا تصور کنید این مدل فقط برای یک پروژه اجرا نشود.اگر دهها زنجیره اقتصادی در سراسر کشور شکل بگیرد، اتفاق بزرگی رخ خواهد داد.سرمایههای خرد مردم وارد تولید میشود.استانها به یکدیگر متصل میشوند.اشتغال از دل تولید واقعی ایجاد میشود.ارزش افزوده به جای خروج از کشور، داخل ایران شکل میگیرد.وابستگی به خامفروشی کاهش پیدا میکند.و اگر محصول نهایی کیفیت و قیمت رقابتی داشته باشد، بازار صادراتی هم در اختیار ما قرار میگیرد.حتی در حوزه فرهنگ هم میتوانیم نتیجه بگیریم.
وقتی میگوییم لباس ایرانی و اسلامی تولید شود، نباید فقط از جوان بخواهیم لباس خارجی نپوشد.باید لباس ایرانیِ زیبا، باکیفیت و جذاب جلوی او بگذاریم تا خودش انتخابش کند.
این یعنی اقتصاد در خدمت فرهنگ.
و فرهنگ هم میتواند به بازار و تولید قدرت بدهد.
من معتقدم این همان جایی است که باید مفهوم اقتصاد مقاومتی را از شعار خارج کنیم.
اقتصاد مقاومتی یعنی کشوری که ظرفیتهای خودش را میشناسد، آنها را به هم متصل میکند، سرمایه مردم را به تولید میآورد، ارزش افزوده ایجاد میکند و در برابر تحریم و بحران، مسیرهای جایگزین دارد.
ما برای شروع هم لازم نیست کل ایران را یکباره وارد این طرح کنیم.
اول پنج زنجیره اقتصادی را انتخاب کنیم.
برای هرکدام چند استان را درگیر کنیم.
یک پروژه واقعی را از تأمین ماده اولیه تا تولید نهایی و فروش اجرا کنیم.
اگر جواب داد، مدل را توسعه بدهیم.
من به آینده ایران خوشبینم؛ اما نه به خاطر شعار.به این دلیل که هنوز بخش بزرگی از ظرفیت این کشور اصلاً فعال نشده است.
ما مشکل ظرفیت نداریم؛ مشکل، وصل نکردن ظرفیتها به یکدیگر است.
اگر روزی بتوانیم خراسان جنوبی، یزد، چهارمحال و بختیاری، لرستان، آذربایجان، خراسان رضوی، اصفهان، کاشان و همه مناطق کشور را در دهها زنجیره اقتصادی واقعی به هم متصل کنیم، آن روز دیگر با مجموعهای از استانهای جدا از هم مواجه نیستیم.
با یک ایران اقتصادیِ بههمپیوسته مواجهیم.
ایرانی که در آن مردم فقط منتظر کمک دولت نیستند؛ خودشان در ساختن اقتصاد کشور سهیماند.
و به نظر من، آینده ایران دقیقاً از همینجا ساخته میشود.
با این ایده در کمتر از یکسال چنان رونق اقتصادی شکل خواهد گرفت که تمام کمبودهای مالی دولت و مردم و اشتغال و ازدواج و حجاب و پوشاک و ... همه و همه حل خواهد شد
و سوال اصلی اینجاست
آیا عزمی برای اجرا وجود داره؟
بسمالله
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
۸۴۱
۶:۳۷
۱K
۱۴:۵۷
طلا ۲۲ میلیون رو رد کرد سکه هم ۲۱۸ میلیون
۵۷۷
۱۳:۲۹
عراقچی:
هیچ وقت نترسیدهایم. تمام حرکاتشان چه محاصره چه سایر حرکات نظامی که داشتند، شکست خورده این بحث جدیدشان هم شکست میخورد.
داداش ما اگر بعد جنگ درست عمل کرده بودیم کار اینقدر طول نکشیده بود و قطعا بازار دلار و اقتصاد هم مدت ها استراحت میکرد
هیچ وقت نترسیدهایم. تمام حرکاتشان چه محاصره چه سایر حرکات نظامی که داشتند، شکست خورده این بحث جدیدشان هم شکست میخورد.
داداش ما اگر بعد جنگ درست عمل کرده بودیم کار اینقدر طول نکشیده بود و قطعا بازار دلار و اقتصاد هم مدت ها استراحت میکرد
۵۸۳
۱۳:۳۰
داگ فورد استاندار انتاریو کانادا :
دونالد ترامپ از آن دسته افرادی است که در روز اول، پول ناهار شما را میدزدد. در روز دوم، کلاه سر شما را برمیدارد و در روز سوم، کفشهای شما را میدزدد
دونالد ترامپ از آن دسته افرادی است که در روز اول، پول ناهار شما را میدزدد. در روز دوم، کلاه سر شما را برمیدارد و در روز سوم، کفشهای شما را میدزدد
۵۵۳
۱۳:۳۰
مک کارنی نخست وزیر کانادا :
توافقات از جانب آمریکا با مداد امضاء می شود
توافقات از جانب آمریکا با مداد امضاء می شود
۵۲۳
۱۳:۳۳
لارنس نورمن، خبرنگار والاستریتژورنال:
برداشت شخصی من این است که دو طرف در نهایت دوباره به همان تفاهمنامه بازخواهند گشت.
هنوز باید منتظر ماند و دید تحولات به کدام سمت میرود.
برداشت شخصی من این است که دو طرف در نهایت دوباره به همان تفاهمنامه بازخواهند گشت.
هنوز باید منتظر ماند و دید تحولات به کدام سمت میرود.
۶۱۴
۱۳:۳۴
بسم الله الرحمن الرحیم
:
امروز هم قصد این رو داریم تا یکی از راهکارهای برون رفت از مشکلات اقتصادی بر اساس نگاه به داخل و امکان سنجی اون رو مورد بررسی قرار بدیم
این حرکت در راستای لبیک به فرمان مقام معظم رهبری در حمایت از دولت و همچنین درخواست ریاست محترم جمهور مبنی بر کمک به دولت ، انجام میشه
و اما بعد...
خیلی از کشورهای اروپایی با داشتن مرز دریایی و اتصال به آبهای آزاد ، با بهره گیری از برکات دریا کشور خودشون رو اداره میکنندحتی کشورهایی رو داریم که به صورت تک منابعی فقط از طریق دریا ارتزاق میکنند
کشور پهناور و پر برکت ما هم از جنوب به آبهای آزاد راه داره و هم در شمال به دریاچه خزر مرتبطه با این حال ما با ۹۰ میلیون جمعیت ، چقدر تونستیم از برکات دریا بهره مند بشیم ؟
ایران با داشتن تقریبا ۱۲۰۰۰ مزرعه آبزیان و ماهیان گرم آبی و سردآبی فقط تونسته ۵ درصد از مصرف داخلی خودش رو تامین کنهبقیه این نیاز از فرانسه و بلژیک تامین میشه
در یه بازدیدی که از یک مزرعه بزرگ آبی در نزدیکی پایتخت داشتیم متوجه شدیم تمام لارو های ماهی ها از فرانسه و بلژیک وارد کشور میشه که همه شون عقیم هستند
جالب اینکه مدیر اون مزرعه بزرگ آبزیان میگفت که اولا ۴۰ ساله یک عده از بهاییان دارند در این حوزه فعالیت میکنندو دوم اینکه این ماهی های عقیم شاید در ظاهر بر ما اثر نگذارند ولیکن قطعا بچه ها و نسلهای بعد از ما رو دچار سرطان میکنند. چون دستکاری ژنتیکی شدن
ما در حوزه مولد سازی و هچری ماهی (پرورش لارو ماهی) ، بسیار ضعیف عمل کرده ایم در حالیکه جوانانی داریم که در این حوزه بسیار نخبه اند و توان ایجاد مزارع مختص مولد سازی در کشور وجود داره
۹۵ درصد صنعت مزرعه داری آبزیان ما سنتی است در حالیکه ما تکنولوژی هایی رو در اختیار داریم که به جرأت میگم کشورهای جهان اولی هم ندارند
با توجه به این کم آبی میشه با تکنولوژی های جدید مصرف آب رو برای پرورش آبزیان تا ۹۰ درصد کاهش داد و با این حال بهره وری رو پنج برابر کرد
با توجه به اطلاعات میدانی که داریم تنها یک استان هم مرز با آب ما یعنی بوشهر توان این رو داره که بتونه کل پول مورد نیاز کشور رو دربیاره
یعنی فقط با فعال کردن یک پتاسیل در یک استان میشه کشور ۹۰ میلیونی ایران رو اداره کرد
این حرف قابل اثباته
در حوزه درآمدزایی آبزیان فقط این رو بگم که کشورهایی مثل آذربایجان و کشورهای حاشیه خلیج فارس و کشورهای همسایه ما دارن داخل کشور ما هزینه میکنند تا مزرعه آبزی پروری راه اندازی کنند تا بتونن نیاز کشورشون رو تامین کنند
حالا وضعیت ما در چه حالتی است ؟بزرگترین مزرعه ماهی کشور با ۴۷۰ هکتار وسعت ، مال شرکت ماهی کارونه که فقط ۳۰ هکتار اون زیر بار رفته و بقیه اون متأسفانه بلااستفاده افتاده جالب و البته متاسفانه اینه که بزرگترین مزرعه آبزی پروری کشور حتی یک واحد بسته بندی ساده نداره و سورتینگ ماهی داره با چشم و توسط یک عده کارگر صورت میپذیره این یک فاجعه است
ما حتی پیشنهاد تکنولوژی که در اختیار داریم رو بهشون دادیم ولی متأسفانه طی جلساتی که داشتیم هنوز موافقت نشده اگر این مزرعه با تکنولوژی جدیدی که داریم مجهز بشه به جرأت میتونه ده درصد مصرف داخلی رو تامین کنه
در حالیکه این مزرعه ، فروش بازار داخلی نداره و به صورت سبدی داره به بازار عراق فروخته میشه
و اما مورد دوم متأسفانه ماهیگیری جنوب کشور به چین داده شده و با صید ترال که همه ماهی ها رو از کف دریا عین جارو برقی دارن صید میکنند و میبرند ، و باعث کم رونق شدن صید ماهیگیران خودمون شده
مورد سوم اینکهدر کنار پرورش ماهی میشه میگو هم پرورش داد تفاله میگو و پوست میگو امکان ایجاد یک ماده ای داره به نام کیتوسان که یک کیلوگرم از این ماده که در صنایع پزشکی و آرایشی استفاده میشه برابری میکنه با قیمت چندین بشکه نفت این محصول رو میشه در یک استخر دویست متری هم راه اندازی کرد و کاری هم نداره و این تکنولوژیش رو هم با توجه به علم نانو در اختیار داریم و امکان پذیره
مورد چهارم استفاده از خاویار و حتی املاح دریا مثل نمک و جلبکهای دریایی و ... است که مشتریان بسیاری از آسیای شرقی مثل چین و کره و ژاپن داره
از تمام این پتانسیل ها میشه استفاده کرد
تمام راهکارهای گفته شده فقط بیست درصد از توانمندی های یک استان مثل بوشهرهفعال کردن پتانسیل گردشگری و توریسم و هتل داری و رستوران داری و زدن بزرگترین پارک آبی خاورمیانه هم به کنار که برای همشون طرح هایی موجوده که میتونه حتی بدون پول دولتی انجام بشه
امیدواریم که این راهکارها به گوش ریاست محترم جمهور برسه و ما هم دستمون رو برای یاری دولت دراز میکنیم
به امید پیشرفت و آبادانی کشور عزیزمون
والسلام
۶۰۳
۲۰:۳۴